ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۲۲۱.

رسالت شعر و شاعری از دیدگاه انوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۲
انوری، شاعر قرن ششم، دیدگاه های متعددی در باب شعر و شاعری دارد که در حیطه نقد ادبی حائز اهمیت است. یکی از مقوله هایی که انوری در باب آن اظهارنظرکرده، رسالت شعر و شاعری است. در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی نوشته شده، دیوان انوری، اعم از: قصاید، مقطعات، غزلیات و رباعیات، با دقت بررسی شده و نکات مرتبط با رسالت شعر و شاعری از دیدگاه این شاعر خوش سخن استخراج و طبقه بندی شده است و در نهایت، در سه طبقه کلی، دوازده شاخه اصلی، هفت زیرشاخه فرعی و چهار زیرشاخه جزئی تنظیم شده است که مجموعاً بیست و شش شاخه را شامل می شود. طبقه اول، رسالت شعر و شاعری در برابر دیگری است که این دیگری شامل: حاکم (مدح [پرهیز از حرص و گدایی با شعر])، (نقش تبلیغی شعر)، مردم (فرهیختگان [تعدد راوی])، (قشر متوسط جامعه [توجه شاعر به نقش سیاسی- اجتماعی خویشتن، همه فهم سخن گفتن])، هم پیشه های شاعر (پرهیز از سرقت ادبی، احیای سنت های شاعران پیشین) و معشوق می شود. طبقه دوم، رسالت شعر و شاعری در برابر شاعر که شامل: توجه به نیازهای مادی شاعر و تربیت طبع شاعر است. طبقه سوم، رسالت شعر و شاعری در برابر شعر که شامل: رنج شاعر برای سرودن، توجه به معنا (گام نهادن در طریق حکمت)، توجه به لفظ، ایجاد تناسب (هارمونی) با هستی، تسلط بر انواع ادبی و انکار شاعری برای احیای شعر (رسالت ویژه انوری) است. حاصل سخن آن که شعر قدما مشحون از دیدگاه ها و رهنمودهایی است که در گفتمان امروز می توان آن ها را نظریه های شاعری دانست و انوری از جمله سخنورانی است که در اشعارش رسالت شعر و شاعری را تبیین کرده است صرف نظر از این که گزارش های رسیده از زندگی خود شاعر و یا رویکرد شاعرانگی اش در عمل ممکن است با نظریه های مطرح شده در شعرش همگون نباشد؛ در پژوهش حاضر سعی ما بر آن است که از فحوای اشعار انوری نظریه شعری وی را در بیست و شش شاخه اصلی و فرعی معرفی، بررسی و تحلیل کنیم.
۱۲۲۲.

مطالعه انتقادی «ادبیات پدری» و تفسیر اشاری در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۴
نوشتار حاضر تلاش دارد با ابتنا بر تفکر انتقادی، سطوح مختلف فهم مولوی را از تفسیر بررسی کند و جهان آگاهی های او را در دو بخش ادبیات پدری(تفسیر ارشادی) و ادبیات عرفانی(تفسیر اشاری) تحلیل نماید. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مستندات کتابخانه ای به مطالعه فهم این فقیه و خطیب متقدم، و عارف شعرگرای متأخر از تفسیر قرآن پرداخته، ضمن بازخوانی سلوک فهم مولوی؛ برای نخستین بار به تبیین اختلافات قهری و ابعاد مشترک تفسیر ارشادی و اشاری در مثنوی معنوی اقدام نموده است. چنین پژوهشی علاوه بر روشن ساختن زوایا و آشکار کردن خفایای آثار ادبی با مشکات قرآنی، سبب نزدیکی مطالعات بین رشته ای شده، موضوعات و مؤلفه هایی تازه برای پژوهش را فراهم می آورد که شمول شان می تواند نگرش هایی متنوع از فهم و تفکر را خلق کند. نتیجه پژوهش نشان می دهد علی رغم اختلاف های ساختاری میان جهان آگاهی های ادبیات پدری و تفسیر اشاری، در نگاه فرایندی عارف به میانجی گری تفسیر ارشادی است که با تفسیر اشاری آشنا می شود و به مدد نفس ناطقه و گوش جان به مرتبه استعلایی فهم راه می یابد. عمده ترین برآیند این مرتبه از فهم: ذهنیت باز، انعطاف پذیری، توجه به مخاطب محوری، گفتمان سازی، تفکر واگرا، فهم در قالب زندگی، هرمنوتیک تمثیلی، عدم قطعیت معنا و توانایی در پرسش گری است.
۱۲۲۳.

واکاوی گونه های تمثیلی در پاردوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۰
اگر پارادوکس را با همه پیچیدگی ها اوج هنر شاعرانه در انتقال مفاهیم بدانیم شیوه های گوناگون تمثیل راهی برای دستیابی به زوایا و ابعاد ابهام آمیز آن به شمار می رود؛ پیوند آرایه های معنوی تمثیل و پارادوکس افزون بر برجسته نمایی نقش آن ها در عمق بخشی، وسعت بخشی و تاثیرگذاری بیشتر کلام می تواند به وجود آورنده ظرفیت های بسیاری در محتوا، ساختار و تصویرسازی های یک اثر ادبی نیز باشد؛ با این همه تاکنون هیچ پژوهش ادبی در این زمینه پدید نیامده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی و واکاوی شیوه های گوناگون تمثیل در پارادوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی به عنوان دو شاعر جریان ساز در شعر معاصر و همچنین پرداختن به شفاف سازی نقش گونه های تمثیلی در فهم و درک بهتر انواع پارادوکس خواهد بود که با روش تحلیلی-توصیفی بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. نخست پاردادوکس های غزلیات این دوشاعر استخراج و پس از آن نمونه های مشخص شده طبق دسته بندی تمثیل های محتوایی و ساختاری مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد پیوند تمثیل و پارادوکس می تواند کارکردهایی چون برجسته سازی تضادها، عمق بخشی به عواطف مورد نظر شاعر، همذات پنداری، ساده سازی مفاهیم، ایجاد چندلایگی و دسترسی به لایه های معنایی و همچنین نقد مسائل اجتماعی را در پی داشته باشد. کارکردهایی که تا کنون به آن پرداخته نشده و هر کدام در جایگاه خود قادر هستند ارزش و عیار یک اثر ادبی را نشان بدهد.
۱۲۲۴.

بررسی و تحلیل جامعه شناسانه رمان های فارسی برجسته دهه نود خورشیدی با رویکرد به مؤلفه شکاف نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۸۰
یکی از مفاهیم اساسی و پرتکرار جامعه شناسانه در گستره ادبیات داستانی معاصر ایران، شکاف نسلی میان شخصیت هاست. بسیاری از نویسندگان ادبیات فارسی در آثار خود، با بهره گیری از این موضوع، شیوه تعارض ها و تفاوت های افراد را در جامعه به تصویر کشیده اند و به ذکر دلایل و پیامدهای این مقوله پرداخته اند. در پژوهش حاضر، هدف آن است تا با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، سه اثر داستانی دهه نود خورشیدی (اندوه مونالیزا، سامار و قیدار) برپایه مقوله شکاف و تمایز نسلی از آنتونی گیدنز بررسی و به این پرسش پاسخ داده شود که: شکاف نسلی در داستان های مذکور، چگونه و در قالب چه مفاهیمی منعکس شده است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که این داستان ها با هدف نشان دادن اختلافات و تعارضات میان افراد خانواده و جامعه، به عنوان کشمکش ناشی از تعارضات نسلی و گاهی انقطاع نسلی صورت پذیرفته است. همچنین، شکاف نسلی در این آثار، در قالب مفاهیمی چون: «اختلافات خانوادگی»، «کشمکش های منجر به انقطاع نسلی میان افراد خانواده در دو نسل بالغ و جوان» و «تضاد در ارزش ها و هنجارهای افراد دو نسل در اجتماع» نشان داده شده است. افزون بر این، حضور زنان در جریان این تغییرات اجتماعی حائز اهمیت است که در قالب باورمندان به سنت و مدرنیته نقش آفرینی کرده اند.
۱۲۲۵.

مطالعه و بررسی آیین های باران خواهی در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه/هدف:آیین های باران خواهی در باور عامه با استمرار حیات اجتماعی مرتبط اند و چون وجهی قدسی دارند و تمنّایی برای زندگی اند، باید به درستی اجرا شوند تا موکّلان باران را یاری دهند و توجّه آن ها را جلب کنند. در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد (تألیف در 674ق) از زکریا بن محمّد قزوینی (605-682ق)، به موارد متعدّدی از این آیین ها اشاره شده است که نه تنها در ایران و در میان مسلمانان، بلکه در فرهنگ ها و ملل مختلف ثبت شده اند؛ آیین هایی مانند: استمطار از سنگ های باران زا، دعای باران، تمسّک به اشخاص یا مکان های مقدس، رقص و موسیقی آیینی در طلب باران و قربانیِ (اسب) باران خواهی. روش/رویکرد: پژوهش حاضر با تکیه بر آثارالبلاد و اخبارالعباد و به روش توصیف و تحلیل محتوا، آیین های باران خواهی مذکور را در منابع کهن تر بازشناسی می کند، نمونه های مشابه را در درازنای تاریخ تا به امروز نشان می دهد و با بررسی پشتوانه فرهنگی، بعضی وجوه اساطیری یا نمادشناسی را در آن ها بیان می کند. یافته ها/نتایج: آثارالبلاد و اخبارالعباد از منظر ذکر آیین های مرتبط با فرهنگ عامه (مانند آیین های باران خواهی) قابل توجّه است. این آیین های باران خواهی که اغلب دارای پراکندگی جغرافیایی (در میان فرهنگ ها و ملل مختلف)، پیشینه بلند و استمرار تا به امروز هستند را می توان به عنوان بن مایه هایی با وجوه اسطوره شناسی/نمادشناسی دانست که ریشه در جان مند انگاری طبیعت دارند. به باور اجراکنندگان نخستین، با تقلید نمادین از پدیده های طبیعی و نثار نیاز و پیشکش می توان برکت و باران طلبید و گاه به هنگام شدّت، با تظاهر به حرمت شکنی، موکلان باران را بر سر مهر آورد.
۱۲۲۶.

تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای قاجاری؛ مطالعه موردی: بزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه/ هدف: گورستان تخت فولاد اصفهان، واقع در جنوب شرقی این شهر با مساحت ۷۵ هکتار، و گورستان بُزلر هفشجان در استان چهارمحال و بختیاری، از جمله گورستان های مهم ایران به شمار می آیند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تحلیل و مقایسه کاربرد نقش سرو در گورستان های بُزلر هفشجان و تخت فولاد اصفهان است. در این راستا، تفاوت ها و شباهت های طراحی و کارکرد این نقش در دو گورستان بررسی شده است. روش/ رویکرد: نگارندگان با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی (از نوع هم زمانی)، به تطبیق نقش مایه سرو در سنگ قبرهای این دو مجموعه در دوران قاجار پرداخته اند. در این پژوهش، سنگ مزارهای مربوط به دوره قاجار با بهره گیری از مطالعات اسنادی و میدانی با روش کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها/ نتایج: یافته ها نشان می دهند که هر دو گورستان دارای مجموعه ای متنوع از نقوش هستند که بر سنگ مزارها جلوه گر شده اند. این آرایه ها شامل نقوش اسلیمی، ختایی، گیاهی، حیوانی و اشیا بوده که نقش سرو در میان آن ها به اشکال گوناگون تکرار شده است. این درخت به عنوان یکی از مهم ترین نمادهای فرهنگی و مذهبی در هنر اسلامی ایران، به ویژه در گورستان های تاریخی، حضوری پررنگ دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرو به صورت مستقل یا در ترکیب با دیگر نقوشی همچون پرنده، محراب و گلدان دیده می شود. اگرچه طراحی این نقوش در دو گورستان تفاوت هایی دارد، اما ماهیت و نمادگرایی آن ها از منظر فرهنگی، اعتقادی و تاریخی مشابه است. این نقوش افزون بر جنبه های تزیینی، بازتاب دهنده باورها و مفاهیم نهفته در نقوش سنگ قبور دوران قاجار نیز هستند.
۱۲۲۷.

تقابل عدد سه و هفت در افسانه ها و قصه های کُردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه/ هدف: پژوهندگان برمبنای کتاب های تحفه مظفری اسکار مان، افسانه ها و مثل های کردی درویشیان، افسانه های کردی رودنکو، افسانه های کردان سیسیل، داستان های کهن کردی لیسکو روژه و افسانه ها و متل های کردی منصوری مقدم در پی بررسی و تحلیل اعداد سه و هفت در محتوای قصه ها و افسانه های کردی هستند؛ زیرا چنانکه می دانیم بین اعداد و جهان پیوندی رمزی و تنگاتنگ برقرار است و ورای این اعداد کمّی، کیفیتی زیستی و جهان باورانه نهفته است. از میان این اعداد، اعداد سه و هفت از پربسامدترین اعداد هستند که هر کدام بر مفهوم و باوری خاص دلالت دارد. روش/ رویکرد: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی- اسنادی برمبنای مطالعات کتابخانه ای صورت پذیرفته است. یافته ها/ نتایج: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که اعداد هم در مضامین قصه ها و هم در ساختار روایی آن ها اهمیتی نمادین دارند؛ به عبارت دیگر، معنای نمادین اعداد همزمان براساس مطالعه مضمون و نیز ساختار قصه ها کامل می شود. بخشی از مضامین عدد سه و هفت در ساختار افسانه ها و برخی دیگر در مفاهیم و مضامین افسانه ها قرار دارد و بین این دو، یعنی محتوا و ساختار سه گانه و هفتگانه ها در افسانه ها، نوعی تناسب وجود دارد؛ نتایج نشان داد که عدد هفت که نماد تکامل و برکت و فراوانی است، معمولاً در پایان داستان ها و با مقولاتی مانند بهره، میوه، عقل و خرد و گنج و ثروت ذکر می شود؛ درحالی که عدد سه در میانه روایت ها و در ارتباط با مضامین سفر، نزاع، آزمون و ... مطرح شده است و بین این دو مقوله تقابل برقرار است.
۱۲۲۸.

قر / قره / قرا (کاوشی در ریشه و معنای چند جاینام)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه/ هدف: با رواجِ زبانی بیگانه در یک سرزمین، نه تنها واژه های تازه ای به واژگان زبان آن سرزمین افزوده می شود، بلکه شماری از واژه ها نیز به سبب نزدیکی های آوایی با واژگانِ زبان بیگانه درمی آمیزند. این گونه از تحوّل را در شماری از واژه های ایرانی در مواجهه با زبان های عربی و ترکی می توان دید که به ویژه در جای نام ها قابل پی گیری است. شماری از جای نام هایِ کهنِ ایرانی با واژه های عربی و ترکی درآمیخته و نهایتاً غیر ایرانی پنداشته شده اند. روش/ رویکرد: یکی از مواردِ پرتکرار این مسأله جای نام هایی هستند که بخشی از آن ها یکی از واژه های قر، قره و قرا است. عمدتاً این واژه ها و جای نام هایی که یکی از این سه ریخت در آن ها به کار رفته باشد، ترکی پنداشته می شوند. جست وجوهای تاریخی و زبانی ما را به نتیجه های دیگرگونی رهنمون می شود. یافته ها/ نتایج: با رواجِ زبان ترکی در ایران، واژه های "قُر" به معنای گِل آلود و باتلاق، "گَر" به معنای تپه و کوه و "خوره" و "کوره" در جای نام ها با واژه ترکیِ قره و دیگر ریخت هایِ آن درآمیخته و همه آن جای نام ها نیز ترکی پنداشته شده اند. در این مقاله با بررسی جای نام هایی که واژه های قر، قره و قرا را در خود دارند، کوشش شده ریخت های کهن آن جای نام ها بازیابی و درباره معنا و ریشه آن ها بحث شود.
۱۲۲۹.

جلوه های زبان بدن در ارتباط عاشق و معشوق در غزلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۶
ارتباط از دو طریق کلامی و غیر کلامی حاصل می شود. در ارتباط غیر کلامی که دامنه ای گسترده دارد و تأثیرگذاری آن به مراتب بیش از کلام است، با جلوه های گوناگونی از کاربرد زبان بدن مواجهیم. پژوهش حاضر که به روشی توصیفی تحلیلی انجام شده است، بر آن بوده تا به صورت موردی به شناسایی و استخراج عناصر مختلف ارتباط غیر کلامی در غزل خاقانی بپردازد و پیام ها و مفاهیم نهفته ای را رمزگشایی کند که شاعر با استفاده از زبان بدن قصد انتقالشان را داشته است و از ورای آن ها به کشف نوع رابطه بین دو شخصیت اصلی غزل (عاشق و معشوق) نائل شود. براساس یافته های تحقیق، دامنه کاربرد زبان بدن در غزل های خاقانی بسیار گسترده و متنوع بوده است و توجه ویژه شاعر از میان جلوه های گوناگون زبان بدن، به ترتیب به حالات چشم (با تأکید بر گریستن)، آواگری غیر کلامی (با تأکید بر آه کشیدن)، و حالات لب (با تأکید بر خندیدن و بوسیدن) معطوف بوده است و حدود 65 درصد از ارتباطات غیرکلامی میان عاشق و معشوق در غزلیات، به این سه حوزه اختصاص داشتند. البته کاربرد حرکات ترکیبی و تنوع خیره کننده آن ها (22 حالت برای انتقال 45 معنی) و نیز حالات مختلف چهره و توجه خاص به رنگ رخسار نیز در غزل خاقانی تأمل برانگیز بوده است. باتوجه به بررسی های انجام شده، کاربرد زبان بدن در غزلیات خاقانی در بسیاری از موارد نشان دهنده دوری عاشق از معشوق یا امتناع معشوق از برقراری ارتباط کلامی با عاشق بود.
۱۲۳۰.

باورها و آیین های مرتبط با درخت در اساطیر و فرهنگ عامه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۵۳
درخت همواره برای بشر نمادی از جاودانگی و خردمندی بوده است. ایران یکی از کهن ترین فرهنگ هایی است که در آن همواره درخت، به عنوان موجودی مقدس، مورد احترام بوده و کارکردهای آیینی بسیار داشته است. اساطیر و تاریخ ایران پر از رویدادها و آیین هایی است که به تقدس درخت بازمی گردد. امروزه با وجود غلبه نسبی مدرنیته زندگی در ایران از یک سو و مخالفت مذهب اسلام با باورهای عامیانه از سوی دیگر، همچنان در اغلب نقاط ایران درختان مقدسی وجود دارند که کارکردهای ویژه خود را حفظ کرده اند. به گونه ای که می توان گفت هیچ دهستانی در ایران وجود ندارد که از درخت یا درختان مقدس خالی باشد. مشهورترین درختان مقدس در باورهای عامیانه مردم ایران عبارتند از: سرو، چنار، نخل، پسته کوهی (بنه)، نفوس، توت، گردو، زالزالک، بادام کوهی، زیتون، گودگز، سدر، آزاد، تاوی، انگور و کاج. اغلب این درختان یا میوه دار هستند یا خواص دارویی دارند و به دلیل اقتصادی یا پزشکی در زندگی انسان ها نقشی حیاتی یافته اند. انواع این درختان به دلیل تنوع جغرافیایی در ایران بسیار زیاد است؛ اما با وجود تنوع درختان، کارکردها، آیین ها و باورهای مرتبط با آن ها در همه ایران مشترک است. این باورها را می توان در 8 محور زیر بررسی نمود: 1. بهشتی بودن؛ 2. خدا، پادشاه یا سید بودن؛ 3. عملکردهای جادویی؛ 4. کیفرهای آسیب رساندن و قطع درختان؛ 5. تقدس درختان در زمان های مقدس؛ 6. تقدیم پیشکش و قربانی به درخت؛ 7. بدشگونی درختان؛ 8. انسان پنداری درخت. این پژوهش بر اساس یافته های میدانی نگارندگان و منابع کتابخانه ای فراهم آمده است.
۱۲۳۱.

تحلیل محتوایی «شاهراه نجات»؛ منظومه شیعی در ستایش حضرت علی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
منظومه های شیعی حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره معارف اهل بیت (ع)، فضایل ائمه (ع) و همچنین رویدادهای سیاسی اجتماعی قرون اولیه اسلام از منظر شیعیان هستند. این گنجینه های ادبی در عین معرفت افزایی، واکنش شاعران به آرمان دینی سیاسی شیعیان و ظلم و ستم حاکمان وقت را در قالب تولّی و تبرّی نشان می دهند. این پژوهش می کوشد یکی از مهم ترین نمونه های منظومه های شیعی؛ یعنی منظومه «شاهراه نجات» اثر مجذوب تبریزی را به روش تحلیل محتوایی معرفی کند. به این منظور، چهارچوب مفهومی و عناصر تشکیل دهنده منظومه «شاهراه نجات» بررسی شده است. علاوه بر این، کشف و تحلیل مضامین عمیق دینی، عرفانی و اجتماعی نهفته در «شاهراه نجات» و بررسی تأثیر این مضامین بر درک معنوی و شناخت عرفان شیعی مورد تاکید بوده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد شاعر در این اثر، مسیر نمادین سیر و سلوک معنوی «دل» در پی یافتن «کلید نجات» را مد نظر داشته است. مسیر سفر دل که ضمن استفاده از زبان روایی در قالب مناظره با کوه، دریا، آسمان و شب به شکل تمثیلی با ساختن خانه دل برای «یار» آغاز می شود، به عنوان فرایند تکامل روحانی ترسیم شده؛ به طوری که رهرو جویای حقیقت از کوه به دریا و از دریا به آسمان و از آسمان به شب و در نهایت، رسیدن به سرمنزل مقصود یعنی بارگاه قدسی حضرت علی (ع) به عنوان مظهر کمال و هدایت، نمادی از مراحل ترقّی و تحوّل انسان در مسیر کمال است.
۱۲۳۲.

تبیین معناشناسانه ذهنیّت اسطوره ایِ راوی/ قهرمان در رمان «الرئیس» اثر محمّد العدوی با نگ اهی ب ه دیدگ اه های نورتروپ فِرای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۸
محمّد العدوی، پزشک و نویسنده مصری است که در آثار خود، دغدغه ایجاد نوعی گفتگوی بین فرهنگی/ بین مذاهب را در جهان اسلام دارد. او یکی از مشهورترین آثارش را به زندگی شخصیت برجسته علمی و فلسفی ایران و اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا اختصاص داده است. رمان الرئیس سفری است که راوی/قهرمان آن با گذر از مرزهای زمان و مکان، می کوشد شخصیت ابن سینا را در گستره فرهنگ ایرانی و اسلامی، با نگاهی روزآمد و از دریچه چشم یک پزشک جوان مصری، به مخاطبان، عرضه نماید. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، تلاشی است جهت بررسی ذهنیت اسطوره ای راوی/قهرمان رمان الرئیس و می کوشد با تمرکز بر آراء فیلسوف و منتقد برجسته کانادایی نورتروپ فرای، مهم ترین جنبه های این ذهنیت اسطوره ای را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج تحقیق، مؤیّد آن است که العدوی در رمان الرئیس، کوشیده است بازتعریفی اسطوره گونه از مکان ها، شخصیت ها، تاریخ و رویدادهای مرتبط با زندگی ابن سینا ارائه دهد و در این مسیر، مرزهای میان روزگاران گذشته و حال را در هم درآمیخته است و تصویری سیّال از ماجراهای مرتبط با قهرمان دور (ابن سینا) و قهرمان نزدیک (محمّد) فراهم آورده است.
۱۲۳۳.

واکاوی سیمای زن- پرنده در اسطوره های اسلاوی با رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
مطالعات اسطوره شناسی، هم بر مطالعه اسطوره و هم بر مجموعه اساطیرِ متعلق به یک سنت مذهبی خاص دلالت دارد و گامی ارزشمند در شناخت گذشته اسرارآمیز نوع بشر و هستی شناسی به شمار می رود. زن پرنده به عنوان یکی از انواع موجوداتِ ترکیبیِ نیمه انسان نیمه حیوان، از دیرباز در اغلب تمدن های بشری مانند یونان، روم، مصر، اسکاندیناوی، اسلاو و حتی ایران در ردیف موجودات اسطوره ای یا افسانه ای جای داشته اند. این موجودات گاهی با مفهوم خیر و گاهی با مفهوم شر در ارتباط بوده و به عبارتی، یا الهی و اهورایی اند یا شیطانی و اهریمنی. در پژوهش حاضر، با اتخاذ روش تحقیق تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه بینامتنیت ژرار ژنت برآنیم تا به واکاوی سیمای زن پرنده در اسطوره های اسلاوی و کشف مناسبات بینامتنی آن با نمونه های مشابه در دیگر تمدن ها بپردازیم. در اسطوره های اسلاوی پنج نوع زن پرنده با نام های آلکانوست، سیرین، گامایون، قو دوشیزه و اِستِراتیم وجود دارد که وجوه تشابه و تفارق آن ها به تفصیل بیان شده است. بررسی یافته های تحقیق نشان می دهد که هر چند اسطوره های نیمه انسان نیمه پرنده در تمدن های مصر و بین النهرین را می توان به عنوان پیش متن های اولیه موجودات زن پرنده نزد یونانی ها و اسلاوها برشمرد، اما پیش متن های اصلی برای اسطوره های اسلاوی، اسطوره های یونانیِ هارپی و سیرِن هستند. ویژگی منحصربه فرد اسطوره های اسلاوی، تبلور دین در سیمای آن هاست.
۱۲۳۴.

نقش اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در تشخیص شبکه های درهم تنیده ایهامهای حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
در این مقاله، که برگرفته از طرح پژوهشی درازدامنی است، پس از بحثی کوتاه درباره رابطه حافظ و موسیقی، انواع ایهام تناسب و رابطه ایهام و دانش مخاطب به کشف و تبیین آن دسته از ایهام تناسبهای پنهان دیوان حافظ پرداخته ایم که بر پایه اصطلاحات پوشیده و کم کاربرد موسیقایی شکل گرفته است؛ اصطلاحاتی مانند «بقا»، «حلقه»، «خانه»، «خزان»، «دَور»، «دیر راهب»، «رَو»، «روان»، «سرو»، «شاخ»، «طرز»، «غمزده»، «گرفت» و «کارساز» که معانی موسیقایی آنها شناخته و آشکار نیست و به همین سبب در آثار پرشمار حوزه حافظ پژوهی و شروح متعدد دیوان حافظ چندان موردتوجه حافظ پژوهان قرار نگرفته است. ملاک تشخیص این اصطلاحات، فرهنگهای تخصصی موسیقی و در برخی موارد فرهنگهای لغتِ مبتنی بر متون قدیم بوده است .
۱۲۳۵.

بررسی ارتباط زمان و محتوا در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
زمان یکی از اساسی ترین مفاهیم در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد است که نه تنها در ساختار و محتوا، بلکه در شکل گیری نگرش فلسفی و جهان بینی این دو شاعر نیز نقشی کلیدی ایفا می کند. در اشعار ماچادو، زمان جریانی پیوسته و ناگزیر است که در قالب استعاره هایی همچون راه، سفر و درخت تجلی می یابد و با جریان بی وقفه ی مرگ همراه است. در مقابل، فروغ فرخزاد زمان را به عنوان نیرویی ناپایدار و ذهنی بازنمایی می کند که میان گذشته، حال و آینده در نوسان است و اغلب با حس سرگشتگی، اضطراب و آگاهی از بی ثباتی هستی پیوند خورده است. این پژوهش، با بهره گیری از چارچوب نظری اگزیستانسیالیسم هایدگر، به تحلیل تطبیقی نقش زمان در اشعار این دو شاعر پرداخته است. نظریه ی "زمانمندی" هایدگر نشان می دهد که تجربه ی زمان در شعر آن ها صرفاً کرونولوژیک نیست، بلکه بازتابی از زیست جهان دو شاعر و تأملات فلسفی شان درباره ی هستی و مرگ است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ماچادو زمان را نوعی پیوستار هستی شناختی می داند که با حرکت و امید همراه است، در حالی که فرخزاد به زمان نگاهی بحرانی، گسسته و آمیخته با اضطراب دارد. این تفاوت ها، علاوه بر تمایزات فردی، متأثر از تجربه ی زیسته و فلسفه ی فردی آن ها بوده و در فرم و محتوای شعرشان بازتاب یافته است.
۱۲۳۶.

تحلیل مضامین فرهنگ عامیانه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی: داستان گاوگُم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ عامه در داستان های هر منطقه است و از آنجا که انسان و زندگی و اندیشه او جزء لاینفک داستان است، پیوستگی فرهنگ عامه با زندگی به حوزه داستان هم راه یافته است. مضامین فرهنگ عامه شامل مجموعه ای از موضوع ها و مفاهیم است که در میان عموم مردم به طور روزمره مورد استفاده قرار می گیرد. بخشی از این فرهنگ شامل، آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی و بخشی دیگر شامل، جلوه های زبان محاوره و گویش های محلی، بازی ها، اشعار و ترانه ها، حکایت ها، ضرب المثل ها، اصطلاحات، کنایه ها و عبارت های خاص و مواردی شبیه به آن است که اغلب در زبان عموم مردم به کار می رود. هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مضامین فرهنگ عامه در داستان های منطقه مازندران (مطالعه موردی، داستان گاوگُم) بوده است. این پژوهش از نظر هدف، جزو تحقیقات توصیفی تحلیلی است و براساس نوع و ماهیت داده ها، تحقیق کیفی است. بدین ترتیب پس از بررسی و تحلیل رمان گاوگم از علی علی نژاد، دریافتیم که نویسنده تلاش کرده در اثر داستانی جدیدش نگاهی تازه به داستان نویسی مبتنی بر فرهنگ بومی داشته باشد و با قلمی برگرفته از گویش مازندرانی و نگارش فارسی، نثری داستانی برای مخاطب بنویسد که هم دارای مؤلفه ها و فضای بومی باشد و هم برای مخاطب غیرمازندرانی فضای زبانی و روایی جدیدی ایجاد کند.
۱۲۳۷.

مقایسه تطبیقی آسیب شناسی محتوایی شعر عامیانه عاشورایی خوزستان و مقتل شوشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
این پژوهش به روش توصیفی به بررسی تطبیقی آسیب های موجود در شعر عاشورایی شاعران معاصر عرب خوزستان و متون کلاسیک نظیر «مقتل شوشتری» پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تحلیل انحرافات محتوایی و عقیدتی مشترک در ادبیات عاشورایی است که علی رغم غنای فنی و عشق به اهل بیت(ع)، از آسیب های جدی رنج می برد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این شعر آسیب هایی چون: غلو، سخن گفتن از زبان اهل بیت(ع)، استفاده از تعابیر نالایق به منظور ترحم نسبت به اهل بیت(ع)، نگاه جبرگرایانه به واقعه عاشورا، پررنگ کردن پدیده تشنگی در واقعه کربلا، اسطوره سازی به جای اسوه سازی، قرائت احساسی، خرافه پردازی و نسبت دادن رفتارهایی ناشایست به امام حسین(ع) و اهل بیت ایشان وجود دارد. نتایج تحقیق تطبیقی حاکی از آن است که این آسیب ها در شعر معاصر تشدید یافته اند، اما در متون کلاسیک ریشه دارند. مقتل شوشتری نیز با وجود جنبه های مثبت عرفانی و استفاده از منابع معتبر تاریخی و روایی، حاوی برخی از این آسیب هاست. این انحرافات با رسوخ در شعر عاشورایی عربی خوزستان موجب تضعیف جنبه های تاریخی، سیاسی و تربیتی عاشورا شده و عزاداری را به عملی صرفاً احساسی تبدیل می کنند که از درس های اساسی قیام امام حسین(ع) فاصله می گیرد.
۱۲۳۸.

بررسی کهن الگوی سفر قهرمان در فیلم «یک تکه نان» با رویکرد جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
نقد کهن الگویی نگرشی نوین به ساحت ادبیات و هنر است که به دنبال درک بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه تاریخی بشر و متعاقباً ذهن هنرمند به صورت امری فعال بوده و در روابطی میان دانش های روان شناسی، انسان شناسی و هنر، با محوریت نظریات یونگ شکل گرفته است. در ادامه این تئوری، جوزف کمبل (۱۹۰۴-۱۹۸۷م)، محقق اسطوره شناس آمریکایی، بر این باور بود که ناخودآگاه جمعی بشری، به خلق الگوی خاص و متحد در داستان های ملل منتج خواهد شد که این امر فراتر از اختلافات فرهنگی و تاریخی و ... است. او یکی از این الگوها را کهن الگوی سفر قهرمان نامید که قهرمان در مسیر تکامل خود، پس از عبور از سه مرحله دعوت، تشرف و بازگشت، سیر حرکت متعالی یا هبوطی خود را کامل خواهد کرد. از سوی دیگر، فیلم «یک تکه نان» روایت سلوک قهرمانی است که در سفر خود به مقصدی متعالی، پس از طی مراحلی به مقام کمال و فنا می رسد. لذا این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی این روایت را با رویکرد سفر قهرمان بازخوانی کرده و به این نتایج دست یافته است که قهرمان به خاطر ساختار عرفانی و محوریت مقوله فنا در این حوزه معرفتی، سفر فیزیکال خود را ناتمام رها کرده و در مرحله بازگشت متوقف می شود. از سویی، مؤلف این روایت، سفر عرفانی چهارگانه را ناکام نگذاشته و قهرمان را در وجه فیزیکال در مرحله تشرف به کمال رسانده و در بعد سیر الی العباد، نوعی دگردیسی و پیکرگردانی در قهرمان داستان از قیس به عزیز خانم شکل خواهد داد. درحقیقت عزیز خانم، نمود وجه معنوی قهرمان است که سفر قهرمان در مرحله بازگشت را کامل خواهد کرد.
۱۲۳۹.

Xenophobia in Media: Reconstruction of Subjectivity in Iqbal Al-Qazwini’s Zubaida’s Window(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۳۶۹
The present study argues the relationship between the media’s power and the reconstruction of subjectivity in Zubaida’s Window, a novel by Iqbal Al-Qazwini. It is a description of the tortured psyche of the exiled woman and her attempts to reconstruct her displaced subjectivity among different versions of media’s Baudrillardian simulacra and to distinguish reality from unreality. Media’s depictions of death and war’s destruction can generate xenophobia among natives who may blame immigrants for their social problems and disturbing spatial harmony. Qazwini re-emphasizes that xenophobia can destroy an immigrant’s self-perception and trigger the preference for death. Moreover, the hyperreal versions of truth and ignoring the subaltern’s voice and revelation affect an immigrant’s mentality negatively and persuade her/him to prefer loneliness and death to have social interactions. This article focuses on the significance of media in the reconstruction of subjectivity, intensification of anti-immigration views, and the dark sides of modern war based on the interrelated theories of David Miller and Derek Gregory. Considering the issues of compulsory displacement and territoriality, Miller focuses on the ethical/political dimensions, while Gregory examines the causes of armed conflicts and geopolitical factors. By applying such an interdisciplinary approach, the researchers investigate Zubaida’s mental downfall, her failure in the reconstruction of subjectivity, and her inability to reconcile different self-images. This article examines her ceaseless effort to reverse the colonial power of media by adhering to her homeland’s memories, or watching her country’s news through TV’s representation, or ignoring spatial interactions, and lack of interest in self-renovation.
۱۲۴۰.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان