فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۴۸۱ تا ۱۱٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی تطبیقی عوامل شعر سیاه در اشعار سیمین بهبهانی و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است با نگاهی تحلیلی و تطبیقی، عوامل شعر سیاه را در اشعار سیمین بهبهانی و نازک الملائکه به عنوان دو شاعر معاصر فارسی و عربی زبان، مورد بررسی قرار دهد. دلیل انتخاب و تطبیق اشعار این دو شاعر در این پژوهش این است که هر کدام در دوره ای از زندگی ادبی خود به شکلی با جریاناتی روبه رو بوده اند که باعث به وجود آمدن روحیّه تشاؤم و پوچ انگاری در بشر شده است و تحت تأثیر خفقان و استبداد جامعه عصر خود به شکلی گسترده به بازتاب عوامل شعر سیاه در اشعار خود پرداخته اند.
تغییر گفتمان در ترجمه اشعار مولانا نمونه موردی: نغمه های بهشت (رفیق عبدالله)
حوزههای تخصصی:
ترجمه ناپذیری برخی اشعار عرفانی مولانا از یک سو و تفاوت دیدگاه های شرق و غرب، از سوی دیگر، موجب بروز تغییراتی در گفتمان عرفانی مولانا در زبان های مقصد گردیده است. رفیق عبدالله از مسلمانان متولد آفریقاقی جنوبی ، سخنران، مترجم، نویسنده و تهیه کننده رادیو بی بی سی گزیده ای از اشعار مولانا را انتخاب و برای علاقه مندان انگلیسی زبان ترجمه نموده است. این پژوهش ضمن مرور دیدگاه-های مختلف در زمینه شعر و ترجمه آن، با استناد به ابیات منتخب دیوان شمس، تغییرات به وجود آمده در نسخه ترجمه شده آنها را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین به نقاط مشترک گفتمان موجود در واژگان منتخب و ترجمه آنها اشاره کرده و در پایان نشان می دهد که دلیل استقبال از اشعار مولانا و فراگیری تب مولانا دوستی در غرب تا حدودی مرهون تغییر گفتمان این الگوها از نسخه شرقی و اصیل آن به نسخه برساخته، مجعول و غربی است.
صور خیال در معلقه امرؤالقیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل هویّت و جایگاه زن سووشون « در پرنده من « سیمین دانشور و » فریبا وفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تصویر ارایه شده از زن در دو اثر ادبیات داستانی مدرن ایران « سووشون» از سیمین دانشور و « پرنده ی من » از فریبا وفی می پردازد . بررسی و تحلیل زن در دو اثر فوق با دست یابی زبان و مشخصه های لفظ و محتوا و نیز کاربرد فرهنگ و ایدئولوژی خاص حاکم بر جامعه درباره ی زن ، مورد نظر نگارندگان بوده است . لذا برجسته کردن تصاویر زنان در آثار فوق , بازتاب تجربه ها و عواطف زنانه, نیز انعکاس مصادیق اندیشه های متعصبانه چون تحقیر و استثمار زن ، محدودیت های فردی و اجتماعی ، ترجیح مرد بر زن و هویت باختگی از مضامین مهم آن است . بدین منظور این جستار در یک خوانش ساختار شکنانه با روش تحلیلی- توصیفی به واکاوی این فرهنگ می پردازد که نویسندگان زن معاصر به شدت تمایل دارند که فرد را از دریچه نگاه مردانه رها کنند و چهره ی زنانی را به نمایش بگذارند که خواهان وضعیت بهتری برای خود هستند اما فشارهای بیرونی آنها را مجبور به زندگی بی تحرّک می کند .
بررسی تمثیل های حماسی و اسطوره ای در سروده های نیمایی مهدی اخوان ثالث (م. امید)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تمثیل های حماسی و اسطوره ای به کاررفته در سروده های نیمایی مهدی اخوان ثالث (م. امید) و اهداف و شیوه های کاربرد آن ها در این سروده ها بررسی و توصیف شده است. هدف از این پژوهش آن است که دانسته شود شاعر این تمثیل های حماسی و اسطوره ای را چگونه و با چه هدف هایی در سروده های خویش به کار گرفته و این اشاره ها و تناسب های ذهنی چه تأثیری در پرورش معانی و مفاهیم مورد نظر شاعر داشته است. بدین منظور، این مفاهیم اسطوره ای و اشاره های داستانی را در سه بخش تمثیل های حماسی و اسطوره ای ایرانی، اشاره ها و تلمیحات اسلامی و اشاره های داستانی غربی، دسته بندی و بررسی نموده ایم که در این میان، تمثیل های حماسی و اسطوره های ایرانی سهم بسیار چشم گیری در سروده های شاعر داشته است. این تمثیل های حماسی و اساطیری با اهداف گوناگون در شعر اخوان ثالث به کار رفته است؛ شاعر برای پرورش معانی و مفاهیم مورد نظر خود و اغلب برای بیان مفاهیم انسانی و مسائل اجتماعی روزگار خویش از آن ها بهره گرفته است. بهره گیری از این تمثیل های حماسی و اسطوره ای، زبان و بیان شعری او را نیز تشخّص و ویژگی بخشیده و بر قدرت تأثیر و القای آن افزوده است.
بررسی تمثیل در دو داستان کلیله و دمنه و مرزبان نامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل از انواع ارزشمند ادبی است که در ادب فارسی کاربرد دیرینه ای دارد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی تمثیل و انواع تمثیل آن، در چهار داستان کلیله و دمنه و مرزبان نامه است. داستان های «موش و گربه» و «زاغ و مار» از کلیله و دمنه و داستان های «موش و مار» و «موش با گربه» از مرزبان نامه است. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، نمودار بسامدی نیز رسم شده است. حاصل بررسی های انجام شده این است که هر سه گونه فابل، پارابل و اگزمپلوم در این داستان ها یافت شد و در این میان غلبه با اگزمپلوم بوده است. از میان انواع اگزمپلوم، مثل، ضرب المثل و تحریف شده آن، سخنان و امور مشهور یافت شد. همچنین فابل و اگزمپلوم در کلیله و دمنه بسامد بیشتری داشته است.
هویت بومی و منطقه ای اشعار منوچهر آتشی در محمل تمثیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره ای که «جهان وطنی» به شدت تبلیغ می شود، پاسداشت عناصر هویت بخش بومی و قومی، امری اجتناب ناپذیر و شایسته می نماید که بار این مهم را بسیاری از هنرمندان، شاعران و نویسندگان کشورها بر دوش می کشند. این پژوهش برآن است تا نشان دهد که «منوچهر آتشی» شاعر بلندآوازه جنوب در فضای سرشار از تبلیغات بنیان برافکن که از همه سو افکار را تسخیر کرده است، چگونه توانسته هویت بومی و منطقه ای خود را در فضای بیکرانه شعر ماندگار سازد. بررسی ها نشان می دهد که آتشی برای نگهداشت عناصر هویت بخش بومی و منطقه ای خود، از بستر تمثیل سود جسته و با نقل روایت و ذکر خاطرات از گذشته ای بس دور تا زمان حاضر، هویت بومی را در شعرش خوانا و تأثیرگذار کرده است. سپس با تلفیق بین لغات، اصطلاحات، ضرب المثل ها و واژگان بومی منطقه خود با زبان رسمی فارسی، به این توانایی دست یافته تا هویت بومی و اقلیم و در نهایت اشعار خود را ماندگار سازد.
تعلیم و تربیت در نظام فکری فارابی و مولانا؛ شباهت ها و تفاوت ها
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال اول تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
153 - 177
حوزههای تخصصی:
بلاغت کنایه در رباعیات عطار نیشابوری
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال اول پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲
11 - 38
حوزههای تخصصی:
کنایه به عنوان یکی از ابزارهای بلاغیِ ارزشمند، دارای کارکرد های متفاوتی است. عطار نیشابوری در رباعیات (مختارنامه)با بسامد بالایی از کنایه بهره جسته و توانسته است، غیرمستقیم، معانی گسترده ی عارفانه را با بهره گیری از این ویژگی زبانی و تصویری به مخاطبان منتقل نماید. می توان یکی از دلایل فراوانی کنایه در رباعیات عطار را تناسب آن با قالب مذکور دانست؛ زیرا رباعی، شعری است با خاستگاه مردمی؛ از این رو فرهنگ کنایات در آن نمود بیش تری دارد. در این پژوهش، آشکار می گردد که بالاترین بسامدِ کمّی و کیفی استفاده از بلاغت کنایه در ساختار های سه گانه به ترتیب، مربوط به «کنایه در ساختار فعل، کنایه در ساختار صفت و کنایه در ساختار موصوف» است. ازطرفی، عطار در رباعیاتش از کنایات قریب، بسیار بهره می جوید که یکی از علل این موضوع، ساده گویی و استفاده ی بی تکلّف این شاعر از زبان برای انتقال مفاهیم عرفانی است. همچنین این عارفِ شاعر، علاوه بر بهره گیری از کنایاتی که شاعرانِ پیش از او به کار برده اند، نوآوری هایی در این زمینه داشته است که اغلب این نوآوری ها در ساختار کنایه ی صفت یا موصوف هستند. گفتنی است که این پژوهش به پیوند کنایات رباعیات عطار با آرایه ی بدیعی تضاد نیز اشاراتی دارد.
العدول الأسلوبی فی شعر محمّد مهدی الجواهری(دراسه وتحلیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۵
27 - 44
حوزههای تخصصی:
یتناول هذا المقال بعضا من ظواهر الإنزیاح أو العدول الأسلوبی فی شعر محمد مهدی الجواهری ، أحد أقطاب شعراء العراق المعاصرین، وذلک من خلال دراسه العدول الاستبدالی والترکیبی اللذین یعتبران سمتین من سمات الإبداع ومظهرین محسوسین لانفعال داخلی من خلال الخروج عن الأنساق المألوفه، مما یکشف عن أهمیتهما فی خلق علاقات لغویه جدیده تصدم القارئ وتثیره، وقد وجدت الدراسه هذه أن هذا المنحی الأسلوبی قد أضفی علی النصّ جمالیّات مهمه أسهمت فی تقدیمها برؤیه خاصه خدمت دلالات النص، وقد حاولت الدراسه تطبیق هذه الظاهره الأسلوبیه علی دیوان الجواهری بالإعتماد علی المنهج الوصفیّ والتحلیلی وکونها تمثل قمه النضج الفنی إذ تتعمق فیها التجربه الشعریه التی عاشها الشاعر العراقی العملاق من خلال الجو السیاسی والاجتماعی فی بلاده وبخاصه الوطن الذی کان یحبه حبا شدیدا؛ فقد فجر شاعریته من خلال فیضان الحب والأسی؛ فعاطفته نابعه من أحاسیس صادقه وقد عبر الجواهری عن تجربته من خلال خروجه عن المألوف لیضفی علی فنه جمالا خاصا یتمثل فی بناء جمالی، یحکم عناصر الصوره ویشدها إلی الإبداع والتمیز.
شخصیت شناسی و مضمون شناسی در داستان «امیرارسلان نامدار» و نمایشنامه «اسکریکر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۳
9 - 30
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به بررسی تطبیقی مفاهیم شخصیت شناسی و مضمون شناسی در داستان «امیرارسلان نامدار» اثر محمدعلی نقیب الممالک ، نویسنده ایرانی قرن نوزدهم و «اسکریکر» اثر کریل چرچیل ، نمایشنامه نویس انگلیسی قرن بیستم اختصاص یافته است. پژوهشگران با استفاده از روش کیفی و تحلیل محتوا، ابتدا به بررسی نوع ادبی هر کدام از آثار ادبی پرداخته و سپس شخصیت های اسطوره ای، مضمون شناسی ادبی و در نهایت مفاهیم فرهنگ عامه را در دو اثر مورد بررسی تطبیقی قرار داده است. نتیجه این تحلیل ها نشان می دهدکه شخصیت های دو اثر از لحاظ تبدیل شوندگی، خردمندی و زودباوری در دو فرهنگ عامه مجزا قابل تطبیق هستند. بن مایه ها، درونمایه ها و تصاویر نیز از دیگر موارد قابل انطباق محسوب می شوند.
نگاهی تطبیقی به شعر احمد شاملو و احمد مطر (با رویکرد تحلیل روان شناختی بر پایه نظریه شخصیت فروید)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد مطر شاعر شناخته شده عرب، اشعار اجتماعی خود را در تعارض با اعمال و افکار طبقه حاکمیت سروده است. در این اشعار، شاهد اعتراض ها و افشاگری های وی علیه جامعه خیانتکار و حکومت ظالم هستیم؛ همین رویه را می توان در شعر احمد شاملو ملاحظه کرد. مشابهت های فکری این دو شاعر باعث شد تا اشعار و افکار آن ها را بر اساس نگرش ادبیات تطبیقی بررسی نماییم. از میان رویکردهای نقدی نظریه شخصیت که در میان روان شناسان از بحث های حائز اهمیت بود را به خاطر برجستگی شواهد مرتبط با آن در شعر احمد مطر و احمد شاملو برگزیدیم. در این پژوهش، اشعار شاعران نامبرده را با توجه به نظریه های روان شناسی معروف بررسی کرده ایم؛ با توجه به نظریه فروید مبنی بر ابعاد سه گانه شخصیت، تعارض های نهاد، من و فراخود را در شعر هر دو شاعر باز نموده و مکانیسم های روانی بکاررفته در جهت حل این تعارض را مشخص کرده ایم. این پژوهش به شیوهتوصیفی- تحلیلی و بر پایه روش کتابخانه ای انجام گرفته است.
ذهن و زبان در نظریّة ارتباطی ابویعقوب سجستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید بتوان متکلّمین مسلمان را به واسطة توجّهشان به بحث زبان، از کهن ترین زبان شناسان در مشرق زمین به شمار آورد که به سبب تمرکز و تمحّض در ابعاد اعجاز زبانی قرآن کریم و ژرف اندیشی در باب موضوعات مربوط به کلام الهی ازجمله حُدوث و قِدَمِ آن به بحث های دقیق زبان شناسی از قبیلِ تعاریف، کارکردها، معانی و تأویل زبان پرداخته اند. ابویعقوب سجستانی از نویسندگان و متکلّمین مسلمان ایرانی اوایل قرن چهارم هجری است. وی به صورت جدی در کتاب «کشف المحجوب» به نظام «ذهن و زبان» پرداخته، «نظریّة ارتباطی» خاصّی را بر مبنای «نظامِ نطق و زبان» متشکّل از وجوه و ساحات سه گانة «قصد»، «طبع» و «عرف» پایه گذاری کرده است. سجستانی معتقد است که نقص، حذف و نادیده گرفتن هر یک از این اجزاء که در کنار هم، معنا و ارزش می یابند، ارجاع ندادن نطق به ناطق و در نتیجه گسستِ زنجیرة سخن و برقرار نشدن ارتباط را به دنبال دارد. از امتیازات نظریّة ارتباطی وی این است که به بحث هرمنوتیک و تأویلِ سخن، به ویژه تأویل متون مقدّس، نیز پرداخته است. مقالة حاضر بر آن است که با معرّفی و بررسی «نظامِ ذهن و زبان و نظریّة ارتباطی سجستانی»، تصویری عینی و ملموس از آراء ارزشمندِ وی در این زمینه ارائه کند.
تحلیل قیاسی قهرمان در رمان صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز و اهل غرق منیرو روانی پور
حوزههای تخصصی:
«شخصیت های قهرمان» از عناصر کلیدی هر گونه ی داستانی به شمار می روند که با رفتار، گفتار و پندار خود کنش های داستان را پدید می آورند. در «رئالیسم جادویی» شخصیت های قهرمان ویژگی-های منحصر به فرد این گونه ی داستانی را به خوبی در خود بازتاب داده اند. بدین روی در رمان«صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز به عنوان شاهکار این سبک و رمان «اهل غرق» اثر منیرو روانی پور به عنوان یکی از برجسته ترین رمان های رئالیسم جادویی در ایران، قهرمانان ، مهم ترین مؤلفه ی این سبک یعنی درهم آمیختگی واقعیت تاریخی و اجتماعی با افسانه ها، باورها و آداب بومی و قومی را در خود نشان داده اند. علاوه بر این، ویژگی های دیگری در وجود این شخصیت ها یافت می شود که دراین جستار با شیوه ی تطبیقی، نگارندگان دوازده مولفه ی آنها را بدین شرح مورد بررسی قرار داده اند:کوچ و جابجایی قهرمانان، نقش رهبریّت در بین قهرمانان ، قدرت پیش گویی در قهرمانان، توالید و تناسل جادویی بعضی شخصیّت ها و قهرمانان، نقش شخصیّت های بیگانه در آگاهی قهرمانان از جهان بیرون، جدال و کشمکش بین قهرمانان، عشق، هوس، نفرت از عشق و هوس در بین قهرمانان، تبعات حاصل عذاب وجدان از مرگ قهرمانان، بیزاری از صنعت و تکنولوژی و پای بندی به حریم سنتی خانواده در بین قهرمانان، روحیه مبارزه طلبی و آزادی خواهی در بین قهرمانان، تجلّی شخصیّت ها در یکدیگر در نسل های متوالی، تراژدی در مرگ قهرمانان. با تحلیل تطبیقی این ویژگی های مشابه می توان بازتاب چهارچوب و سبک نویسندگی مارکز در صد سال تنهایی را بر قلم روانی پور در اهل غرق آشکار کرد.
رمان «هون دات»، تمثیلی از پایداری مردم ویتنام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
113 - 129
حوزههای تخصصی:
مردم سرزمین ویتنام که سال ها تحت استعمار غرب بودند در جنگی خانمان برانداز، علیه نیرومندترین ارتش جهان یعنی آمریکا، آن چنان پایداری و مقاومتی ازخود نشان دادند که در تاریخ معاصر جهان، به عنوان نمونه ای بی بدیل از مقاومت ملتی کوچک در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان، معرفی شدند. رمان «هون دات»، اثر «آنه دوک»، اثری واقع گرایانه است که اقتدار و پایداری مردمان دهکده ای کوچک را در برابر ارتش آمریکا و خائنان داخلی، به نمایش می گذارد. در این جا، دهکده ی «هون دات» نمادی از خود سرزمین ویتنام است. تأکید نویسنده بر شرکت همه، در مبارزه با دشمن است. او براین باوراست که حتی یک روستایی ساده هم در شرایط دفاع از وطن، می تواند سرنوشت پیکار را به نفع هم میهنان تغییر دهد. رمان «هون دات»، همچون پایداری مردم ویتنام، با امید آغاز می شود و با پیروزی پایان می یابد.
بی بی منجّمه، بیجه منجّمه و نهانی هروی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی بی منجّمه سمنانی، بانوی نامدار و ستاره شناس ایرانی در قرن ششم از اهالی نیشابور، دختر کمال الدّین سمنانی رئیس فرقه شافعیّه نیشابور و منجّم باشی سلطان محمّد خوارزمشاه بود. او به دلیل مهارت در علم نجوم، در دربار سلطان جلال الدّین خوارزمشاه و علاءالدّین کیقباد از جایگاه ویژه ای برخوردار شد. بیجه منجّمه، از زنان شاعر، منجّم و ادیب اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجرى است. وی به ماه کرمان شهرت داشت. معاصر با مولانا عبد الرّحمن جامی، امیر علیشیر نوایی و سلطان حسین بایقرا(875 -912 ق) بود. بیجه با مولانا جامی مطایبات و مهاجات داشت. بعضی از مورّخان بی بی منجّمه سمنانی را بی بی منجّمه نیشابوری ثبت کرده اند، در حالی که نام وی در میان مشاهیر سمنان به چشم می خورد. بعضی از تذکره ها نیز به لحاظ شباهت اسمی بیجه منجّمه را همان بی بی منجّمه خوانده اند؛ به این دلیل که بیجه را مخفّف و تصغیر شده بی بی می دانند؛ نیز بیجه منجّمه را نهانی هروی از زنان شاعر قرن یازدهم هجری به شمار آورده، تخلّص بیجه(ماه) را به نهانی داده اند. در این مقاله تلاش برآن است تا پس از معرفی بیجه، پرده از ابهامات گوناگون در باره این شخصیّت تاریخی- ادبی برداشته شود
پلاکاردها و پیاده رو (بررسی تطبیقی درون مایه های پایداری در آثار احمد مطر و مجید زمانی اصل)
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال اول پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲
81 - 101
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی، راه نسبتاً تازه ای است برای مقایسه ی آثار ادبی کشورهای مختلف با هم که به شناخت و دریافت تازه تری از همسانی ها و همسویی های فرهنگی و ادبی شاعران و نویسندگان آن کشورها و نیز تأثیر و تأثّرهای آنان از یکدیگر می انجامد. ادبیات پایداری نیز به بخشی از آثار ادبی ملّت هایی گفته می شود که از هجمه ی خارجی یا استبداد داخلی، زخم خورده اند و به همین دلیل، رنج ها و فریادهایشان در این آثار، بازتاب یافته است. بررسی ادبیات پایداری و تحلیل آن در آیینه ی ادبیات تطبیقی، راهی است برای شناخت بهتر این نوع ادبی. در این مقاله با نگاهی توصیفی- تحلیلی به آثار دو شاعر پایداری از دو سرزمین، درون مایه های مختلف و همسان سروده هایشان بررسی و واکاوی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، احمد مطر و مجید زمانی اصل به عنوان دو شاعر نوپرداز جنوبی در کشورهای ایران و عراق، با وجود اختلافات زبانی، فرهنگی و جغرافیایی، به سبب همسانی ها و همسویی های دینی و مذهبی، قومی، عشیره ای و...در بیش تر مضمون ها و درونمایه های پایداری سروده هایشان، اشتراک دارند و این اشتراکات، به خلق آثار مشابهی انجامیده است؛ درونمایه هایی از قبیل«نگرانی و اعتراض به وضع موجود، آزادی و آزادی خواهی، بیداری و بیدارسازیِ جهانی، توجّه ویژه به عاشورا و شهادت، ستم ستیزی و عدالت پیشگی، جهان وطنی، جنگ و دفاع از کانون های پایداری در منطقه(عراق، فلسطین، غزه و...) و نقد حاکمان و سیاست مداران.
تحلیل صورت های خیالیِ «خون نامه خاک» اثر«نصرالله مردانی» طبق نظریّة «ژیلبر دوران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخیّل، در تمام نمودهای مذهبی، اسطوره ای و ادبی، دارای این قدرت متافیزیکی است که آثاری علیه زوال، مرگ و سرنوشت خلق کند. به اعتقاد «ژیلبر دوران» شورشعلیه مرگ از یک طرف، و کنترلِ آن از طرف دیگر، مانند پشت و روی یک سکّه اند. او اعتقاد دارد که در پشت این تصویرهای ذهنی، موضوعِ زماننهفته است. بر اساس این موضوع، وی تخیّلات را به دو منظومه روزانهو شبانهتقسیم کرده است. بی شک، شاعر بهترین کسی است که می تواند این مقوله ها را در قالب تصاویر ادبی به ما نشان دهد. از آن جا که خون نامة خاکدارای تصاویر دو قطبی (مثبت و منفی) است، لذا هدف این پژوهش آن است تا با نگاهی نو، صورت های خیالیِ این کتاب را طبق نظریّة ژیلبر دوران، بررسی کند و پاسخ این پرسش را بیابد که: بارزترین صورت های خیالی شعر نصرالله مردانی، متعلّق به کدام منظومة تخیّلی است؟ نتیجة کلّی بیان گر این نکته است که اندیشة این شاعر، بیشتر متمایل به منظومة روزانة تخیّلاتو با ارزش گذاریِ مثبت می باشد؛ این نشان دهندة آن است که مردانی، تصویر مرگ را در تخیّل خود تلطیف کرده و وحشت آن را گرفته است.