ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۲۱ تا ۴٬۱۴۰ مورد از کل ۵٬۴۹۱ مورد.
۴۱۲۱.

ابتکارات صدر المتالهین و برخى فیلسوفان متاخر در حل معماى شناخت

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۹۵۶
چکیده مسئله چگونگى امکان‏پذیر بودن معرفت همواره از مهم‏ترین مسائل فلسفى درباره معرفت‏بوده است که از دیرباز فیلسوفان بدان توجه کرده و راه‏حل‏هاى متفاوتى براى آن ارائه داده‏اند . فیلسوفان مسلمان نیز در بحث وجود ذهنى تلاش کرده‏اند تا ضمن تعریف علم به تمثل حقیقت‏شى‏ء یا حضور ماهیت‏شى‏ء در نزد مدرک، چگونگى مطابقت ادراک را با شى‏ء ادراک شده، تبیین کنند . سرانجام در این تلاش‏ها ملاصدرا با عنایت‏به حصول مفهوم شى‏ء در ذهن، نه ذات و حقیقت آن و نه فرد و مصداق آن و تفکیک بین حمل اولى و حمل شایع، به حل معما و پاسخ‏گویى به شبهات مربوط پرداخته است . علاوه بر این، تلاش دیگرى نیز از طرف برخى فیلسوفان متاخر بر پایه انتزاع مفاهیم فلسفى از تامل حضورى در رویدادهاى نفسانى و شکل‏گیرى قضایاى اولى از آن مفاهیم، صورت گرفته و چنین قلمداد شده که صدق این قضایا قطعى است و آنچه با رعایت اصول و ضوابط منطقى از آنها به دست آید تابع ارزش آنها بوده و بنابراین، صدق آن قطعى خواهد بود . در این مقاله برآنیم تا ضمن بررسى و تحلیل نظر ملاصدرا در بحث وجود ذهنى، بر اساس برداشت‏هاى مختلفى که از آن شده است، و نیز نظر برخى فیلسوفان متاخر در حوزه مفاهیم فلسفى، میزان توفیق آنها را در مسئله چگونگى امکان‏پذیر بودن معرفت و دست‏رسى به واقع تعیین کنیم .
۴۱۲۲.

انسان‏شناسى صدر المتالهین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی انسان شناسی فلسفی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مقولات
تعداد بازدید : ۷۴۷۸
چکیده با توجه به اهمیت انسان‏شناسى در حکمت متعالیه صدرالمتالهین، نویسنده کوشیده است‏با توجه به مبانى فلسفى او را در هستى شناسى و معرفت‏شناسى حقیقت انسان از حیث جسم و جان یا روح و بدن معرفى کرده و تعامل نفس و بدن را از جهت هستى‏شناختى، یعنى پیمودن مراتب وجود و از حیث معرفت‏شناختى، یعنى جایگاه نفس و قواى حسى در معرفت و تاثیر عرفت‏بر نفس بررسى کند . حاصل این بررسى تعیین نقش معرفت در تکامل نفس و رسیدن به درجه انسان کامل از حیث علم و عمل است .
۴۱۲۴.

‌نقدی‌ بر مقالة‌ ‌توجیه‌ ترکیبی‌ در حکمت‌ سینوی‌ و صدرایی‌(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۱۷۳۶
دوست‌ ارجمند و فاضل‌ جناب‌ حجة‌الاسلام‌ آقای‌ فعالی‌ طی‌ مقاله‌ای‌ در مجلة‌ ذهن‌ شمارة‌ 5 دیدگاهی‌ را در خصوص‌ توجیه‌ و صدق‌ از منظر ابن‌ سینا و صدرالمتألهین، که‌ هر کدام‌ سردمدار مکتب‌ فلسفی‌ خاصی‌ هستند، مطرح‌ کردند که‌ تازه‌ و جدید بود. لیکن‌ پس‌ از بررسی‌ آن، به‌نظر اینجانب‌ رسید که‌ سخن‌ ایشان‌ از جهاتی‌ قابل‌ تأمل‌ است‌ و با توجه‌ به‌ قراین‌ و شواهد موجود در آثار این‌ دو شخصیت، نمی‌توان‌ مدعای‌ نویسندة‌ محترم‌ مقاله‌ را پذیرفت. در این‌ جستار کوتاه‌ ابتدا سعی‌ می‌کنم‌ به‌ کمک‌ خداوند متعال‌ مدعای‌ ایشان‌ را بیان‌ داشته‌ و سپس‌ برخی‌ از دلائلی‌ را که‌ مانع‌ از پذیرش‌ این‌ مدعاست‌ برشمرم.
۴۱۲۵.

‌صورت‌ نخستین‌ علم‌ حضوری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۳۵۷
در این‌ نوشتار سعی‌ و تلاش‌ مؤ‌لف‌ (ره) بر آن‌ است‌ که‌ بجای‌ تعریفی‌ پیشینی‌ و متافیزیکی‌ محض‌ از علم‌ حضوری‌ با ارائه‌ و اثبات‌ مصداق‌ بارز و روشنی‌ از آن، رویکردی‌ عینی‌ و ملموس‌ به‌ موضوع‌ داشته‌ باشد. البته‌ مولف‌ پیش‌ از این‌ نیز نمونه‌ها و مصادیقی‌ از علم‌ حضوری‌ همچون‌ دریافتهای‌ حسی‌ و احساسات‌ را بیان‌ کرده‌ بود لیکن‌ مورد حاضر؛ یعنی‌ علم‌ حضوری‌ انسان‌ به‌ خود؛ به‌گونه‌ای‌ اساسی‌ با موارد قبلی‌ متفاوت‌ است‌ زیرا این‌ معرفت‌ مبنا و بنیاد تمامی‌ معارف‌ و دانشهای‌ دیگر بشر است. وی، که‌ در این‌ بحث‌ عمدتاً‌ بر دیدگاههای‌ شیخ‌ شهاب‌ الدین‌ سهروردی‌ تکیه‌ کرده‌ است‌ ضمن‌ بیان‌ مبانی‌ وجودشناختی‌ و معرفت‌شناختی‌ شیخ‌ اشراق‌ به‌ اثبات‌ این‌گونه‌ از علم‌ حضوری‌ انسان‌ به‌ خود می‌پردازد.
۴۱۳۰.

معقولیت و نسبى‏گرایى

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲۵
این مقاله یکى از جالب‏ترین براهین مکتب ادینبورا براى نسبى‏گرایى را بازسازى و سپس مورد ارزیابى نقّادانه قرار داده است. این مکتب براى این منظور نظریه معقولیت طبیعى را طرح مى‏کند؛ نظریه‏اى که همه عقاید و دعاوى معرفتى را به طور طبیعى معقول مى‏شناسد. در صورت توفیق در این کار، تبیین درجه دوّم ما از چگونگى و چرایى اخذ و رفض آن عقاید و دعاوى معرفتى هیچ نیازى به مقولات معقول و نامعقول نخواهد داشت؛ زیرا مطابق این نظریه همه عقاید و نظریه‏ها به طور طبیعى معقول هستند. هدف اصلى مکتب ادینبورا از این نظریه‏پردازى این است که تمام دعاوى معرفتى را به لحاظ معرفت‏شناختى، از جهت منزلت معقولیت‏شان، معادل و همسنگ کند. همچنین به‏کارگیرى مفهوم منافع اجتماعى در نظریه به کارگیرى فعالانه اجتماعى طبیعت این مکتب، مورد طرح و نقّادى قرار گرفته است.
۴۱۳۲.

تأملاتی درباره انسان و آینده تمدن

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه فرهنگ
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
تعداد بازدید : ۹۴۳۷
چکیده تمدن غرب و جهان جدید شتابان به سوی پرتگاهی خطرناک پیش می‏رود و از این روی باید یک دگرگونی اساسی در تصور انسان جدید از ماهیت خود و تمدن واقعی رخ دهد. تمدن غرب اکنون دست‏اندرکار تحقق‏بخشیدن به سه روند مختلف ولیکن مرتبط است: 1) نابودی نهایی همه تمدن‏های دیگر؛ 2) ویران‏سازی محیط طبیعی؛ 3) فروپاشی خود از درون و در نتیجه نابودسازی بقایای اخلاق مسیحی. امروز تمدن اسلامی در برابر سیطره تمدن غرب بر جهان به چالش برخاسته است. این مقاله در ضمن بررسی تمدن غرب، به تحقیق درباره مفهوم اسلامی انسان و تمدن می‏پردازد. آنگاه دو واکنش تاریخی مسلمانان در مقابل تمدن غرب، یعنی نوگرایی و اصلاح‏طلبی خشکه‏مقدسانه، را ارزیابی کرده و رسالت مسلمانان امروز را گوشزد می‏کند.
۴۱۳۷.

آلوین پلنتینجا و معرفت‏شناسى اصلاح شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۵
از جمله رهیافت‏هاى عمده در بیان رابطه عقل و دین، دیدگاهى است که به «عقلگرایىِ حداکثرى» مشهور گشته است. تجلّى عقلگرایى حداکثرى الهیات طبیعى و عقل محور بوده است، و مفروض الهیات طبیعى این است که معقولیت معتقداتِ وحیانى، شرط مقبولیت آنها را فراهم آورد. تفسیرى از معقولیت که همواره مدنظر الهى‏دانان طبیعى بوده، با عنوان مبناگرایى یا بنیادگرایى سنّتى قلمداد شده که مطابق با آن گزاره‏هاى عقلانى یا پایه هستند یا مستنتج از گزاره‏هاى پایه. در این تفسیر عقلانیت و صدق همواره توأمانند. در مقابل مبناگرایى سنّتى، معرفت‏شناسى اصلاح شده، تفسیرى دیگر از عقلانیت را معرفى مى‏کند. نویسنده در این مقاله مى‏کوشد تا با نظر به برخى از متفکران نهضت اصلاح دینى، معرفت‏شناسى اصلاح شده و تفسیر آنان از عقلانیت را معرفى کند و در ادامه با بیان برخى از انتقاداتى که به این نظریه وارد شده، نتیجه مى‏گیرد که معرفت‏شناسى اصلاح شده، به نوعى دچار نسبى‏گرایى و تا اندازه‏اى ایمان‏گرایى است. مقاله حاضر، توصیفى اجمالى از دیدگاههاى معرفت‏شناختىِ فیلسوف دین‏شناس امریکایى معاصر، آلوین پلنتینجا (1932م) است که با توجه به مقالات و آثار وى فراهم آمده است.
۴۱۴۰.

سرچشمه ارزش از نظر ارسطو و کانت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان