فراهنجاری دستوری، هنجارگریزی، نحوستیزی، کژتابی، عدول از هنجار، برجسته سازی و ... اصطلاحاتی است که طی چند دهه اخیر به محافل ادبی و متون نقد ادبی، راه یافته است. این پژوهش بر آن است که با تعریف این اصطلاحات و ارایه نمونه ها و مصداق های عینی از دو شاعر صاحب سبک ایران، کارکردهای این پدیده را به شیوه ای توصیفی-تحلیلی به نمایش گذارد. احمد شاملو به عنوان شاعری فرانیمایی (جزو شاعران مدرنیست متعارف) و رضا براهنی به عنوان نظریه پرداز و شاعری پست مدرن جهت انجام این تحقیق درنظر گرفته شده اند.از مقایسه ونقد ونظر دیگران نیز به فراخور موضوع استفاده گردیده و سرانجام تئوری این نظریه پرداز (براهنی) باشعر وی انطباق داده شده است.
در این مقاله، کاربردهای مشترک جفت و یوغ و تلفظ های متعدد و گونه گون آنها را در معانی دو و زوجیت و در حوزه کشاورزی نشان داده ایم. اسناد بسیار از کاربردهای کهنِ دو واژه و گویش های کنونی، گواه آن است که این دو واژه در معنای دو و دوگانگی مشترک هستند و گاهی نیز به جای هم به کار می روند. در برخی موارد نیز در حوزه نام گذاری ها برای هر دو واژه یک تلفظ رایج است. فرایندهای تحول آوایی آنها نیز گواهی می کند که دارای ریشه واحدی هستند. بر اساس مفهوم مشترک و ریشه واحد جفت و یوغ، یک تصحیف را نیز در چند شعر تصحیح کرده ایم.
نوستالژی یا دلتنگی برای گذشته، حالتی است روانی که به صورت ناخودآگاه در فرد ظاهر و تبدیل به یک اندیشه می شود. در عرصة ادبیات، این حالت برای شاعر یا نویسنده ای رخ می دهد که پیرو انگیزش های فردی یا اوضاع اجتماعی- سیاسی پیرامون خود، به نوعی احساس دلزدگی از زمان حاضر دچار می شود و اندیشة بازگشت به گذشته و خاطرات شیرینش را در سر می پروراند.
عبدالوهاب بیاتی و محمدرضا شفیعی کدکنی، به عنوان دو شاعر پرآوازة ادبیات معاصر عربی و فارسی و پرچمدار مکتب ادبی رمانتیسم، با توجه به شرایط فردی و اجتماعی عصر خویش به بازآوری خاطرات گذشته پرداخته اند و فضایی سرشار از دلتنگی و نوستالژی را به تصویر کشیده اند. نگارندگان در این پژوهش، با تأکید بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد هرمنوتیک، به بررسی و تطبیق چگونگی نمود نوستالژی در شعر این دو شاعر پرداخته اند. برخی از یافته های پژوهش نشان داد که دو شاعر با توجه به مکتب رمانتیسم، در جلوه های نوستالژیکی مانند دوری از سرزمین، معشوق، کودکی، از دست رفتن ارزش ها و اسطوره ها اشتراک داشتند.
چهاربیتی گونه ای از شعر کهن ایرانی و به باور نگارنده ادامه همان سه بیتی ها یا سه خشتی های قدیم ایرانی است با وزنی تقریباً هجایی که به مرور وزن عروضی یافته است. ساختار این گونه شعر بنابر شواهد بسیاری که در دست است، بر مبنای نوعی تکرار استوار است. محتوای چهاربیتی ها هم بیشتر ساده و بدوی است و از سویی با موسیقی پیوندی ناگسستنی دارد که به همین دلایل می توان آن را فرزند شعر کهن و بازمانده شعر هجایی دانست. در این گفتار با اشاره به شواهد و نظراتی که از محققان به جا مانده، بنا داریم تا اثبات کنیم این گونه ادب عامه تداوم «سنت شعر شفاهی» است که خوشبختانه دگردیسی خود را در شواهد بسیاری حفظ کرده و پیوستگی تاریخی سنت موسیقی ایرانی، خاصه در بین مردم روستاها، آن را همچون عتیقه ای گران بها محفوظ داشته است تا برای بررسی شعر ایرانی قبل از اسلام، پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی، مشروط به عدم تعصب، منابع کافی در دست داشته باشند
منوچهر آتشی از شاعرانی است که دوران کودکی، طبیعت زنده جنوب و صداقت رفتاری آن دیار هرگز از ذهن و زبان او محو نمی شود. گذشته سرایی شاعر علاوه بر تاریخچهی حضور او در دنیا به گذشته های بسیار دور و باستانی و اسطوره ای نیز باز می گردد. واژه ها، مکانها، حوادث و اتفاقات، اشخاص، روستا و ... همیار شاعر در پردازش به این گذشته است. درد و حسرت از دست رفتن نیکی ها و مردانگی های آدمی در برابر همهی بدی ها خمیرمایهی این گذشته سرایی است. از آنجا که شعر شاعران به نوعی سرگذشت پنهان جامعه است باواکاوی حسرت سروده های آنها می توان تاریخچهی پنهان جامعه هم دورهی شاعر را بازشناخت. بازشناسی خصلت های مردم جنوب، مبارزهی آنها علیه استعمار، افتخارات و زندگی پرشکوه آنها، جدال سنت و تمدن، تقابل طبیعی زیستی با صنعت و مدرنیته و آرمان های نهفتـه درمدینهی فاضله از هدف های این بررسی است که در خلال اشعار آتشی نمود یافته است. به ضرورت همین مسأله باواکاوی اشعار آتشی، آنچه که در این راستا و در پیوند با این هدف بوده استخراج شده و نمونه های برجستهی آن ارایه شده است.
بر پایه این بررسی، گفتار آغازی کودک معمولا از سنین هجده ماهگی به صورت گفتار تک واژه ای و سپس از حدود سن بیست ماهگی تا دو سالگی به شکل گفتار دو واژه ای ظاهر می شود. کودک مفاهیم ابتدایی ناشی از تجربه خود در ارتباط با پدیده ها و رویدادهای محیط را به صورت گفتار آغازی بیان می کند. پژوهشگران گفتار دو واژه ای را که نخستین صورت گفتار طرح دار است، بر پایه نگرشهای زبانشناختی خاص خود تحلیل و توصیف کرده اند و از این راه به ارائه شکل دستور زبان آغازی پرداخته اند. در این نوشتار، ضمن ارائه شیوه های چندگانه توصیف دستور زبان آغازی، به ویژه با بررسی نمونه های گفتاری دو کودک فارسی زبان، شیوه های یاد شده ارائه و نقد می شود و سپس به عنوان نتیجه گیری، گفتار آغازی کودک بر پایه نظریه دستور زبان همگانی تحلیل و توصیف می گردد.