فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
همه گیری کرونا ازنظر برنامه های آموزشی فش ار زیادی بر معلمان وارد کرده اس ت. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطه ای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همه گیری کرونا انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آن شامل 110 نفر معلمان مقطع ابتدایی شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه های مورداستفاده شامل مقیاس حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، خودکنترلی تانجی (2004)، فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش رابطه معنی دار منفی به میزان (752/0-r=) میان خودکنترلی با فرسودگی شغلی معلمان را نشان داد. همچنین بین حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی و معنی دار (821/0-r=) وجود داشت؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که خودکنترلی بالا و حمایت اجتماعی اطرافیان با کاهش فرسودگی شغلی معلمان رابطه دارد. با توجه به همه گیری کرونا این بحران بر عملکرد معلمان تأثیر داشته و زمینه فرسودگی شغلی آنان فراهم می نماید. با توجه به این مسئله ارائه آموزش ها و ایجاد سیستم های حمایتی و آموزش خودکنترلی بر پیشگیری فرسودگی شغلی معلمان در همه گیری کرونا ضروری به نظر می رسد.
Designing A Model of Learning School in Secondary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۴, Winter ۲۰۲۲
79 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع طبقه بندی آمیخته اکتشافی، در بعد کیفی داده شده از نظر ماهیت و بعد از کمی پیمایش مقطعی بوده است. شرکت کنندگان در بخش کیفی 18 نفر از اساتید علوم تربیتی بودند که به روش نمونه گیری هدف انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، کلیه معلمان مقطع متوسطه استان همدان (3431 نفر) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 413 نفر انتخاب شدند. ابزار سنجش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. پرسشنامه پژوهش شامل 12 مؤلفه و 82 گویه است که ضریب آلفای کرونباخ آن 98/0 محاسبه شد. روایی صوری و پرسشنامه توسط متخصصان تایید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، کدگذاری محورهای باز-انتخابی و در بخش کمی، تحلیل عاملی انتخابی با استفاده از نرم افزار smart PLS 3 شد. پژوهش های بخش کیفی شامل 12 مؤلفه شامل مولد شبکه ای، توسعه شایستگی های معلمان و شایستگی های مدرسه، ارتقای کیفیت در مدرسه، توسعه مدیریت دانش مدرسه، بلوغ یادگیرنده، غ مدرسه، عواملی، عوامل سازمانی، قابلیت های توسعه فردی و پایدار. نتایج تحلیل عاملی تاییدی برازش مناسبی را برای مدل نشان داد. نتایج تحقیق می تواند به مدیران ارشد نظام آموزشی در ایجاد مدارس کمک کند.
بررسی ابعاد فساد آکادمیک در نظام آموزش عالی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش مطالعه و شناسایی ابعاد و مولفه های فساد آکادمیک در آموزش عالی ایران است. روش شناسی: رویکرد پژوهش از نوع آمیخته است که از طرح اکتشافی (ابزارسازی) بهره گرفته شده است. در بخش کیفی از روش تحقیق نظریه داده بنیاد بهره گرفته شد. میدان تحقیق در این بخش شامل اساتید حوزه آموزش عالی در دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، صنعتی امیرکبیر، کردستان و دانشگاه سمنان بودند که از این میان با استفاده از روش نمونه گیری نظری، 20 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب و داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و منتخب و با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA انجام شد. در نهایت مضامین و مقوله های اصلی بر اساس الگوی سه بعدی شرایط / فرآیند / پیامد استخراج و مدل نظری حاصل از داده ها ترسیم گردید. بخش کمی با استفاده از روش توصیفی و با بهره گیری از پیمایش انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری شامل استادان و صاحب نظران در دانشگاه های مذکور بودند که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، به ترتیب دانشگاه، دانشکده ها و گروه های آموزشی به عنوان خوشه انتخاب و پرسشنامه ها به صورت کاملا تصادفی در بین خوشه های منتخب اجرا شد. در این بخش، بعد از طراحی ابزار پرسشنامه بر اساس یافته های بخش اول، آزمون نرمال بودن داده ها انجام و از روش تحلیل عامل تاییدی برای روایی پرسشنامه استفاده شد که این کار برای بخش مفهوم فساد؛ عوامل موثر بر فساد علمی و همچنین پیامدها انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مضامین و مقوله های مربوط ابعاد مفهومی فساد آکادمیک عبارت از ابعاد ساختاری؛ ابعاد غیرساختاری- علمی می باشند. هم چنین مقوله های اصلی فساد آکادمیک در بعد شرایط علی؛ شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر ترسیم و در نهایت، پیامدهای حاصله هم استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که در بعد ساختاری- اداری، عامل توسعه کمی آموزش عالی با میانگین (4.0489) بیشترین اهمیت را دارند و در بعد غیرساختاری- علمی، سرقت ادبی با میانگین (4.0326)؛ بیشترین نوع فساد علمی و جعل با میانگین (3.6304) کمترین نوع از این گونه است. هم چنین در بین عوامل علی، مکانیسم های تولید علم با میانگین (15.7011) ؛ در عوامل زمینه ای، آموزش عالی توده ای و مدرک گرایی با میانگین (15.7880) و در بین عوامل مداخله گر، ساختارهای معیوب و فساد اداری در بخشی ازبدنه اجرایی با میانگین (11.6739) بیشترین اهمیت را دارند. . نتیجه گیری: نتایج پژوهش منعکس کننده ابعاد فساد آکادمیک در آموزش عالی کشور است و حاوی نکات ارزشمندی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران این عرصه است.
مقایسه تطبیقی برنامه های درسی مربوط به سواد رسانه ای بین کشورهای کانادا، ژاپن و ایران
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی برنامه های درسی مربوط به سواد رسانه ای بین کشورهای کانادا، ژاپن و ایران است. جامعه آماری برنامه های درسی سه کشور ذکر شده و نمونه آماری برنامه درسی سواد رسانه ای با نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. بدین منظور با روش جستجوی در اسناد مکتوب و سایت های اینترنتی داده ها جمع آوری گردید و با روش جبر بولی، تجزیه و تحلیل انجام گرفت. نتایج نشان داد در اهداف اجرای برنامه درسی سواد رسانه ای سه کشور، درک و بکارگیری محتوای رسانه ای، مهارت های عملی برای زندگی کارآمد از اشتراکات می باشد. از طرفی تفکر انتقادی در مدارس کانادا و ژاپن مورد تاکید است. در ابعاد و رویکردها، رویکرد انتقادی در کانادا و ژاپن، رویکرد کارآفرینی و آمادگی ورود به حرفه و شغل در کانادا و ایران و کسب مهارت ها و شایستگی های لازم برای زندگی در ژاپن و ایران مطرح است
طراحی چارچوب اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی چارچوب اخلاق سازمانی در پارادایم اسلامی تولید علم بود.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه ای با طرح کیفی و با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه ابزاری شامل تحلیل اسناد و مصاحبه نیم ساخت مند انجام شد. جامعه این پژوهش شامل همه متون و اسناد و هم چنین صاحب نظران حوزه اخلاق سازمانی است. نمونه مورد نظر، به صورت هدفمند از میان منابع در دسترس و هم چنین از طریق نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعه اسنادی و مصاحبه نیم ساختمند با آگاهی دهندگان کلیدی (با تکنیک اشباع نظری) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها: یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتبار یابی داده های کیفی از روش همسوسازی استفاده شد و سرانجام چارچوب مورد نظر در 3 بعد بینشی، نگرشی و کنشی و مشتمل بر 53 مولفه طراحی گردید.
واکاوی مفهوم برنامه درسی
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی ابعاد چندگانه مفهوم برنامه درسی، تعریف ویژگی های و کارکردهای آن و درنهایت ارائه یک تعریف مفهومی از برنامه ریزی می باشد. برای مشخص کردن ویژگی های تعریفی مفهوم برنامه درسی از روش هشت مرحله ای تحلیل مفهوم واکر و آوانت (2011) استفاده شد. حاصل جستجوی پایگاه داده های انگلیسی ERIC با کلید واژه curriculum و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (IranDOC) و بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) وپایگاه دیجیتال اداره کتابخانه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با کلید واژه برنامه درسی بدون محدودیت زمانی بود.بر اساس یافته ها برنامه، برنامه ریزی و برنامه درسی تعریف شد و ابعاد آن در یک مدل با سه سطح ماکرو ، مزو و میکرو مشخص شد.
آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
386 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال در مدارس است. برای دستیابی به هدف از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان مدارس شهرستان زرندیه تشکیل داده اند. با استفاده از جدول مورگان حداقل حجم نمونه موردنیاز 181 نفر برآورد گردید. برای اطمینان بیشتر 200 نفر از کارکنان مدارس شهرستان زرندیه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای وضعیت عوامل مؤثر در ایجاد آمادگی برای رهبری تحول دیجیتال از روش سوارا و برای ارزیابی وضعیت هر یک از آن عوامل از آزمون تی تک نمونه استفاده شد. با استفاده از تحلیل اهمیت عملکرد نتایج نهایی مطالعه ارزیابی گردید. در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه اول برای رتبه بندی عوامل و پرسشنامه دوم برای بررسی وضعیت عوامل به کارگرفته شد. روایی با استفاده از روایی محتوایی تأیید و پایایی نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 813/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد شاخص های تدوین چشم انداز دیجیتال، سواد دیجیتالی، سازگاری و یادگیری سریع عمده ترین عوامل برای رهبری تحول دیجیتال هستند. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود برای موفقیت درزمینه رهبری تحول دیجیتال بهتر است راهبرد، فرهنگ، نوآوری و مهارت های کارکنان را به عنوان حلقه هایی در کنار فناوری در نظر بگیرند.
رابطه میان کمرویی و اضطراب اجتماعی دانشجویان با استفاده از نقش میانجی ترس از شکست و استرس ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش میانجی ترس از شکست و استرس ادراک شده در رابطه میان کمرویی و اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد مرند بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد مرند به تعداد 6433 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 165 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های کمرویی چیک و بریگز (1990)، استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983)، ترس از شکست کانروی (2001) و اضطراب اجتماعی ایلینا (1996) استفاده گردید که روایی آن ها توسط استاد راهنما و صاحب نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد دانشجویان دارای استرس ادراک شده بالا به دلیل خودارزیابی افراطی از عملکردشان و اینکه تمرکز اصلی آن ها بر جنبه های منفی وقایعی است که برایشان اتفاق می افتد احتمال ابتلا به کمرویی بالایی دارند، این افراد به علت ترس بالا از عدم پذیرش و ترس از موردانتقاد قرار گرفتن از سوی دیگران کمرویی بیشتری را نسبت به افراد با خود انتقادی پایین تجربه می کنند.
رابطه ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور یزد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه پیام نور یزد در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 477 نفر بودند. حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان 213 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ویژگی های شخصیت کاستا و مک کری (1992)، پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر (1985) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته های این مطالعه نشان داد بین مؤلفه های متغیر ویژگی های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد (01/0 > P). به نظر می رسد برنامه ریزی در جهت تربیت کودکان در دوران اولیه آموزشی در جهت ایجاد و تقویت گرایش های شخصیتی و پیامدهای تحصیلی و روان شناختی در سال های بعدی زندگی سودمند باشد.
ارائه مدل استقرار مدیریت ناب در مدارس متوسطه دوره اول شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: از رویکردهای نو و موثر که امروزه در بسیاری از سازمان ها و شرکت های تولیدی ، خدماتی ، تجاری وحتی اداری مورد توجه قرار گرفته مدیریت ناب است که با شناسایی و حذف اتلاف ها از طریق نو آوری و بهبود مستمر ، موجب افزایش بهره وری در سازمان ها شده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل جهت استقرار مدیریت ناب در مدارس متوسطه دوره اول است.
روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی؛ از نظر نوع داده ها آمیخته( کمی و کیفی ) است. در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصین حوزه مدیرت که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند، صورت گرفت و با استفاده از نتایج حاصل از تحلیل محتوا، پرسشنامه ای مشتمل بر 7 بخش و 60 سئوال مبتنی بر مقیاس لیکرت ایجاد گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها توسط خبرگان حوزه مدیریت آموزشی مورد تایید قرار گرفت، علاوه بر آن برای بررسی روایی سازه از دو معیار روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 98/0 برآورد گردید. در بخش کمی جامعه آماری پژوهش شامل 1059 نفر از همه مدیران متوسطه دوره اول شهر تهران بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از فرمول کوکران 283 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL صورت گرفت و از روش های آماری توصیفی و استنباطی، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و معادلات ساختاری برای تجزیه تحلیل پژوهش استفاده شد.
یافته ها: در بخش یافته ها مدل مدیریت ناب برای مدارس با 7 مولفه اصلی مدیریت و رهبری، ساختار، منابع انسانی، ارتباطی، تکنولوژی، فرهنگ سازمانی و فرایند و 60 مولفه فرعی شناسایی شده، ارائه گردید
شناسایی مؤلفه های آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش شناسایی مؤلفه ها و ویژگی های خاص آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار در ایران بود. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش کیفی- تحلیل محتوا بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان خبره آموزشی با تجربیات کافی و موفق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند که تعداد 20 نفر از این جامعه آماری برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. نمونه گیری در این پژوهش با روش گلوله برفی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. از این رو، انجام مصاحبه با خبرگان پس از انجام 20 مصاحبه متوقف گردید. گردآوری داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق با سوالات باز انجام گرفت. در بخش کیفی برای تعیین روایی، براساس هشت راهبرد کرسول (2007) و برای بررسی پایایی، از روش توافق درون موضوعی دو کدگذار ( وال، 2007) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری با رویکرد باز و محوری صورت گرفت و به این منظور از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد: آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار شامل مؤلفه های "پیش نیازهای آموزش کارآفرینی زنان"، "الگوهای آموزش کارآفرینی زنان"، "ویژگی های آموزش کارآفرینی زنان"، "ویژگی های فردی زنان برای آموزش کارآفرینی"، "مولفه های فرهنگی" و "مولفه های قانونی" است.
مدیریت درسی سبک زندگی سلامت – محور در مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
134 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، طراحی الگوی درسی سبک زندگی سلامت - محور برای دانش آموزان دوره متوسطه اول بود. روش پژوهش، کیفی و با رویکرد داده بنیاد بود. بدین منظور 16 نفر از متخصصان پزشکی کودک و نوجوان علوم تربیتی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از روش مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج کدگذاری و تحلیل داده ها منجر به شناسایی مقوله ها و زیر مقوله های پژوهش شد. همچنین این پژوهش نیز به صورت هدفدار از اسناد و مدارکی استفاده شد که با موضوع مرتبط هستند که تعداد اسناد مورد بررسی 15 مورد می باشد. در ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧیﺰ ﻣﻼک ﭘﺎیﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔیﺮی اﺷﺒﺎع ﻧﻈﺮی ﺑﻮد. بر اساس یافته ها، مدل مفهومی پژوهش، توسط داده های تجربی در بخش کیفی حمایت شد. همچنین، نتایج ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻠیﻞ و کﺪﮔﺬاری ﺣﺎﺻﻞ از ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرکﺖ کﻨﻨﺪکﺎن ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺮاج 22 مقوله، 38 زیرمقوله و 121 مفهوم ﻣﻨﺘﻬی ﺷﺪ. پس از بررسی اسناد و انجام مصاحبه ها، این موارد تحلیل محتوا شد تا مولفه ها استخراج شوند. ایﻦ تحلیل ﻫﺎ ﺑیﺎن ﮔﺮ طراحی و اعتبار یابی الگوی برنامه درسی در ﺳﺒک زﻧﺪﮔی ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺤﻮر برای دانش آموزان دوره متوسطه اول ﺑﻮدﻧﺪ. در نتیجه عوامل درسی می توانند سبک زندگی سلامت - محور را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین آموزش و ارتقای این عوامل در دانش آموزان می تواند تا حدودی سبک زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین، انجام پژوهش برای بررسی نقش آموزش این عوامل به دانش آموزان در تغییر سبک زندگی سلامت - محور آ ن ها، کاربردی خواهد بود.
شناسائی و اولویت بندی نشانگرهای کلیدی عملکرد در مدارس ابتدایی با روش های دلفی فازی و سوآرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
489 - 455
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور شناسایی و اولویت بندی نشانگرهای کلیدی عملکرد در مدارس ابتدایی به روش اکتشافی و با بهره گیری از روش های دلفی فازی و سوآرا انجام شده است. خبرگان(جامعه آماری پژوهش)، شامل اساتید مدیریت آموزشی و متخصصان تعلیم و تربیت در وزارت آموزش و پرورش هستند که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 15 نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ساختاریافته است. از مولفه ها و نشانگرهای استخراج شده از ادبیات پژوهش به عنوان پایه و اساس طراحی مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. برای شناسائی و غربالگری نشانگرها، از روش دلفی فازی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدارس دوره ابتدایی دارای 102 نشانگر در 6 مولفه توسعه روابط انسانی، برنامه ریزی استراتژیک، رشد و یادگیری، آموزش و ارزشیابی، مدیریت و رهبری و محیط و جامعه هستند. در پایان با روش سوآرا وزن نهایی مولفه ها و نشانگرهای کلیدی موردنظر به دست آمد که مولفه های مدیریت و رهبری، رشد و یادگیری و محیط و جامعه با اهمیت ترین مولفه ها معرفی شدند. با توجه به نتایج پژوهش می توان اذعان نمود، مدارس و نهادهای بالادستی آن هنوز نیازمند اقدامات مؤثرتری در زمینه مدیریت عملکرد در مدارس ابتدایی هستند.
تحلیل ارتباط بین فرهنگ سازمانی با خودکارآمدی و تنیدگی شغلی کارکنان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل مهمی که موفقیت سازمانها، افزایش خودکارآمدی و کاهش استرس های شغلی را تضمین می کند، فرهنگ سازمانی و خرده فرهنگ های ارزشی در سازمانهاست. وجود فرهنگ قوی عامل مثبتی در جهت عملکرد بهتر و بهره وری بیشتر می باشد و در نتیجه استرسهای کاری کاهش می یابد. هر چه فرهنگ قوی تر باشد، تعداد بیشتری از کارکنان با اهداف سازمانی آشنا شده، ارزش های فرهنگی آن را پذیرفته و نسبت به آن احساس مسوولیت و تعهد می کنند. این تحقیق که هدف آن بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با خودکارآمدی و تنیدگی کارکنان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بود، به روش کتابخانه ای- پیمایشی (توصیفی- تحلیلی) انجام شده است. جامعه آماری شامل مسئولین، مدیران و کارکنان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران و پردیس های مرتبط با آن شامل پردیس نسیبه تهران، پردیس شهید چمران تهران، پردیس زینبیه شهرستان های تهران (پیشوا) و پردیس شهید مفتح شهرستان های تهران (شهر ری) بود که تعداد آنها 432 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران و احتساب درصدی پرسشنامه های پرتی 210 نفر آنها به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه های استاندارد فرهنگ سازمانی رابینز (1998)، پرسشنامه استرس شغلی کاهن 1964 و پرسشنامه خودکارآمدی البرت بندورا (1992) پاسخ داده اند. در تعیین پایایی پرسشنامه ها، ضریب آلفای کرونباخ گویه ها بالاتر از 71% بوده که نشان داد پرسشنامه ها از پایایی مورد قبول برخوردارند. یافته های تحقیق نشان داده است که بین فرهنگ سازمانی با خودکارآمدی و تنیدگی (استرس) شغلی به ترتیب ارتباط معنی داری از نوع مثبت و منفی وجود دارد. همچنین بین فرهنگ سازمانی و هر یک از ابعاد سه گانه باور به توانایی فرد، مقاومت در رویارویی با موانع و عمل به تکلیف کارکنان آن دانشگاه رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. بین فرهنگ سازمانی و هر یک از ابعاد عملکرد کاری و تصمیم گیری کاری رابطه منفی و نیز با هر یک از ابعاد تراکم کاری، زمینه سازمانی ارتباط منفی دارد. بین خودکارآمدی کارکنان و هر یک از ابعاد هشت گانه خلاقیت و نوآوری، توجه به جزئیات، توجه به ره آورد، تعامل با اعضا و تیم، جاه طلبی و تهورطلبی، خطرپذیری و ریسک، نتایج تصمیمات بر کارکنان و پایداری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و در نهایت بین استرس شغلی کارکنان و ابعاد هشت گانه خلاقیت و نوآوری، توجه به جزئیات، توجه به ره آورد، تعامل با اعضا و تیم، جاه طلبی و تهورطلبی، خطرپذیری و ریسک، نتایج تصمیمات بر کارکنان و پایداری رابطه منفی وجود دارد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که ایجاد فرهنگ سازمانی قوی و خرده ارزش های مناسب سازمانی در دانشگاه فرهنگیان منجر به افزایش خودکارآمدی کارکنان و کاهش استرس شغلی آنها خواهد شد.
اثربخشی حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی از نوع مداخله ای همراه با گروه کنترل فعال با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که با هدف بررسی تاثیر حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر در سال تحصیلی 1400-1399 انجام شد. لذا دو کلاس پایه ششم ابتدایی انتخاب گردید و یک کلاس به عنوان گروه آزمایشی در معرض متغیر مستقل قرار گرفت یعنی حافظه کاری اجرا گردید و کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل تعیین گردید به این منظور 50 نفر از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند(25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل). داده های بدست امده به وسیله آزمون کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که حافظه کاری باعث کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر می شود می توان گفت که حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر تاثیر دارد.
بررسی تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی با میانجی گری همدلی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی با میانجی گری همدلی سازمانی صورت گرفته است. روش شناسی: این تحقیق از نوع تحقیقات کمی و ازنظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا و جمع آوری اطلاعات توصیفی- همبستگی اجرا گردید. برای گردآوری اطلاعاتی از قبیل مبانی نظری و پیشینه پژوهش از مطالعات کتابخانه ای؛ و برای گردآوری اطلاعات لازم جهت بررسی فرضیه ها و سؤالات تحقیق از روش میدانی با ابزار پرسشنامه استفاده شد. داده های این تحقیق با استفاده از پرسشنامه های استاندارد مدیریت کوانتومی عظیمی (۱۳۹۰) و همدلی سازمانی پیغمبردوست (۱۳۹۳) و بهره وری منابع انسانی گلداسمیت (۱۹۸۰) از نمونه ای با حجم 320 نفر که از کارکنان اداری دانشگاه های شهرستان خرم آباد در سال 1399 به شیوه ی نمونه گیری طبقه ای نسبی با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب گردید، جمع آوری شد. برای محاسبه روایی از روایی محتوایی استفاده شد که نتایج بیانگر روا بودن ابزار تحقیق بوده است و به منظور تعیین اعتبار از نوع همسانی درونی، نمونه اولیه پیش آزمون گردید و با توجه به ضرایب اعتماد به دست آمده با روش آلفای کرونباخ برای پرسش نامه بهره وری منابع انسانی ۹۳/۰، برای سؤالات مدیریت کوانتومی عدد ۸/۰ و پرسشنامه همدلی سازمانی برابر 82/۰ پایایی مطلوب برخوردار است. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش الگو یابی معادلات ساختاری استفاده شد، نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تأثیر مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی توسط متغیر میانجی همدلی سازمانی تبیین می شود و هم چنین مدیریت کوانتومی بر بهره وری منابع انسانی و همدلی سازمانی تأثیر دارد اما تاثیر همدلی سازمانی بر بهره وری منابع انسانی توسط داده های پژوهش پشتیبانی نگردید. نتیجه گیری: بر اساس تجزیه و تحلیل ارائه شده، می توان نتیجه گرفت مدیریت کوانتومی با نقش میانجی همدلی سازمانی بر بهره وری منابع انسانی موثر می باشد.
ارائه مدل ارزشیابی مدرسین نظام آموزش الکترونیکی با استفاده از سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با توجه به تحول قابل ملاحظه نظام های یادگیری در سال های اخیر و شرایط حاکم بر زندگی بشر به واسطه همه گیری ویروس کوید 19، اهمیت آموزش مجازی در سیستم مدیریت یادگیری غیر قابل انکار است. این مساله نقش مدرسان در سیستم های آموزشی را برجسته تر از هر زمان دیگری کرده است. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، ارائه یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS) هوشمند برای ارزیابی عملکرد مدرسان سیستم های آموزش الکترونیک به ویژه در موسسات دانشگاهی است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر روش، توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از یک رویکرد کمی برای طراحی مدل ارزیابی عملکرد مدرسان در نظام آموزش الکترونیک استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد بوده اند بر اساس مشخصات تعریف شده، شامل 29 نفر است. با توجه به محدود بودن تعداد عناصر مورد بررسی، جهت انتخاب عناصر نمونه، برای همه عناصر جامعه آماری پرسشنامه ارسال شد که 17 نفر به سئوالات طرح شده پاسخ دادند. در این پژوهش برای تحلیل عملکرد مدرسان در موسسات آموزشی از یک سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) استفاده شده است.
یافته ها: سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) ارایه شده، بر مبنای ۴ عامل اصلی (فرایند یادگیری تدریس، شیوه تدریس، گرایش پژوهشی و قابلیت های فردی) و ۱۶ عامل فرعی در فرایند ارزیابی مدرسان استفاده می کند. این سیستم ANFIS، عملکرد مدرسین را در چهار دسته از پیش تعریف شده، یعنی: مدرس نیازمند آموزش، مدرس با مهارت های خوب، مدرس بسیار خوب و مدرس عالی طبقه بندی می کند.
نتیجه گیری: سیستم طراحی شده ابزار مفیدی در ارزیابی مدرسان و ارائه بازخورد مناسب از نقاط قوت و ضعف آن ها جهت بهبود عملکرد است.
The Relationship between Incompatible leadership of Managers with Job Plateau, Burnout and Stress of High School Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۱
112 - 99
حوزههای تخصصی:
Abstract Lack of effective leadership is not only seen in economic organizations but also in education departments and all other institutions. What sometimes results in issues for some organizations is people, such as incompatible leaders, who do not play their critical role of leadership effectively and efficiently. The present applied and descriptive-correlational study aims to investigate the relationship between incompatible leadership and job plateau, burnout, and stress in first- and second-grade high school teachers. The statistical population of the research included all first- and second-grade high school teachers (1972). Accordingly, 322 individuals were selected as the research sample using the simple random sampling method. Data collection tools were Schmidt Incompatible Leadership Questionnaire (2008), Milliman Occupational Plateau Questionnaire (1992), Maslach Occupational Burnout Questionnaire (1985), and Sargi Job Stress Questionnaire (2015). The reliability of the questionnaires was 0.81, 0.90, 0.84, and 0.76, respectively, using Cronbach's alpha; the content validity was also confirmed. Data were analyzed using univariate t, correlation coefficient, and stepwise regression. Findings showed incompatible leadership of managers and occupational burnout and stress in school teachers to be at a low level, while their plateau was at a high level. Moreover, a positive and significant relationship was observed between incompatible leadership and job plateau and burnout of teachers; however, there was no relationship between incompatible leadership and job stress. Among components of incompatible leadership, authoritarian leadership could predict job plateau, abusive supervision and authoritarian leadership could predict job burnout, and abusive supervision could predict job stress. Thus, it is recommended that school principals reduce the stress, plateau, and burnout of teachers, as well as identifying the components of incompatible leadership and avoiding them in schools.
طراحی الگوی برون سپاری در وزارت آموزش وپرورش (رهیافتی نو در آموزش و پرورش استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : برون سپاری رهیافتی نو و خلاقانه در مدیریت سازمان هاست. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برون سپاری در آموزش و پرورش استان لرستان بود. روش شناسی: روش پژوهش، تحلیل مضامین کیفی دو مرحله ای (دستی و نرم افزار MAXQDA)، به همراه همسو سازی داده های پژوهش با پیشینه و مستندات بومی بود. روش نمونه گیری طبقه ای، حجم نمونه آماری 152 نفر، که به منظور جلوگیری از تشدد آراء تا اشباع داده های نظری، مصاحبه نیمه ساختارمند با 14 نفر از خبرگان و آگاهی دهندگان کلیدی (اساتید دانشگاهی، کارشناسان ستادی، مدیران هنرستان ها و مدیران مدارس غیردولتی) ادامه یافت. پیش از مصاحبه، روایی (دقت و صحت داده ها) و پایایی (اعتبار، قابلیت اطمینان، تأییدپذیری و انتقال پذیری) سوالات تعیین شد. به منظور افزایش اعتبار داده ها، از فرایند نظام مند ثبت، ضبط و نوشتن، استفاده گردید. یافته ها: پس از بازبینی و تحلیل داده ها، مضمون فراگیر، 5 مضمون سازمان دهنده (آموزش، منابع انسانی، اماکن وتجهیزات، فرایندهای داخلی و امورمالی) و 48 مضمون پایه شناسایی شدند. نتیجه گیری: برون سپاری علاوه بر کاهش هزینه ها و مشکلات نقدینگی در تجهیز مدارس، تامین نیازهای پشتیبانی، خدماتی و فناورانه می تواند در جذب نیروی متخصص و ایجاد زمینه های کارآفرینی، موثر واقع گردد. البته طی مصاحبه با متخصصان معایبی مانند کاهش نظارت و کنترل، تضعیف روحیه کارکنان، از دست رفتن مزایای رقابتی و عدم اعتماد جامعه به برون سپاری مطرح گردید. که در نهایت فوائد به دست آمده در مقایسه با معایب، اجرای برون سپاری را برای آموزش و پرورش ارزشمند می سازد.
شناسایی و بررسی شایستگی های موردنیاز یادگیرندگان در بستر الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های مورد نیاز یادگیرندگان در بستر الکترونیکی در دانشگاه تهران انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی از نظر گردآوری داده ها آمیخته ی اکتشافی که در بخش اول با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحقیق مطالعه ی اسنادی،تعداد 41 مولفه شناسایی شد مواد و روش ها : جامعه آماری پژوهش کلیه ی دانشجویان دانشگاه تهران است که در سال تحصیلی 99-98 به شیوه ی الکترونیکی پذیرفته شده بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 308 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مرحله کمی از بین 41 مؤلفه شناسایی شده 18 مولفه که دارای بیشترین فراوانی بود انتخاب شدند و با استفاده از رویکرد کمی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی ابزار محقق ساخته شامل 78 گویه بر اساس آنهاساخته شد. مؤلفه های شناسایی شده در4دسته ی کلی تر (دانش،مهارت،توانایی، نگرش و ویژگی)طبقه بندی شدند. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر اساتید دانشگاهی و روایی سازه بررسی و مورد تایید قرار گرفت و همسانی درونی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (94%)محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک دو نرم افزار spss و lisrel انجام گرفت. یافته ها : نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد:1-مدل ارائه شده از برازش مطلوبی برخوردار است.2-ازبین 18 مولفه ی شناسایی شده تمامی مولفه ها به جز مولفه ی تجارب قبلی مرتبط با IT در سطح بالاتر از متوسط قرار دارد.3- از نظر دانشجویان ازبین 18 مولفه مولفه ی مهارت استفاده از کامپیوتر(سخت افزار و نرم افزار) در اولویت اول قرار گرفت و مولفه ی خودارزیابی پایین ترین اولویت را دارد.4-از نظر دانشجویان به ترتیب عامل مهارت،دانش،توانایی،ویژگی نگرش در رتبه ی اول تا چهارم قرار دارد. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد داشتن محیط مناسب جهت یادگیری الکترونیکی مستلزم توجه دانشگاه و اعضای هیئت علمی به نیازها و اولویت های دانشجویان است.