این نوشته که با طرح پرسشی بنیادین در باره امکان سنجش درجه سختگی و معیاری زبان و نیز مقایسه زبانها از حیث درجه معیاری آغاز می شود، در پی روشن ساختن مفهوم درجه معیاری و نیز به دست آوردن ملاکها و ضوابطی معتبر و عینی برای این امر است. این ملاکها با در نظر داشتن چارچوب نظری پیشنهادی فرگوسن و نیز ویژگیهای آرمانی زبان معیار تعیین شده، و با توجه به آن، چارچوبی نظری به دست داده شده و گونه معیار فارسی در این چارچوب از دید کلان بررسی گردیده است. ملاکهای پیشنهادی در این چارچوب نظری چهار دسته است: الف) ملاکهای مربوط به نحوه کاربرد زبان و گستره آن ب) ملاکهای مربوط به میزان انعطاف و سختگیری در تدوین و تثبیت زبان ج) ملاکهای مربوط به موقعیت زبان معیار در جامعه زبانی د) ملاکهای مرتبط با پذیرش زبان معیار از سوی مردم. نتیجه پژوهش این است که زبان فارسی از حیث درجه معیاری با توجه به دسته الف و ب وضعیتی نه چندان مطلوب اما رو به رشد و با توجه به دسته ج و د وضعیتی مطلوب دارد.
شاعران ادب فارسی، از ابتدا تاکنون در مدح و ستایش مولای متقیان علی(ع) شعرهای برجسته و نابی سرودهاند. مجموعه این مدایح بیانگر جنبههای گوناگون شخصیت بیبدیل امام و نشان دهنده شیفتگی و دلدادگی شاعران در برابر آن حضرت است. با اندکی تأمل در آثار اغلب شاعران در مییابیم که آنان، تنها به مدح و ذکر مناقب امام اکتفا نکردهاند، بلکه سخنان گهربار آن حضرت را پشتوانه فکری آثار و دستمایه موشکافیهای ادیبانه خود کرده و آنها را با ذوق ظریف خود درآمیخته و با بیان لطیف خود بازآفرینی کردهاند و در مضمون سازیها و تصویرپردازیها از آنها بهره بردهاند. در این مقاله، زمینهها، سابقه و شیوههای اثرپذیری شاعران برجسته ادب فارسی از کلام علی(ع) بررسی میشود.
بسیاری از ناقدان ادبی ژاپن میگویند که ادبیّات ژاپن از طنز و لطیفه عاری است. امّا با خواندن نوشتههای ایکّیو نمیتوان این عقیده را یکسره پذیرفت. هیچ بهره از ادبیّات دوره رادو (سالهای 1600ـ1867 م.) خالی از لطیفه و طنز نیست. انواع طنز و فکاهه، مانند سِن ریوُ و کیوءکا، به ادب این دوره غنا و پویایی بخشیده است. از سوی دیگر، سلاحتِ نوشتههای قدیم ژاپن با لطیفه و طنز در ادب باختر زمین تفاوت دارد، امّا چگونگی این تفاوت را آسان نمیتوان بیان کرد. بر روی هم، طنز و طیبت در همه جا مفرّح است، امّا مانند دو سیب که در دو خاک و سرزمین روییده باشد، به تأثیر اقلیم و آب و هوا تفاوت هایی در طعم و رنگ و رایحه دارد. طنز ژاپن بیشتر خندهآور است تا لطیفهآمیز؛ حال آنکه طنز اروپایی مایهای خردورزانه دارد و جایگاهی اندک رفیعتر. با شنیدن آن یک که گویای غرائب طبع انسانی است، قهقهه سر میدهیم؛ و گوش دادن به این یک لبخندی خوش و گرم بر لبانمان مینشاند.
در این مقاله آنچه را که ناصرخسرو در دیوان در بارهء اطلاعات علمى خویش بیان داشته، مورد بررسى قرار داده ایم. از آنجا که مشغلهء اصلى ذهن او، مذهب و اعتقادات دینى است، به تبع آن، مطالعه در اصول مذاهب مختلف و بررسى آراى آنان نیز مورد توجه شاعر قرارگرفته است. ناصرخسرو را به حق قبل از شاعر بودن، باید حکیم فرزانه و متکلمى خردگرا دانست, چون و چرا کردن، مقدم دانستن تحقیق بر تقلید و پیگیرى مسایل کلامى از جمله عللى بودکه باعث بروز تحولات بزرگ روحى در جان و دل وى شد و همین شوق تفحص و تحقیق بودکه ار را در علوم زمان خود سرآمدکرد و در علومى مانندکلام و فلسفه، منطق، حساب و هندسه، موسیقى و علرم قرآنى متبحر ساخت.
"ساموئل بکت" یکی از نویسندگان نامی قرن بیستم است که توانسته نظر محققان زیادی را به خود جلب کند. گرچه وی آثار ادبی کمی از خود به جا گذاشته، ولی همین آثار اندک، از جنبههای مختلفی مطالعه شدهاند. در این جستار، نمایشنامه "آخر بازی" از منظر ذن بوداییسم بررسی شده است. بدین منظور، نخست مراحل مختلف ذن بوداییسم بیان شده، سپس با قدری تامل در دیالوگ، صحنهآرایی، شخصیت پردازی، رفتار و نگرش شخصیتهای داستان، نکات مشترکی میان ذن و این اثر پیدا شده است.بدین ترتیب میتوان "آخر بازی" را شاهکاری ادبی و نویسنده آن را یک نابغه نامید؛ نابغهای که زندگی، فرهنگ و تمدن غرب او را از ذن بوداییسم - که یک مکتب شرقی محسوب میشود - بیبهره نگذاشته است. با این که ذن، نوعی مذهب و یا به عبارت دیگر، نوعی فلسفه به شمار میآید، ولی میتوان رگههای آن را در نمایشنامه "آخر بازی" هم پیدا کرد.