فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۴۲۱ تا ۱۸٬۴۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ادبیات روستایی در رمان های عربی و فارسی؛ بررسی تطبیقی الأرض شرقاوی و جای خالی سلوچ دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیّات جوامع مختلف، ادبیّات روستایی به عنوان یکی از زیرشاخه های مهمّ ادبیّات داستانی مطرح بوده و بسیاری از نویسندگان بزرگ در این مورد آثاری را به رشتة تحریر درآورده اند. در ادبیّات عربی می توان از عبدالرّحمن الشّرقاوی نویسندة مصری خالق رمان الأرض نام برد که روستای کودکی خود را با ماجراهایش به تصویر می کشد؛ و از نویسندگان مشهور ادبیّات فارسی در این عرصه محمود دولت آبادی است که آثارش او را به عنوان نویسندة اقلیمی و منطقه ای، معروف ساخته است؛ او در رمان جای خالی سلوچ روستایی به نام «زمینج» را با مشکلات خانوادة سلوچ به تصویر می کشد.
این مقاله با رویکردی تطبیقی پس از تحلیل دو رمان مذکور، به موضوعاتی همچون: جایگاه زنان، فقر روستائیان، آب و آبیاری، نقش زمین و ظلم دولت مردان می پردازد و واقع گرا بودن دو نویسنده، توجّه آن دو به آثار بومی، اهمیّت جایگاه زنان در دو رمان، روحیة استواری روستائیان در برابر ظالمان را بازمی نماید.
در رثای بغداد: نگاهی به قصاید عربی سعدی
حوزههای تخصصی:
با مطالعه شعر عربی سعدی، به خوبی می توان دریافت که او علاوه بر استفاده از دانش وسیع قرآنی، به شعر شاعران بزرگ عرب نیز نظر داشته و افزون بر وام گیری برخی مضامین و درج تعابیر در برگزیدن وزن و قافیه چند قصیده، تحت تأثیر آنان بوده. اشراف او بر شعر شاعران عرب به وسعت دایرة لغوی او و حسن انتقال و انسجام در موضوعات متعدد در بافت قصیده و تثبیت اصالت آن انجامیده است. نویسنده ضمن تبیین این مناسبت ها در اشعار عربی سعدی به بررسی قصیده «در رثای بغداد» سعدی پرداخته، ویژگی های آن را مورد بررسی قرار داده است.
امر به معروف و نهی از منکر از منظر عرفانی (با تکیه بر اسرارالتوحید)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امر به معروف و نهی از منکر موجب سلامت تعاملات و رفتارهای اجتماعی و ضامن اجراى اصول و قوانین در جامعه اسلامی است. هر چند همه فرقه ها و مکاتب و زیرمجموعه های جامعه اسلامی به گونه ای به این اصل معتقدند، از نظر شروط اجرا و چگونگی انجام آن تفاوت هایی میان آنها دیده می شود. هدف این مقاله بررسی شروط و چگونگی اجرای این اصل در میان عرفا با تکیه بر اسرارالتوحید است. بوسعید به این آموزه دینی توجه خاصی داشته است، اما تسامح و تساهل و آزاداندیشی وی و توجه به خلوص نیت در رفتار اشخاص موجب شده است که در مورد رفتار مرتکبانِ منکر خشونت و سختگیری نداشته باشد. از سویی بوسعید در ادای این فریضه بر اساس حال و مقال و شناخت شخصیت گناهکار، موثرترین و آسان ترین روش را پیش می گیرد که شامل روش زبانی، لطف و مهربانی در راستای ایجاد دگرگونی رفتار گناهکار و ... است.
گذر سعدی از آبادان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به یکی از قصاید سعدی با مطلع: «آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین / بر زوال مُلک مستعصم امیرالمؤمنین» پرداخته و ضمن بررسی ویژگی های آن به توضیح اشکالی پرداخته که بر سعدی گرفته شده مبنی بر آنکه شروع قصیده اش در مرثیه خلیفه المستعصم است و پایان و مقطع آن در مدح اتابک؛ یکی از افرادی که در قتل وی دست داشته است. بدین ترتیب نویسنده تناقض موجود را با استدلال های خود پاسخ گفته است.
مرز اندرز در چامه های سعدی
حوزههای تخصصی:
سعدی سخنوری است که در زمینه های گوناگون شاهکاری هنری آفریده است و اگرچه چامه سرا نیست، اما چامه هایش در جایگاه خود استوار و شاعرانه است. او در چامه هایش بر آن است تا فرمانروایان را از خودکامگی و سیاه نامگی برهاند. او می خواهد تا فرمانروایان را بستاید و به بهانه ستایش، آنان را اندرز دهد و راه بنماید. بر این اساس نویسنده کوشیده است تا ضمن بررسی ویژگی های چامه های سعدی، اهداف سعدی را از بیان چامه سرایی و کیفیت آن توضیح دهد.
عارف ربانی در ذهن و زبان سعدی
حوزههای تخصصی:
عارف ربّانی روایت دیگری است از انسان مطلوب و در حقیقت کمال طلبی که در ذهن و زبان سعدی وجود دارد که سعدی در قصیده چهارم خود به آن اشاره می کند. از سویی دیگر، بر اساس بررسی تطبیقی بین تصوف و عرفان، عارف در ذهن سعدی صدرنشین و صوفی مقامی نازل دارد. در این مقاله کوشیده شده است تا ضمن بررسی ویژگی عارف ربّانی از دیدگاه سعدی و مطابقت آن با مفاهیم قرآنی و نیز صوفی و جایگاه آن در ذهن و زبان سعدی به تبیین جایگاه هر یک پرداخته شود.
جایگاه گی یار در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: این جستار دو بخش اصلی دارد: بخش اول درباره پیشینه ادبیات تطبیقی در فرانسه و معرفی مختصر ماریوس فرانسوا گی یار و کتاب معروفش ادبیات تطبیقی است. بخش دوم ترجمه تقریظ ژان ـ ماری کاره بر کتاب ادبیات تطبیقی گی یار است که خود از دو بخش تشکیل می شود: اول، مقدمه مؤلفان کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن بر تقریظ کاره؛ دوم، مقدمه بر ادبیات تطبیقی نوشته ژان ـ ماری کاره. بخش دوم جستار برگرفته از کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن تألیف دیوید دمراش و دو تن از همکاران اوست. مؤلفان این کتاب که درباره فراز و فرود ادبیات تطبیقی و ادبیات جهان از اروپای عصر روشنگری تا دهکده جهانی امروز است، مقدمه های کوتاه و روشنگری بر مقالات کتاب نوشته اند که ترجمه مقدمه آنان را نیز در اینجا آورده ایم.
التناصّ القرآنی فی شعر مصطفی صادق الرّافعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۴
56 - 80
حوزههای تخصصی:
التناصّ القرآنی فی شعر مصطفی صادق الرّافعی
الملخص یُعدّ التراث الدینی منبعا غنیّا للأدب وخاصه للشعر، وعدد الأعمال الأدبیه التی استغلّ فیها الأدباءُ تراثَ الأقدمین لیس بقلیل، بل هناک قسط وافر من هذه الآثار غذّاها الأدباء بما قد سُطِّر فی سجلّهم الثقافی والدینی. ونظرا لما فی الآیات القرآنیه من روعه وجمال دلالهً وبناءً، فکثیرا ما نری أن تداعی المعانی الربّانیّه التی قد استلّها الشاعر من القرآن الکریم یزوّد النصَّ بتأثیر أکثر وأعمق فی القارئ. ینقسم التناصّ القرآنی فی شعر الرافعی إلی قسمین: أولا: التناصّ مع الآیات الکریمه والتقاطع معها فی البنیه اللفظیّه والدلالیّه. وثانیا: استدعاء القصص القرآنیه والشخصیات التی ذُکِرت فی القرآن الکریم، منها: أبو البشر آدم، وخلیل الله إبراهیم، ویوسف الصدّیق، والنبی أیّوب وموسی صلوات الله علیهم أجمعین. ومن هذا المنطلق، یهدف هذا المقال إلی البحث عن النصوص المتناصّه مع القرآن الکریم فی شعر مصطفی صادق الرّافعی والبحث عن کیفیّه استضاءه الشاعر بها، لیُبیّن أنّه کیف استقی جمالیّتَه اللّغویه من ینبوع القران الکریم، معتمدا علی المنهج الوصفی _ التحلیلی.
دو جای نام ناشناخته در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محققان تا کنون تحقیق چندانی دربارة جای نام های شاهنامه انجام نداده اند. این درحالی است که ضبط برخی از این جای نام ها در دستنویس ها و چاپ های شاهنامه پریشان و بی سامان و گاه نادرست است. زیرا نسخه نویسان شاهنامه تقریباً در همه دوره هااهتمام چندانی برای ضبط صحیح این نام ها از خود نشان نداده و گاه آن ها را از روی اهمال کاری با نام ها یا کلمات مأنوس در روزگار خود جایگزین کرده اند. در این مقاله دربارة دو جای نام «آرچنگ» و «نرآهو/ پی آهو » که در شاهنامه های چاپی و خطی، غلط یا گونه گون ضبط شده، بر اساس نسخه های خطی کهن بحث شده و ضبط صحیح آن مشخص گردیده است. اولی قطعآ بر همان ارچنگان منطقة کلات نادر تطبیق می کند و دومی با تردید باید نام میدانی در مرز زابلستان به توران در افغانستان کنونی باشد.
سفارش های اقتصادی سعدی در بوستان و گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برررسی تاثیر زبان محاوره در دستور زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
تقابل فرهنگ و طبیعت در آیین تعزیه•(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های رویکرد ساختارگرایی در تحلیل متن توجه به تقابل های دوگانه است. درحقیقت تقابل بین فرهنگ و طبیعت نوعی ساختار محسوب می شود، بر این اساس دو سوی این تقابل اغلب در حین اجرا در رابطه سیال، تنشی و دیالکتیک قرار دارند که رابطه ای سلبی و هم ایجابی است. بنابراین، از این منظر می توان گفت که در آیین تعزیه، فرهنگ و طبیعت درهم آمیخته اند و پیوسته همدیگر را تعریف می کنند.
تعزیه فی نفسه پدیده ای فرهنگی است، اما در بطن آن (به مثابه متن) طبیعت قرار دارد. حال اگر طبیعت را در تحلیل تعزیه در نظر نگیریم، تعزیه هویت متنی خود را از دست می دهد، زیرا عناصر طبیعت از جمله لایه های درون متنی آن محسوب می شوند. از این رو، طبیعت و فرهنگ در چارچوب تعزیه به شکلی پویا در حال تعریف و بازتعریف یکدیگر هستند. بدین منظور در این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده، تعامل و دیالوگ بین فرهنگ و طبیعت، تطبیق آنها و نوع رابطه و جایگاه آنها با رویکردی ساختارگرایانه بررسی و تحلیل شده است. بنابراین نشان دادن چگونگی کُنش متقابل بین فرهنگ و طبیعت در فرایندی تعاملی و دیالکتیک، هدف این مقاله محسوب می شود.
بررسی اصطلاحات بینامتنی در زبان فارسی و عربی با تکیه بر نظریة ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزة زبان¬شناسی و نظریه¬های ادبی، زبان فارسی و عربی معاصر سخت متأثر از ترجمه است. با مقایسة کتاب ها و مقالات فارسی و عربی در حوزة نقد ادبی در¬می¬یابیم که مترجمان عرب زبان به رغم ترجمه¬های متعدد برای هر اصطلاح، عملکرد مقبول¬تری دارند. شاید از دلایل این موفقیت قابلیّت اشتقاقی زبان عربی باشد. اصطلاح «intertextuality» در زبان عربی به «التّناصّ»، «تداخل النّصوص»، «التفاعل النّصی» و معادل¬های دیگری ترجمه شده و به ترتیب، به معنای «دادوستد متون»، «تداخل متون» و«تعامل متون» است، اما این اصطلاح در زبان فارسی به «بینامتیت» ترجمه شده که دربردارندة مفاهیم موجود در این نظریه نیست. در این مقاله با مقایسة معادل¬های فارسی و عربیِ اصطلاحات مربوط به نظریه «بینامتنی»، وجوه موفقیت یا ناکامی مترجمان فارسی و عربی را نقد و بررسی می کنیم.