ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۲۳۲۱.

واکاوی تجارب زیسته والدین مشهدی از تربیت محیط زیستی فرزندانشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
تربیت محیط زیستی والدین ضمن شکل دهی به نظام شناختی، ارزش ها و جهان بینی محیط زیستی فرزندان، نظام رفتار محیط زیستی آ نها را نیز هدایت می کند. در این راستا هدف اصلی این مطالعه، احصای تجربیات زیسته والدین از تربیت محیط زیستی فرزندانشان و کشاندن این تجارب به عرصه علم رسمی با خوانشی ازنظر علم جامعه شناسی محیط زیست است. رویکرد این پژوهش «کیفی»، روش آن «نظریه داده بنیاد» با رویکرد سیستماتیک، ابزار گردآوری داده ها «مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته» و پارادایم نظری حاکم بر آن، «تفسیرگرایی-اجتماعی» است. مصاحبه ها پس از گزینش 22 والد (11 زوج) به روش نمونه گیری «گلوله برفی»، انجام شد؛ سپس متن اظهارات به صورت کامل پیاده سازی و در سه فاز کدگذاری باز، محوری و انتخابی شد تا مقوله هسته پدید بیاید. همچنین برای اعتبارسنجی داده ها از روش «باورپذیر کردن گزینشی» استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد شرایط علی تربیت محیط زیستی والدین، «واکنش به بحران های محیط زیستی»، «احساس وظیفه والدینی»، «تأثیر نحوه تعامل فرزندان با طبیعت در دیگر ساحت های زندگی فردی و جمعی فرزندان»، «تعهد فرانسلی والدین»، شرایط زمینه ای «تجربیات شخصی والدین از تعامل سازنده با طبیعت در کودکی»، «داشتن امکان بالفعل تجربه طبیعت در خانه» و «باورهای مذهبی والدین» است. همچنین شرایط مداخله گر «تمرین مسئولیت پذیری برای فرزندان»، «دغدغه سلامت فرزندان» و «نگرانی از اعتیاد به رایانه و فضای مجازی» است. راهبردهای ارائه شده در چارچوب مدل پارادایمی این مطالعه نیز عبارت بودند از: «تسهیلگری بازی و تجربه ورزی در طبیعت»، «تفسیر طبیعت و آموزش محیط زیست»، «تشویق و تنبیه رفتارهای دوستدار و مخرب طبیعت» و پیامدهای آن شامل «حساسیت عملی فرزندان نسبت به محیط زیست»، «تمایل به مشارکت محیط زیستی پررنگ تر در بزرگ سالی» و «توسعه فردی» . درنهایت پدیدار هسته شناسایی شده، «تقویت هویت بوم شناختی فرزندان» است.
۲۳۲۲.

روایتگری تجربه زیسته مشاوره خانوادگی در جهان ادراکی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
امروزه مفهوم ایستای خانواده با تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران، به مفهومی پویا مبدل  شده است؛ بنابراین روش حل تعارضات زناشویی در خانواده نیز از شیوه ریش سفیدی به محوریت نهادهای اجتماعی تبدیل شده است. مراکز مشاوره از این نهادها هستند که زنان برای حل مشکلات زناشویی به آن مراجعه می کنند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تجربه زنان از مراجعه به یک مرکز مشاوره در اصفهان به روش کیفی از نوع تحلیل روایت است. جامعه پژوهش تمام زنان دارای تعارض زناشویی شهر اصفهان که برای مشکل تعارض خود در سال 1400 به مرکز مشاوره مدنظر مراجعه کرده بودند، است و نمونه گیری هدف مند انجام شد. تعداد 17 نفر انتخاب و به طریق مصاحبه عمیق روایی، مطالعه شدند و تحلیل داده ها ازطریق روش حل مسئله انجام شد. در این مطالعه، 5 مضمون اصلی و 22 مضمون فرعی شناسایی شد. مضامین اصلی مشتمل بر شخصیت ها، جایگاه، مسئله، کنش و راه حل بود. براساس یافته های به دست آمده از این پژوهش، تجربه زنان از مشاوره، یک تجربه حل مسئله محور است؛ به این معنا که آنان در پی درد دل کردن نیستند، بلکه درصدد هستند تا مسائل آن ها به صورت عقلانی حل شود. درصورتی که مشکلات آن ها، حل شود، مشاوره را ادامه می دهند و درصورتی که حل نشود، مشاور را تغییر داده یا آن را متوقف می کنند؛ بنابراین جلسات مشاوره آنان برای رسیدن به یک راهکار مناسب که در جهت زندگی مطلوب باشد، انجام شده و مسائل بیشتر زنان مراجعه کننده در روند مشاوره، منجر به ارائه راه حل شده است.    
۲۳۲۳.

پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس صفات تاریک شخصیت و الگوهای ارتباطی زوجین در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۴۹
هدف از این پژوهش، تعیین نقش پیش بینی کنندگی صفات تاریک شخصیت و الگوهای ارتباطی زوجین، در بی ثباتی ازدواج در افراد متأهل بوده است. مطالعه حاضر از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن زوجین ساکن شهرهای تهران و کرج بودند. به این صورت که 246 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های شاخص بی ثباتی ازدواج (MII)، فرم کوتاه مقیاس سه گانه تاریک (SD3) و پرسش نامه الگوهای ارتباطی (CPQ) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که متغیر بی ثباتی ازدواج به ترتیب با صفات شخصیت خودشیفته رابطه منفی و معنادار و با صفات شخصیت جامعه ستیز رابطه مثبت و معنادار دارد و با صفات شخصیت ماکیاولیستی ارتباط معناداری ندارد. به همین ترتیب، متغیر بی ثباتی ازدواج با متغیر ارتباط سازنده متقابل رابطه منفی و معنادار و با سایر متغیرهای کناره گیری/توقع، مرد متوقع/زن کناره گیر، زن متوقع/مرد کناره گیر و اجتناب متقابل رابطه مثبت و معناداری را نشان می دهد. علاوه بر این، رابطه منفی و معناداری بین مدت طول ازدواج و بی ثباتی ازدواج وجود دارد. همچنین سه متغیر ارتباط سازنده، اجتناب متقابل و زن متوقع/مرد کناره گیر، بی ثباتی ازدواج را پیش بینی می نمایند. از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که با توجه به نقش الگوهای ارتباطی در بی ثباتی ازدواج می توان با آموزش آن ها به زوجین، بی ثباتی ازدواج را کاهش داد.
۲۳۲۴.

صیانت از حقوق مطلقه در خسارت طلاق تعسفی در نظام های حقوقی ایران، عراق و الجزایر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۸۵
خانواده هسته اصلی اجتماع است که با قوت و استحکام خانواده، جامعه مستحکم و با ضعف آن ضعیف خواهد شد؛ لیکن کانون مقدس خانواده ممکن است با مشکلاتی مواجه شود. شارع حکیم بنا بر مصالحی، انحلال عقد زوجیت را در دست مرد قرار داد؛ اما به هیچ وجه مجوز اعمال ناروای آن نیست. درصورت عدول از انصاف و استیفای ناروا و ظالمانه این حق، طلاق تعسفی تلقی می شود. هدف این پژوهش شناسایی نهاد طلاق تعسفی یا خودسرانه و به تبع، پیش بینی جبران خسارت آن در ایران با مطالعه تطبیقی با حقوق کشورهای عراق و الجزایر در راستای تحقق اهداف شریعت اسلام در ایجاد عدالت اجتماعی و تحکیم کانون خانواده است. این پژوهش ازنظر نوع «کاربردی» و روش تحقیق تحلیلی   بنیادی است و به فراخور اهمیت قوانین موجود در نظام های حقوقی مذکور، مطالعه تطبیقی صورت می گیرد. یافته های پژوهش نشان داد که اگرچه جبران خسارت طلاق خودسرانه به صراحت در حقوق موضوعه ایران پیش بینی نشده است، لیکن با بررسی و تعمق در آیات کتاب، سنت، اجماع و عقل مشخص شد که جبران خسارت در طلاق خودسرانه همسو با احکام شریعت و پاسخی به جلوگیری از سوءاستفاده از حق طلاق است.  وفق قوانین عراق و الجزایر درصورت تحقق طلاق خودسرانه، زوج علاوه بر حقوق قانونی ثابته، موظف به جبران خسارت است. این تدابیر به عنوان اقدامات حمایتی برای جلوگیری از سوءاستفاده از حق طلاق و حفظ حقوق زوجه پیش بینی شده اند. در دو نظام حقوقی یادشده، طلاق باید با اراده یک جانبه زوج صورت گیرد تا غرامت قابل مطالبه باشد. در این حالت، عواملی چون خودسرانه بودن طلاق، عدم رضایت زوجه یا عدم موافقت او، ورود ضرر، به عنوان تکمیل کننده شرط اولی نیز باید وجود داشته باشند.
۲۳۲۵.

بررسی تأثیرات اخراج ایرانی تبارهای مقیم عراق بر شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۳۰۳
با روی کار آمدن صدام در عراق و قدرت گرفتن حزب بعث، روابط این کشور با ایران متشنج گردید و زمینه های جنگ فراهم شد که اخراج بیشتر ایرانی تبارها را از کشور عراق در پی داشت. بسیاری از آنها، که به معاودین (بازگشت داده شدگان) شهرت یافتند، در شهر ایلام ساکن شدند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات آن، بهره گیری از کتاب ها، مقالات، اسناد و مصاحبه با آگاهان بوده است. این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش انجام شد که معاودین از نظر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی چه تأثیری بر شهر ایلام داشته اند؟ یافته های پژوهش در خصوص نقش و حضور معاودین ایلام در جنگ تحمیلی، 24 شاخص در قالب 7 مقوله فرعی (پشتیبانی از جبهه های جنگ، دفاع از سرزمین، مددرسانی به خانواده های آسیب دیده، افزایش اتحاد و همبستگی ملی، ثبت خاطرات و تجربیات، کمک در بازسازی پس از جنگ، حفظ ارزش های انسانی و ملی) را نشان داد. در مورد اثرات فرهنگی حضور معاودین ایلام در جنگ تحمیلی، سه مقوله فرعی، شامل تنوع فرهنگی (5 شاخص)، حفظ میراث فرهنگی (5 شاخص) و تقویت زبان و ادبیات (4 شاخص) و در مورد اثرات اجتماعی حضور معاودین ایلام در جنگ تحمیلی، سه مقوله فرعی، شامل ایجاد شبکه های اجتماعی (4 شاخص)، مشارکت در فعالیت های اجتماعی (5 شاخص) و افزایش آگاهی اجتماعی (4 شاخص) شناسایی شد. در مورد تأثیرات اقتصادی حضور معاودین ایلام نیز سه مقوله فرعی، شامل رشد بازارهای محلی (5 شاخص)، ایجاد اشتغال (5 شاخص) و سرمایه گذاری و رشد اقتصادی (3 شاخص) احصاء گردید.
۲۳۲۶.

مقایسه تطبیقی تغییرات زمان فعل در گویش کردی ایلامی و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۴۶
امروزه تعداد زیادی از جمعیت جهان به زبان کردی صحبت می کنند. گویش های عمده این زبان شامل سورانی، کرمانجی، اورامی- گورانی و کردی جنوبی هستند که هرکدام، لهجه ها و زیرگویش های مخصوص به خود را دارند. این تحقیق با تأکید بر «کردی ایلامی» (که گاه نیز کردی فیلی نامیده می شود) از گویش های کردی جنوبی انجام شده است که زبان رایج در بسیاری از مناطق استان ایلام و بخش هایی از کشور عراق مانند خانقین و مندلی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی (مقابله ای) انجام شده و به بررسی وجود اشتراک و افتراق زمان فعل در گویش کردی ایلامی و زبان فارسی پرداخته است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در ساختار انواع فعل در هر دو زبان مورد بررسی، هم تشابه و هم تفاوت وجود دارد و بیشترین تفاوت ها به شناسه ها، معادل های زمانی، افعال و صیغه های دوم شخص و سوم شخص جمع برمی گردد. جمع آوری داده ها به منظور تحلیل و مقایسه ساخت معلوم و مجهول نیز به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. در روش میدانی، با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته، معادل کردیِ سی جمله معلوم و مجهول فارسی، از 12 گویشور کردی فیلی ساکن در شهرستان ایلام - که اکثرا بیسواد یا کم سواد بودند – به دست آمد. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که مجهول در گویش کردی ایلامی ساختی مستقل دارد.
۲۳۲۷.

اعتباریابی پرسشنامه ما بودن در افراد متأهل ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۶
هدف مطالعه حاضر بررسی اعتباریابی و ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ما بودن بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل در استان سیستان و بلوچستان بود که از این جامعه 314 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ما بودن (تاپکیو یوزر و همکاران ،2021)، مقیاس کیفیت زناشویی تجدید نظر شده( باسبی و همکاران، 1995) و پرسشنامه دلزدگی زناشویی(پاینز، 1996) بود. از تحلیل عاملی تاییدی، روایی محتوایی و روایی همگرا و واگرا برای بررسی روایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که نتایج تحلیل عاملی تأییدی برازندگی مدل و ساختار روابط درونی گویه ها را تأیید کرد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی استفاده شد که نتایج به ترتیب(95/0 ، 68/0) نشان داد پرسشنامه ما بودن از ثبات درونی و پایایی مطلوبی در نمونه ایرانی برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا از مقیاس کیفیت زناشویی تجدید نظر شده و برای بررسی روایی واگرا از پرسشنامه دلزدگی زناشویی استتفاده شده که نتایج به ترتیب(73/0 ، 59/0-) نشان داد پرسشنامه ما بودن از روایی ملاکی مطلوبی برخوردار است.
۲۳۲۸.

تأثیر مناسک پیاده روی اربعین بر قدرتمندی هویت در جامعه عرب زبان خوزستان (نظریه ای داده بنیان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۵
مناسک و آئین های دینی ازجمله پیاده روی اربعین در جوامع انسانی تأثیر مهمی در همبستگی اجتماعی و قدرتمندی هویت دارد. این پژوهش با هدف ادراک فهم نخبگان و فعالان سیاسی اجتماعی عرب زبان خوزستانی در سازوکار تأثیر پیاده روی اربعین بر روی همبستگی اجتماعی و تقویت هویت ملی عرب زبانان خوزستان انجام شده است. روش مورد استفاده در این تحقیق از روش کیفی نظریه زمینه ای چارمرزی استفاده شده و محقق داده ها را با استفاده از مصاحبه های عمیق با ۳۰ نفر از نخبگان و فعالان سیاسی اجتماعی عرب زبان جمع آوری کرده است. در مبانی نظری از نظریه های گیرتز، گافمن، تر و فارابی که بر تأثیر مناسک دینی بر هویت سازی و معناسازی دارند، استفاده گردید. یافته های محقق با استفاده از نزدیک به ۲6۰ کد اولیه استخراج شده هشت کد متمرکز برساختی «فرصت فقرزدایی و محرومیت زدایی»، «حس محرومیت تجربه شده»، «تدارک فضای شناختی از عرب زبانان»، «زدودن بدبینی و عرب ستیزی»، «الگوواره هویت ساز اربعین»، «هویت ملی قدرتمندتر» را استخراج و سپس داستان روایت را تدوین کرده است. نتیجه گیری: پیاده روی اربعین در تقویت هویت ملی و افزایش همبستگی اجتماعی و کاهش قوم گرایی در میان عرب زبانان تأثیر مثبت داشته است و پیاده روی اربعین را به مثابه فرصتی برای محرومیت زدایی و زدودن عرب ستیزی و تقویت سرمایه اجتماعی می دانند.
۲۳۲۹.

بررسی تأثیرات سواد رسانه ای بر تحقق حوزه عمومی مجازی در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۴
این پژوهش با موضوع بررسی تأثیرات سواد رسانه ای بر تحقق حوزه عمومی در بحران کرونا در صدد است تا علاوه بر تأکید به توسعه سواد رسانه ای و ضرورت آن برای ارتقاء افکار عمومی، سازوکار شکل دهی به حوزه عمومی را ذیل عقلانیت ارتباطی در نسبت با رسانه و البته در موقعیت بحران توصیف نماید. تأکید و توصیف اینکه سواد رسانه ای به عنوان دانشی یا مهارتی راهبردی برای زیست در جامعه شبکه ای، مقوله ای غیرقابل انکار برای شهروندان دیجیتالی است که امروز در معرض انواع محتواها قرار می گیرند. رویکرد مذکور در ذات خود و بدون برنامه ریزی منجر به ایجاد و توسعه حوزه عمومی مجازی و به اصطلاح زیست جهان دیجیتالی شده و کاربران را در نسبتی هم افزا و مشبک، تبدیل به کلی اثرگذاری حدفاصل عامل و ساختار می کند. درواقع بر اساس عقلانیت ارتباطی و سناریوی این نوشتار مبتنی بر امتداد مجازی این نوع از عقلانیت، حوزه عمومی یا همان زیست جهان مجازی، مقام تفاهم عرفی بوده و ظرفیت و امکان مدیریت بحران با توسل به توافق کنشگران را ذیل اتصال سه جهان ذهنی و عینی و اجتماعی در فضای مجازی فراهم می کند. این پژوهش با روش مطالعات کتابخانه ای و تحلیل رفتارشناسی مردم و رسانه ها در فضای مجازی، مأموریت دارد تا نحوه مواجهه مردم و رسانه ها در همه گیری کرونا و در فهم اخبار و اطلاعات گمراه کننده و جعلی، شایعات، اینفودمی و چگونگی اثرگذاری حوزه عمومی مجازی در مدیریت یا تعمیق بحران را مورد واکاوی قرار داده است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش حوزه عمومی مجازی و زیست جهان دیجیتال تشکیل شده در دوران کرونا به علت عدم آموزش کاربردی سواد رسانه ای در کشور و حجم بالای فیک نیوزها، معیوب بوده و الگوی مطلوب، ارتقای فرایندی این مهارت بر اساس نوع نوینی از عقلانیت ارتباطی در سطوح مردم، مسئولان و رسانه ها با تکیه بر «تفکر انتقادی» و دید 360 درجه به محتواهاست. براساس نتایج حاصل ازاین پژوهش حوزه عمومی مجازی و زیست جهان دیجیتال تشکیل شده دردوران کرونا به علت عدم آموزش کاربردی سواد رسانه ای درکشوروحجم بالای فیک نیوزها، معیوب بوده و الگوی مطلوب، ارتقای فرایندی این مهارت بر اساس نوع نوینی ازعقلانیت ارتباطی در سطوح مردم، مسوولان و رسانه ها با تکیه بر«تفکر انتقادی» و دید 360 درجه محتواهاست.
۲۳۳۰.

بررسی راهبردهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در سال 1401 (مورد مطالعه: شبکه من و تو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۲۶
یکی از مهمترین راهبردهای دشمن در عرصه فرهنگی، نفوذ در ارزش ها و باورهای اعضای جامعه و ایجاد تغییر در محاسبات ذهنی آنهاست. ابزار اساسی مورد استفاده دشمن دراین راستا و در سال های اخیر، رسانه و به طورخاص شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بوده است. ازآن جا که هر رسانه ای الگوی راهبردی خاص خود را دارد که بر اساس آن عمل می کند، مطالعه راهبردهای این شبکه ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در این پژوهش به طورخاص برنامه های شبکه ماهواره ای «من و تو» در سال 1401 با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده اند. با توجه به بررسی برنامه های «شبکه من و تو»، راهبردهای این شبکه عبارت اند از: القای ناکارآمدی جمهوری اسلامی، فاصله بین مردم و مسئولان، فاصله طبقاتی در جمهوری اسلامی، القای ناکارآمدی رهبری، ترویج فرهنگ و سبک زندگی غربی، تضعیف باورهای دینی مردم، القای نبود آزادی و وجود فضای امنیتی در جمهوری اسلامی، القای فراگیری فساد در جمهوری اسلامی، و ایجاد تفرقه بین نیروهای نظامی. همچنین، با توجه به شرایط متفاوت کشور در نیمه دوم سال 1401، شبکه ماهواره ای «من و تو» راهبردهای ویژه ای را به منظور تشدید شرایط اعتراضی در جامعه ایرانی در دستور کار خود قرار داد که شامل ایجاد خودتحقیری ملی (تضعیف هویت ملی)، تلاش در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی، به چالش کشیدن اقتدار جمهوری اسلامی، و القای بی توجهی به حقوق زنان در جمهوری اسلامی می شده است. درنهایت، ارتباط راهبردهای اخیر با سوژه اغتشاش و براندازی و همچنین تناسب این راهبردها با رویکرد اصلی این شبکه مورد بررسی قرار گرفت.
۲۳۳۱.

تأثیر سرمایه اجتماعی زنان بر مناسبات قدرت در نهاد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۲۴۱
اهداف: مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی زنان بر مناسبات قدرت در نهاد خانواده انجام شده و در آن تلاش شده تا تغییر و تحولات مناسبات قدرت را در نهاد خانواده تحت تأثیر مشارکت، ارتباط و اعتماد اجتماعی و همچنین سن، تعداد سال های تحصیل و وضعیت اشتغال زنان مورد مطالعه قرار دهد. روش مطالعه: روش تحقیق مورد استفاده، پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل زنان متأهل 20 الی 64 ساله ساکن شهر تهران در سه منطقه 3، 8 و 17 است. حجم نمونه تحقیق 387 نفر می باشد. روش نمونه گیری ترکیبی از روش های طبقه بندی چندمرحله ای و تصادفی ساده بوده است. یافته ها: نتایج آزمون های دومتغیره نشان داد که تمامی متغیرهای مستقل تأثیر معناداری بر متغیر وابسته (مناسبات قدرت در خانواده) دارند. نتایج تحلیل چندمتغیره حاکی از آن بود که تمامی متغیرها اعم از سن، تعداد سال های تحصیل، منطقه محل سکونت، وضعیت اشتغال، ارتباط اجتماعی، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی، تأثیر معناداری بر متغیر وابسته داشته اند. متغیرهای وضعیت اشتغال، ارتباط اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تعداد سال های تحصیل، سن و منطقه محل سکونت به ترتیب بالاترین تأثیر رگرسیونی را روی متغیر وابسته (مناسبات قدرت در خانواده) داشته اند. جهت رابطه تمامی متغیرها به جز سن بر مناسبات قدرت در خانواده، مثبت بوده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق می توان انتظار داشت با افزایش سطح تحصیلات زنان در جامعه و به تبع در خانواده و همچنین افزایش مطالبه اشتغال زنان، علاوه بر تغییر جایگاه آنان در مناسبات قدرت خانواده، شاهد تغییر جایگاه آنان در نظام تصمیم گیری و قدرت در ساحت اجتماعی و در عرصه عمومی نیز خواهیم بود.
۲۳۳۲.

مطالعه پویایی جمعیت در جوامع باستانی با استفاده از رویکرد دیرین جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۹۹
دیرین جمعیت شناسی، شناسایی شاخصه های جمعیت شناختی جوامع گذشته براساس یافته های باستان شناختی است. فرض نخست بازسازی های دیرین جمعیت شناختی این است که تعداد، سن و جنس به دست آمده از بقایای انسانی به طور دقیق نشان دهنده میزان مرگ و میر جمعیت زنده گذشته است. براساس اصل یکنواخت گرایی، فرض می شود که ابعاد زیست شناختی مرگ ومیر و باروری انسان ها در گذشته، مانند حال حاضر بوده است. جدا از اهمیت تعداد و میزان رشد جمعیت،تحلیل ساختار جمعیت می تواند بینش قابل توجهی در مورد شیوه زندگی و فرآیندهای جمعیتی گذشته ارائه دهد. ساختار جمعیتی یک جمعیت به نوبه خود تحت تأثیر اثر تجمعی تجربه تاریخی سلامت و بیماری آن جمعیت است. در برخی شرایط، داده های جمعیت شناختی ممکن است شواهدی از علت خاصی از مرگ ارائه دهند. مرگ و میر فاجعه بار که در نتیجه یک بلای طبیعی یا شیوع یک بیماری با مرگ ومیر بالا رخ می دهد، مشخصات مرگ ومیری ایجاد می کند که ساختار سنی کل جمعیت در معرض خطر را منعکس می کند. گرچه مهاجرت تأثیر عمیقی بر توزیع جهانی بیماری ها و پیامدهایی برای بسیاری از جمعیت های بومی دارد، علل فرهنگی دیگر از جمله جنگ نیز می توانند ساختار جمعیتی را تغییر دهند. این نوشتار برآن است تا با استفاده از رویکرد دیرین جمعیت شناسی، مروری بر عوامل موثر در ایجاد و تغییر ساختار جمعیتی جوامع گذشته داشته باشد.
۲۳۳۳.

تحلیل جنسیتی حمایت عاطفی فرزندان بزرگسال و والدین از یکدیگر در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۴۴
با توجه به اهمیت روابط نسلی و جنسیتی، در این مقاله به تحلیل جنسیتی حمایت عاطفی میان فرزندان بزرگسال و والدین پرداخته ایم. جامعه آماری پیمایش، افراد 18 سال و بالاتر شهر تهران بوده و 1000 نفر از 30 حوزه به شیوه خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب شده اند. یافته ها نشان داده که در حمایت عاطفی والدین و فرزندان بزرگسال از یکدیگر، تفاوت های جنسیتی وجود دارد. به طوری که حمایت عاطفی پدران و مادران از دختران بیش از پسران و حمایت عاطفی مادران از دختران بیش از حمایت عاطفی پدران از دختران بوده است. در صورت طلاق والدین، حمایت عاطفی پدران از فرزندان کمتر از حمایت عاطفی مادران گزارش شده است. همچنین حمایت عاطفی دختران از پدران و مادران بیش از حمایت عاطفی پسران از پدران و مادران و حمایت عاطفی دختران از مادران بیش از پدران بوده است. حمایت عاطفی دختران و پسران از پدران در صورت طلاق و تضاد والدین، کاهش می یابد. به طور کلی می توان گفت که مادران پیوندهای عاطفی بیشتری با فرزندان خود و به ویژه با دختران خود دارند و در طلاق و تضاد والدین، روابط فرزندان بزرگسال با والدین و به ویژه با پدر، تضعیف می گردد. تقویت پیوندهای عاطفی پدران با فرزندان و تلاش والدین در راستای پایداری زندگی زناشویی پیشنهاد می شود.
۲۳۳۴.

بازنمایی تحولات نام گذاری ها و باز نام گذاری های معابر و اماکن شهر تهران در مطبوعات از 1300 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
نام گذاری و بازنام گذاری یکی از جنبه های هویت بخشی به فضا است. این مقاله تحولات بازنمایی نام گذاری ها و باز نام گذاری های معابر و اماکن شهر تهران را در آیینه مطبوعات در طول یک سده مورد بررسی قرار داده است و تلاش شده تا تولد و نقاط اوج نامگذاری ها و بازنامگذاری ها در گرایش های مختلف را نمایان سازد. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کمّی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. داده های این پژوهش از تمام شماره های چاپ شده روزنامه اطلاعات که حدود یک قرن چاپ آن تداوم داشته جمع آوری و پس از جمع آوری متون مرتبط با نام گذاری، داده ها طبقه بندی و تحلیل محتوا شدند. نام گذاری ها و بازنام گذاری ها بیش از هر چیز تابع قدرت و از طرفی تحولات اجتماعی و سیاسی هستند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که طی صد سال اخیر نام هایی با گرایش سیاسی بیشترین فراوانی را داشتند به شکلی که نام شخصیت ها یا وقایع سیاسی بعد از تغییرات ساختاری، به سرعت آماج حمله قرار گرفته است. در واقع اولین قدم بعد از تغییرات ساختاری، محو و ازبین بردن نام شخصیت ها و وقایع متناسب با نظام ارزشی گذشته است و بعد از این نام های همسو با ایدئولوژی وقت هستند که باید هم بر بستر بزرگ خیابان ها و معابر شهری و هم در خاطرات جمعی ثبت شوند به عبارتی؛ ایدئولوژی وقت خواهان تحریم هویت نظام گذشته و روی کار آوردن هویتی جدید است که این را با بذل توجه به برخی از نام ها و محو نام های ناهمسو با خود نشان میدهد.
۲۳۳۵.

بازنمایی امید اجتماعی در آثار سینمایی جنبش موج نو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۸۳
این مقاله به بررسی بازنمایی امید اجتماعی در آثار شاخص جنبش موج نو سینما در ایران می پردازد. پژوهش پیش رو به این دو پرسش پاسخ می دهد: بازنمایی امید اجتماعی در آثار سینمای موج نو ایران چگونه است؟ و این بازنمایی چه ارتباطی با زمینه اجتماعی تولید آثار دارد؟ برای پاسخ به این سؤالات، از صورت بندی سه گانه اشنایدر شامل «عاملیت»، «هدفمندی» و «امکان پذیری» به عنوان شاخص های بنیانی برای سنجش امید اجتماعی بهره گرفته شد. تحلیل محتوای کیفی بر 15 اثر معرف پنج کارگردان شاخص جنبش موج نو ایران شامل داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و امیر نادری از بین کل 21 اثر ایشان طی سال های 1347 تا 1357 انجام شده است. با نمونه گیری طبقه ای هدفمند، از هر کارگردان سه اثر همسو با هدف پژوهش انتخاب شده است. این روش، انتخاب آثاری را که بیشترین همسویی را با هدف مطالعه دارند تضمین می کند. صرف نظر از وجود طیف گسترده رویکردها از باور قوی به امید اجتماعی تا ناباوری مطلق، درمجموع اغلب آثار سینمایی موج نو از طریق بازنمایی ابژه هایی که از نظر شاخص عاملیت «غیرعامل»، از نظر شاخص هدفمندی «فاقد هدف» و از نظر شاخص امکان پذیری «ناتوان سازی شده» هستند، بر ناامیدی اجتماعی شدید تأکید دارند. با ادغام نظریه جامعه شناختی هنر زیمل و صورت بندی اشنایدر از امید اجتماعی می توان نتیجه گرفت جنبش موج نو با شورش علیه گفتمان رسمی خوش بینانه، مبارزات اجتماعی را در میان آشفتگی های سیاسی منعکس می کند. این جنبش، ناخودآگاه فرهنگی جمعی را از طریق بیان هنری فردی متجلی می سازد، روایت های غالب را به چالش می کشد و ناامیدی اجتماعی فراگیر زمان خود را با رئالیسمی موشکافانه به نمایش می گذارد.
۲۳۳۶.

مطالعه جامعه شناختی عملکرد سازمان های مردم نهاد خدمات بهزیستی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۳۹
ارزیابی عملکرد سازمان های مردم نهاد (سمن ها) از شاخص های اصلی در بهینه سازی فرایند مدیریت آن ها است. این مقاله با هدف ارزیابی عملکرد سمن های خدمات بهزیستی و پیشنهادهای مدیریتی برای ضعف های آن ها نوشته شده است. روش تحقیق ترکیبی است. داده های کمی با مطالعه پیمایشی پرسشنامه ای و داده های کیفی با مصاحبه عمیق جمع آوری شدند. جامعه آماری در مطالعه پیمایشی، مددجویان و خدمات گیرنده های سمن های بهزیستی در تهران بودند که از بین آن ها ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مصاحبه عمیق، مشارکت کنندگان شامل مدیران و کارشناسان زبده سمن ها به تعداد ۱۵ نفر بودند. یافته ها نشان داد سمن ها فقط در حوزه های غیرحرفه ای خود موفق بوده اند و فقدان دانش گرایی و تخصص گرایی و عدم تأمین مالی مهم ترین عوامل ناکامی آن ها در فعالیت های حرفه ای شان بوده است. تحلیل عملکرد سمن های بهزیستی با استفاده از مدل تحلیل اهمیت-عملکرد مشخص کرد چهار حوزه فعالیت حرفه ای سمن ها در بخش اتلاف منابع قرار دارد و مستلزم انتقال آن ها به بخش عملکرد بهینه است. سمن های بهزیستی عملکرد موفقی نداشته اند و این امر مستلزم ترمیم سه بخش فرایند از طریق نحوه تعامل آن ها با دولت، محتوا از طریق تخصص گرایی، و بهبود عملکرد و توسعه با ارزیابی های دوره ای است.
۲۳۳۷.

بررسی تفاوت احساس تعلق، احساس رضایت و احساس امنیت در مجتمع های مسکن مهر دولتی و خودمالکی در داخل و خارج محدوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۱۶
در پی سیاست مسکن مهر در ایران، از سال ۱۳۸۶ مجتمع های مسکونی مختلفی در سرتاسر کشور ساخته شد. مسکن علاوه بر تأمین سرپناه، باید نیازهای اجتماعی ساکنان را نیز برآورده نماید که حاصل آن را می توان به صورت احساس رضایت، احساس امنیت و احساس تعلق در ساکنان آن ها مشاهده کرد. با توجه به اینکه برخی از مجتمع های مسکن مهر، دولتی و برخی دیگر خودمالکی بودند؛ برخی در داخل محدوده و برخی دیگر در خارج محدوده شهر بودند، در این مطالعه به مقایسه احساس رضایت، احساس امنیت و احساس تعلق ساکنان در مجتمع های مسکن مهر مختلف (داخل/خارج محدوده و دولتی/خودمالکی) پرداخته شده است. بر این اساس، تمام مجتمع های مسکن مهر بزرگ در دو شهر بابل و بابلسر (درمجموع ۱۳ مجتمع) انتخاب شدند که بر اساس روش نمونه گیری طبقه بندی شده، تعداد ۳۴۶ پرسشنامه به روش سیستماتیک در این مجتمع ها تکمیل شد. به دلیل اینکه توزیع داده ها نرمال نبود، برای مقایسه متغیرها در مجتمع های مختلف، از آزمون های ناپارامتریک کراسکال- والیس و من- ویتنی و برای بررسی رابطه آن ها از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد. نتیجه تحقیق نشان داد که تفاوت احساس امنیت/رضایت/تعلق میان مجتمع های داخل و خارج محدوده معنادار است و هر چه از داخل به سمت خارج محدوده برویم از میزان احساس امنیت/رضایت/تعلق کاسته می شود؛ اما تفاوت معناداری میان مجتمع های دولتی و خودمالکی وجود ندارد.
۲۳۳۸.

تأثیر شبکه های اجتماعی بر مدیریت بدن زنان در ایران از منظر خبرگان؛ مطالعه موردی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۳۶۳
امروزه در بین زنان جهان به ویژه زنان ایران، توجه و مدیریت بدن افزایش یافته و زنان با اعمال تغییر در ظاهر بدن خویش به دنبال ساخت بدن اجتماعی می باشند؛ یعنی بدنی که از نظر ظاهری، آرایشی و پوششی مورد پذیرش انتظارات فرهنگی و اجتماعی ای باشد که از سوی رسانه ها تبلیغ می شوند. در ایران آمارهای استفاده از لوازم آرایش، رژیم های غذایی طاقت فرسا و جراحی های زیبایی تاییدکننده این موضوع است. از طرفی در فرآیند مدیریت بدن، رسانه های مختلف از جمله شبکه های اجتماعی نقش مهمی دارند. اینستاگرام یکی از این شبکه هاست که به دلیل دسترسی آسان و تصویری بودن، توانسته بر بدن زنان تاثیرگذار باشد. این پژوهش بدنبال پاسخ به این پرسش است که اینستاگرام بر چه ابعادی از بدن زنان تاثیر گذاشته و راهکارهای مقابله با آن کدام است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش دلفی و تکنیک شانون استفاده شد. لذا دیدگاه های10 نفر از خبرگان علوم سیاسی و اجتماعی گردآوری گردید. یافته ها نشان داد که مهمترین ابعاد بدن زنان که تحت اینستاگرام قرار گرفته از دسته ابعاد «ورزشی-سلامتی» است و پس از آن، دسته ابعاد «آرایشی»؛ «زیبایی »و« پوششی» قرار دارند. همچنین این پژوهش بدنبال ارائه راهکارهای کارآمد برای مقابله با این تاثیرات می باشد.
۲۳۳۹.

جهان شناسی اجتماعی نوین در شبکه های مجازی از منظر باطن گرایی تمدنی: مطالعه پدیدارشناسانه هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۱
در پی تأثیرات تدریجی مدرنیته و روشنگری، کیهان شناسی دینی به جهان شناسی اجتماعی مبدل شد. پس از ظهور فضای سایبر، زمینه برای شکل گیری نوعی از جهان شناسی اجتماعی نوین فراهم آمد. هویت، فرهنگ، ذهنیات، روحیات، احساسات و عملکرد کاربران در شبکه های اجتماعی به طور قابل توجهی متأثر از آن جهان شناسی است. این مقاله با رویکرد باطن گرایی(از یک سو، رویکرد عبدالواحد یحیی و از سوی دیگر، رویکرد پیتر برگر) و با استفاده از روش پدیدارشناسی هرمنوتیکی به توصیف، تفسیر و تأویل مسئله مذکور پرداخته است. در این راستا، از نمونه گیری هدفمند با مراجعه به کانال تلگرامی استفاده شده است. یافته ها در دو محور تحلیل شده اند: 1)فعالیت ها و باورهای کاربران در راستای خلق و بازتولید جهان شناسی اجتماعی در شبکه های اجتماعی به مثابه متن و متن واره(تحلیل اولیه)؛ 2)معناسازی و تفسیر مبناکاوانه از آن فعالیت ها و باورها(تحلیل ثانویه). بعضی از نتایج حاصل از تحلیل ثانویه بر اساس منطق هرمنوتیکی شامل مؤلفه های زیر است: 1)تعامل آئینی و پرستش کورکورانه(اتاق پژواک)؛ 2)اگزیستانسیالیسم شبکه ای شده و پرومته وار بودن زیست مجازی؛ 3)دوگانه تمدن فناورانه و تمدن اخلاقی در زندگی روزمره(پرسش های بنیادی و ناایمنی هستی شناختی)؛ 4)امتداد و احیای مجازیِ جهان شناسی اجتماعی و حل معضله نومینالیستی(وجود اتساعی مجازی)؛ 5)توهم رفع سوء تفاهم از سکولاریسم با برآمدن پسا ماتریالیسم(آرمان شهر مجازی).
۲۳۴۰.

The Trap of Customization: Capitalism Goes Benevolent

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۳۲۱
Big-tech corporations like Google, Meta, Microsoft etc. extensively utilize customization to collect and analyze user data, a practice integral to their business models. Google leverages user data to personalize services across its platforms, notably in its search engine and YouTube, to enhance user experience and bolster its targeted advertising strategies. Similarly, Meta uses algorithmic content curation on Facebook and Instagram, tailoring user feeds to individual preferences and behaviors, thereby generating detailed user profiles for marketing purposes. Microsoft's approach, particularly with Office 365 and LinkedIn, focuses on productivity enhancements while also gathering user data for feature refinement and targeted advertising. These practices, I argue, while improving user engagement, raise significant privacy concerns. The extensive data collection often occurs without full transparency or user consent, leading to debates about ethical implications, digital surveillance, and societal impacts. In response, there is a growing demand for stricter data governance and privacy regulations, as seen in initiatives like the GDPR and CCPA, aiming to balance the benefits of personalization with the rights and privacy of users.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان