فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۸۴۱ تا ۸٬۸۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
ایران و حکومت بهمنیان در دکن
حوزههای تخصصی:
تبیین ریشه های اجتماعی اقتصادی انقلاب مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه بررسی ریشه های پیدایش انقلاب مشروطه همواره ایده ای جذاب و قابل تأمل بوده، اما تاکنون تلاشی جدی برای تبیین نظری انقلاب، دست کم در زبان فارسی، صورت نگرفته است. به همین سبب این مقاله می کوشد علل اجتماعی ـ اقتصادی وقوع انقلاب مشروطه را در چهارچوب نظریه کارکردگرایی چالمرز جانسون تبیین کند.
این نظریه مبتنی بر تعادل و هم بستگی اجتماعی است و اعتقاد دارد اگر نظام اجتماعی از حفظ تعادل خود در برابر پدیده ها ی نوین و شرایط محیطی، که از درون و بیرون آن را تحت تأثیر قرار می دهند، ناتوان باشد؛ دست خوش تزلزل و بحران می شود و راه برای انقلاب و تحول هموار می شود. این عدم تعادل در عهد قاجار، از یک سو در پی مواجهة جامعه و حکومت ایران با غرب و از سوی دیگر، با انجام اصلاحاتی که به تقابل سنت های بومی با ارزش های مدرن انجامید، فراهم آمد و پیرو آن نظم کهن از هم گسیخت و انقلاب مشروطه شکل گرفت.
تحولات ساختار شهری فسطاط در دورة سفیانیان(40 تا 64 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فسطاط، نخستین شهر اسلامی در آفریقا، پس از گشودن مصر، با ویژگی های یک شهر اسلامی و برای رفع نیازهای جهادگران مسلمان ایجاد شد و به عنوان مرکز ولایت مصر و «مغرب» نقشی تأثیرگذار در دوران صدراسلام برجای گذاشت.
ترکیب اجتماعی شهر و تحولات عمرانی و اقتصادی آن در دوره های مختلف همواره مورد توجه مورخان و محققان بوده است.
تغییراتی که در دورة سفیانیان در این شهر پدید آمد، موجب آغاز روند گذار از یک «شهر نظامی» به سمت یک شهر تجاری و اداری گردید و در پایان حکومت سفیانیان، این شهر به صورت مهم ترین مرکز سیاسی و اداری شمال آفریقا درآمد و بازار، فعالیت های اقتصادی و ترکیب اجتماعی آن موجب گردید طی سده های متمادی و علی رغم تغییر حاکمیت ها، همچنان اهمیت خود را حفظ کند.
تلاش برای یافتن علل و چگونگی تحولات این شهر، درعهد سفیانیان، موضوع این نوشتار است. پرسش اصلی پژوهش این است: شهر فسطاط در این دوره چه تغییراتی کرد و تأثیر این تحولات در ساختار شهری به چه میزان بود؟ نزدیک شدن به پاسخ هایی برای پرسش اساسی این تحقیق، نیازمند پژوهشی تاریخی با شیوه های توصیفی- تحلیلی است.
جایگاه خوارزم در جغرافیای اقتصادی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقة خوارزم واقع در شمالی ترین نقطة ماوراء النهر، در قرون نخست اسلامی ، از نقاط تأثیرگذار در تاریخ منطقة مذکور به شمار می رود. خوارزم محل تجمع کاروان های تجاری بوده که از نواحی اُغز، خزر، و به ویژه روس می آمدند و تجار خوارزمی نیز متقابلاً در نقاط دیگر دنیا به فعالیت های بازرگانی می پرداختند. تجارت این ناحیه ازطریق آرال با روسیه و از آن طریق با کشورهای اروپایی جریان داشت. ویژگی خاص جغرافیایی و جمعیت تجارت پیشة خوارزم ادوار پرشکوه اقتصادی و بازرگانی را برای آن رقم زده است. خوارزم در گذر از دوران باستان به دوران اسلامی نیز این نقش خود را حفظ کرد و بازرگانی و تجارت مناطق ماوراءالنهر و خراسان در کف اختیار تجار خوارزمی بود؛ اعتبار آنان به حدی بود که در نقاط گوناگون ماوراءالنهر، خراسان، هندوستان، بلغار، و سواحل ولگا دارای تجارت خانه و انبارهای بزرگ کالا بودند. خوارزم به لحاظ سیاسی دارای نوعی نظام فرمان روایی مستقل ، که در عصر باستان ریشه داشت، بود و خاندان آل اِفریغ منشأ شکل گیری نظام خوارزمشاهی در آن ناحیه بود. با ورود خوارزم به دوران اسلامی، حکام باستانی آن دست نشاندة عمال خلیفة اسلامی شدند و نوعی نظام دوقطبی بر ساختار سیاسی خوارزم حاکم شد. خوارزم در دوره فرمان روایی حکومت های مستقل محلی ایرانی در ماوراءالنهر به شکلی مؤثر در مناسبات قدرت گیری میان این سلسله ها نقش داشت. در این مقاله با نگاهی به اوضاع اقتصادی و سیاسی خوارزم به بررسی الگوی توسعة خوارزم در این دو زمینه پرداخته شده است.
تعامل دیوانیان و نظامیان در دوره اول خلافت فاطمیان در مصر (358-487 ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلافت فاطمیان(297-567 ق.) که به منزله حکومت رقیب خلافت عباسی(132-656 ق.) در شمال آفریقا برپا شد، از ویژگی های سیاسی، اداری و نظامی ویژه ای برخوردار بود.امامان دوران دعوت پنهانی اسماعیلیه با شبکه دعاه و پیروان پراکنده اما سازمان یافته، در سال 297ق.خلافت فاطمی را پایه گذاری کردند و قدرت سیاسی و نظامی را به صورت رسمی به دست آوردند.در این راستا، تحولی گسترده در مقام و موقعیت امام اسماعیلی و حلقه های پیرامون وی از شرایط غیررسمی به شرایط رسمی صورت گرفت که طی آن، سازمان یابی قدرت و بازتعریف عناصر جامعه اسماعیلی در قالب نهادهای اداری، نظامی و سیاسی مرسوم زمانه انجام شد.ساختار دیوار و نظامی تحت تأثیر آموزه های سیاسی و اجتماعی اسماعیلی و اقتضائات برپاییِ خلافت شیعی بود که بیش از دو قرن در مصر دوام نیافت.مهم ترین علل آن را باید در ساختار دیوانی و نظامی آن ها و چگونگی تعامل دیوانیان و نظامیان و عوامل مؤثر بر آن جست وجو کرد.در این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی ساختار دیوانی و نظامی و علل هم گرایی و واگرایی در تعامل آن ها پرداخته و به این سؤال پاسخ داده شده است که تعامل دیوانیان و نظامیان در دوره اول خلافت فاطمی چگونه و تحت تاثیر چه عواملی بوده است.
بررسی اسنادی کشمکش های والیان پشتکوه(ایلام) با حکومت عثمانی، بر سر معادن نمک(1255-1347 ق./1838-1928)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اختلافها و کشمکش های میان والیان پشتکوه و حکومت عثمانی، بر سر معادن نمک واقع در مرز ایران با عثمانی،در فاصله سال های(1255-1347ق./1838-1928) می باشد.
روش/ رویکرد پژوهش: این مقاله، با روش توصیفی و تحلیلی، بر پایه اسناد موجود و منابع کتابخانهای انجام شده و پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها، به سازماندهی و استنتاج پرداخته است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته ها حاکی از آن است که یکی از موضوعهای مورد اختلاف میان والیان پشتکوه(ایلام) و پاشایان بغداد- که تابع حکومت عثمانی بودند- معادن نمک بود. حدود تقریبی این معادن، در شمال غربی پشتکوه و در مرز ایران و عثمانی بود و به نام های دشتلگ، تاریکه، و داودر خوانده می شدند. اهمیت اقتصادی این معادن، و تلاش والیان پشتکوه و پاشایان بغداد، برای در اختیار گرفتن این معادن، باعث ایجاد کشمکش هایی میان دو طرف شد. حسنخان، اولین والی پشتکوه، و پسر او حیدرخان، به خوبی توانستند تسلط خود را بر معادن حفظ کنند و حتی حیدرخان پا را فراتر نهاد و معدن نمک واقع در خاک عثمانی را متصرف شد. اما عباسقلیخان، به دلایل متعددی نتوانست تسلط خود را بر این معادن حفظ کند و این معادن در زمان او به تصرف عثمانی ها درآمدند. پس از عباسقلیخان، پسر عموی او حسین قلیخان، مشهور به ابوقداره، به حکومت رسید. او، معادن نمک را از عثمانی ها باز پس گرفت و در زمان پسرحسین قلی خان، یعنی غلامرضا خان، این معادن بدون دغدغه جزء خاک پشتکوه باقی ماندند. این پژوهش، سعی دارد با مطالعه اسنادی به بازسازی روند اختلافها و چگونگی حل و فصل آنها میان دو کشور بپردازد.
آیین احترام در زمان هخامنشیان و ساسانیان
حوزههای تخصصی:
در تمدن های دوران باستان، باورهای مردمان درباره خدایان و شاهان و چگونگی انجام مناسک و آیین ها از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. یکی از آیین های تمدن های خاورمیانه باستان که در ارتباط با آن، مراسم گوناگونی بین این تمدن ها رایج بوده، ادای احترام نسبت به خدایان و شاهان بوده است. از آنجا که بین این تمدن ها در زمینه های گوناگون زبانی، دینی و آیینی شباهت بسیاری وجود داشته و به دلیل ارتباط، تأثیرات متقابلی بر هم داشته اند، می توان به باورهای آنان درباره این آیین ها پی برد. در این مقاله، تلاش بر آن است که نوع احترام نسبت به شاهان ایرانی در دوره هخامنشی و ساسانی بررسی شود و در عین حال، نگاره پرسپولیس در دوره هخامنشی و نگاره های ساسانی، با نگاره های شرق باستان مقایسه شود تا به منشاء ادای احترام در دوره هخامنشی و ساسانی و چگونگی انجام این آیین ها، شباهت ها، تفاوت ها و باورهای آنان برده شود.
نمونه برداری نظام مند طبقه بندی شده در تپه برج نیشابور، خراسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
49 - 68
حوزههای تخصصی:
بررسی های باستان شناسی در شناسایی محوطه های باستانی و درک روابط درون یا برون منطقه ای بسیار مهم و کاربردی است. امابررسییک محوطه به تنهایی، برخلاف شیوه های سنّتی رایج،معمولاً داده های دقیق و قابل توجهی درباره آن محوطه در اختیار می گذارد.در این پژوهش محوطهبزرگپیش ازتاریخی تپه برج در نزدیکی نیشابور برای نمونه برداری نظام مندطبقه بندی شده انتخاب شده است، آن هم در خراسان، سرزمینی که به ویژه از نظر باستان شناسی دوران پیش از تاریخ ناشناخته است. این امر مسلماً خطرپذیری بالایی داشته و همان گونه که در ادامه خواهد آمد، نتایج پژوهش را تحت تأثیر خود قرار داده است به طوری که باوجود حجم بالای سفال جمع آوری شده از سطح تپه، کمترین شباهت را با دوره های شناخته شده در باستان شناسی سرزمین های پیرامونی منطقه دارد. برای دسته بندی بهتر و درنتیجه، مقایسه سفالی بهتر، علاوه بر طبقه بندی آنها براساس رنگ پوشش، نوع خمیرمایه، کیفیت پخت و ... سفال ها گونه شناسی نیز شدند. بر این اساس بیست و پنج گونه سفالی تعریف شد. تأکید این نوشته بر گونه شناسی سفال های نمونه برداری از سطح تپه برج نیشابور و ارائه چشم اندازی برای فعالیت های آینده در این محوطه مهم پیش ازتاریخی خراسان است.
نسبت اندیشه و عملکرد تقی ارانی و جریان «چپ»
حوزههای تخصصی:
تقی ارانی به عنوان یکی از شخصیت های تأثیرگذار در جریان روشنفکری ایرانی بخشی از نیروهای اجتماعی ایران در دوره ی پهلوی را فعال کرد. گروه او متشکل از دانشجویان و افراد تحصیل کرده بود که بعدها به گروه 53 نفر مشهور شدند. اندیشه های او همواره بین طیف های مختلف جریان روشنفکری مورد مناقشه بوده است. مقاله ی حاضر با توصیفی اجمالی از زندگانی و اقدامات سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ارانی، اجمالاً و به صورت کلی به بخشی از آرا و اندیشه های وی خواهد پرداخت. همچنین نسبتِ این اندیشه ها و شرایط داخلی و خارجی ایران در دوره ی پهلوی اول را بیان و از این باب به سمت نقادی پیش خواهد رفت. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به موضوع مورد نظر پرداخته است. از جمله نتایج حاصل شده از این پژوهش شناخت ریشه های اجتماعی و فکریِ طیف سوسیالیست جریان «چپ» در ایران است.
سرشت تبیین تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
ابن خلدون در مقدمه ی خود گونه ای از اندیشه ی تاریخی را مطرح کرده است که با تاریخ نگاری رایج عصر خود و حتی پس از آن، تفاوت های آشکاری دارد.در این شیوه به جای تأکید بر وقایع و فقط نقل اخبار، بر یافتن سرشت وقایع تاریخی، علت وقوع آن و تأثیرات آن بر حوادث دیگر تأکید می شود.این رویکرد به تاریخ که می توان تاریخ علمی، سنجیده و اندیشیده و به بیان دیگر منطق تاریخ خواند، روشی دارد که مقدمه ی ابن خلدون در بیان گام ها و چند و چون آن صراحتی ندارد.هرچند محتوای مقدمه ی ابن خلدون، تأسیس علمی تحت عنوان علم عمران است که بتوان به کمک آن تاریخ نقلی را به سطح تاریخ برهانی و عقلی ارتقاء داد، اما ابن خلدون جدای از فقراتی که به نقل اخبار گذشته اختصاص می دهد، هیچ گاه به صراحت از روش چگونگی توضیح و تبیین تاریخی سخن نمی گوید.بدین ترتیب علم عمران متکفل شناخت سرشت اجتماعات بشری و طبایع انسانی می شود که خود به فهم تاریخی ما کمک می کند.اما مسئله ی دشوار این است که پس از آگاهی از سرشت و طبایع جوامع انسانی چگونه به نقد اخبار تاریخی و تبیین واقعیت های تاریخ بپردازیم؟به بیان دیگر علم عمران ابن خلدون، چه رویکردی برای تبیین خبر تاریخی، چه از دیدگاه منفی و نقادی و چه از دیدگاه مثبت و ایجابی دارد؟در این مقاله کوشیده ایم از خلال مقدمه، به منطق تبیین و علیت تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون پی ببریم.نتیجه ی بررسی مقدمه نشان می دهد که منطق علم عمران، نوعی حکمت در معنای عام است که واجد ضرورت مادی و طبیعی است، نه ضرورت عقلی و نظری.هدف علم عمران نیز برهانی کردن تاریخ است، ولی ماده ی این برهانی سازی تنها عقل نیست، بلکه هم علوم عقلی(مانند فلسفه ی طبیعی) و هم علوم نقلی(نظیر فقه و نصوص دینی) در این برهانی سازی به کمک مؤلف مقدمه می آیند.