ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۷۱۲۱.

مخالف خوانی و ترک ادب شرعی، خصیصه بارز سبکی تقی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۴۲۶
تقی دانش از فضلا و ارباب قلم و از شعرای گمنامِ صاحب سبکِ سنت گرای اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی است که تحت تأثیر اشعار و افکار شعرای سبک های: خراسانی، آذربایجانی، عراقی، مکتب واسوخت و بخصوص سبک هندی قرار گرفته است. در اشعار و غزلیات تقی دانش، با تأسی از شعرای نامدار سبک هندی، دو نوع اندیشه و نگرش متضاد از هم (موافق خوانی و مخالف خوانی(آشنایی زادیی و هنجارشکنی) به چشم می خورد، یعنی: زمانی نگرشش به عناصر و پدیده های شعری و شخصیت های مشهور داستانی و تاریخی و قرآنی و اسطوره ای، همان نگرش کلیشه ای و تک بُعدی و تکرار شونده در سنت دیرینه ادبی( سبک های شعری خراسانی، آذربایجانی، عراقی) است، زمانی نیز با تأسی از شعرای سبک هندی نسبت به همان عناصر و پدیده های شعری و  شخصیت های مشهور نگاه متفاوتی ابراز داشته به هنجارشکنی و مخالف خوانی پرداخته است. منظور از مخالف خوانی(آشنایی زادیی) در شعر تقی دانش، که از خصایص بارز سبکی وی بشمار می آید، آن است که با تأسی از شعرای سبک هندی، به جهت دستیابی به «معنی بیگانه» و فرار از سنت دیرینه ادبی، در خصوص معانی و مضامین کلیشه ای و تک بُعدی و تکرار شونده در عرف و هنجار ادبی و شخصیت ها و عناصر مشهور داستانی و قرآنی و اسطوره ای از زوایه ای غیر عرفی نگریسته و به خلاف آمد عادت در خصوص آنها به قضاوت می نشیند و در خصوص عناصر و شخصیت های مذهبی و قرآنی، با تأسی از شعرای سبک هندی، ترک ادب شرعی می کند. نگارنده در این پژوهش موارد مخالف خوانی( آشنایی زادیی) و ترک ادب شرعی را از اشعار تقی دانش استخراج کرده و به ترتیب حروف الفبایی مورد بحث و بررسی قرار داده است. هدف از این تحقیق تعیین موارد مخالف خوانی( هنجار شکنی) و ترک ادب شرعی در محدوده شعر تقی دانش است. نتیجه تحقیق اینکه مخالف خوانی و ترک ادب شرعی در شعر دانش با تأسی از شعرای سبک هندی در حد قابل توجهی بکار رفته است.
۷۱۲۲.

شاهرخ نامه: منظومه حماسی یا تغزلی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۷ تعداد دانلود : ۶۷۲
شاهرخ نامه، منظومه ای حماسی -تاریخی از شاعر توانای قرن دهم هجری، میرزامحمد قاسمی گنابادی است. موضوع این مثنوی، شرح نبردها، سفرها و عدالت ورزی های شاهرخ تیموری از زمان برتخت نشستن تا مرگ اوست. در این نوشته ضمن معرفی اجمالی شاعر، ویژگی های سبک شناسی شعر وی را با شیوه لایه ای ( در سه سطح زبانی، ادبی و فکری) تبیین کرده و به این نتیجه رسیده ایم که علاوه بر مضامین حماسی بسیاری از ابیات شاهرخ نامه متفاوت با فضای حماسی منظومه است؛ به همین روی این اثر منظومه ای رزمی_بزمی است که وجود بتان زیبارو در صحنه های نبرد و حتی آوردن ساقی نامه در انتهای هر موضوع، این ویژگی را برجسته تر ساخته است. قاسمی شیوه ای تازه در حماسه سرایی به وجود آورده است. نگارندگان با بررسی دقیق ابیات و حوادث داستان ها به این مطلب رسیدند که شاهرخ نامه ترکیبی از حماسه، تاریخ و غناست. بازی های واژگانی قاسمی نشان از تسلط او بر لغات و وزن شعر است. تصویر آفرینی های قاسمی مهارت وی بر فضا، خیال و معنا را نشان می دهد و حد کمال آن کاربرد واژه ها، اصطلاحات و تصاویر تغزلی برای بیان ماجراهای حماسی است.
۷۱۲۳.

ویژگی های شخصیت پردازی در سه داستان از بزرگ علوی، جمال زاده، آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۶۱۷
شخصیت به عنوان مهمترین عنصر داستانی از گذشته تا به حال دارای دگرگونی های مهمی از نظر ویژگی ها و نحوه معرفی در داستان شده است. در ادبیات پس از مشروطه، داستان کوتاه با حضور شخصیت های واقعی و نه قهرمانان افسانه ای شکل گرفت و نویسنده ها اشخاص داستان  خود را از میان مردم عادی برگزیدند و دگرگونی مهمی در داستان پردازی پدید آوردند. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد، سه داستان میرزا، ویلان الدوله و آفتاب لب بام از نظر شخصیت پردازی مورد بررسی قرارگرفت. با بررسی این داستان ها، به این نتیجه رسیدیم که علوی و جمال زاده شخصیت ها را به واسطه توصیف معرفی کرده اند ولی آل احمد از تکنیک های دیگری همچون کنش و گفت وگو استفاده می کند. همچنین شخصیت های آل احمد برای خواننده آشنا تر از شخصیت های علوی و جمال زاده هستند. علوی شخصیتی سیاسی خلق کرده است که دارای پیچیدگی رفتاری است و از نوع تیپیک محسوب می شود، ویلان الدوله جمال زاده را هم می توان نمادی از افراد آواره و سربار دانست، اما شخصیت های آل احمد ساده هستند. نتیجه دیگر این است که شخصیت میرزا و شخصیت های آل احمد به جز مادر خانواده ایستاست ولی ویلان الدله جمال زاده و مادر داستان جلال پویا هستند.
۷۱۲۴.

تحلیل شگردهای هنری آیرونی در اشعار سعدی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۹۱۱
از شگردهای هنری سعدی آن است که سادگی را با صنعت گری در می آمیزد و هنرش را برای خواننده به نمایش می گذارد. وی گاهی از ابزارهای کارآمد همچون: آیرونی، کنایه، استعاره تهکمیه و.. برای گریز از شفاف گویی بهره می گیرد. نگاهی نو به مبحث شگردهای هنری آیرونی، باعث یافتن راهی تازه برای تشخیص میزان قدرت و هنر شاعری وی است. هدف از این جستار بررسی بسامد تحلیلی شگردهای هنری آیرونی که شامل: کلامی، بلاغی، رادیکالی، موقعیت، ساختاری، سقراطی و تقدیر، در اشعار سعدی شیرازی و مقایسه آن با کنایه است زیرا هرچند میان کنایه و آیرونی  تفاوت هایی وجود دارد اما شگردهای هنری آیرونی در کنار کنایه افزایش می یابد؛ بنابراین بهره گیری از ساختار کنایی همراه با آیرونی بر پیچیدگی و ابهام کلام می افزاید. روش کار در این پژوهش توصیفی- آماری است. یافته های پژوهش نشان می دهد آیرونی به عنوان یکی از اجزای سازنده زبان در اشعار سعدی برای بیان اندیشه های دینی، سیاسی و اجتماعی نمود بسیار روشن و آشکار دارد. آیرونی کلامی با 29% بیشترین بسامد و آیرونی تقدیر با 3% کمترین بسامد را به خود اختصاص داده است. در این میان سهم سعدی در کاربرد کنایه و آیرونی به طور محسوسی کمتر از هم عصران خود است.
۷۱۲۵.

روایت انتقاد طنزآمیز برادری دارا و اسکندر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۶۷۰
اسکندر به سبب ویرانی و کشتار و غارت هایش، در منابع قدیم ایرانی ملعون و گجسته خوانده شده اما در منابع متأخر تحتِ تأثیر افسانه ها و خیال پردازی های یونانی، از او به نیکی و بزرگی یاد شده و شخصیتی مثبت یافته است. محققان عمدتاً تردید ندارند که شخصیت اسکندر در شاهنامه منفی است اما وجود دو مسئله را با این شخصیت منفی در تناقض دیده اند: یکی روایت برادری دارا و اسکندر و دیگری نقل مفصّل سرگذشت وی، تا جایی که تصور کرده اند این نقل مفصّل، دلالتی بر مقبولیّت و چهره مثبت یافتن اسکندر است. در مقاله حاضر براساس روش ساختارگرایی نشان داده ایم نسبت برادری دارا و اسکندر نه برای جبران شکست و حفظ غرور ملی، بلکه یک طنز گزنده نسبت به عملکرد ناشایست حاکمانی بوده که با بی تدبیری یا خودفروختگی، راه را برای تجاوز بیگانه هموار می کرده اند. نقل مفصّل داستان اسکندر در شاهنامه نیز به علت سرسلسله سلوکیه بودن اسکندر با دوره حکومت نسبتاً طولانی در تاریخ ایران است و دلالتی بر نگاه مثبت به اسکندر نمی کند چون در ضمن آن مطالبی گنجانده شده که حاوی نوعی اعتراض و انتقاد نسبت به نژاد و تبار اوست و افسانه هایی را نقش بر آب می کند که برای تثبیت اسکندر و جانشینان وی درست شده است. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گرد آمده و با روش توصیفی- تحلیلی پردازش شده است.
۷۱۲۶.

بررسی وجوه هنری بیگانه سازی صورخیال در مجموعه شعر میخانه بی خواب اثر مهدی فرجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۴۵۲
برجسته سازی ویژگی و مشخّصه اصلی زبان ادبی است. برجسته سازی را می توان با هنجارگریزی و بیگانه سازی یا آشنایی زدایی یعنی انحراف هدفمند از قواعد زبان معیار ایجاد کرد. شاعران نوآور تلاش می کنند با کمک عناصر خیال و بهره گیری از مسائل زیبایی شناسی و با روش ابداعی و هنرمندانه در شعر، به واژه های روزمره که هیچ تشخّص ویژه ای ندارند، جان بخشند و مخاطب خویش را به اوج التذاذ ادبی برسانند. پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده است و بر آن است تا تحوّل زیبایی شناسانه صور خیال و تصویرسازی های ادبی ای را که از رهگذر آشنایی زدایی ادبی از اشیا و پدیده های پیرامون خود عادت زدایی می کنند و به کلام جلوه هنری می بخشند، در مجموعه شعر میخانه بی خواب از مهدی فرجی مورد بررسی قراردهد. این پژوهش با بررسی ابعاد زیبایی شاسانه صور خیال موجود در این اثر و با ذکر شاخص ترین شواهد مثال مربوط به هر حوزه، بیشترین نوآوری مهدی فرجی را در این اثر از آن تشبیه و استعاره و کمترین نوآوری را در زمینه مجاز مرسل و کنایه دانسته است.
۷۱۲۷.

Le Jeu et l’Enjeu de la Parodie dans Hamlet de Laforgue et Macbett de Ionesco(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۴۲۹
La parodie, cette notion confuse et souvent dévalorisée, a toujours fait partie de la littérature. Les théoriciens de ce domaine n’auront plus qu’à explorer jusqu’au vertige cette notion soit en la limitant, soit en la généralisant. Gérard Genette la situe dans Palimpsestes au cœur d’une méthode de recherche : «la transtexualité». Sa théorie, bien rigoureuse théoriquement mais pas très pratique limite la parodie au régime ludique. D. Sangsue, L. Hutcheon, M. Rose et d’autres théoriciens de la parodie, ont essayé de l'élargir. Pourtant, ils se mettent en désaccord sur la présence ou de l’absence d’effet comique. Au cours de cet article nous verrons dans quelle mesure Hamlet de Laforgue et Macbett de Ionesco - les réécritures parodiques de Hamlet et Macbeth de Shakespeare - peuvent être qualifiées de parodies, et en quoi elles répondent aux caractères de cette notion. Nous étudierons également comment la parodie fonctionne dans ces deux œuvres et quelle est la nature de l’intention de ces deux écrivains à choisir une démarche parodique. À travers ces ouvrages qui sont les éminents représentants de la parodie - en considérant les éléments partagés des deux textes et les caractéristiques qui les distinguent - nous pouvons expliquer la nature variée de cette notion. En étudiant ces œuvres éloignées dans le temps, nous mettrons en lumière la flexibilité et le dynamisme de ce concept plus théorisé qu’appliqué.
۷۱۲۸.

Quand l’Autre infernal nous apporte des leçons; Lecture sartrienne de Covid-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۳۱۴
Résumé: Un nouveau Autre est survenu dans notre monde. En soulignant notre vulnérabilité, il nous a fait plus seuls que jamais, enfermés dans nos frontières, nos limites, nos corps. Il fait de sorte que nos moindres présences évoquent un sentiment de honte, de culpabilité, un sentiment de faute et d’écart généralisé: nous nous considérons humblement comme nuisibles, transmetteurs potentiels et partisans inconscients de cet Autre infernal. L’apparition du coronavirus n’est pas seulement une situation sanitaire critique. Elle est, par son ampleur et sa grande portée philosophique et culturelle, un événement majeur de l’histoire naturelle. Un événement qui entrainera potentiellement une nouvelle phase dans le rapport de l’homme au monde. Animé, invisible et terrifiant, il est en train de façonner et reformaliser notre existence. Or, le monde a été toujours regardé par notre vision anthropocentrique comme un objet à explorer, à connaître, à exploiter, et voilà tout a changé dans un clin d’œil. Cette fois il est cet Autre qui nous regarde et nous rend objectivé, chosifié, extériorisé. Dans l’article présent, nous allons appliquer la notion dialectique « Autre-sujet/Moi-objet » à notre lecture sartrienne de l’évènement pour traiter cette déformation de notre existence et la possibilité de repenser et de redéfinir notre rapport à de tels nouveaux Autres.
۷۱۳۲.

بررسی مصادیق رفاه و تأمین اجتماعی در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۶۱۳
رفاه و تأمین اجتماعی، یکی از شاخص های پیشرفت در جوامع مترقّی است. بررسی اسناد تاریخی و مشاهدات اجتماعی مورّخان از ایران دوره ی ساسانی، بیانگر آن است که پادشاهان ساسانی در دوران فرمانروایی خود، کم وبیش برای بهبود زندگی مردم کوشیده اند. شاهنامه ی فردوسی یکی از آثارگران سنگی است که به روایت رخدادهای آن دوران پرداخته است. پرسش اصلی این نوشته این است که آیا در این اثر، برای رفاه و تأمین اجتماعی مصادیقی می توان یافت؟ یافته های این پژوهش که به شیوه ی اسنادی تحلیلی به انجام رسیده است، نشان می دهد که برای هر چهار مؤلّفه ی رفاه و تأمین اجتماعی، یعنی «بیمه های اجتماعی»، «خدمات اجتماعی»، «رفاه اجتماعی» و «مساعدت های اجتماعی»، مصادیق کاربردی و نمونه های بارز و روشنگری در شاهنامه ی فردوسی وجود دارد. این نمونه ها نشان دهنده ی اهتمام فرمانروایان برای ارتقا موضوع رفاه و تأمین اجتماعی در میان مردم در آن دوران است.    
۷۱۳۳.

از عشق به عرفان؛ تحلیل گشتارهای روایی و دگرگونی شخصیت ها از خسرو و شیرین نظامی گنجوی تا شیرین و فرهاد سلیمی جرونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۷۱۷
منظومه شیرین و فرهاد یکی از نظیره های خسرو و شیرین نظامی گنجوی است که سلیمی جرونی آن را در قرن نهم هجری سروده است. وجه تمایز این منظومه با پیش متن آن افزوده شدن درون مایه عرفانی به بستر غنایی روایت است. در این پژوهش سعی شده با استفاده از نظریه بیش متنیت ژراژ ژنت و با تکیه بر تفسیر قصدگرا نشان داده شود ساختار روایی این منظومه در مقایسه با خسرو و شیرین نظامی گنجوی چه تغییراتی داشته و سلیمی جرونی چگونه توانسته است اندیشه های عرفانی خود را با عشق زمینی خسرو و شیرین پیوند دهد. با توجه به شواهد برون متنی و درون متنی و از طریق بازیابی قصد نویسنده ضمنی این نتیجه به دست آمد که سلیمی جرونی با کاربرد گشتارهای کمّی و کاربردی، روایتی خلاقانه پدید آورده است که در ژرف ساخت خود، داستان سلوک عارفانه و گذر از صورت به معنا را نمایش می دهد. شخصیت های داستان نیز متناسب با محتوای عرفانی منظومه و همسو با تکامل شخصیت قهرمان (خسرو) در مسیر رسیدن به مقام انسان کامل معنای رمزی یافته اند. در این مقاله کوشش شده است با پُر کردن شکاف های روایی و کاستن از تناقض ها، به خوانشی از شیرین و فرهاد دست یافته شود که بتواند درنهایت معنای تعیّن یافته در ذهن نویسنده ضمنی را به شکلی هنجارمند آشکار سازد.
۷۱۳۴.

میکانیزمات نمو النص فی روایه الفردوس الیباب للیلى الجهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۵۴۹
یناقش هذا البحث میکانیزمات نموّ النص وجمالیات التشکیل اللغوی فی روایه الفردوس الیباب التی تأتی محملهً بلغه شعریه مکثفه موحیه. تتمیز الروایه بتوظیف لغه تکثیفیه منفتحه على النصوص الأخرى حیث تجمع التجارب السابقه لتصویر عالم وجدانی مغایر للواقع. استمتعت لیلى الجهنی لتشکیل النص ونموه بالنصوص الأخرى وزاوجت بین شتى النصوص لاکتمال الإبداع الأدبی. فلذلک یکون الافتتاح السردی هو المرسى الأول الذی نقف علیه لنقد الروایه واستخراج ما یدلّ علیه من فائض المعنى. یلعب الافتتاح کالخطه الراسمه للمشروع السردی دوراً مفصلیاً للاهتداء بما یحتویه النص. لا یقتصر البحث على منهج واحد للدراسه بل یتراوح بین البنیویه وما تشتمل علیه من مناهج مثل الرمزیه والأسلوبیه، تارکاً وراءه القضایا التنظریه التی تتوفر فی المراجع والمصادر المتعدده، متناولاً القضایا التطبیقه. کشفت الدراسه أهمیه الافتتاح السردی للاهتداء إلى المعانی المستبطنه فی النص وتناولت قضایا اکتمال النص نحو شعرنه السرد والإوالیات الخارجیه والداخلیه کمیکانیزمات لنمو النص. ومن النتائج التی حصلت علیها الدراسه هی أن السرد فی الفردوس الیباب یضمر طاقات تعبیریه شعریه بما فیه من إمکانیات نصیه متعدده وأثبتت أن روایه الفردوس الیباب استعاره کبرى تحوم حولها استعارات أخرى.
۷۱۳۵.

دراسه حسن الختام فی قصیده "زال وروذابه" الغنائیه للشاعر الإیرانی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۵۱۰
قام هذا البحث بدراسه أسلوب حسن الختام أو الخاتمه فی القصیده الغنائیه "زال" و"روذابه" للشاعر الإیرانی الشهیر فردوسی بدقه وتمعّن، موجّهاً هذا السؤال، لماذا اختار الشاعر الوصل لإنهاء قصه الحب؟ وما هی العوامل التی أثرت على هذا الاختیار؟ وللوصول إلى الإجابه، کان من الضروره بمکانٍ الالتفاتُ إلى العدید من القضایا مثل معتقدات الشاعر، والمعتقدات السائده فی المجتمع، والبیئه والتقالید، وتأثیر الأساطیر والمعتقدات القدیمه فی نفوس الشعوب فی تلک الحقبه والمعاصره، والشاعر نفسه، إلى جانب دراسه أسباب الوصل من جوانب متعدده، الاجتماعیه منها والسیاسیه والثقافیه والدینیه والأخلاقیه. ولقد قام هذا البحث، بعد تقدیم نبذه عن سیره الشاعر وملخص القصه، بدراسه أسباب الوصل، معتمداً المنهج الوصفی والتحلیلی على أسلوب الدراسه المکتبیه. ومن بین النتائج التی توصّل إلیه هذا البحث، یمکن الإشاره إلى روح العاشق القتالیه للوصول إلى الحبیب، وجمال الحبیب والمحبوب، والمتاعب المستدیمه والحب النقی والمتبادل، وحب السلام الذی اتسم به الإیرانیون، واستمداد شخصیات القصه من المصادر الفکریه والروحیه، والزواج خارج التقالید القبلیه، وإزاحه التناقضات، وعوامل أخرى تؤدی إلى نتیجه هذه الأفعال وردودها إلى التغلب على المنافسین وإزاله الحواجز التی وقفت حاجزاً أمام الوصل.
۷۱۳۶.

تطبیق منهج السیمیائیه عند "ریفاتیر" فی إعاده القراءه لقصیده "العبور إلی المنفی" لِعدنان الصائغ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۹ تعداد دانلود : ۴۸۴
فی منهج ریفاتیر السیمیائی المبتنی علی نظریه التلقّی لدی القارئ، یمکن دراسه القصیده الشعریه ضمن مستویین، هما القراءه الاستکشافیه والقراءه الاسترجاعیه. وفی هذه النظریه، تُکشَف بعض الجوانب الخفیه للقصائد مع الاهتمام بالجوانب المختلفه لهیکل القصیده، أی التراکم (التعابیر المتراکمه) والأنظمه الوصفیه والهیبوغرام أی الموضوعات الرئیسه والماتریس (النسیج) البنیوی، ویتجلّى أیضاً من خلال هذا المنهج التناسق والفکره والمضامین التی تکمن وراء المعانی الظاهریه والسطحیه للقصیده. یتطرق هذا المقال إلى استخدام المنهجیه السیمیائیه لریفاتیر فی خطوهٍ لإعاده قرائه قصیده "العبور إلی المنفی" لعدنان الصائغ، بأسلوب وصفی- تحلیلی بهدف فهم واستیعاب القدرات والطبقات الخفیه وتقدیم قراءه جدیده لتلک القصیده. فتُظهر نتائج البحث فی تحلیل هذه القصیده، أن التراکم فی القصیده یتمحور حول "السلطه والسیطره"، و"المعاناه والحزن"، و"الاستعمار"، و"النضال والاحتجاج"، والمنظومه الوصفیه ل "القطار"، و"المرأه"، و"الوطن"، و"المتهم". ویمکن کشف منشأ "الأوضاع المأساویه للماضی- وهی حاله ملازمه للقلق والحزن – والیأس من تحسن الأوضاع فی المستقبل". أما العناصر اللاقواعدیه (الانزیاحیه) أو الصور البلاغیه المستخدمه فی هذه القصیده هی؛ الاستعاره، والتشبیه، والکنایه، وکذلک مجاز الجزء من الکل. وقد تحوّل أصل دلاله هذه القصیده إلى نص قصیده "العبور إلى المنفى" من خلال ثلاث قواعد لتحدید العوامل المتعدده. فاکتشاف الماتریس (النسیج) البنیوی یثبت أن السیمیائیه الشعریه فی القصیده، على الرغم من اختلافها فی المظهر، إلا أنها فی الواقع تعکس حقیقه واحده وهی متغیرات (التعابیر المتراکمه والمنظومه الوصفیه) لصفه ثابته (الهیبوغرام).
۷۱۳۷.

بررسی و نقد برابرنهاده های «أصبح» با فعل مضارع در ترجمه های فارسی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۳۸۷
یکی از شروط اساسی فهم قرآن، فهم زبان عربی زمان نزول است و تنها مراجعه به آن بخش از تفاسیر یا ترجمه هایی از قرآن رواست که برپایه چنین فهمی تألیف شده باشد. بر این اساس، ازجمله شرایط فهم، تفسیر و ترجمه قرآن، درک مدلول ساخت های نحوی آن، براساس دلالت این ساخت ها در زمان نزول است؛ زیرا بدون شناخت درست و دقیق آن ، فرایند فهم، تفسیر و ترجمه محقق نمی شود. ازاین رو معناشناسی سازه های نحوی قرآن و برابریابی آن در زبان های گوناگون و ازجمله فارسی از پیش نیازهای فهم، تفسیر و ترجمه قرآن است. این پژوهش در راستای پژوهش هایی ازاین دست در پی معناشناسی نحوی ساخت «اصبح» با فعل مضارع در قرآن کریم و پیشنهاد برابرنهاده مناسب آن در زبان فارسی است. ازهمین رو فعل «أصبح» را در عرصه لغت و نحو عربی و ساخت «أصبح» با فعل مضارع را در عرصه تفسیر و ترجمه قرآن کریم کاویده و پس از بررسی حدود 150 تفسیر و بیش از 50 ترجمه قرآن، این ساخت را در وجه مثبت و منفی در فارسی الگویابی کرده و قید «دیگر» را در وجه مثبت و منفی برای آن پیشنهاد داده است.
۷۱۳۸.

بررسی مؤلفه های اگزیستانس در عزاداران بیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۸ تعداد دانلود : ۶۰۷
هدف این مقاله روشنگری سه اصل اگزیستانس (استحسانی، اخلاقی و ایمانی) در داستان عزاداران بیل است. اگزیستانس (فلسفه اصالت وجود) یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین مکتب های فلسفی و ادبی جهان است که مهد پیدایش آن اروپاست. در این مکتب فلسفی و ادبی، انسان فاعلی آگاه شناخته می شود و در تجربه هستی و لمس معنای وجود، به طور بی واسطه با موقعیت های مرزی «مرگ، رنج، ترس و گناه» رویارو شده و این موقعیت هاسبب می شوند تا انسان از ابعاد نهفته درونی خویش آگاهی یابد و خود را بهتر بشناسد. یکی از ویژگی های داستان عزاداران بیل ، اجتماعی بودن آن است. اجتماعی بودن این داستان عمدتاً از شناخت درست ساعدی از جامعه، دردها و مشکلات اساسی آن برمی خیزد. این امر خود از مهم ترین دغدغه های اگزیستانس هاست. داستان های این نویسنده پر از مضامینی چون مرگ و رنج، ترس و گناه است. این نویسنده می کوشد تا زشتی ها، فساد و نابرابری های موجود اجتماع را در برابر چشم خوانندگان به تصویر بکشد و پیامدهای این بی عدالتی را نیز بیان می کند. نتایج تحقیق حاکی از تأثیرپذیری جهان بینی ساعدی از تحلیل های فیلسوفان است. فلسفه اگزیستانس تحلیل خود از سرنوشت بشر را بر سه استنباط بنیادی استوار ساخت و سه نشانه هستی برای آن در نظر گرفت.
۷۱۳۹.

بررسی و تحلیل مفهوم رضایت از زندگی در مثنوی مولوی با استفاده از روان شناسی مثبت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۷۱۰
در روان شناسی مثبت گرا، مفهوم کلی «رضایتمندی از زندگی» بازخورد شیوه ادراک و ارزیابی انسان از همه موقعیت های زندگی اش است. این مفهوم در مثنوی معنوی به شکلی فضیلت خواهانه و ثابت و کلی ارائه شده است و همه موقعیت های زندگی انسان را فرامی گیرد. از نظر مولوی می توان با وجود موقعیت های نامطلوب در زندگی، رضایتمندی کامل را از زندگی به دست آورد؛ شیوه کسب آن نیز ارزیابی شناختی صحیح از دنیا، باور و پایبندی به جهان بینی الهی اسلام و عمل به راهکارهایی خاص است. نویسندگان این پژوهش با استناد به عرفان مولوی، مبانی رضایتمندی از زندگی را از مثنوی استخراج و با مبانی روان شناسی مثبت گرا پیوند می دهند. ارزش های معنوی و الهی در سیروسلوک عرفانی مولوی، زمینه ساز سلامت روان و رضایتمندی انسان از زندگی است. برپایه این پژوهش مشخص می شود که مولوی رضایتمندی را هیجانی ربّانی می داند که با آموزش و ایجاد باورهای سازگارانه و عملکرد مبتنی بر ارزش های الهی به دست می آید؛ سالک با کسب آن شایسته فنای صفاتی و اتصاف به صفات الهی می شود و سرانجام در زندگی چیزی به جز اراده خداوند طلب نمی کند. هدف در این پژوهش شناخت و تحلیل این مفهوم کلی و مؤلفه های مرتبط با آن در اندیشه های مولوی با استفاده از آموزه های روان شناسی مثبت گراست. نتایج این بررسی نشان می دهد رضایتمندی از زندگی یکی از مفاهیم متعالی تمدن و عرفان اسلامی است؛ همچنین یک مفهوم تعلیمی عمومی و ثابت در مثنوی معنوی است؛ این مفهوم با ترویج باورها و مهارت های کنترل هیجانات منفی و افزایش هیجانات مثبت در قالب حکایات و مواعظ و تمثیل ها و با تبیین مفاهیمی مانند رضایت به مقدَّرات و صبر و شکر و قناعت ارائه شده است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر مبنای روش اسنادی و برپایه تحلیلِ محتوای مثنوی مولوی است.
۷۱۴۰.

بررسی شخصیت «هدهد» در منطق الطیر عطار براساس نظریه «خودشکوفایی» آبراهام مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳۶ تعداد دانلود : ۶۷۸
منطق الطیر عطار با طرح مبانی عرفان اسلامی به طور عام و نظریه وحدت وجود به طور خاص، همچنین با داشتن جنبه های تمثیلی و نمایشی، شأن و جایگاهی محکم در زبان و ادبیات فارسی دارد. هدهد یکی از شخصیت های برجسته در این اثر است که توانست با تأکید بر کنش جمعی و بسیج عمومی، مرغان دیگر را برای حرکتی جدید و متفاوت متقاعد کند. منش و روش هدهد در اقناع و بسیج مرغان بر مبنای نظریه های روانشناختی انسانگرا، تحلیل پذیر و درخور بررسی است. نظریه «خودشکوفایی» ابراهام مزلو، پدر روانشناسی انسان گرا، در رفتارشناسی و شناخت هدهد رهبر پرندگان در مسیر رسیدن به سیمرغ به خواننده کمک می کند تا شخصیت هدهد را به عنوان سمبل انسان خودشکوفا و کنش گرا بهتر درک کند. به نظر می رسد هدهد در جایگاه یک رهبر خودشکوفا و کنش گر توانسته است با تکیه بر ویژگی هایی مانند گشودگی نسبت به تجربه های اوج، تأکید بر منطق گفت وگو و مکالمه، هوش کلامی، انعطاف پذیری، اشتیاق و صداقت، خلاقیّت و دوری از تقلید، خودبسندگی و خودمختاری و درک متقابل، بسیج عمومی و کنش جمع محور، مرغان را به نتیجه ای مطلوب و آرمانی برساند که همانا رسیدن به جایگاه سیمرغ است. در این مقاله سعی می شود با تأکید بر نظریه خودشکوفاییِ مازلو، به شخصیت شناسی هدهد و همچنین انجمن های معناگرا پرداخته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان