ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۲۸٬۷۳۹ مورد.
۱۴۸۱.

تعادل حقوق دارنده سند رسمی و سایر ذی نفعان در حقوق املاک ایران و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
نظام حقوقی ایران در حوزه املاک، پس از تصویب «قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب 1403»، با تمرکز بر اعطای اعتبار ویژه به اسناد رسمی عملاً حقوق ذی نفعان فاقد سند رسمی را نادیده گرفته و به شکلی افراطی از دارنده سند رسمی حمایت کرده است. در مقابل، حقوق املاک انگلستان از قرن ها پیش با این چالش مواجه بوده و توانسته است الگویی متوازن میان حقوق دارنده سند رسمی و سایر ذی نفعان ایجاد کند و راهکارهای کارآمدی برای تعادل این حقوق ارائه کند. در این پژوهش ضمن تحلیل این راهکارها و بررسی انطباق پذیری آن ها با مبانی فقهی و چهارچوب های حقوقی ایران، چند پیشنهاد اصلی بر پایه مطالعه تطبیقی صورت گرفته، ارائه می شود: 1. ماده 1 قانون الزام به ثبت رسمی معاملات نباید ادله مربوط به اسناد عادی را به کلی غیرقابل استماع تلقی کند و صرفاً امکان استرداد عوضین را پیش بینی کند؛ بلکه شایسته است ادله مربوط به معاملات عادی بین متعاملین قابل استناد و در مقابل ثالث غیرقابل استناد باشند. 2. اعتبار مطلق اسناد رسمی در برابر اسناد عادی مبنای قابل دفاعی نه در فقه امامیه و نه در مطالعات تطبیقی ندارد و شایسته است قانون گذار اعتبار مطلق را فقط در فرض تصرف ملک از سوی مالک ثبتی به اسناد رسمی اعطا کند. 3. با توجه به اعتبار ویژه ای که سند رسمی یافته است، قانون گذار می تواند در برخی از موارد خاص، برای حمایت از منافع سایر ذی نفعانی که از ثبت رسمی محروم مانده اند، اما وجدان و اخلاق آن ها را مستحق بهره ای از ملک می داند، حقوق عینی تازه ای ایجاد کند تا در مقابل مالک رسمی از آن ها حمایت شود.  
۱۴۸۲.

رعایت اعتدال میان آرمان گرایی و واقع گرایی در مساله تعدد زوجات در فقه اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
یکی از بنیان های آموزه های اسلام به طور عام و فقه اسلام به گونه خاص، رعایت اعتدال در حقوق و تکالیف اخلاقی و حقوقی متوجه انسان در جامعه اسلامی به عنوان «امّت وسط» است. در مورد مساله تعدد زوجات نیز هم به برهان انّ و هم به برهان لمّ می توان چنین اعتدالی را در نظام تقنینی اسلام ملاحظه نمود. در این مقاله تلاش کرده ایم تا در عین تاکید بر این که محور در تشکیل خانواده در نظر پاره ای اندیشمندان اسلام و عمل مسلمانان بر «ازدواج دائم تک همسرانه» به عنوان الگوی ایده آل در تشکیل خانواده است؛ نشان دهیم که نگاه همه جانبه به ملزومات زندگی اجتماعی و توجه داشتن به مقتضیات نظام حقوقی اسلام به عنوان یک کلّ جامع نگر، اقتضا دارد تا از جواز تعدد زوجات با مختصاتی که در فقه اسلامی دارد به عنوان گزاره ای واقع بینانه نیز غافل نشویم. تجربه بشری -به ویژه بشر غربی خصوصا با برخورداری از هفتاد سال بازخورد سال های بعد از انقلاب جنسی- به خوبی آشکار می سازد که کشورهای غیر اسلامی غربی با ممنوع کردن تعدد زوجات و قرار گرفتن در مسیر فحشاء، بیش از ملت های اسلامی که تعدد زوجات را تجویز کرده اند به تک همسرى ضربه زده اند و تعادل در مناسبات زندگی خانوادگی را دستخوش بحران نموده اند.
۱۴۸۳.

حمایت از بزه دیدگان جرائم اشخاص حقوقی از رهگذر صدور قرار تأمین خواسته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
امروزه در نظر حقوق کیفری، بزه دیده از جایگاه خاصی برخوردار است و به طرق گوناگون، از بیان دیدگاههای حقوقی گرفته تا تصویب قوانین مختلف سعی در حمایت از این افراد شده است. اشخاص حقوقی با توجه به نوع فعالیت و بعضاً رفتارهای مجرمانه ای که انجام می دهند، بزه دیدگان خاص خود را دارند.قانونگذار با پیش بینی ماده 691 ق.آ.د.ک باهدف ایجاد محدودیت های مالی و ایمن کردن خواسته و تضمین حقوق بزه دیده امکان صدور قرار تأمین خواسته نسبت به اموال اشخاص حقوقی را پیش بینی کرده است. به نظر می رسد صدور این قرار نسبت به برخی اشخاص حقوقی مانند شهرداری ها و اشخاص حقوقی دولتی، با موانع جدی مواجه بوده و به دلایل مختلف ازجمله حاکمیت برخی قوانین ماهوی و عدم امکان توقیف اموال اشخاص حقوقی حقوق عمومی، اهداف مقنن در این خصوص به نحو مطلوب قابلیت تحقق ندارد. بعلاوه امکان معافیت برخی اشخاص حقوقی به صورت موقت یا دائم از قرار تأمین سبب شده قرار تأمین خواسته علیه شخص حقوقی درمرحله اجرا نیز با مشکلاتی جدی مواجه باشد.در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای فرایند صدور و اجرای قرار تأمین خواسته نسبت به انواع شخص حقوقی مورد بررسی قرار گرفته و چالش های مربوط به اجرای این قرار با ارائه راهکارهایی بیان شده است.
۱۴۸۴.

