فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
معلمان یکی از رکن های اصلی نظام آموزشی هستند که بدون خواست آن ها هیچ تحول آموزشی به موفقیت واقعی نخواهد رسید. حرفه معلمی یک خدمت معنوی است که با رشد یک فرهنگ انسانی قرین گشته و در مسیر بیداری آگاهی انسان ها گام برمی دارد. با توجه به اثر تعیین کننده ی آموزش و پرورش بر اعتلای فرهنگ ، نقش آن در توسعه ی فرهنگ و ایجاد جامعه ی توسعه یافته ، روشن است. رشد و تعالی فرهنگ اسلامی یکی از مهم ترین مسائل آموزشی و تربیتی می باشد. دستیابی به این هدف بزرگ در نهاد آموزش و پرورش، نیازمند نقشه ای است که در ادبیات علوم تربیتی، به آن برنامه درسی می گویند. این طرح و نقشه، زمانی می تواند آن نهاد را به اهداف مطلوب خود برساند که بر مبانی، اصول و شیوه های دینی و ارزشی فرهنگ حاکم بر آن کشور استوار باشد. هدف این مقاله ی مروری که به کمک مطالعه ی کتابخانه ای و بررسی کتب و مقالات مرتبط تدوین شده است، تبیین نقش معلم و برنامه درسی در رشد و تعالی فرهنگ اسلامی بوده و در آن دو نقش معلم و برنامه درسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج اصلى پژوهش نشان داد فرایند تعلیم و تربیت و محتوای برنامه های درسی بر اساس تقویت فرهنگ اسلامی ، موجب برقراری رابطه انسانی معلمان با دانش آموزان و حفظ و تامین عزت نفس و احساس خود ارزشمندی آنان می شود . این امر استمرار فرهنگ اسلامی را در وجود دانش آموزان درونی می سازد و رفتارهای آن ها مطابق با هنجارهای جامعه بروز و ظهور می یابد.
بررسی تأثیر آموزش الکترونیکی بر ایجاد انگیزه دانش آموزان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان می دهد که در میان عوامل متعدد و گوناگون تأثیرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی یاد گیرندگان، انگیزش نقش برجسته و بلکه، مهم تری را ایفا می نماید. لذا، شناخت و تحلیل مناسب انگیزش فراگیران برای کارآیی و اثربخشی فعالیت های یاددهی و یادگیری اهمیت زیادی دارد و ورود فن آوری اطلاعات و ارتباطات به عرصه آموزش و پرورش یکی از مهمترین ارمغانهای دنیای اطلاعاتی است. در این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش الکترونیکی بر ایجاد انگیزه دانش آموزان ابتدایی پرداخته شد. روش پژوهش حاضر مروری و ابزار گردآوری اطلاعات منابع دست اول، پژوهش های معتبر و مقاله های علمی-پژوهشی بود. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش الکترونیکی به عنوان یک شیوه آموزشی یادگیرنده محور، باعث ایجاد انگیزه در دانش آموزان ابتدایی شده است.
بررسی اثربخشی روش های تدریس بر سلامت روان و فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی روش های تدریس بر سلامت روان و فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان در سال 1399 انجام شد. روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر ابتدایی شهر کرمان در سال 1399 می باشد که تعداد آنها 5353 نفر است. نمونه پژوهش حاضر حدود200 نفر از دانش آموزان که براساس ملاک های ورودی به مداخله به صورت تصادفی به چهار گروه آزمایش(سه گروه آزمایش) و (یک گروه)کنترل تقسیم شدند(هر گروه 50 نفر). گروه آزمایش تحت مداخله روش های تدریس(بارش مغزی، نقش مفهومی و مشارکتی) در 10 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دوبار) قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله را دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسش نامه سلامت روان گلدنبرگ و میلر (1979) ، پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و سالانووا و اسچفلی (1997) بودند. یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که در هر سه گروه آزمایش شاهد افزایش میانگین نمرات سلامت روانی و کاهش میانگین نمرات فرسودگی تحصیلی در مقایسه با گروه کنترل پس از اجرای هر یک از روش های آموزشی هستیم و با توجه به اینکه در متغیر سلامت روانی نمرات بالاتر نشان دهنده سطح بهتر سلامت روانی افراد است؛ بنابراین می توان گفت روش های تدریس بر سلامت روان و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی اثرات مثبتی داشته است. با توجه به میزان افزایش رخ داده در هر روش تدریس می توان گفت در روش تدریس نقشه مفهومی نسبت به سایر روش های مورد تدریس، پیشرفت بیشتری در دانش آموزان ابتدایی بود.
تحول گرایی در مدیریت مدارس بر اساس الگوی جامع همکاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
27 - 1
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل جامع همکاری آموزش و پرورش و شهرداری ها برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش طراحی و اجرا شد. روش پژوهش از نظر هدف، به صورت کاربردی و با توجه به نوع داده، به صورت ترکیبی از نوع اکتشافی بود. میدان پژوهش شامل صاحب نظران مطلع و مسلط به موضوع پژوهش بود که با روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری 25 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد شامل مدیران، معاونان، کارشناسان و معلمان آگاه به موضوع پژوهش بودند. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیّه مدیران کل، معاونان و کارشناسان ارشد ادارات کل آموزش وپرورش استان های غربی کشور در سال 1398 بودند که تعداد آنان بر اساس برآوردهای انجام شده حدود 6000 نفر بود؛ با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و جدول کرجسی- مورگان به تعداد 361 نفر انتخاب شد. تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله کیفی با استفاده از تحلیل محتوا و فرایند کدگذاری باز و محوری صورت گرفت و در مرحله کمی از آمار استنباطی (معادلات ساختاری و تحلیل عاملی اکتشافی) و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل مؤثر بر همکاری آموزش وپرورش به منظور تحقق اهداف سند تحول آموزش وپرورش عبارت اند از: فرهنگ سازمانی، ایمنی، آینده نگری، نگرش سیستمی و توسعه سیاسی. نتایج همچنین نشان داد که عوامل مؤثر بر همکاری آموزش وپرورش (فرهنگ، ایمنی، آینده نگری، نگرش و توسعه) بر متغیر همکاری آموزش وپرورش تأثیری به میزان 66/0 دارد.
بررسی وضعیت چابکی منابع انسانی در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
97 - 71
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی مدلی برای چابک سازی منابع انسانی در آموزش و پرورش انجام شد. از نظر هدف، پژوهش کاربردی بود. روش گرداوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیّه کارکنان آموزش و پرورش شهر تهران به تعداد 344 نفر بود که برای نمونه گیری از روش نمونه گیری سرشماری کامل استفاده شد. ابزار اندازه گیری پرسش نامه ای محقق ساخته مشتمل بر 6 مؤلفه و 57 نشانگر بود که بر مبنای مقیاس 5 گزینه ای طراحی شده بود. روایی آن از نظر محتوایی و سازه موردبررسی و تأیید قرار گرفت. پایایی کلی پرسش نامه 835/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که وضعیت چابکی منابع انسانی آموزش و پرورش شهر تهران از نظر دو مؤلفه مدیریت و رهبری (با 12 نشانگر) و آموزش و توانمندسازی منابع انسانی (با 6 نشانگر) در حد مطلوب و از نظر چهار مؤلفه کار گروهی و همکاری های متقابل (با 8 نشانگر)، مؤلفه فناوری (با 11 نشانگر)، مؤلفه دانش محوری (با 13 نشانگر) و مؤلفه فرهنگ سازمانی (با 7 نشانگر) در حد نامطلوب است. بنابراین، برای بهبود عملکرد منابع انسانی، بر افزایش و گسترش چابکی در آموزش و پرورش تأکید می شود.
سواد رهبری آموزشی مدیران مدارس در نظام آموزش وپرورش: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
539 - 498
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش، فراترکیب تبدیلی بود که در گام اول و پس از ارائه سؤال پژوهش، اعضای تیم فراترکیب مشخص شدند. در گام دوم و سوم، منابع معتبر داده های پژوهش بر اساس دو معیار شمول و خروج شامل انتخاب پایگاه های معتبر لاتین اسکوپوس، اشپرینگر 2005 تا 2019 و فارسی مگیران و نورمگز و ... در بازه زمانی 1378 تا 1398، جستجو و 600 مقاله بررسی شد که بر اساس فهرست الف (مرتبط)، ب (تا حدودی مرتبط) و ج (نامرتبط)، در نهایت، تعداد 42 مقاله انتخاب شد. در گام چهارم، با تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا 331 مضمون پایه سواد رهبری آموزشی استخراج شد. سپس با شیوه فراچکیده نویسی و دسته بندی، این 331 مضمون پایه در20 مضمون سازمان دهنده با عنوان سواد اطلاعاتی، سواد ارتباطی، سواد رهبری، سواد اخلاقی، سواد شخصیتی، سواد اعتقادی، سواد حرفه ای، سواد اقتصادی، سواد دیجیتال، سواد سلامت، سواد اجتماعی، سواد بین المللی، سواد اداری، سواد تفکر، سواد فرهنگی، سواد آکادمیک، سواد نگرشی و ارزشی، سواد حقوقی، سواد پژوهشی و سواد هنری قرار گرفت و چارچوب سواد رهبری آموزشی مدیران مدارس را تشکیل دادند. چارچوب طراحی شده می تواند به عنوان معیاری برای انتخاب و یا طراحی دوره های آموزش ضمن خدمت مدیران مدارس در نظام آموزش و پرورش قرار گیرد.
واکاوی شایستگی های کارآفرینان آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینان آموزشی گروهی از افراد خلاق و نوآور هستند که به دنبال ارائه خدمات جدید، ابزارهای آموزشی جدید و ایجاد مدارس و موسسه های آموزشی هستند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی شایستگی های کارآفرینان آموزشی، به منظور ایجاد یک چارچوب مفهومی و توسعه ی مبانی نظری آن بوده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از رویکرد مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 18 نفر از مدیران موسسه های آموزشی بودند. انتخاب مشارکت کنندگان بر حسب تجربه و نیز آشنایی کلی با موضوع صورت گرفت. داده ها به روش مصاحبه، به روش هدایت کلیات و به صورت نیمه ساختاریافته، گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از سه سطح باز، محوری و گزینشی بود. یافته ها نشان داد که نشانگر های شایستگی های کارآفرینان آموزشی در قالب ابعاد و مؤلفه هایی 1- شایستگی های اجرایی (مهارت های مدیریتی، مهارت های اقتصادی و مهارت دیجیتالی)2-شایستگی کارآفرینی 3- شایستگی های علمی (دانش حرفه ای، دانش عمومی، دانش درباره آموزش و پرورش، دانش درباره بازار کار)4- شایستگی حرفه ای (مهارت رشد و توسعه حرفه ای، مهارت ارتباطی، اخلاق حرفه ای 5-شایستگی های فردی (ویژگی های شخصیتی، شایستگی نگرشی، شایستگی فکری) تبیین و دسته بندی شدند.
بررسی تأثیر استراتژی های کار احساسی و خستگی عاطفی و رضایت شغلی بر رضایت دانشجویان(مورد مطالعه: دانشگاه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر استراتژی های عمیق و ظاهری کار احساسی بر رضایت دانشجویان با نقش میانجی رضایت شغلی و خستگی عاطفی است. روش این تحقیق توصیفی همبستگی است . جامعه آماری تحقیق حاضر، اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشگاه اصفهان است که تعداد 175 نفر از اعضای هیات علمی با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و تعداد 361 نفر از دانشجویان با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، مورد انتخاب قرار گرفتند. محاسبات ضرایب مسیر و شاخص های مدل در نرم افزار Smart-PLS پردازش شد به طوری که تعداد پرسشنامه های جمع آوری شده و قابل تحلیل برای بخشی از مدل( اعضای هیات علمی) 175 و برای بخش دیگر (دانشجویان) 361 عدد بوده که بعد از جمع آوری و بررسی جواب ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که خستگی عاطفی بین استراتژی های ظاهری کار احساسی و رضایت شغلی نقش میانجی داشته و خستگی عاطفی بین استراتژی های عمیق کار احساسی و رضایت شغلی نقش میانجی دارد، هم چنین رضایت شغلی بین استراتژی های ظاهری و هم چنین استراتژی های عمیق کار احساسی و رضایت دانشجویان نقش میانجی دارد. نتایج نشان داد خستگی عاطفی بر رضایت شغلی تاثیر داشته و هم چنین رضایت شغلی اعضای هیات علمی بر رضایت دانشجویان دانشگاه تاثیر دارد.
طراحی الگوی مدیریت بی تفاوتی سازمانی معلمان دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
267 - 244
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد برگرفته از نظریه Strauss & corbinاستفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را صاحب نظران و متخصصان با تجربه و آگاه در حوزه های مدیریت منابع انسانی و مدیریت آموزشی تشکیل دادند که از طریق نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری تعداد 18 نفر انتخاب و با آنان مصاحبه شد و از راهبرد نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. یافته ها منجر به شناسایی شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و ابعاد بی تفاوتی سازمانی در معلمان دوره دوم متوسطه منطقه 12 شهر تهران شد. نتایج پژوهش نشان دهنده 14 مقوله کلی بود که در قالب الگویی: شامل شرایط علّی (عوامل فردی، سازمانی، آموزشی و اقتصادی)، مقوله کانونی ( بی تفاوتی سازمانی)، راهبردهای مدیریت بی تفاوتی سازمانی (آموزش و به سازی، حمایت مادی و معنوی و مشاوره شغلی)، عوامل زمینه ای (عوامل اجتماعی، عوامل مدرسه ای) شرایط مداخله گر (عوامل خانوادگی) و پیامدها (کیفیت آموزشی، اثربخشی، رضایت شغلی و سلامت روانی)؛ فرایند مدیریت بی تفاوتی سازمانی در بین معلمان دوره دوم متوسطه شهر تهران و روابط بین ابعاد مختلف آن را منعکس می کنند. براساس نتایج ، برای پیش برد اهداف آموزش و پرروش در مدارس، مدیران و مسؤولان باید به متغیرهای رفتار فردی و سازمانی معلمان توجه بیشتری داشته باشند.
ارزیابی مدل مدیریت استراتژیک در آموزش های فنی و حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ارزیابی مدل مدیریت استراتژیک در آموزش های فنی وحرفه ای انجام گرفت. نوع طرح تحقیق، کمّی و روش تحقیق از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی و از نظر هدف، کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان کهگیلویه و بویراحمد و مراکز آموزشی به تعداد 553 نفر بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. این تعداد 227 نفر بودند و به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. به منظور توصیف نمونه و جامعه از آمار توصیفی استفاده گردید، جهت تحلیل داده ها و ارزیابی مدل از روش مدل یابی معادلات ساختاری و تکنیک حداقل مربعات جزیی (PLS) استفاده شد. بر اساس یافته های تحقیق، تمامی بارهای عاملی در سطح اطمینان 95 درصد معنادار شده اند و در اندازه گیری سازه های خود سهم معناداری ایفا کرده اند. مدل از نظر اعتبار همگرا، روایی واگرا، پایایی سازگاری درونی، پایایی مرکب، توان پیش بینی و برازش از سطح مطلوبی برخوردار متناسب در آموزش های مهارتی فراهم کند. و پیشنهاد می شود مدیران سازمان آموزش فنی و حرفه ای بستری را مهیا سازند که مدیریت و تفکر استراتژیک در سازمان نهادینه و مبنای عمل قرار گیرد.
الگویابی ساختاری هوش معنوی بر فرسودگی شغلی معلمان با نقش میانجی تعهد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش معنوی بر فرسودگی شغلی با میانجیگری تعهد سازمانی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل همه معلمان شاغل در آموزش و پرورش (700N=) منطقه ی سنگر شهرستان رشت بود که از این تعداد، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای350 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387) (96/0(، تعهد سازمانی آلن و مایر(1992) (91/0(، و فرسودگی شغلی مسلش(1981) (95/0( استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار PLSانجام شد. نتایج نشان داد، هوش معنوی ﺑﺮ فرسودگی شغلی اثری منفی و معنادار دارد. همچنین هوش معنوی تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی معلمان دارد و تعهد سازمانی تأثیر منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی دارد و در نهایت نتایج فرضیه اصلی نشان داد که هوش معنوی بر فرسودگی شغلی با میانجیگری تعهد سازمانی اثر دارد.
الگوی مدیریت سازمان های آموزشی مردم نهاد فعال در حوزه مدرسه سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگوی مدیریت سازمان های آموزشی مردم نهاد فعال در حوزه مدرسه سازی است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است .ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی با 24نفر از خبرگان بوده است. نخست، داده های کیفی در فرایند اجرای نظریه داده بنیاد، در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شد. سپس براساس الگوی تحلیلی حاصل از نظریه داده بنیاد برگرفته از 106 کد یا مفهوم اولیه از مصاحبه ها و نیز احصاء 57 مفهوم از ادبیات نظری پژوهش، الگوی مفهومی پژوهش براساس 5بُعد کلی شامل 1.مدیدیت ورودی2.مدیریت فرآیند3.مدیریت خروجی4.ممیزی مدیریت و 5.بازخورد از مولفه های 14گانه استخراجی به ترتیب مشتمل بر ورودی های سازمانی، دولتی، شخصی و اقدامات مدیریتی، مشارکتی و حمایتی بعلاوه خروجی های کمی، کیفی، تنوع و پیامدها، بانضمام تحول و تعالی خروجی، تحلیل استراتژیک، توسعه و بهبود مستمر نظام مدیریتی سازمان و بالاخره بازخورد برگرفته از 50 شاخص اصلی طراحی گردید. نتایج نشان داد که مجموعه ویژگی ها و باورهای مدیریت در کنار عوامل سازمانی و اجتماعی بر مدیریت سازمان های آموزشی مردم نهاد تاثیر می گذارند. هم چنین پیامدهای کاربست الگوی مدیریت سازمان های آموزشی مردم نهاد به 2حوزه فردی و اجتماعی تقسیم شد. عوامل زمینه ای در 2حوزه محیطی و حوزه سیاست گذاری و شرایط مداخله گر نیز در 2حوزه داخلی و حوزه بیرونی بر نحوه مدیریت تاثیر گذار بودند. چنانچه سازمان با تکیه بر عوامل اثرگذار مطروحه در مدل پارادایمی نظریه داده بنیاد به مدیریت سازمان های آموزشی مردم نهاد بپردازد، به موفقیت بیشتر دست می یابد.
شناسایی عوامل اثرگذار بر شایسته گزینی مدیران مدارس در تراز زیرنظام راهبری و مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
245 - 218
حوزههای تخصصی:
در راهکار 6-22 زیرنظام راهبری و مدیریتِ سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، بر گزینش مدیران در سطوح مختلف بر اساس شایسته سالاری تأکید گردیده است، به همین منظور، در پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد پژوهش کیفی- گرندد تئوری ساختارگرا، به شناسایی و تعریف شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد شایستگی مدیران (صف) مدارس پرداخته شده است. در این راستا، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با تعداد 22 نفر از خبرگان شامل سه گروه؛ تدوین کنندگان سند تحول بنیادین، کارشناسان اجرای زیرنظام راهبری و مدیریت و اعضای هیئت علمی رشته مدیریت آموزشی در دانشگاه ها صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از تکنیک تحلیل موضوعی (تم) استفاده شد. روایی یافته های پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سه سویه نگری منابع داده ها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاری های انجام شده، از روش های پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبه ها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی و در ادامه کدهای مشابه در طبقه هایی خاص قرار گرفتند. به نحوی که با شناسایی 80 شاخص و دسته بندی آنها ذیل 17 زیرمؤلفه و سپس 6 مؤلفه اصلی شاملِ: ارزش ها و نگرش ها؛ مهارت ها و توانمندی های مدیریتی؛ ویژگی های شخصیتی؛ دانش و مهارت شخصی؛ دانش و مهارت سازمانی؛ نظارت و کنترل، نهایتاً با طبقه بندی کلی کدهای به دست آمده، شایستگی های موردنیاز مدیران مدارس در دو بُعد تخصصی و عمومی تعیین و تعریف گردیدند.
تأثیر روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی دانش آموزان در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر رشته علوم انسانی منطقه 1 و 2 شهر تهران بود که در سال تحصیلی 97-1396 در حال تحصیل بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان از بین 1300 دانش آموز دختر مشغول به تحصیل در رشته علوم انسانی 297 دانش آموز تعیین شد. الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری در درس تاریخ برای گروه آزمایش و روش تدریس متداول و سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد. در مرحله اول، معلومات قبلی دانش آموزان با استفاده آزمون پیشرفت تحصیلی درس تاریخ در خصوص وضع جاری اندازه گیری شد و پس از اجرای الگوی مذکور برای گروه آزمایش، پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. داده های جمع آوری شده از آزمون t زوجی بیانگر تأثیر قابل توجه الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری بر یادگیری مفهومی در درس تاریخ دانش آموزان در گروه آزمایش بود. لازم است با آشنایی و پشتیبانی مدیران مدارس ساختار و فضای مناسب برای اجرای الگوی مدیریت آموز در فرایند تدریس ایجاد شود.
برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های آموزش عالی ایران از طریق رویکردکارت امتیازی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش، بررسی برنامهریزی استراتژیک در سازمانهای آموزش عالی ایران از طریق رویکرد BSC (کارت امتیازی متوازن) است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی– پیمایشی است و همچنین از تحلیل استنباطی با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی روایی سازه را مورد آزمون استفاده شده، دادهها با استفاده از نرمافزارهای EXCEL و LISREL تجزیهوتحلیل گردیده است. جامعه آماری در این تحقیق 214 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 138 مورد جهت پخش پرسشنامه انتخاب شده است. روایی پرسشنامه از طریق یک مطالعه مقدماتی مورد سنجش قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ مقدار آن 0.821 برآورد گردیده است. با توجه به تجزیهوتحلیل آماری صورت گرفته در پژوهش فرضیه اول، "رویکرد داخلی (نحوه ارائه خدمات آموزش عالی)، فرضیه دوم "مشتری (جذب دانشآموزان با استعداد)"، فرضیه سوم "برطرف کردن نیازهای افراد ذینفع (بنیانگذاران، وزارت آموزشوپرورش)"، فرضیه چهارم "نوآوری آموزش عالی "، فرضیه پنجم، "نقشه استراتژیک "، فرضیه ششم، "رویکرد مالی (بودجه)" و فرضیه هفتم، "تکنولوژیهای آموزشی و روشهای مربوطه " بر سازمانهای آموزش عالی با توجه به رابطهی معناداری که بین متغیرها وجود داشت تأثیر دارد و مورد تائید قرار گرفت.
نقش سواد علمی - فناوری مدیران آموزشی در افزایش مؤلفه های مهارت نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت های نرم مدیران برای مؤثری و خودکارآمدی سازمان بسیار مفید است. مدیران مدرسه نیاز دارند که مهارت های رسمی و غیر رسمی خود را در ارتباط با کارکنان و جامعه تکمیل کنند.هدف این پژوهش، بررسی نقش سواد علمی – فناوری مدیران آموزشی در افزایش مؤلفه های مهارت نرم است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث گرد آوری داده ها از نوع میدانی- کتابخانه ای و از نظر روش از نوع همبستگی (رگرسیون همزمان) است. جامعه آماری شامل همه مدیران مدارس شهر اردبیل به تعداد 200 نفر هستند. حجم نمونه به وسیله فرمول کرجسی- مورگان به تعداد 80 نفر برآورد شد. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام گرفته است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش یک عدد پرسش نامه استاندارد- پرسشنامه سواد علمی – فناوری میلر (2006) و پرسش نامه محقق ساخته مهارت نرم خالق خواه و نجفی (1397) است. که روایی ابزارها با روش تحلیل عاملی تأئیدی و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ (همسانی درونی) مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با کمک نرم افزار 20Spss مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج یافته ها نشان داد که سواد علمی با مهارت نرم مدیران آموزشی رابطه مثبت و معناداری دارند (05/0; p < 56/0r = ) هم چنین سواد فناوری با مهارت نرم مدیران آموزشی رابطه مثبت و معناداری دارند (05/0; p < 55/0r = ). نتایج رگرسیون همزمان نشان داد که سواد علمی – فناوری قادر است حدود 67 درصد از تغییرات مهارت نرم مدیران آموزشی را تبیین و پیش بینی نماید(134 /0 Adj= ، 672/0 R 2 =، 820/0 r =) که بالاترین آن مر بوط به سواد علمی با ضریب بتای 39/0 (39/0 = β) است. مهارت های نرم مدیران در دنیای متغیر و رقابتی امروزی بیش از مهارت های سخت و رسمی مورد نیاز است و مدیران آموزشی باید به راهکارهای افزایش آن توجه ویژه کنند.
کارآفرینی اجتماعی، رهیافتی نو در سیاست گذاری نظام آموزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تنوع و تغییرات سریع محیطی و افزایش عدم اطمینان، موجب شده تا اهمیت سرمایه هایی نظیر سرمایه انسانی که بتواند به خلق ثروت منجر شود افزایش یابد. کارآفرینی اجتماعی در سازمان های امروزی می تواند با راهبردهای مالی بهینه، مشکلات اجتماعی مانند بیکاری، بیکاری پنهان، بی عدالتی در دسترسی به خدمات و محرومیت های اجتماعی را از میان ببرد. پژوهش حاضر با هدف کارآفرینی اجتماعی رهیافتی نو درموآم فرایند سیاست گذاری نظام آموزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد انجام گرفت. روش پژوهش، روش اکتشافی آمیخته (کیفی- کمی) بوده که در بخش کیفی، تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی، پیمایشی لحاظ گردیده است. نمونه آماری در بخش کیفی،12 نفراز اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی با روش نمونه گیری گلوله برفی و در قسمت کمی، اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به تعداد 190 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم دانشکده ها انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه در بخش کیفی، کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی آزمون تی تک نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش در بخش کیفی شامل 44 کد باز،12 مولفه فرعی و 5 مولفه اصلی به دست آمد و نتایج بخش کمی پژوهش نشان داد که تمامی مولفه های کارآفرینی اجتماعی شامل آمایش سرزمین، تربیت نیروی کار، تطابق با نیازهای جامعه، ثروت آفرینی و مهارت پروری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد بالاتر از حد متوسط(مطلوب) است
بررسی تأثیر روش های تدریس بر شناسایی و بهبود اختلالات یادگیری دانش آموزان درمراکز ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
388 - 371
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش حاضرتوصیفی و پیمایشی است. در پژوهش حاضر روش تدریس معلمان براساس Hiberman & Bowmhans (2005) و ارزیابی اختلال یادگیری دانش آموزان براساس شاخص های Manis et al (2000) تعریف گردیده است. جامعه آماری تحقیق حاضر معلمان مراکز اختلال یادگیری شهر ارومیه به تعداد 200 نفر می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات دو پرسشنامه محقق ساخته می باشد که پس از سنجش روایی و پایایی و اطمینان از آن، در اختیار نمونه آماری قرار گرفت. برای تعیین روایی ابزار جمع آوری اطلاعات از روایی نمادی استفاده گردید. برای آزمون پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقدار این آماره ها برای سؤالات روش تدریس معلمان و شناسایی دانش آموزان دارای اختلال در یادگیری 922/0 و 946/0 هست. برای طبقه بندی، تلخیص و توصیف داده های آماری از روش آمار توصیفی و در سطح استنباطی برای آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون های کلموگروف- اسمیرنف، هبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردیده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که روش تدریس معلمان و ابعاد آن در شناسایی و بهبود دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در مراکز ناتوانی یادگیری شهر ارومیه مؤثر است.
ارائه الگوی عملکرد تعالی مدیریت مدرسه مبتنی بر مدل سه شاخگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
28 - 1
حوزههای تخصصی:
رویکرد این پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی از نوع تدوین مدل بود. در بخش کیفی پژوهشگران بر اساس تحلیل مضمون حاصل از منابع مرتبط با موضوع و مصاحبه نیمه ساختاریافته با اساتید صاحبنظر به شناسایی مؤلفه های مدل سه شاخگی در تعالی مدرسه و ارائه الگوی مفهومی پرداخته و در بخش کمی به روش توصیفی پیمایشی، اعتبار الگوی مفهومی به دست آمده از مرحله کیفی را مورد آزمون قرار داده اند. جامعه آماری بخش کیفی اساتید علوم تربیتی و مطلعین طرح تعالی مدیریت مدرسه بودند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان، مدیران و معلمان مدارس مجری برنامه تعالی استان کردستان به تعداد 1440 نفر بود که بر اساس فرمول کوکران 469 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی تعیین شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی صوری، محتوایی و سازه آن مورد تأیید اساتید علوم تربیتی قرار گرفت و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون هایt تک نمونه ای، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاکی از تدوین الگوی عملکرد تعالی مدیریت مدرسه در قالب مدل سه شاخگی و 15 مقوله کلی بود.
ارائه ی الگوی بومی سازی برندینگ مهارت آموزی و کارآفرینی فردی و اجتماعی در مدارس ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
94 - 67
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق پژوهش حاضر، ترکیبی و طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی با استفاده از روش "نمونه های حاوی اطلاعات غنی" با 20 نفر از اساتید با روش دلفی و استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته؛ مصاحبه گردید. نتایج حاکی از آن بوده که عوامل داخلی زمینه ساز دارای ابعاد: ریسک پذیری مدیران، زیرساختهای مالی، اجتماعی و قانونی، برنامه ریزی استراتژیک، حمایت مدیران ارشد سازمان و ..، عوامل خارجی زمینه ساز دارای ابعاد: قدرت برند سازمان، حمایت دولت، طرح های تشویقی نهادهای بالادستی و..، پیامدهای داخلی دارای ابعاد: انگیزش دانش آموزان، گرایش کارآفرینانه در مدرسه، تشویق و حمایت از دانش آموزان مستعد و ... و پیامدهای خارجی دارای ابعاد: ارزش ویژه برند سازمان، رضایت جامعه و افکار عمومی، جذب دانش آموزان مستعد و نوآور و.. سازمان بود. در بخش کمی تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته ای با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی چندمرحله ای در بین 364 تن از معلمان مدارس توزیع و داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی با نتحلیل گردید. نتایج بخش کمی نشان داد که تاثیر تمامی ابعاد عوامل داخلی و خارجی بر برندسازی مهارت آموزی در جهت کارآفرینی فردی و اجتماعی مورد تائید واقع شدند.