فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهشهای مختلف، نتایج متفاوتی را در خصوص ناگویی هیجانی و نظریه ذهن در زنان و مردان ارائه کردهاند. در این راستا، هدف این پژوهش، تعیین تفاوت ناگویی هیجانی و نظریه ذهن در بین دانشجویان کارشناسی بود. روش: به این منظور، 284 دانشجوی مقطع کارشناسی (123 پسر و 161 دختر) در رشته های علوم انسانی، فنی و مهندسی و علوم پایه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان، پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و ذهن خوانی از طریق چشمها را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که میزان نظریه ذهن و مؤلفه جهت گیری بیرونی در تفکر در دو جنس متفاوت است. به عبارت دیگر، دانشجویان پسر سطح بالایی از جهت گیری بیرونی در تفکر و سطح کمتری از نظریه ذهن را به نسبت دانشجویان دختر نشان می دهند.
مطالعه اعتماد اجتماعی و عوامل مرتبط با آن در میان دانشجویان
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی یکی از مهم ترین عوامل تعامل سازنده و گسترش همکاری در میان کنشگران اجتماعی است. از اینرو به یکی از موضوعات مهم در مطالعات و برنامهریزیهای اجتماعی سالهای اخیر تبدیل شده است. هدف این مقاله بررسی عوامل و پیامدهای اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان است. بدین منظور، نظریات و تحقیقات پیشین مرور و مدل نظری طراحی شد و 10 فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. نمونه تحقیق شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه پیام نور شیراز بود که به روش تصادفی طبقهای اتتخاب و دادهها به وسیله پرسشنامه گردآوری شد. نتایج مطالعه نشان داد که میزان اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان از حدّ متوسط بالاتر است و از میان ابعاد سهگانه اعتماد اجتماعی (خاص، عام و نهادی) اعتماد خاص از ابعاد دیگر بیشتر است. بررسی فرضیههای تحقیق نشان داد که بین اعتماد اجتماعی و متغیرهای احساس امنیت، پیشرفت تحصیلی، سابقه تحصیلی، مشارکت اجتماعی و انحراف رابطه معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای احساس امنیت و پایبندی دینی، مهم ترین متغیرها در تبیین میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان هستند. این دو متغیر 38 درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی را در میان دانشجویان تبیین میکنند.
تأثیر مداخله گروهی روانی اجتماعی بر شاخص های بهزیستی جسمی و روانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای استرس و ناراحتیهای هیجانی ناشی از بیماری دیابت و همچنین تأثیر منفی آن بر روی کنترل قند خون در این بیماران؛ تاکنون شیوههای مختلفی از مداخلههای روانشناختی مورد بررسی قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله گروهی روانی اجتماعی بر شاخصهای بهزیستی جسمی و روانی بیماران دیابتی انجام گردید. روش: کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع دو در مرکز تحقیقات دیابت شهر یزد جامعه آماری پژوهش حاضر بودند که از این تعداد 80 نفر به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامههای بهزیستی روانی WBQ-12، پرسشنامه کیفیت زندگی وابسته به دیابت (ADDQOL19)راتکمیل کرده و سپس برای گرفتن آزمایش خون به آزمایشگاه معرفی شدند. دادهها با استفاده از نرمافزار spss و روش MANOVA تجزیه و تحلیل شد. نتایج: تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که تأثیر مداخله گروهی روانی اجتماعی در بهبود شاخصهای بهزیستی روانی و کیفیت زندگی در مرحله دوم (تفاضل سنجش اول و سوم) بیشتر و معنادارتر از مرحله اول (تفاضل سنجش اول و دوم) بوده است. همچنین میزان HbA1c در پس آزمون گروه آزمایش کاهش نشان داده بود اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که مداخله گروهی روانی اجتماعی بر بهبود متغیرهای سلامت روانی در بیماران دیابتی تأثیر مثبت دارد و سبب افزایش بهزیستی و کیقیت بهتر زندگی در این بیماران میشود. اما تأثیر این مداخله با گذشت زمان مشهودتر میباشد.
بررسی اثرآموزش هوش هیجانی بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی و تبین تاثیر آموزش هوش هیجانی برمهارتهای ارتباطی دانشجویان بود. پژوهش حاضر از نوع تجربی دو گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود.جامعه آماری پژوهش دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد در نیمسال اول سال تحصیلی 1389- 1390 بودند. ازبین جامعه آماری تحقیق، با ملاحظه ریزش احتمالی افراد شرکت کننده در طرح تعداد 180 نفردختر و 220 نفر پسر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب گردید. سپس با استفاده از روش تصادفی طبقه ای،حجم نمونه تحقیق به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند.از همه افراد نمونه تحقیق پیش آزمون با استفاده از پرسشنامه سنجش مهارتهای ارتباطی کویین دام بعمل آمد. سپس دانشجویان گروه آزمایش نمونه آماری در معرض متغیر مستقل(دوره آموزشی هوش هیجانی) قرار گرفتند. اما دانشجویان گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از پایان دوره آموزشی تمام دانشجویان گروه کنترل و آزمایش مجدداً در معرض سنجش مهارتهای ارتباطی با استفاده از پرسشنامه کویین دام قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش هوش هیجانی موجب عملکرد بهتر دانشجویان در برقراری ارتباط با اطرافیان می گردد.
اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر باورهای معرفت شناختی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدفِ بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی برباورهای معرفتشناختی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه یزد درسال تحصیلی 91-1390 انجام گرفت که از لحاظ هدف در طبقهی تحقیقات کاربردی و از لحاظ روشِ گردآوری دادهها در قالب تحقیقات آزمایشی قرار میگیرد. جامعه ی آماری شامل کلیهی دانشجویان دورهی کارشناسی دانشگاه یزد به تعداد 11052 نفر بوده است. طی مراحلِ روش نمونهگیری تصادفی خوشهایِ مرحلهای، دانشجویانِ دو کلاس از رشتهی علوم تربیتی به عنوان گروههای نمونه انتخاب و در مراحل بعد به تصادف به گروههای آزمایش و کنترل اختصاص یافتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی معرفتشناختی شومر (1992) با 63 گویه و پروتکل آموزش تفکر انتقادی براساس دیدگاه هایپل (1984)، فیشر (2005) و مایرز (1986) در قالب شش جلسه آموزش دو ساعته بوده است. برای توصیف داده ها وتحلیل فرضیه های تحقیق از شاخص های آمار توصیفی و روش آماری تحلیل کوواریانس (پس از بررسی پیش فرض های آن) استفاده شد. براساس مهمترین نتایج به دست آمده، آموزش تفکر انتقادی باعث بهبود باورهای معرفت شناختی دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با دانشجویان گروه کنترل شده است. در سطح خرده مقیاسها، آموزش تفکر انتقادی باعث افزایش باورهای معرفتشناختی افراد در ابعاد توانایی ذاتی یادگیری، ساده بودن دانش، قطعیت دانش، منبع دانش و یادگیری سریع دانش شد اما تأثیر متفاوتی بر باورهای معرفتشناختی دانشجویان دختر و پسر نداشته است.
بررسی تأثیر نگرش های دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان: مورد مطالعه شرکت نفت کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر نگرشهای دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه است که با استفاده از روش تحلیلی از نوع پیمایشی انجام گردید. جامعه آماری این مطالعه کارکنان شرکت توزیع و پخش فراوردههای نفتی، پالایشگاه و خط لوله کرمانشاه است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه است که سؤالات آن براساس طیف لیکرت در پنج درجه تنظیم گردید. تعداد نمونه مورد مطالعه 400 نفر بود که با استفاده از دو روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که میانگین مسئولیتپذیری اجتماعی برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین مورد انتظار (105) در حد پایینتری قرار دارد و نشان میدهد که کارکنان در سازمان مذکور از مسئولیتپذیری کمتری برخوردارند. نتایج نشان میدهد که نگرش های مذهبی کارکنان در بعد شناخت دینی و باور دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اقتصادی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط است. نگرشهای مذهبی در بعد رفتار دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط معنادار است ولی در بعد اقتصادی رابطه معناداری ندارد. همچنین نگرشهای مذهبی کارکنان در کل با کل مسئولیتپذیری برابر 85/0 رابطه معناداری دارد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها در ایران
حوزههای تخصصی:
در خصوص علل گرایش سازمانها به رعایت مسئولیتهای اجتماعی رویکردهای زیادی مطرح شده است که اغلب این رویکردها حول سه نظریه اصلی، نظریه مدیریت ذینفعان[1]، نظریه سازمان صنعتی[2] و نظریه مبتنی بر منابع شرکت[3] قابل جمع است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر گرایش سازمانها به رعایت مسئولیتهای اجتماعی با تأیید بر نظریههای اصلی مطرح در این حوزه به انجام رسیده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی فریدمن و آزمون کای/دو برای K نمونه مستقل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران، عوامل مربوط به سه رویکرد مذکور دارای توضیحدهندگی معنیداری در موضوع تعیینکنندههای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتها است و اولویت آنها عبارت است از: نظریه مبتنی بر منابع شرکت، نظریه مدیریت ذینفعان و نظریه سازمان صنعتی. همچنین نتایج حاصل از بررسی متغیرهای مطرح در هر کدام از نظریه های اصلی نشان می دهد که از بین تمامی عوامل، وجود فرایندهای سازمانی برای ارائه گزارش های سالانه درباره مشارکت های اجتماعی، عملکرد مالی و اقتصادی موسسه، توجه به حقوق سایر ذینفعان در کنار حقوق سهامداران و وضعیت معیشتی محل فعالیت شرکت، دارای بیشترین ارتباط با افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتهای ایرانی هستند.
بررسی میزان آگاهی دانشجویان از حقوق شهروندی (مطالعه موردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: پژوهش حاضر به¬منظور بررسی میزان آگاهی دانشجویان از حقوق شهروندی انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (پیمایشی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان به تعداد (N=8725) نفر بوده است. حجم نمونه مطابق با جدول «گرجسی و مورگان» (n=368) نفر برآورد گردید. که این تعداد به شیوه تصادفی ساده از جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده¬ها، پرسشنامه¬ای محقق ساخته با عنایت به ابعاد حقوق شهروندی «مارشال» (1992) مشتمل بر 21 سئوال در مقیاس 5 درجه¬ای بوده است. روایی پرسشنامه با اخذ نظرات چند تن از اساتید باتجربه و صاحب¬نظر بدست آمد. برای محاسبه پایایی آن نیز تعداد 30 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع و با استفاده از آلفای کرونباخ، ضریب 89/0 برآورد گردیده است. داده¬های گردآوری شده در دو سطح توصیفی و استنباطی همچون آزمون تی تک نمونه¬ای، آزمون تی برای دوگروه مستقل و آزمون لون و از طریق نرم¬افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که میزان آگاهی دانشجویان دانشگاه سمنان از حقوق شهروندی در سطح ضعیفی قرار دارد. در بررسی مقایسه¬ای بین میزان آگاهی دانشجویان دختر و پسر از حقوق شهروندی نیز تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
نقش هماهنگی شناختی در رابطه ی شناخت اجتماعی ضمنی و آشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت اجتماعی به دو حوزهی ضمنی و آشکار تقسیم شده است. نظریهی ارزیابی تداعیگرا-گزارهای گاورونسکی و بودنهازن (2006) پیشبینی میکند که طی فرآیند ترجمهی یک شناخت معین از حوزهی ضمنی به آشکار، هماهنگی شناخت ضمنی مربوطه با نسخههای آشکار سایر شناختهای موجود در ذهن بررسی میشود و هر چه این هماهنگی بیشتر باشد، نیاز کمتری به ایجاد تغییر در شناخت مربوطه است و لذا نسخهی آشکار حاصل، ارتباط قویتری با نسخهی ضمنی اولیهی خود خواهد داشت. این مطالعه به آزمودن این فرضیه در متن سه شناخت هویت جنسی، هویت گروهرشتهای و تصور قالبی جنسیت ـ رشته میپردازد. بهعلاوه، بررسی تعدیلگری هماهنگی با نسخههای ضمنی سایر شناختها در رابطهی ضمنی ـ آشکار نیز به عنوان هدفی اکتشافی دنبال میشود. روش: 192 دانشجوی کارشناسی از دو دانشگاه تهران (نیمی علوم انسانی و نیمی ریاضی فنّی، نیمی زن و نیمی مرد) در این پژوهش همبستگی شرکت نمودند. سه شناخت مورد تمرکز، به دو طریق، یکی غیرمستقیم با استفاده از آزمون تداعی ضمنی (گرینوالد، مکقی و شوارتز، 1998)، و دیگری مستقیم با استفاده از پرسشهای لیکرت سنجیده شدند. برای آزمون تعدیلگری هماهنگی شناختی، از رگرسیون سلسله مراتبی برای هر یک از شناختها استفاده شد. یافتهها: در مورد هویت جنسی و هویت گروهرشتهای، نه هماهنگی با دو شناخت آشکار دیگر و نه هماهنگی با دو شناخت ضمنی دیگر تعدیلگر معناداری در رابطه بین نسخههای ضمنی و آشکار آنها نبودند. برای تصور قالبی، هماهنگی با شناختهای آشکار دیگر تعدیلگر معناداری نبود، اما هماهنگی با شناختهای ضمنی دیگر به طور حاشیهای معنادار شد. نتیجهگیری: نظریهی گاورونسکی و بودنهازن (2006) در مورد هیچکدام از سه شناخت تأیید نشد. در مورد تصور قالبی، نتایج دلالت دارد بر اینکه دو فرآیند متمایز از فرآیند ذکرشده در این نظریه در ساخت تصور قالبی آشکار نقش داشته باشند: یکی فرآیندی براساس شناختهای آشکار دیگر، و دوم فرآیندی بر پایهی میزان تعامل بین سه شناخت در حوزهی ضمنی.
بررسی احساس امنیت در بین اقشار آسیب پذیر جامعه (مورد مطالعه: شهروندان اصفهانی)
حوزههای تخصصی:
احساس امنیت ناشی از تجربههای مستقیم و غیرمستقیم افراد و از شرایط و اوضاع محیط پیرامون است و افراد مختلف به صورت های گوناگون آن را تجربه می کنند. «دیدگاه آسیب پذیری» دیدگاهی است که عمدتاً احساس امنیت را درباره متغیرهای اجتماعی و شخصی همچون جنسیت، سن و طبقه اجتماعی- اقتصادی مورد توجه قرار داده است. این پژوهش نیز با هـدف شناخت و بررسـی و احساس امنیت در بین اقشار آسیبپذیر جامعه، با تأکید بر دیدگاه آسیب پذیری به صورت پیمایشی، در بین384 چ نفر از شهروندان شهر اصفهان، در سال 1388 صورت گرفته است. روش نمونهگیری، خوشهای است که در 3 منطقه اصفهان (5، 14، 10) انجام پذیرفته است، برای آزمون فرضیات و تحلیل داده ها از نرمافزار SPSS و از روشهای تحلیل آماریT-test ، واریانس یکطرفه Anowa استفاده شده است. مهمترین یافته های این پژوهش بدین قرار است: میانگین احساس امنیت زنان نسبت به مردان بیشتر است. میانگین احساس امنیت گروه های سالخورده کمتر از دیگر گروه های سنی است. افراد واقع در طبقه پایین اجتماع احساس امنیت کمتری نسبت به دیگر طبقات جامعه دارند. میانگین احساس امنیت ساکنان مناطق پایین شهر کمتر از دیگر مناطق شهر (بالاو متوسط) است
صبر و بررسی نقش پیش بین مؤلفه های آن در پرخاشگری دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بین مؤلّفه های صبر در پرخاشگری دانشجویان انجام شد. بدین منظور، 300 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به شیوة «تصادفی خوشه ای» به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از مقیاس پرخاشگری AQ و پرسش نامه مؤلفه های صبر استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از ضرایب همبستگی و تحلیل «رگرسیون چندگانه» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مؤلّفه های صبر و پرخاشگری در سطح (01/0=P) رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد و افزایش صبر با کاهش سطوح پرخاشگری همراه است. بین هر یک از مؤلّفه های صبر نیز رابطة معناداری با پرخاشگری مشاهده شد.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در ارتقاء تئوری ذهن دانش آموزان پرخاشگر و سنجش پایداری اثر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در ارتقاء تئوری ذهن و سنجش پایداری اثر حاصل از این آموزش بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر و پسر مدارس راهنمایی دولتی و غیرانتفاعی شهر اردبیل در سال تحصیلی 89 بود. برای انجام این پژوهش 600 نفر (300 دختر و 300 پسر) از دانش آموزان دختر و پسر پایه های اول، دوم و سوم راهنمایی از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. با استفاده از مقیاس پرخاشگری گزینش همسالان گریک و گروت پیتر (1995) و نیز آزمون پرخاشگری مبتنی بر ملاک های چهارمین راهنمای تجدیدنظر شده آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM IV-TR) (2003)، 80 نفر دانش آموز پرخاشگر (36 دختر و 44 پسر) انتخاب شد. تکالیف تئوری ذهن پیشرفته هپی (2003) برای همة دانش آموزان پرخاشگر اجراء شد و سپس از طریق جایگزینی تصادفی، آزمودنی ها به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی در طی 10 جلسه آموزش هر جلسه 5/1 ساعت برای گروه آزمایش اجرا شد امّا گروه کنترل مبنای مقایسه قرار گرفت و آموزش دریافت نکرد. بعد از اتمام برنامه آموزش، تکالیف تئوری ذهن به عنوان پس آزمون اول برای هر دو گروه اجرا شد و به منظور سنجش پایداری اثر آموزش مهارت های اجتماعی 20 روز بعد از اجرای پس آزمون اول، تکالیف تئوری ذهن به عنوان پس آزمون دوّم اجراء شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر روی یک عامل و تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت نتایج نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی، تئوری ذهن دانش آموزان پرخاشگر گروه آزمایش را به طور معناداری در مقایسه با گروه کنترل ارتقاء داد و نیز این آموزش بعد از 20 روز از پایداری اثر مناسبی برخوردار بود.
بررسی رابطه بین همنوایی گروهی دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان با ویژگی های کم دامنه شخصیتی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین همنوایی گروهی دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان با ویژگی های شخصیتی آنان انجام شده است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی87-86 بودند. به همین منظور180 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مطالعه شدند. در این پژوهش از مقیاس همنوایی گروهی ال-72، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت، مقیاس سرسختی روان شناختی و پرسشنامه جایگاه مهار راتر استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش به روش همبستگی و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده گویای آن است که از بین ویژگی های شخصیتی، عزت نفس53/0-، سرسختی روان شناختی48/0- ، جایگاه مهار درونی 35/0- و جایگاه مهار بیرونی 19/0 با همنوایی گروهی همبستگی معناداری داشته اند. نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان دادکه ضریب همبستگی چندگانه 533/0 وضریب تعیین284/0 بوده است ( 001/0 P= ). بنابراین، در مجموع 4/28درصد واریانس مربوط به همنوایی گروهی به وسیله متغیر های شخصیتی (عزت نفس، سرسختی روان شناختی و جایگاه مهار) تبیین می شود.