ظرفیت ها و چالش های دادگاه های ایران در رسیدگی به جنایات بین المللی ارتکابی در جنگ 12 روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: رژیم اشغالگر قدس، سال هاست که مستقیم یا غیرمستقیم اقدامات مجرمانه متعددی را علیه جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج کشور بکار برده و در حمله و تجاوزاتی که علیه ایران به راه انداخته، باعث صدمات و لطمات جانی و مالی بسیار سنگینی شده است. از جمله این حملات، حمله نظامی به خاک ایران تحت عنوان عملیات «شیر خیزان» بود که با هدف قراردادن بیش از 100 سایت نظامی و هسته ای (13 ژوئن 2025) سرانجام پس از مدت 12 روز با قبول آتش بس، متوقف شد. در جریان این جنگ که از آن به «جنگ 12 روز تحمیلی» نیز تعبیر می شود، رژیم اسرائیل علاوه بر تجاوز سرزمینی، با حملات نظامی به اشخاص و اشیا محافظت شده در حقوق جنگ، مرتکب جنایات متعددی شده است. دولت آمریکا نیز در این جنگ، نقش مجرمانه فعالی ایفا کرد، زیرا سران دولت و ارتش آمریکا، علاوه بر معاونت از طریق تأمین نیاز تسلیحاتی و تسهیل حملات نظامی رژیم صهیونیستی، در روز دهم جنگ با مباشرت به حمله نظامی هوایی مستقیم و بمباران تأسیسات هسته ای فردو، نطنز و اصفهان مبادرت کرد. به هر روی، در نتیجه اعمال مجرمانه این دو، در جنگ اخیر، با توجه به عملکرد  آن ها و دلایل و مستندات موجود، اتهامات قابل انتساب به آنان، جنایات جنگی، جنایت تجاوز ارضی و نیز جرم تروریسم یا اقدامات مجرمانه تروریستی فرض می شود. اما اینکه بر اساس ظرفیت های حقوق کیفری بین المللی، نهایتاً در کدام دادگاه بین المللی یا داخلی و چگونه امکان تعقیب و محاکمه این افراد وجود دارد موضوعی قابل بررسی است. حال با توجه به قبول صلاحیت تکمیلی برای دیوان کیفری بین المللی مبنی بر اینکه وظیفه نخست تعقیب مرتکبین چنین جنایاتی بر عهده دادگاه های کیفری ملی قرار گرفته، از یک سو و با قطع امید از امکان اعمال صلاحیت دیوان کیفری نسبت به جنایات و جرائم موضوع بحث از سوی دیگر، پرسش تحقیق پیش رو این است که آیا دادگاه های داخلی ایران از شرایط و ظرفیت قانونی و عملی لازم برای رسیدگی به چنین جنایات یا جرایمی برخوردار است و اساساً چه محدودیت ها و چالش هایی فراروی این دادگاه ها در این زمینه وجود دارد؟ روش ها: پژوهش حاضر مبتنی بر روش تحلیلی – توصیفی است و محتوای آن از طریق بررسی منابع و اسناد کتابخانه ای تدوین و تحلیل شده است. برای تحقق اهداف پژوهش و پاسخ به سؤال آن، ضوابط و قواعد حاکم بر چگونگی اعمال صلاحیت دادگاه های ایران در قلمرو حقوق کیفری بین المللی، در دستور کار قرار گرفته و سپس تطبیق حقوق داخلی در زمینه مورد بحث با اصول و قواعد موجود، ارزیابی و تحلیل شده است. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، برای امکان اعمال صلاحیت دادگاه های ایران نسبت به مرتکبین جرائم و جنایات بین المللی ارتکابی در جنگ 12 روزه اخیر، وجود سه شرط اساسی و لازم است: شرط امکان مداخله قضایی دادگاه های ایران از طریق اصل صلاحیت سرزمینی، شرط جرم انگاری داخلی جرائم و جنایات بین المللی موضوع بحث، شرط معاضدت قضایی در امور کیفری از طریق استرداد متهمان و محکومان به کشور. از میان شرایط مذکور، شرط نخست وجود دارد زیرا با توجه به ماهیت و نحوه ارتکاب جرائم و جنایات مورد بحث در این جنگ، این جرائم و جنایات در داخل سرزمین ایران واقع شده و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه های ایران خواهد بود. اما مسأله این است که در پرتو دو شرط دیگر، از یک سو، جرائم و جنایات بین المللی موضوع بحث، اساساً تحت همین عناوین بین المللی، در قوانین موضوعه ایران، جرم انگاری صریح صورت نپذیرفته است. از سوی دیگر نیز فقدان یا عدم کفایت قرارداد استرداد مجرمین بین ایران و اکثر کشورهای جهان و سایر محدودیت هایی مانند پیش بینی مجازات اعدام در برخی از کنوانسیون های استرداد مجرمین به عنوان دلیل امتناع از استرداد، مداخله دادگاه های ایران را در این زمینه با چالش های جدی روبرو ساخته است. لذا پیشنهاد می شود برای برون رفت از وضعیت موجود و جلوگیری از فرار مجرمین از چنگال عدالت، قانونی جامع در این زمینه تصویب شود. نتیجه گیری: هرچند امکانات دادگاه های ایران در شرایط فعلی برای رسیدگی به جرائم و جنایات بین المللی ارتکابی در جنگ 12 روزه، به لحاظ چالش ها و محدودیت های موجود، عملاً محدود و ناچیز خواهد بود، در عین حال تا زمان رفع موانع و تصویب قانونی جامع باید در استفاده از ظرفیت های داخلی جهت تعقیب مرتکبین و استیفای حقوق قربانیان این جنگ اقدام شود.
۱۴۸۵.

نقش سلاح های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی و کنترل انسانی در حقوق بین الملل بشردوستانه: چالش یا تعامل؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: پس از ظهور هوش مصنوعی در عرصه فناوری جهانی، به کارگیری آن در تسلیحات نظامی که به جای تکیه بر مدل برنامه نویسی گذشته، می تواند از طریق یادگیری ماشینی یعنی آموزش و بازخورد پس از استفاده کاربر، یاد بگیرد چگونه وظیفه ای را به انجام رساند، علی رغم مزایای متعدد، کنترل انسانی را به عنوان اصل بنیادی حقوق بین الملل بشردوستانه که در پی تنظیم رفتار طرف های درگیر در مخاصمات مسلحانه و کاستن از رنج های غیرضروری (در عین توجه به ضرورت تضعیف دشمن) است به چالش می کشد. از آنجا که وجود قابلیت «یادگیری» دائمی از محیط در سامانه یادگیرنده ماشینی، رفتار آن و چگونگی پردازش ورودی های جدید را غیرقابل پیش بینی و فهم می کند، امکان کنترل گری انسانی برای چنین سامانه هایی با رفتار غیرقابل پیش بینی و فرآیندهای تصمیم گیری غیرشفاف محل پرسش جدی است و از آن بالاتر این سؤال مطرح می شود که آیا اساساً سیستم های یادگیری ماشین برای رعایت IHL نیازمند کنترل انسانی هستند؟ روش ها : این مقاله ابتدا در ضمن مروری تکنولوژیک بر سامانه های یادگیرنده خودکار، به توضیح توانایی این سامانه ها در یادگیری و تحلیل و تطبیق مداوم تجربیات و فرآیندهای تصمیم گیری غیرشفاف و نتایج غیرقابل پیش بینی و در نتیجه دشوار شدن کنترل معنادار انسانی بر آن ها می پردازد و سپس با تحلیل قدرت سامانه در پردازش سریع حجم عظیم داده ها و به کارگیری آن ها در اتخاذ تصمیمات استراتژیک و دقیق، پتانسیل بالا برای افزایش رعایت IHL توسط این سامانه ها را اثبات خواهد کرد. یافته ها : امروزه یادگیری ماشینی با کاهش نرخ کنش و واکنش های اشتباه در محیط های پیچیده، در طیف گسترده ای از فعالیت های نظامی به کار گرفته می شود. این سامانه ها با ابتنا بر دو نوع یادگیری عمیق و تقویتی از مرز توانایی های انسانی در حل مسائل پیچیده جنگی عبور کرده و به دلیل عدم محدودیت به ظرفیت ها و پیش فرض های انسانی، در ایجاد راه حل های نوآورانه بسیار کارآمدتر هستند که البته این ویژگی رفتار ماشین ها را در مراحل قبل و بعد از وقوع غیرقابل پیش بینی و غیرقابل فهم می سازد و ممکن است رعایت الزامات احتیاطی حقوق بین الملل بشردوستانه ازجمله تکلیف مراقبت دائمی را با دشواری مواجه سازد که در مورد نقش کنترل انسانی در ایفای این تکلیف، سه نظریه «کنترل انسانی معنادار»، «شرورت دخالت انسانی پیش از تصمیم گیری در حملات» و «امکان حذف دخالت انسانی پیشینی» مطرح است. در نظریه سوم با توجه به ابتنای تصمیم گیری سامانه های یادگیرنده در شرایط حساس بر داده های کلان و فرآیندهای غیرقابل فهم انسانی باید گفت نظارت یا دخالت انسان عملاً بی معنی است و البته حتی با وجود غیرقابل فهم بودن و عدم کنترل انسانی، ممکن است این سامانه ها قادر باشند تصمیمات هدف گیری منطبق بر IHL را بهتر از سامانه های تحت کنترل انسانی اتخاذ کنند. این توانایی ممکن است ناشی از قابلیت پردازش و تحلیل حجم بسیار بیشتری از داده ها با دقت و سرعتی فراتر از انسان باشد. بنابراین، نباید صرفاً به دلیل عدم امکان نظارت معنادار انسانی، استفاده از آن ها ممنوع شود، مگر اینکه دلیلی قطعی بر ضرورت نظارت انسانی اقامه شود. نتیجه گیری : پیاده سازی سامانه های خودکار مبتنی بر یادگیری ماشینی در میدان های نبرد، ضرورت بازتعریف مفهوم «کنترل انسانی معنادار» را آشکار می سازد. یافته ها نشان می دهد که این سامانه ها در برخی شرایط می توانند بدون نظارت مستقیم انسانی با اصول حقوق بین الملل بشردوستانه (IHL) منطبق عمل کنند و در عین حال، در شرایط خاص، اعمال کنترل انسانی برای تضمین رعایت IHL ضروری است. رویکرد متداول «هرچه کنترل انسانی بیشتر، بهتر» نیازمند بازنگری است. تمرکز باید بر «قابلیت پیش بینی قابل قبول» سامانه ها باشد، به گونه ای که عملکرد آن ها با استانداردهای IHL منطبق و قابل ارزیابی باشد. این چارچوب، مسیر طراحی، آزمون و تأیید سامانه ها را روشن کرده و نظارت انسانی را در مرحله ای اعمال می کند که بیشترین اثرگذاری را دارد. در نهایت، با طراحی و بهره گیری مسئولانه از سامانه های یادگیرنده، می توان ضمن رعایت اصول اساسی IHL، از جمله ضرورت نظامی و کاهش خسارات غیرضروری، از ظرفیت های فناورانه برای کاهش تلفات غیرنظامیان بهره برد. رویکرد پیشنهادی، تعادل میان قابلیت های فناورانه و مسئولیت انسانی را برقرار ساخته و امکان استفاده بهینه از فناوری های نوین در چارچوب حقوق بین الملل بشردوستانه را فراهم می آورد.
۱۴۸۶.

Israel’s Judicial Reform Package: The End of Legal Elitism and the Legitimacy Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
This article examines the conditions and consequences of the proposed judicial reform package on Israel’s constitutional order using an analytical and library-based research method. Within Israel’s separation of powers framework, two main currents — religious Zionism and secular Zionism — are institutionally represented in the Knesset (and the executive branch) and the judiciary, respectively. These two factions originally converged on the foundational goal of establishing a safe homeland for Jews. The judicial reform package, which authorizes the Knesset to override Supreme Court rulings by a simple majority, alters the composition of the Judicial Selection Committee, lowers the retirement age of Supreme Court justices, restricts the use of the “reasonableness doctrine,” and reduces the authority of legal advisors, effectively curtails the judiciary’s capacity to check and balance periodic majorities. Given the country’s demographic structure, the approval of this bill would allow the religious and fundamentalist bloc to gain absolute power. As a result of the erosion of constitutional safeguards based on the separation of powers, Israel would face major constitutional challenges, including a legitimacy crisis, the restriction of citizens’ political agency, the violation of minority rights, and the weakening of legal security. These developments ultimately conflict with the founding vision of the State of Israel.
۱۴۸۷.

تعهدات دستگاه عدالت کیفری دولت های اروپایی در اجرای قاعده منع شکنجه؛ (مطالعه در رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در راستای تحکیم و صیانت از اصل کرامت انسانی، قاعده منع شکنجه را به عنوان یکی از اساسی ترین ارزش های جوامع دموکراتیک به رسمیت شناخته است و رعایت مطلق آن را معیار تمایز یک جامعه متمدن تلقی می کند. در این چارچوب، دیوان اروپایی حقوق بشر به عنوان مرجع تفسیر، نظارت و تضمین حقوق بنیادین مقرر در کنوانسیون، با استناد به ماده 3 آن، در آرای متعدد خود به تبیین ابعاد گوناگون قاعده منع شکنجه پرداخته و دولت های عضو را مکلف ساخته است تا اجرای مؤثر این قاعده بنیادین را در کلیه نهادهای داخلی، به ویژه دستگاه عدالت کیفری که نقشی محوری در تضمین حقوق بنیادین ایفا می کند، تضمین نمایند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی، رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر را در خصوص شکایات اشخاص علیه دستگاه عدالت کیفری دولت های عضو کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، به سببِ نقض قاعده منع شکنجه، مورد بررسی قرار می دهد. یافته های تحقیق نشان می دهد که دیوان ضمن تدوین معیارهای روشن و مشخص برای تحقق عملی این قاعده، مجموعه ای از تعهدات را بر عهده دستگاه عدالت کیفری ملی نهاده است. بر این اساس، مهم ترین این تعهدات عبارت اند از: التزام پلیس قضایی به خودداری از توسل به زور نامتناسب یا فراتر از حد ضرورت و نیز پرهیز از استفاده ناصحیح از ابزارهای مهار و کنترل؛ مسئولیت قضات در اجتناب از صدور حکم اعدام و محدودسازی اعمال مجازات حبس ابد؛ و تکلیف مقامات زندان به تأمین حداقل فضای استاندارد درون سلول ها و پیش بینی تدابیر جبرانی مناسب در موارد تخصیص نامتناسب فضای سلول.
۱۴۸۸.

قانون به مثابه ابزار و چالش مالیات ستانی دولت؛ نظریه ای زمینه ای درباره رفتار وکلای دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۵
هدف از انجام این تحقیق، واکاوی ذهنیت وکلای دادگستری و رفتار آنان در قبال تکلیف مالیات پردازی به دولت است. وکلای دادگستری که باید مدافعان قانون باشند، در مواجهه با قانون مالیات چه رفتارهایی انجام می دهند؟ آن ها چگونه ممکن است از مبانی حقوقی و راهکارهای قانونی برای جلوگیری از مالیات ستانی دولت، بهره برداری کنند؟ پیامدهای چنین رفتارهایی چیست؟ این تحقیق با روش نظریه زمینه ای (گراندد تئوری) درصدد پاسخ گویی به پرسش های بالا برآمده است. در این راستا، در طول سال 1403 با 21 تن از وکلای دادگستری استان یزد مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. پس از کدگذاری باز، تعداد 433 مفهوم به دست آمد. سپس با توجه به نقاط اشتراک و افتراق میان این مفاهیم، آن ها در 84 مقوله فرعی دسته بندی شدند. در مرحله بعدی، برای ترسیم پارادایم تحقیق، تعداد 13 مقوله اصلی از میان مقوله های مذکور استخراج گردید. در خصوص یافته ها بیان می گردد که چالش مالیات ستانی دولت به عنوان پدیده مرکزی (مسئله اصلی) تحقیق در نظر گرفته شد. علل شکل گیری پدیده مرکزی نظیر استحقاق زدایی از دولت در کنار راهبردهای وکلای دادگستری مثل تمایزخواهی و پیامدهای ناشی از راهبردها مانند صورت گرایی قانونی نشان داد که «ابزارسازی از قانون در برابر مالیات ستانی» همان مقوله هسته ای است که تمامی مفاهیم و مقوله های به دست آمده را به یکدیگر مرتبط می سازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بی ضابطگی دولت در عرصه مالیات ستانی، با نوعی بی قانونی از سوی وکلای دادگستری همزمان شده است. از یک سو، دولتْ قانونمند نیست و از سوی دیگر، وکلای دادگستری تمایل به استفاده ابزاری از قانون برای نپرداختن مالیات دارند. چنین چرخه ای موجب بازتولید چالش مالیات ستانی در ایران می شود.
۱۴۸۹.

سیره علوی در مواجهه با مخالفان؛ الگویی برای تضمین حقوق بشر در پرتو عدالت و انصاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
جستار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع معتبر دینی، به واکاوی سیره حقوق بشری امام علی(ع) در مواجهه با مخالفان فکری و عقیدتی می پردازد. نوشتار فرارو با استناد به مدارک اصیل و دست اول اسلامی، نشان می دهد که سیره علوی در فرض مسئله بر سه محور اساسی استوار است: 1- قاعده زرین اخلاق در تعامل با دیگران؛ 2- پرهیز از تکفیر و تفسیق مخالفان؛ 3- توزیع عادلانه بیت المال میان موافق و مخالف. یافته های پژوهش حاکی از آن است که امام علی(ع) با عمل به مفاد قاعده زرین اخلاق(آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند)، الگویی منحصر به فرد از تعامل عادلانه با مخالفان ارائه می دهد که در آن حفظ کرامت انسانی و پرهیز از تحمیل عقیده، جایگاه ویژه ای دارد. همچنین، حضرت(ع) با تعبیر «إخواننا بغوا علینا»، از نسبت دادن شرک و نفاق به مخالفان سیاسی پرهیز کرده و با توزیع مساوی بیت المال، عدالت اجتماعی را حتی نسبت به معارضان خود رعایت می نمایند. نوآوری نوشتار حاضر در ارائه الگویی نظام مند از سیره علوی است که عدالت و انصاف را نه به عنوان مفاهیمی انتزاعی، بلکه به مثابه شاخص های عینی در تعامل با مخالفان در نظر می گیرد.
۱۴۹۰.

مؤلفه های ایراد اتهام در ایران و فرانسه: رویکردی به امنیت قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
هدف این پژوهش بررسی مؤلفه های ایراد اتهام و تأثیر آن ها بر حفظ و گسترش امنیت قضایی شهروندان در ایران و فرانسه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه ای شامل قوانین، مقررات و منابع علمی مرتبط، داده ها را گردآوری کرده و با استفاده از روش مقایسه ای میان نظام حقوقی ایران و فرانسه تحلیل نمود. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه هایی نظیر اصل کفایت ادلّه، اصل برائت، اصل سکوت، اصل تفهیم اتهام، حق همراه داشتن وکیل، اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها، حق دادخواهی، اصل مستند بودن رأی، اصل مصلحت گرایی، اصل منفعت عمومی و رعایت امنیت قضایی و آزادی های اجتماعی، نقش کلیدی در ایجاد مدل مطلوب ایراد اتهام دارند. با این حال، در نظام حقوقی ایران برخلاف فرانسه، برخی مؤلفه ها از جمله اصل اول، نهم و دهم به طور کامل مورد توجه قرار نگرفته اند. نتایج پژوهش تأکید می کند که رعایت کامل این مؤلفه ها موجب افزایش عدالت و ارتقای امنیت قضایی می شود و غفلت از آن ها می تواند منجر به آسیب به حقوق شهروندان گردد.
۱۴۹۱.

محیط زیست و تمرکززدایی محلی در ساحت هنجاری اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
محیط زیست به عنوان بستر حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ، برای ادامه حیات هر فرد ضروری است. امروزه روش های مختلفی برای مقابله با بحران های محیط زیستی و بهبود وضعیت موجود مطرح می شود. در این میان، ایده ی تمرکززدایی با رویکرد مشارکتی باعث شده دولت مردان به جای خدمات رسانی هایی که درگذشته به شهروندان ارائه می دادند، تشکل های محلی و سازمان های اجتماعی مردمی را به گونه ای توانمند سازند تا امور مربوط به جوامع محلی خویش را سازماندهی کنند، به نحوی که بتوانند آزادانه در فرآیند تصمیم گیری در خصوص نحوه مدیریت منابع سرزمین شان مطابق با اصول عدالت مشارکت داشته باشند.در نظام حقوقی ایران، نقش این سازمان ها به عنوان نهادهای محلی غیرقابل انکار است و باید شرایط لازم برای مشارکت فعال این بازیگران در حوزه محیط زیست ایجاد شود. پژوهش حاضر که با روش توصیفی – تحلیلی انجام پذیرفته؛ درصدد پاسخ به این سوال است که از منظر حقوق بین الملل حفاظت از محیط زیست در قالب تمرکززدایی محلی و سرزمینی چگونه ارزیابی می گردد؟ برای دست یابی به پاسخ این سوال، به بررسی اصول تمرکززدایی و حق بر محیط زیست پرداخته و پس از آن بررسی و شرح مفاهیم اسناد بین المللی محیط زیستی مورد مطالعه قرار گرفته و با تحلیل این اسناد در ساحت هنجاری و ساختاری این نتیجه حاصل گردیده که برای نهادهای محلی در اسناد بین المللی، تدوین کنندگان اسناد بین المللی زیست محیطی و اسنادی که مورد بررسی قرار گرفت، در اندیشه ی خود نسبت به جوامع محلی بی توجه و غافل نبوده اند و اگرچه در برخی اسناد، این توجه در خور و مطلوب نباشد، دست کم به فراموشی سپرده نشده اند.
۱۴۹۲.

ارزیابی انتقادی رویکرد حاکم بر نظرات شورای نگهبان در خصوص تحول نظام انتخاباتی مجلس شورای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
انتخابات مجلس شورای اسلامی از ابتدا از طریق نظام اکثریتی و در اغلب موارد در حوزه های انتخابیه شهرستانی برگزار شده است. در ادوار مختلف مجلس، طرح هایی برای تحول الگوی کنونی به نظام انتخاباتی تناسبی در دستورکار قرار گرفته است. فارغ از انگیزه های نمایندگان مجلس در ارائه این طرح ها، به نظر می رسد که دو مسئله خطیر کارکرد ملی مجلس و استقرار عدالت انتخاباتی از رهگذر الگوی فعلی حاکم بر نظام انتخابات، امکان تحقق مطلوبی نداشته و تأمین آنها با استقرار نظام انتخاباتی تناسبی همخوانی بیشتری دارد. با وجود محسنات نظام انتخاباتی تناسبی، شورای نگهبان تاکنون مصوبات مجلس در راستای به کارگیری آن را حائز مغایرت های متعدد با قانون اساسی به ویژه اصول کلی آن دانسته است. از منظر شورای نگهبان، اجرای این نظام انتخاباتی منجر به تضعیف اتکای جایگاه نمایندگی به آرای عمومی، ایجاد بستر تبعیض ناروا در رقابت های انتخاباتی، کاهش مشارکت شهروندان در انتخابات و تضعیف وحدت و تعاون عمومی در حوزه های انتخابیه می شود. در این پژوهش با تحلیل نظرات مذکور، روشن شد که بخش قابل توجهی از استدلالات شورای نگهبان در این باره، از بنیان مستحکمی برخوردار نیست. حتی در مواردی مسجل شد که برخی از ابعاد نظام تناسبی نه تنها واجد این ایرادات نبوده، بلکه می توانند به عنوان ابزاری در راستای تحقق اهداف قانون اساسی تلقی شوند.
۱۴۹۳.

تحولات حمایت کیفری از زنان در پرتو تصویب لایحه «پیشگیری از آسیب دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر سوء رفتار»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
زنان و گفتمان حاکم بر آنان موضوعی درهم پیچیده با مسائل ایدئولوژیک است که تدوین یک سیاست کیفری منجسم در خصوص زنان را با پیچیدگی هایی مواجه می سازد. با تغییر در گفتمان حاکم بر نهادهای قانون گذاری، شاهد تغییراتی در جرم انگاری و شیوه پاسخ به آسیب های حوزه زنان هستیم. در این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناخت تحولات حاکم بر قانون گذاری در حوزه حمایت کیفری از زنان، روند تحولات تدوین لایحه پیشگیری از آسیب دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر سوء رفتار در بیش از یک دهه بررسی می شود. تغییرات نشان می دهد تدوین کنندگان لایحه از آنجا که تأکید را از «زنان» برداشته و بر حمایت از نهاد «خانواده» متمرکز شده اند، با رویکرد ورود حداقلی حقوق کیفری به حوزه خانواده، بسیاری از حمایت-های کیفری پیش بینی شده در متن اولیه، از تمامیت جسمانی و حیثیت معنوی زنان در محیط خانواده و اجتماع، را حذف نموده-اند.
۱۴۹۴.

تحلیل حقوقی و اقتصادی خلق پول و دلالت های آن برای نظام قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
تحلیل حقوقی و اقتصادی فرایند خلق پول چه دلالت هایی برای نظام قضایی دارد؟ در این مقاله به شکل توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی، بحث می شود که پدیده «خلق پول و افزایش نقدینگی» از نظر حقوقی و اخلاقی امری خنثی نبوده، بلکه ذات فرایند فنی و حسابداری خلق پول، ماهیتی حقوقی داشته و با وظایف و مأموریت های کلان نظام قضایی از منظر «برقراری عدالت»، «صیانت از حقوق عامه» و «شناسایی و حذف بسترهای فسادزا» ارتباط جدی دارد. بررسی نظام پولی و بانکی کشور نشان می دهد که بانک ها و افراد مرتبط با آن ها می توانند بدون کار و تولید و از طریق خلق پول، برای خود قدرت خرید کسب نمایند. افزایش حجم نقدینگی به معنای افزایش حجم کل مقدار ریال در اقتصاد است، اما این افزایش ریال به شکل مساوی یا متناسب بین عموم مردم تقسیم نشده یا حتی بیشتر آن نصیب دولت و پروژه های توسعه ای کشور نمی شود. خالقان ریال از این ریال جدید برای خرید کالا و خدمات و سفته بازی در بازار دارایی (مسکن، طلا، دلار و سهام) و در قیمت های قبل از تورم استفاده کرده و ثروت خود را به زیان سایر اقشار جامعه افزایش می دهند. توجه جامعه حقوقی و نظام قضایی به این فرایند ضروری بوده و شناخت ماهیت فرایند خلق پول و جزئیات آن پیش شرط هر نوع مداخله سیاسی یا قضایی برای جلوگیری از تقلب و فساد در پول ملی و صیانت از حقوق عامه در حوزه پول و بانک خواهد بود.
۱۴۹۵.

تفسیرهای قضایی زنان شاغل در دادسرا نسبت به بزهکاری و بزه دیدگی زنان؛ رویکرد جامعه شناسی کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش های جامعه شناسی نشان می دهد که مقام تعقیب از قدرت بالایی در آغاز و نحوه تعقیب کیفری برخوردار و همواره نوع تصمیم گیری، نتایج تعقیب و تعاملات درون نظام تعقیب، تحت تأثیر ویژگی های مردم شناسانه و فراقانونی است. این پژوهش در پاسخ به این پرسش که چگونه جنسیت مقام تعقیب به عنوان یکی از عوامل فراقانونی در نحوه تصمیم گیری کنش گران در فرایند تعقیب کیفری تأثیرگذار است، از روش کیفی جمع آوری اطلاعات و تحلیل محتوای اسناد و مدارک و پرونده های قضایی استفاده می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که زنان در مقام تعقیب به دلیل وجود فرهنگ سازمانیِ مردانه حاکم، تلاش دارند تا در فرایند تعقیب، تصمیم هایی به دور از کلیشه های جنسیتی اتخاذ نمایند. در این راستا از دقت و مسؤولیت پذیری بالاتری برخوردار هستند، از یک سو در پرونده های مرتبط با بزه دیدگی زنان با تکیه بر جانب داری درون گروهی و اسناد دفاعی دارای حساسیت کیفری بالاتری بوده و در تعقیب این طیف از جرائم شدت عمل بالاتری را از خود نشان می دهند. در سوی مقابل، این کنش گران در پرونده هایی با بزهکاران زن رویکرد متفاوتی را اتخاذ نموده و به دنبال حمایت جدی تر از زنان بزهکار از رهگذر کاهش عنوان مجرمانه و بهره گیری از امکانات نهاد صلح و سازش هستند.
۱۴۹۶.

تأثیر معرفت شناختی عمل گرایی بر فقه حکمرانی اهل سنّت در کشورهای مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۵
اصل حاکمیت قانون در کشورهای مسلمان از مبنای معرفتی تئوکراسی پیروی می کند و در الگوواره عقل گرایان حقوقی دسته بندی می شود. اجرای برنامه توسعه از قرن هجدهم در کشورهای مسلمان، سبب شده تا عملگرایی به صورت تدریجی بر فقه حکمرانی کشورهای مسلمان تاثیر بگذارد و مبنای اصل حاکمیت قانون را متحول کند. این نوشتار توضیح می دهد که تحول صورت گرفته بر اساس تاثیر معرفت شناختی عملگرایی بر مبنای معرفتی تئوکراسی در فقه حکمرانی است. تاثیر یاد شده ابتدا در حقوق مدنی و سپس در حقوق عمومی و نظریه دولت نمایان شده است. بر این اساس در فقه حکمرانی نگرشی نامبناگرا ایجاد شده و الگوواره آن از حقوق طبیعی سنتی به حقوق طبیعی مدرن تغییر کرده است. نتیجه این تغییر، اصالت بخشی به عقلانیت انسان گونه در ایجاد قاعده حقوقی است. حمایت از مالکیت خصوصی، حقوق بشر و حقوق شهروندی از پیامدهای تاثیر عملگرایی در ایجاد قاعده حقوقی است. یافته این پژوهش آنست که تاثیر معرفت شناختی عملگرایی در سطح فلسفه حقوق کشورهای مسلمان قابل ارزیابی است. از این رو رویکرد عملگرا، قانون را گونه ای از ادراکات عقل عملی می پندارد و بنیاد معرفت شناختی آن بر گذار از عقل استعلایی کانت، و بهره وری از عقل ابزارگرایانه است.
۱۴۹۷.

قانون و قانون گذاری در اندیشه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله درصدد پاسخ دادن به این پرسش فلسفه حقوقی است که ماهیت و مؤلفه های قانون و قانون گذاری در منظومه فکری افلاطون چگونه است؟ یا به عبارت دیگر، مؤلفه های ذاتی و عرضی قانون در نگاه افلاطون کدامند؟ پرسش حاضر مستلزم توجه به دو بخش از قانون است: مفهوم قانون و شناسایی مؤلفه های ذاتی و عرضی آن. مفهوم قانون در منظومه فکری افلاطون بر مبنای رویکرد سعادت گرایانه وی تعیین می شود، به طوری که قانون فرمان خرد برای کسب فضیلت است. مؤلفه ها و اجزای قانون در اندیشه افلاطون در دو بخش قرار می گیرند: ذاتی و عرضی. در بخش مؤلفه های ذاتی، می توان به عقلانیت , عدالت، سادگی قانون، عدم تورم قانون و توجیه عقلانی قانون اشاره کرد؛ درحالی که در بخش مؤلفه های عرضی که شامل قانون گذاری است، می توان به تزکیه جامعه، التزام حاکمان به تبعیت از قانون، الزام به آموزش قانون، تکامل تدریجی قانون و صلح و آرامش پرداخت.
۱۴۹۸.

مبنای مسئولیت مدنی و شیوه های جبران خسارت نقض حقوق مالکیت صنعتی؛ با نگاهی به اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
حمایت مؤثر از حقوق مالکیت صنعتی، موجب تسهیل در انتقال فناوری و جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی می شود؛ امری که نقشی حیاتی در روند توسعه پایدارایفا می کند. از آنجاکه آفرینش های فکری و صنعتی با صنعتی شدن جوامع از اهمیت فراوانی برخوردار شده اند و ازسوی دیگر، به دلیل محرمانگی این نوع مالکیت ها، صیانت از آن ها نیز تدابیر ویژه ای می طلبد، جبران ضرر -به ویژه جبران کامل آن- درخصوص این آفرینه ها نسبت به سایر اموال مادی بسیار دشوارتر خواهد بود. بااین حال، مهم ترین شکل حمایت از حقوق مالکیت صنعتی آن است که برای نقض کننده این حقوق، مسئولیت مدنی قائل شویم. پرسش اساسی در این زمینه آن است که دارنده حقوق مالکیت صنعتی براساس چه مبنایی می تواند به نقض کننده این حقوق رجوع کرده و جبران خسارت های خویش را مطالبه کند؟ در این پژوهش تحلیلی و تطبیقی، با برگزیدن مبنای «لاضرر» به عنوان مبنای اصلی مسئولیت مدنی در نظام حقوقی ایران، برآنیم که در رجوع دارنده حقوق مالکیت صنعتی به نقض کننده این حقوق به منظور مطالبه و جبران خسارات، مبنای «لاضرر» نسبت به سایر مبانی تقدم دارد؛ مبنایی که اسناد بین المللی همچون کنوانسیون پاریس و موافقت نامه تریپس، نیز از آن پیروی می کنند.
۱۴۹۹.

بررسی جرم شناختی سازمان یافتگی فساد در ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
در قرن اخیر، ورزش به یکی از موضوعات مهم مطالعاتی در علوم انسانی بدل شده است. و به همین مناسبت، رشته های جدیدی همچون جامعه شناسی ورزشی، حقوق ورزشی، سیاست ورزشی و مطالعات فرهنگی ورزش شکل گرفته اند. بااین حال، جرم شناسی ورزشی کمتر دیده شده و دغدغه های جرم شناسان معاصر، از جمله پیشگیری از جرم و کنترل اجتماعی در حوزه ورزش مغفول مانده است. این کاستی در حوزه جرایم سازمان یافته ورزشی نمود بیشتری دارد. باوجود اهمیت وصف سازمان یافتگی از منظر مطالعات جرم شناسانه، این مهم چندان در تحقیقات علوم جنایی موردتوجه قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با لحاظ این ضرورت، به روش تحلیلی و توصیفی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این سؤال است که فساد سازمان یافته در ورزش چه ویژگی هایی دارد و این اوصاف از منظر جرم شناختی چگونه تحلیل می شوند؟ مطالعات نشان می دهد که درجرایم سازمانی، تفاوت هایی با اوصافی نظیر کسب منفعت، مداخله جنایی شخصیت حقوقی، محوریت شرط بندی، فساد غیرمجرمانه قابل شناسایی است و از منظر نظریات جرم شناسی همچون نظریات فشار، رفتار برنامه ریزی شده، انتخاب عقلانی، نئولیبرالیسم و آسیب اجتماعی-شناختی قابل شناسایی هستند. نتیجه آنکه راهکارهایی چون ارائه الگوهای آموزشی، تدوین پیمان جامع مقابله با فساد ورزشی سازمان یافته بین المللی و تغییر تعریف فساد در مقابله با آن راهگشا خواهد بود.
۱۵۰۰.

گستره جرم انگاری از چشم انداز نظریه عدالت و فضیلت؛ گسست و پیوست خطا های اخلاقی و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
مشهور است که اخلاق فضیلت را رویکردی «فاعل محور» می خوانند. در حقیقت، تحققِ تمام عیارِ فضیلت، مستلزم تلفیق «انگیزه نیک» و «عمل خوب» است، با این قید که داوری اخلاقی، معیار نهایی خود را در انگیزه فاعل جست وجو می کند و نه صرفِ صورتِ بیرونیِ فعل. در این جستار، با روشی تحلیلی-انتقادی، به واکاوی دیدگاه ارسطو درباره عدالت به مثابه گونه ای از فضیلت خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه مفاهیم «فضیلت فردی» و «عدالت اجتماعی» در دستگاه اخلاقی-سیاسی او درهم تنیده اند و این پیوند، چه تأثیراتی بر مبانی جرم انگاری برجای می نهد. به زعم ما، تفسیر نظریه ارسطو درباره عدالت، بسی ژرف تر و پیچیده تر از قرائت های تقلیل گرایانه ای است که تاکنون عرضه شده اند. برخلاف پندار برخی، ارسطو را نمی توان نظریه پردازی دانست که عرصه «حقوق» و قلمرو «فضیلت های اخلاقی» را درهم آمیخته است. از منظر او، نسبتِ میان خطاهای اخلاقی و حقوقی، نسبتِ «این همانی» نیست. درواقع، این فیلسوف ژرف نگر، حدودِ مشروعیت قانونگذاری را در گروِ رابطه «دیگری» می داند و از همین رو، «ضرر رسانی به دیگری» را به عنوان رکنی بنیادین در ساختارِ فضیلتِ عدالت برمی شمارد. مدعای محوری این پژوهش آن است که از دیدگاه ارسطو، جرائم، نه اموری اعتباری، بلکه «خطاهایی پیشاقانونی» محسوب می شوند که ریشه در سرشتِ روابط انسانی و نسبتِ فاعل با «دیگری» دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان