فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۴٬۴۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دل زدگی زناشویی یکی از عواملی است که به مرور زمان عشق و علاقه بین زوجین را کم رنگ ترکرده و گاهی به طور کامل محو می کند و موجبات مشکلات روانی، ادامه روابط سرد و بی تفاوت و در نهایت اتمام یک رابطه را فراهم می کند و ارتباط تنگاتنگی با باورهای ارتباطی افراد دارد که لزوم مداخلات زودهنگام را نشان می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر باورهاى ارتباطى و دلزدگی دانشجویان پسر متاهل بود. روش کار: در این طرح بالینی با پیش آزمون و پس آزمون، از بین دانشجویان پسر متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان در رشته های علوم انسانی، تعداد 24 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدندکه طی مرداد لغایت مهر سال تحصیلی 95-1394 به دفتر مشاوره دانشگاه مراجعه کرده بودند. سپس به روش کاملا تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. از هر دو گروه پرسش نامه های باورهای ارتباطی آدیلسون و اپشتاین، دل زدگی زناشویی به عنوان پیش آزمون گرفته شد و سپس گروه آزمون ده جلسه در کارگاه گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل شرکت نموده و دو هفته پس از اتمام دوره، دوباره با همان پرسش نامه ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر خرده مقیاس های باور به مخرب بودن مخالفت (04/0=P)، باور به عدم تغییرپذیری همسر (04/0=P)، کمال گرایی جنسی (04/0=P) و باورهای ارتباطی غیرمنطقی (04/0=P)، مؤثر بوده و بر خرده مقیاس های باور به تفاوت های جنسیتی (48/0=P)، توقع ذهن خوانی (65/0=P) تأثیر معناداری نداشته است. همچنین گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار مقابل بر دل زدگی زناشویی (02/0=P) نیز مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بود که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر باورهای ارتباطی و دل زدگی دانشجویان پسر متأهل، مؤثر است.
اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر رویکرد ارتباطی ستیر بر کیفیت زندگی، رضایت زناشویی و تعارض زناشویی زنان ازدواج کرده به شیوه عادی، زن به زن و فرار کردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش آشکار ساختن اندازه کارآمدی خانواده درمانی ستیر در کاهش تعارض زناشویی و افزایش کیفیت و رضایت زناشویی زنان ازدواج کرده به شیوه عادی، زن به زن و فرار کردن بود. این پژوهش نیمه آزمایشی دربرگیرنده یک پیش آزمون و پس آزمون با سه گروه است. جامعه آماری زنان ازدواج کرده به هر سه شیوه نام برده بودند و نمونه دربرگیرنده 15 نفر از هر گروه بود. داده ها به وسیله پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 سنجه زوجی اینریچ و پرسشنامه تعارضات زناشویی (MSQ) گرداوری شد. زنان هر سه گروه طی 10 جلسه مورد درمان ستیر قرار گرفتند. داده های پرسشنامه های پژوهش با به کارگیری نرم افزار 19 spss و روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رویکرد ارتباطی ستیر در افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارض زناشویی کارآمد بوده است، ولی در بهبود کیفیت زندگی کارآمد نبوده است.
اثربخشی آموزش شناختی ارتقا بر میزان قربانی شدن عاطفی دانش آموزان دختر قربانی قلدری دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش شناختی ارتقای امید بر میزان قربانی شدن عاطفی دانش آموزان دختر قربانی قلدری مدارس دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 93-92 بود. ارتقای امید در نظریه اسنایدر، فرایندی انگیزشی - شناختی است که به افراد در معرض رویدادهای ناسازگار زندگی، توانایی طراحی، اجرا و پیگیری اهداف را می بخشد. روش تحقیق در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود و از مقیاس ایرانی قربانی قلدری به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. بدین منظور، 30 نفر برای نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند. برنامه شناختی ارتقای امید طی 8 جلسه 90 دقیقه ای و در مدت 8 هفته متوالی به دانش آموزان گروه آزمایشی ارائه شد؛ درحالی که گروه گواه در معرض هیچ مداخله ای قرار نگرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که این کاربندی توانسته است به عنوان مداخله ای مؤثر موجب کاهش قربانی شدن عاطفی دانش آموزان گروه آزمایش شود (05/0>p). با توجه به یافته حاضر، پیشنهاد می شود برنامه آموزش شناختی ارتقای امید به عنوان بخشی از برنامه های آموزش ضمن خدمت مدارس قرار گیرد.
بررسی پایایی و روایی مقیاس نگرش های مسیرشغلی بی مرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز در کارکنان انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش، کلیه ی کارکنان شرکت های مهندسی شهر اصفهان بود. نمونه شامل ۲۰۰ نفر از کارکنان(۷۸ زن و ۱۲۲مرد) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز و مقیاس شخصیت پیشتاز(PPS) بود. یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی، همبستگی و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد، ذهنیت بی مرز و ترجیح تحرک سازمانی دو عامل مجزا و مستقل از یکدیگر می باشند. همبستگی مقیاس ذهنیت بی مرز با مقیاس شخصیت پیشتازPPS)) ۵۰/۰به دست آمد اما بین ترجیح تحرک سازمانی و شخصیت پیشتاز ارتباطی به دست نیامد(۰۵/۰> P). همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی۷۶/۰ و در مقیاس ذهنیت بی مرز۸۴/۰و ضریب باز آزمایی به فاصله ی سه هفته در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی۹۱/۰و در مقیاس ذهنیت بی مرز۹۰/۰به دست آمد. همچنین از سویی دیگر نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که مردان در مقیاس ذهنیت بی مرز و زنان در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی نمرات بالاتری داشتند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان از مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز به عنوان ابزاری معتبر جهت سنجش نگرش به مسیر شغلی بی مرز استفاده کرد.
تأثیر «آموزش های مستقیم و غیرمستقیم ماهواره ای» بر «تعارض زناشویی» و «نگرش به خیانت زناشوئی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر «آموزش های مستقیم و غیرمستقیم ماهواره ای» بر «تعارض زناشویی» و «نگرش نسبت به خیانت زناشوئی» انجام شده است. از بین زنان ساکن در شهر مشهد، با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر، با روش نمونه گیری گلوله برفی تعیین شدند. داده ها از طریق دو مقیاس «تعارض زناشویی» کنزاس و «نگرش به خیانت زناشویی» مارک واتلی گردآوری و از طریق آزمون های آماری تی مستقل، ANOVA و MANOVA تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین زنانی که سریال های ماهواره ای فارسی تماشا می کردند با زنانی که تماشا نمی کردند، در «نگرش نسبت به خیانت زناشوئی»، تفاوت معنی داری وجود دارد (59/t=9 و p=0/01). بین میزان «تعارض زناشویی» آن دو گروه نیز تفاوت معناداری مشاهده شد (62/f=2 و p=0/01). بنابراین پیشنهاد می شود راهبردهایی اتخاذ شود که برنامه های تلویزیونی داخلی بتواند به نیازها، انتظارات و خواسته های طیف وسیع تری از افراد جامعه پاسخ دهد تا نهاد خانواده، از استحکام بیشتری برخوردار باشد.
اثربخشی آموزش گروه درمانی مبتنی بر شناختی- رفتاری بر راهبردهای مقابله ای افراد دارای اختلال اضطراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروه درمانی مبتنی بر شناختی- رفتاری بر راهبردهای مقابله ای افراد دارای اختلال اضطرابی بود.روش: این پژوهش از نوع آزمایشی است و در قالب یک طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شده است. بدین منظور 20 نفر از افرادی که تشخیص اختلال اضطرابی را داشتند به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) گماشته شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر استفاده شد که در هر دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط آزمودنی ها تکمیل گردید. مداخله شناختی- رفتاری به مدت 11 جلسه برای گروه آزمایش برگزار گردید ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش در راهبردهای مسأله مدار نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار و در راهبردهای هیجان مدار و اجتنابی کاهش معنی داری داشته است.نتیجه گیری: بنابراین براساس یافته ها گروه درمانی شناختی رفتاری بر راهبردهای مقابله ای (مسأله مدار، هیجان مدار و اجتنابی) تأثیرگذار است.
رابطه سبک های دلبستگی با تعهد زناشویی در افراد مرتکب بی وفایی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
42-59
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه سبک های دلبستگی با تعهد زناشویی در افرادی است که مرتکب بی وفایی در روابط زناشویی شده اند. روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه مورد پژوهش کلیه افراد متأهل که مرتکب بی وفایی شده اند می باشد که در بهار سال 95 به مراکز مشاوره شهر تهران مراجعه کرده بودند، که 428 نفر به روش دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور، و تعهد زناشویی آدامز و جونز استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش همبستگی و رگرسیون همزمان و با استفاده از نرم ازفزار PLS -3 انجام شده است. یافته ها : نتایج بدست آمده نشان داد سبک های دلبستگی می توانند 13 درصد از تغییرات تعهدزناشویی افراد مرتکب بی وفایی را پیش بینی نمایند. همچنین ضریب رگرسیون سبک دلبستگی اضطرابی (01/0 p ≤ ) و ضریب رگرسیون سبک دلبستگی اجتنابی (05/0 p ≤ ) بر تعهد زناشویی معنادار بود. اما ضریب رگرسیون سبک دلبستگی ایمن معنادار نبود. نتیجه گیری: از آنجا که ازدواج و انتخاب همسر یکی از تصمیمات مهم زندگی می باشد و با توجه به نقش پیش بینی کنندگی سبک های دلبستگی نا ایمن یعنی اضطرابی و اجتنابی، باید بر لزوم بررسی این دو متغیر در مشاوره های پیش از ازدواج و همچنین آموزش والدین در زمینه تربیت کودک و سبک های دلبستگی تأکید کرد.
اثربخشی آموزش پیش از ازدواج به شیوه برنامه آگاهی و انتخاب میان فردی بر باورهای ارتباطی دانشجویان مجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش پیش از ازدواج به شیوه برنامه آگاهی و انتخاب میان فردی (PICK) بر باورهای ارتباطی دانشجویان مجرد دانشگاه های شهر اهواز بود. این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی گسترش یافته با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. 38 دانشجوی مجرد داوطلب دانشگاه های شهر اهواز بر پایه یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در پرسشنامه باورهای ارتباطی و بر پایه معیارهای ورود و خروج به پژوهش گزینش شدند و به صورت 19 نفر به گروه آزمایش و 19 نفر به گروه گواه گمارده شدند. شرکت کننده ها، پرسشنامه باورهای ارتباطی (RBI) را در سه نوبت (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 45 روز) تکمیل کردند. به گروه آزمایش 9 جلسه آموزش برنامه آگاهی و انتخاب میان فردی برای زمانی برابر 90 دقیقه دو بار در هفته ارائه شد. برآمدهای تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش (PICK) مایه کاهش باورهای ارتباطی ناکارآمد (تخریب کنندگی مخالفت، تغییرناپذیری همسر، توقع و انتظار ذهن خوانی، کمال گرایی جنسی و ناهمسانی های جنسیتی) دانشجویان مجرد گروه آزمایش در سنجش با گروه گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری شده است. بر پایه یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه آگاهی و انتخاب میان فردی یک روش فراخور برای کاهش باورهای ارتباطی ناکارآمد دانشجویان مجرد پیش از ازدواج است.
بررسی سودمندی هوش هیجانی در سازه آرایی مسیر تحصیلی-شغلی دانش آموزان اول دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازه آرایی تحصیلی-شغلی به عنوان سازه ای مرکب از دو بعد انطباق پذیری مسیر تحصیلی-شغلی و رشد شغلی، می تواند نقشی موثر در آمادگی تصمیم گیری مسیر تحصیلی-شغلی دانش آموزان اول متوسطه ایفا کند. برای تعیین سودمندی هوش هیجانی در سنجش سازه آرایی تحصیلی-شغلی دانش آموزان اول متوسطه، با انتخاب نمونه ای تصادفی-در دسترس از 514 (240 پسر، 274 دختر) دانش آموزان اول متوسطه، رابطه بین هوش هیجانی و ابعاد سازه آرایی مسیر تحصیلی-شغلی و اعتبار نموی هوش هیجانی در پیش بینی رشد شغلی بررسی شد. همبستگی پیرسون رابطه مثبتی قابل ملاحظه ای را بین مولفه ها و ابعاد هوش هیجانی با ابعاد سازه آرایی مسیر تحصیلی-شغلی نشان داد. تحلیل کانونی وجود 5 متغیر کانونی را در ارتباط بین هوش هیجانی با سازه آرایی مسیر تحصیلی-شغلی نشان داد. رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد هوش هیجانی فراتر از ویژگی های دموگرافیکی و انطباق پذیری می تواند رشد شغلی دانش آموزان را پیش بینی کند (07/0=R 2 Δ؛ 001/0>P). این مطالعه بر حمایت ها از سودمندی هوش هیجانی در مشاوره سازه آرایی مسیر تحصیلی-شغلی افزود.
اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش کیّفیت زندگی و خود- شفقتی مادران کودکان ناتوان آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیّفیت زندگی و خود شفقتی مادران دارای کودکان ناتوان آموزش پذیر بود. پژوهش نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 45 روزه انجام شد. بدین منظور از بین مراکز نگهداری کودکان ناتوان آموزش پذیر ذهنی و جسمی- حرکتی، دو مرکز (شمیم و سعادت) انتخاب و از بین مادران این کودکان که نمره پایین تری (طبق معیار نقطه برش) در مقیاس های کیّفیت زندگی (WHOQOL-BREF) و خود- شفقتی (نف) کسب کرده اند، به شیوه نمونه گیری هدفمند به حجم 30 نفر در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به دفعات 8 جلسه و به مدت 90 دقیقه در جلسات آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند، درحالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. پس از اتمام دوره آموزشی، پرسشنامه ها مجدداً در هر دو گروه اجرا و داده های حاصل از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از طریق تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها به واسطه تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بین نمره های دو گروه آزمایش و کنترل و پایداری نتایج در مرحله پیگیری در متغیرهای کیّفیت زندگی و خود- شفقتی تفاوت معناداری را نشان دادند. با توجه به نتایج پژوهش می توان روش آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را به عنوان شیوه ای آسان، کم هزینه، مؤثر و کارآمد با قابلیت کاربرد وسیع در بهبود کیّفیت زندگی و خود- شفقتی مادران دارای کودکان ناتوان آموزش پذیر به کار برد.
تأثیر امیددرمانی گروهی بر رضایت از زندگی مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر امیددرمانی گروهی بر رضایت از زندگی مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی بود. این پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی تحت پوشش بهزیستی شهر کامیاران در سال 95-1394 تشکیل می دادندکه از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین گشتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، امیددرمانی را طی 8 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی رضایت از زندگی داینر و همکاران استفاده شد. داده ها با روش آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر امیددرمانی بر رضایت از زندگی مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی مورد تایید قرار گرفته است و شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به شرکت-کنندگان گروه کنترل، در پس آزمون به طور معناداری، رضایت از زندگی بیشتری داشتند (01/0>p). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که امیددرمانی گروهی موجب افزایش رضایت از زندگی مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی شده است و روش مناسبی برای مداخلات روانی-آموزشی مربوط به مردان با ناتوانی جسمی-حرکتی می باشد.
تأثیر سرمایه های روان شناختی بر رفتار شهروندی سازمانی: نقش میانجی گری بهزیستی حرفه ای و تعدیل گری هوش معنوی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروزه، مثبت نگری یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر نگرش ها و رفتارهای کارکنان در محیط کار است. یکی از رفتارهایی که اهمیت بسیار زیادی برای سازمان ها دارد، رفتار شهروندی سازمانی است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر سرمایه های روان شناختی بر رفتار شهروندی سازمانی با توجه به نقش میانجی گری بهزیستی حرفه ای و تعدیل گری هوش معنوی شغلی می باشد. شرکت کنندگان در پژوهش 222 نفر از میان کارمندان شرکت گاز استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب گردیدند. به منظور ارزیابی الگوی پیشنهادی و آزمون اثر واسطه ای و تعدیل کننده از تحلیل معادلات ساختاری، روش بوت استراپ و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده گردید. یافته ها بیانگر تطابق و برازش الگوی پیشنهادی با داده های واقعی بودند. در مدل تأییدشده، سرمایه های روان شناختی به طور مستقیم و نیز با میانجی گری بهزیستی حرفه ای بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیرگذار بود. همچنین یافته ها نشان دادند که هوش معنوی شغلی رابطه بین سرمایه های روان شناختی و رفتار شهروندی سازمانی را تعدیل می کند. بر اساس یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود که به منظور ارتقاء رفتار شهروندی سازمانی، سازمان ها شرایطی را برای افزایش سرمایه های روان شناختی، هوش معنوی شغلی و بهزیستی حرفه ای کارکنان فراهم آورند.
اثربخشی آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر شدت علائم بالغین مبتلا به اختلالات خوردن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به «اثربخشی آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر شدت علائم بالغین مبتلا به اختلالات خوردن» پرداخته شده و سؤال اصلی بدین ترتیب تدوین شده است به چه میزان درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر نگرش به تغذیه و بازخورد خوردن موثر است؟ روش تحقیق، نیمه آزمایشی بوده و به مقایسه متغیر اصلی تحقیق در گروه آزمایش و گروه گواه پرداخته شده است. جامعه تحقیق حاضر را تمامی مراجعین مبتلا به اختلالات خوردن مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی بهار تشکیل می دهند. در تحقیق حاضر با پیروی از روش هدفمند، افراد دارای اختلال خوردن شناسایی شده و سپس با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 30 نفر (15 نفر گروه گواه و 15 نفر گروه آزمایش) از مراجعه کنندگان 18 تا 65 سال به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق از دو پرسشنامه آزمون نگرش به تغذیه کارنر و همکاران، آزمون بازخورد خوردن گارنر و گارفینگل به عنوان ابزار استفاده شده است که هر دو پرسشنامه دارای روایی و اعتبار مطلوبی هستند. در نهایت، با استفاده از مدل آماری تحلیل کواریانس یک طرفه به آزمون سؤال های تحقیق پرداخته شد و یافته های تحقیق نشان داد که آموزش گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر نگرش به تغذیه و بازخورد خوردن مؤثر بوده است.
نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رضایت زناشویی، یکی از مهم ترین زمینه های مهم سازگاری در زندگی یک فرد بزرگسال محسوب شده و تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی هر کدام از زوجین انجام یافته است.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، 228 زن و مرد (57 زوج روستانشین و 57 زوج شهرنشین) به روش نمونه گیری تصادفی از میان والدین دانشجویان دانشگاه پیام نور بناب در سال تحصیلی 90-1389 انتخاب و پرسش نامه ی رضایت زناشویی انریچ و چک لیست بهداشت روانی بر روی آنان اجرا شد. داده ها با آزمون های آماری تی مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین رضایت زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی داری وجود نداشت اما زنان در این تحقیق از بهداشت روان ضعیف تری برخوردار بودند (05/0P<). بهداشت روانی همسر در رابطه ی بین بهداشت روانی و رضایت زناشویی فرد (در زنان و مردان) تا اندازه ای واسطه شده بود. هم چنین، بهداشت روانی فرد به طور مستقل نیز با رضایت زناشویی رابطه داشت (001/0P<).
نتیجه گیری: به نظر می رسد با ارتقای بهداشت روانی همسران می توان بر بهداشت روانی و رضایت زناشویی آنان تاثیر مثبت گذاشت.
پیش بینی خیانت زناشویی براساس کیفیت زندگی زناشویی و پنج عامل بزرگ شخصیتی
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل پیش بینی کننده خیانت بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و پنج عامل بزرگ شخصیتی در میان افراد با تجربه خیانت زناشویی انجام شده است. در پژوهش همبستگی حاضر، 110 نفر (70 زن و 40 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری انتخاب شدند و به نسخه کوتاه پنج عامل بزرگ شخصیتی (BFI-SV، رامستد و جان،2007) مقیاس چند بعدی کیفیت زندگی زناشویی (W.H.O) و به پرسشنامه محقق ساخته خیانت زناشویی پاسخ داده اند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تحلیل قرارگرفتند. شواهد حاصل از بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش نشان می دهد که بین ابعاد شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی با خیانت زناشویی در دوگروه زنان و مردان با تجربه خیانت تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که ابعاد شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی توان پیش بینی خیانت زناشویی را دارند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد بین پنج عامل بزرگ شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه وجود دارد و پنج عامل بزرگ شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی پیش بینی کننده خیانت زناشویی هستند. بنابراین پیشنهاد می شود در شاخص های بهزیستی روانی افراد با تجربه خیانت عوامل شخصیتی، کیفیت زندگی زناشویی به عنوان عوامل مهم تعدیل گر مورد توجه قرار گیرند.
نقش واسطه ای استرس شغلی و فرسودگی هیجانی در رابطه رفتارهای مدنی اجباری با رضایت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای استرس شغلی و فرسودگی هیجانی در رابطه رفتارهای مدنی اجباری با رضایت شغلی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش، کارکنان یک سازمان دولتی در شهر زنجان بودند که از بین آن ها 212 نفر به شیوه ی نمونه گیری سهل الوصول انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسش نامه رفتارهای مدنی اجباری (وی گودا گودت، 2007)، پرسش نامه استرس شغلی (گل پرور و همکاران، 2012)، پرسش نامه فرسودگی هیجانی (مولکی و همکاران، 2006) و پرسش نامه رضایت شغلی (مک دونالد و مک این تایر، 1997) بودند. داده ها با استفاده از الگو سازی معادله ساختاری (SEM) تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین رفتارهای مدنی اجباری با استرس شغلی و فرسودگی هیجانی رابطه مثبت و معنادار و در مقابل بین رفتارهای مدنی اجباری با رضایت شغلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از الگو سازی معادله ساختاری (SEM) نیز نشان داد که استرس شغلی متغیر واسطه ای کامل در رابطه رفتارهای مدنی اجباری با فرسودگی هیجانی و رضایت شغلی و استرس شغلی و فرسودگی هیجانی به طور هم زمان متغیر واسطه ای پاره ای برای رابطه رفتار مدنی اجباری با رضایت شغلی هستند.
رابطه خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی مدیران دوره ی متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی مدیران دوره ی متوسطه شهر کرمانشاه انجام گرفت. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران دوره ی متوسطه اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه (44 مدیر مرد و 50 مدیر زن) در سال تحصیلی 93-1392 بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نمونه ای به حجم 76 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خودکار آمدی عمومی شرر و همکاران (1982)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و اثربخشی پارسونز استفاده گردید برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهدمتغیرهای خودکارآمدی و تاب آوری توان پیش بینی متغیر اثربخشی رادارند. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی رابطه مثبت وجود دارد؛ اما اثربخشی در بین مدیران زن و مرد تفاوت معناداری مشاهده نشد. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود سازمان آموزش وپرورش برای افزایش اثربخشی مدیران به برگزاری برنامه های مانند کارگاه های آموزشی و استفاده از روانشناسان و مشاوران نسبت به تقویت خودکارآمدی و تاب آوری اقدام نمایند.
اثربخشی آموزش گروهی مهارت مدیریت استرس بر تحمل ابهام نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی مهارت مدیریت استرس بر تحمل ابهام (نمره ی کل و هفت مولفه ی آن) نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست انجام شد. روش کار: این پژوهش بالینی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد اجرا شد. جامعه ی آماری شامل تمام نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر مشهد بودند که از میان آن ها 30 نفر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمون (15 نفر) و شاهد (15 نفر) جایگزین شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی تحمل ابهام احمدپور مبارکه استفاده شد. گروه آزمون در 12 جلسه ی 100 دقیقه ای، در برنامه ی آموزش مهارت مدیریت استرس شرکت کردند، در حالی که گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: آموزش گروهی مهارت مدیریت استرس بر تحمل ابهام (نمره کل و پنج مولفه از هفت مولفه ی آن) نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست تاثیر مثبت و معنی دار داشته اما تاثیر این آموزش بر دو مولفه ی اجتناب از ابهام زیبایی شناختی و اجتناب از بی نظمی، از لحاظ آماری معنی دار نبوده است. نتیجه گیری: بنا بر نتایج این پژوهش به نظر می رسد آموزش گروهی مهارت مدیریت استرس بر تحمل ابهام نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست موثر است.
تأثیر آموزش هوش موفقیت بر بهزیستی و خودکارآمدی تحصیلی دردانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش هوش موفقیت بر بهزیستی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسط شاهین شهر انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه تجربی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 1 ماهه بود. نمونه آماری 30 نفر از دانش آموزان مقطع متوسط شاهین شهر بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند، به این طریق که از بین مدارس دوره متوسطه شاهین شهر دو مدرسه انتخاب و از کلاسهای آن مدراس دو کلاس به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایش در9 جلسه آموزش گروهی هوش موفق شرکت کردند. در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان (مظاهری وصادقی 1394) و بهزیستی تحصیلی لنت و همکاران(2005) بود. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره (مانکوا) نشان داد که آموزش هوش موفقیت توانسته خودکارآمدی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر را افزایش دهد. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، می توان گفت هوش موفق که بر سه توانایی عملی، خلاق و تحلیلی تأکید می کند موجب افزایش بهزیستی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان می شود.
ارتباط استرس ادراک شده با صفات شخصیتی کارکنان فوریت پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کارکنان فوریت پزشکی در محیطی پرتنش به مراقبت از مصدومین بدحال می پردازند. مشخص نیست در این کارکنان چه صفات شخصیتی با درک استرس کمتری ارتباط دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی صفات کارکنانی است که در روبه رویی با شرایط تنش زا، عملکرد شغلی بالایی نشان می دهند.
روش کار: این مطالعه ی توصیفی-مقطعی از فروردین تا شهریور 1394 بر روی کارکنان فوریت پزشکی استان خراسان رضوی به روش همبستگی و به شکل میدانی انجام گرفت. تعداد 190 نفر مرد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم مشخصات جمعیت شناختی، پرسش نامه ی شخصیت نئو-فرم کوتاه (NEO-FFI) و مقیاس استرس ادراک شده ی کوهن بودند. داده ها با شاخص های توصیفی و استنباطی (همبستگی و رگرسیون) و با کمک نرم افزار SPSSنسخه ی 16 تحلیل شدند.
یافته ها: از بین صفات شخصیتی، رگه ی شخصیتی روان رنجوری، همبستگی معنی دار مثبت اما برون گرایی و توافق و باوجدان بودن، همبستگی معنی دار منفی با استرس ادراک شده دارند (001/0P<). هم چنین روان رنجوری، گشودگی نسبت به تجربه، توافق و باوجدان بودن 5/59 درصد تغییرات در استرس ادراک شده را تبیین کردند.
نتیجه گیری: به نظر می رسد آن دسته ازکارکنان فوریت پزشکی که سطح بالاتری از رگه های شخصیتی مرتبط با ثبات هیجانی، تمایل به یاری رساندن، تلاش برای موفقیت و احساس مسئولیت دارند، می توانند در روبه رویی با شرایط تنش زا و بحرانی، استرس ادراک شده ی کمتر و کارآمدی بیشتری داشته باشند.