ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۲۱ تا ۵۴٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۴۲۲۱.

بررسی نقش های شش گانه زبانی در ادبیات تعلیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۲
ادبیات تعلیمی، یکی از انواع ادبی در ادبیات فارسی است که سابقه ای دور و دیرین دارد. این نوع ادبی نه فقط در دوره اسلامی، بلکه در آثار بازمانده از ایران باستان نیز وجود دارد. این ادبیات با زبان ویژه خود، ابزاری کارآمد در تعلیم فردی و جمعی محسوب می شود. در این میان زبان به عنوان یکی از شاخص ترین موضوع در نوع ادبی، بسیار حائز اهمیّت است؛ به گونه ای که توجه به نوع زبان در متون ادبیات تعلیمی می تواند ما را به درک بهتر و عمیق ترِ ساختار زبانی متون تعلیمی و کارکردهای اجتماعی و فردی آن رهنمود کند. بر این اساس ما در این جستار در پی آن هستیم که به روش توصیفی تحلیلی، نوع کارکردهای شش گانه زبانی در ادبیات تعلیمی زبان فارسی را بررسی کنیم. 
۵۴۲۲۲.

«مرغ آمین» در فرهنگ های فارسی و فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
مرغ آمین پرنده ای افسانه ای است که به باور عامّه دائماً در حال پرواز است و آرزوهای انسان ها را برآورده می کند. تعبیر «مرغ آمین» در عربی وجود نداشته است. در فارسی نیز تا پیش از صفویّه به کار نرفته است. قدیم ترین سندی که در آن تعبیر «مرغ آمین» به کار رفته، بیتی از منظومه مهر و وفای باقری هروی (ساخته شده میان 996-1012 ق) است. قدیم ترین فرهنگ های مشتمل بر سرمدخلِ «مرغ آمین» چراغ هدایت (تألیف: 1147 ق) و مصطلحات الشّعراء (آغاز تألیف: 1149 ق) است. امّا نویسندگان این فرهنگ ها در تشخیص هویت مرغ آمین اختلاف دارند: علی خان آرزو آن را ستاره کفّ الخضیب و سیالکوتی مَل وارسته آن را فرشته دانسته است. امّا حق با کدام است؟ این پژوهش جست وجویی است برای پاسخ به این پرسش. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل توصیفی-تاریخی با استناد به منابع اصیل، نسخ خطی، فرهنگ های فارسی، متون دینی (قرآن، حدیث، تفاسیر) و حتّی کتیبه ها و ادبیات عامیانه است. برای این کار ابتدا با بررسیِ برخی از متون ادبی و همچنین با کمک پیکره های در دسترس شواهد کاربرد «مرغ آمین» در متون فارسی گردآوری شد. سپس اقوال فرهنگ نگاران و اطلاعاتِ مرتبطِ دیگر با مراجعه به متون گوناگون جمع آوری شد. در ادامه تمامی یافته ها مقایسه و طبقه بندی و توصیف و تحلیل شد. در این پژوهش مشخّص شد که خاستگاهِ اصلیِ «مرغ آمین» بعضی احادیث و روایات دینی است. مرغ آمین در روایاتِ اولیّه فرشته آمین بوده است و سپس در قرن های نهم و دهم هجری بعضی از فرهنگ نگاران، «اختر» را برابر با فرشته آمین تعریف کرده اند (اخترِ آمین) و درنهایت در اواخر قرن دهم یا اوایل قرن یازدهم هجری آخرین مرحله تکامل رخ داده و مرغِ آمین شکل گرفته است.
۵۴۲۲۳.

