فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۹۵۴ مورد.
رابطه دانش و نگرش جنسی و باورهای ارتباطی با طلاق عاطفی
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر آمار طلاق در ایران به شدت رو به افزایش بوده است .اما آنچه از نظر پنهان مانده روابطی است که علی رغم وجود فاکتورهای لازم برای طلاق، همچنان پابرجا هستند و در واقع دچار طلاق عاطفی شده اند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه ی دانش و نگرش جنسی و باورهای ارتباطی با طلاق عاطفی است. روش پژوهش در این مطالعه، توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه ی این مطالعه شامل230نفر از پرستاران زن متأهل شهر خرم آباد بودکه از میان تمامی پرستاران زن این شهر با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. شرکت کنندگان پرسشنامه های دانش و نگرش جنسی، باورهای ارتباطی و طلاق عاطفی را تکمیل کردند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که بین دانش و نگرش جنسی و باورهای ارتباطی با میزان طلاق عاطفی زنان رابطه ی منفی معناداری برقرار است و باور به مخرب بودن مخالفت، نگرش جنسی، توقع ذهن خوانی، باور به عدم تغییرپذیری همسر و کمال گرایی جنسی بیشترین نقش را در پیش بینی طلاق عاطفی داشتند. مشاوران خانواده و زوج درمانگران می توانند با بررسی متغیرهای مذکور شناخت بهتری از پدیده ی طلاق عاطفی داشته باشند و مداخلات لازم را اجرا نمایند.
مقایسه پرخاشگری و دانش هیجانی کودکان پسر بی سرپرست و بدسرپرست با کودکان عادی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون کودکان بی سرپرست و مشاهده سازش نایافتگی و اختلال های هیجانی در آنها که بر اثر جدایی از کانون خانواده به وجود می آید، توجه خاص به این کودکان احساس می گردد .هدف این پژوهش مقایسه پرخاشگری و دانش هیجانی کودکان پسر بی سرپرست و بد سرپرست با کودکان عادی بود.
روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش، 64 کودک 4 تا 6 ساله پسر شامل32 نفر بی سرپرست و بدسرپرست و 32 نفر عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی واحدی (1386) و آزمون تطبیق هیجانی ایزارد و همکاران (2003)، ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از روش آماری t دو گروه مستقل و آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج آزمون t نشان داد، میزان پرخاشگری کودکان بی سرپرست و بد سرپرست به طور معناداری از کودکان عادی بیشتر بود (0001/0=p). دانش هیجانی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست به طور معناداری کمتر از کودکان عادی بود (0001/0=p). نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد میزان مؤلفه های دانش هیجانی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست به طور معناداری کمتر از کودکان عادی بود (05/0>p).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان پرخاشگری و دانش هیجانی فرزندان تا حد زیادی تحت تأثیر شیوه های سرپرستی والدین است.
مطالعه رابطه نظام های ارزشی و تعهد سازمانی کارکنان آموزش و پرورش شهر ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه سبک های فرزندپروری والدین با رفتار سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سبک های فرزندپروری والدین مهمترین نقش را در تربیت فرزندان به عهده دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رفتار سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی بر اساس سبک های فرزندپروری مادران آنها انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه را تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی مقطع ابتدایی شهر رشت در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل می دادند که از میان آنها 110 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه رفتار سازشی واینلند (1953) و پرسشنامه شیوه فرزندپروری بامریند (1973) استفاده شد.
یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک مقتدرانه با رفتار سازشی همبستگی مثبت معنی دار و بین سبک های مستبدانه و سهل گیرانه با رفتار سازشی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد (01/0>P). همچنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که سبک تربیتی مقتدرانه پیش بینی کننده مثبت و معنی دار رفتار سازشی است (01/0>P) و سبک های تربیتی سهل گیرانه و استبدادی پیش بینی کننده منفی و معنی دار رفتار سازشی است (01/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده طراحی و برگزاری برنامه ها و کارگاه های آموزش خانواده در زمینه آگاه سازی اولیا از سبک های فرزندپروری و تأثیر هر یک از آنها بر فرزندان بسیار ضروری است تا از این طریق بتوان با تغییر نگرش مادران و بهبود روابط اعضای خانواده، رفتار سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی را بهبود بخشید
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به طرحواره جنسیتی نقش های خانوادگی، اجتماعی و حرفه ای زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و شناسایی رابطه هر یک از متغیرهای ساختار خانواده، نوع جامعه پذیری، سنّت گرایی و تقدیرگرایی با نگرش به طرحواره جنسیّتی بود. این مطالعه از نوع پیمایش اجتماعی بوده و داده های تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع آوری شد. اعتبار و روایی مقیاس های تحقیق با توجه به نتایج ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری کلیه زنان بالای 15 سال منطقه کاشان در سال 1390 بودند که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش سهمیه ای تصادفی انتخاب و بررسی شدند. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون یافته های پژوهش، عوامل خانوادگی شامل سبک های تربیتی والدین و نوع جامعه پذیری در خانواده و ویژگی های سنّت گرایی و تقدیرگرایی بر گرایش پاسخگویان به برابری جنسیّتی مؤثر است. بیش ترین تأثیر بر برابری گرایی جنسیّتی مربوط به متغیر سنّت گرایی است که دارای 17/0-=β است. در مرتبه دوم تأثیرگذاری، شیوه تربیتی مقتدرانه با 144/0=β و پس از آن تقدیرگرایی با دارا بودن 14/0-=β قرار گرفته اند. در نهایت کم ترین تأثیرگذاری مربوط به متغیر جامعه پذیری با 11/0-=β است.
بررسی رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده بر کیفیّت زندگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: به لحاظ اهمیت و دامنه ی فراگیر کیفیت زندگی، عوامل موثر بر آن همواره بررسی شده است. در این میان، نقش خانواده و نحوه ی ارتباطات اعضای آن با یکدیگر در شکل گیری کیفیّت زندگی بسیار اساسی به نظر می رسد. لذا این مطالعه با هدف بررسی تأثیر الگوهای ارتباط خانوادگی بر کیفیت زندگی نوجوانان انجام شد. روش: این مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) است که در شهر زاهدن در سال89 انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش، 439 نوجوان دبیرستانی است که با روش نمونه گیری تصادفی وارد مطالعه شدند. جهت بررسی الگوی ارتباطی خانوادگی از ابزار تجدید نظر شده ی الگوی ارتباطات خانوادگی و جهت بررسی کیفیت زندگی از پرسشنامه ی استاندارد Kidscreen – 52 استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که از نظر الگوهای ارتباط خانوادگی، الگوهای ارتباطی کثرت گرا و توافق کننده بیشترین فراوانی را در خانواده ها به خود اختصاص داده بودند. نتایج تحلیل رگرسیون به روش همزمان بین متغیّرهای مستقل الگوهای ارتباط خانوادگی با ابعاد کیفیت زندگی در تمام ابعاد، به جز بین الگوی ارتباط خانوادگی و بعد پذیرش اجتماعی رابطه ی معنی دار را نشان داد. الگوی ارتباط خانوادگی، قویترین پیش بینی کننده ی بعد رابطه ی خانوادگی (45/0= β) بود. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک طرفه، رابطه ی معنی داری را بین کیفیت زندگی نوجوانان با نوع الگوهای ارتباطی خانواده نشان داد (01/0>P). نتایج: بر طبق نتایج، هر چه محیط خانواده شرایط گفتگوی راحت را بیشتر فراهم آورد، سلامت و زندگی غنی تر فرزندان را در پی دارد.
ویژگی های معلم: آیا معلمی شغل است یا ...: رسالتی سنگین
منبع:
پیوند ۱۳۶۱ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه نظریه همسان همسری براساس ویژگی های شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: انتخاب همسر در دنیا یکی از مهمترین تصمیم هایی است که اکثر افراد حداقل یکبار در زندگی شان می گیرند. این تحقیق با هدف بررسی نظریه همسان همسری در بین دانشجویان انجام گرفته است. روش: تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی است. 207 دانشجو از بین دانشجویان دانشگاه پیام نور ساری به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های شخصیتی نئو (NEO-FFI-SELF) و شخصیتی شریک ایده ال (NEO-FFI-IDEAL) را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t-test و با استفاده از 16=SPSS انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد تمایل دارند شریک شان را مشابه با ویژگی های شخصیتی خود و با توجه به پنج بعد شخصیتی (روان رنجورخویی، برون گرایی، باز بودن، توافق پذیری و وجدانی بودن) انتخاب کنند. یافته دیگر این بود که بین دختران و پسران در انتخاب شریک ایده ال مشابه با خود تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر، دختران برونگراتر، توافقی تر و وجدانی تر و پسران روان رنجورترند. نتیجه گیری:این یافته ها از نظریه همسان همسری در انتخاب همسر حمایت می کنند.
بررسی ماهیت و شیوع قلدری در مدارس راهنمایی روستاهای شهرستان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات تا به امروز حاکی از وقوع قلدری در هر مدرسه ای با درجات و شدت های متفاوت است که باعث آسیب جسمی و روان شناختی فرد قلدری کننده و قربانی می شود؛ لذا هدف این پژوهش بررسی شیوع قلدری در مدارس راهنمایی روستاهای شهرستان زنجان می باشد. نمونه این پژوهش به وسیله روش نمونه گیری در دسترس از 4 مدرسه انتخاب گردید و با استفاده از پرسشنامه قلدری النا بوکلیرو و مارسلو داربو (1991)، 132 پرسشنامه کامل جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که حدود 80% دانش آموزان معتقد به وجود قلدری، 40.9% دانش آموزان به عنوان شاهد قلدری، 33.3 % قربانی قلدری و 9.8% به عنوان قلدر و 16% آنان ترکیبی از این حالات را تجربه می کنند. نتایج پژوهش بیانگر این بود که 57% موارد قلدری از نوع قلدری کلامی، 40% از نوع فیزیکی و 2.56% از نوع اجتماعی/رابطه ای اتفاق می افتد. واکنش حدود 57% دانش آموزان به قلدری، تقویت کننده آن و تنها کمتر از 29% دانش آموزان واکنش های مبتنی بر عدم حمایت و تشویق قلدری نشان داده اند. همچنین نتایج نشان داد که به هنگام وقوع قلدری اقدامات مسئولین مدرسه در 70% موارد موجب تقویت و در 28.8% موارد موجب کاهش قلدری در مدارس می شود. با توجه به آسیب های جسمی و روان شناختی و زمینه سازی قلدری برای آسیب روانی-اجتماعی در دانش آموزان و با توجه به اهمیت مدرسه هم به لحاظ وقوع و هم به لحاظ کنترل و پیشگیری قلدری می توان با اجرای سیاست های مشخص، ارایه آموزشهای مناسب و اجرایی و برنامه های پیشگیری و مداخله مناسب در مدارس کشور از وقوع و ایجاد پیامدهای آسیب زا جلوگیری کرد.
رابطه تعارض والد – نوجوان، تاب آوری با مشکلات روان شناختی نوجوانان مقطع دوم و سوم راهنمایی در مناطق چهارگانه آموزش و پرورش شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تعارض والد– نوجوان، تاب آوری با مشکلات روان شناختی نوجوانان مقطع دوم و سوم راهنمایی مناطق چهار گانه شهر شیراز انجام شد و مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی مناطق چهارگانه آموزش و پرورش شهر شیراز را شامل می شد که در سال تحصیلی92-91 و در پایه های دوم و سوم راهنمایی مشغول به تحصیل بودند. به همین منظور 400 نفراز دانش آموزان (190 دختر – 210 پسر) سال دوم و سوم راهنمایی به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شیراز به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس DASS لاویبوند و لاویبوند 1995، پرسشنامه تاکتیک های تعارض موری اشتراس1990، فرم تعارض با والدین و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیوید سون2003استفاده شد. داده ها نیز با روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه(گام به گام) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین تعارض والد- نوجوان و مشکلات روان شناختی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین مؤلّفه های تعارض والد-نوجوان و مؤلّفه های مشکلات روان شناختی رابطه معناداری وجود دارد. براساس نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام مؤلّفه های تعارض والد- نوجوان می تواند مشکلات روان شناختی را پیش بینی کند و استدلال می تواند تاب آوری را پیش بینی کند. بنابراین، هر چه تعارض والد– نوجوان بیش تر شود، مشکلات روان شناختی نوجوانان بیش تر می شود و تاب آوری بالاتر مشکلات روان شناختی کم تری را به دنبال دارد.
تعیین نیمرخ های دانش آموزان بر اساس مؤلفه های کمک خواهی، ادراکات محیط کلاسی و اهداف پیشرفت اجتماعی ازلحاظ فرسودگی تحصیلی: تحلیل مبتنی بر شخص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نیمرخ های انگیزشی دانش آموزان و تفاوت نیمرخ های گروه های مختلف ازنظر کمک خواهی، ادراکات محیطی کلاس، اهداف پیشرفت اجتماعی بر اساس فرسودگی تحصیلی بود. با توجه به ماهیت موضوع، از روش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دوره متوسطه شهر مریوان می باشد که در سال تحصیلی 93-92 مشغول به تحصیل بودند که تعداد آن ها 1295 نفر بوده است که از این تعداد 653 نفر دختر و 642 نفر پسر بودند. نمونه پژوهش را 274(دانش آموز پسر و دختر) تشکیل می دهند که به شیوه ی نمونه گیری طبقه ای تصادفی، از دبیرستان های دوره ی متوسطه شهر مریوان انتخاب گردیدند و سپس به چهار پرسشنامه ادراکات محیط کلاسی، کمک خواهی تحصیلی، فرسودگی تحصیلی و اهداف پیشرفت اجتماعی پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل خوشه ای (کلاستر) به روش چند میانگینی (k-means cluster)، تابع تشخیص و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج نشان داد که در میان دانش آموزان اولین خوشه با مقدار بالای پذیرش دارای نمره ی میانگین بالا و مقدار پایین عملکردگرایی دارای نمره میانگین پایین است که این خوشه جهت گیری انگیزشی پایین و خوشه ی دوم با مقدار بالای لذت دارای نمره ی میانگین بالا و مقدار پایین عملکردگرایی دارای نمره ی میانگین پایین است که این خوشه جهت گیری انگیزشی بالا نامیده می شود. آزمون t نمونه های مستقل نشان داد که تفاوت معناداری بین دو خوشه پایین و بالا وجود دارد. در افراد خوشه یک (7148/7 SD= 59/40 M=) میزان فرسودگی تحصیلی نسبت به افراد خوشه دو (28/6 SD= و 25/32 M=) بیش تر است. همچنین یافته ها نشان داد که فرسودگی تحصیلی در خوشه جهت گیری انگیزشی بالا کمتر بود. این پژوهش تلویحاتی برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت دارد که از نتایج آن می توانند برای کاهش فرسودگی تحصیلی و بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده نمایند.
رابطه ابعاد شخصیت، الگوهای ارتباطی خانواده با رفتار جرأت مندانه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت، الگوهای ارتباطی خانواده با رفتار جرأت مندانه در دانشجویان بود. پژوهش حاضر از نوع مقطعی بوده و رویکرد توصیفی از نوع همبستگی هست. شرکت کنندگان پژوهش شامل 223 نفر دانشجوی دختر (113) و پسر (110) مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور جیرفت در سال 92-1391 بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب گردیدند و مقیاس ویژگی های شخصیتی (آیزنک، 1973)، مقیاس تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) و پرسشنامه ابراز وجود (هرزبرگر و همکاران،1984) را تکمیل نمودند. برای تعیین پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها نشان داد که این پرسشنامه ها از ویژگی های روانسنجی مناسبی برخوردار هستند. با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان، میزان پیش بینی رفتار جرأت مندانه توسط ابعاد شخصیت و ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بعد برون گرایی پیش بینی کننده مثبت و معنادار و بعد روان رنجوری پیش بینی کننده منفی و معنادار رفتار جرأت مندانه است. همچنین، جهت گیری گفت و شنود خانواده پیش بینی کننده مثبت و معنادار وجهت گیری همنوایی پیش بینی کننده منفی و معنادار رفتار جرأت مندانه می باشد. در مجموع یافته های پژوهش حاضر نشان داد که دارا بودن برخی ویژگی های شخصیتی و ارتقاء گفت و شنود خانواده با افزایش رفتار جرأت مندانه در فرزندان مرتبط است.
پیش بینی سبک های دلبستگی فرزندان بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، پیش بینی سبک های دلبستگی فرزندان براساس شیوه های فرزندپروری والدین در شهر اصفهان بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر اصفهان و نمونه شامل 302 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور بودند. جهت تجزیه و تحلیل آماری در سطح توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد در بین ابعاد سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن با سبک فرزندپروی مقتدر و سبک دلبستگی دوسوگرا با سبک فرزندپروری آزادگذار، رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. ولی سبک دلبستگی اجتنابی با سبک فرزندپروی مقتدر رابطه منفی و معنی داری دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که شیوه های فرزندپروری پیش بینی کننده مناسبی برای سبک های دلبستگی می باشند.