ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۴۱ تا ۶٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۶۹۴۱.

بررسی مقایسه ای آموزه های تعلیمی، اخلاق فردی و آیین کشورداری در قابوس نامه و سیاست نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱ تعداد دانلود : ۶۰۷
ادبیات تعلیمی سابقه طولانی مدت در ادبیات ایران دارد. هدف از نگارش آثار تعلیمی، آموزش و تعلیم مسائل و نکات اخلاقی برای ارتقای اخلاق مخاطب است. قابوس نامه اثر عنصرالمعالی و سیاست نامه نوشته خواجه نظام الملک طوسی، که هر دو مربوط به قرن پنجم هجری اند، جزء ادبیات تعلیمی به شمار می روند. این مقاله با شیوه توصیفی و تحلیلی سعی دارد با رویکردی مقایسه ای، آموزه های تعلیمی این دو متن را در دو زمینه آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری و اخلاق فردی بررسی کرده و به این پرسش پاسخ دهد که آیا بین این آموزه ها در دو متن یادشده تفاوتی می توان قائل شد. پژوهش حاضر به این نتیجه دست یافته که در قابوس نامه بیشتر به آموزه های اخلاق فردی تأکید شده؛ ضمن آنکه از آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری غفلت نشده است. در مقابل در سیاست نامه بیشتر در جهت هدف نویسنده و موضوع اثر بر آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری، تأکید بیشتری صورت گرفته است.  
۶۹۴۲.

تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۴۳۶
در تجزیه و تحلیل گفتمانی رباعیات مولوی که برپایه ی ساخت گفتمانی و متنی پیشنهادی لطف الله یارمحمدی در خصوص رباعیات خیام صورت گرفته، نخست رباعیات مولوی به دو دسته ی متمکن و مغلوب تقسیم گردیده و سپس سازه های به کاررفته در آن ها بررسی و واکاوی شده است. بیشتر رباعیات مولوی به شیوه ی مغلوب است که غالباً در لحظه های وجد و حال و کشف و شهود بر زبان وی جاری شده است. در رباعیات مغلوب غالباً سخن از «او» در مقام حق، معشوق یا شمس تبریزی است و نوعی راز و نیاز عاشقانه و عارفانه در آن ها به چشم می خورد. درحالی که در رباعیات متمکن سخن از مسائل کلی و فلسفی در خصوص خدا، انسان و عالم هستی است. هرچند براساس سازه های تشکیل دهنده، هم رباعیات مغلوب و هم رباعیات متمکن مولوی سازه های یکسانی از قبیل توصیف، توصیه، تعلیل، تمنا، دعا و آرزو دارد، اما چارچوب فکری و محتوایی آن ها در این دو دسته از رباعیات متفاوت است. در هر دو نوع رباعی، سازه ی توصیف مهم ترین و محوری ترین سازه به حساب می آید و ازآن جا که در این سازه، شاعر خود در جایگاه فرستنده ی پیام قرار دارد و غالباً به بیان احوال خود، چه در لحظات آگاهی و چه در لحظات کشف و شهود پرداخته، جهت گیری پیام به سوی گوینده و کلام او از نوع عاطفی و غنایی است.    
۶۹۴۳.

بررسی لایه ایدئولوژیک سبک شعر حافظ با تأمل بر طنز (از منظر تحلیل گفتمان انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۶ تعداد دانلود : ۵۸۲
موضوع طنز در شعر حافظ، بارها مورد بررسی و تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است اما هدف این مقاله آن است که نشان دهد، شعر حافظ از جمله، متون گفتمانی است که حامل ایدئولوژی است و در مواضعی چون طنز، این ایدئولوژی پنهان، بیشتر آشکار می گردد. پرسش اساسی که پژوهش حاضر به آن می پردازد، این است که تقابل دال های مرکزی شعر حافظ چون رند و صوفی در قالب طنز، چگونه به کشف لایه ایدئولوژیک سبکِ شعر او کمک می کند؟ این مقاله، بر این فرض استوار است که میان کاربرد ساختار بلاغی طنز در شعر حافظ با گفتمان حاکم روزگار، رابطه مستقیمی وجود دارد. در این مقاله، پس از تأمل بر روی چیستی لایه ایدئولوژیک سبک و معرفی نظریه تحلیل گفتمان، به عنوان ابزار تحلیل ایدئولوژی در متن، نشان داده ایم که یکی از مواضعی که ایدئولوژی در کلام حافظ، به طور کامل نمود می یابد، موضع طنزهای اوست. سپس به باز نمود طنز در شعر حافظ پرداخته ایم و برآن بوده ایم که طنزهای حافظ، با دو شیوه ناسازگاری واژگانی و ناسازگاری گفتمانی خلق شده اند. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که طنزهای ایدئولوژیک حافظ، اقتداربخش و تقویت کننده گفتمان آزاد منشی اند. این مقاله، به روش تحلیلی-توصیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده است.
۶۹۴۴.

گونه شناسی تطبیقی تذکره های فارسی و عربی در دوره صفویه و عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۴۴۳
تألیف تذکره های تخصصی نخستین گام جدّی در سنّت تاریخ ادبیات نگاری است. دوره صفویه و عثمانی را باید به راستی «عصر تذکره نویسی» در تاریخ ادبیات فارسی و عربی نامید؛ هم به اعتبار اقبال گسترده به این نوع نوشتار و شمار بالای آن و هم ازنظر کاربرد رویکردها و روش های نوین تألیف و تدوین. باتوجه به اینکه اساساً این گونه نثر از عربی به فارسی راه یافته است و تذکره های فارسی غالباً الگوبرداری از نمونه های مشابه عربی است، در پژوهش حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و با شیوه توصیفی و تطبیقی، تذکره های فارسی و عربی، در فاصله سال های 900-1200 قمری، رده بندی و گونه شناسی شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که دلایلی همچون افزایش شمار شاعران و نویسندگان و گستردگی کانون های ادبی عصر، گرایش تذکره نویسان را به کاربرد رویکردهای نو در تألیف و تدوین این گونه نوشتار سبب شده است.
۶۹۴۵.

تحلیل داستان وامق و عذرا بر اساس نقد کهن الگویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۶ تعداد دانلود : ۵۸۶
نقد کهن الگویی از انواع نقد اسطوره ای است که بیشتر بر نظریات یونگ در مورد ناخودآگاه جمعی و صور ازلی تاکید دارد. در نظر یونگ، کهن الگوها آن دسته از صور ازلی ونوعی اند که در عمق ناخودآگاه جمعی انسان ها، به صورت بالقوّه وجود دارند و خفته اند. این صور کهن و اساطیری، می توانند در هنر و ادبیّات تجلّی یابند. منظومه های عاشقانه، یکی از عرصه هایی است که می تواند بستر ظهور کهن الگوها گردد. از آن جا که ادبیّات هر ملّت، ریشه در فرهنگ و باورهای آن سرزمین دارد و مطالعه داستان های کهن، نه تنها از جنبه ادبی، هنری یا سرگرمی، بلکه از نظر آشنایی با افکار و ارزش های فردی و اجتماعی مردم یک سرزمین حائز اهمیّت است؛ پژوهش حاضر، با تببین نمادها و کهن الگوهای داستان وامق و عذرا و نقش آن ها در تعالی عاشق، می کوشد جایگاه معشوق تعالی بخش را در منظومه مذکور مورد بررسی قرار دهد؛ تا آشکار شود که آیا در داستان عاشقانه، اتّحاد کهن الگوها می تواند نقش معشوق در تعالی عاشق را نشان دهد؟ مشاهده می شود؛ اتّحاد و ارتباط کهن الگوها در این منظومه در جهت رشد و شناخت و رسیدن به کمال انسانی عاشق است.
۶۹۴۶.

مروری بر روش های اندازه گیری فهم متقابل بین کردی جنوبی و کردی میانی در دو پژوهش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۶۹۳
فهم متقابل به معنای آن است که شنونده ای از گونه زبانی (الف)، گفتار گوینده ای از گونه زبانی (ب) را بدون آموزش، بدون برخورد زبانی و بدون قصدی آگاهانه درک کند و برعکس. این میزان درک در اغلب موارد کامل نیست و یا از نوع متقارن/ دوسویه نیست و برای هر کدام از گونه های مورد بررسی، درجاتی دارد. زبان هایی که انتظار می رود دارای فهم پذیری باشند، زبان های مرتبط نزدیک یا گویش های متعلق به یک زبان هستند. در شرایطی که دو گویشور متعلق به دو گونه زبانی برای ارتباط با یکدیگر هر کدام از گونه زبانی خود استفاده کنند نه از زبانی میانجی، به این معناست که برقراری ارتباط زبانی آن ها در چارچوب اصل چندزبانگیِ پذیرا انجام گرفته است. مطالعات غیر ایرانی با استفاده از انواع آزمون ها و پرسشنامه ها میزان فهم متقابل بین زبان های مرتبط و گویش ها را به صورت تجربی بررسی کرده اند. این مقاله علاوه بر توصیف روش های رایج در این زمینه، مروری است بر روش های به کار رفته در پژوهش میرمکری و همکاران به عنوان نخستین پژوهش تحت نام «بررسی فهم متقابل بین گویش های کردی جنوبی و کردی میانی» در میان پژوهش های زبانی در ایران و معرفی روش های اندازه گیری فهم متقابل دو گویش اصلی کردی و جنبه های گوناگون آن است. مرور روش ها در پژوهش مذکور نشان می دهد پژوهش به لحاظ روش شناختی، کامل است و آزمون های بکار گرفته شده در آن دارای اعتبار علمی بوده و نتایج حاصل از آن در تطابق و تأیید دستاوردهای تحقیقات انجام شده حول محور موضوع فهم متقابل است.
۶۹۴۷.

گذر از نه بیشه شهریارنامه بر اساس نظریه تک اسطوره جوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۴۸۳
جوزف کمپبل(1904-1987م.) اسطوره شناس آمریکایی بود که در زمینه اسطوره شناسی و مذهب مطالعات وسیعی انجام داد. «سفر قهرمان» الگویی است که نخستین بار توسط جوزف کمپبل در کتاب «قهرمان هزارچهره» مطرح شد. وی با توجه به شباهت های ساختاری اسطوره ها، الگویی واحد برای تمام داستان ها ترسیم کرده است. این الگو اگرچه از لحاظ تفاوت فرهنگ ها و زمان ها دچار تغییر و تحول می شود، اما اساس و بنیاد آن همواره ثابت است. بر پایه نظریه تک اسطوره کمپبل قهرمان به دنبال دعوتی، از جامعه خویش جدا می شود و با بهره گیری از آموزه ها پای در سفر می نهد و مراحلی همچون ندای پیک، رد دعوت، قبول دعوت، راهنما، گذر از آستانه، امداد، آزمون، پاداش، اکسیر و بازگشت را پشت سر می گذارد. منظومه «شهریارنامه» عثمان مختاری نمونه ای کامل از مراحل اسطوره ای سفر قهرمان جوزف کمپبل را به تصویر می کشد. قهرمان این منظومه، ضمن پشت سر گذاشتن موانع و آزمون ها، به منزله نماد اراده و قدرت یک ملت قدم در راه سرزمینی دیگر می گذارد تا با پیروزی بر موجودات اهریمنی، چیرگی اندیشه ایرانی را بر دیگر ملت ها و باورها نشان دهد.
۶۹۴۸.

بررسی هنجارگریزی در شعر "دماوندیه" اثر ملک الشعرای بهار بر اساس الگوی زبان شناختی لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۸
هنجارافزایی و هنجارگریزی دو بخش عمده از برجسته سازی ادبی به شمار می آیند که بهره گیری از آن ها می تواند نقطه عطفی در زبان شعر یک شاعر محسوب گردد. در این راستا، بر آن ایم تا در پژوهشی توصیفی- تحلیلی به بررسی ابزارهای شعرآفرینی، بالأخص از نوع هنجارگریزی آن در یکی از اشعار شاعر برجسته ایرانی، ملک الشعرای بهار ، بپردازیم. برای این منظور، پس از گریزی کوتاه به الگوی هنجارگریزی زبانی که از سوی زبان شناسان صورت گرا، به ویژه جفری لیچ مطرح شد، شعر «دماوندیه» از نقطه نظر این الگو تحلیل گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بهار در سروده خود از تمامی گونه های هنجارگریزی، کم و بیش بهره برده است که در این میان، به ترتیب بسامد وقوع هنجارگریزی معنایی و زمانی از سایر انواع آن بیش تر می باشد و این امر می تواند از یک سو، ناشی از جو سیاسی حاکم در دوره حیات این شاعر و خاموشی و بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت خویش و از سوی دیگر، مطالعه عمیق و توجه این شاعر به آثار شعرای پیشین و پای بندی به سنت های گذشه باشد.
۶۹۴۹.

