ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۶۰۱ تا ۱۲٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۲۶۰۱.

مکاشفات پیشگویانه در اشعار حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۳ تعداد دانلود : ۹۸۴
ادبیات مکاشفه ای، به عنوان یک نوع ادبی در حوزه متون ادبیِ دینی و عرفانی مطرح است و با کارکرد امیدآفرینی و نویدبخشی برای "آینده"، در عین خبر دادن از اسرار و رموز "گذشته"، مورد توجه و استقبال بوده است. این پژوهش، پس از مروری بر این نوع ادبی و تاریخچه آن و بررسی انواع مکاشفه، مکاشفات پیشگویانه حافظ شیرازی را مورد نقد و تحلیل قرار داده، مشابهت های موجود در نگرش و موتیف های این شاعر و اندیشمند بزرگ را در مقایسه با کلیات مطرح در این نوع ادبی تبیین نموده است. نتایج تحقیق گویای آن است که فراوانی وجود نمادهای پیام آوری چون هاتف، سروش، صبا، نسیم و... مؤید تعمدی بودن ورود منظورهای پیشگویانه و مکاشفه ای در شعر حافظ بوده است. این نوع ادبی، در کلام لسان الغیب، با به کارگیری عناصری چون اسطوره، مکاشفه، رویا و خواب، تمثیل، سمبل و استعاره، توانسته است اهداف و تعالیم هستی شناسانه، گاه عارفانه، گاه مطایبه آمیز و اغلب نویدبخش و امیدوارانه خود را گسترش دهد.
۱۲۶۰۲.

درآمدی تطبیقی بر شاخصه های رئالیسم در آثار غلامحسین ساعدی و طیّب صالح (مطالعه موردی داستان گاو و دومه ود حامد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۷ تعداد دانلود : ۷۶۸
واقع گرایی یا نمایش واقعیّت پس از حوادث خون بار جنگ جهانی، یکی از مهم ترین دغدغه های نویسندگان قرن بیستم گردید. آنچه برای آن ها اهمّیّت داشت پرداختن به موضوعات این دنیایی و بیان مصیبت ها و بلایایی بود که انسان معاصر با آن ها در ارتباط است. کشورهای جهان سوّم بیشتر با چنین پدیده هایی سر و کار داشتند؛ از این رو، ادبیّات آن ها بیشتر به رئالیسم گرایش داشت و در صدد بیان واقعیّت های تلخ و آشکار جامعة خود برآمدند. غلامحسین ساعدی، در ایران و طیّب صالح در سودان، از نامدارترین نویسندگان سبک رئالسیم در این دو کشورند. پژوهش حاضر کوشیده بر اساس مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی و با روش توصیفی - تحلیلی، همگونی ها و ناهمگونی های داستان «گاو» از غلامحسین ساعدی و داستان دومه ود حامداز طیّب صالح را با تکیه بر مهم ترین شاخصه های رئالسیم در این دو داستان و در شش محور عنصر عادت، سیطرة واقع گرایی، رئالیسم انتقادی، روایت ساده، وجهه تیپیک شخصیّت ها و قهرمان زدایی، بررسی و تحلیل نماید. برآیند پژوهش نشان می دهد که این دو داستان به طور نمادین به جنبه های روان شناختی شخصیّت هایی پرداخته اند که در عقب ماندگی غوطه ورند و با آن خو گرفته و حاضرند پیشرفت و تمدّن را در جهت حفظ این سنّت های مندرس از دست بدهند. شاخصه های رئالیسم در هر دو داستان مشترک بوده و از کمترین ناهمگونی برخوردار است و عواملی چون فقر، جهل و سنّت در پدید آمدن آن نقش دارند.
۱۲۶۰۳.

تأثیرپذیری نصیرای همدانی از فرهنگ و ادب عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۶۴
در این پژوهش، اثرپذیری یکی از شعرای عهد صفویه، یعنی نصیرای همدانی از فرهنگ و ادبیّات عربی در قالب ادبیّات تطبیقی مورد بررسی قرار می گیرد. شاعر و نویسنده ای که از انواع علوم و فنون روزگار خویش بهره مند بود. علاوه بر دیوان شعر، رساله ها، دیباچه ها، رقعه ها و نامه هایی از او به جا مانده است که گویای مهارت و توانایی اش در زمینة نظم و نثر است. نتیجه تحقیق که به روش اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته گویای آن است که نصیرا از ادب و فرهنگ عربی، قرآن و احادیث معصومین یا به صورت آشکار و به صورت تلمیح، اقتباس و حل تأثیر پذیرفته و یا توارد که مضامین او با شاعران و نویسندگان عرب شباهت یافته است. بسیاری از مضمون های فکری و مفاهیم حکمی وی چون مدح، عشق، فخر، باده سرایی و شکواییه ، با شاعران و سخن سنجان مشهور عرب چون متنبّی، ابن فارض، ابن رومی شباهت دارد و قابل مقایسه است و در این میان، متنبّی در موضوعات مدح، بیان مسائل حکمی و شکواییه و ابن فارض نیز در عشق و مسائل مربوط به آن بیشترین تأثیر را بر نصیرا گذاشته اند.
۱۲۶۰۴.

مقایسه سرگذشت مرغان در منطق الطیر عطار و سرگذشت اولیس در اودیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۶۷۳
شاعران عارف گاه، برای آنکه حالات درونی و مکاشفات خود را برای مخاطبانشان بیان کنند از مفاهیم، بن مایه ها و بعضاً تمثیل های حماسی مدد جسته اند. گاه این وام گرفتن چنان آشکار است که مخاطب یقین می کند که شاعر، متنی حماسی را فراچشم داشته است؛ چنان که عطار در منطق الطیر، به آثار حماسی و  از جمله شاهنامه نظر داشته است. همین شباهت ها از سویی و به رسمیت شناخته شدن گونه نسبتاً جدیدی از ادبیات حماسی با نام حماسه عرفانی از دیگرسو و نیز موضوع سفر قهرمان و مراحل کم و بیش مشابه در آنها، ما را بر آن داشت تا به مقایسه و بررسی وجوه اشتراک، از جمله در ساختار روایی و بن مایه های مشترک در منطق الطیر عطار و اودیسه هومر برآییم. نتایجی که به دست آمد، از این قرار است: 1- هر دو کتاب از حیث ساختار روایی، مشترکات تأمل برانگیزی دارند. 2- بن مایه های مشترک زیادی در دو اثر وجود دارد. 3- کهن الگوی سفر قهرمان مورد نظر جوزف کمبل و مراحل سه گانه آن، در هر دو اثر آشکار و با نظر کمبل قابل تطبیق است.
۱۲۶۰۵.

جستاری در شگرد طنز و انواع آن در مقالات شمس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۶۷
طنز یکی از انواع شیوه های بیان است؛ شیوه ای هنری و اثرگذار در بیان و انتقال انواع مضامین. کاربرد طنز به شیوه ها و مقاصد مختلف در انواع آثار هنری به کار گرفته می شود. مقالات شمس تبریزیدر شمار متونی است که این شیوة بیان در آن سهمی برجسته دارد. با توجه شخصیت شمس و کارکردی که طنز در انتقال مؤثر آموزه های حکمی و معرفتی دارد، این نکته قابل انتظار است. بر اساس مطالعة پیش رو می توان گفت طنز در مقالات، شیوه ای برجسته در بیان است که به شکلی گسترده و در انواع اشکال آن با توجه به انواع طنز در مباحث نقد ادبی امروز به کار گرفته شده است؛ طنز واژگانی، طنز مفهومی و طنز روایی انواعی مهم از طنزهایی به کار رفته در مقالات است. علاوه بر این، زبان شمس در مقالاتبا نازکی خاصی همراه است به طوری که می توان گفت سایه ای از طنز بر سراسر مقالاتوجود دارد و لحن شمس به طور کلی صبغة طنزآمیز دارد. طنزی که علاوه بر ذهن وقاد و زبان پرورده شمس، برخاسته از اندیشه های حکیمانه و فرزانه منشی شمس است.
۱۲۶۰۶.

واکاوی اصطلاح "تنمیق" در نسخه شناسی و تصحیح متون کهن بر اساس انجامه هفده دستنویس از قرن هشتم و نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۵۵۱
یکی از عناصر مهم در تصحیح متون کهن، شناخت و فهم دقیق پاره ای از اصطلاحات نسخه شناسی است که می تواند مصحح را در سنجش اعتبار دستنویس های مورد استفاده خود یاری رساند. ما در این نوشتار می کوشیم یکی از اصطلاحاتی را که کاتبان در انجامه دستنویس های فارسی و عربی، برای بیان کیفیت کتابت به کار می برده اند، واکاوی کنیم. بدین منظور، نخست واژه "تنمیق" را از لحاظ تاریخی و کاربردی بررسی کرده ایم و در ادامه کارکردهای معنایی آن در متون گوناگون عربی و فارسی تا پایان قرن نهم هجری تبیین شده است. سپس با در نظر گرفتن هفده دستنویس مربوط به قرن های هشتم و نهم هجری، کاربرد خاص این اصطلاح در این قرن ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که کاتبان دست کم در دو مورد خاص، اصطلاح تنمیق را در انجامه دستنویس به کار می برده اند: نخست برای نشان دادن ویژگی های زیبایی شناسیک و دوم برای اثبات مقابله و تصحیح دستنویس خود با اصل منقول عنه و یا دیگر دستنویس های موجود از متن. از همین رو، مصححان باید در تصحیح متون به انجامه دستنویس هایی که اصطلاح تنمیق در آن ها آمده، توجه بیشتری نشان دهند، زیرا این دستنویس ها از حیث صحت و سلامت، دست کم مورد تایید خود کاتب بوده است.
۱۲۶۰۷.

مآخذ استشهادات شعری فارسی مکتوبات مولانا و تکملة آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۵۴۸
در هر نوشته ای آثار ذوق و اندیشه دیگران را می توان دید. مولانا هم از طریق مصاحبت با بزرگانی همانند بهاء ولد، محقّق ترمذی و شمس تبریزی و هم با مطالعة منابع عمدة فرهنگ اسلامی و آثار و اشعار نویسندگان و شاعران فارسی زبان و تازی گوی از آنان تأثیر پذیرفته است. یکی از راه های آشنایی با منابع فکری و ذوقی مولوی، جست و جوی مآخذ اقوال و افکار اوست. پیداکردن مآخذ استشهادات شعری آثار منثور، کمک می کند تا تنوّع حوزة مطالعاتی او را بشناسیم. مکتوبات مولوی را در ترکیه فریدون نافذ و در ایران توفیق سبحانی تصحیح و چاپ کرده اند. گولپینارلی نیز آن را با مقدمه و تعلیقات مفیدی به ترکی ترجمه کرده است. هر سه استاد در حواشی تصحیح و ترجمة خود، سعی کرده اند گویندگان اشعار را معرّفی کنند. توفیق سبحانی که تعلیقات آن دو را در دست داشته، یافته های خود را نیز بر آن ها افزوده و در مجموع، مأخذ 75 مورد از 153 استشهاد شعری را معرفی کرده است. حدّاد عادل نیز در «احوال دل گداخته»، مأخذ تعداد دیگری از اشعار را روشن کرده است. در این مقاله، ضمن بحثی کلّی دربارة استشهادات شعری مکتوبات و چند و چون آن، مأخذ تعداد دیگری از اشعار برای اولین بار معرّفی می شود.
۱۲۶۰۸.

بررسی و تحلیل اختلال شخصیت «پارانوئیا» در رفتار «کیکاووس» در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۲ تعداد دانلود : ۶۶۵
مطالعه آثار ادبی از زاویه علم روان شناسی، روشی نوین است که می توان با استفاده از آن، به لایه های پنهانی اثر ادبی پی برد. شاهنامه مهم ترین و معتبرترین سند اسطوره ای، حماسی، تاریخی ماست. اثری که محصول ناخودآگاه جمعی ایرانی در طول قرن هاست و با داستان های فراتاریخی و فرامکانی خود تمایل به تأویل و تکثیر معنا دارد. در این جستار نویسندگان کوشیده اند با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، شخصیت کیکاووس (یکی از بزرگ ترین پادشاهان کیانی در شاهنامه ) را از دیدگاه علم روان شناسی، باز بینی و ارزیابی کنند. کیکاووس، از نظر وراثتی بسان شاخه بدی بود که از درختی نیکو روبیده باشد. رفتارش نشان می داد به شدت تحت تأثیر تکانه های درونی است. بدگمانی او بدون مبنای کافی که دیگران قصد دارند به وی صدمه بزنند و همچنین دل مشغول تردیدهای ناموجه در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان، معانی پنهان و تحقیرآمیز یا تهدیدکننده ای که از وقایع خوشایندی چون صلح سیاوش برداشت نمود و...، همگی از دیدگاه علم روان شناسی با احتمال ابتلا به اختلال پارانوئید در او، توجیه می شوند. این مقاله ویژگی های اختلال پارانوئید را با استناد به معتبرترین کتاب روان پزشکی «راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی»، با نام اختصاری (DSM) تألیف انجمن روان پزشکی امریکا ( APA ) در جدیدترین ویرایش آن DSM-5 ذکر نموده است.
۱۲۶۰۹.

شیوة طنزپردازی فرهاد حسن زاده بر مبنای نظریة ایوان فوناژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۸۳۱
طنز، یکی از مهم ترین انواع ادبی است و از راه های متنوّعی حاصل می شود. یکی از نظریه پردازان مشهور طنز، ایوان فوناژی، زبان شناس و روان شناس برجستة مجارستانی است که مفاهیم مختلف طنز و کارکردهای آن را تبیین و بررسی کرده است. ازآنجاکه نظریة فوناژی در مورد طنز، دارای مصادیق متنوّع و جامع است و نگاهی هم به بررسی طنز بر مبنای آرای روان شناسی و زبان شناسی دارد، معیاری مناسب برای بررسی طنز در آثار مختلف ادبی است. فوناژی در نگاهی جزئی تر و دقیق تر، میان طنزپردازی در ژانرهای مختلف ادبی و حتّی حوزه های متفاوت ادبیات مانند ادبیات غنایی یا ادبیات کودک، تمایزاتی قائل است. فوناژی در یک تقسیم بندی کلّی، طنزپردازی در ادبیات داستانی کودکان را به دو نوع اصلی «انحراف از معیار» و «بازی های زبانی» تقسیم می کند و برای هریک از آن ها، مؤلّفه ها و مصادیقی قائل است. در این جستار، داستان های فرهاد حسن زاده در حوزة ادبیات کودک و نوجوان با توجّه به آراء فوناژی و تقسیم بندی او در باب روش های طنزپردازی در ادبیات داستانی کودک نقد و بررسی شده است. در این بررسی به این نتیجه رسیده ایم که حسن زاده، از مصادیق مختلف انحراف از معیار به ویژه اتّصال کوتاه و تخریب حدس به عنوان وجه غالب طنزپردازی استفاده کرده است.
۱۲۶۱۰.

بررسی هویت، قدرت و دانش در سه بَرخوانی بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۲۳
بهرام بیضایی ازجمله نویسندگان تأثیرگذار در ادبیات نمایشی ایران است. اعم کوشش این نویسنده از ابتدا بر روی سه محور اسطوره، حماسه و تاریخ بوده است که با تلفیق این عناصر با درام، خالق آثار متنوعی در ادب معاصر فارسی است. سه بَرخوانی بهرام بیضایی از اولین آثار این نویسنده، شامل سه روایت اساطیری از آرش، اژدهاک و جم است. برخوانی اصطلاحی برساخته از زبان این نویسنده است. این آثار به عنوان اولین تجربیات نویسنده در اواخر دهه سی به دلیل به کارگیری زبان ویژه خود در بازسازیِ اسطوره اهمیت ویژه ای در حوزه روایت دارد. هویت و قدرت این سه شخصیت اساطیری با توجه به زمان نگارش آن، در بعد از کودتای 28 مرداد 1332، به طور ناخودآگاه برای خواننده تولید گفتمان می کند. این مقاله به مسأله هویت و قدرت و دانش در سه برخوانی می پردازد، تا نقش متن را بر مسائل اجتماعی بررسی کند و قدرت و هویت سه شخصیت اساطیری آرش، اژدهاک، جم و در کنار آنان وزیر جم یعنی بندار بیدخش را به شکلی نوین و امروزی برجسته نماید.
۱۲۶۱۱.

تحلیل «ببرها در روز دهم» بر اساس رویکرد گفتمان انتقادی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۴ تعداد دانلود : ۶۹۱
تامر، از برجسته ترین داستان نویسان و طنزپردازان جهان عرب است. درون مایه ی اکثر داستان های وی حقایق پنهان و آشکار سیاسی و اجتماعی جامعه خویش است که گاه نمادین و رمزگونه و گاه صریح بیان می گردد. این مقاله در نظر دارد با واکاوی ابعاد اجتماعی داستان «ببرهای روز دهم» و تحلیل نمادینی از زندگی ببر، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﻨیﺎدیﻦ ﺟﺎﻣﻌ ﻪ سوری و کثرت مشکلات زندگی چون فراگیری یأس، خواری و فقر و گرسنگی را تبیین نماید. این داستان کوتاه، به عنوان نمونه ای از ادبیات داستانی معاصر دنیای عرب، با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادیِ نورمن فرکلاف بازخوانی می گردد. تامر در این داستان با بهره گیری از زبانی رسمی و آمیخته به طنز اجتماعی، به موانع شکوفایی استعدادهای ذاتی انسان عربی- سوری و مبارزه با همه گیر شدن یأس و خواری انسان عربی به طور عام و ذلت و شکست انسان سوری به طور خاص می پردازد. با وجود طبع انتقادی نویسنده، زبان داستان صریح و رُک نیست بلکه، به علت در امان ماندن از آسیب حاکمان مستبد، با بهره گیری از رموز به نقد و تفسیر جامعه خویش می پردازد. ازاین رو، با گفتمان انتقادی فرکلاف، می توان به کشف لایه های رمزگونه متن و مراحل تقسیمات دهگانه زندگی ببرهای روز دهم، دست یافت.
۱۲۶۱۲.

Stylisation discursive de la voix autre dans Madame Bovary : préoccupation de Flaubert pour faire une œuvre sur rien(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۹ تعداد دانلود : ۶۶۱
La notion linguistique-littéraire de style et voix autre dans le genre romanesque renvoie, après la théorie de modalité énonciative (structure dictum-modus), proposée par le linguiste genevois Charles Bally (1932), en principe à la terminologie du linguiste et philosophe du langage littéraire Mikhaïl Bakhtine, pour sa fameuse thèse du dialogisme littéraire qui, une fois parue, a aussitôt remis en cause l’unicité du locuteur-sujet parlant. Selon cette réflexion, l’auteur, en l’occurrence Flaubert, n’est plus seule conscience narrative à faire son récit ; mais il y a là un autre être de discours (plus souvent le personnage principal) dont la voix, ou le point de vue se fait entendre tout à côté de celle du locuteur-narrateur. Madame Bovary est l’ouvrage qui occupe une place bien remarquable dans le développement du genre romanesque à partir de la deuxième moitié du XIXème siècle, sachant que Flaubert a su introduire, par cette œuvre, la linguistique dans la littérature. Pour Flaubert, rien n’est plus soucieux que l’excellente mise en scène de la parole, ou la pensée de son personnage qui ne cesse de focaliser la perspective narrative. L’objectif de cet article est, tout en évoquant la théorie du dialogisme bakhtinien dont l’objet principal n’est que l’homme et son style dans le langage romanesque, d’approcher en gros la notion de la subjectivité langagière dans Madame Bovary à travers les outils linguistiques les plus remarquables tels : le procédé stylistique du discours indirect libre rapporté-DILR, l’autorité polyphonique, la parole doxique, les italiques, les questions rhétoriques, le passé simple subjectif, etc. qui tous trahissent l’hétérogénéité énonciative du discours romanesque flaubertien.
۱۲۶۱۳.

بنیان های نشانه شناختی «هم سازه» و «ناسازه» در اندیشه رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۳ تعداد دانلود : ۹۴۹
رولان بارت در دوره دوم اندیشگری خود اساساً متوجه نقدِ امر بدیهی است. او معتقد است که آن چه خود را به مثابه امر طبیعی، جهانشمول و بدیهی وانمود می کند، در حقیقت محصولِ فراشد طبیعی سازی است؛ فراشدی که به واسطه آن امرِ ایدئولوژیک در نهایت خود را به صورت امر بدیهی نشان می دهد. بر این اساس، محصول نهاییِ فراشد طبیعی سازی، به زعم بارت، هم سازه ای است که امر بدیهی از طریق آن متبلور می شود. در نتیجه، بارت در راستای نقدِ امر بدیهی و نیز افشای تلویحات ایدئولوژیکِ هم سازه، برابرنهادی را تحت عنوان ناسازه مطرح می کند. ناسازه به مثابه سلاحی علیه فریب کاریِ زبان به شمار می رود که با اتکاء بدان می توان به خوانش متفاوتی از متن روی آورد. با این همه، بارت هرگز تبیینِ روشنی از سازِکار نشانه شناختی هم سازه و ناسازه به دست نمی دهد. به همین سبب، ممکن است تصور شود که چرخش نظری بارت متضمنِ نفی آموزه های پیشین او در باب نشانه است. بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد ضمنِ بررسی مبانی نشانه شناختی هم سازه و ناسازه، عواقب و نتایجِ منطقی این تلقی را بررسی کند. در پایان مشخص می شود که رویکردِ بارتِ دوم اساساً متأثر از نقد روابطِ سلسله مراتبی حاکم بر معانی صریح و معانی ضمنی است.
۱۲۶۱۴.

جهان مدرن شاعرانه نزد شارل بودلر و نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۹ تعداد دانلود : ۷۹۰
شارل بودلر و نیما یوشیج دو تن از نام آورترین شاعران مدرن بودند که با آفرینش آثار خود تأثیر بسزایی در سیر تکوین شعر نو دوران خویش به جا گذاشتند. مقاله ی حاضر بر این فرض بنا شده است که میان افکار و آثار مدرنیته ی این دو شاعر می توان ارتباط قاعده مندی را مشاهده نمود. محور اصلی مباحث این تحقیق، بررسی ابعاد مشترک میان اندیشه های شارل بودلر و نیما یوشیج است که همواره با نوآوری های خود، تأثیر چشمگیری در ایجاد شناختی دقیق نسبت به تجدد و عصر مدرن داشتند. لذا، علی رغم تفاوت در نگرش این دو شاعر نسبت به سایر هم عصرانشان، با ظهور نو گرایی به عنوان پدیده ای نو، در مرحله ی معینی از تکامل فکری بشر، زمانی که انسان ها نیاز مبرمی به شناخت ماهیت تکامل اجتماعی پیدا کردند، توانستند با کنار نهادن برخی قواعد و الزامات شعر سنتی و مشاهده ی چهره ی حقیقی دنیای پیرامونشان، با این نظام آفرینش ادبی نوین همراه شوند و از این طریق، تصاویری از تحولات جامعه ی مدرن خویش را در قالب شعر به مردم عرضه دارند. در این پژوهش بر آن بوده ایم تا اهمیت جایگاه مدرنیته را در تحول شعر سنتی مطالعه کنیم.
۱۲۶۱۵.

مطالعه تطبیقی ادیسه هومر و گرشاسب نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۸ تعداد دانلود : ۷۰۸
ادب تطبیقی می کوشد تا زمینه های آفرینش، اثرگذاری ها، شباهت ها و اختلافات آثاری چون ادیسه و گرشاسب نامه و رهیافت های بشر را در انواع ادبی ای چون حماسه، بیابد و بسنجد و پیوستگی فرهنگ مشترک آغازین و بن مایه های فکری و ناخودآگاه جمعی شان را مشخص کند. این پ ژوهش، با دیدگاه آمریکایی در مطالعات تطبیقی و فارغ از جنبه تأثیر و تأثر و تنها بر اساس نشان دادن همسانی ها و   ناهمسانی ها، به تطبیق این دو اثر فرهنگ مشترک هند و اروپایی می پردازد. پژوهش حاضر، در سه جنبه داستانی، محتوایی و ادبی، ادیسه و گرشاسب نامه را با یکدیگر سنجید ه است و حاصل اینکه، جدای از همسانی های عناصر داست ان پردازی که مشابهت های متعدّدی را در طرح، ایستایی شخصیّت ها، اعتماد به سرنوشت و... نشان می دهد، همانندی های محتوایی را در  فراواقعیّت ها و به خصوص در گذر از دریاها، غلبه تقدیر، مرگ، جهان پس از مرگ، خواب و مبارزه های متعدّد با نیروهای مخالف و جادو، بین این دو اثر می توان دید. در جنبه ادبی، غلبه وصف در دو اثر مشهود است. این وجوه مشترک، به دلیل داشتن روح حماسی- اسطوره ای مشترک این اقوام است که برای استقرار خود جنگیده اند. البتّه، پیام ها و پی رنگ ها و گفتمان دینیِ دو اثر ، از هم جداست و تأکید بر وفاداری به پیمان ازدواج در ادیسه، آن را مؤثّر و ارجمند می کند ولی جهان گشایی برای ضحاک، از اهمیّت محتوایی گرشاسب نامه می کاهد. پی رنگ ادیسه، بر بنیاد بازگشت پادشاه به کشور، پس از پیروزی است و فرستنده و قهرمان، هر دو یکی هستند، درحالی که پی رنگ گرشاسب نامه، سفر برای فتح سرزمین های دیگر است و فرستنده، ضحاک ماردوش و قهرمان، گرشاسب است.
۱۲۶۱۶.

Quelques Singulières Contribution à une histoire littéraire des modestes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۷ تعداد دانلود : ۵۶۲
Selon une loi qui rappelle l’accumulation du capital ou l’agrégation des corps dans l’espace, les auteurs sont d’autant plus étudiés que la littérature qui les concerne est abondante. Inversement l’oubli où d’autres sont plongés semble s’aggraver à chaque publication nouvelle sur les premiers. Pourtant un dossier très mince à la BNF ne signifie pas que l’auteur n’avait rien à dire. Beaucoup n’ont pas senti autant que Colette ou George Sand ou comme ces romancières au nom d’homme1, l’aiguillon de la nécessité. Bien souvent, après un ou deux essais, une femme auteur a fait foi des jugements condescendants de l’autre sexe. Mais d’autres encore n’ont pas attaché à l’écrit – ni au statut de l’écrivain – le prestige qui l’a entouré depuis le temps des Lumières jusqu’à, disons, l’invention du livre de poche. Elles ont préféré écrire pour leurs amis, pour des happy few plutôt que, comme disait Paul Valéry, pour une multitude de jeunes gens plus ou moins blasés. Il y a cependant profit à se pencher sur les œuvres rares, et je voudrais ici en montrer quelques exemples. Il s’agit de femmes que j’appelle les Singulières pour la raison qu’elles n’ont publié – selon la BNF – qu’un seul ouvrage. En voici quatre, à rebours sur la route du temps. La bibliothèque en recèle bien d’autres.
۱۲۶۱۷.

تبیین معناهای نازیباشناسانه ی بیماری، رنج و مرگ در اشعار نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی معاصر نیما و شعر نو
تعداد بازدید : ۱۸۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۴۴
در اشعار نیمایوشیج، شاهد ظهور مضامین نازیباشناسانه زخم، بیماری، خون، رنج و احتضار هستیم. مقاله حاضر با تأمل دراین اشعار به نحوه چگونگی بازنمایی این مضامین میپردازد و معناهای مستتر دراین تصاویر را واکاوی میکند. روش پژوهش، تحلیلی است که سعی دارد تا از تفسیرهای زیباشناسانه صرفاً صوری عبور کرده و بر اساس درونمایه های ادبیات موجود در این زمینه، نخست با ت أکید بر گفتمان مشروطه و تحلیل اشعار نیما در این گفتمان نشان دهد که این اشعار را چگونه میتوان به مثابه بازنمایی کشتار و خونریزی زمان خویش توضیح داد و از وجهی دیگر حضور بدن بیمار را نشانی از دموکراسی خواهی و حضور صداهای اقلیت تفسیر کرد. مبانی نظری این پژوهش با تکیه بر تأملات اندیشمندانی چون شارل بودلر و لیندا ناکلین طرحریزی شده است. بر اساس دیدگاه ناکلین در خصوص بدنهای زخمی و بیمار سعی میشود از میان رفتن انسجام و تمامیت بدن در این اشعار به منزله استعاره ای از فقدان تبیین شود؛ فقدانی که جهان نامنسجم و بدون کلیت و قطعیت مدرن برآمده از آن شمرده میشود. در نگره بودلر نسبتی میان حساسیت هنرمند و حساسیت بیمار برقرار است؛ از این رهگذر تجربه های بیماری و مرگ در اشعار نیما به زبانی تازه، فهم و تبیین میشود. در نهایت تأکید میشود که تصویر بیماری و مرگ در هنر نه به معنای زوال و نیستی بلکه میتواند به معنای «تولدی دیگر» درک و استنباط شود. به بیان دیگر از رهگذر این مضامین نازیباشناسانه درک جدیدی از هنر و زیبایی حاصل میشود.
۱۲۶۱۸.

عدد سه و تقابل سه گانه های نمادینِ اسطورة ضحّاک در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه باستان شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
تعداد بازدید : ۳۰۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۷۰
عدد سه در اغلب مذاهب، فرهنگ ها و اساطیر ملل با مفهوم نمادین خود یعنی کمال، اتمام و بسیاری و برای نشان دادن نهایت نیکی و یا بدی به کاررفته است. وجود سه گانه ها یکی از مصادیق کارکرد این عدد در شاهنامه است و اسطورة ضحّاک یکی از بهترین نمونه های آن به شمار می رود. نتایج حاصل از این مقاله که به شیوة کتابخانه ای و با هدف بررسی سه گانه های نمادین داستان ضحّاک و تقابل آن ها نوشته شده است، نشان می دهد که در این داستان، سه گانه ها نمایندة مفهوم اساطیری عدد سه بوده و تقابل خیر و شر را نشان می دهند. ظهور سه بارة اهریمن بر ضحّاک او را به اوج ظلم و ستمگری می رساند. همچنین از هم گسیختگی سه گانة جمشید توسّط ضحاک و سپس از بین رفتن سه گانة ضحّاک توسط فریدون نشان می دهد که سه گانه ها گاهی در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و در این تقابل اگرچه سه گانه ها زوال قطعی ندارند امّا غالب و مغلوب یکدیگر هستند؛ چنانکه در این اسطوره، فریدون به عنوان نماد کمال خیر و نشان اهورایی در پی براندازی سه گانة ضحّاک (نهایت بدی) است و با قرار گرفتن در کنار برادران خود و خواهران جمشید به تقابل سه گانة اهریمنی (ضحّاک) می پردازد و درنهایت اگرچه ضحّاک مغلوب می شود، امّا به طور کامل از بین نمی رود. .
۱۲۶۱۹.

بررسی رئالیسم جادویی و نوستالژی بازبینانه در لایه های روایی رمان اسفار کاتبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵۵ تعداد دانلود : ۲۱۸۳
رمان  اسفار کاتباندر 1379، جایزه مهرگان را از آن نویسنده اش؛ ابوتراب خسروی، نمود. این اثر که از لایه های مختلف روایی بهره می گیرد، در حالی که در لایه اول خود سعی در روایت آشنایی سعید و اقلیما دارد، در لایه های روایی دیگر، متون کهن از جمله مصادیق الآثار شیخ یحیی کندری یا همان تاریخ مظفری و زندگی شدرک قدیس را باز خوانی می کند. این ویژگی در داستان که قابل رویت در داستانهای پست مدرن است، لایه های روایی نام دارد.  در  اسفار کاتبان که شرح روایات کرامات خواجگان و قدیسین را در خود جای می دهد، ویژگی های رمان رئالیست جادویی به چشم می خورد. رئالیسم جادویی، نوعی پادآمیزه ادبی است که از دو عنصر جادویی + رئالیستی تشکیل یافته است بسیاری از نویسندگان، این نوع ادبی را در جهت بررسی تضادهای موجود بین قدرت های استعمارگر، پسا استعمارگر، امپریالیستی و جامعه خود استفاده کرده اند و گاه واقعیت های تلخ تاریخی را از طریق رئالیسم جادویی بازبینی نموده اند. مطالعه حاضر پس از بررسی لایه های روایی در رمان  اسفار کاتبان، ضمن اشاره به ویژگی های رمان رئالیست جادویی از قبیل عنصر ناکاستنی، جهان پدیداری، بر هم زدگی دنیاها،  اغتشاش در تردید ها، و شکستن زمان مکان و هویت بر اساس طبقه بندی فاریس، و بررسی این عناصر در رمان مذکور، اسفار کاتبان رمانی رئالیست جادویی در نظر گرفته شده و سپس نوستالژی بازبینانه خسروی را در جهت بازنویسی روایات تاریخی زندگی شاه منصور مظفری و شدرک قدیس نشان داده است.
۱۲۶۲۰.

مطالعه تطبیقی رویکرد کهن الگویی سه اسطوره رویین تن (اسفندیار، آشیل و زیگفرید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۲۶۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۵۶
اندیشه رویین تنی، که ریشه ای کهن داشته و بیانگر آرزوی دیرینه بشر برای دستیابی به آسیب ناپذیری و بی مرگی است، به انحای گوناگون در میان اسطوره های ملل مختلف نمود یافته است. سه اسطوره رویین تنی، یعنی آشیل، اسفندیار و زیگفرید، در مقایسه با سایر رویین تنان از تواتر بیشتر و جامع تری برخوردارند و رویین تنی به عنوان یک انگاره کهن الگویی در روایت هر سه اسطوره قابل بحث و مطالعه است. از آنجا که بسیاری ازپژوهشگران شباهت های میان این سه اسطوره را ناشی از نظریه کهن الگویی یونگ دانسته اند، تلاش شده است در این پژوهش میزان صحت و سقم موضوع بررسی شود. روش تحقیق در این پژوهش، اسنادی و کتابخانه ای است. این مطالعه، با هدف شناسایی ریشه های مشترک این اسطوره های رویین تن، از منظر نظریه کهن الگوها به بررسی نقاط اشتراک و افتراق میان آنها و میزان اثرپذیری این سه اسطوره از یکدیگر پرداخته است و با رویکرد کهن الگویی در مطالعه تطبیقی میان اسفندیار، آشیل و زیگفرید، به این سؤال پاسخ می دهد که چه ریشه های مشترک و یا متمایزی را می توان در مطالعه این سه اسطوره رویین تن یافت و تا چه میزان شباهت های موجود میان این سه اسطوره را می توان با نظریه کهن الگویی توجیه کرد. از مهم ترین نتایج این پژوهش، تقویت نظریه تاثیرپذیری فردوسی از هومر در خلق اسطوره اسفندیار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان