ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۹۴۱ تا ۵۲٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۲۹۴۱.

گذار از واژه نامه نگاری به فرهنگ نویسیِ گویشی؛ مطالعه موردیِ واژگان شناسی نام واژه های انواع بُز و گوسفند در گویش های لامِردی و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
بهره گیری گویش پژوهان از قابلیت های معنی شناسی ساختارگرا و اصول فرهنگ نویسیْ مطالعاتِ موجود در حوزه واژگان شناسی گویشی را به سطح فرهنگ نویسی ارتقا می دهد. در این پژوهش برای نشان دادن ظرفیت رویکردهای حوزه های واژگانی و مؤلفه های معنایی در به دست دادن تعاریف جنس وفصلی در فرهنگ های گویشی، روابط مفهومی در میان مجموعه ای از نام واژه های انواع بز و گوسفند در چند گویش فارسی مطالعه شده است. خودِ این مجموعه ها از چندین زیرمجموعه دیگر تشکیل می شوند که بر پایه مؤلفه های معنایی نژاد، جنسیت، سن، باروری، زایمان، رنگ مو، شکل و حالت گوش و چند مؤلفه دیگر قابل تمایز، صورت بندی و تعریف هستند. تجربه نگارنده در استخراج نام واژه های انواع بز در گویش لامِردی (رایج در جنوب استان فارس) و مطالعه برخی اطلاعات مهم و تکمیلی از گویش بختیاری و چند گویش دیگر، همچنین بررسی واژه نامه های گویشی و داده های گویش شناسی نشان می دهد گویش پژوهان باید از واژگان شناسیِ مبتنی بر مصاحبه صرف با گویش وران گذر نموده و مطالعات خود را به سطح فرهنگ نویسی ارتقا دهند. در این سطح، آنان باید دست کم برای استخراج فهرست کاملی از واژگان مادّی گویش ها از ظرفیت معنی شناسی ساختارگرا بهره ببرند تا برای تدوین کلان ساختار فرهنگ گویشی فهرستِ کامل تر و دقیق تری از واژگان گویشی را برای ثبت در جایگاه سرمدخل های فرهنگ تدوین کنند و در خردساختار آن نیز قادر به ارائه تعریف های جنس وفصلی گردند. بدون توجه به پژوهش های تکمیلی زبان شناختی، تحقیقات میدانیِ گویش شناسان همواره دو نقص عمده خواهد داشت: یکی، فوت شدن تعداد قابل توجهی از نام واژه های دام های اهلی (در اینجا بز و گوسفند) و دیگری، تعاریف ناقص یا مبهم از نام واژه های استخراج شده.
۵۲۹۴۲.

بازنمایی اضطراب شخصیت های مجموعه داستان عزاداران بَیَل بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
کارن هورنای از جمله روان کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل های اجتماعی به مثابه عواملی موثر بر شکل گیری شخصیت تاکید کرد. او توجه بسیار بر بسترهای اجتماعی که فرد در آن رشد می کند، دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ریشه اضطراب در رفتار شخصیت های اصلی مجموعه داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی است که بر مبنای آرای کارن هورنای به روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. مجموعه داستان «عزاداران بیل» هشت داستان پیوسته دارد که شخصیت های تمامی داستان ها افرادی روان رنجورند، که ریشه عصبیت آن ها تجربه نکردن امنیت دوران کودکی در بستر خانواده و جامعه ناب هنجار روستای بیل است. بر اساس نظریه هورنای احساس درماندگی کودکان به رفتار والدینشان بستگی دارد. حال آنکه شخصیت های زیادی در بیل پدر و مادر ندارند و در جامعه سنتی روستا جرأت نافرمانی و مخالفت نداشته اند. کودک در چنین شرایطی ناچار به سرکوب خصومت خود شده که باعث اضطراب اساسی در او شده است. اکثر شخصیت های داستان ها روان رنجور و مضطرب هستند، چرا که برای هر موضوع و مسأله ای عزاداری می کنند. خرافات و جنون در ذهن شخصیت ها رسوخ کرده و فقر و ترس های بیرونی، آنها را آزار می دهد. توسل به مقدسات مذهبی و امامزاده ها راه حلی برای کم کردن اضطراب شخصیت ها است. آنها افراد روان رنجوری هستند که به دنبال نیازهای ده گانه خود دست به رفتارهای غیرمتعارف و ناهماهنگ با محیط اجتماعی که در آن زندگی می کنند می زنند.
۵۲۹۴۳.

