فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۰۶۱ تا ۱۹٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ارتباط و پیوستگی آیات قرآن در سیر تاریخی آن و نقدی بر برخی اصطلاحات معاصر
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوستگی میان آیات از دیرباز تاکنون مورد توجه مفسران بوده است. نخست با عناوینی چون نظم قرآن، تناسب میان آیات و سور، به بررسی پیوستگی میان آیات پرداخته و فقط دید خطی ـ جزئی نگر داشته اند. لیکن در قرن چهاردهم مفسران و قرآن پژوهان محققانه تر و عمیق تر و با دیدی فراتر از تناسب و نگاه جزئی نگرانه به ساختار و متن آیات پرداخته و با توجه به سیاق آیات و پیوستگی لفظی و معنایی و آوایی درصدد بیان پیوستگی آیات و ارائة مجموعه ای منسجم و هماهنگ از آیات قرآن اند و اعتقاد دارند که این نوع نگاه در تفسیر صحیح آیات قرآن و حلّ پاره ای از اختلافات تفسیری تأثیرگذار است و حتی آن را مقدمه ای برای فهم صحیح آیات قرآن میدانند. لذا در این پژوهش به واکاوی تعابیر و اصطلاحات جدید می پردازیم .
خاصیت آیینگی در حادثه شعری (حالة الشعر المرآتیة فی الحدث الشعری)
حوزههای تخصصی:
یحوّل کثیر من الشعراء الحدث الشعری إلی روایة شعریة أو تقریر شعری سهوا ، لأنهم لایمیّزون الاختلاف بین التقریر والتعبیر فی الشعر، ویظلّ شعرهم قولا خطابیا، یعدلون به عن الشعر إلی الخطابة. ویقلّ عدد الشعراء الذین استوعبوا الحادثة الشعریة.
إذا وصف الشاعر الحیاة، فهو لایقدر علی إلقاء إحساسه، إلی المخاطب، لأنه فی الحقیقة لایمکن للمخاطب أن یمشی فی طیف عاطفته الشعریة. فالمخاطب یدرک بعض إدراکات الشاعر بصورة تقاریر ناقصة، وهو یعرف أن الشاعر مصرّ علی الدخول فی روحه بواسطة أوصاف تتمیز بالإغراق والغلو.
لاشک فی أن التوصیف والتقریر، یهدمان حالة الشعر المرآتیة وهی حالة یعتبرها عین القضاة الهمذانی والناقد الفرنسی المعاصر رولان بارت من میزات الفن وخاصة الشعر.أما التعبیر فی الشعر وفی کل فن، فهو تلک الحالة المرآتیة التی یسمح للشعر مجالا للوصول إلی الغموض الفنی، وفی هذه الحال یمکن إدراک الشعر لکل مخاطب، مثل ما وجدناه فی غزلیات حافظ الشیرازی وقصائد امرئ القیس وشعر بعض الشعراء الصوفیة.
جلوه های رمانتیسم در شعر ابوالقاسم شابی (مظاهر رومانسیّة فی شعر أبی القاسم الشابی)
حوزههای تخصصی:
یعتبر المذهب الرومانسی الذی یعتمد علی أسس فلسفیة خاصة یعتبر فی أوّل ظهوره تجدیدا فی طریق الإحساس والتفکیر والتعبیر، إنّه ثورة ضدّ القیود التی فرضتها الکلاسیکیّة، إنّه تغییر فی مجال الأدب والفن أثمر عن ظهور نتاج ذاتی متحرّر. والرومانسیّة عندما وصلت إلی العالم العربی کان عهد ازدهارها قد انقضی فی البلاد الأوروبیة، لکنّ العالم العربی کان یمرّ بمرحلةٍ من تاریخه تماثل فی ظروفها المأساویّة المتدهورة العصر الرومانسیّ فی أوروبّا. و«الشابّی» - کشاعرٍ تأثّر بالتیّار الرومانسی استطاع - رغم قصر عمره - أن یمثِّل المذهب الرومانسی فی تونس أحسن تمثیل، وأن یسهم فی نشره إلی حدٍّ بعیدٍ. فجاء هذا المقال وعلی أساس من المنهج التفسیری لیکشف عن أهمّ المضامین الرومانسیة التی تجلت فی شعر الشابی.
عامل ترجمه در ادبیات تطبیقی فارسی (رافد الترجمة فی الأدب الفارسی المقارن)
حوزههای تخصصی:
الترجمة هی الخطوة الأولی لانتشار أدب أجنبی فی بلد ما، ولذلک تشغل دراستها مساحة واسعة من اهتمامات الأدب المقارن، والنتائج التی ننتهی إلیها من جراء الترجمة مفیدة جدا فی أی عصر وأی مکان.
ومن الصعب جدا - إن لم یکن مستحیلا- الإلمام بکثیر من اللغات العالمیة؛ فلهذا یضطر الباحثون المقارنون إلی اعتماد الترجمات.
والمتابع لحرکة الترجمة الأدبیة فی إیران یلحظ بوضوح أن رافد الترجمة قد أتی دوره متأخرا ومتواضعا جدا فی نقل نظریة المقارنة؛ الأمر الذی أدی بالفعل إلی جهل کثیر من الدارسین والجامعیین الإیرانیین لتطورات الأدب العالمی المقارن، وإلی قیام بعضهم بدراسات لاتدخل فی صمیم الأدب العلمی المقارن فی أغلب الأحیان.
وهذا المقال یلقی أضواء علی رافد الترجمة فی الأدب الفارسی المقارن، ویعرض لأهم الکتب والدراسات التطبیقیة المقارنة التی تم نقلها إلی الفارسیة.
ادبیات فارسی تطبیقی و چالش های آن (قضایا الأدب الفارسی المقارن وتحدیاته)
حوزههای تخصصی:
لاشک أن نظریة الأدب المقارن نظریة حدیثة من حیث کونه لونا من البحث الأدبی یعنی بالعلاقات الأدبیة الدولیة، وهجرة الأفکار والأذواق، والمبادلات المختلفة بین الأدب والفنون الجمیلة والعلوم الإنسانیة.
وقد دخل الأدب المقارن إلی الجامعات الإیرانیة منذ وقت مبکّر علی ید الدکتورة سیاح؛ ولکن هذا اللون من البحث الأدبی لم یکن محظوظا قط فی إیران.وفی هذا المقال حدیث بالغ الإیجازعن نشأة الأدب المقارن فی إیران وعن رواده الأوائل، کما فیه حدیث عن أهم التحدیات التی ظلت وماتزال تعرقل مسیرة الأدب المقارن فی هذه البلاد.
تحلیل آماری پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه
حوزههای تخصصی:
زنان نیمی از پیکرة هر اجتماع را در همة ادوار تشکیل میدهند که در مورد مقام آنان و جایگاه و پایگاه اجتماعی در همه حوزه ها اعم از علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، ارتباطات و... از جمله حوزة ادبیات هم چنان جای مطالعه و بررسی وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف «شناخت پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه» تلاشی آکادمیک است برای پاسخ به پرسش های زیر:
ـ زنان عصر ساسانی در اثر ماندگار شاه نامه چه پایگاه اجتماعی داشته اند؟
ـ کدام زنان از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند؟
ـ دیدگاه فردوسی (شاعر بنام عرصة ادبیات) به عنوان مرد جامعة مردسالارانة قرن 4 و 5 به مقام زن و جایگاه او چگونه بوده است؟
جامعة آماری در پژوهش حاضر شامل همه زنان شاه نامه، اعم از زنان بنام و نقش آفرین و اثرگذار، زنان کم تأثیر با نقش آفرینی اندک و کم رنگ، ایزدبانوها و نیز زنان جادوست. جهت دقت افزون تحقیق و نیز ارائة مطالعة علمی نو، از میان جمعیت آماری، دو گروه «زنان ایرانی و غیرایرانی»، به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند.
(تاکنون پژوهشی در حوزة ادبیات بویژه در زمینة موضوعات شاه نامه و جایگاه زن با این نمونة آماری، انجام نشده است.)
مقولة پایگاه اجتماعی به عنوان تنها متغیر پژوهش با دو مؤلفة «اعتبار اجتماعی ـ مشورت خواهی» مورد مطالعه و بررسی در خصوص نمونة آماری، قرار گرفته است. پس از گردآوری مطالعات و داده ها از طریق اسنادی ـ کتاب خانه ای، یافته های حاصل با استفاده از تکنیک «تحلیل محتوا» مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار گرفته است و در پایان، محقق به یک نتیجه گیری نهایی دست یافته است و آن اینکه:
هر دو گروه زنان ایرانی و غیر ایرانی با وجود جامعة مردسالار عصر ساسانی «در قرن 4 و 5 هجری» دارای پایگاه اجتماعیی نسبتاً خوب و بالا بوده اند، با ذکر این نکته که: زنان با ملیت های غیرایرانی در مقولة پایگاه اجتماعی در مرتبه ای بالاتر نسبت به زنان ایرانی قرار داشتند و از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند.
کوتاه سخن آنکه؛ زنان شاه نامة فردوسی دارای پایگاه اجتماعیی بالا و مناسب بوده اند.
تحلیل بسامدی درون مایه ها در دفتر سوم مثنوی
حوزههای تخصصی:
مثنوی کتابی عظیم مشحون از معانی متکثر و اندیشه هایی متنوع است که خواننده را در تلاطم امواج پیدرپی خود غرقه و مبهوت میسازد. بهمین سبب و به دلیل درنگ مکرر مخاطب در پاگردهای ابیات مثنوی، معمولاً جهات اصلی اندیشه و اهداف کلّی کتاب مخفی مانده، خواننده از درک کلان فکرهای این کتاب مستطاب فرومیماند. در این مقاله تلاش شده است تا این کلان فکرها در دفتر سوم مثنوی با روش تحلیل بسامدی درون مایه ها مشخص گشته، حکایت هایی که به شکل منظومه هایی مرتبط با هم برای القای یک درون مایة مشترک توسط شاعر بکار گرفته شده به صورت شماتیک عرضه و نتایج آن تحلیل گردد.
تحلیل رمان سووشون از منظر عناصر حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رمان سووشون موضوعات و جنبه های اجتماعی، تاریخی و حماسی با لحن شاعرانه، در بستر داستانی ساختگی، چنان درهم آمیخته اند که نمونة مقبول هنر داستان نویسی به وجود آمده است. جنبة حماسی این رمان چنان قوتی دارد که می توان آن را در ردیف آثار حماسی مصنوع قرار داد. تجلی روح ملی، وجود ارزش ذهنی، نمایندة عقاید مردم بودن قهرمان، لزوم مهرورزی و کین توزی، وجود قدرت فردی شکست ناپذیر یا ابرمرد و هم مرزی با تاریخ از جملة عناصر حماسه اند که در این رمان حضور دارند. قهرمان آن با خصالی از قبیل مهرورزی به مردم و کین توزی با بدخواهان مردم، جستن نفع عام، تعلق به نوع بشر، مقابله با ضد قهرمان و داشتن شرافت در شمار قهرمانان حماسه هاست. قصد دانشور که آفرینش چنان قهرمانی برخاسته از جهان بینی اوست به حقیقت شکست ناپذیر نشان دادن ایران است، در زمانی که تهاجم صنعتی و نظامی غرب، بی اثربودن مطبوعات، آشوب های داخلی، وابستگی ارکان حکومت، غفلت مردم و اولیای دین و فرصت طلبی احزاب زمینه های به خطر افتادن استقلال ایران را فراهم می کنند . قصد این نوشته ذکر مشابهت های این رمان با آثار حماسی، جستن نشانه های حماسه در آن و نهایتاً تبیین جنبة حماسی آن است.
بررسی و مقایسة صورخیال در شعر حسین منزوی و قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصرف ذهن شاعر در مفاهیم و امور عادی زندگی و ارتباط آن با طبیعت حاصل بینش و آگاهی او از پدیده های طبیعی و جهان بیرون است. مجموعة تصاویر حاصل از انواع صورخیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) در دیوان هر شاعری بیانگر لحظه هایی است که با درون و جهان درونی او سروکار دارد؛ در واقع، انعکاس روح، شخصیت و ویژگی های درونی اوست. هدف این پژوهش بررسی عناصر خیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) و بسامد هرکدام در شعر امین پور و منزوی و دست یافتن به نتایجی حاصل از اندیشه، عواطف، احساسات و نگرش آن ها به جهان و زندگی است. تصاویر مشترک این دو شاعر یا تصویر مرکزی اشعار آن ها مربوط به عشق و مسائل پیرامون آن است، هرچند بازتاب اجتماع و مسائل اجتماعی نیز کم وبیش در اشعارشان به چشم می خورد. تصاویر شعری دو شاعر، زنده، پویا و دیداری است. در شعر هرکدام از آن ها تقلیدی اندک و ناچیز مشاهده می شود، ولی حوزة تصاویر و صورخیال خویش را به تصاویر شعر سنتی منحصر نکرده اند، بلکه نوآوری هایی در شعر هر کدام مشاهده می شود. تشبیهات، بیشتر فشرده و حاصل امور حسی انتزاعی است.
تحلیل روان شناختی نمادها و کهن الگوها در داستان کرم هفتواد شاهنامة فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامة فردوسی، سرگذشت قومی و ملّی ما، آمیزه ای پربها از اسطوره، حماسه و تاریخ است که برخی کوشیده اند آن را به سه بخش مجزّای اساطیری، حماسی و تاریخی تقسیم کنند، اما درهم تنیدگی این سه قسمت چنان است که تعین حدّ و مرز و جداسازی آن ها از یکدیگر ناممکن می نماید. برای نمونه آنچه بسیاری آن را بخش تاریخی شاهنامه می دانند با داستان هایی نشئت گرفته از اندیشة اساطیری و مفاهیم نمادین و کهن الگویی قومی آمیخته است که در عین حال رنگ وبوی حماسی نیز دارد. یکی از این داستان ها روایت کرم هفتواد است. این روایت تماماً اسطوره ای یکی از پیچیده ترین روایات شاهنامه است که از منظرهای گوناگون می توان آن را نقد و تحلیل کرد. بسیاری کوشیده اند این داستان را با واقعیت های تاریخی همسو کنند و زمان و مکان و توجیهی برای آن بیابند، اما هیچ کدام از این دیدگاه ها راه به دیهی نبرده است. زیرا طرح اسطوره ای داستان هرچند از واقعیتی الهام گرفته است، رهیافت به این واقعیت ضمنی نیازمند بررسی های اسطوره شناختی است. اینکه اسطورة کرم هفتواد چیست، چه می گوید، از کجا سرچشمه گرفته و... پرسش هایی است که در این مقاله با تکیه بر نظریة کارل گوستاو یونگ به آن خواهیم پرداخت.
نظربازی سعدی؛ دغدغه گناه
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده ضمن بررسی مفهوم «نظر» از مقولة «فعل» و «اسم» و کاربرد گوناگون آن در این دو مقوله؛ با تکیه بر نگره های فلسفی؛ به بررسی مفهوم دقیق نظر و بالطبع نظربازی پرداخته و انواع نظر را در دیدگاه سعدی مورد بررسی قرار داده؛ نظربازی سعدی، شرایط و حالات آن را بررسی می کند.
بدعت التزالم در غزل های سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده مقاله ضمن بررسی صنعت التزام و تاریخچه آن و نیز رویکرد ادبیات قدیم و ادبیات معاصر به این صنعت، آن را شگرد بیانی و هنری در کلام و زبان شاعر می داند.
پس از آن به توضیح مصداق هایی از صنعت التزام در نقد ناقدان پرداخته و معتقد است که در آثار پیشینیان تنها دو مورد التزام در قافیه و تکرار در شعر صورت می گیرد، اما در صنعت پردازی شاعرانی سعدی، دایره بستة قواعد، در هم می شکند و بدعت های نو و قابل توجهی در همه جوانب در آثارشان دیده می شود.
واسازی عشق در غزلیات سعدی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به بررسی پارادوکس عشق در غزلیات سعدی می پردازد و معتقد است که عشق در معنای کلاسیک و اصالت محورش مفهومی واحد، یک دست، بدون تناقض، متافیزیکی و دست یافتنی است، اما نگاه پارادوکسی به عشق آن را درون نوعی تناقض قرار می دهد و این همان پارادوکس حضور و غیاب است. در ادامه برای تبیین سخن خود به شش موضوع می پردازد:
1. عشق متنی و فرامتنی 2. عشق کمال و نقصان 3. عشق خود و دیگری 4. عشق فعال و منفعل 5. عشق نگهداری و ویرانی 6. عشق شباهت و تفاوت.