ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۰۱ تا ۵٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۵۲۰۱.

الوین پلانتینگا و معرفت‏شناسى اصلاح شده

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید رابطه عقل و دین
تعداد بازدید : ۵۶۴۱
چکیده این مقاله پس از معرفى اجمالى الوین پلانتینگا به توضیح معرفت‏شناسى اصلاح شده مى‏پردازد و موضوع توجیه باور دینى را در چارچوب نظریه باور دینى واقعا پایه بررسى مى‏کند . دیدگاه پلانتینگا در مورد بى‏نیازى توجیه باور دینى از دلیل و برهان، در چارچوب برداشت هنجارى و وظیفه‏گرایانه وى از توجیه، (warrant) که در آثار متاخر وى مطرح است، نمى‏پردازد . توضیح داده شده است .
۵۲۰۲.

باز هم مبانى خداباورى

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۳۱۸
چکیده نخستین نقد مهم به معرفت‏شناسى پلانتینگا، به دست فیلیپ‏کوین - فیلسوف وابسته به کلیساى کاتولیک - صورت گرفت . پلانتینگا به نقد کوین پاسخ داد که در آن به چهار مسئله پرداخته بود . مقاله حاضر، پاسخى است‏به آن پاسخ . در این نوشته، کوین مسائل چهارگانه پلانتینگا را یکایک مطرح مى‏کند و نظر خود را در باب آنها بازمى‏گوید . به نظر کوین، این چهار مسئله موارد اختلاف وى با پلانتینگا است . با این حال، وى معتقد است که در باب دو مسئله نخست مى‏توان به توافقى دست‏یافت، لیکن در دو مسئله بعدى چنان با پلانتینگا اختلاف نظر دارد که امیدى به توافق بر سر آنها ندارد . این چهار مسئله که در عین حال چهار قسمت‏ساختار مقاله را تشکیل مى‏دهند عبارتند از: 1 . شیوه جزئى‏نگرانه توجیه معیارهاى معرفتى; 2 . بنیان‏انگارى کلاسیک بازبینى شده; 3 . توجیه اعتقادات خداباورانه; 4 . مسئله ابطال اعتقادات خداباورانه
۵۲۰۴.

باورهای پایه و مشکلات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۹۰۵۷
آلوین‌ پلنتینگا [(1932]Alvin Plantinga ( یکی‌ از متفکران‌ معاصر مغرب‌ زمین‌ است‌ که‌ در حوزه‌ دین‌ پژوهی‌ بیش‌ از ده‌ کتاب‌ و یک‌صد مقاله‌ از او منتشر شده‌ است. او در پی‌ آن‌ است‌ که‌ باورهای‌ دینی‌ را در قالب‌ منطق‌ و فلسفه‌ تحلیلی‌ عرضه‌ کند. هم‌ چنین‌ او یکی‌ از بنیان‌ گذاران‌ نوع‌ خاصی‌ از معرفت‌شناسی‌ دینی‌ یعنی‌ «معرفت‌شناسی‌ اصلاح‌ شده»(ReformedEpistemology) است. فیلسوفان‌ قائل‌ به‌ معرفت‌شناسی‌ اصلاح‌ شده‌ در پی‌ آنند که‌ نشان‌ دهندکه‌ تجربه‌های‌ دینی، بنیانی‌ استوار برای‌ باورهای‌ دینی‌ فراهم‌ می‌آورند و آنها را معقول‌ و موجه‌ می‌سازند. آنان‌ معتقدند که‌ حتی‌ اگر ما هیچ‌ دلیل‌ منطقی‌ و مستدل‌ بر اعتقادات‌ دینی‌ نداشته‌ باشیم‌ باز آنها معقول‌ و موجه‌ هستند برای‌ مثال‌ اومعتقد است‌ که‌ «خدا و جود دارد» یکی‌ از اعتقادات‌ پایه‌ است. اگر این‌ اعتقاد، واقعاً‌ پایه‌ باشد، که‌ به‌ نظر او چنین‌ است، در آن‌صورت‌ لازم‌ نیست‌ که‌ دین‌ داران‌ برای‌ موجه‌ کردن‌ اعتقادشان‌ به‌ وجود خداوند، برهانی‌ اقامه‌ کنند. این‌ رأی‌ پلنتنینگا، بحث‌ها و پرسش‌های‌ فراوانی‌ را بر انگیخته‌ است. ایشان‌ به‌ دعوت‌ دانشگاه‌ قم‌ و مرکز گفت‌ و گوی‌ ادیان، سفری‌ به‌ ایران‌ داشتند، مجله‌ قبسات‌ فرصت‌ را غنیمت‌ شمرده‌ در این‌ زمینه‌ مصاحبه‌ای‌ با ایشان‌ ترتیب‌ داده‌ شده‌ است، که‌ از نظر محققان‌ و دانش‌پژوهان‌ می‌گذرد.
۵۲۰۹.

مباحث وجود خدا طى سال‏هاى 1965- 1980 در غرب

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص براهین اثبات واجب
تعداد بازدید : ۳۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۱۹
چکیده آلن پى، اف . سل در کتاب مهم خویش، فلسفه دین (2) (1870- 1983) یک دوره تاریخ صد ساله اخیر فلسفه دین را با توجه به کلیه منابع منتشره در این مدت زمانى عرضه داشته است . سل در بخشى از این کتاب، مسئله مباحث وجود خدا را، که طى سال‏هاى 1965 تا 1980 دوباره از نو اهمیت‏خویش را در غرب پیدا کرد، و دیدگاه‏هاى عمده‏اى را که طى این مدت مطرح شدند، بررسى کرده است .
۵۲۱۰.

درآمدى بر اندیشه سیاسى قطب‏الدین شیرازى

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی آثار واندیشمندان سیاسی مسلمان
تعداد بازدید : ۲۱۹۶
محمود بن مسعود بن مصلح فارسى کازرونى اشعرى شافعى، مشهور به قطب‏الدین شیرازى، که در قرن هفتم و در اوج تسلط قوم مغول بر ایران زندگى مى‏کرد، از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسى و صدرالدین قونوى است. اندیشه‏هاى سیاسى وى در مورد انسان مدنى و سیاسى و چیستى سیاست و منشأ و مراتب آن و نیز در مورد انواع جوامع سیاسى و طراحى و ترسیم یک نظام سیاسى مطلوب و دولت و عوامل ثبات و پایدارى آن حائز اهمیت است. قطب‏الدین با ابداع و تصویر یک دستگاه فلسفى منظم و منسجم تمام دیدگاههاى سیاسى خود را بر آنها مبتنى کرده است. وى عالَم هستى را عالمى مى‏داند که داراى اعتدال و انتظام است و در همه اجزا و عناصر سلسله مراتب رعایت شده است. از نظر وى اگرچه در عالم سماوى و عالم عقول چنین اعتدال و انتظامى تکوینا برقرار است، اما در عالم ارضى و عالم کون و فساد باید با تشکیل نظم سیاسى مطلوب حاصل از عقل و شرع و استقرار دولت فاضله و نیز در راستاى تأمین مصالح افراد جامعه به رواج فضائل، خصوصا فضیلت عدالت پرداخت تا در نهایت، عالم ارضى نیز اعتدال و نظم و انتظام عالم بالا را کسب کند. وى در مباحث دولت، با اعتقاد به حاکمیت حکمت و تعقّل سیاسى و رعایت شریعت و دیانت، اصول سیاست یک دولت را در امور زیر دانسته است: حصول معرفت کافى از افراد، گروهها و طوائف جامعه و استعدادها و شایستگى‏ها و تخصص‏هاى آنها، رعایت عدالت در حق آنان در جهت شایسته سالارى، تنبیه مجرمان به منظور حفظ امنیت مردم و دولت و تألیف و تلطیف قلوب مردم براى همدلى و همکارى لازم بین دولت و ملت. وى همچنین شرایط حفظ سیاست و امارت را در بناگذارى آن بر تعقل، حکمت، مشورت و تطبیق امور با شریعت مى‏داند.
۵۲۱۲.

حاکم مطلوب از دیدگاه شیخ اشراق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی مفاهیم فقه سیاسی مشروعیت و حق حاکمیت
تعداد بازدید : ۶۷۶۰
((حکومت حاکم متإله)) جوهره اصلى فلسفه سیاسى سهروردى است و حکمت اشراق که بر تجربه عرفانى و تفکر منطقى استوار است نقطه مرکزى تبیین فلسفه سیاسى سهروردى به شمار مى رود. شیخ اشراق کلید فهم این حکمت را معرفت نفس مى داند و با بهره گیرى از منابع فکرى خود, تقسیمى از حکمت و حاکم ارائه مى کند که بر مبناى آن داناترین فرد جامعه را که در حکمت بحثى و حکمت ذوقى تبحر دارد براى رهبرى جامعه در نظر مى گیرد. وى با اثبات ضرورت زندگى جمعى انسان و ضرورت نبوت و در پى آن ارائه الگوى حکومت حاکم متإله, توسعه مادى را به همراه تعالى معنوى تإمین شده مى بیند.
۵۲۱۳.

زبان دین از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴۳
‌مقاله‌ حاضر، تبیین‌ و گزارشی‌ دربارة‌ مسائلی‌ است‌ که‌ در زبان‌ دین‌ بر اساس‌ حکمت‌ متعالیه‌ در عصر جدید مطرح‌ شده‌ و مد‌عایش‌ این‌ است‌ که‌ این‌ مسائل، در میان‌ متفکران‌ اسلامی‌ به‌ شکلی‌ مطرح‌ بوده‌ و پاسخ‌هایی‌ به‌ آن‌ داده‌ شده‌ که‌ از میان‌ آن‌ها راه‌حل‌ ملا‌ صدرا که‌ بر اساس‌ مبانی‌ حکمت‌ متعالیه‌ داده‌ شده، مقبول‌تر به‌ نظر می‌رسد و این‌ نوشتار نیز بر همین‌ اساس‌ بر دیدگاه‌ ملا‌ صدرا ناظر است‌ و در حقیقت، گزارشی‌ از راه‌ حل‌ مشکلات‌ زبان‌ دین‌ از دیدگاه‌ او و حکمت‌ متعالیه‌ است.
۵۲۱۴.

زبان دین از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۸۱
این‌ مقال‌ بر آن‌ است‌ که‌ زبان‌ دینی‌ را از دیدگاه‌ ملاصدرا مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار دهد. ملاصدرا اعتقاد دارد که‌ زبان‌ قرآن، زبان‌ رمز و اشاره‌ است. اما رمز و اشاره‌ای‌ که‌ با ظاهر قرآن، منافات‌ ندارد. آنچه‌ از ظاهر عبارات‌ قرآن‌ کریم‌ فهمیده‌ می‌شود، تمام‌ معانی‌ حقایق‌ قرآن‌ نیست‌ بلکه‌ این‌ ظاهر، نماد برای‌ حقایقی‌ است‌ که‌ آن‌ها را جز به‌ زبان‌ نمادین‌ نمی‌توان‌ بیان‌ کرد. علت‌ نمادین‌ بودن‌ حکمات‌ قرآن‌ ببه‌ سبب‌ این‌ ویژگی‌ است‌ که‌ آنها از عالم‌ جبروت‌ و ملکوت‌ به‌ عالم‌ ناسوت‌ نازل‌ شده‌اند. این‌ نزول‌ وجودی‌ قرآن، توأم‌ با حفظ‌ همه‌ حقایق‌ والا و عظیم‌ آن، جز به‌ طریق‌ نمادین‌ بودن‌ زبان‌ قرآن‌ امکانپذیر نیست. مولف‌ در ادامه‌ نمادین‌ بودن‌ زبان‌ قرآن‌ را از لحاظ‌ وجود شناختی، معرفت‌شناختی‌ و در آخر نظریه‌ اشتراک‌ معنوی‌ در عین‌ تشکیکی‌ بودن‌ زبان‌ دینی‌ را مورد بحث‌ قرار می‌دهد.
۵۲۱۵.

ماهیت صفات خدا از دیدگاه ابن میمون و مقایسه آن با آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳۷۹
مقالة‌ حاضر بر آن‌ است‌ تا در حوزة‌ معناشناختی‌ صفات‌ خداوند که‌ از مهم‌ترین‌ موضوعات‌ معاصر در عرصة‌ زبان‌ دین‌ به‌ شمار می‌رود، به‌ دو مسألة‌ مهم، یکی‌ مقیاس‌ شناخت‌ صفات‌ خدا و دیگری‌ تحلیل‌ ماهیت‌ صفات‌ خدا از دیدگاه‌ دو فیلسوف‌ برجسته‌ (یکی‌ از قرون‌ وسطا یعنی‌ موسی‌ ابن‌میمون‌ و دیگری‌ از قرن‌ معاصر یعنی‌ علامة‌ طباطبایی) بپردازد. در این‌ نوشتار کوشش‌ شده‌ است‌ با تحلیل‌ آرای‌ این‌ دو اندیشه‌ور و در ضمن‌ مقایسه‌ بین‌ آن‌ها مشخص‌ می‌شود که‌ مبانی‌ حکمت‌ متعالیه‌ که‌ حاصل‌ تلاش‌ فیلسوفان‌ مسلمان‌ و برگرفته‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اسلام‌ است، معقول‌تر و موجه‌تر به‌ این‌ مهم‌ پاسخ‌ داده‌ است.
۵۲۱۶.

امکان سخن گفتن از خدا از دیدگاه ویلیام آلستون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۹۵
ویلیام‌ آلستون‌ اعتقاد دارد: پرسش‌ اصلی‌ بحث‌ «سخن‌ گفتن‌ از خدا» این‌ است‌ که‌ «آیا ما می‌توانیم‌ از طریق‌ زبان‌ طبیعی‌ به‌ طور حقیقی، معنادار و صادق‌ دربارة‌ خداوند و اوصاف‌ و افعال‌ او سخن‌ بگوییم». آن‌چه‌ سبب‌ دشواری‌ این‌ شیوة‌ خاص‌ سخن‌ گفتن‌ شده‌ است، از یک‌سو به‌ محدودیت‌های‌ زبان‌ طبیعی‌ و قالب‌ها و مدل‌های‌ آن‌ و از سوی‌ دیگر، به‌ نحوة‌ وجود منحصر به‌ فرد خداوند و تعالی‌ و به‌ کلی‌ دیگر بودن‌ او مربوط‌ می‌شود. زبان‌ عادی‌ و رایج‌ ما متناسب‌ با همین‌ عالم‌ امکانی‌ و جسمانی‌ و محدود است. مفاهیم‌ رایج‌ در این‌ زبان‌ در خور این‌ عالم‌ و متناسب‌ با آن‌ هستند. چگونه‌ می‌توان‌ از طریق‌ همین‌ مفاهیم‌ و مدل‌ها دربارة‌ امری‌ متعالی‌ سخن‌ گفت‌ که‌ با این‌ عالم‌ و حوادث‌ رایج‌ در آن‌ هیچ‌ شباهتی‌ ندارد؟ مفاهیم‌ امکانی، جسمانی‌ و محدود چگونه‌ می‌توانند از موجود و واجب‌الوجود به‌ بسیط، مجرد، نامتناهی‌ حکایت‌ کنند؟ آلستون‌ در پاسخ‌ به‌ این‌ پرسش‌ معتقد است: ما می‌توانیم‌ با استفادة‌ از همین‌ زبان‌ عادی‌ و مفاهیم‌ رایج‌ در آن، زبان‌ دیگری‌ بسازیم‌ که‌ هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند و هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر انسان‌ باشد. او معتقد است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ مطلوب‌ باید ویژگی‌های‌ امکانی، جسمانی‌ و زمانی‌ و مکانی‌ این‌ مفاهیم‌ را کنار نهاده، هستة‌ اصلی‌ معنا را که‌ امری‌ مشترک‌ بین‌ خدا و انسان‌ است، به‌ خدا نسبت‌ دهیم‌ از دیدگاه‌ آلستون، ما ممکن‌ است‌ بتوانیم‌ مفاهیمی‌ از قبیل‌ عشق، علم‌ و قدرت‌ را پالایش‌ کنیم؛ یعنی‌ آن‌ها را از تمام‌ ویژگی‌های‌ مخلوقانه‌ای‌ که‌ متناسب‌ با زمانمندی، جسمانیت‌ و غیره‌ است، بپراییم‌ و هسته‌ای‌ از معنا را باقی‌ نگه‌ داریم‌ که‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند باشد. چنین‌ واژه‌های‌ پیراسته‌ای‌ را می‌توان‌ به‌ نحو حقیقی‌ بر خداوند اطلاق‌ کرد و با استفادة‌ از آن‌ها می‌توان‌ گزاره‌های‌ صادقی‌ دربارة‌ خدا سامان‌ داد. آلستون‌ در راه‌ رسیدن‌ به‌ این‌ مطلوب، به‌ نظریة‌ «کارکردگرایی» متوسل‌ می‌شود. در نظر وی، کلید اصلی‌ داشتن‌ زبان‌ حقیقی‌ مشترک‌ میان‌ خالق‌ و مخلوقات‌ در این‌ نکته‌ نهفته‌ است‌ که‌ ما بتوانیم‌ مفهوم‌ واحد و مشترکی‌ را از اوصاف‌ خدا و انسان‌ به‌دست‌ آوریم. او مد‌عی‌ است‌ که‌ به‌ رغم‌ تفاوت‌ آشکاری‌ که‌ میان‌ خدا و انسان‌ وجود دارد می‌توان‌ به‌ این‌ مفاهیم‌ مشترک‌ دست‌ یافت‌ و خاستگاه‌ انتزاع‌ این‌ مفاهیم‌ مشترک‌ کارکرد و عمل‌ مشترک‌ این‌ اوصاف، در خدا و انسان‌ است. واقعیت‌ علم‌ خدا و علم‌ انسان‌ فی‌ حد‌ ذاته‌ مفهوم‌ مشترکی‌ با هم‌ ندارند و ما می‌توانیم‌ با توجه‌ به‌ کارکرد مشترک‌ و واحد علم‌ در خدا و انسان، به‌ مفهوم‌ کارکردی‌ واحد و مشترکی‌ دست‌ یابیم‌ که‌ هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند و هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر انسان‌ باشد.
۵۲۱۸.

نقد: عقل و اعتقاد دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۱۱
‌این‌ مقال‌ بر آن‌ است‌ تا ترجمه‌ یکی‌ از کتاب‌های‌ مهم‌ در حوزه‌ دین‌پژوهی‌ یعنی‌ عقل‌ و اعتقاد دینی‌ را مورد نقد و بررسی‌ قرار دهد. این‌ کتاب‌ توسط‌ چهار تن‌ از دین‌ پژوهان‌ مغرب‌ زمین‌ (مایکل‌ پترسون‌ و دیگران) به‌ انگلیسی‌ نگارش‌ یافته‌ است. دو تن‌ از محققان، یعنی‌ آقایان‌ احمد (آرش) نراقی‌ و ابراهیم‌ سلطانی‌ آن‌ را از انگلیسی‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ کرده‌اند. ناقد این‌ ترجمه، پنج، صفحه‌ از متن‌ انگلیسی‌ را اجمالاً‌ مورد بررسی‌ قرار داده‌ و پانزده‌ خطا و اشتباه‌ در آن‌ مشاهده‌ کرده‌ است. امید است‌ که‌ این‌ نقد، تذ کاری‌ برای‌ دقت‌ هر چه‌ بیشتر مترجمان‌ و اصلاح‌ چاپ‌های‌ بعدی‌ این‌ کتاب‌ باشد.
۵۲۱۹.

برهان وجوب و امکان در آثار ابن سینا ابن رشد و توماس آکویینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸
ابن رشد را عقیده بر آن است که ابن سینا در برهان وجوب و امکان تحت تاثیر متکلمین بوده و بر مشرب آنان مشی کرده و برهانی اقناعی آورده است بخصوص که از مفهوم واجب الوجوب بالغیر که معنای محصلی ندارد در تقریر این برهان استفاده کرده است نویسند مقاله ضمن تقریر استدلال های این دو فیلسوف چنین نتیجه گرفته که تقریر ابن رشد نه تنها مبتنی بر وجوب و امکان نیست بلکه به بیان متکلمین در برهان حدوث نزدیک می شود زیرا منظور از ممکن نزد وی موجودی اس که عدم بر وی تقدم زمانی دارد علاوه بر این ابن رشد نتوانسته مفهوم وجب بالغیر را آن گونه که ابن سینا مراد کرده در یابد. توماس آکویینی نیز گرچه برهان وجوب و امکان خود را مدیون ابن سینا و در اعتبارات ماهیت از ایشان پیروی کرده است در تبیین برهان وجوب و امکان به طریق ابن رشد نزدیک شده و ممکن الوجود را مشابه حادث زمانی فرض کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان