تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانه رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگ ها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالت های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن ها را آسان می کند. تجربه های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت های موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.