معرفت شناسی عرفانی با تأکید بر آرای سهروردی عارف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
معرفت شناسی عرفانی، معرفتی ذوقی و شهودی است که با قلب سر و کار دارد و حس و عقل را در آن راهی نیست. از دیدگاه عرفا این شناخت از طریق حواس ظاهری و یا فرایندهای استدلالی حاصل نمی شود بلکه معرفتی حاصل از کشف و شهود است که در اثر آن می توان به باطن جهان هستی پی برد. هدف پژوهش حاضر بررسی معرفت شناسی عرفانی از منظر شیخ شهاب الدین عمر سهروردی ، از عرفای بنام قرن هفتم هجری، است که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. از منظر سهروردی از اقسام معرفت که شامل معرفت حسی، عقلی، فطری و قلبی است، محل معرفت، قلب است و با معرفت قلبی می توان به شناخت حقیقی دست یافت. وی نیز مانند سایر عرفا، ضمن تأیید حس و عقل در کسب معرفت، این دو را برای دستیابی به معرفت حضرت حق، کافی نمی داند و اصالت را به معرفت قلبی می دهد. در سیر طریق معرفت که به صورت تدریجی طی می شود، انسان از مراحل مختلفی می گذرد و تا مرحله ای را پشت سر نگذارد به مرحله بعد وارد نمی شود.
۶۹۵۰.

بررسی تطبیقی سه اثر داستانی منیرو روانی پور: کنیزو، کولی کنار آتش، اهل غرق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۳۱۳
منیرو روانی پور یکی از موفق ترین نویسندگان داستان معاصر ایران به شیوه رئالیسم جادویی است که با تقلید از شیوه داستان نویسی گابریل گارسیا مارکز کلمبیایی، پرچمدار رئالیسم جادویی در جهان موفق شد با الهام گرفتن از رمان «صد سال تنهایی» وی، آثار داستانی ارزشمندی همچون «اهل غرق»، «کولی کنار آتشب، «کنیزو» و... را به دنیای ادبیات داستانی ایران و جهان عرضه نماید. از طرفی به دلیل پرداختن به ادبیات فولکوریک جنوب و خلق صحنه های واقعی و کاربرد ضرب المثل ها، کنایه ها و عبارات بومی به عنوان یک نویسنده فولکلور شناخته شده است. در این مقاله پس از آشنایی با منیرو روانی پور و افکار و آثار وی، بازتاب رئالیسم جادویی در ادبیات فارسی و سپس نقد ساختارگرایانه و محتوایی سه رمان اهل غرق، کولی کنار آتش و کنیزو مورد بررسی قرار گرفته است.
۶۹۵۱.

الرمز وشعراء المقاومه العرب(بلند الحیدری والمقالح وسلیمان العیسی والمیهوبی نماذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۳۱۰
من أشهر شعراء المقاومه العرب یکون بلند الحیدری من العراق و سل ی مان الع ی سی من سوریه و عبدالعزیز المقالح من الیمن و عزّالدین المیهوبی من الجزائر. یتطرّق هذا المقال إلی تحلیل الرمزیه فی أدب المقاومه فی العالم العربی، فی شعر هذه الشعراء نماذجاً وأسباب استخدام الرموز فی هذا النوع الأدبی و یعتمد البحث علی المنهج الوصفی- التحلیلی. الرمز والرمزیه من التقنیات الفنیه المستخدمه فی أدب المقاومه ویعبّر بهذه التقنیه عن المعاناه الوطنیه والنفسیه. التعرّف علی الغرب والخوف من الکبت وأخطار الظالمین کالسجن والاغتیال والمنفی وأیضا الرغبه فی التجدّد وتعمیق المعنی وتجسید الإحساسات والمفاهیم ومشارکه المتلقّی فی کشف المعنی، تکون اسباب استخدام الرموز فی أدب المقاومه. تدلّ الرموز فی أدب المقاومه لدی الشعراء العرب علی ما یتعلّق بالاحتلال والثوره علیه ومن أهمه هو الحق والباطل والاحتلال والحریّه والظلم والعداله والثوره والمقاومه والانتفاضه. تدلّ مفردات العنکبوت والغراب والجراد والذئب علی الغصب والغاصبین وتدلّ مفردات الثعبان والعاصفه والکلب والظلمه والدجی علی الظلم والظالمین وتدلّ مفردات المطر و... علی الثوره وتدلّ الرّبیع و... علی الحریّه.
۶۹۵۲.

الصّور التشبیهیه فی القرآن؛ آثارها النفسیّه وعناصرها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۱
القرآن الکریم قد إتّخذ من الصّور التشبیهیه وسیلته التی یخاطب بها النّاس ویقرّب لهم المعانی البعیده، ویوضح لهم الصّور الذّهنیّه المجرّده، ویضرب لهم الأمثال بالواقع المحسوس المشاهد الّذی یخضع لمعطیات الحواس الخمسه الظاهره. إنّ القرآن الکریم یستخدم مصادر الطبیعه للتّذکیر بعظمه اللّه وبرّه وعدله ویری أنّ کثیراً من هذه الصّور مستمدّه من البیئه. هذا الإعتماد من القرآن علی الطبیعه والکون فی تشبیهاته وبراهینه هو سرّ خلود القرآن وسرّ عمومه لکلّ النّاس فی کلّ البیئات وکلّ العصور، لأنه یستند إلی مقوّمات لا تتبدّل ولا تتغیّر. تلک المقوّمات هی الإنسان والطّبیعه. هناک نماذج عدیده للصّوره التّشبیهیه القرآنیّه بلغت حدّاً فائقاً فی الإعجاز البیانی، وتناولت جمیع الموضوعات من الوعد والوعید والتّرغیب والتّرهیب والتّوجیه والتّشریع ممّا یؤکّد مکانه هذا التّعبیر البیانی فی قوّه التّأثیر والتّبلیغ. تهدف هذه المقاله إلی دراسه الآثار الّتی تحدّثه التشبیهات القرآنیه فی نفوس البشر مصحوبا بمقدّمه، ثم تهتمّ بالدوافع والانفعالات فی النّفس البشریّه إثر الصّور التشبیهیه، وأخیرا تشیر إلی التخییل والابتکار والجده واللون من عناصر التشبیهات القرآنیه.
۶۹۵۳.

آسیب شناسی اجتماعی «زهد صوفیانه» از نگاه سعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۵
تصوف، طریقۀ زاهدانه ای است منشعب از عرفان که با ورع و اعراض از دنیا آغاز شده است. پیروان تصوف سعی داشتند که به سنت پیامبر (ص) و صحابه، از راه تقوا و زهد، قلب خود را از اغراض دنیوی پاک کنند تا به حقیقت دست یابند. «زهد» مورد نظر عارفان، اعراض کلی از دنیا نبوده است؛ قطع تعلق نسبت به دنیا بوده است، اما صوفیه به تدریج «ترک تعلق نسبت به دنیا» را به «ترک دنیا » تغییر دادند. آنان «زهد عارفانه» را که از نوع «زهد اسلامی» بود؛ به «رهبانیت» نزدیک کردند و موجب انواع آفات اجتماعی شدند. سعدی با آگاهی از نتایج تلخ «زهد صوفیانه» به مبارزۀ فکری با آن پرداخته و با یادآوری تعهدات اجتماعی انسان، عبادت اصلی را خدمت به خلق معرفی کرده است. در پژوهش حاضر با رویکردی استنادی و تحلیلی به اندیشه های انتقادی و آسیب شناسانۀ سعدی دربارۀ زهد پرداخته شده است. تبیین حقیقت زهد در عرفان و اسلام، بررسی علل اجتماعی- سیاسی تحریف معنای زهد، بررسی نگاه دوسویۀ سعدی به تصوف و زهد و بررسی آسیب های اجتماعی زهد صوفیانه از نظر سعدی از اهداف این پژوهش است. براساس بررسی های انجام گرفته در مجموع مباحث این پژوهش، چنین برداشت می شود که از دیدگاه اعتدالی سعدی هرگونه افراط در زهد، مخرب است. او ریاضت های نامعقول صوفیان را چون عشرت طلبی اوباشان بی ارزش می داند و به زهد و ورع تا آن حدی که از اسلام و سنت خارج نشود و آفت جامعه نشود، توصیه می کند؛ افزون بر این، او با آگاهی از آفات اجتماعی زهد ریایی و درباری، همراهی زهدفروشان را با اصحاب قدرت نقد کرده است.  
۶۹۵۴.

بررسی عناصرداستان در هفت پیکرنظامی و هفت منظرخرجردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۷۴
این مقاله به بررسی تفاوت ها و شباهت های هفت پیکر و هفت منظر می پردازد. با مراجعه به هفت پیکر نظامی و هفت منظر هاتفی خرجردی، از طریق مطالعه و یاداشت برداری و تجزیه و تحلیل مفصل داستان هایی که در موضوع و محتوا در بین دو اثر دارای شباهت بوده اند، موارد اشتراک و افتراق زیادی به دست آمد. در مواردی که داستان ها از نظر موضوع و محتوا اشتراکی نداشتند، تنها به بررسی طرح و مواردی که رابطه ای ولو اندک در دو اثر دیده می شد، پرداخته شد. تفاوت هایی در دیدگاه های دو شاعر نسبت به پرداخت قصه ها و فضای قصه های دو اثر وجود داشت که مورد بررسی قرار گرفت؛ همچنین وجود شباهت هایی به شکل کلی از قبیل: نگاه به تأثیر تقدیر در زندگی انسان ها، تأثیر شاهان در زندگی مردم و نگاه به سلاطین، در دو اثر مورد بررسی قرارگرفت. نگارندگان در این مقاله درصدد پاسخگویی به این سؤال هستند که هفت پیکر نظامی و هفت منظر هاتفی از جهت عناصر داستان، تا چه حد با هم افتراق و اشتراک دارند؟ هدف از این مقاله به طور خاص، بررسی عناصرداستان در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در هفت پیکر و هفت منظر است که باید گفت قالب روایت ها قصه هستند و هر دو اثر از قالب قصه در قصه استفاده کردند. البته هر دو شاعرتلاش می کنند با شیوۀ مستقیم در خلال گفت و گوهای شخصیت ها و بیان کُنش های آنان در شناخت و درک بهتر شخصیت ها به کمک مخاطب بیایند.  
۶۹۵۵.

Analysis of Al-e Ahmad's Translation of Gharbzadegi based on Sociocultural Elements(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۳۴۲
Djalâl Al-e Ahmad, auteur engagé, reflète les conditions sociales et culturelles des Iraniens dans ses œuvres. Parmi les œuvres de cet écrivain, l’Occidentalite occupe une place particulière dans le domaine socioculturel. Le regard critique porté sur l’identité nationale des Iraniens, est l’un des sujets importants abordé dans l’Occidentalite. En réalité, le sens véritable de cette œuvre serait: la recherche de l’identité nationale et l’éthique face au nationalisme universel. La place qu’occupent les Iraniens dans le monde ne correspond pas à l’image dégradante attribuée à ces derniers par l’Occident. Notre travail de recherche a pour objectif de faire une étude basée sur éléments socioculturels dans la traduction réalisée par Les Kotobi . Pour atteindre ce but, nous allons suivre la démarche traductologique d’Antoine Berman en mettant en parallèle certains passages du texte original avec leurs traductions correspondantes. Dans cette étape, nous aurons recours aux tendances déformantes proposées par ce dernier. A travers quelques exemples, cette étude montre que la modification de structure syntaxique, l’ennoblissement, la destruction des rythmes, clarification et l’allongement lors de la traduction produisent une réécriture qui n’est pas conforme au texte source et qui empêchent ou bloquent la transmission des structures significatives et des conditions sociales telles quelles dans la société de cette époque.
۶۹۵۶.

ورا نام بانوگشسپ گو است (معرّفی داستانی منظوم از ازدواج بانوگشسپ با گیو گودرز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۵۶
  بانوگشسپ، دختر رستم و همسر گیو، معروف ترین پهلوان بانوی ادب حماسی ایران است. در شاهنامه از این قهرمان نام برده نمی شود؛ امّا در چند متن پهلوانی پس از آن، از پهلوانی های او یاد می شود و در روایات عامیانه نیز داستان های بسیاری درباره ی پیروزی ها یا ناکامی ها او آمده است. یکی از حوادث مهم زندگی بانوگشسپ، داستان ازدواج او با گیو پسر گودرز است که از این پیوند، بیژن به دنیا می آید. از ازدواج این دو قهرمان، سه روایت منظوم به دست ما رسیده است: نخست، روایت کوتاهی که به برخی دستنویس های شاهنامه از قرن هشتم به بعد افزوده شده است؛ دوم، روایت معروفی که در بخش چهارم منظومه ی بانوگشسپ نامه آمده است؛ سوم، روایت کمتر شناخته شده ای که در یکی از دستنویس های شاهنامه کتابت شده و تاکنون پژوهشگران به آن توجه نکرده اند. در این مقاله پس از بررسی این سه روایت منظوم، متن پیرایش شده ی روایت سوم را می آوریم، سپس به تحلیل روایت اخیر خواهیم پرداخت.
۶۹۵۷.

بررسی تطبیقی عدم از دیدگاه مولوی در مثنوی و متون بودایی (پراجنیاپارمیتا و مادیامیکاکاریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۶۳۷
«عدم» یکی از موضوعات پیچیده فلسفی و عرفانی است که معنای آن می تواند به یکی از مسائل مهم هستی شناسی یعنی آغاز و انجام جهان پاسخ دهد. بازتاب معانی عدم در عرفان اسلامی و آیین بودایی قابل تأمل است. مولانا در مقام یکی از عرفای بزرگ اسلامی، با بهره گیری از گستره دانش خویش در زمینه متون حِکمی و عرفانی و خلاقیت های شاعرانه ، واژه عدم را در معانی بسیاری به کار برده است. در متون بودایی پراجنیاپارمیتا و مادیامیکاکاریکا که از متون مهم تعلیمی آیین بودا به شمار می روند، عدم و معنای آن، یکی از موضوعات اصلی و محوری است. در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی، تلاش شده است ضمن معرفی دو متن مهم بودایی، دیدگاه مولانا درباره عدم در مثنوی با معانی آن در این دو متن بررسی و تطبیق شود. نتیجه نشان می دهد عدم خواندن ماهیت پدیده های جهان هستی بدون هیچ تفاوتی در مثنوی و متون بودایی آمده است؛ اما تلقی عدم از آغاز و انجام پدیده ها، حق یا حقیقت مطلق و غایت فنای سالک معانی دیگری است که با اختلاف و تفاوت در متون مورد نظر آمده است. ریشه این تفاوت ها را می توان در نوع معرفت و هستی شناسی اسلام و آیین بودایی یافت. در عرفان اسلامی حق تعالی، پدیدآورنده هستی و غایت فنای سالک است؛ در حالی که در متون بودایی جهان از عدم آمده و به عدم می رود و غایت سالک، رهایی از رنج و رسیدن به نیروانا است.
۶۹۵۸.

ریخت شناسی رمان «الحرب فی برّ مصر» یوسف القعید بر اساس نظریه روایت شناسی کلود برمون

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۴۵۲
مطالعات صورت گرایان و ساختارگرایان علاوه بر ایجاد تحول در بررسی شعر، دانش ادبی روایت شناسی را بوجود آورده و تحلیل ریخت شناسانه ی روایت را به عنوان رویکردی مهم مطرح کرد. کلود برمون زبان شناس و روایت شناس فرانسوی از برجسته ترین نظریه پردازان روایت شناسی ساختارگرا و از جمله افرادی است که برای ارائه ی یک الگوی مناسب در زمینه ی ریخت شناسی داستان، تلاش کرده اند. در این پژوهش،«الحرب فی برّ مصر» اثر یوسف القعید (از بزرگ ترین رمان نویسان مصر) که فئودالیسم یا نظام ارباب-رعیتی حاکم بر مصر در سال های 1954م. تا 1973م. دستمایه ی خلق آن است، بر اساس نظریه ی کلود برمون مورد بررسی قرار گرفته و اثبات می شود که نویسنده پیکره ی داستان را با ذوقی سرشار با انواع توالی ها از جمله توالی زنجیره ای و انضمامی و پیوندی خلق کرده است. بر اساس نظریه ی مذکور هر توالی دربردارنده ی سه کارکرد امکان ، فرایند و پیامد است که این کارکردهای سه گانه کاملا با داستان همخوانی و همسویی دارد. کلیدواژه: الحرب فی برّ مصر، یوسف القعید، ریخت شناسی، کلود برمون، توالی و پی رفت
۶۹۵۹.

بررسی طرحواره های تصویری «رحمه» در قرآن بر مبنای رویکرد زبان شناختی جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۲ تعداد دانلود : ۷۷۱
تأثیر قرآن و حدیث بر زبان و ادب فارسی از ابتدای ورود اسلام به ایران آغاز شده و شعرا از گنجینه پرفیض قرآن و حدیث بهره ها برده اند. یکی از منظومه هایی که تحت تأثیر قرآن و حدیث قرار گرفته است، مثنوی شهنامه از شاعری گمنام متخلّص به شرر است. درباره سراینده همین قدر می دانیم که او بخارایی بوده و به هند مهاجرت کرده است. شهنامه وی درباره جنگ های محمّدشاه است. این اثر که در قرن دوازدهم کتابت شده، در کتابخانه آیت الله گلپایگانی قم به شماره 2612 نگهداری می شود. یکی از ویژگی های بارز سبکی اثر، اشاره فراوان سراینده به آیات قرآنی است. سراینده با هنر خود از این آیات به روش های مختلف بهره برده است؛ از جمله اثرپذیری واژگانی یعنی تضمین کلمات و عبارات قرآنی در شعر در قالب وام گیری و ترجمه و نیز برایندسازی. تحلیل آماری این آیات نشان می دهد که شاعر در مثنوی دینی-حماسی خویش بیش از هر چیز به آیاتی توجّه داشته است که در آنها به روایتی از داستانهای زندگی پیامبران اشاره شده است. هدف اصلی در این پژوهش تأثیر قرآن و حدیث بر «شهنامه شرر» است. پس از اشاره ای به احوال شاعر، به شیوه های استفاده وی از قرآن و حدیث پرداخته شده است. این پژوهش نشان دهنده تأثیر منظومه مذکور از قرآن و حدیث است. شیوه غالب اثرپذیری او اثرپذیری واژگانی است.  
۶۹۶۰.

فضای پسااستعماری در ادبیات مهاجرت افغانستان نمونه موردی: رمان سبز، سرخ، آبی از عارف فرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۵ تعداد دانلود : ۵۷۶
ادبیات مهاجرت از مهم ترین حوزه های مطالعه نظریه پسااستعماری است. ادبیات داستانی مهاجرت افغانستان به ویژه داستان ها و رمان هایی که به موضوع مهاجرت به غرب مربوط می شوند، بیشترین عناصر و مؤلفه های موردبحث نظریه پسااستعماری را در خود دارند، ازاین روی مطالعه و تحقیق ادبیات داستانی مهاجرت از منظر نظریه پسااستعماری به ویژه شرق شناسی ادوارد سعید حائز اهمیت است. این مقاله قصد دارد از منظر نظریه پسااستعماری به شیوه توصیفی و تحلیلی به مطالعه موردی رمان سبز، سرخ، آبی از عارف فرمان یکی از نویسندگان مهاجر افغانستان بپردازد. هدف دیگر این مقاله تحلیل و بررسی رمان از منظر تقابل دوگانی «خود» و »دیگری» با توجه به گفتمان «شرق» در برابر «غرب» است. در این رمان مهاجر به مثابه مستعمره ، «دیگری» و در «حاشیه» قرار دارد و میزبان به مثابه استعمارگر «خود» است و در «مرکز» قرار دارد. در سبز، سرخ، آبی آنچه حائز اهمیت است در هم ریختن معادله شرق و غرب است که منجر به قرارگرفتن «دیگری» در مرکز می شود. همچنین در این مقاله نشان داده شده است که نظام مردسالاری حاکم بر افغانستان باعث شکل گیری تقابل دوتایی مرد/زن شده که به گفته سیمین دوبووار زن «جنس دوم» و «دیگری» است و به باور اسپیواک فرودستی است که نمی تواند از جانب خویش صحبت کند و زنان افغانستان از سوی جامعه، مردان خانواده و همچنین خود زنان به حاشیه رانده می شوند که آنها را در استعماری چندسویه قرار

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان