ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۶۲۱ تا ۱۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۱۶۲۱.

بررسی تطبیقی مفهوم واژه «ملکوت» در قرآن کریم و دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۶ تعداد دانلود : ۲۴۳۰
ملکوت از واژگانی است که فهم صحیح و عمیق آن نقشی چشمگیر در تقویت نگرش توحیدی و عرفانی دارد. به سبب همین نقش محوری است که این کلمه در ادبیات غنی پارسی، به ویژه أشعار حافظ نیز بازتاب داشته است. ملکوت مفهومی تشکیکی است که معنای ساده و قابل درک آن برای همه، همان مالکیت مطلق خدای متعال و استناد همه اشیاء به اراده الهی و وصف خالقیت اوست؛ اما معنای عمیق و أعلای آن باطن عالم خلقت و عین ربط بودن همه اشیاء و موجودات به پروردگار عالمیان است. نویسندگان این نوشتار بر آنند که استعمال واژه «ملکوت» در غزلیات حافظ شیرازی در همین معنای أخیر آن بوده است. البته استاد غزل پارسی علاوه بر استلهام معنایی از قرآن در این زمینه، از تصویرسازی های فرا بشری قرآن نیز أثر پذیرفته و با ارائه تصویرگری هایی بدیع و دل انگیز، معانی و مفاهیم قرآنی را با جذابیت و زیبایی خاصی در اشعار خود مطرح نموده است. بررسی تطبیقی مفهوم واژه «ملکوت» در قرآن کریم و دیوان حافظ
۱۱۶۲۵.

عاطفه ی اندوه در غزل های حافظ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴ تعداد دانلود : ۸۹۲
عنصر غالب در گونه ی غنائی و زیرگونههای آن، عاطفههای انسانی است و اساساً شاخص اصلیِ گونه ی غنائی در برابر انواع و گونههای ادبی دیگر، همین غلبه ی عنصر عاطفه است. عاطفههای انسانی، متکثر، متنوّع و تغییرپذیرند. شاعر مانند هر انسان دیگری دستخوش عواطف گوناگون است؛ ولی تفاوت شاعران با سایر انسان ها در این مورد، آن است که عواطف دیگر انسان ها ثبت نمی شود و حضور، تحول و یا تناقض جلوه های مختلف آن ها به واکاوی و مقایسه گذاشته نمی شود، درحالی که عواطف شاعران در سروده هایشان ثبت می شود و می تواند سرچشمه ی داوری های مختلف درباره ی آنان باشد. در این واکاوی ها همچنین می توان قوس تحولات عاطفی شاعران را نیز ترسیم کرد و یا دگرگونی های روانی، تغییر مشرب و تحول جهان بینی آن ها را مورد مطالعه قرار داد و حتی می توان تا زوایای روح و ضمیر شاعران نفوذ کرد؛ کاری که در پژوهش های ادبی ما کمتر دیده می شود. چنین کاری را نمی توان با مطالعه و بررسیِ موردی و صرفا با اتّکا بر نمونه های موردی از ابیات پراکنده ی سرایندگان عملی کرد. پژوهشی از این قسم، سازوکار علمی خود را دارد و زمینه ی مطالعه و بررسی وسیع تری را می طلبد.
۱۱۶۳۱.

تنوع متمایز رنگ در اشعار حسین منزوی و تحلیل جلوه های نوآورانه و تقلیدی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴ تعداد دانلود : ۶۶۱
یکی از غزل سرایان موفق معاصر که در شعر خود، علاوه بر نوگرایی های ساختاری و زبانی، به عینیت و آفرینش تصاویر تازه و رنگارنگ اهمیت داده ، حسین منزوی است. در اشعار او 904 بار از واژه های متضمن رنگ استفاده شده که از این مجموعه بیش از 60 درصد را واژه های فامی و بقیه را واژه های بی فام و خاکستری تشکیل داده است. باتوجه به اهمیت منزوی در سیر تحول غزل و تأثیری که بر برخی شاعران مذهبی، ترانه سرا و حتی نیمایی سرایان پس از انقلاب گذاشته، در این مقاله، به روش تحلیلی- مقایسه ای، ضمن بیان بسامد انواع رنگ در مجموع اشعار منزوی و طبقه بندی آن ها در16 دسته، میزان نوآوری و تقلید او در کاربرد رنگ ها، بررسی و با شاعران گذشته و معاصر، مقایسه شده است. از یافته های پژوهش حاضر این است که تنوع واژه های متضمن رنگ و دامنه ی معنایی القای آن در اشعار منزوی، متمایز با اغلب شاعران معاصر، حتی بیش از شاعری نقاش چون سهراب سپهری است. او در کاربرد رنگ های بی فام کمترین میزان نوآوری را نشان داده و بیش ترین نمود تمایزش، مربوط به رنگ های صورتی، نارنجی، بنفش و تاحدودی کهربایی، سبز، آبی، قهوه ای و خاکستری است. همچنین تلقی های تازه ی او از رنگ عمدتا مربوط به رنگ چشم، بدن و پیراهن معشوق، تجربه های منحصر به فرد منزوی مثل اعتیاد و تخدیر و توصیف زمان، فصل ها و برخی جلوه های فردی زندگی اوست.
۱۱۶۳۲.

تخلص پنهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴
واژه ((تخلص)) یکی از واژگانی است که در ادب فارسی به معانی مختلفی به کار می رود. در این مقاله کاربرد آن در معنی اسم ‘ یعنی : نام شعری شاعر:مورد توجه می باشد . مولوی واژه ((خاموش)) را به عنوان تخلص برگزیده است و به دو صورت ((خامش و خمش )) نیز به کار برده است . اما از آثار او به ویژه غزلیات شمی برمی آید که برخلاف حافظ و سعدی که در بیت های پایانی تمامی و یا اکثر غزلها تخلص آورده اند ‘ ایشان در بسیاری غزلها تخلص نیاورده است و به جای واژه ((خاموش )) یا ((خمش و خامش )) ‘ واژه یا ترکیب یا عبارتی که بیان کننده مفهوم آن است ‘ می آورد ‘ مانند : بستن لب و دهان ‘ بس کردن از سخن ‘ رها کردن گفت و ... که در این مقاله از آن به ((تخلص پنهان )) تعبیر شده است . دهان ببند و ایمن باش در سخن داری که شد کلید خزینه بر ایمن کشدا (47-61 گ) بس کنم ‘ گرچه رمز است بیانش نکنم خود بیان را چه کنی ‘ جان بیان می آید (140-170 گ)
۱۱۶۳۶.

گر نبودی عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴ تعداد دانلود : ۸۸۳
سرود و خوش سرود که: «گر نبودی عشق هستی کی بدی» نه تنها دستمایه عارفان و شاعران و بیدلان که زیربنای هستی عشق است و یکی از سرسپردگان غمزه غمازه او که خود سلسله جنبان دگر دلباختگان است و خواهد بود مولاناست. و این داستان را در دیوان شمس رنگ و بویی دیگر است و در مثنوی معنوی سمت و سویی دیگر: در آنجا عشق است که مولانا را بر دوش جان می برد «می برد آنجا که خاطرخواه اوست»، اما در مثنوی که عنان اختیار به ظاهر در کف پرکفایت مولاناست این بیخودی از چیست؟ این مقاله بر آن است که شور مولانا را که در دیوان شمس مشهود است در مثنوی نیز به عرضه تماشا نشاند و بازگوید که هرجا که عشق آمد. عقل «نه سواری است که در دست عنانی دارد»
۱۱۶۳۹.

درونمایه های مقاومت در شعر «جواد جمیل» با تاکید بر دفتر شعری (اشیا حذفتها الرقابه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۵ تعداد دانلود : ۹۵۷
ادبیات مقاومت از مهم ترین سنگرهای فرهنگی ملت های تحت سلطه است. ادبیات مقاومت به ویژه شعر در عراق که واکنشی به حاکمیت استبداد است، ارزش های ادبی، فکری و تجارب هنری ویژه ای را در آثار شاعران این کشور به جای نهاده است که نه تنها در مجموعه شعر معاصر عربی قابل اعتنا و بررسی است، بلکه می تواند الگویی برای ادبیات متعهد و مقاوم سایر ملل نیز باشد. پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی درونمایه های مقاومت در دفتر شعری «اشیا حذفتها الرقابه» از جواد جمیل، شاعر معاصر عراقی بپردازد و بیش از پیش زوایای پنهان و ناگشوده ادبیات مقاومت عراق را بنمایاند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت استبداد از عوامل اصلی بروز عناصر مقاومت در شعر جواد جمیل است. سرزمین، مردم، قیام علیه بیداد، انگیزه های شیعی مبارزه، ستایش آزادی خواهان و جان باختگان و امید به آینده ای روشن، از مهم ترین درونمایه های اشعار شاعر مورد نظر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان