فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بحث از تمدن نوین اسلامی بارویکرد دینی، از مهم ترین و اساسی ترین چالش های کنونی و آینده تمدن در عرصه جهانی است. در تاریخ اسلام، بخش مهمی از این امت تمدن ساز مسلمان را ایرانیان تشکیل داده اند که از گذشته تاکنون درعرصه های مختلف فرهنگی و تمدنی نقش مهم و پررنگی داشته اند. در این پژوهش با روش استقرایی و به شیوه تفسیری-تحلیلی ، تلاش شده به این مسئله پاسخ داده شود که ایرانیان چه نقش و جایگاهی در ایجاد سرمایه تمدن نوین اسلامی داشته و خواهند داشت؟ با تحقق انقلاب اسلامی، خون تازه ای در پیکره امت اسلامی به جریان افتاد و حیات جدیدی به جهان اسلام بخشیده شد. ازاین رو درگذار بازتولید تمدن نوین اسلامی، ایرانیان فعال ترین سرمایه اجتماعی این تمدن خواهند بود و طبق روایات تفسیری آنها چنین نقشی را در حوزه تمدن اسلامی ایفا خواهند کرد. همچنین به دلیل سنت استبدال که در طول تاریخ امت هایی برگزیده شده و قانون استبدال بر آنها اعمال شده است، این ایرانیان خواهند بود که در ظهور تمدن نوین اسلامی نقش پررنگی ایفاء خواهند کرد.
Book Review :chaemenid Religion
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۳, Issue ۴, January ۲۰۲۳
61 - 63
حوزههای تخصصی:
Achaemenid Religion, Reza MehrAfarin, Tehran, Aryaramna Press & Tissaphernes Archaeological Research Group, 2022, ISBN: 978-622-9253-12-0, 662 pp.
Who were the Rus During the Samanid Period? A Reexamination of 9th-10th Persian and Arabic Textual Accounts in Light of Recent Archaeological, Genealogical, and Genetic Studies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
۲۳۸-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
This paper utilizes an approach that combines studies of Samanid period artifacts and textual accounts with modern genetic studies to explore the identity of the people who were involved in long distance trade from the far eastern regions of the Central Asia into Northern Europe. Although this study does not analyze the Samanid works, it reiterates and illustrates how important Iran/Persia was in the history of Europe as well as Central Asia. The information contained in the artifacts and texts gives us the evidence needed to understand the vast trade network and the people who were responsible for the movement of these goods, people and ideas. This study reconfirmed recent genetic studies that the people, collectively termed Rus or Vikings, were a mixture primarily of Scandinavians, Slavs, and Turks, with additional admixing with local populations. The importance of the Persian and Arabic sources addressing contact between the Rus and Eastern people has been thoroughly discussed by Thorir Jonsson Hraundal. In these texts, the Rus were referred to by different names including Majus, Northmanni, Urduman, Warank as well as by other names. One of his many observations is the unmistakable influence of Turkic culture on that of the Rus. This complex ancestry is supported by recent genetic studies and will be discussed in more detail below in light of archaeological evidence. Thus, the term Rus refers to a way of life rather than a homogenous ethnic or cultural group. However, this study refined the identity of the people responsible by observing a correlation between the distribution of the genetic haplogroup R1a sub-clade and the long-distance trade routes across Central Asia to Northern Europe, with the central focus in Eastern Europe. Despite the vast distance, the evidence indicates that there were cultural contacts between people with linked ancestry. The study is important because it begins to reveal the unexpected influence of Eastern cultures on those of Northern Europe.
نقش مسجد در نشر معارف شیعی در جامعه عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقدام مهم شاه اسماعیل اول (907-930ق.) در رسمیت بخشی مذهب تشیع در ایران و برقراری پیوند بین مذهب و سیاست در حکومت صفویه، در ایجاد وحدت سیاسی و شکل گیری هویت ملی و ارضی نقش عمده ای ایفا کرد. صفویان پس از تشکیل دولت دریافتند که برای تثبیت این مذهب در تاروپود جامعه و نهادینه سازی آن نیاز به اقدامات گسترده فرهنگی و تمدنی دارند. این اقدامات را با بهره گیری از ظرفیت تأسیسات و نهادهای دینی و علمای شیعی میسر ساختند و تلاش گسترده ای جهت اقدامات فرهنگی و عمرانی در جهت سیاست شیعی سازی جامعه و تثبیت موقعیت این مذهب به کار بستند. صفویان با بنای مساجد به منزله پایگاهی دینی که متکفل ترویج مبانی اعتقادی و فقهی شیعه در جامعه است و بازسازی زیارتگاه ها و امامزاده های شیعی توانستند که هم در نهادینه سازی و گسترش شیعه در جامعه ایران اقدام کنند و هم در گسترش مساجد و بناهای مذهبی بکوشند. هدف این مقاله، بررسی نقش مسجد در نشر معارف شیعی در جامعه ایران عصر صفویه، به روش توصیفی- تحلیلی است. یافته پژوهش نشان داده که در دوره صفویه با گسترش سنت مسجدسازی و بازسازی و اصلاح مساجد پیشین، از این پایگاه دینی با کمک علمای شیعه در ترویج و نشر معارف شیعی در جامعه بهره گیری مطلوبی شده است.
نقش تقابلی امام رضا (ع)در برابر انحرافات کلامی اهل حدیث در عصر رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
141 - 174
حوزههای تخصصی:
در دوره امام رضا (ع) حضور فرقه ها ومکاتب اسلامی و غیر اسلامی در پی رواج آزاد اندیشی و شرایط خلافت عباسی وگسترش عقاید واندیشه های انحرافی ، چشمگیر بوده است. دو جریان معتزلی با شیوه خرد ورزی وعقل گرایی افراطی و ظاهر گرایان اهل حدیث با جمود فکری ،انحرافات وکج اندیشی های خودکه می توانست تاثیرات زیانباری در امت اسلامی پدید آورد، از دیدگاه امام مخفی نبودند.انحرافات خاص اهل حدیث سبب توجه ویژه امام به تقابل با این جریان وتبیین دیدگاه های انحرافی آنان شد.برای دستیابی به نحوه تقابل امام با این جریان، ابتدا به بررسی چیستی مفهومی اهل حدیث پرداخته وروشن شدکه این اصطلاح ریشه در معانی لغوی خود داشته وپس از شکل گیری اصطلاح اولی حدیث، در دوره ای متاخر از آن اصطلاح خاص گروهی شد که دارای نگرش ویژه به ظواهر واحادیث بوده و بعنوان اهل حدیث شناخته شدند.در ادامه با کاوش در پیدایش اهل حدیث با تاثیرپذیری از مشبهه وسلفیون وظهور دیدگاه های کلامی آنان در این گروه،به چگونگی حضور آنان در عصر رضوی پرداخته و سپس با کنکاش در نظریات متفکران آراء ونظریات موجود در منابع تاریخی ،کلامی ودینی مربوط به این دوره را مورد بررسی قرار داده و پس از بررسی نحوه های مقابله، الگوی تقابلی امام استنتاج گردید. درخاتمه، یافته های این استنتاج در دوبخش شیوه ها، شامل: پیشگیری، پالایش از مباحث کلامی و دیدگاه های پیشین و نوظهور اهل حدیث واقناع مخاطبین؛ وروش ها، شامل: تکیه بر نص در برابرتکیه بر ظواهر،توازن بین عقل ونقل و مبارزه با جعل وتحریف با قاعده محوریت قرآن، ارایه گردیده است.
مطالعه تطبیقی دیدگاه حافظ ابرو با نخبگان مسلمان عصر میانه در باره حکمرانی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
181 - 202
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های تاریخ نگاری دوره میانه ایران اسلامی طرح مباحث نظری «آداب ملکداری و اخلاق فرمانروائی» در خلال بیان تحولات تاریخی و با اتکا بر«آیات و روایات» است. این شیوه تاریخ نگاری متاثر از شرایط تاریخی و اوضاع سیاسی ایران و جهان و لزوم آشنایی فرمانروایان با شیوه های ملکداری مورخان مسلمان در دوره میانه ایران بوده است.مورخان مسلمان خود را ملزم نمودند تا با طرح مباحث نظری در خلال بیان وقایع تاریخی متکی بر آموزه های اسلامی ، همراه با آیات قرآنی و نیز فرهنگ ایرانی به شرح وظایف حاکمیتی حکمرانان بپردازند. درمیان مورخان این دوره ، «حافظ ابرو» درمقدمه کتاب جغرافیایش موضوع «سیاست مدن»را به صورت علمی و نظامند بحث نمود ه است. گرچه حافظ ابرو در پرداختن بدین موضوع نوآورر نبوده است و دیگر مورخان هم عصر او نیز بدین مهم پرداخته اند. از این رو نظر به اهمیت حکمرانی سیاسی و ابعاد فرهنگی و اجتماعی آن بررسی تطبیقی دیدگاه«حافظ ابرو» با دیگر مورخان و اندیشمندان هم عصرش در حوزه حکمرانی سیاسی ضروری به نظر می رسد. براین اساس خواست پژوهش حاضر یافت پاسخ این پرسش اصلی است که: مفاهیم حکمرانی، وظایف و ویژگی های شخصیتی حاکمان از نگاه حافظ ابرو و نخبگان مسلمان ایران دوره میانه چیست؟ روش تحقیق در این پژوهش تاریخی متکی بر منابع کتابخانه ای بوده و با بهره گیری از مطالعات میان رشته ای سعی خواهد شد تا براساس داده های متون اصلی به شیوه توصیفی، تحلیلی به پرسش تحقیق پاسخ داده شود.
بررسی و تحلیل موضع گیری های حسین کیا چلاوی در قبال حکومت های آق قوینلوها و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
225 - 248
حوزههای تخصصی:
حسین کیا چلاوی از مدعیان و مخالفان برجسته شاه اسماعیل و قزلباشان صفوی است. شاید بتوان او را قدرتمندترین مدعی ایرانی بعد از آق قوینلوها در قبال ظهور حاکمیت صفوی دانست. او در نهایت توانست در آخرین نزاع های آق قوینلوها، به صورت آشکار وارد جنگ قدرت شود و با استفاده از فرصت های گوناگون در صدد توسعه قدرت و تسلط سیاسی ونظامی برآید. تا قلمروش را گسترش دهد. اما این درگیری ها و جنگ قدرت چنانکه شایسته است مورد ارزیابی قرار نگرفته است. این مقاله می کوشد این منازعات را ارزیابی و تحلیل کند و به این پرسش پاسخ دهد که چرا شاه اسماعیل و قزلباشان با قاطعیتی تمام و با کینه جویی و خشونتی بی حد وصف در قبال وی و ساکنان قلمروش اقدام نمودند؟ اهمیت موضوع وقتی آشکار می شود که بدانیم مورخان صفوی، با ابهام و کلی گویی، از کنار نبرد چلاویان و قزلباشان گذشته اند و محققان معاصر در بحث و بررسی تشکیل حاکمیت صفوی به ندرت از این مدعی برجسته یاد کرده اند. لذا با اتکا به منابع نخستین و نقد و بررسی ها آنها، این مقاله به این نتیجه می رسد که حسین کیا چلاوی از مدعیان برجسته و شاید تنها مدعی سیاسی مذهبی صفویان بود، تومار حکمرانی او توسط شاه اسماعیل به نحو خشونت آمیزی در هم پیچیده شده و مورخان صفویه کوشیدند، این مدعی حکمرانی را کم اهمیت جلوه دهند و نام و یاد آنها را از خاطره ها بزدایند..
زندگی روزانه کارگران مهاجر ایرانی در جنوب قفقاز؛ مطالعه موردی: وضعیت مسکن(از1266تا 1332ق/1850تا 1914م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجرت نیروی کار ایرانی به قفقاز از1266ق/1850م شروع شد به گونه ای که هر ساله چندین هزار نفر کشور را ترک می کردند و در کارخانه ها، صنایع نفت، مزارع و اسکله ها در بدترین شرایط مشغول به کار می شدند. یکی از مهمترین مسائلی که این مهاجران به محض ورود به قفقاز با آن مواجه شدند مساله چگونگی سکونت و شرایط آن بود. براین اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی وضعیت مسکن کارگران ایرانی در قفقاز است. مقاله پیش رو با رویکرد تاریخ از پایین و با الهام گرفتن از «ادوارد پالمر تامپسون»(1924-1993م) درصدد پاسخ به این پرسش است که کارگران مهاجر ایرانی در قفقاز چه نوع سکونتگاه هایی انتخاب می کردند و این امر تحت تاثیر چه مولفه هایی بود؟ نتیجه مطالعات نشان می دهد، کارگران در قفقاز از سه نوع سکونت یعنی سکونت در محل کار، سکونتگاه های اجاره ای و ساختمان های خوابگاهی برخوردار بودند. با توجه به دستمزد پایین کارگران ایرانی(بین 12 تا 21 روبل در ماه) بیشتر آنان فاقد استطاعت مالی لازم برای سکونت در ساختمان های خوابگاهی بودند.به همین دلیل برخی از کارگران مزارع و باغ ها در محل کارشان سکونت داشتند و عده قابل توجهی از کارگران صنعت نفت و کارخانه ها، کلبه ها، زیرزمین ها و دخمه هایی در حاشیه شهرها اجاره کرده و به صورت دسته جمعی در آن زندگی می کردند.
بررسی واکنش های سلبی جریان های ملی گرا و حامیان سلطنت در مواجهه با جریان های چپ حامی شوروی در شمال ایران(1320-1326 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
128 - 167
حوزههای تخصصی:
یکی از پیامدهای اشغال ایران در شهریور 1320، گسترش اندیشه های چپ در کشور است. این موضوع ارتباط مستقیمی با راهبرد شوروی در قبال ایران و نیز شرایط نابسامان کشور در دوره اشغال داشت. گرچه تسلط ارتش سرخ بر مناطق شمالی ایران، شرایط لازم برای رشد اندیشه های چپ در این مناطق را فراهم ساخته بود، اما واکنش های سلبی جامعه ایرانی در مناطق مذکور یکی از موانع تأثیرگذار در عدم همه گیری این اندیشه ها در شمال ایران به حساب می آمد. شناسایی عوامل و دلایل تأثیرگذار بر شکل گیری واکنش های سلبی جامعه ایرانی در برابر رفتارها و عملکرد سیاسی جریان های چپ حامی شوروی در مناطق شمالی کشور، هدف این بررسی است. پرسش این نوشته نیز بر چرایی و چگونگی بروز واکنش های قهری جریان های ملی گرا و جریان های حامی سلطنت در برابر جریان های چپ در طی سال های1320-1326 در شمال ایران می پردازد. این نوشتار از روش تاریخی و با رویکرد توصیفی– تحلیلی بهره می برد و جمع آوری داده براساس مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد عواملی و دلایلی چون اشغال ایران توسط بیگانگان و نگرانی از به خطر افتادن استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران و نیز تلاش برای جلوگیری از تجزیه مناطق شمالی کشور توسط جریان های چپ، در کنار حمایت کانون های قدرت از این جریانات به تقویت امر ملی در جامعه ایرانی انجامید و به تدریج به عنوان یکی از عوامل مؤثر، زمینه های به ناکامی کشاندن جریانات چپ حامی شوروی در ایران را فراهم ساخت.
تحلیل و تبیین گفتمان خویشکاری در متون تاریخ نگاری و ادبی نیمه اول قرن هفتم هجری (مطالعه موردی؛ جهان گشای جوینی، بوستان و گلستان سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های نظام ملک داری ایرانی، باورمندی به نظم و سامان مندی امور اجتماع براساس قانون «اشه» و نظام «خویشکاری» است. این امر در همه ادوار تاریخ ایران الگوی کارآمدی برای سیاست ورزان و حکومتگران به شمار می رفت، اما در مواقعی و بنا به دلایلی چون هجوم اقوام انیرانی به ایران، این ساختار با چالش جدی مواجه می شد. در چنین شرایطی نخبگان ایرانی سعی در بازآفرینی و آموزش الگوی ازدست رفته به فرمانروایان جدید را داشته اند. با تهاجم مغولان در آغاز سده هفتم هجری نیز بسیاری از ساختار ها و انتظام امور اداری سیاسی از بین رفت. در این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی و به استناد منابع کتابخانه ای تلاش می شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که در چنین برهه زمانی توجه به اصل خویشکاری به منظور احیای انتظام امور جامعه در اندیشه و آثار عطاملک جوینی و سعدی شیرازی چه جایگاهی داشته است. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که دغدغه اصلی جوینی و سعدی در این مرحله از تاریخ ایران پیدایی بی نظمی و ازهم گسیختگی ساختارهای موجود جامعه است که بخش چشمگیری از آن در نتیجه ناآگاهی و بی توجهی حکام و کارگزاران مغول به نظام خویشکاری به وجود آمده است؛ لذا ایشان تلاش کرده اند تا با خلق آثار تاریخی و ادبی، ضمن ارائه توصیه ها و اندرزها به حاکمان و نیز معرفی الگوهای موفق فرمانروایی، به نوعی درصدد اصلاح نابسامانی ها برآیند.
ساخت یابی برنامه توسعه در ایران عصر پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه ایرانیان در دوران معاصر با مفهوم توسعه پیوند خورده است. این مفهوم که در قرن بیستم رواج یافت، تاثیر زیادی بر ساختارها، فرایندها و رویکردهای اندیشه ای به جای گذاشته است. در ایران نیز با روی کار آمدن حکومت پهلوی، مفهوم توسعه مبتنی بر الگوهای نظری مختلف، در جهت گذار ایران از جامعه سنتی به جامعه صنعتی به کار گرفته شد. اما علیرغم اجرای 5 برنامه توسعه، جامعه عصر پهلوی دچار بحران ها، گسست ها و شکاف های عظیمی شد که نتیجه آن در انقلاب سال 1357 نمود یافته است. ازاین رو، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به چگونگی ساخت یابی برنامه های توسعه اجرا شده در ایران عصر پهلوی و کارکرد آن در روند توسعه ایران است. این پژوهش با رویکرد جامعه شناسی تاریخی صورت خواهد گرفت. به این معنا هم به بستر تاریخی رویدادها و هم به ساختارها و فرایندهایی که بر اساس الگوی نظری توسعه شکل گرفته است، توجه خواهد شد. علاوه بر آن به تعامل دوسویه کنشگر-ساختار در این صورتبندی خواهیم پرداخت. مطالعه حاضر بر آن است که برنامه های توسعه پیش از انقلاب، به دلیل تضادهای موجود در سطح نظری و کنشگران نتوانست به ساخت منسجم دست پیدا کند و در بستر تاریخی نیز امکان ساخت یابی گفتمان توسعه و تثبیت معنایی و مفهومی آن مهیا نشد.
نقد و آسیب شناسی تاریخ نگاری لرستان در دوره پهلوی دوم (1320- 1357ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه ی تاریخ نگاری لرستان دوره ی پهلوی، تاکنون پژوهشی برای تعیین حوزه های موضوعی و روش شناسی صورت نپذیرفته است. هدف از این پژوهش بررسی و آسیب شناسی آثار به جا مانده درباره ی تاریخ لرستان دوره ی پهلوی (1320- 1357) و نقد سبک های نگارشی رایج آن زمان از جهت روش و محتوا است. ویژگی عمومی تاریخ نگاری موجود، بررسی شخصیت ها، نهادها و سازمان ها است که بیشتر تاریخ سیاسی را پوشش می دهد و کمتر به تاریخ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هنری می پردازد. لذا نقد و ارزیابی علمی این آثار به منظور تولیدات علمی مطلوب و ارتقا پژوهش های حوزه ی تاریخ محلی لرستان حایز اهمیت است. یافته های پژوهش حاکی از این است که سه گونه ی اصلی تاریخ نگاری قابل شناسایی است: تاریخ نگاری شخصیت محور یا تک نگاری، تاریخ نگاری رسمی با محتوای آثار و تألیفات (کتب) و تاریخ نگاری شفاهی. در این آثار از تاریخ اجتماعی مردم لرستان ازجمله عرایض مردمی به نمایندگان مجلس که منبع نیکویی در این باره هستند، غفلت شده است. مشکل دیگر در عرصه ی تاریخ نگاری این دوره، پراکندگی داده ها و منابع اطلاعاتی است. نبود پایگاه اسنادی مستقل خاص استان، دسترسی به داده های کافی برای تولیدات علمی را با مشکلات بی شماری روبرو کرده است.
شهریار ایرانی و جایگاه مردمی حکومت در باور ابوحنیفۀ دینوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تأملی در اسطوره ها و البته برهه هایی از تاریخ ایران، چنین به نظر می رسد که اهتمام به مردم و اعتنای به دادگری در جهت مصالح رعیت، در تکوین نظام قدرت و جایگاه مشروع پادشاهان سهم به سزایی داشت و فرّه ایرانی، موجبات فرّه شاهی را فراهم می آورد. شاه تا زمانی که در کنار مردم و مردم مدار بود از فرّه مندی و اقتدار لازم برخوردار بود. در این نگاه، پیدایش نهاد شاهی، برآیند کنش و جمعِ آرای مردمی بود و نظام قدرت ماهیتی عرفی و در ادامه هاله قدسی داشت. اقبال جمعی ساکنان ایرانشهر به شاه دادگر و خردمند در مانایی قدرت او مؤثر بود و اِدبار و بغضِ مردمی نیز در زوال جایگاه او، سهمی اثرگذار داشت. بر این اساس، نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی جایگاه مردمی حکومت و کارکرد نهاد شاهی در ایران، این مسئله را در بینش تاریخ نگارانه ابوحنیفه دینوری مورد تأمل قرار می دهد. براساس انگاره های ایرانی در تاریخ نگاری ابوحنیفه دینوری، به نظر می رسد مورخ مذکور، به عنوان یکی از پیشگامان تاریخ نگاری اسلامی، با ابتنای به ضرورتِ اعتنای به مردم از سوی حاکمان، مناسبات جامعه و حکومت را رخدادگویی کرده است. دینوری در وجه اسطوره ای، هم نوایی جامعه و حکومت را به نحوی تبیین می کند که جایگاه مردمی و وجاهت عرفی- قدسی حکومت در آن مبرهن است. افزون بر آن در ساحت تاریخی نیز انگاره های هم گرایانه قابل توجهی در تاریخ نگاری خود ارائه می دهد.
تحلیل کشمکش ها و تضادهای سیاسی محمدرضا پهلوی و علی امینی در دوران نخست وزیری امینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹
211 - 245
حوزههای تخصصی:
علی امینی در دوران زندگی خود وارد عرصه های مختلف سیاست شد. وی با توجه به جایگاه سیاسی اش موردتوجه آمریکا قرار گرفت و به همین دلیل با حمایت آمریکا به نخست وزیری رسید. او در طول صدارت خود اقدامات مهمی انجام داد. اصلاحات ارضی که برنامه ای از سوی کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، بود به وی سپرده شد و همین امر موجب اختلاف های بیشتر او با شاه شد، زیرا شاه به دنبال انجام این اصلاحات به نفع خود بود. بنابراین زمانی که امینی سعی می کرد تا اصلاحات را به اجرا درآورد، محمدرضا پهلوی در تلاش بود تا در سفر خود به آمریکا، اصلاحات ارضی خود را به نام خود تمام کند. درنتیجه ادامه اصلاحات به دست شاه افتاد و امینی برکنار شد. هدف این مقاله، تحلیل تضادهای سیاسیِ محمدرضا شاه و علی امینی است. سؤال پژوهش حاضر عبارت است از اینکه چرا محمدرضا پهلوی از حمایت آمریکا از امینی بیمناک بود و سعی کرد تا اصلاحات ارضی به اسم امینی تمام نشود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، شاه از قدرت زیاد امینی به دلیل ترسِ ازدست دادن سلطنت وحشت داشت و تلاش کرد تا قدرتش حفظ شود. روش گردآوری منابع در این پژوهش مطالعه اسناد و مدارک و مطالعه کتابخانه ای است.
بنابر قانونی که خدایان وضع کرده اند! بررسی مجدد MDP 23, 321+322
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
88 - 106
حوزههای تخصصی:
کاترین د گراف(2018) در مقاله اخیرش دو اثر مُهر ویژه بر روی الواح مربوط به اواخر سوکل مخ شوش و اوایل کیدینوید هفت تپه را مورد بحث قرار داده است. یکی از نوشته ها، حاوی اولین مهر و موم مربوط به MDP 23, 321+322 است که لوح شوش می باشد و محاکمه ای با موضوع مالکیت زمین بر روی آن ثبت شده است . به دنبال مطالعه د گراف، مقاله حاضر مجددا پرونده را بررسی می کند و اینگونه استدلال می کند که متن به یک محاکمه می پردازد، که به احتمال زیاد یک جلسه دادگاه اولیه بوده است. برخی از ویژگی های استثنایی متن، از جمله نهاد برادری، استناد منحصر به فرد قانون، و هیئت قضایی تأثیرگذار، شایسته توجه است.
داستان های روایی دوران ساسانی سی لحن باربد و مطالعه موردی پنجه کبک دری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۷
151 - 180
حوزههای تخصصی:
داستان های روایی که همراه با موسیقی بوده اند، بخشی از رپرتوار موسیقی دربار ساسانی را تشکیل می دادند. این داستان ها در دو مقیاس بزرگ و کوچک یعنی 360 دستان و سی لحن تنظیم شده بودند که این ترتیب را به باربد، موسیقی پرداز دربار خسروپرویز نسبت داده اند. این نام ها را می توان در رساله های به جامانده از قدیم، سروده های شاعرانی چون منوچهری دامغانی یا در فرهنگ های مختلف بازیافت. این مقاله تأکید بر سی لحن باربد به ویژه داستان پنجه کبک دری/ راح روح دارد. هدف از این تحقیق کشف داستان ها و انگیزه کاربردی آن است. رویکرد تحقیق مبتنی بر توصیف و تحلیل محتوا و روش گردآوری منابع کتابخانه ای است. ارتباط عناوین داستانِ پنجه کبک دری با راح روح مهم ترین سؤال این تحقیق است. اسامی روایت های مذکور از سی لحن، گاه یکسان نیست که به نظر می رسد براساس محتوای داستان ها، برخی از آن ها دو یا سه نام مشابه داشته اند. اشتباهات کاتبان در مورد تعداد آن ها را نیز نباید نادیده گرفت. به نظر می رسد منشأ اصل داستان پنجه کبک دری هندی و با داستان راح روح/ راحهالارواح مرتبط است. متن داستان راحه الارواح در سده های مختلف دوران اسلامی دچار دگردیسی های فراوانی شده است. محتمل است که مترجمان عرب عنوان راح روح/ راحهالارواح را برای پنجه کَبَک دری برگزیده باشند که به خباثت وزیران اشاره دارد؛ شخصیت هایی که در تلاش اند با دسیسه و نیرنگ مانع به قدرت رسیدن شخص محوری داستان شوند و او را حذف کنند که در این امر موفق نمی شوند. این موضوع می تواند تفسیری از پیروزی خیر بر شر در تفکر ثنویتِ دین مزدیسنا باشد.
ظهور یک طریقت: بهاءالدین نقشبند و سنت خواجگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
156 - 178
حوزههای تخصصی:
ظهور طریقت ها، مرحله جدیدی را در تاریخ تصوف رقم زد و تغییراتی قابل توجه را در حوزه عمل و نظر در پی داشت. بررسی پیشینه تاریخی پیدایش طریقت نقشبندیه، نمونه ای آشکار را از کم و کیف این تغییرات نمایان می سازد. اینکه چگونه بهاءالدین نقشبند به عنوان عضوی از سنت صوفیانه خواجگان، زمینه ساز پیدایی طریقتی جدید بر بستر این جریان صوفیانه شد، مساله پژوهش حاضر را به خود اختصاص داده است. بنا بر یافته های این پژوهش، بهاءالدین نقشبند با شناختی که از سنت منزوی خواجگان، شکاف های داخلی آن و نیز وضعیت متغیر سیاسی ماوراءالنهر قرن هشتم داشت، تلاشی را برای ارتباط فعال این جریان با بدنه جامعه صورت داد. نتیجه اقدامات نظری و عملی او شکل گیری طریقتی جدید با ویژگی های متفاوت از سنت خواجگان بود که ضمن حضور فعالانه در جامعه، خاصه در حوزه های سیاسی و اقتصادی، بعدها توسط اخلاف معنوی اشعنوان نقشبندیه گرفت و همچنان به عنوان طریقتی جهانی و عملگرا به حیات خود ادامه می دهد.
واکاوی واقعه تاریخی نردین و چرایی قتل عام خوانین گوکلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روابط ترکمن ها با دولت مرکزی ایران در عصر قاجار دارای نوساناتی بوده است. از وقایعی که موجب درگیری بین ترکمن ها و دولت مرکزی شده، واقعه تاریخی نردین است. این واقعه از مهمترین رویدادهای تاریخی ترکمن ها ست که در اواخر دوره قاجاریه در زمان سلطنت احمد شاه قاجار به وقوع پیوست. این واقعه تاریخی در حالی رخ داد که محمد علی شاه مخلوع در اقدام نافرجام خود برای قدرت یابی با کمک ایلات و عشایر، علی الخصوص ترکمن ها و حضور در گمش تپه تلاش هایش با شکست روبرو شد. در چنین اوضاع و احوالی که قدرت مرکزی تضعیف شده و هرج و مرج در مملکت بیداد می کرد، قحطی و زمستان سخت سال 1289ش. ترکمن ها را در متن مشکلات قرار داد و در نهایت به واقعه نردین و قتل عام خوانین گوکلان ترکمن ختم شد. سوال اصلی تحقیق چرایی و چگونگی قتل عام خوانین گوکلان می باشد؟ که مقاله در صدد پاسخگویی به آن با استفاده از روش تحقیق تاریخی که مبتنی بر توصیف و تحقیق می باشد. یافته های تحقیق نیز حاکی از آن است وقوع قحطی و گرسنگی و نبود آذوقه عامل اصلی وقوع بحران بود و سوء مدیریت حکام استرآباد، نردین و بجنورد نیز شرایط را مضاعف نموده است.
ازدواج و قواعد آن در جوامع استپی آسیای مرکزی (پیش از اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای تاریخی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
271 - 296
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو به دنبال توصیف چگونگی ازدواج و قواعد آن در جوامع استپی آسیای مرکزی در دوران پیشااسلامی است. از این رو پس از مشخص کردن جغرافیای استپی آسیای مرکزی، بر جوامع این ناحیه تمرکز کرده و ویژگی های اصلی نهاد خانواده را نزد آنها برمی شمارد. در گام بعدی ازدواج، سنت ها و شرایط آن بررسی و ازدواج های درون گروهی، برون گروهی و سیاسی به عنوان مهمترین انواع ازدواج ها تبیین می شوند. نیز با تمرکز بر سنت لویرات و سنت قالین، دو مورد از مهم ترین سنت های ازدواج نزد جوامع استپی آسیای مرکزی بررسی و مشخص شد که شیوه زندگی مردمان آن نواحی نقش مهمی در پدید آمدن چنین سنت هایی داشته اند. بخش پایانی این جستار به بررسی مسئله تعدد زوجات و طلاق اختصاص یافته است. بر اساس یافته های این پژوهش، تعدد زوجات نزد تمامی جوامع مورد نظر به طور یکسان رواج نداشت و بیشتر تابع موقعیت اقتصادی مردان بود. طلاق نیز اگرچه چندان رایج نبود، اما بسته به نوع اختلافات زن و مرد کیفیت متفاوتی پیدا می کرد. هرچند هنجارهای جوامع استپی موجب شده بود هنگام طلاق، حقوق هر دو طرف رعایت گردد.
نیاپرستی اشکانیان؛ خاستگاه و ماهیت دینی و سیاسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
103 - 115
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که درباره اثرپذیری پادشاهی اشکانی از فرهنگ یونانی مآبی مطرح می شود، رسم پرستش پادشاه است. بیشتر محققان این فرض را مسلم دانسته اند که اشکانیان در این زمینه از رسوم پادشاهی سلوکی پیروی کرده و به پیروی از آنان بنیان گذار این سلسله را به مقام الوهیت رسانده اند. اطلاعات موجود در این باره علاوه بر چند گزارش تاریخی، برخی مدارک باستان شناسی و سکه شناختی را هم شامل می شود. آیا اشکانیان به تقلید از فرهنگ یونانی مآبی، نیاکان خود را پرستش کردند؟ مقاله پیش رو با تأکید بر سنت های ایرانی، فرض موجود را بازنگری می کند. بی شک اشکانیان برای تحکیم فرمانروایی خود و برای کسب مشروعیت در روزگاری که پادشاهی، نهادی الهی تلقی می شد، از القاب پرطمطراق پادشاهان یونانی مآب بر سکه ها تقلید کرده اند. آنها مسلماً در این راستا از سنن هنری هلنیستی نیز بهره گرفته اند؛ اما برخلاف پادشاهان سلوکی و بطلمیوسی، هیچ مدرکی وجود ندارد که مشخصاً کیش پرستش پادشاهان زنده را در این دوره تأیید کند. نتایج حاصل از این پژوهش نیز که با شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک ایرانی، یعنی متون زردشتی و سفال نبشته های نسا انجام شده است، نشان می دهد گزاره الوهیت ارشَک در منابع و بناهای یادمانی نسای کهنه، به وجود رسم تقدیس و بزرگداشت نیاکان شاهی اشاره دارد که خاستگاه اصلی آن نه یونانی مآبی، بلکه باورهای کهن و اصیل ایرانی/زردشتی در پرستش فروهرها بوده است.