فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۲۰۱ تا ۲۱٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
واکاوی آسیب های بهره گیری از اینترنت در فرهنگ اسلامی
حوزههای تخصصی:
تاخیر در نشر مقالات علمی بین المللی: مطالعه مقایسه ای چند رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به بررسی سهم هر یک از مراحلی که باعث تأخیر در روند نشر مقالات علمی از مرحله ارسال تا انتشار برخط می شود، پرداخته شده است. ازآنجاکه این تأخیر می تواند در بین حوزه ها و رشته های علمی متفاوت باشد، نقش تفاوت های میان رشته ای در تأخیر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه تعداد 11,598 مقاله از 102 نشریه متعلق به هفت رشته علمی در حوزه های علوم و علوم اجتماعی است که در سال 2009 منتشر شده اند. در این پژوهش، از مقالات نمونه گیری صورت نگرفته است و از سرشماری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشترین و کمترین میانگین زمانی از بین سه مرحله مورد بررسی در کل مقالات به ترتیب، متعلق به مرحله ارسال-اصلاح (8 ماه) و اصلاح-پذیرش (1 ماه) مقالات در نشریات مورد بررسی است. میزان فواصل زمانی در مراحل مختلف بررسی مقالات در هر رشته نیز متفاوت بود و درصد بسیار کمی از نشریات هر رشته کمترین تأخیر را داشتند. بدین ترتیب 56 درصد مقالات رشته شیمی، 57 درصد مقالات رشته زیست شناسی، 47 درصد مقالات رشته جراحی، 72 درصد مقالات رشته کامپیوتر، 89 درصد مقالات رشته اقتصاد، 96 درصد مقالات رشته مدیریت، و 71 درصد نشریات رشته کتابداری در فاصله زمانی بیش از 6 ماه منتشر شده اند. در نهایت و با توجه به تأثیر تأخیر به عنوان شاخصی مؤثر در کاهش و افزایش ضرایب تأثیر نشریات، می توان گفت که این ارقام می تواند هشداری برای مسئولان نشریات مورد نظر جهت تلاش برای کاهش این تأخیر ها و افزایش ضریب تأثیر نشریاتشان باشد.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و خودمتمایزسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی بزرگسال و تمایزیافتگی با رضایت زناشویی بود. 209 دانشجوی متأهل تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند.
ابزار جمع آوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورون و اسمیت، 2003) و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ.
تحلیل داده ها از طریق آزمون t، تحلیل واریانس، همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام شد.
نتایج نشان داد افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند دارای رضایت زناشویی بالاتری نسبت به افرادی با سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بودند. هم چنین افرادی که میزان تمایزیافتگی آن-ها بالا بود، رضایت زناشویی بیشتری احساس می-کردند بین زنان و مردان از لحاظ تمایزیافتگی تفاوتی وجود نداشت اما میزان رضایت زناشویی در مردان بیشتر از زنان بود. افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند از میزان تمایزیافتگی بیشتری برخوردار بودند و در نهایت مشخص شد که پنج متغیر موقعیت من، گسلش عاطفی، امتزاج با دیگران، وابستگی و جنسیت، توانایی پیش بینی 7/52 درصد واریانس رضایت زناشویی را دارند. نتایج این پژوهش بر تجارب افراد در خانواده اصلی و اهمیتی که این تجارب در شکل دهی روابط صمیمی بعدی و رضایت زناشویی دارند، تأکید می کند.
شناسایی همبسته های اجتماعی میزان و دلایل موافقت یا مخالفت با ازدواج موقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر توصیف میزان و دلایل موافقت یا مخالفت با ازدواج موقت، و نیز کشف همبستگی بین میزان این موافقت یا مخالفت با برخی عوامل اجتماعی ـ جمعیتی آن است. این پژوهش در قالب یک تحقیق توصیفی و اکتشافی با روش پیمایش انجام شده و جامعه آماری آن، جمعیت 49-18 ساله شهرهای بابل و بابلسر بوده است که تعداد 336 نفر از آنان، از طریق شیوه نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه انتخاب گردیدند.
برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که سهم موافقان و مخالفان ترویج ازدواج موقت به عنوان راه حل مشکل ازدواج جوانان در جامعه، به ترتیب 4/9 و 4/57 درصد بوده است.
هم چنین، 5/26 درصد از پاسخگویان در صورت فراهم بودن شرایط، تمایل به انجام ازدواج موقت داشته، در حالی که 3/58 درصد متمایل به این امر نبوده اند. مهم ترین دلایل این مسئله عبارتند از: جلوگیری از انحراف جنسی، کمک به کاهش فشارهای مالی بر جوانان و کسب شناخت بیشتر برای ازدواج دائم؛ در حالی که سوءاستفاده مردان، سست شدن پایه های خانواده، و ترویج فساد جنسی به عنوان مهم ترین دلایل مخالفت ذکر شده است. در مجموع، یافته های تحقیق حاکی از آن است که ازدواج موقت عمدتاً توسط مردان شاغل دارای درآمد بالا مورد استقبال قرار گرفته است؛ ضمن این که تفاوتی از این لحاظ بین جوانان با میانسالان و سالمندان، و مجردین با متأهلین مشاهده نمی شود. می توان چنین نتیجه گرفت که بین هدف دینی از طرح ازدواج موقت در جامعه، با کاربرد اجتماعی آن و میزان اقبال عمومی نسبت به آن شکافی وجود دارد که شاید به آسانی ترمیم پذیر نباشد.
آموزش خانواده به خانواده: مبانی نظری و نمونه کاربردی خانواده دارای کودکان سندروم داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن فرزندان با نیازهای ویژه، خانواده را با مسائل زیادی در زمینه های اجتماعی، آموزشی و خودیاری مواجه می سازد.
برقراری ارتباط عمیق تر با خانواده ای دیگر دارای تجربه ای مشابه در این زمینه، می تواند مسیر مشکلات طی شده را به آن ها نشان دهد. هدف آموزش خانواده به خانواده، انتقال تجارب مثبت خانواده ها به یکدیگر است. در این پژوهش زمینه یابی، به روش نمونه گیری در دسترس از اعضای کانون خیریه سندروم داون، 12 نفر از والدین (11 مادر و 1 پدر) کودکان با سندروم داون به طور داوطلب انتخاب شدند تا در 5 جلسه هفتگی گروهی (به مدت 1 ماه) تجارب خود را در ارتباط با مسائل ویژه دوران پیش دبستانی فرزندان خود بازگو نمایند. از میان این مسائل، 4 اولویت جهت ارایه در پانل آموزشی سمینار سندروم داون انتخاب شد. سه ماه بعد از برگزاری سمینار، با استفاده از پرسشنامه 20 سوالی (محقق ساخته)، ویژگی های دموگرافیک شرکت کنندگان داوطلب در سمینار (22 نفر از والدین) ثبت و میزان رضایت آن ها از مفید بودن پانل آموزشی جمع آوری شد. نتایج نشان دادند که میانگین رضایت خانواده ها از پانل آموزشی و همه مؤلفه های رضایت بسیار زیاد بود. با توجه به محدودیت گروه نمونه، در دسترس بودن آن و اختصاص پانل آموزشی به مسائل دوره پیش-دبستانی و عدم کنترل منابع حمایتی در خانواده ها، پیشنهاد می شود که پژوهش های آتی ضمن توجه به موارد مطروحه، به برگزاری دوره های آموزش خانواده به خانواده در قالب سمینارها در دوره های مختلف سنی افراد داون مبادرت ورزند و این گونه برنامه ریزی جهت توانمند سازی افراد با نیازهای ویژه و خانواده های آن ها در مقابله با استرس مورد استفاده قرار گیرد.
روز مهرورزی به زن در کانون خانواده ایرانی
حوزههای تخصصی:
دلایل سفر نکردن برخی از مردم مشهد به عتبات عالیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیارت معصومین (علیهم السلام) در باور مذهبی ایرانیان جایگاه برجسته ای دارد و در پژوهش های انجام گرفته حضور میلیون ها زائر در مشهد دیده شده است. اما اغلب تحقیقات درباره اقدام به سفر زیارتی است. این نوشتار به بررسی «نرفتن به سفر زیارتی» پرداخته است، با این سؤال محوری که چرا عده ای از مردم مشهد به کربلا سفر نمی کنند. روش مورد استفاده «رویش نظریه» است. یافته بررسی این است که آنان که برای زیارت به عراق نمی روند، یا با مانعی مواجهند یا انگیزه ای برای آن ندارند. موانع در یک مقولة مرکزی «ناداری و بی تحملی» خلاصه می شود. موانعی که از جنس «ناداری» هستند، نداشتن زمان، پول و همسفرِ همدل است و موانعی که از جنس «بی تحملی» هستند، راهِ دورِ سفر، فشردگیِ برنامه، تمیزنبودنِ اماکن اقامتی، تغذیه ای و ناامنی است. فقدان انگیزه نیز در مقوله مرکزی «دل مشغولی های دیگر و بی اشتیاقی» خلاصه می شود که زیرمجموعه آن غلبه انگیزه سیاحت، عدم اولویت تخصیص بودجه، اکتفا به زیارت حضرت رضا، یکسان انگاریِ زیارت از راه دور و نزدیک و نداشتنِ شوقِ زیارت امام حسین (ع) است. پیشنهاد پژوهشی مقاله بررسی این موضوع و نیز «سفرنکردن به مشهد» در سایر مناطق ایران است.
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای زیست محیطی(مطالعه موردی: استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، سنجش رفتار زیست محیطی و شناخت تاثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن (شبکههای اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و اعتماد اجتماعی) بر رفتارهای زیست محیطی میباشد. به عبارت دیگر، هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که آیا با افزایش و یا کاهش سرمایه اجتماعی، در رفتارهای زیست محیطی تغییری به وجود میآید یا خیر؟ روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است. نمونه آماری شامل 440 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق شهری استان کردستان بوده که با روش نمونه گیری خوشهای چند مرحله انتخاب شدهاند. ابزار این تحقیق پرسش نامه بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که با وجود شرایط نامناسب و امکانات محدود زیست محیطی در استان کردستان رفتارهای مسئولانه زیست محیطی افراد مورد مطالعه در حد بالایی بوده است. علاوه بر این، یافتهها حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی افراد مورد مطالعه در حد نزدیک به متوسط است. آزمون فرضیه نشان میدهد که بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی رابطه مثبت و مستقیمی وجود دارد. به عبارت دیگر، با افزایش سرمایه اجتماعی، رفتارهای مسئولانه زیست محیطی نیز مسئولانه میشود. در خاتمه، به دلایل احتمالی پائین بودن میزان سرمایه اجتماعی پرداخته شد.
مناسبات سرمایه فرهنگی و سبک زندگی: پیمایشی در میان شهروندان طبقه متوسطِ شهر سنندج، کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث محوری این مقاله مطالعه مناسبات بین سرمایه فرهنگی و سبکِ زندگی در میان طبقه متوسط شهر سنندج است. پیشفرض نظری طرح چنین مسئلهای این است که سبک زندگی به فراخور نوع و میزان سرمایه فرهنگی سامان مییابد. سبک زندگی همچنین نقشی اساسی در برساختن هویتها، معناها، نگرشها، انتخابها، ذائقهها و رفتارها دارد. چارچوب نظری این مطالعه تلفیقی است از آراء پیر بوردیو، دیوید چینی، میشل سوبل و آنتونی گیدنز. جامعه آماری مورد مطالعه طبقه متوسط شهر سنندج است که نمونه ای بر اساس قشرهای درونی آن مانند فرهنگیان، کارمندان، پزشکان، مغازهداران و گروههایی جز آن ها انتخاب شدهاند. فن گردآوری دادهها پرسش نامه بود که با استفاده از نمونه گیری خوشهای تصادفی در میان 320 نفر از پاسخ گویان سنندجی توزیع گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بین سرمایه فرهنگی و اَشکال آن با سبک زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین در بین اَشکال مختلف سرمایه فرهنگی نوع «سرمایه فرهنگی تجسمیافته» دارای بیشترین رابطه با سبک زندگی است. یعنی، با افزایش سرمایه فرهنگی، سبک زندگی افراد پیچیدهتر میگردد. از دیگر نتایج تحقیق نقش سرمایه فرهنگیِ نهادی است که در پیوندی دیالکتیکی با سرمایه اقتصادی سایر سرمایههای فرهنگی و در نتیجه سبک زندگی را تعیین میکند. در رابطه با متغیرهای زمینهای نتایج تحقیق نشان میدهد در خصوص سبک زندگی و سرمایه فرهنگیِ طبقه متوسطِ نوظهور سنندج، در میان متغیرهای زمینهای، متغیر تحصیلات نقشی اساسی در فراهم ساختن زمینه برخورداری از سرمایهها و نوع و میزان مصرف فرهنگی دارد. طبقه متوسطِ نوظهور شهر سنندج ماهیّتی دولتی خدماتی دارد که متغیر سن نوظهور بودن آن را تبیین میکند.
شناسایی شاخص های قدرت در خانواده به روش تحقیق کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل تحقیقی میدانی است که به روش کیفی و به منظور شناسایی شاخص های مناسب برای مطالعه قدرت در خانواده در شهر تهران انجام گرفته است. در این مقاله، ضمن بحث درباره لزوم شناسایی شاخص ها، تبدیل آن ها به مفاهیم، و تبدیل مفاهیم به مقوله ها بر اهمیت استفاده از مشاهدات و مصاحبه های میدانی وسیع و نظام مند نیز تأکید شده است. همچنین عوامل مرتبط با شاخص های قدرت در خانواده، که از تنوع و فراوانی بسیاری برخوردارند، ازجمله رفتارهای کلامی یا غیر کلامی همسران گردآوری و طبقه بندی شده است. با طبقه بندی شاخص ها مقولات اصلی به دست آمده و هر مقوله با مفاهیم زیرمجموعة خود به قرار زیر مشخص شده است:
1. ارزش ها و نگرش ها (مفاهیم استقلال و آزادی)؛
2. پذیرش (مفاهیم اعتماد، احترام، و قدرشناسی)؛
3. رضایت مندی (مفاهیم راضی بودن و تحمل کردن)؛
4. نیازمندی (مفاهیم نیاز در حال حاضر و نیاز در آینده)؛
5. مالکیت و اختیارات (مفاهیم امکانات مالی و تصمیم گیری)؛
6. ارتباطات (مفاهیم مذاکره و مشاوره جویی)؛
7. همکاری (مفاهیم اشتراک مساعی و رابطه با بچه ها).
تلویزیون و فرهنگ همگرایی رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همگرایی رسانه ای، درهم آمیختن قالب های رسانه ای، و یک پارچه سازی آن ها در قالب های دیجیتال، تحول اصلی صنعت رسانه را به وجود آورده است. این مقاله پس از تعریف همگرایی از نگاه متخصصان رسانه، نظریة «فرهنگ همگرایی» را به عنوان نظریه ای در معرفی چیستی رسانه های جدید معرفی می کند. فرهنگ رسانه های جدید در سه مقولة تحرک، مشارکت، و هویت، مخاطبان را تغییر داده است. در این مطالعه با بررسی انواع فعالیت های جدید مخاطبان تلویزیون در عصر همگرایی، تلویزیون را، در این عصر، تلویزیون مشارکت معرفی می کند و به این سؤال پاسخ می دهد که آیا تلویزیون با این فرهنگ مصرف مخاطبان «رسانة جدید» است؟ در نتیجه بیان می شود که تلویزیون رسانه ای در حال تحول است که قالب های جدید آن را می توان رسانة جدید به حساب آورد. تلویزیون برای ادامة حیات و رشد خود در فضای همگرایی باید بتواند با رسانه های جدید مانند اینترنت و شبکه های اجتماعی به تعامل برخیزد و بدین واسطه کنترل مخاطب بر جریان رسانه ای را افزایش دهد.
عوامل مؤثر بر دوستی دختر و پسر در بین جوانان شهر شیراز با تأکید بر فرآیند جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج می تواند نهاد خانواده را با مخاطره روبه رو سازد، لذا این روابط یکی از مسایل مهم جوامع مختلف، به ویژه جامعه اسلامی که دستورهای مؤکدی برای این نوع روابط وضع شده است. این تحقیق ضمن بررسی مطالعات انجام شده تجربی و پیشینه نظری روابط دوستی به بررسی رابطه دوستی با جنس مخالف در بین 531 دختر و پسر جوان در شهر شیراز پرداخته است. نظریه تحقیق ملهم از آرای گیدنز در خصوص جهانی شدن و صمیمیت می باشد. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بوده است. نتایج به دست آمده در سطح تحلیل های دو متغیره نشان داده اند که میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و شیوه زندگی نوین بر گرایش جوانان به دوستی با جنس مخالف تأثیر فراوانی دارند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل چند متغیره نشان دهنده آن است که فشار دوستان، میزان مذهبی بودن (به عنوان نوعی سبک زندگی)، استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین و در نهایت، فشار خانواده در مجموع، توانسته اند 36 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
گرایش به حجاب و سبک های متفاوت زندگی مطالعه موردی: زنان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن پوشش مناسب، بخصوص در مجامع عمومی، یکی از دغدغه های جوامع دینی بخصوص جامعه اسلامی ایران است. عدم گرایش به حجاب مناسب و منطبق با هنجارهای اسلامی، از مسائل امروزین جامعه محسوب می شود. این تحقیق بر آن بوده است که با رویکردی جامعه شناختی گرایش به حجاب و عوامل تأثیرگذار بر آن را بررسی کند. با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامه ای محقق ساخته، 508 نفر از زنان و دختران بین سنین 15 تا 64 در نواحی هشت گانه شهر شیراز با استفاده از نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج تحقیق بیانگر این واقعیت بود که رابطه معنادار مثبتی میان هویت مذهبی (403/0 r= )، ، و سبک زندگی مذهبی (174/0 r= ) با متغیر وابسته وجود دارد. همچنین متغیرهای تصور از بدن (231/0- r= )، مدیریت بدن(203/0- r= ) ، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (212/0-) ، فعالیت های ورزشی-موسیقیایی مدرن ( 266/0-)، سبک مشارکتی جدید (174/0- ) و سبک های فراغتی جدید (200/0- r= ) رابطه منفی با گرایش به حجاب داشته اند. یافته های مستخرخ از روش رگرسیون چند متغیره نشان داد که هویت مذهبی (8/22)، سبک فعالیت های ورزشی-موسیقیایی مدرن (5/3) و سبک موسیقیایی سنتی (3/1) از تغییرات گرایش به حجاب را تبیین کرده اند.
تجارب مدیریت احساسات در نظام مراقبت های پزشکی (مطالعه موردی شهر تورنتو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل یک پژوهش بین شاخه ای در حوزه های جامعه شناسی احساسات و جامعه شناسی پزشکی است که مفهوم «مدیریت احساسات» را در گروه ناشناخته ای از پرسنل پزشکی- روحانی های شاغل در بیمارستان [1] با رویکردی کیفی بررسی می کند. در نظام مراقبت های پزشکی آمریکای شمالی نقش روحانی مقیم به عنوان یکی از اعضای تیم پزشکی نهادینه شده که به ارائه مراقبت های معنوی- مذهبی برای افراد متقاضی می پردازد. در این مطالعه کیفی که از نوع توصیفی با تأکید بر تحلیل پدیده شناختی است، با استفاده از رویکردهای کنش متقابل نمادین، پدیده شناسی و روش شناسی مردمی، 21 نفر از روحانی های شاغل در بیمارستان های مختلف شهر تورنتو مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند قرار گرفتند تا درباره تجارب احساسی خود و چگونگی تعامل با مراجعان خود صحبت کنند. نمونه شامل روحانیونی از مذاهب مسیحیت، اسلام، یهودیت، بوداییسم و بت پرستی مدرن است. محقق با مراجعه مستقیم به بیمارستان های مذکور، خواهان مشارکت داوطلبانه روحانی ها در مطالعه شد. بررسی به طور خاص روی تشریح فرایند کنش متقابل بین روحانی ها و مراجعان آنها متمرکز است و نشان می دهد روحانی ها چگونه به ارائه حمایت احساسی و ایجاد نوعی معنویت مبتنی بر متن در مراجعان خود می پردازند. روحانی ها نه تنها باید عمیقاً با احساسات مردم درگیر شوند، بلکه باید در یک فرایند تبادل احساسات، کنش متقابل را به عنوان دستاوردی درجریان تثبیت نمایند. علاوه بر این، نتایج مطالعه شامل دامنه ای از مداخلات استراتژیک است که می توان آنها را در قالب تکنیک های « مدیریت احساسات بین شخصی » معرفی نمود و در توصیف فرایند کنش متقابل بین روحانی ها و مراجعان مورد تأکید قرار داد.
بررسی رابطه دینداری و احساس امنیت در فضاهای شهری و روستایی (مورد مطالعه: شهرستان کوهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه مهمترین هدف متخصصان و مسؤولان شهری ایجاد رفاه و آسایش شهروندان است، به همین علت، لذا احساس امنیت از مهمترین مقولات مورد توجه متخصصان برنامه ریزی شهری و علوم اجتماعی در چند دهه گذشته بوده است. گستره احساس امنیت در افراد، متأثر از عوامل متعددی است که یکی از مهمترین این عوامل دینداری و سطح اعتقادات فرد است که عاملی مهم در افزایش سطح احساس امنیت فرد در هنگام حضور در شرایط سخت و مکان های ناامن تلقی می شود. هدف این مقاله، بررسی روابط ابعاد دینداری با متغیرهای احساس امنیت در سطح شهرستان کوهدشت است. بدین منظور برای بررسی روابط ابعاد دینداری و احساس امنیت از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی استفاده و داده های مورد نظر از منابع اسنادی و روش پیمایشی با انتخاب 400 نمونه تصادفی در 2 شهر و 10 روستای شهرستان کوهدشت جمع آوری و تحلیل شده است. دینداری در پنج بُعدِ فکری، اعتقادی، مناسکی، تجربی و پیامدی و احساس امنیت در سه بخش احساس امنیت عمومی، رضایت از مسؤولان امنیتی و ترس از انواع فضاهای شهری و روستایی سنجش شده است. یافتههای تحقیق حاکی از وجود همبستگی معنادار بین اکثر ابعاد دینداری با متغیرهای احساس امنیت است. همچنین، نتایج بررسی ها نشان دهنده این نکته است که ابعاد دینداری بیشترین ارتباط را با متغیر ترس از انواع فضاهای شهری و روستایی دارند. با توجه به یافته های تحقیق، ضرورت توجه به اصول و شعائر اسلامی و گسترش برنامه های مذهبی و فرهنگی به منظور افزایش سطح احساس امنیت مردم بیش از پیش احساس می گردد.
بررسی عوامل مؤثر بر احساس امنیت گردشگران خارجی در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان مسالمت آمیزترین جنبش خانواده بشری شناخته شده است و به عنوان مؤثرترین عامل در ایجاد تفاهم میان ملت ها و استوار ساختن صلح جهانی نقش اساسی ایفا می کند؛ به طوری که اقتصاددانان آن را ""صادرات نامرئی"" می خوانند. در این مقاله تلاش شده، میزان احساس امنیت گردشگران با توجه به دو متغیر کلیدی، حضور و عملکرد نیروی انتظامی و تبلیغات ارائه شده در خصوص مسائل امنیتی برای گردشگران بررسی گردد. این پژوهش به شیوه پیمایشی بر روی نمونه ای از 381 گردشگر خارجی که در سال 89 از شهر اصفهان دیدن نموده اند، صورت گرفته است. روش گردآوری داده ها به صورت پرسشنامه ای بوده و از آنجایی که آمار دقیقی از ورود و خروج گردشگران در زمان مطالعه در دسترس نبوده است، لذا به شیوه اتفاقی، با گردشگران در محل های گردشگری مصاحبه شده و پرسشنامه ها در اختیار آنها قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که بین دو متغیر حضور و عملکرد نیروی انتظامی و همچنین تبلیغات ارائه شده در رسانه های جمعی در خصوص مسائل امنیتی و احساس امنیت گردشگران خارجی در اصفهان، پیوستگی آماری معنی داری وجود دارد.
مطالعه تطبیقی گفتمان توسعه در گفتمان تجددگرا و اعتدال گرا با تأکید بر دیدگاه استاد مرتضی مطهری
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر و به ویژه در چند دهه گذشته گفتمان توسعه، به یکی از گفتمان های مهم در عرصة علوم انسانی تبدیل شده است. جهت گیری ها نسبت به گفتمان توسعه تابعی از فهم های متفاوت از این گفتمان بوده است. مهمترین محور بحث در این گفتمان نوع رابطه سنت و مدرنیته می باشد. پاسخ جامعه روشنفکری ایران به این پرسش را می توان حداقل در سه گفتمان سنت گریزی (تجددگرا)، سنت گرایی (نفی کامل نوگرایی) و احیاءگرایی دینی دنبال کرد. هر کدام از گفتمان ها طیف متعددی از اندیشه ها را در بر می گیرد. با توجه به هدف مقاله حاضر، گفتمان اصلاح گرایی دینی نیز دربرگیرنده طیف متعددی از رویکردها و بنیان های نظری است. احیاءگرایی دینی سید جمال با مطهری و شریعتی و غیره با وجود اشتراکات زیاد، دارای تفاوت های روشنی نیز هست. در مقاله حاضر با تأکید بر مبانی اندیشه ای و کلامی استاد مطهری با عنوان « گفتمان اعتدال گرا» به تفاوت های اساسی آن با گفتمان تجددگرا پرداخته شده است. هدف از آن، ارائه تصویری از توسعه در دو گفتمان مذکور است. پیش فرض اصلی مقاله حاضر این است که هستی شناسی و انسان شناسی گفتمان های مختلف، تلقی های معناشناختی مختلفی از مفهوم و الگوی توسعه پیش رو می گذارد و هر کدام از گفتمان ها تلاش می کنند بر سر معنادهی دال مرکزی توسعه و برخی از عناصر شناور مهم آن از جمله معرفت، آزادی و عدالت اجتماعی با هم به منازعه و رقابت بپردازند و با قرار دادن معنای این عناصر در مفصل بندی خود به آن استغنای معنایی ببخشند.