وقت شناسی و بهره وری از وقت ‘ نزد سالکان وادی معرفت از جمله اصول مهم و قابل توجه است . هرخواننده با نگاهی گذرا و تورقی حتی از نه سرتأمل در دیوان پربار اشعار آیت الله حسن حسن زاده آملی به یکی از کلیدی ترین تعابیر آن یعنی اهمیت((شب)) بعنوان وقتی خاص برای درک معارف الهی برخواهد خورد. بی تردید آیت الله حسن زاده را با شب انس ورابطه بدان میزان قوی و عمیق است که در هر فرصت و حال‘به این رابطه و پیوند اشارتی شاعرانه و عبرت انگیز دارد. مرغ جان سالکان کوی دوست را در خلوت شبانه غزلخوان می داند‘البته تأکید می ورزد که ناله و مناجات و راز و نیاز و سر به سجده نهادن از جمله شروط شنیدن آوای توحید و ناله طرب انگیز آن مرغ توحید خوان است . جایی از عروج شبانه ای خبر میدهد که در اثر حال و ذکر بدست می دهد‘در قسمتی دیگر از نجوایی که پیر دانایی در شب با او داشته است ‘ سخن میراند. آگاهی وتسلط آیت الله حسن زاده بعنوان آخرین بازمانده از تبار منجمین سترگ از شناخت اسرار افلاک وانجم برای او در سیر شب و شب شناسی ره توشه ای ارزشمند است . از حالات سیارات و ماه و قمر و خنیاگری و دست افشانی و پایکوبی اقمار آسمانی و زهره فلک‘سخن ها دارد. استاد عارف در آستانه کعبه عشق‘رها از هرگونه تفرقه وکثرت پنداری های از تفرقه برآمده در حالت جمع الجمع ودر خلوت شب در حضور یار نشسته و دربه روی غیر بسته تا با گذری معرفت بار از ظلمت شب به استقبال سحر و دل و دیده به جمال جانان روشن نماید.
برای پی بردن به این مطلب که چگونه ژان ژک روسو، در بطن بدبختی و در وضعیت یک تبعیدی، در اثر خود، رؤیاپردازی هایگردشگرتنها، خوشبختی را می یابد و آزادی را دوباره به دست می آورد، از طریق پدیدارشناسی تخیل، به مطالعه ی فرایند و جاذبه های رؤیاپردازی ای می پردازیم که رؤیاپرداز را در وضعیت آگاهی از آرامش نگه می دارد.
رؤیاپردازی روسویی حاصل تنهایی، حاصل آمیزش بیرون و درون، احساسات و روان است. این رؤیاپردازی قوه ی محرکی درونی است که جنبش دیده شده، شنیده شده و یا حس شده به هر طریقی، آن را حفظ می کند. برخی چیزها و مناظر آغاز رؤیاپردازی را میسر و تداوم و جذابیت آن را تضمین می کنند: هر آنچه مربوط به گیاهان و آب باشد.
وضعیت وحشتناکی که دیگران روسو را در آن قرار داده اند، به جای اینکه استقلالش را از او بگیرد، او را به فردی تبدیل می کند که، با گریز به رؤیاپردازی از طریق تخیل، احساس و خاطره، می تواند استقلال خود را کاملا̋ مطالبه کند. رؤیاپردازی، سعادتی که در آن تنها خویشتن حکمفرماست، زمان سومی است که زمان دوم یعنی زمان اسارت اجتماعی را محو می کند و به وضعیتی اولیه بازمی گردد که در آن احساس هستی تمام فضای درون من را فرامی گیرد. رؤیاپردازی به خویشتن هستی فطری و طبیعی خود را بازمی گرداند و به احساس وحدت با سراسر عالم منتهی می شود.
شریف رضی (406 ه .) شاعر و ادیب عرب و فخرالدّین عراقی (688 ه .) شاعر نامور ایرانی از جمله شاعران برجسته ای هستند که در قالب غزل، سروده های دلنشینی از خود بر جای نهاده اند و هر یک، با توجّه به عوامل بیرونی و درونی و نیز توانایی خویش، از آن به عنوان ابزاری به منظور بیان اندیشه و عواطف خود بهره جسته اند. اشعار عاشقانه رضی و عراقی با وجود فاصله زمانی و تفاوت زبانی، دربردارنده مفاهیم و اندیشه های همسان بسیاری است. این امر، نگارندگان را بر آن داشت تا با استفاده از شیوه تطبیق اندیشه های عاشقانه دو شاعر، به جستجو درباره مضامینی بپردازند که در غزلشان به دو شاعر هویّت می بخشند. مقاله حاضر در پی آن است ضمن بررسی ویژگی های ادبیّات تغزّلی دو شاعر، به رهیافتی از طرز تفکّر و مشرب اعتقادی آن ها دست یابد. با عنایت به نتایج به دست آمده، غزل دو شاعر، از مبنایی عرفانی و آرمانی سرچشمه می گیرد و دارای مشابهت های مضمونی، همچون وفاداری، پاکدامنی، بلندهمّتی و... است که این امر، از نوعی همسویی اندیشگانی در غزلشان حکایت دارد.