فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
زمانه ۱۳۸۵ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات دامنگیر ایران پس از مشروطیت، بحران مالی و اقتصادی بود. هرج ومرج و ناامنی بازرگانی، بر هم خوردگی معیشت سنتی ایرانیان، روی آوردن به زندگی شهری و نیز مشکلات ناشی از جنگ جهانی اول و حضور و رقابت قدرتهای اروپایی، عرصه را به قدری برای دولت و ملت ایران تنگ نمود که دولت به تکاپو برای استقراض افتاد. ماجرای اعطای وام از سوی روسیه و انگلیس، حکایتهای مفصل و جالبی از تاریخ معاصر ما را به خود اختصاص داده است اما جالب تر از همه، مخالفت و مقابله گستاخانه استعمارگران با نوسازی اقتصادی و مالی ایران است. ایرانیان که همیشه برای برون رفتن از چنگال قدرتهای رقیب استعماری به نیروی سوم می اندیشیدند، در این بحبوحه با اندیشه ایجاد دگرگونی اساسی در مالیه و اقتصاد ایران باز هم به فکر یک نیروی بی طرف افتادند و استخدام مورگان شوستر امریکایی برای رسیدگی و به سامان درآوردن مالیه ایران به همین مقصود صورت گرفت. حال بخوانید که چه بر سر وضع مالی و اوضاع مالیه ایران پس از مشروطه آمد و روسیه چگونه گستاخانه ایران را به بهانه نفوذ قدرت رقیب، با تهدید جدی مواجه کرد.
نظام سیاسی در دیدگاه امام خمینی (س) و علامه نائینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر تلاش شده است نظام سیاسی دوره غیبت در دیدگاه امام خمینی و علامه محمد حسین نائینی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. همچنین استدلال شده است که اندیشه سیاسی امام خمینی در باب نظام سیاسی در دوران غیبت نسبت به اندیشه سیاسی علامه نائینی کامل تر و جامع تر می باشد. در این نوشتار، مؤلفه های یک نظام سیاسی در دو بخش کلی مؤلفه های شکلی و مؤلفه های محتوایی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.
آخرین روزهای غازان خان و بحران در حکومت ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره حکومت غازان خان (703- 694 ق) به جهات گوناگون در تاریخ عصر ایلخانان مغول در ایران اهمیت دارد. مسلمان شدن رسمی او و مغولان ساکن در ایران و تلاش برای انجام یک رشته اصلاحات گسترده در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از جمله نشانه های این اهمیت است که توجه مورخان معاصر او و به دنبال آنها پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در نتیجه چنین شرایطی است که خاطره ای از یک پادشاه باکفایت و دوره ای از آرامش و رونق نسبی از این زمان به یادگار مانده است. با این حال به نظر می رسد ترسیم چنین سیمای پر زرق و برقی از عصر غازانی موجب شده تا حوادث یک سال پایانی فرمانروایی او که از بسیاری جنبه ها متفاوت با سال های پیش از آن است، کمتر مورد توجه قرار گیرد. در این یک سال غازان خان که به شدت بیمار بود، بسیاری از قابلیت های خود را به عنوان فرمانروایی پرتکاپو و مصمم از دست داد و حکومت ایلخانی با تنش ها و بحران هایی جدی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مناسبات خارجی مواجه شد. در واقع رویدادهای این یک سال که خود پیامد بعضی از تحولات و سیاست های دوره متأخر غازانی بود، بر ساخت و ارکان قدرت پس از مرگ غازان خان تأثیرگذار شد. با چنین فرضی در مقاله حاضر تلاش شده تا با نگاهی دقیق و جزئی نگر، رویدادهای یک سال پایانی حکومت غازان خان مورد بازبینی قرار گیرد. برای دست یابی به تحلیلی روشن و گویا در این زمینه، روش مقایسه میان گزارش های منابع اعم از متون تاریخ نگاری دوره ایلخانی و در مواردی منابع مملوک به کار گرفته شده است. یافته اصلی پژوهش نیز ارائه تحلیلی نسبتاً متفاوت از دوره فرمانروایی غازان خان و بویژه واپسین سال آن است مقاله همچنین موضوع مرگ غازان خان را از زاویه ای جدید مدنظر قرار داده است. موضوعی که البته همچنان می تواند با بررسی های بیشتری همراه باشد.
سنکرتیسم (اختلاط فرهنگی) در پیکره نگاری هخامنشی و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه تاثیر التقاط فرهنگی در پیکره نگاری هخامنشی و قاجار می پردازد. هنر، فعلی انسانی است و انسان محصور در مجموعه روابطی با محیط پیرامون که بر نحوه تولید و بروز افعال وی که هنر نیز یکی از آن هاست،تاثیر می گذارد.دو برهه هخامنشی و قاجار از دوره هایی است که روابط با سایر کشورها بسیار بوده است. هنر هخامنشی به عنوان هنری تالیفی، التقاطی است که با وجود تمامی تاثیرات سرانجام هویتی مستقل و والا یافت؛حال آنکه هنر دوره قاجار در برخورد و کشمکش بسیار با پذیرش التقاط یا رد آن مواجه بود و نتیجه حاصل،نه التقاطی در جهت صحیح و نه پایبندی به سنت های خودی بود.
در ابتدا تاریخچه و هنر پیکره نگاری هخامنشی با تکیه بر روابط با سایر فرهنگ ها بررسی و پس از آن دوره قاجار،با توجه به اوضاع حاکم بر آن با تکیه بر روابط با سایر فرهنگ ها پرداخته می شود و در انتها هنر آن و نوع تاثیر پذیری اش از عناصر خارجی تعریف خواهد شد، پس از آن با مقایسه تطبیقی بین اوضاع و هنر هخامنشی و قاجار سعی بر بررسی روند التقاط های هنری دو دوره شده است.
تلاش بر این بوده است تا با بررسی شرایط حاکم بر این ادوار،نوع التقاط فرهنگی در دوره هایی که در معرض ورود فرهنگ های دیگر بوده است،بررسی گردد و با توجه به شرایط حاکم بر هر دوره و نوع مواجهه با سایر فرهنگ ها درباره هنر هر دوره نتیجه گیری شود.
جامعة اسلامی ایرانی از منظر مستشرقان انگلیسی عصر قاجار با تأکید بر سفرنامه ها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سفرنامه های خارجی غالباً توسط مأموران سیاسی و مبلغان مذهبی مسیحی تدوین گردیده که البته منافع، اندیشه ها و مقاصد سیاسی مذهبی خاص خود و دولت های متبوعشان را در تصویربرداری از شرایط اجتماعی جامعة اسلامی و در رأس آن جامعة ایرانی در سده های اخیر دخالت داده اند. مستشرقان انگلیسی از این جمله اند که جانب دارانه، همراه با تعصب، و توجیه استیلای خود بر جهان اسلام، به نگارش سفرنامه هایی در این خصوص مبادرت ورزیده اند.
این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که مستشرقان انگلیسی چه تصویری از جامعة اسلامی و در رأس آن، ایران عصر قاجار در سفرنامه هایشان ارائه کرده اند؟ یافته های پژوهش ضمن اثبات فرضیة مطرح شده، بیانگر این واقعیت است که نداشتن شناخت واقعی از مذهب و اجتماع اسلامی ایرانی از یک سو، و نیز بینش استعماری استثماری انگلیسی ها از دیگر سو، موجب گردیده آنان گزارشی همراه با تحقیر نسبت به فرهنگ و اجتماع میهنمان در این دوره و در ابعاد گوناگون در منابع سفرنامه هایشان انعکاس دهند که البته با واقعیات تاریخی مغایر است. جوامع اسلامی به شکلی توهین آمیز، منحط، کهنه، خرافاتی، جاهل، اهل افراط و تفریط، دو فضایی، دروغگو، متملق و در یک عبارت، فلاکت زده و عقب مانده در اخلاقیات، آداب و رسوم، و اعتقادات مذهبی معرفی گردیده اند. در این میان، نگاه بخشی سطحی و در عین حال، تعمیم یک رذیلت اخلاقی به کل جامعة ایرانی نیز از نکاتی است که نگاه بی طرفانه و منصفانة آنان را با تردید جدی مواجه می سازد. مستشرقان انگلیس برخلاف دیگر اروپاییان، که به زیبایی ها و جذابیت های دنیای اسلام نیز توجه نشان داده اند، غالباً نگاه یک سویه را در این زمینه تبلیغ کرده و از ذکر وجوه مثبت زندگی و فرهنگ مردم آن استنکاف ورزیده اند.
چگونگی شکست مأموریت نمایندگان ایران در کنفرانس صلح پاریس (ورسای 1919)
حوزههای تخصصی:
پژوهشی درباره تخته قاپوی ایلات و عشایر فارس در عصر پهلوی اول و پیامدهای مالیاتی آن با اتکا به اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دوره پهلوی اول، از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران محسوب می شود. رضاخان سردارسپه، که با کودتای سوم اسفند 1299زمینه صعود خود را به مراحل بالای قدرت فراهم نمود، در 1304 و با تشکیل مجلس مؤسسان، به تخت سلطنت جلوس کرد. وی با تثبیت قدرت مرکزی و جلوس بر تخت سلطنت در صدد برآمد شورش های عشایری در سطح کشور را نیز به انحاء مختلف سرکوب نماید. ازجمله سیاست هایی که رضاشاه برای سرکوب ایلات و عشایر به کار برد، خلع سلاح، تخته قاپو، و متحد الشکل کردن لباس آنها بود. هدف این پژوهش، بررسی پیامدهای یکی از سیاست های عشایری پهلوی اول ( تخته قاپو) در ایالت فارس و در بعد اقتصادی و مالیاتی می باشد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد و مدارک آرشیوی تألیف شده است.
یافته ها و نتایج: اجرای سیاست تخته قاپو (اسکان) ایلات و عشایر فارس به دلیل عدم آشنایی با روحیات کوچ نشینان موفقیت آمیز نبود. با وجود الغای مالیات ایلی اغنام و احشام توسط مجلس شورای ملی از خانواده های تخته قاپو شده، مأموران وصول مالیات همچنان این مالیات را از مردم مطالبه می نمودند. سرانجام، درنتیجه فشار دولت و حکومت نظامی در وصول مالیات و اسکان آنان، نارضایتی عمیقی در میان عشایر نمودار شد و زمینه های یک شورش عشایری عمومی را ایجاد نمود.
جایگاه علم تاریخ در طبقه بندی علوم توسط اندیشمندان مسلمان (از خوارزمی تا ابن خلدون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به جایگاه و منزلت علم تاریخ در طبقه بندی های رایج علوم در نزد مسلمانان و معضلات و مسائل فراروی آن، مسئله پژوهش حاضر را شکل می دهد. حکما و فلاسفه که قائل به اصالت علوم و دانش های عقلی بودند، تاریخ را به عنوان علم نپذیرفتند. فقها و علمای دینی هم درباره جایگاه علمی تاریخ، دو موضع متفاوت اتخاذ کردند؛ غالب فقیه مورخان تاریخ را به لحاظ برخی ویژگی های موضوعی، روشی، فایده مندی و غایت در زمره علوم نقلی مربوط به شریعت قرار داده اند. طیف دیگر، تاریخ را به لحاظ موضوعی و فایده مندی، در مجموعه علوم غیردینی و مربوط به ادبیات قرار داده اند. ادیب مورخان هم به تناسب ارزش ها و موقعیت اجتماعی خودشان، تاریخ را به لحاظ موضوعی در زمره علوم ادب و از حیث فایده و غایت، از جمله دانش های خدمتگزار اهل سیاست و قدرت قرار داده اند. برخی مورخان صاحب فکر و دغدغه، همچون ابن خلدون نیز با درک چنین وضعیت بغرنج معرفتی و روشی حاکم درباره جایگاه علم تاریخ، تلاش کرده اند برای تاریخ به عنوان یکی از دانش های اجتماع انسانی، موضوع و روش های مستقل و متعلق به خود تعریف کنند. اقدامی ارزشمند که در کانون فهم و توجه مورخان و اندیشمندان متأخر قرار نگرفت و همچنان تفکرها و سنت های پیشین درباره جایگاه علم تاریخ استمرار یافت. به طوری که در نزد مسلمانان تا عصر جدید، تاریخ به لحاظ موضوعی و روشی در بین علوم دینی و ادبی و از حیث فایده مندی به عنوان علم خدمتگزار علایق و ارزش های اهل شریعت و سیاست باقی مانده است.
روشنفکر پوزیتیویست
حوزههای تخصصی:
برانداختن قاجار و برکشیدن پهلوی
حوزههای تخصصی:
در بحبوحه مشروطه، پس از فتح تهران، مجریان حکم اعدام، عمامه از سر شیخ فضلالله نوری برداشتند تا طنابدار را به گردن او بیندازند؛ در این حال آن شیخ روشنبین که آینده را در خشتخام همچون آینه میدید، رو به جماعت حاضر در میدان توپخانه کرد و در یک پیشبینی شگفت، گفت: امروز این عمامه را از سر من برداشتند، فردا هم از سر شما بر خواهند داشت.
جغرافیای تاریخی و آثار باستانی تبریز
حوزههای تخصصی:
اسلام و چین علیه غرب
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ مهر شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
رمزگشایی پاره های آیین های باران خواهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران از دیرباز گرفتار خشکسالی بوده است،چنان که داریوش در کتیبه خود در تخت جمشیدPd Dبند3)از اهورامزدا می خواهد که ایران را در برابر خشکسالی و دروغ محافظت کند.از این رو،دور از انتظار نیست که آیین های باران خواهی از دیرباز در ایران رواج داشته باشد؛همچنان که برپایه گزارش های ثبت شده تا پنجاه سال پیش، آیین باران خواهی در بسیاری از مناطق ایران،به گاه خشکسالی برپا می شدند و در بسیاری از این مناطق،هنوز هم برپا می شوند.از نظر ساختاری کردارهایی که در آیین های باران خواهی انجام می شود،عبارتند از ساخت عروسک یا برگزیدن شخصی و انتساب هویتی نمادین برای او، دسته روی،ریختن آب،خواندن نیایش و آواز درخواست باران،گرفتن هدیه از اهالی،پختن نان یا آش،نشاندار کردن نان یا خوراکی ای دیگر،زدن کسی که نشانه در سهم او پیدا می شود تا پیدا شدن یک ضامن وانجام برخی کردارهای آیینی دیگر بنا به موقعیت جغرافیایی. در نگاهی فراگیر،در مناطق گوناگون ایران آیین ها از دو الگو پیروی می کنند:الگویی که ساخت عروسک و دسته روی همراه عروسک یا مترسک در کانون آیین قرار می دهد؛ و الگویی که تاکید برتهیه خوراکی و نشاندار کردن آن دارد.به هر رو کردارهای هر الگو اشارتی نمادین به باوری کهن و اسطوره ای و طرح افکنی جادویی را به دنبال دارد که بدان واسطه برپاکنندگان برآنند تا طبیعت را به نزول باران وادارند.
واکاوی تأثیر متقابل نظام اداری و ساختار قدرت در دوره امویان و مقایسه آن با عصر اول عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد اداری به عنوان یکی از ملزومات تداوم ساختار سیاسی حکومت، در تثبیت اقتدار خلافت اموی و عباسی (عصر اول) نقش داشته است. با توجه به تکوین نظام اداری در دوره اموی و استمرار قدرت بنی امیه تا حدود یک قرن و نیز تکامل این نظام در دوره عباسی، پژوهش حاضر به واکاوی نقش، تأثیر و رابطه متقابل دیوان سالاری و اقتدار سیاسی در استمرار قدرت خلافت اموی و عباسی می پردازد. یافته های این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از مفهوم اقتدار سنتی وبر انجام شده است، نشان می دهد که حکومت اموی با الگوبرداری از نظام اداری امپراتوری های ساسانی و بیزانس، مشخصات پاتریمونیالیسم یافت، اما مشکلات داخلی، اختلاف های مذهبی و نابرابری اجتماعی از موانع عمده ارتقای دیوانسالاری در این دوره بود. درحالی که حکومت عباسی با اقتدار خلیفه، تقسیم وظایف، گسترش دواوین، تمرکز نظام اداری و کنترل دیوانسالاران توسعه یافت؛ شیوه حکومتی ای که وبر آن را نظام پاتریمونیال بوروکراتیک نامیده است.
جایگاه مجلس شورای ملی در ساختار سیاسی حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ای که تحقیق حاضر را به پیش می برد، تبیین این سؤال است که چرا تحوّلات سیاسی درونی و بیرونی پس از شهریور1320 که همزمان با آغاز به کار مجلس سیزدهم اتّفاق افتاد، به تحوّل بنیادینی که نقش آفرینی نهاد مجلس شورای ملّی در عرصه های مختلف را در پی داشته باشد، منجر نگردید؟ در تحلیل این مسئله، بر این باوریم که تکوین ساختار دولت مطلقه مدرن همراهبا گسترش چندپارگی اجتماعی و تداوم فرهنگ سیاسی سنّتی و پدرسالارانه به عنوان موانع اصلی توسعه سیاسی باعث شده بود که جایگاه بی ثبات و وابسته ای برای نهاد مجلس در اعصار پس از آن نیز رقم بخورد؛ به گونه ای که در دوره تاریخی دهه 1330 نیز به رغم شرایط بحرانی داخلی از جمله تضعیف نقش شاه در رأس هرم قدرت، به دلیل قدرت گیری دیوان سالاری سیاسی و نظامی و سلطه خارجی نیروهای متّفقین، مجلس شورای ملّی امکان اعمال نظارت بر امور و قانون گذاری مطلوب خود را از دست داد. در نتیجه، با وجود تضعیف سلطنت و عدم تسلّط شاه جوان بر امور مملکتی امّا به دلیل منازعات گروه های قدرت داخلی و تضعیف استقلال سرزمینی، شاهد فترت دیگری در عرصه قانون گذاری هستیم و مسائل داخلی و خارجی در این مقطع بر ماهیت و عملکرد نهاد دموکراتیک مجلس سایه سنگینی افکنده اند. بدین ترتیب، نیل به آرمان های مشروطیت در درجه دوم قرار گرفت و باعث شد تا همچنان توجّه و تلاش برای حفظ وجه دموکراتیک و سیاسی مشروطه،متمرکز گردد و سایر ارکان مشروطه، مغفول واقع شده و در نتیجه یکی از مهم ترین ابعاد تبلور مشروطه که تربیت و توسعه فرهنگ سیاسی جامعه جدید بر اساس فرهنگ مشارکتی بود، به تعویق افتاد. همچنین سیر وقایع پس از مشروطه به گونه ای پیش رفت که تلاش برای «حفظ مشروطه و نهاد مجلس قانون گذاری»، جایگزین هرگونه اقدام جهت «توسعه مشروطه» و نهادینه کردن اهداف آن شد و این مسئله، کلید تفسیر تمام وقایع و حوادث پرفراز و نشیب از مشروطه به بعد بوده است. بر اساس تداوم چنین وضعی است که می توان با استناد به منابع و مستندات تاریخی و بررسی ساختار و کارکرد مجالس دهه 1330 که شامل حیات سیاسی و اجتماعی مجالس سیزدهم تا شانزدهم می شود، تحلیل کردکه علی رغم خروج رضاشاه از صحنه سیاسی کشور و ایجاد فضای باز سیاسی در شهریور1320، گرچه تمرکز قدرت از بین رفت و دور تازه تمرکز زدایی در ساختار سیاسی و اجتماعی قدرت آغاز شد امّا این دگرگونی مقطعی به معنای حرکت در مسیر توسعه و غلبه نهادهای سیاسی- اجتماعی جدید همچون مجلس، احزاب و ارگان های اجتماعی بر منظومه قدرت سیاسی نبود زیرا تداوم ساختار و ماهیت نظام سیاسی سنّتی و خیزش نخبگان سیاسی از میان منابع سنّتی قدرت که مهم ترین منبع آن فرهنگ سیاسی سنّتی بود، باعث گردید تا سلطه مطلقه در عصر مشروطه بازتولید گردد که این امر به شکل تقابل ساختار و کنش مجالس دهه 1330 و مراکز موازی قدرت، قابل مشاهده است.
اصول گرایی و شرایط متحول سیاست خارجی با تاکید بر دیدگاه امام خمینی(ره)
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
تاکید شدید بر مرزبندی جغرافیایی در دوره جدید (مدرن) سبب گردید سیاست به دو بخش داخلی و خارجی با لحاظ حدود مطلق و نسبی حاکمیت تقسیم شود. سیاست خارجی و تغییر و تحولاتش ویژگیهای خاصی دارد که متاثر از تفاوت محیطی آن با سیاست داخلی است. برجستگی «ثابتها» در اصول گرایی، این پرسش را مطرح می سازد که در عرصه پرتغییر و تحولی نظیر سیاست خارجی، اصول گرایی به چه معناست و چه نقشی دارد؟ در این مقاله پویاسازی سیاست خارجی از طریق اصول گرایی تبیین گردیده است.
جامعه شناسی تاریخی موقعیت و عملکرد اقلیت های مذهبی در شهر اصفهان دورة صفوی (مطالعة موردی: ارامنة جلفای اصفهان در عصر صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه جامعه شناسی اقلیت های قومی و دینی به عنوان گروهی که به دلیل تفاوت هایشان با گروه اکثریت در معرض تبعیض ها و تمایزات قرار دارند و از مشارکت در زندگی اجتماعی کناره گیری می کنند، تعریف شده اند. این شاخص ها در بسیاری از جوامع مشاهده می شود، اما مطالعه ای تحقیقی با روش مطالعات «جامعه شناسی تاریخی» دربارة ارامنة ساکن جلفای اصفهان در دورة صفوی نشان می دهد که با وجود مشخصات ظاهری این قوم، به مثابة یک اقلیت، موقعیت نسبتاً ممتازی در جامعه و بالتبع عملکرد موفقی در زندگی اجتماعی پایتخت صفویان داشته اند. این مطالعه که از نوع تحقیقات تاریخی است و به روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای صورت گرفته، در پی پاسخ گویی به این سؤال است: موقعیت و عملکرد ارامنه در ساختار اجتماعی اصفهان عصر صفوی چگونه بوده است؟
نتیجة تحقیق که حاصل جمع آوری اطلاعات و استخراج داده های تحقیق با استفاده از استدلال های تاریخی و نمودارهای آماری است، نشان می دهد تعامل سازنده بین این گروه با دولت مردان صفوی و تلاش صفویان برای رونق تجارت، افزایش جمعیت پایتخت خود، کسب اعتبار بین المللی، و عملکرد درست ارامنه در مسائل و مسئولیت هایی که به آن ها واگذار شد، زندگی مسالمت آمیزی را برای این اقلیت در آن دورة تاریخی رقم زد. این نتایج می تواند در تحلیل جامع نگر به جایگاه اقلیت ها در دورة صفویه کمک کند.
نوگرایی و نوآوری در اندیشه امام خمینی
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله تلاش کرده است تا با نگاهی به مبحث نوگرایی در خصوص نظریه پردازان علوم مختلف، به وجود این خصلت در اندیشه های حضرت امام توجه خاص داشته باشد. وی این مقصد را در دو قسمت تحت عنوان «شیوه زیست روحانیت» و «بینشهای عمده نظری» به انجام می رساند. در قسمت اول بر این نکته تأکید می شود که چگونه حضرت امام نگرش نوینی از عالم دینی را به حوزه های سنتی روحانیت معرفی کردند. بحث قسمت دوم در دو بخش «سیاست معنوی» و «قداست طبیعت» پیگیری می شود. در بخش اول با ارائه تعریفی از عرفان و انسان به این نتیجه می رسد که با ورود عرفان و اخلاق در سیاست، انسانی ترین سیاستها بر جامعه حاکم می گردد. در بخش دوم، ابتدا انسان و عالم را با مسجد مقایسه کرده و برای آنان قداستی همتراز قداست مسجد قائل شده و در پایان نتایج زیست محیطی از این مقایسه گرفته است.