تبیین جایگاه زن در متون تاریخی با رویکرد شناختی (با تکیه بر چهار اثر از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۱
خویش کاری زن در همه ادوار تاریخی ایران، قابل تأمل و تبیین است؛ چراکه از رهگذر میزان غیبت و حضور زن، هم جایگاه او در هر دوره تاریخی و هم نوع مواجهه جامعه مردسالار با زن را می توان تحلیل و تبیین کرد. ازاین رو، در جستار حاضر که تلاشی میان رشته ای در حوزه ادبیّات و زبان شناسی شناختی است، کوشیده ایم با روش تحلیلی–توصیفی و رویکرد استعاره مفهومی، این مهم را در چهار متن برتر تاریخی از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول واکاویم و نشان دهیم هر یک از این نثرهای تاریخی چهارگانه برای بازنمایی مفهوم زن و فهم فرهنگی آن مفهوم، از چه استعاره ها و چه حوزه های مبدأ برای توصیف زن بهره جسته است. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که باورها و اندیشه های ایدئولوژیک و قدرت حاکمان در خلق این استعاره ها مؤثر است و همچنین زن در بستری از مفاهیم ابزاری معنا می یابد و با تسرّی مفاهیم ضمنی سیاست و اقتصاد و تجربه های فیزیکی در شبکه های زبانی و واژگانی، شیئیّت زن در این متون قابل مشاهده است؛ بنابراین، آنچه از این پژوهش حاصل شد، این است که مفاهیم استعاری به کار گرفته شده برای زن با صورتی که در جهان واقعی بر او دلالت می کند، متناظر است که حاکی از ارتباط تنگاتنگ جهان بینی گفتمان با استعاره هاست.
۵۴۲۲۴.

تحلیل سبک زنانه در مجموعه داستان «خاک غریب» اثر جومپا لاهیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
در سبک شناسی زنانه آنچه اهمیّت دارد یکی مسئله زبان و جنسیت است و دیگری زنانه نویسی. جنسیت در مفهوم تلفیقی آن یکی از مؤلّفه های هویت فردی و اجتماعی است و رابطه زبان و جنسیت زیرمجموعه ای از رابطه زبان و هویت است. نقشی که جامعه برای مردان و زنان تعیین می کند، الگوهای رفتاری متفاوتی را برای آنان رقم می زند لذا تفاوت در کاربردهای زبانی دو جنس و تمایزات جنسیتی موجود در واژگان چشمگیر است. نظریه پردازان معتقدندکه یک سبک نگارش ویژه زنان وجود دارد و نوشتار زنانه با نوشتار مردانه متفاوت است. بررسی ابعاد جنسیتی زبان یکی از موارد پژوهشی مطالعات امروز است. رابطه زبان و جنسیت از آن رو مورد توجه است که طبق پژوهش های دانش زبان شناسی اجتماعی، زنان به گونه ای متفاوت از مردان، زبان را به کار می برند. اثر جنسیت در زبان را، هم در سطح واژگان زبان و هم در سطح ساختار زبان می توان مشاهده نمود. هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی به کارگیری سبک زنانه در مجموعه داستان «خاک غریب» از جومپا لاهیری نویسنده آمریکایی هندی تبار است که درون مایه غالب آثارش «غربت» است. او تجربه ذهنی و درونی شده خود را با تأکید بر ریشه های بنگالی شخصیت ها، در داستان هایش منعکس کرده است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی سبک زنانه از دو بعد زبان و جنسیت و زنانه نویسی در «خاک غریب» می پردازد و در پی پاسخ به این سؤال است که نشانه های سبک زنانه، در حوزه نحوی و واژگانی چگونه در این اثر نمود یافته است؟ نتایج تحقیق نشان می دهدکه جملات توصیفی، استفاده از رنگ واژه ها، کاربرد فراوان واژه های متعلق به زنان، تأکید بر احساسات و عواطف زنانه و استفاده از جملات کوتاه پر کاربردترین مؤلفه های زنانه نویسی در «خاک غریب» است.
۵۴۲۲۵.

بررسی راهکارهای ترجمه ای فیتزجرالد در دو برگردان سلامان و ابسال جامی از منظر چسترمن (۱۹۹۷)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله، راهبردهای ترجمه ای چسترمن را در دو برگردان فیتزجرالد از سلامان و ابسال جامی را بررسی می کند. مسئله اصلی این است که چگونه فیتزجرالد با استفاده از راهبردهای مختلف ترجمه ای پیشنهادی چسترمن، اثر جامی را به زبان انگلیسی منتقل کرده است و چه تأثیراتی این راهبردها بر متن مقصد داشته اند. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه می توان از رهگذر راهبردهای ترجمه ای بازنویسی و جرح و تعدیل فیتزجرالد از اثر اصلی را تبیین کرد. روش تحقیق، توصیفی-تبیینی است. یافته های تحقیق نشان می دهند فیتزجرالد در برگردان نخست خود عمدتاً از شگردهای راهبرد نحوی مانند تغییر صورت، تغییر بیان، و ترجمه تحت اللفظی، و در برگردان پانوی از شگردهای راهبرد معنایی و منظورشناختی مانند فیلتر فرهنگی، حذف و کاهش اطلاعات، تلخیص، و بومی سازی و طبیعی سازی بهره برده است. این راهبردها منجر به تغییرات معنایی، نحوی، و منظورشناختی در متن مقصد شده اند و اثر اصلی جامی را به ویژه در برگردان ثانوی، نه فقط بازنویسی، بلکه تفسیر و تعبیر کرده است. نتایج نشان می دهد فیتزجرالد با استفاده از این راهبردها توانسته است در برگردان ثانوی خود، اثری پذیرفتنی برای مخاطب زبان و فرهنگ انگلیسی ایجاد کند، اما در عین حال، از دقت و وفاداری به متن اصلی کاسته است.
۵۴۲۲۶.

از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم در پرتو تحلیل نظام مند ایدئولوژیک دیالوگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
برخلاف خوانش های رایج، این پژوهش نشان می دهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم ، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی می کند که از طریق تحلیل نظام مند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابل اثبات است. سطح اول، دیالوگ های صریح را در بر می گیرد که شامل گفت وگوهای مستقیم، مونولوگ های درونی، و مکاشفه های شخصیتی است؛ این سطح، ویژگی های اولیه شخصیت، روابط بین فردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار می سازد. سطح دوم و عمیق تر، دیالوگ های چندصدایی را تحلیل می کند که محصول تعامل پویا و پیچیده کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار می گیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجه اند و «آواهای انضمامی» که در هسته هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکل گیری یک هویت نوین و پویا را فراهم می آورند. یافته ها نشان می دهد که این چارچوب تحلیلی، علی رغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیق تر هویت است و با ارائه تعریفی نسبتاً جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیت پردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد می دهد.
۵۴۲۲۷.

بررسی نمودهای شاخص شعر سیدعلی میرافضلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه/ هدف : سیّدعلی میرافضلی(متولد 1348ه.ش) شاعر و محقّق ادبی اهل رفسنجان است. علاوه بر آثار شعری، تحقیقات ادبی قابل توجهی هم خصوصاً در موضوع رباعی پژوهی دارد. نویسندگان در این جستار با تعمّق در مهمترین مجموعه های شعر این شاعر کوشیده اند، مؤلّفه های برجسته و ممتازِ قریحه و ذوق او را که می توان آنها را مهمترین نمودهای سبک خاص او قلمداد کرد، معرفی و تحلیل نمایند. روش/ رویکرد : روش تحقیق در این مقاله، رویکرد تحلیلی- توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات، اسنادی (کتابخانه ای) است. یافته ها/ نتایج : براساس نتایج این پژوهش، هنرنمایی ها و نوآوری های او که موجد سبک مختص به خودش است، اغلب در حوزه سرودن اشعار کوتاه 1 و نیمایی رخ نموده است. نوآوری در آفرینش تصاویر شعری با استفاده از حال و هوای هایکو های ژاپنی، سرودن اشعاری با وزن رباعی و در قالب سه لختی، استفاده آگاهانه توأم با نوآوری از ظرفیت های موسیقی آفرینی شعر نیمایی و استفاده از مضامین اجتماعی و انتقادی، درآمیخته با طنزی رندانه و شیرین از مختصّات شعر میرافضلی است.
۵۴۲۲۸.

مدارک تازه ای از انتشار شعر حافظ در سده هشتم تا نیمه سده نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
بخشی از مطالعات مربوط به شعر حافظ، به شناسایی مدارک و اسناد بازمانده از عهد حیات شاعر و دهه هایی پس از آن اختصاص دارد که تاکنون پیشرفت های خوبی داشته و به سبب حسّاسیّت شعر حافظ، تقریباً بخش اعظم آن مدارک بررسی و تحلیل شده است. امّا همچنان در منابع شعری چاپ نشده و اوراق پراکنده خطّی نمونه هایی به دست می آید که لازم است پس از قیاس با نتیجه پژوهش های پیشین، عرضه شود. می دانیم که مدارک مربوط به شهرت شعر حافظ در عهد حیات او و اندکی پس از آن (در اقلیم های متنوّع مربوط به حضور زبان فارسی) نادر است. از سویی ضبط های ابیات شاعر در منابع چندگانه موجود (اعمّ از دستنویس های دیوان، سفینه های شعری، منابع تاریخی و جز آن) گاه چنان متنوّع و متشتّت است که تصحیح برخی از غزل ها، جز با پذیرش چندتحریری بودن آن ها امکان پذیر نیست. آغاز روند انتساب غزل های جعلی و الحاقی به شاعر از همان ادوار نزدیک به حیات او، مسأله دیگری است که دراین باره، جز با استناد به قدیم ترین منابع خطّی شعر فارسی نمی توان سخن گفت. در این پژوهش، چند منبع تازه یاب که اطّلاعاتی به دانسته های پیشین می افزاید معرّفی و ارزش آن ها بررسی شده است.
۵۴۲۲۹.

تداعی آزاد معانی برپایه اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
مقاله حاضر با استناد به نظریه «تداعی آزاد معانی» و نظریه «ناخودآگاه متون» التذاذ هنری بیشتری از اشعار حافظ را برای خواننده حرفه ای این متن فراهم می سازد و با کشف و تبیین شبکه های پیچیده کلمات در شعر او زمینه های لازم را برای فهم غنی تر وعمیق تر آن اشعار فراهم می کند. در میان شبکه های متعدد ایهامی در دیوان حافظ، ایهام های مربوط به حوزه موسیقی در پدیدآمدن شبکه ایهام تناسب های پنهان حافظ نقش به سزایی دارد؛ اصطلاحاتی چون اقامت، بُعد، چپ، چنبر، خروج، دخول، دلگشا، دلنواز، رجعت، رشته، زنجیر، ساده، سبک، شانه، شاهین، طریق و فن. این اصطلاحات با قرارگرفتن در کنار اصطلاحات معروف تر موسیقی مانند پرده، مقام و راه، شبکه ایهام تناسب دیوان حافظ را گسترده تر و پیچیده تر می سازد و ایهام تناسب را از صنعت بدیعی صرف به ابزاری برای تداعی معانی های آزاد ارتقاء می دهد. در مقاله پیش رو شبکه درهم تنیده ایهام تناسب های پنهان در شعر حافظ در حوزه موسیقی بررسی و تبیین و برپایه نظریه های مذکور برخی از آن ایهام تناسب ها کشف و شرح شده است.
۵۴۲۳۰.

کارکرد رمزگان در طرح مندی حکایت های مثنوی معنوی، مطالعه موردی: «عاشق شدن شاه بر کنیزک»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
جستار حاضر در نظر دارد به شکل توصیفی-تحلیلی و با رویکردی فراتر از نظام ساخت گرایی و پیام محوری، نگاهی به نظریه پنج رمزگان«رولان بارت»(Roland Barthes, 1915-1980) کند و نشان دهد حکایت در مثنوی معنوی چگونه برخوردار از شِمایی طرح مند است. متن بودگی، زبان نوشتار و بافت استریوگرافیک(گُنج واره) سه خصلت اساسی طرح مندی در حکایت های مثنوی است. کارکرد رمزگان از طریق «تله»، «ابهام» و «انسداد» حضور هر سه خصلت را تشدید می کند و با فراتر بردن ساختار فکری حکایت از دایره پیام، شِمای آن را طرح مند می سازد. بررسی کارکرد رمزگان بارت از این منظر، موضوع مغفول پژوهش های انجام یافته درباره مثنوی است. هدف این مقاله، پاسخ دادن به این پرسش است که حکایت های مثنوی، چگونه و در پی کدام تمهیدات، همیشه جا برای خوانش و پویایی معنا دارند؟ برآیند پژوهش آن است که اولاً: حکایت در پیوند با شعر از قید اقتدار زبان و نظام های دستوری از پیش تعیین شده رها می شود و رمزگان کارکرد تأثیرگذاری در این رهایی و «انقلاب مداوم زبان» دارد. ثانیاً: رمزگان با سوق دادن معنا به سوی ساختارهای فکری، آن را متنی هم بافته، طرح محور و برخوردار از فرم استریو گرافیک می سازد.
۵۴۲۳۱.

بررسی هنجارگریزی آوایی در مخزن الاسرار نظامی و تحفه الاحرار جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
فرمالیست ها، میان ادبیات ب ه منزل ه مجموع ه آث ار ادب ی و ادبیت در مفهوم تبدیل زبان خودکار به زبان ادبی، تفاوت قائل بودند. از نظر آنان ادبیت متن با استفاده از شگردهای برجسته سازی، محقق می شود. شاعران نیز برای متمایزکردن شعرهای خود دست به آشنایی زدایی و برجسته سازی می زنند. دو روش هنجارگریزی و قاعده افزایی از جمله این روش هاست که نظامی و جامی، دوتن از شاعران برجسته ادبیات فارسی، برای برجسته سازی و غیرآشنا کردن اثرهای خود از آن استفاده کرده اند. حال با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر دستیابی به گونه ای از هنجارگریزی نظامی و جامی در مخزن الاسرار و تحفه الاحرار است. بنابراین با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این سؤال ها هستیم که هر دو شاعر از کدام عامل هنجارگریزی آوایی بیشتر بهره گرفته اند؟ همچنین استفاده از شگردهای هنجارگریزی آوایی حذف، ابدال، تخفیف، تسکین، ادغام، اشباع و تشدید تا چه اندازه در حفظ وزن، و همسان سازی واژه های قافیه مؤثر بوده است؟ یافته های پژوهش نشان داد: هر دو شاعر برای استحکام بیشتر وزن و موسیقی رعایت وزن اشعار در بحر سریع که لازمه آن سرعت و شتاب در بیان است، بیش از همه از ترفند «حذف» بهره برده اند. پس از آن، شگردهای «ادغام» و «تخفیف»، که هر سه، شیوه مناسبی برای کوتاه کردن مفردات است استفاده کرده اند. همچنین جامی «ابدال» را غالباٌ برای همسان سازی واژه های قافیه، اما نظامی برای حفظ وزن و موسیقی به کار برده است. هر دو شاعر از «اشباع» و «تشدید» به دلیل افزوده شدن بر امتداد هجاها یا تعداد واج های ابیات، کمترین بهره را برده اند.
۵۴۲۳۲.

بررسی زبان غنایی سهراب سپهری از منظر زبان شناسی معاصر (یاکوبسن، سوسور)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
زبان شعر غنایی، به ویژه در آثار شاعران معاصر، نه تنها ابزاری برای بیان احساسات و تجربه های درونی، بلکه بستری برای بازنمایی ساختارهای ذهنی، روان شناختی و معناشناختی است. در این میان، سهراب سپهری با بهره گیری از زبانی ساده، تصویری و تأمل برانگیز، توانسته است نوعی زبان شاعرانه خلق کند که فراتر از بیان صرف، به تجربه هستی شناسانه و عرفانی نزدیک می شود. شعر او با فاصله گیری از زبان توصیفی و منطقی، به سمت زبانی حرکت می کند که در آن واژگان، نشانه هایی سیال و چندلایه اند و مخاطب را به تأویل های ذهنی و روانی دعوت می کنند. هدف این پژوهش، بررسی زبان غنایی سهراب سپهری از منظر روان شناسی زبان و نشانه شناسی معاصر است. چارچوب نظری تحقیق براساس نظریه عملکردهای زبان رومن یاکوبسن و ساختار دال- مدلول فردینان دو سوسور بنا شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه زبان شعری سپهری با عملکردهای روان شناختی زبان و ساختار نشانه ای معنا در ارتباط است، و این ارتباط چه تأثیری بر تجربه ذهنی و روانی مخاطب دارد. روش تحقیق به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که زبان شعری سپهری، با بهره گیری از ظرفیت های روان شناختی و نشانه ای زبان، نوعی زبان درمان گر، هستی گرا و تأمل برانگیز است که مخاطب را به تجربه درونی، سکوت و بازاندیشی دعوت می کند. این زبان نه تنها در سطح ادبی، بلکه در سطح روان شناختی و معناشناختی نیز واجد ارزش تحلیلی و کاربردی است و می تواند در مطالعات میان رشته ای زبان، روان شناسی و ادبیات مورد توجه قرار گیرد.
۵۴۲۳۳.

آتش سوخرا خاموش شد، باد مهران وزید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
در سرگذشت کهن ایران، پاره ای نگرش های سیاسی، اجتماعی اقتصادی، و فرهنگی دینی ایرانیان در چارچوب مَثَل های ایرانی پدیدار شده اند. همچنین مردم یا همانا آفرینندگان ناشناخته مَثَل ها، گهگاه رویدادهای مهم تاریخی را نیز در مَثَل ها بازگو کرده اند و با کاربرد این مَثَل ها، یاد و خاطره رویدادها را در سینه خود نگاه داشته اند. مَثَل «باد سوخرا فروخوابید و باد شاپور/ مهران وزید» یا «آتش سوخرا خاموش شد و باد شاپور وزید»، یکی از کهن ترین مَثَل های ایرانی بازمانده از دوره ساسانیان است که دست کم تا نیمه سده پنجم هجری هنوز رواج و کاربرد داشته است. اگرچه به گواه منابع تاریخی، زمینه پیدایش این مَثَل، ستیزه دو فرمانده بزرگی ایرانی و مرگ یکی از آن ها در دوره قباد یکم (488-496 و 496-531 م.) بوده است، اما نمی دانیم که در دوره ساسانیان آفرینندگان این مَثَل، از خاموش شدن ʼآتشʻ سوخرا و یا فروخوابیدن ʼبادʻ او یاد می کرده اند. در این جستار، با اشاره ای گذرا به زمینه تاریخی پیدایش این مَثَل، تلاش می کنیم تا در چارچوب دین و فرهنگ ایرانی و چگونگی دگرگونی مَثَل های ایرانی، به ریخت آغازین این مَثَل در روزگار ساسانیان نزدیک شویم.
۵۴۲۳۴.

تبیین جایگاه معماری به عنوان یک شاخص منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی بلاد مسلمانی قرن 4 ه.ق (متکی بر مسالک و ممالک اصطخری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه/ هدف: رساله « مسالک الممالک » اثر ابواسحاق ابراهیم بن محمدالفارسی الاصطخری از متون مهم جغرافیای تاریخی است که حاوی مطالب مهمی در باب جغرافیای طبیعی و انسانی اقالیم محاط در دایره اسلام مربوط به قرن 4 ه.ق است. این رساله در قرون 5 یا 6 ه.ق از عربی به فارسی برگردانده شد. تا کنون پژوهش های مختلف درباره این رساله با دیدگاه های متفاوت و زبان های گوناگون منتشر شده، اما از حیث شناساندن و تبیین منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی سرزمین های مختلف، کمتر پژوهشی منتشر شده است. همچنین تبیین جایگاه مصادیق معماری در این تقسیم بندی ها علی رغم اهمیتی که در مطالعات تاریخی-جغرافیایی دارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش با هدف استخراج انواع منطقه بندی در اقالیم فرهنگی سرزمین های اسلامی عصر اصطخری متکی بر متن ترجمه رساله وی انجام گردید و به علاوه سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که معماری به عنوان شاخصی در این منطقه بندی ها چه جایگاهی داشته است؟ روش/ رویکرد: روش پژوهش تحلیل محتوا با رویکرد تفسیری-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته ها/ نتایج : سرزمین های محصور در دایره اسلام عهد اصطخری و عهد مترجم کتاب، به دلیل وسعت پهناور مشتمل بر ممالک مختلفی بوده که هر کدام دارای تقسیماتی جداگانه اعم از دیار، ولایت، ربع، ناحیه، شهر، پاره شهر، قصبه، دیه، طسَوج و دستکره بودند. این گونه تقسیمات در منطقه بندی اقالیم محصور در دایره اسلام علی رغم شباهت های لغوی- اصطلاحی به لحاظ معنایی-کارکردی با هم متفاوت بودند. شاخص های مختلفی در این نوع تقسیمات و منطقه بندی نقش داشتند. از جمله می توان به تفاوت های ناشی از نحوه حکمرانی و ساختار حکومتی، ویژگی های جغرافیایی و تفاوت های فرهنگی اشاره کرد. یکی از این شاخص ها که هم خود متأثر از این موارد است و هم بر آن ها اثرگذار است، شاخص معماری است. در مسالک وممالک مصادیق معماری همچون استحکامات شهری، دار الضرب، قصر با معماری خاص و برگرفته از اقلیم فرهنگی هر منطقه در تقسیم بندی و تفاوت های حاصله نقش داشتند.
۵۴۲۳۵.

منابع و مآخذ عین القضات همدانی در تمهیدات و نامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۷
عین القضات همدانی از بزرگ ترین عارفان و متفکران سده ششم هجری است که اندیشه های ژرف و بدیع او، عرفان و تصوّف اسلامی را بیش ازپیش بارور کرده است. بی تردید جستجو در منابع آثار و نوشته های او، سرچشمه ها و بن مایه های فکری و اندیشگانی او را به ما نشان می دهد. این مقاله بر آن است تا با پژوهش در منابع و مآخذ اندیشه های قاضی همدانی، سرچشمه های تفکرات ژرف و عمیق او را تا حد امکان نشان دهد. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که منابع عین القضات فراتر از آثار برادران غزالی و ابوطالب مکی است. این منابع را می توان به دو دسته تقسیم کرد: 1. منابعی که عین القضات در آثار خود به آن ها اشاره کرده است؛ مانند آثار ابوحامد غزالی، قوت القلوب مکی، رساله اضحویه و سخنان و آثار حلاّج و سهل تستری. 2. منابعی که قاضی به آن ها اشاره ای نکرده است اما از آن ها تأثیر گرفته است که عبارتند از تعرّف کلابادی، تهذیب الاسرار خرگوشی، حقائق التفسیر سلمی، شرح التعرّف مستملی بخاری، و رساله قشیریه ابوالقاسم قشیری.
۵۴۲۳۶.

تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای قاجاری؛ مطالعه موردی: بزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه/ هدف: گورستان تخت فولاد اصفهان، واقع در جنوب شرقی این شهر با مساحت ۷۵ هکتار، و گورستان بُزلر هفشجان در استان چهارمحال و بختیاری، از جمله گورستان های مهم ایران به شمار می آیند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تحلیل و مقایسه کاربرد نقش سرو در گورستان های بُزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان است. در این راستا، تفاوت ها و شباهت های طراحی و کارکرد این نقش در دو گورستان بررسی شده است. روش/ رویکرد: نگارندگان با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی (از نوع هم زمانی)، به تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای این دو مجموعه در دوران قاجار پرداخته اند. در این پژوهش، سنگ مزارهای مربوط به دوره قاجار با بهره گیری از مطالعات اسنادی و میدانی با روش کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها/ نتایج: یافته ها نشان می دهند که هر دو گورستان دارای مجموعه ای متنوع از نقوش هستند که بر سنگ مزارها جلوه گر شده اند. این آرایه ها شامل نقوش اسلیمی، ختایی، گیاهی، حیوانی و اشیا بوده که نقش سرو در میان آن ها به اشکال گوناگون تکرار شده است. این درخت به عنوان یکی از مهم ترین نمادهای فرهنگی و مذهبی در هنر اسلامی ایران، به ویژه در گورستان های تاریخی، حضوری پررنگ دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرو به صورت مستقل یا در ترکیب با دیگر نقوشی همچون پرنده، محراب و گلدان دیده می شود. اگرچه طراحی این نقوش در دو گورستان تفاوت هایی دارد، اما ماهیت و نمادگرایی آن ها از منظر فرهنگی، اعتقادی و تاریخی مشابه است. این نقوش افزون بر جنبه های تزیینی، بازتاب دهنده باورها و مفاهیم نهفته در نقوش سنگ قبور دوران قاجار نیز هستند.
۵۴۲۳۷.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۲
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۵۴۲۳۸.

بینامتنیت نامه های جلال آل احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
بینامتنیت در نگاه نظریه های جدید، متن را پدیده ای مستقل نمی داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می بیند. هر اثر ادبی در شبکه ای از معنا، باور و تجربه شکل می گیرد و ردّ متون پیشین و هم زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می گیرد و آن ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه های گوناگون تأثیر نامه هایی را که جلال آل احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسنده معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت های روزمره نوشته اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن ها را با توجه به مؤلّفه های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعه تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه های آن دو، در قالب ها و شکل های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه پردازی، خلق شخصیت ها و گفتگوهای آن ها، اظهار نظر راوی و غیره .
۵۴۲۳۹.

بررسی تأثیر ذهنی و زبانی شاهنامه بر ادبیات مدحی دوره غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۹
دوره غزنوی و سلجوقی دوران رونق ادبیات مدحی است. از آنجا که هدف ادبیات مدحی خوشامد ممدوحان است انتظار می رود با وجود تعصبات دینی و پایبندی سخت به سیاست های بغداد و جو حاکم بر دربارها و نخبگان سیاست زده و اصالت نژادی حاکمان، اندیشگان و مفاهیم ایرانی-شاهنامه ای جایگاهی در ستایش ممدوحان نداشته باشد. با این وجود مضامین و زبان شعری قصاید مدحی بسیار متأثر از ذهنیت ایرانی و زبان شاهنامه ای است و این هم زمان با سرودن و رواج شاهنامه است. در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی تأثیر شاهنامه بر ذهنیت و زبان ادبیات مدحی با کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها کاویده شده است. از نتایج پژوهش برمی آید پندارهای عامه با تأثیر شگرف بر روح زمانه جهان اندیشگانی و دستگاه مفهومی دوره را متأثر ساخته و از این راه در مدایح شاهان وارد شده است و چون حاکمان ترک این سلسله ها در پی کسب مشروعیت مردمی بوده اند، این پیامد را مطلوب یافته و حمایت کرده اند.
۵۴۲۴۰.

تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمه ماجرایی که به طور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطه میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) می پردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقی می-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی می گردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمی توان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عمل می نماید براین اساس، شناخت، گونه ای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته می شد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق می یابد. شناخت دیگر نمی تواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفته پردازی، که تداعی گر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونه ای فشرده روایت می شود؛ اصل و منشأ این گونه روایی را بررسی می نماید. در این نوع گفته پردازی، داستان های طولانی، در ذهن شاعر ماده خام و ابزاری می شود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن می بایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهره گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان