ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۸۱.

همسنجی مؤلفه های بافت ساز متن از دیدگاه جرجانی و زبان شناسان قدیم عرب با نظرات برخی از زبان شناسان معاصر غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۹
بافت را می توان مطمئن ترین و مهم ترین ابزار مفسّر برای ورود به تحلیل متون چه دینی و چه غیر دینی دانست. نظرات پراکنده بافت شناسی جاحظ و ابن جنی پایه گذار نظریات جرجانی محسوب می شود و حال آنکه نظریات مدون جرجانی مقدمه ای است بر نظریات دانشمندان غربی متاخر از او مانند «اولمان»، «یاکوبسن»، «فرث» و« چامسکی». جرجانی بافت را در راستای رسیدن به معنا، می بیند و از همین گذر، فعالیت های او نسبتاً منسجم و در چارچوب علم مدرن معناشناسی کاربردی تبیین می گردد.  این مقاله می کوشد تا با شیوه توصیفی – تحلیلی به معرفی و همسنجی برخی از مولفه های بافت ساز در نزد زبان شناسان قدیم عرب و زبان شناسان معاصر غربی با نظرات بافت شناسی جرجانی که اصالتا ایرانی است بپردازد و با تطبیق آنها با هم، رویکرد بافت شناسی هر سه گروه را به متن بازتاب دهد.بافت موقعیت که در نزد جرجانی به «اقتضای حال مخاطب و شنونده» شناخته می شود؛ در نزد همه زبان شناسان غربی و مسلمان مورد بحث، نقطه اشتراک است. در مبحث بافت درون زبانی بحث الفاظ و ارتباطات آن با معنا و همچنین بحث آوا شناسی در نظریات ابن جنی و جاحظ و همچنین فرث مطرح است. نقش های ارتباطی الفاظ میان جمله های متن که ماهیت تقویت ساختار بافت کلام را دارند؛ در نزد یاکوبسن و جرجانی از جمله مواردی است که نقطه اشتراک آن دو در بررسی بافت کلام شناخته می شود. البته نباید قواعد ترکیبی را از نظر دور داشت چرا که در حقیقت بافت کلام محصول حضور الفاظ در ترکیب کلام هستند، این مهم نیز نقطه اشتراکی زبان شناسان غربی و جرجانی می تواند قلمداد شود. ترکیب های نحوی در نزد جرجانی و چامسکی به عنوان مولفه بافت ساز شناخته می شود و نقش تولیدی نحو یا به عبارت دیگر دستور زایشی باعث ایجاد و شکل گیری ساختار بافتی در جمله و نیز کلام در نزد این دو زبان شناس شده است.
۷۸۲.

واسوخت در مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
قرن های هفتم و هشتم هجری و سبک عراقی به حضور شاعران نامدار معروف است. یکی از این شاعران، امیر حسینی هروی، صاحب چند منظومه عرفانی است. سی نامه یکی از منظومه های مهم عرفانی امیر حسینی هروی به شمار می رود که شامل نامه های ارسالی میان عاشق و معشوق است. نامه دوازدهم این مثنوی در اعراض عاشق از معشوق است که در اصل نامه ای واسوختی محسوب می شود. با این که واسوخت به معنای مصطلح از قرن نهم به بعد در ادبیات فارسی به وجود آمده است، اما در شعر برخی از شاعران دوره های قبل نیز نشانه هایی از این موضوع دیده می شود. نگارنده در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل مایه های واسوختی در نامه مذکور منظومه سی نامه هروی پرداخته است. برایند تحقیق نشان می دهد که نامه دوازدهم مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی در اصل واسوختی خطاب به معشوق است. اعراض و روی گردانی از معشوق، بیان بی وفایی معشوق، تهدید به جدایی و ترک معشوق، ذکر ظلم و جفای محبوب و درنهایت پناه بردن به ساقی به جای معشوق و ترجیح مستی و بی خبری مهم ترین عناصر واسوختی نامه مذکور است. دلیل وجود چنین مایه ای در شعر امیر حسینی هروی را می توان سنت نامه پردازی و نامه نگاری که به صورت ده نامه نویسی و سی نامه نویسی در ادبیات نمود یافته است، دانست.
۷۸۳.

تحلیل کارکرد امامان شیعه در آثار داستانی عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۷
در عصر صفوی، قصه علاوه بر سرگرمی، نقش مهمی در پیشبرد اهداف سیاسی و تعیین وضعیت اجتماعی داشته است. یکی از مهم ترین نمودهای کارکرد سیاسی و اجتماعی قصه، نقش پررنگ امامان شیعه، در ادبیات داستانی در این دوره است. قصه پردازان با به کارگیری امامان شیعی در متون داستانی این دوره، با تبلیغ ایدئولوژی حاکم، سعی در گفتمان سازی مذهبی در میان توده داشته اند. در این پژوهش، در راستای واکاوی نقش امامان شیعی در متون داستانی عصر صفوی، کارکرد آنان را در چهار حوزه «تبلیغ مذهب تشیع»، «اثبات برحقی مذهب تشیع»، «الگوی پهلوانی» و «بازگردانی غیرمسلمان (غیرشیعه) به اسلام (شیعه)» مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد. نتایج این پژوهش نشان می دهد قهرمان سنتی متون داستانی و قصص ایرانی، در این دوره از ملک و ملک زاده یا بدل به امام شیعی با کارکرد گفتمان ساز مذهبی شده است و یا ابرقهرمانان قصه های عامیانه پیشین، بدل به قهرمانان ملموس و مردمی شده که رسالت وی، گسترش مذهب شیعه است.
۷۸۴.

تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۳۹
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانه رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگ ها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالت های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن ها را آسان می کند. تجربه های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت های موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.
۷۸۵.

بررسی شگردهای تداوم معانی در نفثة المصدور زیدری نسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
یکی از متون کهن ادبی-تاریخی قرن هفتم، نفثه المصدور زیدری نسوی است که نمونه عالی نثر فنی و متکلّف محسوب می شود و روایتگر یک برهه تاریخ است. نسوی در کتاب خود برای تثبیت، استمرار و تداوم معانی از تکمیل، تفسیر و تبیین در متن کتاب بهره برده است. هدف از این پژوهش واکاوی تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور است که با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال هستیم که نسوی چه شگردهایی را برای بیان تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور به کار برده است؟ نسوی با استفاده از این روش برای اقناع خواننده یا انتقال احساس خود از دانش های ادبی، علمی و قرآنی بهره برده است. از جمله توصیف، پند و اندرز، تلمیح و تضمین به آیات، احادیث، روایات، سخن شاعران و بزرگان فارسی و تازی تا فضاسازی و جملات معترضه و سخنان حکمت آمیز و تصاویر بلاغی از جمله تشبیه که بیش ترین کاربرد آن مرکب است، بهره برده تا احساس درد و رنج ناشی از حمله مغولان را به تصویر بکشد و با این روش ها خواننده را به دنبال خود بکشاند تا کلام خود را به پایان برده و به شگردهای مختلف احساس خود را گاه در چند بیت یا چند جمله و گاه تکرار این معانی و مفاهیم به صورت مختلف به خواننده انتقال دهد.
۷۸۶.

شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
۷۸۷.

«مرغ آمین» در فرهنگ های فارسی و فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۰
مرغ آمین پرنده ای افسانه ای است که به باور عامّه دائماً در حال پرواز است و آرزوهای انسان ها را برآورده می کند. تعبیر «مرغ آمین» در عربی وجود نداشته است. در فارسی نیز تا پیش از صفویّه به کار نرفته است. قدیم ترین سندی که در آن تعبیر «مرغ آمین» به کار رفته، بیتی از منظومه مهر و وفای باقری هروی (ساخته شده میان 996-1012 ق) است. قدیم ترین فرهنگ های مشتمل بر سرمدخلِ «مرغ آمین» چراغ هدایت (تألیف: 1147 ق) و مصطلحات الشّعراء (آغاز تألیف: 1149 ق) است. امّا نویسندگان این فرهنگ ها در تشخیص هویت مرغ آمین اختلاف دارند: علی خان آرزو آن را ستاره کفّ الخضیب و سیالکوتی مَل وارسته آن را فرشته دانسته است. امّا حق با کدام است؟ این پژوهش جست وجویی است برای پاسخ به این پرسش. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل توصیفی-تاریخی با استناد به منابع اصیل، نسخ خطی، فرهنگ های فارسی، متون دینی (قرآن، حدیث، تفاسیر) و حتّی کتیبه ها و ادبیات عامیانه است. برای این کار ابتدا با بررسیِ برخی از متون ادبی و همچنین با کمک پیکره های در دسترس شواهد کاربرد «مرغ آمین» در متون فارسی گردآوری شد. سپس اقوال فرهنگ نگاران و اطلاعاتِ مرتبطِ دیگر با مراجعه به متون گوناگون جمع آوری شد. در ادامه تمامی یافته ها مقایسه و طبقه بندی و توصیف و تحلیل شد. در این پژوهش مشخّص شد که خاستگاهِ اصلیِ «مرغ آمین» بعضی احادیث و روایات دینی است. مرغ آمین در روایاتِ اولیّه فرشته آمین بوده است و سپس در قرن های نهم و دهم هجری بعضی از فرهنگ نگاران، «اختر» را برابر با فرشته آمین تعریف کرده اند (اخترِ آمین) و درنهایت در اواخر قرن دهم یا اوایل قرن یازدهم هجری آخرین مرحله تکامل رخ داده و مرغِ آمین شکل گرفته است.
۷۸۸.

توحّش و تقدّس گراز در ادب منظوم و منثور فارسی و اساطیر ملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۰
در هر برهه از زمان مردم سرزمین های مختلف، در ارتباط های خود به زبانی صحبت می کردند تا مورد تفهیم دیگران قرار گیرد، این زبان، رمز و نماد و استفاده از اسطوره های به جا بود. و اگر بگوییم که ما در دنیایی از مفاهیم اسطوره ای و نمادها زندگی می کنیم سخن به گزاف نگفته ایم. این نمادها و اسطوره ها گاه از جنس گیاهان، اشیاء، میوه ها، رنگ ها، انسان ها و در نهایت حیوانات بودند، مسلم است که رنگ سیاه نمادی از تاریکی، ظلمت، خفقان و افسردگی افکار است؛ میوه انار نماد باروری است و اما اسب نماد همیشگی نجابت است و در کنار هر سردار نامی اسبی درست به شهرت مخدوم خود گام برداشته است، آتش نماد مرگ و باز زایی و در جای دیگر نماد تطهیر و عدم آلایش پنداشته شده است اما این همه ی مفاهیمی نیست که در مورد این عناصر در کتب اساطیر و نمادها بدان پراخته شده است. گاه در میان اقوامی عنصری از همین موارد فوق نشانی متضاد از آنچه نقل شده است را دارد درست به مانند حضور گرگ در میان مردم سرزمین ترک و فارس، به شدت در مقام هم قرار گرفته اند، چنین مفهومی در مورد گراز نیز صادق است. گراز در میان قومی نشانی از شجاعت و تهوّر است و در میان قومی نمادی از حرص و آزمندی. در میان اسطوره های ایرانی و هندی قرابت بسیار نزدیک وجود دارد و در اسطوره ی هر دو ملت تجلّی از وجود ایزدانِ نجات دهنده ی زمین و زمینیان می باشد. .
۷۸۹.

Studying the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books Dar al-Majanin and Kimya Saadat and looking at the source area of both books and paying attention to the difference in the areas used in them(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۳
In this article, we are going to examine the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books of Dar al-Majanin and Kimya Saadat, and at the same time, we will have a look at the field of origin from both books and pay attention to the difference between the fields used in them. The aim of this research is to achieve a uniform pattern in the division of metaphors used in past and present texts.For this purpose, after studying the research background and theoretical studies of conceptual metaphor, ten percent of each first, middle and last part of each book was analyzed and the areas of origin and destination and mapping of conceptual metaphors were noted and placed in an Excel chart and by Excel The statistics of conceptual metaphors were calculated and displayed in a bar graph for easier viewing (it will be shown in the conclusion section), which from a total of 111 metaphors investigated in the Kimya Saadat and 81 metaphors in the book Dar al-Majanin, the statistics obtained are as follows. be: Kimya Saadat: Structural metaphor 42 - Hetocognitive metaphor 11 - Directional metaphor 1 Book of Dar al-Majanin: Structural metaphor 42 - Ontological metaphor 25 - Directional metaphor 2 The most frequently used metaphor frequency in both books was related to ontological metaphors, which were about 5242 and 2141 percent, respectively, and the lowest frequency was directional metaphors, which were 841 percent and 241 percent, respectively.
۷۹۰.

زمانمندی نشانه ها و هرمنوتیک بی پایان: تحلیلی تبارشناسانه بر اساس تفسیر فوکو از نیچه، فروید و مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
جستار حاضر به واکاوی نسبتِ پیچیده و درهم تنیده نشانه و معنا در سپهر فلسفه مدرن اختصاص دارد و دراین میان، تبارشناسیِ نظام های تأویلی در منظومه فکریِ میشل فوکو را در کانون توجه خود قرار می دهد. نگارنده از رهگذر تحلیل مفهومی و تطبیقی آرای نیچه، فروید و مارکس، به شناسایی سه زمان مندی متمایز در کارکرد نشانه ها و سازوکارهای تأویل روی می آورد: زمانِ انقضا در نظامِ نشانه ایِ کلاسیک، زمانِ خطی در دیالکتیک مارکسی، و زمانِ دوری در هرمنوتیک مدرن. جستار پیش رو نشان می دهد که فوکو دربرابر هرمنوتیک مدرن -که تقدمِ تأویل بر نشانه را مفروض می گیرد- چه موضعی دارد. در این بستر تعلیقِ بی پایان معنا، امتناع از دستیابی به خاستگاهی ثابت، و پیوند درهم تنیده درون بود و برون بود، به مثابه مؤلفه های بنیادینِ اندیشه مدرن بررسی و تحلیل می شود و روشن می شود که به موجب «هرمنوتیک ظن -که فوکو آن را به اندیشمندان مذکور منتسب می کند- هر تأویل، خود تأویلِ تأویلی دیگر است و در این میان، نشانه در وضعیتی ناپایدار، سیال و موقّت به سر می برد. این مقاله با بازخوانی سه گانه زمانی فوکو نشان می دهد که تحلیل او از نشانه ها، با وجود نوآوری، در سه سطح نیازمند اصلاح است: ریشه داشتن اصل مشابهت در تفکر اسطوره ای، اغراق در گسست تاریخی، و گرایش به نسبی گرایی هرمنوتیکی. در پایان، سه گانه زمانی به مثابه نظمی پویا و درهم تنیده بازتفسیر شده است.
۷۹۱.

خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد باتکیه بر آرای دلوز و گاتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
پیچیده شدن زندگی انسان مدرن و ورود این پیچیدگی ها به عرصه هنر و ادبیات، توجه نظریه پردازان و منتقدان را به ابداع شیوه های تازه و کارآمد برای کشف و تحلیل این پیچیدگی ها جلب کرد. دراین میان، نظریه ریزوماتیک دلوز و گاتاری و مفاهیم مترتب بر آن همچون: شدن، بدن بدون اندام، قلمروزایی و قلمروزدایی، سیالیت معنا، ماشین میل و... مورد توجه و استفاده پژوهشگران حوزه های مختلف علوم قرارگرفت. این پژوهش با خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و کاربست نظریه دلوز و گاتاری در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، کوشیده است ارتباطات غیرخطی و معانی سیال را در شعر فروغ فرخزاد شناسایی و تحلیل نماید و نشان دهد که چگونه این خوانش به نمود پویایی های هویتی و اجتماعی موجود در آن کمک می کند. نتایج حاکی از آن است که شاعر در این شعر، ازطریق تصاویر غیرخطی و مضامین متکثر، شبکه ای ریزوماتیک از معانی چندوجهی را بازنمایی می کند که در آن، هویت و امیال به صورت سیال و بدون مرکز تولید می شوند، و این ساختار با مفهوم بدن بدون اندام دلوز و گاتاری همخوانی دارد و با استفاده از ادبیات اقلیت و شدن، در پی کشف و بنا کردن هویت اجتماعی زنانه موردنظر خود است.
۷۹۲.

سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و چهار پرسش جنجال برانگیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
رمان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و دنباله آن سرگذشت حاجی بابای اصفهانی در انگلستان از تأثیرگذارترین رمان های اجتماعی پیش از مشروطه به شمار می رود که همواره در کانون توجه محققان بوده است. این توجهات عمدتاً ناشی از جنجال ها و ابهاماتی است که پیرامون این دو اثر پدید آمده است. تحقیق حاضر می کوشد تا ضمن ارزیابی اهم پژوهش های مرتبط، برای ابهامات موجود پاسخ هایی مستدل ارائه کند. روش این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است و پس از شناسایی و بررسی پیشینه، پرسش های موجود پیرامون این اثر در چهار حوزه دسته بندی شده اند: 1. محتوا و اهداف، 2. اصالت متن، 3.شخصیت پردازی 4. ترجمه و مترجم. تحلیل ها بیانگر این است که از نظر محتوا، رمان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی -با وجود اهداف پیدا و پنهان استعماری-مورد استقبال جامعه قرار گرفت. این امر نشان می دهد ایرانیان آن را متنی صرفاً غرض آلود در نظر نگرفتند و به منزله بازنمایی اغراق آمیزی از آسیب های اجتماعی و فرهنگی نیز تلقی کرده اند. پیرامون اصالت متن، گرچه همچنان فرضیه وجود متن اصلی فارسی مطرح است اما به دلیل وجود تکنیک های پیکارسکی، اصالت انگلیسی آن پذیرفتنی تر است. البته به احتمال بسیار، موریه از دست نوشته های فارسی نیز بهره برده است. در خصوص شخصیت پردازی، نویسنده از تکنیک مونتاژ استفاده کرده و شخصیت ها، تصویری برساخته از کارگزاران واقعی دوره قاجار هستند که موریه عمدتاً صورتی هجوآمیز از آن ها ارائه داده است. در باب ابهامات پدید آمده پیرامون ترجمه جلد اول، مترجم این اثر، میرزا حبیب اصفهانی با دخل و تصرف گسترده در متن اصلی، آن را به یک اثر برجسته ضداستعماری و استبدادی برای تنویر افکار عمومی بدل کرده است.
۷۹۳.

بررسی رمان «درویش پنجم» رهنورد زریاب بر اساس کهن الگوی محوری «بازگشت» و نظام کهن الگویی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
در میان رویکردهای معاصر در تحلیل آثار ادبی، نقد کهن الگویی تلاشی است در جهت فهم بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه نویسنده که به صورت فعال در تمامی روایت ها جاری است. در خصوص نظریات محوری در این باره، مبانی نظری یونگ به عنوان بنیان گذار این مکتب تحلیلی، توانسته است همچنان به عنوان رویکرد غالب و محوری در نقد کهن الگویی حفظ شود. در سویی دیگر، در میان رمان نویسان معاصر، محمد اعظم رهنورد زریاب، یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات افغانستان است که در انواع متنوعی از خلق ادبی چون داستان کوتاه، رمان و فیلم نامه فعالیت داشته است. رمان درویش پنجم او را می توان در رده برجسته ترین آثار او به شمار آورد که این پژوهش سعی دارد با روشی توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر مبانی نظری یونگ، به بررسی کهن الگوی محوری و نظام پیرامون آن بپردازد. از نتایج این پژوهش آن است که کهن الگوی مبنایی و محوری در رمان را می توان کهن الگو ی بازگشت عنوان کرد که نظام ساختاری روایت، حول محور آن شکل گرفته است. از این رو آرکی تایپ های مادر مثالی، پیر فرزانه و قهرمان در ذیل این محور و در شخصیت های مادر و پدر مارال و درویش پنجم تصویر شده است. از سوی دیگر وجه آنیمایی در رفتار درویش پنجم و تأثیر منفی مادینه روان او، گسست عمیقی میان سایه و خویشتن را ایجاد کرده، و درویش پنجم به عنوان نمودی از انسان گم گشته معاصر، در تمامی روایت در راه شناخت خود و رسیدن به فردیت از مسیر غلبه بر سایه در حرکت خواهد بود.
۷۹۴.

بالندگی کیمیای اسلامی - ایرانی حسن بن زاهد در فضای مساعد علمی و فرهنگی هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
حسن بن زاهد کرمانی، کیمیاگر، در سال 723 هجری، هم زمان با فرمانروایی ابوسعید بهادر ایلخانی در ایران، به هند مهاجرت کرد و در سایه حمایت سلطان محمد بن تغلق، آثار کیمیایی ارزشمندی را پدید آورد. در این مقاله، به منظور ارزیابی چندوچون تأثیر فضای علمی و فرهنگی هند بر اندیشه و آثار کرمانی، نخست به روش توصیفی-تحلیلی، به مقایسه کیمیاگری هندی و محتوای آثار حسن بن زاهد پرداخته شده و نشان داده می شود که وی از کیمیای هند تأثیر نپذیرفته است. ملاحظه فهرست منابع مورد استفاده وی که در قالب یک تذکره موجود است نیز همین نتیجه را تأیید می کند. در ادامه، شواهدی از متن آثار حسن بن زاهد ارائه خواهد شد که نشان می دهد او صرفاً از فضای مساعد فرهنگی و اجتماعی هند و به طور خاص، حمایت سلطان محمد بن تغلق بهره مند شده؛ درحالی که معلومات کیمیاگری خود را، پیش تر در ایران آموخته بوده است. به این ترتیب، حسن بن زاهد و آثار کیمیاگری او را می توان ثمره مراودات فرهنگی ایران و هند در ادوار گذشته به شمار آورد؛ حال آنکه محتوای علمی آثار او بی تأثیر از علم هندی بوده است.  
۷۹۵.

Revisiting the Semiotic: A Study of Jorie Graham’s Poetic Consciousness in Sea Change(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۲ تعداد دانلود : ۴۳۶
The present paper analyzes Jorie Graham’s “Sea Change”, the eponymous poem of her 2008 poetry collection, through Julia Kristeva’s theories on semiotic and the abject. By tracing the historical attitudes towards embodiment, this research attempts to examine Graham’s outlook towards the mind/body and by extension nature/culture dichotomies in her poetry. The previous studies on the Sea Change collection have mostly focused on Graham’s formal structures and ecological concerns; no other research has used Kristeva’s theories to examine the importance of one’s embodied experience of the world in her poetry to reveal how negative attitudes towards the body lead to a fractured existence for the human subject. Graham’s poetic language addresses the neglect to which the semiotic has been subjected, redefines the body in terms that are not abject and opens up a safe cultural space for it. Her poetry illuminates how mystification and degradation of the body have a positive correlation with oppression of the nature, as concepts belonging to similar dichotomous lines of thought, and highlights the call for a re-evaluation of the attitudes towards the human subject’s existence in the world.
۷۹۶.

بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۰
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با  تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
۷۹۷.

روایت شناسی رمان پایی که جا ماند بر اساس نظریه ژرارژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
کتاب « پایی که جاماند» که در زمره ی ادبیّات دفاع مقدّس قرار می گیرد به قلم سیّد ناصر حسینی پور نوشته شده است. حسینی پور در این اثر، خاطرات اسارت خود را به صورت یادداشت های روزانه ارائه کرده است. این جستار درپی آن است که کتاب مذکور را براساس نظریه ی ژرارژنت با توجه به شاخصه های (زمان، وجه و لحن ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به این که کل اثر در زمان حال به نگارش در آمده و وقایع مربوط به گذشته را به رشته تحریر کشیده است، نویسنده از نظر زمانی به گذشته نگری تکیه دارد. در تحلیل داستان، راوی اول شخص است و خود یکی از شخصیت های اصلی داستانی (قهرمان) است که در اکثر اتفاقات یا حضور دارد یا ناظر بر آنها می باشد. تکرار در این اثر مد نظر نویسنده نیست و برای کمتر شدن حجم مطالبش در موارد معدودی از بسامد بازگو بهره برده است و از بسامد مکرر برای مقاصدی مثل تأکید، ضرورت و اهمیت مطلب استفاده کرده است. کانونی گر(سید ناصر) از زاویه دید محدود به تماشای فضای داستان نشسته است، چرا که دایره اطلاعاتش محدود به حضور اشخاص در فضای داستان می باشد. ﮐﻠﯿﺪ واژهﻫﺎ: روایت شناسی، روایت، ژرارژنت، رمان پایی که جا ماند
۷۹۸.

شفاجویی آیینی و اعتقادی در فرهنگ و ادبیات عامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
شفاجویی آیینی و اعتقادی ارزش های مرسوم درمیان معتقدان در طول تاریخ بوده است و هنوز نیز در سطحی محدودتر از گذشته رواج دارد. پژوهش حاضر، کاربردی است و با هدف بررسی شفاجویی آیینی و اعتقادی در فرهنگ عامه انجام شده است. داده های این پژوهش به شیوه کتابخانه ای فراهم شده است و نویسنده، شفاجویی اعتقادی را در فرهنگ عامه بر مبنای متون ادبی ، سفرنامه ها و مجموعه های کتب فرهنگ عامه به روش توصیفی-تحلیلی کاویده است. باورمندان و معتقدان مذهبی به هنگام درد و بیماری در کنار درمان های تجربی معمول با توسل به اوراد و اذکار، اشخاص و عناصر و بقاع متبرک و یا انجام برخی اعمال، پیشگیری یا کاهش درد و رنج حاصل از بیماری و یا شفا را جست وجو می کنند و بنابر اعتقاد صادق به خداوند و روش و رویکرد خود و نیز، تأثیر روان بر جسم، توفیق چشمگیر را برای خود رقم می زنند. با توجه به یافته ها چنین استنتاج می شود که نیروی اعتقادی می تواند در پیشگیری از بیماری، مقاومت در برابر عوارض آن و نیز افزایش تحمل روانی و درمان افراد مؤثر باشد؛ ازین رو، تقویت بینش اعتقادی و برنامه ریزی مبنی بر آموزش خانواده ها ضروری می نماید.
۷۹۹.

معیارهای ساخت «نام» در رمان های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
فانتزی، گونه ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به کارگیری حواس پنج گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه ی فردوسی می زنند و نام شخصیت های فانتزی داستان خود را از همین آثار می گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می پردازند، اما برای نام گذاری شخصیت های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی دهند و نام های پرکاربرد را انتخاب می کنند. اما ازآنجاکه داستان های فانتزی نیازمند جنبه ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام گذاری خارق العاده ی شخصیت های فانتزی می تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می کند، باتوجه به این رویکرد می توان معیارهای نام گذاری در رمان های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت بخشی به خلق رمان و داستان های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده ی جشنواره های کشوری با روش فیش برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان های برگزیده ی کودکان در نگاه اول، بی معنا و مبتدی به نظر می رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام گذاری ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن ها تأثیرگذار است.
۸۰۰.

استعاره مفهومی «شادی» در غزلیات حافظ با رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
زبان شناسی شناختی، نگرشی نوین و دریچه ای تازه در مسیر مطالعات بین رشته ای زبان شناسی و ادبیات است. یکی از نظریه های برجسته در این نگرش، نظریه استعاره مفهومی است که عهده دار انتقال پیام هاست و این ظرفیت را دارد که تجارب انتزاعی زبان را به مفاهیم محسوس و ملموس تبدیل کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی دستیابی به الگویی شناختی برای مفهوم سازی شادی در غزلیات حافظ است. در این باره، با بررسی استعاره های مفهومی و تحلیل های شناختی، سعی بر کشف و تبیین نحوه تجلی و بازنمایی مفهوم شادی در اشعار حافظ شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه های نظام مند و کاربردی استعاره های مفهومی، با ارائه چارچوبی منسجم و علمی، امکان تحلیل و تبیین دقیق ابعاد پیچیده و ناملموس احساس شادی را در نگرش و جهان بینی حافظ فراهم می آورند. حافظ برای بیان ابعاد گوناگون شادی، از حوزه های تجربی و انتزاعی متعدد و متفاوتی بهره گرفته است. در پژوهش حاضر، وجوه گوناگون مفهوم شادی در انواعی از حوزه های هستی شناختی، جهت مندی و ساختاری و با تجارب حسی گوناگون و بار معنایی مثبت و منفی در جهت عینی سازی این مفهوم بررسی شده است. علاوه بر آن این مقوله در انواعی از حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، مکان، خوراک نیز مفهوم سازی شده است. در حوزه جهت مندی، استعاره های مفهومی شادی در دو جهت بالا و پایین ترسیم شده و سرانجام در حوزه ساختاری، به تحلیل انطباق معنای کلی شادی در قلمروهای تجربی مرتبط با آن پرداخته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان