فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۸۱ تا ۵٬۹۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه عزت نفس و تعهد سازمانی با توجه به متغیر تعدیلگر حس همدلی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان انجام شد.
روش شناسی: روش حاضر توصیفی بود. جامعه آماری همه کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان بودند که در نیمه دوم 1396 به تعداد 652 نفر گزارش گردید. حجم نمونه ی بر اساس جدول مورگان به تعداد 242 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها به ترتیب پرسشنامه های استاندارد تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) با 24 گویه، عزت نفس آیزنک (1976) با 30 گویه، حس همدلی، بارون – کوهن (2003) با 24 گویه، بود. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پایایی پرسشنامه ها در ویژگی های تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی بیشتر از 7/0 که نشان از مناسب ابزار اندازه گیری تحقیق بود. داده ها با نرم افزار SPSS24 از طریق سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی همبستگی معنی داری وجود دارد (05/0>P) و متغیر حس همدلی می تواند بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی نقش تعدیلگر ایفا کند (05/0>P). تفاوت معنی داری در گروه های سنی پاسخ دهنده به سوالات پرسشنامه های پژوهش در تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در دو متغیر حس همدلی و عزت نفس تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های سنی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد. تفاوت معنی داری بین نظرات پاسخگویان زن و مرد در میزان تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در متغیرهای عزت نفس و حس همدلی تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در نمرات حس همدلی گروه های تحصیلی متفاوت در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود دارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های پاسخگو با سابقه های شغلی متفاوت در متغیرهای تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد (05/0>P).
نتیجه گیری: رابطه بین عزت نفس و تعهد سازمانی با درنظر گرفتن نقش تعدیل گر حس همدلی کارکنان تایید شد.
تعیین اثربخشی آموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان دختر متوسطه اول شهر یزد
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان دختر متوسطه اول شهر یزد در سال 1399 می باشد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش ازمون- پس ازمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه دختر شهر یزد در سال 1399 که به تعداد 1018 نفر تشکیل می دهند. نمونه آماری این پژوهش 60 نفر از دانش آموزان به وسیله نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه های این پژوهش پرسشنامه اموزش مجازی محمدی(1390)، فرسودگی تحصیلی برسو و سالانووا و اسچفلی (1997) و پرسشنامه خلاقیت عابدی(1372) می باشد و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که اموزش مجازی بر فرسودگی تحصیلی و خلاقیت در دانش اموزان اثربخش بوده است و باعث کاهش فرسودگی تحصیلی و افزایش خلاقیت شده است
کاوشی در تأثیرپذیری رفتاری کودک از محیط و اشخاص از منظر روانشناسی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم مهر ۱۴۰۰ شماره ۴۰
314 - 300
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی بر رفتار کودک تاثیرگذار بوده که عوامل محیطی مانند خانواده و عوامل انسانی از جمله پدر و مادر از آن دسته به شمار رفته اند. کودک به عنوان یک انسان از روحی آینه مانند برخوردار بوده و غالبا این گونه بوده که رفتارش را بر اساس الگوهایی که با آن ها سروکار داشته و محیط هایی که در آن ها حضور داشته تنظیم کرده است. به طور کلی کودکان بیشتر از افراد بزرگتر، تحت تأثیر قرار می گیرند چرا که بزرگترها قادرند بین بعضی امور و کارها امتیاز و فرقی قائل شوند در صورتی که کودک به دلیل عدم علم کافی و بدون مطالعه و ارزیابی از تمام اعمال و رفتار و گفتار دیگران ، الگوبرداری می نماید .کودک به درستی یا نادرستی، خوب یا بد، نفع یا ضرر گفتار و کردار نمی اندیشد بلکه فقط برای او مهم این است که اعمال، گفتارها و رفتارها را به عنوان یک قانون حتمی بپذیرد. از این رو مقاله ی حاضر که با بهره مندی از کتب و سایت های معتبر نگارش شده و به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری گردیده و روش پردازش آن توصیفی بوده با هدف تبیین تاثیر پذیری رفتاری کودک از محیط و اشخاص از منظر روانشناسی صورت گرفته و در آن به تعریف تعابیر تاثیر پذیری، رفتار، کودک و هم چنین بررسی تاثیر عوامل محیطی و اشخاص پرداخته شده است.
برنامه درسی پیش بینی نشده؛ به عنوان پیامد عصر کرونا و پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیدایش و شیوع ویروس کرونا بخش های مختلف جوامع گوناگون با چالش های جدی روبه رو شدند. نهاد آموزش از اساسی ترین کانون های دگرگون شده جهان در دوران اپیدمی ویروس کرونا به شمار می رود. این دگرگونی های حاصل از شیوع ویروس کرونا و تغییرات آن در برنامه های درسی رسمی و غیررسمی، پژوهشگران را بر آن داشت که بر اساس رسالت تخصصی و تحصیلی خود به ارائه مفهومی نو در حوزه مطالعات برنامه درسی مباردت ورزند و عنوان " برنامه درسی پیش بینی نشده" را برگزینند. برای دستیابی به هدف پژوهش از راهبرد توسعه مفهومی بهره گرفته شده است. از معیارهای تجویزی زیگر و نظرات خبرگان نیز جهت اعتبارسنجی تحلیل های صورت گرفته استفاده شده است. در نهایت ضمن آنکه مفهوم برنامه درسی پیش بینی نشده تبیین و مورد واکاوی قرار گرفته، ابعاد، مصادیق و وجوه چالش برانگیز این نوع برنامه درسی نیز تشریح شده است.
اعتبارسنجی حلقه ی کندوکاو اخلاقی در تربیت اخلاقی دانشجویان و اثرسنجی آن بر میزان رفتارهای جامعه پسند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اعتبار حلقه ی کند وکاو اخلاقی در تربیت اخلاقی دانشجویان و تاثیر این شیوه آموزشی بر گرایش به رفتارهای جامعه پسند بود. این پژوهش از نوع شبه آزمایشى بر اساس طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی پژوهش، دانشجویان دوره کارشناسی همه دانشگاه های شیراز بودند. شرکت کنندگان نهایی پژوهش شامل ۱۴ نفر در گروه آزمایش (حلقه کندوکاو اخلاقی) و ۱۸ نفر در گروه کنترل (کلاس های رسمی درس اخلاق) بودند که به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس و رود، پرسش نامه ی همدلی دیویس، پرسش نامه ی چند بعدی رفتار جامعه پسند نیلسون و همکاران و ۴ بعد از پرسش نامه ی تجدید نظر شده ی گرایش های جامعه پسند کارلو و همکاران بود. این پرسش نامه ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون توسط شرکت کنندگان تکمیل گردیدند. تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد پس از اجراى دوره آموزشى، تفاوت معنی دارى در تفکر انتقادی، تفکر خلاق، تفکر مراقبتی و رفتارهای جامعه پسند در گروه حلقه ی کندوکاو اخلاقی نسبت به گروه کنترل ایجاد شد. نتایج نشان داد که حلقه ی کندو کاو اخلاقی، از اعتبار لازم جهت ارتقاء تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تفکر مراقبتی در دانشجویان برخوردار است. همچنین این شیوه ی آموزشی به جهت آن که به همه ی ابعاد وجودی (از جمله بعد شناختی، عاطفی و هیجانی، زیبایی شناسی و رفتار) در تربیت اخلاقی توجه دارد و مبتنی بر فهم و گفتگوی جمعی بنا شده است، بر رفتار جامعه پسند دانشجویان به عنوان شاخصی از رفتار اخلاقی، تاثیر معنی داری دارد. بنابراین حلقه ی کندوکاو اخلاقی از اعتبار کافی برخوردار است و در تربیت اخلاقی دانشجویان نیز اثربخش است.
بررسی رابطه بین سبک های مدیریت کلاس و خودکار آمدی معلم با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان شهر خرم آباد
منبع:
سواد تربیتی معلم دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
125 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های مدیریت کلاس و خودکارآمدی معلم با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پسر و معلمان دوره اول متوسطه ناحیه 2 شهر خرم آباد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت موضوع، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر و معلمان مرد دوره اول متوسطه ناحیه2 شهر خرم آباد به تعداد 225 معلم و 1084 دانش آموز پسر بود. نمونه مورد بررسی با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 60 معلم و 300 دانش آموز پسرتعیین شد که به روش طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه سبک های مدیریت کلاس ولفگانگ و گلیکمن، پرسشنامه خودکارآمدی بندورا و پرسشنامه بهزیستی تحصیلی پیترینین و همکاران بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک مدیریت تعامل گرا و بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت معنی دار و بین سبک مدیریت مداخله گر و بهزیستی تحصیلی رابطه منفی معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و خرده مولفه های آن با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. یعنی با افزایش نمرات سبک مدیریت تعامل گرای کلاس و مولفه های خودکارآمدی میزان بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش می یابد. همچنین تحلیل ضرایب رگرسیون نشان داد، که از بین مولفه های خودکارآمدی معلم، تنها مولفه ی جلب مشارکت والدین از قابلیت پیش بینی بهزیستی تحصیلی دانش آموزان برخوردار است.
The Effect of Explanation and Solved Examples on Students’ Transfer, Intrinsic Motivation and Cognitive Load in English Courses(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Learning can only maintain its functional originality when it leads to permanent changes, and such changes are only possible if accompanied by self-explanation. The current study was conducted to investigate the effect of self-explanation and the solved examples on students’ transfer, intrinsic motivation, and cognitive load in English courses. It was an experiment in the form of a 2×2 generalized random block design. The population consisted of all 8th-grade students in Semnan, Iran, from whom 120 students were selected applying random sampling – by considering a figure for each student, writing each figure on a piece of paper, putting all inside a pack, mixing them together, and drawing one piece out each time to get 120 candidates. Teaching English was done using the “Solved Examples” method. The instruments applied to collect the data included the Intrinsic Motivation Questionnaire by Kuvaus and Dysvik (2009), the Cognitive Load Questionnaire by Paas and van Merrienboer (1993), and the researcher-made questionnaire of near and far transfer. The statistical analysis of the data was conducted using the Two-way Analysis of Variance (ANOVA). The findings indicated that the format of presenting content (ordinary and erroneous solved examples) and self-explanation are correlated significantly with the near and far transfer, cognitive load, and intrinsic motivation (P<0.01). Based on the obtained results, it can be argued that self-explaining and presenting solved examples are useful strategies to enhance students’ transfer, intrinsic motivation, and cognitive load in learning English, and can be included in the curriculum of schools to empower students in solving intellectual problems.
بررسی فرایند تدوین و آموزش علوم از صدر اسلام تا دوره بنی امیه
حوزههای تخصصی:
توجه به علم و دانش در اسلام از چنان اهمیتی برخوردار است که نخستین آیات نازل شده بر حضرت محمد(ص) با «اقرأ» یعنی «بخوان و بیندیش» آغاز شد. با اهتمام به نزول آیات نخستین الهی به پیامبر(ص) می توان به وضوح دریافت که اساس رسالت دین اسلام بر تعلیم و آموزش استوار است. از این رو اعراب مسلمان تا اواسط نیمه نخست قرن دوم هجری توانستند با تأمل در آیات قرآن و احادیث، از تدوین و آموزش علوم اسلامی فراغتی نسبی حاصل کنند؛ گرچه در روند تدوین علوم طبیعی نقش مهمی ایفا نکردند. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که با گسترش فتوحات گرچه مسلمانان با تمدن های هم جوار و صاحب علوم طبیعی برخورد کردند اما تا پایان عصر اموی به دلیل مشغولیت جامعه اسلامی به فتوحات و شرایط نامطلوب و نامساعد جامعه که اختلاف و جنگ بر آن حاکمیت داشت، به جزء دوره ای کوتاه توجهی به تکوین و آموزش علوم طبیعی نشد.
بررسی طولی مباحث نگارش در مقطع ابتدایی
حوزههای تخصصی:
کتاب درسی، پرکاربرد ترین ابزار آموزشی در کشور ماست و دربردارنده بخش های نوشتاری، تصاویر و تمرین هایی است که در راستای تحقق هدف های آموزشی، انتخاب و سازمان دهی شده اند. و در این میان، آموزش خواندن و نوشتن به عنوان مجوز ورود به نظام آموزش رسمی کشور، اهمیت کتاب های «فارسی» و «نگارش فارسی» مقطع ابتدایی را دوچندان کرده است. پژوهش حاضر که هدف اصلی آن بررسی طولی مباحث نگارش دو کتاب فارسی و نگارش دوره ابتدایی است، در حقیقت تلاشی است در راستای توجه هرچه بیشتر به این دو محتوای آموزشی، با در نظر داشتن جایگاه و نقش انکارناپذیر آن ها. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری ما، مباحث نگارشی کتاب های نگارش و فارسی ابتدایی است؛ بنابراین، نمونه آماری با جامعه آماری برابر است. برای جمع آوری داده ها، ابتدا مباحث نگارشی هر درس استخراج گردید، سپس با استفاده از نرم افزار SPSS و جداول آماری، داده ها توصیف شده اند. تحلیل داده ها نشان داد در کتاب های نگارش و فارسی این دوره، جمعاً ۳۲ مبحث مرتبط با نگارش آمده که شمار اندکی از آن ها ویژه دروه اول ابتدایی است و مابقی غالباً در دوره دوم به کار رفته اند. میزان رعایت دو اصل تداوم و توالی در این مباحث به یک اندازه نیست؛ از این رو، ارتباط طولی آن ها مشخصاً در ۲5 درصد موارد از مطلوبیت لازم برخوردار است و در ۷۵% موارد با نقص یا نواقصی همراه است که ۸/۲۱% این نواقص جزئی و ۲/۵۳ درصد نسبتاً زیاد یا زیاد است. به علاوه، مشخص شد که در دوره اول ابتدایی، ارتباط طولی مباحث کتاب های نگارش دو پایه اول و سوم از مطلوبیت خوبی برخوردار است. در کتاب های فارسی هم ارتباط طولی در دو پایه اول و دوم مطلوب است. در دوره دوم، مباحث کتاب نگارش پایه ششم ارتباط طولی بیشتری دارند. در کتاب های فارسی هم میزان مطلوبیت ارتباط طولی مباحث پایه چهارم بیشتر است. با توجه به نتایج پژوهش، بازنگری در کمیت و کیفیت ارائه مباحث نگارش مقطع ابتدایی، امری اجتناب ناپذیر است.
بررسی اثربخشی آموزش مجازی دوره ابتدایی در زمان بیماری کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
77 - 88
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با تعطیلی مراکز آموزشی در پی شیوع بیماری کرونا، آموزش های مجازی اهمیت دوچندانی در سراسر جهان پیدا کرده و وارد عرصه آموزش های رسمی مدارس و دانشگاه ها و جایگزین تدریس و تحصیل حضوری گردید و فرصت ها و چالش هایی را در عرصه تعلیم وتربیت ایجاد کرد. هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش مجازی در مدارس ابتدایی شهرستان خرم بید بود.
روش شناسی پژوهش : روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری معلمان زن دوره ابتدایی شهرستان خرم بید در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که تعدادشان 137 نفر بود و از بین آنها به شیوه تصادفی- طبقه ای 101 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته اثربخشی آموزش مجازی در مدارس ابتدایی از دیدگاه معلمان بود که پس از تدوین سؤالات، پرسشنامه در اختیار استاد راهنما و سه نفر از استادان رشته آموزش ابتدایی قرار گرفت و روایی صوری و محتوایی آن تأیید شد. همچنین اعتبار همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که مقدار آن برای کل پرسشنامه 87/0 بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون t با نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها : نتایج نشان داد که در تمامی ابعاد پرسشنامه نظر معلمان به سمت گزینه های متوسط به بالا بوده است و آموزش مجازی بر ابعاد اعتقادی، اخلاقی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، زیستی، سیاسی و اقتصادی دانش آموزان ابتدایی اثربخش بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان آموزش مجازی را توسعه داد و در آینده به عنوان مکمل آموزش حضوری به نحو احسن از آن بهره جست.
روش تدریس تفکر جانبی در برنامه درسی دوره ابتدایی
منبع:
پژوهش در برنامه درسی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
84 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی روش تدریس تفکر جانبی در دوره ابتدایی است. لذا ابتدا کلیاتی درباره تفکر در مدارس طرح شد و ضرورت و اهمیت پرورش تفکر و تعقل در برنامه درسی ملی مطرح و سپس تعریف تفکر از دیدگاه های مختلف بررسی و تفکر جانبی از دیدگاه ادوارد دوبونو تعریف گردید. و مقایسه ای بین تفکر سنتی و تفکر جانبی انجام گرفته و سپس تکنیک های تفکر جانبی شامل ، پو، شکل های هندسی و سهمیه ها، طرح و تردید نسبت به فرضیات شرح داده و برای آن ها نمونه هایی آورده تا در کلاس درس در دوره ابتدایی استفاده شوند. پو تحریک ایده ای است که تفکر را به جایی جدید منتقل می کند که ایده ها یا راه حل های جدید در آن یافت می شود. با استفاده از سهمیه ها، به تعیین تعداد مشخص راه حلهای بدیل که باید تولید شوند، پرداخته می شود. بدین ترتیب فرد تلاش خود را صرف تولید راه حلهای گوناگون و نه پریدن بر روی یک نتیجه، می کند. اشکال هندسی ایجاد راههای متفاوت را مورد تفهیم قرار می دهد. در خلق طرح، دانش آموز به ساخت طرحهای بصری می پردازد و می تواند برای انجام دادن امور، روشهای مختلفی بکار ببرد. تردید نسبت به مفروضات کوشش در تجدید ساخت و تغییر ساخت هر الگویی می باشد در نهایت نشان داده شد که این روش های تدریس می تواند خلاقیت را در دانش آموزان رشد و تقویت نماید و در این راستا معلم در راهنمایی آنان نقش بسزایی دارد.
بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه در درس زبان انگلیسی از دیدگاه دبیران شهرستان بویر احمد
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم تیر ۱۴۰۰ شماره ۳۷
201 - 197
حوزههای تخصصی:
امروز بدون شک توجه بیشتر به امر تعلیم و تربیت مهمترین عامل پیشرفت فرهنگی واجتماعی و اقتصادی جامعه است تعلیم و تربیت عهده دار ایجاد زمینه مناسبی جهت تسهیل و توسعه استعدادها و توانایی های افراد است . بدیهی است این امر مستلزم برنامه ریزیهای وسیع ، جامع و حساب شده با توجه به اهداف عمومی آموزشی در هرجامعه ای خواهد بود. بدون تردید تاکنون هیچ نظام آموزشی صد درصد به اهداف آموزشی خود نرسیده است ولی موفق بودن هر نظام آموزشی به نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به اهداف تعیین شده بستگی دارد و بدین ترتیب هیچ نظام آموزشی را نیز نمی توان ناموفق خواند، یکی ازآفت های بزرگ هر نظام آموزشی که همه ساله به میزان بسیار زیادی امکانات ، منابع واستعدادهای بالقوه انسانی و اقتصادی را تلف می کند پدیده افت تحصیلی است . به همین دلیل است که یکی از ملاکهای عدم موفقیت هر نظام آموزشی را میزان افت تحصیلی در آن می دانند.بنابر دلایل ذکر شده در این مقاله سعی شده است علل افت تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی از دیدگاه دبیران این درس بررسی شوند و راهکارهای مناسبی ارائه شده است.
طراحی فعالیت تلفیقی میان- رشته ای (اجتماعی و خواندن) برای توسعه درک یکپارچه در کلاسهای چندپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴۶
۶۶-۴۹
حوزههای تخصصی:
در آموزش تلفیقی برای خلق فرصت یادگیری میان مفاهیم و موضوعات پیوند معناداری ایجاد می شود تا یادگیرندگان با رویکرد چندگانه با موضوعات و مفاهیم مواجه شوند. هدف این مقاله تلفیق مفاهیم درسی خواندن و علوم اجتماعی در دوره ابتدایی است تا دانش آموزان بتوانند مفاهیم را در ارتباط با یکدیگر و به عنوان یک کل منسجم و یکپارچه دریابند. ما در زندگی واقعی با مسائل و موقعیتهایی روبه رو می شویم که حل آنها نیازمند درک یکپارچه علوم گوناگون است و به نظر می رسد آموزش تلفیقی به حل این مسائل کمک بسیار خواهد کرد. طراحی فعالیتهای تلفیقی با به کارگیری روش کیفی انجام شد که در آنها مفاهیم علوم اجتماعی و خواندن ترکیب شده است. این فعالیتها از طریق گروه کانونی اعتباربخشی شدند. گروه کانونی شورای مرکزی کشوری راهبران آموزشی بودند که شمار آنان ده نفر بود. نتایج پژوهش نشان داد که با شناسایی اهداف هر درس و توجه به استانداردهای طراحی فعالیت تلفیقی، می توان با کشف ارتباطات طولی و عرضی محتواهای آموزشی رشته های متفاوت، به طراحی فعالیتهای تلفیقی میان مطالعات اجتماعی و خواندن پرداخت. فعالیتهای تلفیقی طراحی شده، پیش از اجرا در کلاس درس با نظر کارشناسان دارای تجارب علمی و عملی تدریس در کلاسهای چندپایه، اصلاح و بهسازی شدند. بنابراین، با ایجاد فرصتهای عملی برای یکپارچه سازی مفاهیم میان- رشته ای، معلمان می توانند زمینه یادگیری عمیق، پایدار و مرتبط با زندگی واقعی دانش آموزان و تجربه یادگیری لذت بخش و زمینه تغییر نگرش در دانش آموزان را فراهم سازند. از این طریق می توان انتظار داشت که مدرسه و یادگیری برای دانش آموزان جذاب و برانگیزاننده شود.
تفکیک جنسیت در دانشگاه فرهنگیان از نگاه دانشجو معلمان و استادان (مطالعه موردی: دانشگاه فرهنگیان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی ابعاد مثبت و منفی زیست در فضای تک جنسیتی[1] دانشگاه فرهنگیان از نگاه استادان و دانشجومعلمان[2] این دانشگاه انجام شد. این پژوهش به لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی و در اجرا پژوهشی پیمایشی است که به روش کمی (به انضمام یک پرسش باز) انجام شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه تحقیق انتظاری (1397) است که با اندکی جرح و تعدیل استفاده شد. پرسشنامه تحقیق حاضر در پنج محور رشد فردی و اجتماعی، اسلامی شدن دانشگاه، عملکرد تحصیلی، آرامش روانی و زمینه سازی برای ازدواج هدف این مطالعه را دنبال کرده است. جامعه مورد مطالعه دانشگاه فرهنگیان یزد و نمونه شامل 120 نفر از اساتید و دانشجویان این دانشگاه (10 استاد زن، 10 استاد مرد، 50 دانشجوی زن، 50 دانشجوی مرد) می باشد. یافته های این مطالعه نشان داد اغلب آزمودنی ها در محورهای رشد فردی و اجتماعی، اسلامی شدن دانشگاه، عملکرد تحصیلی و زمینه سازی برای ازدواج، نمره قابل قبولی به فضای حاکم بر دانشگاه نمی دهند. اما معتقدند تحصیل در این دانشگاه توانسته است آرامش روانی والدین دانشجویان را تا حد زیادی تأمین کند. محققین این مطالعه مبتنی بر مطالعات نظری و یافته های کمی و کیفی این پژوهش، بر لزوم بازبینی اسناد سیاست گذاری برای این دانشگاه و پرهیز از اقداماتی که ادله کافی شرعی و پژوهشی برای آن وجود ندارد، تأکید دارند.
تحلیل ساختاری فرسودگی شغلی معلمان بر اساس توسعه حرفه ای و مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
72 - 51
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی حالتی از خستگی جسمی، عاطفی و روحی است که به دنبال افزایش گرایش های منفی شغلی و از بین رفتن احساس و علاقه فرد به وجود می آید که در دهه اخیر موضوع فرسودگی شغلی و آثار آن در سازمان به یکى از مباحث اصلى رفتار سازمانى تبدیل شده است.پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری فرسودگی شغلی معلمان بر اساس توسعه حرفه ای و مدیریت مشارکتی در مدرسه در نواحی آموزش و پرورش تبریز انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی علّی (مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد. حجم جامعه آماری 126 نفر از معلمان با سابقه کمتر از 10 سال در سال تحصیلی 1398-1397بوده است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 100 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی در نظر گرفته شده است. داده های پژوهش حاضر با استفاده از سه پرسشنامه شامل توسعه حرفه ای(ایالت کنتاکی آمریکا)، فرسودگی شغلی (مزلچ) و مدیریت مشارکتی (شاقلی) گردآوری شده اند. روایی و پایایی پرسشنامه ها بررسی و مورد تایید قرار گرفته اند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری – تحلیل مسیر با نرم افزار PLS نشان داد که: روابط ساختاری توسعه حرفه ای با فرسودگی شغلی و نیز توسعه حرفه ای با مدیریت مشارکتی در معلمان معنادار می باشد.
شناسایی و ارزیابی مؤلفه های کیفیت خدمات واحدهای آموزش دانشگاه: رویکرد آمیخته (مورد: واحد آموزش یکی از دانشکده های دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی و ارزیابی مؤلفه های کیفیت خدمات واحد آموزش یکی از دانشکده های دانشگاه تهران و تعیین عوامل موثر بر آن است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان، اساتید و کارکنان واحد آموزش می باشند که در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمی به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از روش آمیخته اکتشافی (ابتدا کیفی و سپس کمی) استفاده شد. یافته های بخش کیفی پژوهش نشان داد که مؤلفه های اصول ارتباط با خدمات گیرندگان، اصول سازماندهی، شایستگی های خدمات دهندگان از جمله مؤلفه های تشکیل دهنده کیفیت خدمات واحد آموزش دانشکده مورد مطالعه هستند. همچنین عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی و عوامل محیطی از جمله عوامل تأثیرگذار بر کیفیت خدمات واحد آموزش می باشند. نتایج بخش کمی نشان داد کیفیت خدمات اداره آموزش دانشکده در کلیه مؤلفه های فوق از دیدگاه دانشجویان دارای شرایط نامطلوب (اصول ارتباط با خدمات گیرندگان: 000/0sig=، 601/20- t=؛ اصول سازماندهی: 000/0sig=، 877/21- t=؛ شایستگی های خدمات دهندگان: 000/0sig=، 304/20- t=)، از دیدگاه اساتید در مؤلفه های ارتباط با خدمات گیرندگان و شایستگی های خدمات دهندگان در شرایط متوسط و در مؤلفه سازماندهی در شرایط مطلوب و از دیدگاه کارکنان اداره آموزش هر سه مؤلفه کیفیت دارای شرایطی در حد مطلوب است که نشان دهنده تفاوت دیدگاه سه گروه مورد مطالعه است.
بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری آنلاین دانش آموزان در ایام بیماری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف تبیین و رتبه بندی عوامل موثر بر کیفیت یادگیری آنلاین دانش آموزان در ایام بیماری کرونا انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه ی آماری کلیه دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه شهرستان سرچهان (600 نفر) در سال تحصیلی 1400-1399 می باشد. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران نمونه 234 نفری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد المیلای و همکاران(2020) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به وسیله ضریب آلفای کرونباخ بررسی و 87/0 برآورد گردید و روایی آن توسط روایی سازه و محتوایی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری فرضیه های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از تکنیک سلسه مراتبی به وزن دهی و رتبه بندی عوامل پرداخته شد. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که پشتیبانی اجرایی رابطه منفی و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. همچنین محتوای دوره، طراحی دوره، حمایت اجتماعی، پشتیبانی فنی، وِیژگی های مربی و یادگیرنده رابطه مثبت و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. نتایج رتبه بندی عوامل از طریق روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد متغیر طراحی دوره در بالاترین اولویت بوده و پس از آن پشتیبانی اجرایی، ویژگی های یادگیرنده و طراحی دوره در اولویت های دوم تا چهارم قرار دارند. متغیرهای حمایت اجتماعی و ویژگی های مربی در پایین ترین اولویت قرار داشته اند.
مقایسه هوش هیجانی، اخلاقی و معنوی با سطح تحصیلات در زنان مجرد شاغل دانشگاه علوم پزشکی کرمان
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
97 - 88
حوزههای تخصصی:
هوش یک ویژگی است که تفاوت فردی را بین انسان ها موجب شده و از ابتدای تاریخ مکتوب زندگی انسان همواره مورد توجه بوده است. ازآغاز مطالعه هوش غالبا جنبه های شناختی هوش یعنی توانایی عاطفی ، هیجانی، اخلاقی و معنوی ان مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش ما از این تحقیق مقایسه هوش هیجانی،اخلاقی و معنوی با میزان تحصیلات در جامعه ی کارمندان زن مجرد دانشگاه علوم پزشکی کرمان است . پژوهش حاضر یک روش توصیفی- مقایسه ای است که گروه های هدف صرفا زنان مجرد شاغل در دانشگاه علوم پزشکی می باشند افراد در 3 گروه بر اساس تحصیلات کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکترا تقسیم شده و مجموعا 90 نفر دراین تحقیق شرکت داشتند.با استفاده ازپرسشنامه های هوش هیجانی شرینگ ،هوش اخلاقی لینک و کیل و هوش معنوی کینگ گروه های هدف ارزیابی شدند. با بکارگیری روش تحلیل چند متغیره داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل در این مطالعه تفاوت معناداری بین هر کدام از هوش های مذکور با میزان تحصیلات را نشان نداد، در واقع در کنار تحصیلات عالیه دانشگاهی که منجر به کسب مدارک بالا و دانش تخصصی میگردد خلا تربیتی مشهود است. به عبارت دیگر دانش افزایی تاثیر معنی داری در افزایش هوش عاطفی هیجانی و معنوی افراد در این جامعه هدف نداشته است.از این رو توصیه میگردد در برنامه اموزش عالی ترتیبی اتخاذ گردد تا در کنار دانش افزایی در دانشگاه ها به صورت عملی به مقولات تربیت اخلاقی و معنوی پرداخته شود.
شناسایی بهینه ترین مدل مبتنی بر توزیع لجستیک برای جایگزینی پرسش های بی پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۳
131 - 152
حوزههای تخصصی:
بی پاسخی چالشی اجتناب ناپذیر در برابر مطالعات بزرگ مقیاس است و می تواند از یک سو موجب اتلاف هزینه، زمان و نیروی انسانی درگیر در گردآوری داده ها شود و از سوی دیگر، مطالعه را از رسیدن به اهدافش به ویژه توزیع نمرات باز دارد. از این رو، روش های جایگزینی برای برآورد پاسخ پرسش های بی پاسخ ابداع شده اند تا امکان استنباط از یک مجموعه داده کامل شده را فراهم آورند. این مقاله از طریق شبیه سازی روی یک مجموعه داده واقعی بر اساس یک الگوی طرح آزمایش چندمتغیره، دقت سه مدل جایگزینی را شامل لُجیت های تراکمی، پاسخ مدرج و پرسش پاسخ تبیینی مورد ارزیابی قرار می دهد. یافته ها نشان می دهند که تحت بی پاسخی تصادفی، جایگزینی های هر سه مدل در حدی مطلوب قرار دارند هر چند جایگزینی های مدل پرسش پاسخ تبیینی همواره دقیق تر از دو مدل دیگر است. اگر بی پاسخی غیرتصادفی باشد، تنها در نرخ بی پاسخی 5 درصد به نتایج مطلوبی برای مدل پرسش پاسخ تبیینی دست خواهیم یافت و دقت دو مدل دیگر قابل پذیرش نیست. همچنین، یافته ها حاکی از آن هستند که جایگزینی پرسش های دارای بی پاسخی و محاسبه نمره کل فرد از ترکیب پاسخ های جایگزین شده و پاسخ های واقعی کم خطاتر از جایگزینی مستقیم نمره کل او است.
«همه روان انگاری» تامس نیگل به عنوان مبنایی برای رویکرد «عصب-تربیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی دیدگاه تامس نیگل درباره ی همه روان انگاری می پردازد تا معلوم دارد که آیا این رویکرد در مقایسه با رویکردهای فیزیکالیستی مبنای مناسب تری برای رویکرد عصب-تربیت است یا خیر. در این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. مبنای فیزیکالیستی رویکرد عصب-تربیت به جای حل مسأله رابطه ذهن و بدن و همچنین تبیین حالات ذهنی، با طرح دیدگاه های حذف گرایانه و تقلیل گرایانه و حذف صورت مسأله و بدون توجه به ویژگی های پدیداری و اول شخص ذهن (با حذف یا تقلیل آگاهی پدیداری به رخدادها و فرایندهای مغزی) از منظر عینی و سوم شخص به حالات ذهنی نظر می کند. نیگل تصور بیرونی/عینی از جهان را ناتمام می داند و به منظور پر کردن شکاف تبیینی ذهن و بدن، و تبیین خاستگاه آگاهی و عقل، «همه روان انگاری» را پیش فرض می گیرد. رویکرد همه روان انگاری تامس نیگل در مقایسه با رویکردهای فیزیکالیستی، برای حوزه کلی تعلیم و تربیت، و بخصوص برای حوزه ویژه یاددهی-یادگیری، از جهت توجه به کلَیت وجود آدمی و ذهنیت و عینیت درهم تنیده ، مناسب تر می باشد. با این همه، از آنجایی که همه روان انگاری نیگل در مواجهه با مسأله ترکیب تبییین مناسب به دست نداده است، نمی تواند یک راه حلِ فاقد اشکال در تبیین علیَت ذهنی و آگاهی باشد و در نتیجه رابطه ذهن و بدن همچنان به عنوان یک مسأله سخت گشوده باقی می ماند.