تبیین جایگاه زن در متون تاریخی با رویکرد شناختی (با تکیه بر چهار اثر از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
خویش کاری زن در همه ادوار تاریخی ایران، قابل تأمل و تبیین است؛ چراکه از رهگذر میزان غیبت و حضور زن، هم جایگاه او در هر دوره تاریخی و هم نوع مواجهه جامعه مردسالار با زن را می توان تحلیل و تبیین کرد. ازاین رو، در جستار حاضر که تلاشی میان رشته ای در حوزه ادبیّات و زبان شناسی شناختی است، کوشیده ایم با روش تحلیلی–توصیفی و رویکرد استعاره مفهومی، این مهم را در چهار متن برتر تاریخی از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول واکاویم و نشان دهیم هر یک از این نثرهای تاریخی چهارگانه برای بازنمایی مفهوم زن و فهم فرهنگی آن مفهوم، از چه استعاره ها و چه حوزه های مبدأ برای توصیف زن بهره جسته است. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که باورها و اندیشه های ایدئولوژیک و قدرت حاکمان در خلق این استعاره ها مؤثر است و همچنین زن در بستری از مفاهیم ابزاری معنا می یابد و با تسرّی مفاهیم ضمنی سیاست و اقتصاد و تجربه های فیزیکی در شبکه های زبانی و واژگانی، شیئیّت زن در این متون قابل مشاهده است؛ بنابراین، آنچه از این پژوهش حاصل شد، این است که مفاهیم استعاری به کار گرفته شده برای زن با صورتی که در جهان واقعی بر او دلالت می کند، متناظر است که حاکی از ارتباط تنگاتنگ جهان بینی گفتمان با استعاره هاست.