فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با استرس شغلی کارکنان دانشگاه است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شاغل دانشگاه مازندران در سال 90-1389 بودند که از میان آن¬ها 64 نفر به¬طور تصادفی انتخاب شدند. برای جمع¬آوری داده¬ها از مقیاس¬های هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1999)، هوش معنوی جامع آمرام ودرایر (2007) با هنجار ایرانی و پرسشنامه استرس شغلی فیلیپ رایس (1992) استفاده شد. سپس داده¬های به¬دست آمده با استفاده از روش¬های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری (همزمان) تحلیل شد. یافته¬ها نشان داد مولفه¬های هوش هیجانی، (17 درصد) و مولفه¬های هوش معنوی (31 درصد) تغییرات مربوط به استرس شغلی کارکنان دانشگاه را تبیین می¬کنند. بر مبنای نتایج این پژوهش می¬توان گفت هوش معنوی بیشتر از هوش هیجانی می¬تواند پیش¬بینی¬کننده مناسبی برای استرس شغلی باشند. بنابراین به مسئولین دانشگاه پیشنهاد می¬شود که با برگزاری کارگاه¬های آموزشی در زمینه هوش معنوی و هوش هیجانی در کاهش استرس شغلی کارکنان دانشگاه کوشید.
نقش واسطه گری سبک های مقابله ای در رابطه ی هوش هیجانی با رضایت از زندگی در زنان دارای مشکلات خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین نقش واسطه گری سبک های مقابله ای در رابطه هوش هیجانی با رضایت از زندگی در زنان دارای مشکلات خانوادگی بود. جامعه آماری زنان مراجعه کننده به مراکز های مشاوره در سطح شهر شیراز بودند، که از بین مراکز ده مرکز به صورت تصادفی انتخاب شدند. و تمامی زنانی که در یک فاصله زمانی 3 ماهه (آبان تا آخر دی ماه) به دلیل مشکلات خانوادگی به این مراکز مراجعه کرده بودند و حاضر به همکاری شدند،150 نفر می شدند، که به عنوان نمونه آماری در این پژوهش شرکت داده شدند. طرح این پژوهش از نوع همبستگی بود. داده ها از راه پرسشنامه رضایت از زندگی دینر،پرسشنامه هوش هیجانی شاتوپرسشنامه سبک های مقابله ای موس و بیلینگز و الاه جمع آوری و مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها نشان داد سبک های مقابله ای نقش واسطه گری معناداری در رابطه هوش هیجانی و رضایت از زندگی ایفا نکرد.
اثربخشی آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی بر سازگاری زناشویی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی بر سازگاری زناشویی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان می باشد. روش پژوهش، شبه تجربی بوده بدین منظور30 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به روش جایگزینی تصادفی در دو گروه قرار داده شدند (یک گروه کنترل و یک گروه آزمایش) به گروه آزمایش آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی توسط محقق داده شد. ابزار پژوهش در این تحقیق پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر می باشد. تجزیه تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. مقایسه میانگین نمرات پس آزمون سازگاری زناشویی در گروه های مورد مطالعه و تحلیل کو واریانس نمرات آزمون سازگاری زناشویی نشان داد، بین گروه آزمایش و گروه کنترل در تمامی خرده مقیاس های سازگاری زناشویی تفاوت معنا داری وجود دارد. در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد سازگاری زناشویی بر اثر آموزش برنامه ریزی عصبی کلامی افزایش می یابد.
اثربخشی آموزش معنا-محور بر عملکرد خانواده زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش معنامحور بر عملکرد خانواده زنان متاهل انجام گرفت. روش: روش این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش 24 نفر از زنانی بودند که در سال 1390 به یکی از خانه های سلامت منطقه 7 شهرداری تهران به نام خانه مدیران مراجعه کرده بودندکه به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. متغیر وابسته در این پژوهش عملکرد کلی خانواده بود که با پرسشنامه سنجش خانواده ارزیابی گردید. متغیر مستقل نیز آموزش معنامحور بود که طی 10 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش نیز از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: پس از تعدیل نمره های پیش آزمون، اختلاف معنی داری بین آزمودنی های (803/160=(1،21)F)، 198/114=(1،21)F) دوگروه وجود داشت. نمرات میانگین تعدیل شده نشان داد که عملکرد کلی خانواده گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه پس از اجرای متغیر مستقل کاهش یافته است. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده حاکی از آن است که معنا و تعامل خانواده ارتباط نزدیک و متقابل با هم دارند و داشتن معنای مشترک در زندگی زناشویی می تواند به عنوان روشی برای بهبود عملکرد خانواده زنان به کار رود.
رابطه فرهنگ سازمانی و انگیزش شغلی با رضایت شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و انگیزش شغلی با رضایت شغلی معلمان شهرستان تویسرکان در سال 1390 بود. از جامعه آماری پژوهش تعداد 200 معلم (100 مذکر و 100 مونث) به روش نمونه¬گیری چندمرحله¬ای انتخاب گردید. برای جمع¬آوری داده¬ها از سه پرسش¬نامه فرهنگ سازمانی، انگیزش شغلی و رضایت شغلی و برای تجزیه و تحلیل داده¬ها از ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و انگیزش شغلی با رضایت شغلی رابطه معنی¬داری وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای انگیزش شغلی، فرهنگ سازمانی و سن پیش¬بینی¬کننده معنی¬داری برای رضایت شغلی می¬باشد. مولفه¬های انگیزش شغلی در مقایسه با مولفه فرهنگ سازمانی متغیر پیش¬بینی-کننده معنی¬داری برای پیش¬بینی رضایت شغلی بودند.
اثر بخشی آموزش اِسناد بر افزایش گذشت و بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش اِسناد بر افزایش گذشت و بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین شهر اهواز است. روش: در این پژوهش از یک نمونه در دسترس زوجین شهر اهواز استفاده شد که به فراخوان پژوهشگر برای آموزش اِسناد پاسخ مثبت دادند. نمونه این پژوهش را 24 زوج تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (12n=) و کنترل )12n=) گمارده شدند. فرضیه های پژوهش عبارتند از: 1- آموزش اِسناد سبب افزایش گذشت زوجین می شود ؛ 2- آموزش اِسناد سبب بهبود اِسناد علّی زوجین می شود؛ 3- آموزش اِسناد سبب بهبود اِسناد مسئولیت زوجین می شود. همه زوجین شرکت کننده در این پژوهش به وسیله مقیاس صفت گذشت (TFS) و مقیاس اِسناد ارتباطی (RAM) مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی و روش آماری، تحلیل واریانس چند متغیّری (MANOVA) و تحلیل واریانس تک متغیّری (ANCOVA) نیز به کار بسته شد. یافته ها: نتایج بدست آمده فرضیه های پژوهش را تایید نمود و نشان داد که آموزش اِسناد به گونه معنادار سبب افزایش گذشت، بهبود اِسناد علّی و اِسناد مسئولیت زوجین می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، بین زوجینی که آموزش اِسناد دیده اند (گروه آزمایش) و زوجینی که آموزش اِسناد ندیده اند(گروه کنترل)، از لحاظ افزایش گذشت تفاوت معناداری وجود دارد، بنابرین فرضیه ها تائید می گردد.
بررسی اثربخشی درمان شناختی – رفتاری بر سردمزاجی زنان و صمیمیت زوجین در زنان سردمزاج شهر بندر عباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سردمزاجی زنان و صمیمیت زوجین از جمله عوامل مهمّی است که نه تنها بر سلامت روانی زوجین تأثیر می گذارد؛ بلکه استحکام خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد و تاکنون در مورد آن پژوهش های مختلفی صورت گرفته است. این پژوهش نیز با هدف بررسی اثر بخشی درمان شناختی – رفتاری بر سردمزاجی زنان و صمیمیت زوجین درشهر بندرعباس انجام گرفته است. روش: روش پژوهش آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. به این منظور از بین زوجینی که به دلیل مشکل سردمزاجی زن به مراکز مشاوره ای مداخله در بحران و کاهش طلاق و کلینیک های تخصّصی در شهر بندر عباس مراجعه کرده بودند با توجّه به ملاک های ورود به پژوهش، 20 زوج به صورت تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت مداخله ی شناختی – رفتاری به مدّت 8 جلسه ی90 دقیقه ای قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت ننمود. ابزار های جمع آوری اطلاعات دو پرسشنامه ی صمیمیت زوجین و سردمزاجی زنان بود که روایی و اعتبار هر دو مورد تأیید قرار گرفته است. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره و با بهره گیری از نرم افزار15 SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل پس از مداخله ی شناختی- رفتاری تفاوت معنادار آماری وجود دارد ( 01/0p<)، و درمان شناختی – رفتاری بر سردمزاجی زنان و صمیمیت زوجین در ابعاد مختلف به جز در بعد فیزیکی تأثیر دارد و میزان این تاثیر برسردمزاجی95%، برصمیمیت زوجین 96%، برصمیمیت عاطفی 87%، برصمیمیت عقلانی81%، بر صمیمیت جنسی 91% و بر صمیمیت اجتماعی- تفریحی60% ، صمیمیت ارتباطی92% ، صمیمیت مذهبی 83% ، صمیمیت روانشناختی 92% و در کل 86% می باشد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که از این روش درمان گری می توان برای کاهش سردمزاجی زنان و افزایش صمیمیت زوجین در ابعاد مختلف و بهبود روابط زوجین و در نهایت سلامت خانواده بهره مند شد#,
اثربخشی گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش رضایتمندی، سازگاری، احساسات مثبت، و صمیمیت زوج های دارای تجربه طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی گروه درمانی به شیوه ی تحلیل رفتار متقابل در افزایش سازگاری زناشویی، احساسات مثبت زن و شوهر، رضایت زناشویی، صمیمیت و کاهش بی ثباتی ازدواج- احتمال طلاق، افسردگی و اضطراب زوج های دارای تجربه طلاق عاطفی بود. روش: پژوهش حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه زوج های مراجعه کننده به کلینیک های خدمات روانشناختی و مشاوره شهرستان های مهر، لامرد و فیروزآباد جهت کمک های تخصصی در زمینه مسائل زناشویی در نیمه اول سال 1390 بود. نمونه ای 40 نفری (20 زوج) به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده در دو گروه (یک گروه مداخله ای و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه آزمایشی تحت 18 جلسه 2 ساعته درمان به شیوه ی تحلیل رفتار متقابل قرار گرفت؛ گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. هر دو گروه کنترل و آزمایش که پس از ریزش به 8 زوج کاهش یافته بودند، در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با استفاده از مصاحبه بالینی، شاخص رضایت زناشویی، مقیاس صمیمیت، شاخص بی ثباتی ازدواج- احتمال طلاق، پرسشنامه احساسات مثبت نسبت به همسر، مقیاس سازگاری زن و شوهر، پرسشنامه افسردگی بک، و پرسشنامه اضطراب بک مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس (MANCOVA) انجام گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان دهنده ی اثربخشی گروه درمانی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش رضایتمندی، سازگاری، احساسات مثبت، و صمیمیت، و کاهش بی ثباتی ازدواج، افسردگی و اضطراب زوج های دارای تجربه طلاق عاطفی بود. و وضعیت زوج های گروه آزمایشی از لحاظ سازه های مورد اندازه گیری نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبودی را نشان داد. نتیجه گیری: مداخله و آموزش تحلیل رفتار متقابل می تواند بعنوان برنامه ای در جهت پیشگیری و درمان طلاق عاطفی و افزایش مهارت زناشویی زوج ها قرار گیرد.
رابطه استرس شغلی با رضایتمندی زناشویی و سلامت روان در پرستاران بیمارستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استرس شغلی با رضایت زناشویی و سلامت روان در پرستاران است. روش پژوهش از نوع مطالعات همبستگی بود که 300 نفر از پرستاران متأهّل و شاغل در بیمارستانهای شهر تهران به روش نمونهگیری در دسترس در سال 91-1390 انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه استرس شغلی (NSS)، مقیاس رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28) بود. نتایج بهدست آمده از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که بین استرس شغلی و رضایت زناشویی پرستاران و بین استرس شغلی و سلامت روان پرستاران رابطه معنادار منفی وجود دارد. هم¬چنین بین رضایت زناشویی و سلامت روان پرستاران نیز رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. بررسی مؤلفههای استرس شغلی نشان داد مؤلفههای تعارض با پزشکان و کمبود منابع حمایتی از بین مؤلفههای استرس شغلی پیشبینی کننده رضایت زناشویی منفی پرستاران است. مؤلفه کمبود منابع حمایتی نیز پیشبینی کننده عدم سلامت روان در پرستاران میباشد. نتایج نشان داد وجود عوامل استرسزای شغلی از جمله تعارض با پزشکان بهعنوان مرجع قدرت و همکار پرستاران در محیط بیمارستان و کمبود منابع حمایتی در حرفهی پرستاری، احتمال کاهش میزان رضایتمندی زناشویی و سلامت روانی پرستاران را افزایش میدهد.
درک معنایی طلاق و کشف پیامدهای مثبت آن (مطالعه ای کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در جهت کنکاش بیشتر پیرامون علل پنهانی طلاق و کشف پیامد های مثبت آن صورت گرفته است. هدف اصلی تحقیق جستجو پیرامون عللی است که تا به حال نامکشوف مانده است و یا کم تر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و برخلاف پژوهش های قبلی که عمدتاً در پی تحلیل جنبه های منفی آن بوده اند این تحقیق به دنبال بازیابی لایه های مثبت این موضوع برآمده است. روش: روش تحقیق حاضر از نوع روش کیفی و به شیوه ی Grounded Theory می باشد. نمونه گیری از نوع نمونه گیری نظری است. تعداد نمونه از طریق رسیدن به اشباع نظری انجام گرفته است. یافته ها: نتایج، نشان از وجود 3 دسته عوامل به عنوان مقولات اصلی و در عین حال مرتبط با هم برای به وجود آمدن پدیده ی طلاق می دهند که عبارتند از: ناهمخوانی تبیینی، ناهمخوانی معنایی و ناهمخوانی به روز شدن. نتیجهگیری: مهم ترین جنبه از جنبه های مثبت طلاق بر اساس این پژوهش شامل: بازیابی استقلال، رهایی از قید حیات ناجور و گسترش فردگرایی مثبت در جامعه ی مورد نظر است.
تأثیر زوج درمانی هیجان مدار بر سازگاری زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع ناسازگاری زناشویی و تأثیر آن بر سلامت جسمی و روحی زوجین و کودکان، باعث شده که متخصصان سلامت روان به حیطه زوج درمانی توجه ویژه ای داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی هیجان مدار بر افزایش سازگاری زناشویی زوجین ناسازگار انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش، 10 زوج (20 نفر) بودند که به طور تصادفی در دو گروه درمان و لیست انتظار جای گرفتند.
زوج درمانی هیجان مدار در 20 جلسه برای هر زوج گروه درمان اجرا شد. ابزار مورد استفاده در این پژ وهش، پرسشنامه سازگاری زناشویی بود که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری (دو ماهه) تکمیل گردید. نتایج این پژوهش توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل گردید. یافته های این پژوهش نشان دادند که زوج درمانی هیجان مدار بر افزایش سازگاری زناشویی زوجین تأثیر داشته است (001/0p<). شواهد هم چنین نشان دادند که تفاوت معناداری بین گروه درمان و لیست انتظار، در مرحله پس آزمون تا پی گیری مشاهده نشد. یافته های این پژوهش بدین معنا است که زوج درمانی هیجان مدار سازگاری زناشویی زوجین را در پایان درمان افزایش داده، اما تداوم اثر آن در طول زمان تأیید نشده است.
عرفان اسلامی و دلالت های آن در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی به عنوان یکی از مهمترین و پرنفوذترین نحله های فکری مسلمانان در طول تاریخ، مکتبی است که به صراحت از عشق صحبت به میان می آورد. موضوع عشق مجازی و و حقیقی و نقش آن در معرفت و رشد و تعالی انسان و رسیدن انسان به خداوند، ازجمله ارکان بنیادی عرفان اسلامی به حساب می آید. از سوی دیگر چنین به نظر می آید که طریقت عرفان، سیر انفسی و کاملا فردی است و به تبع آن به مناسبات و روابط اجتماعی ارتباط چندانی ندارد. این در حالی است که تامل در مفهوم عشق و سیر آن از مجازی به حقیقی، اشتباه این برداشت را نشان می دهد. لذا با توجه به اینکه ازدواج و نهاد خانواده ازجمله مهمترین، گسترده ترین و نخستین شکل تعامل اجتماعی بشمار می رود، این پرسش قابل طرح است که بین عرفان اسلامی و ازدواج و خانواده چه نسبتی را می توان در نظر گرفت؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مطالعه عبارت است از استنتاج تلویحات عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده. با در نظر گرفتن این هدف، پرسش این مطالعه عبارت است از اینکه دلالت های عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده چه هستند؟روش این پژوهش عبارت است از روش تحلیلی –استنتاجی که از زمره ی روش های مطالعات فلسفی به حساب می آید. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارند که مطابق با نگاه عرفان اسلامی، بنیان ازدواج و تشکیل خانواده، پدیدآیی عشق و رشد آن است. به دیگر سخن، ازدواج و خانواده محملی برای سیر عشق از مجاز به حقیقت می باشد. از سوی دیگر، عشق در ازدواج و خانواده، بستر مناسبی را برای آگاهی از خلال توجه به دیگری فراهم می آورد. خودشناسی نیز مقدمه ی آگاهی بشمار می رود.
بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگیهای شخصیتی به عنوان پیش بینی کننده های میل به طلاق در زوجهای عادی و متقاضی طلاق شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبکهای دلبستگی و ویژگیهای شخصیتی به عنوان پیش بینی کننده های میل به طلاق در زوجهای متقاضی طلاق و عادی شهر یزد انجام شد. روش:روش پژوهش از نوع همبستگی وآزمودنیهای پژوهش شامل53 زوج عادی و45 زوج متقاضی طلاق ( جمعاً 196نفر) بودند. برای انتخاب زوجهای متقاضی طلاق، از میان مراجعه کنندگان به دادگاه از روش نمونه گیری در دسترس، و برای زوجهای عادی از روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی استفاده شد .تمام زوجین بوسیله پرسشنامه مقیاس تجربه روابط نزدیک (جهت سنجش سبک های دلبستگی)، پرسشنامه شخصیتی نئو ((NEOAC و پرسشنامه میل به طلاق مورد سنجش قرار گرفتند.در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی از روش تحلیل ممیز نیز استفاده شد. یافته ها:.یافته ها نشان دادند که شکست و موفقیت در رابطه زناشویی را می توان از روی تفاوت در سبک های دلبستگی زوجین و همچنین تفاوت نمرات زوجین( میانگین بیشتر نشان دهنده برجستگی نمرات زوجین در آن متغیر می باشد) در هر کدام از متغیرهای ویژگیهای شخصیتی پیش بینی کرد. نتیجه گیری:بر اساس این پژوهش می توان یک رویکرد پیشگیری از طلاق تدارک دید ویافته های این پژوهش رادر محیط های بالینی و مشاوره ایبرای کمک به همسران مشکل دار و در مشاوره قبل از ازدواج به کار برد.
نقش رگه¬های شخصیت در تکوین تضاد شغلی کارمندان اداری اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش رگه¬های پنج¬گانه¬ی شخصیت در تکوین تضاد شغلی کارمندان اداری اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان در سال 1390 انجام شد. روش انجام تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بود. به روش تصادفی ساده نمونه¬ای به حجم 132 نفر از جامعه آماری 200 نفری استخراج و انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه رگه¬های شخصیت فرم کوتاه 60 سئوالی با پایایی 83/0 و پرسشنامه 20 سئوالی تضاد شغلی دوبرین با پایایی 86/0 بود. به روش تحلیل رگرسیون پیش¬رونده داده¬های به دست آمده تحلیل شدند. نتایج نشان داد متغیرهای موافق بودن (40/4-=t)، باوجدان بودن (50/3-=t)، روان¬رنجوری (54/2=t) و گشودگی (4/2-=t) ارتباط معناداری با تضاد شغلی داشتند (05/0>p) اما رابطه بین برونگرایی و تضاد شغلی معنادار به¬دست نیامد. در مجموع چهار رگه شخصیتی مذکور 52 درصد از واریانس تضاد شغلی را پیش-بینی کردند. براساس ضرایب B بین متغیرهای پیش بین، موافق بودن بیشترین همبستگی را با تضاد شغلی داشت (36/0-) و پس از آن متغیرهای باوجدان بودن(30/0-)، روان¬رنجوری (22/0) و گشودگی (15/0-) قرار داشتند.
معیارهای گزینش مشاور در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
/نبشتار /حاضر درصدد بررسی شروطی است که در گزینش و اعطای مجوّز مشاور در اسلام لازم است. این پژوهش، که به صورت کتابخانه ای صورت گرفته، از آیات و روایات نکات ذیل را در این باره استخراج کرده است: مهم ترین شرط مشاور در اسلام، «تقوا» است. میزان تقوای شخص در رعایت مسائل اخلاقی نیز نقش بسزایی ایفا نموده، نوعی تضمین درونی به شمار می آید. داشتن صلاحیت حرفه ای، که از دو مؤلفه «علم» و «تجربه» تشکیل شده، دومین شرط گزینش مشاور در اسلام است. عقل محوری، احترام به کرامت انسانی، توجه عاطفی مثبت به همه مراجعان، حریص و بخیل نبودن، صبر، آراستگی ظاهری، عمل به دانسته ها، علم افزایی مداوم، صداقت و راستی قلبی و زبانی از دیگر صفات لازم برای مشاور در اسلام است. توجه به این نکات در گزینش مشاور و اعطای مجوّز فعالیت مشاوره ای موجب کاهش بسیاری از ضررهای حاصل از مشاوره توسط افراد غیرصالح می شود و از آسیب رسانی به مراجع و این حرفه مقدس یاری رسان جلوگیری خواهد کرد.
اثربخشی رویکرد خانواده درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر سرد مزاجی زنان در آستانه ی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه ی اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر حضور ذهن (MBFT) بر سرد مزاجی زناندر آستانه ی طلاق صورت گرفت. روش: طرح این پژوهش از نوع آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 32 زن متقاضی طلاق به مراکز مشاوره ای به طور تصادفی انتخاب شدند و به شیوه ی گمارش تصادفی به دو گروه 11 نفری تقسیم شدند. به وسیله ی پرسشنامه سرد مزاجی زنان، ابتدا میزان سرد مزاجی زنان در این مراجعان اندازه گیری شد (پیش آزمون) و بعد از مداخله گروهی بر روی گروه آزمایشی در 8 جلسه، سرانجام پرسشنامه مجدداً اجرا شد (پس آزمون). یافته ها: داده های به دست آمده برای بررسی میزان تأثیر روش درمانی تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری بین مراجعان متقاضی طلاق گروه آزمایش و کنترل در متغیر وابسته یعنی سرد مزاجی زنان تفاوت معنا داری نشان داد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه اخیر اثربخشی قابل ملاحظه ای از خانواده درمانی مبنی بر حضور ذهن بر سرد مزاجی زناندر آستانه ی طلاق نشان داد.
ارائه مدل توضیحی ادراک دانشجویان از اثربخشی مرکز مشاوره، میزان تلاش و جهت گیری عملکردی آنان به هدف موفقیت در دانشگاه چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این تحقیق ارائه مدل توضیحی ادراک دانشجویان از اثربخشی مرکز مشاوره، میزان تلاش آنان و جهت گیری آنان به هدف موفقیت در دانشگاه چمران می باشد. جامعه آماری این تحقیقشامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران در کلیه گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه و فنی- مهندسی است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از هر یک از گروه های تحصیلی 3 رشته انتخاب شدند.ابزارهای این تحقیق شامل ""پرسشنامهجهت گیری هدف""(میدلی و همکاران، 1998)، ""پرسشنامه تلاش""(ملتزر و همکاران، 2004)و""پرسشنامه محقق ساخته"" اثربخشی مرکز مشاوره دانشگاه می باشد. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار تحقیق، پرسشنامه ها بین نمونه های مورد نظر توزیع و جمع آوری گردید. داده ها توسط نرم افزارهای SPSS18 وLISREL8.54 تحلیل شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که: 1) بین ادراک دانشجویان از اثربخشی مرکز مشاوره و جهت گیری هدف موفقیت عملکردی رابطه معناداری وجود دارد.2) ادراک از اثربخشی مرکز مشاوره رابطه معناداری با تلاش دانشجویان دارد. 3) ادراک از اثربخش مرکز مشاوره به واسطه تلاش رابطه معناداری با جهت گیری هدف موفقیت عملکردی دارد.
رابطه هوش هیجانی با میزان سخت¬روئی دانشجویان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه هوش هیجانی با میزان سخت¬روئی در دانشجویان است. روش پژوهش از نوع همبستگی است. با استفاده از روش نمونه¬گیری چندمرحله¬ای 300 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف در سال تحصیلی 1388 انتخاب شدند و به پرسش¬نامه سخت¬روئی کوباسا (1979) و پرسشنامة هوش هیجانی بار-ان (1997) پاسخ دادند. یافته¬ها نشان داد بین ویژگی¬های هوش هیجانی دانشجویان با میزان سخت¬روئی آنان رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. از روی نمرات هوش هیجانی می¬توان میزان سخت¬روئی دانشجویان را پیش-بینی کرد، قدرت پیش¬بینی مؤلفة استقلال، خودشکوفایی و انعطاف¬پذیری بیشتر از سایر مؤلفه¬ها در هوش هیجانی و سهم بیشتری در تبیین سخت¬روئی دارند. نتایج نشان داد هوش هیجانی به¬عنوان یک افزایش¬دهنده سخت¬روئی عمل می¬کند و دانشجویان با هوش هیجانی بالا دارای ویژگی سخت¬روئی بالاتری بوده-اند. این یافته می¬تواند راهگشای سیاست¬گذاری¬های مناسب در زمینه آسیب¬های روانی از کمبود ویژگی سخت¬روئی و ارائه برنامه¬های مرتبط با ارتقاء مولفه¬های هوش هیجانی در دانشجویان باشد.
بررسی فرهنگ سازمانی (مدل کویین) با امکان پذیری استقرار مدیریت دانش در شرکت انتقال گاز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش از راه های بهبود بخشیدن به شرایط بقاء سازمان است. زمانی به طور موفقیت آمیز در سازمان اجرا می گردد که از قبل زمینه فرهنگی مناسب با این نظام بسترسازی شده باشد. چرا که هدایت نمودن دانش موجود در سازمان یک امر انسانی است و به طور کامل مربوط به منابع انسانی می شود و تابعی از فرهنگ کارکنان سازمانی می باشد. بنابراین سازمان ها باید برای اجرای موفقیت مدیریت دانش، فرهنگ متناسب با آن را ایجاد نموده و براساس آن عمل نمایند. لذا هدف از این تحقیق بررسی رابطه فرهنگ سازمانی (مدل کویین) با امکان پذیری استقرار مدیریت دانش در شرکت انتقال گاز ایران می باشد. جامعه آماری مورد تحقیق کارکنان رسمی شرکت انتقال گاز ایران می باشد. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ""فرهنگ سازمانی"" برگرفته از کامرون و کویین و پرسشنامه ""مدیریت دانش"" برگرفته از شرون لاوسون استفاده شده است. نتیجه آزمون فرضیه اصلی این پژوهش حاکی از آن است که بین فرهنگ سازمانی و امکان پذیری استقرار مدیریت دانش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. هم-چنین نتایج سایر فرضیات بیانگر آن است که بین همه انواع فرهنگ سازمانی (فرهنگ گروهی، فرهنگ ویژه سالاری، فرهنگ بازاری، فرهنگ سلسله مراتبی) با امکان پذیری استقرار مدیریت دانش رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان می دهد که در شرکت انتقال گاز ایران از میان انواع فرهنگ سازمانی، تنها فرهنگ ویژه سالاری می تواند به عنوان یک فرهنگ پیش بین و اثرگذار بر مدیریت دانش تلقی شود.