بررسی الگوی نشانه شناختی پیرس در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
روش های مختلف نقد ادبی نوین به متون فارسی کمتر توجه شده است. این در حالی است که این متون می توانند به عنوان بستری مناسب برای بررسی نظریه ها و کشف رویکردهای جدید در تفسیر زبان ادبی مورد استفاده قرار گیرند. یکی از این روش های نقد، استفاده از نشانه شناسی است. مقاله حاضر به بررسی الگوی نشانه شناختی چارلز سندرز پیرس، یکی از بنیان گذاران نشانه شناسی در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار می پردازد. نشانه شناسی پیرس به عنوان یک چارچوب نظری قدرتمند برای فهم و تحلیل نشانه ها و فرایندهای معناآفرینی به کار گرفته شده است تا شیوه های معناآفرینی و ارتباطات نمادین در متون عرفانی اسفراینی بررسی شود. این الگو، سه نوع نشانه اصلی شبیه سازی، ارتباط مستقیم و ارتباط قراردادی را معرّفی می کند. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل انواع نشانه های آیکونیک، نمایه ای و نمادین در این اثر و چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی و تأثیر آن ها بر خواننده پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زبان عرفانی اسفراینی از الگوهای پیچیده و چندلایه ای برای بیان تجارب و مفاهیم عرفانی بهره می برد که به کمک چارچوب نشانه شناختی پیرس قابل شناسایی و تحلیل است. این تحلیل ها نشان دهنده تعامل عمیق میان فرم و محتوا در متون عرفانی و نقش بسزای نشانه ها در تسهیل درک و تجربه های معنوی است و تلاش می کند تا با بهره گیری از چارچوب نظری پیرس، به تحلیل دقیق تر و جامع تری از زبان و نشانه های عرفانی در اثر عبدالرحمن اسفراینی بپردازد و بدین وسیله فهم عمیق تری از روش های بیان و انتقال مفاهیم عرفانی فراهم آورد.
۵۲۹۴۴.

بررسی ساختار مجالس نظام الدین اولیا بر اساس تک نگاری های مریدان او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه: معرفی ساختار و بررسی آثاری در حوزه مجلس گویی و مجلس نویسی، به عنوان یکی از شیوه های تأثیرگذار آموزش آموزه های دینی و عرفانی در شبه قاره هند در قرن هفتم و هشتم از اهداف اصلی این نوشتار است. شناخت ساختار این آثار از یک سو زمینه پژوهش های تطبیقی بین مجالس مکتوب شبه قاره و ایران را فراهم می کند و از سوی دیگر، این آثار پیوند مجالس صوفیانه و حلقه های عارفانه را با علایق عامه مردم که بخشی از مخاطبان این مجالس هستند؛ آشکار می سازد. روش: با توجه به جایگاه نظام الدین اولیا در عرفان اسلامی، مقاله در شیوه ای توصیفی- تحلیلی به بررسی ساختار بیرونی و درونی تک نگاری های وی پرداخته است. یافته ها: مجالس شیخ غالبا در خانقاه تشکیل می شده و مخاطبان خاصی داشته است. دغدغه شیخ تبلیغ و ترویج اسلام و تبیین آموزه های فرقه چشتیه با نیم نگاهی به مباحث اخلاقی و اجتماعی است.  نتایج: مجالس نظام الدین، در بند تأثیرگذاری بر مخاطب است. از این رو مباحث عرفانی، شریعتی، کلامی، اخلاقی و اجتماعی با لحنی پرشور که ویژگی این مجالس است؛ در پی برانگیختن مخاطب است. بهره گیری از حکایات، نقل اقوال مشایخ، استفاده از آیات و احادیث، نصایح دینی، اخلاقی همه و همه نشان می دهد که نظام الدین در پی ساختن دین و دنیای مخاطبان است.
۵۲۹۴۵.

ترکیب ها: سازه های ایجازی در زبان شعری نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
ایجاز هم از حیث اقتصاد واژگانی، هم به جهت مناسبات اخلاقیِ زبانی-گفتاری و هم از منظر زیبایی شناسی بلاغی، پسندیده و سفارش شده است. ایجاز، صنعتی بی قاعده و مخلوق توانمندی های هنری و کلامی گویندگان است. بنیادنهادن کلام موجز، نیازمند ظرایف ادراکی و نبوغ ذهنی و زبانی است. نظامی از جمله شاعرانی است که «ایجاز در حد اعجاز» در وصف کلام او به کار رفته است. او بخش بزرگی از تشخّص سبکی خود را وام دار ترکیب سازی و واژه گزینی است. مسأله اصلی تحقیق حاضر، بررسی و معرّفی ترکیب های موجود در شعر نظامی، به عنوان سازه های ایجازی بوده است. برای انجام تحقیق، از روش توصیفی و تحلیل محتوایی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، ترکیب ها فقط در ساختمان نحوی-معنایی شعر موجب ایجاد ایجاز نمی شود. بلکه این ترکیب ها در تمام سطوح زبانی (آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی) در ایجاز گسترده کلامی ایفای نقش می نماید. این ترکیب ها در تناسب های چندوجهی با سایر ارکانِ محور هم نشینی، توأمان، هم موجب حذف/کاهش تعداد واحدهای زبانی (حروف و ادات، واژگان، جمله/جمله ها، فعل ها، موصول ها، گروه های قیدی، وصفی و مصدری) و هم موجب تقویت منظورهای هنری و معنایی شعر از موسیقی تا معناست (که فراتر از توانایی های نرم عادی زبان است). برخی از ترکیب های برساخته نظامی، رمزگان هایی با پیشینه بینامتنیِ کهن الگویی، هرمنوتیکی و یا فلسفی است که با رعایت اقتصاد واژگانی، حجم وسیعی از داده ها را در واحدهای زبانی محدود منتقل می کند. بنابراین، می توان بیشتر ترکیب ها (و نه همه آن) موجود در شعر نظامی را سازه های ایجازی چندمنظوره ای دانست که در سطوح مختلف زبان (هم به طریق حذف و هم از راه قصر) موجب ایجازهای فراگیر ادبی و گفتمانی است.
۵۲۹۴۶.

اشعاری منتسب به خاقانی شروانی در چاپ سنگی کلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
دیوان خاقانی شروانی تا به حال چند مرتبه چاپ یا تصحیح شده است و مخاطبان شعر خاقانی هم اکنون بیشتر به چاپِ «علی عبدالرّسولی»، تصحیحِ «ضیاءالدّین سجّادی» و چاپِ «میرجلال الدّین کزّازی» توجّه دارند. با دقّت در مقدّمه آن سه پژوهشگر به این نتیجه می رسیم که عبدالرّسولی و کزّازی در گردآوری دیوان، پیروِ شیوه ای علمی نبوده اند و سجّادی روشی نسبتاً علمی برای تصحیح پیش گرفته است. «کلیات خاقانی» نخستین طبعِ دیوان خاقانی شروانی است و انتسابِ شعر دیگر سرایندگان به خاقانی یکی از اشکال های بنیادیِ این چاپ است. در مقدّمه این مقاله گفته شده که کلیات خاقانی دستِ کم شش مرتبه در هند به شیوه چاپ سنگی به طبع رسیده و به اشتباهِ «علی عبدالرّسولی»، «سیّد ضیاءالدّین سجّادی» و «خانبابا مشار» درباره دفعاتِ چاپ این کتاب اشاره شده است. در متن مقاله به انتسابِ اشتباه اشعاری از «احمد بن منوچهر شصت کله»، «مسعود سعد» و «سیف اسفرنگ» به خاقانی در کلیات خاقانی اشاره شده و در خلالِ متن چند ضبطِ اشتباه آن چاپ هم یادآوری شده است. در بخشِ پایانی، وضعیت این اشعارِ منتسب در هفت دست نویسِ دیوان خاقانی شروانی بررسی شده است. از میان آن اشعار تنها شعرِ احمد بن منوچهر شصت کله در سه دست نویس از آن هفت دست نویس به نامِ خاقانی ضبط شده که بر اساسِ مطالعاتِ پیشین این انتساب اشتباه است.
۵۲۹۴۷.

بررسی تطبیقی تکنیک های شخصیت پردازی در دو رمان «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی و «تنگسیر» صادق چوبک براساس نظریه لئونارد بیشاپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
داستان، شخصیت در کنش است. هرچه شخصیت ها قوام بیش تری می یابند، نشانه های تازه تری از ویژگی های آن ها آشکار گشته، و همین امر باعث بروز واکنش هایی از آن ها نسبت به یکد یگر می شود که با آن چه پیش تر در ذهن وجود داشته کاملا متفاوت است. لذا شخصیت برآیند دو تکانه است. تکانه فردیت بخشی و تکانه نوعی یا تیپ سازی. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا و صادق چوبک در رمان تنگسیر از شیوه های مشترک و گوناگونی در شخصیت پردازی رمان خود استفاده کرده اند که عبارتند از ارائه شخصیت های باورکردنی، کاربرد اندک نام ها در فصل آغازین داستان، اشخاص با انگیزه نامشخص، توصیف فیزکی و روانی شخصیت، دادن اطلاعات از طریق شخصیت های فرعی، بیان سابقه روانی شخصیت، شخصیت پردازی مختصر و مفید، شخصیت های تصادفی، شخصیت های واسطه، ویژگی های همیشگی شخصیت. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیت پردازی در دو رمان پیر مرد و دریا و تنگسیر صادق چوبک است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان تکنیک های مختلف، حقیقت مانندی و باورپذیری شخصیت، توصیف شخصیت، آوردن اشخاص با انگیزه نامشخص بسامد بالایی در این دو رمان دارند.
۵۲۹۴۸.

مطالعه ی وجوه متفاوت ویژگی اغواگری در شخصیت پردازی زنان شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۷۷
زنان شاهنامه ویژگی های شخصیت پردازانه ی متنوعی دارند گاه مادرانی صبور و وفادار و خردمندند و گاهی زنانی زیبا و دارای صفاتی همچون دلاوری، نیرومندی حیا و شرم و... هستند و در پاره ای از مواقع این زنان معشوقه های اغواگر و افسونگر با زیبایی جادویی اند زنانِ شاهنامه تأثیرگذار بر سرنوشت مردان هستند. فردوسی بادقت بسیار سعی بر آن داشته است تمامیِ ابعاد شخصیت زنان را در اثر خود بازتاب دهد و اغواگری و افسونگریِ زنان با وجوه متفاوت در شاهنامه بروز می یابد. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعه ی ابعاد متفاوت ویژگی اغواگری در زنان منتخب از شاهنامه و مقایسه آنها با یکدیگر است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی است همچنین برگزیدن نمونه ها به شیوه ی انتخابی- هدفمند است از میان زنان شاهنامه چهار زن برگزیده شده اند که در ویژگی شخصیت پردازانه ی آنها صفت اغواگری مشخص و متمایز است. سودابه، گردآفرید، شیرین و روشنک نمونه های مورد نظر هستند با مطالعه و دقت بر ابعاد شخصیت این زنانِ منتخب می توان وجوه متفاوت ویژگی اغواگری و نتایج مثبت و منفی آن را دریافت. در سودابه اغواگری در جهت امیال کامجویانه و قدرت طلبی است که منجر به ویرانی و تباهی می شود در گردآفرید این ویژگی در جهت دفاع از موقعیت خویش و دژسپید و جلوگیری از تجاوز به خاک ایران است در شیرین در راستای دستیابی به عشق و قدرت و در روشنک به سبب حفاظت از اقتدار و فرهنگ و تمدن ایران بروز می یابد.
۵۲۹۴۹.

بررسی الگوهای کنش ارتباطی داستان حضرت یوسف (ع) با تکیه بر نظریه یورگن هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
نظریه کنش ارتباطی در تحلیل گفتمان بر عنصر زبان استوار است. یورگن هابرماس از صاحب نظرانی است که دیدگاهی جامع در زمینه کنش ارتباطی ارائه داده و در نظریه او کنش ارتباطی شامل سه بخش گفتاری، نمایشی و هنجاری است که با تکیه بر رویکرد وی می توان به شناخت دقیقی از معانی نامرئی در زیر لایه های یک گفتمان دست یافت. با عنایت به اینکه داستان حضرت یوسف (ع) از قصه های اندرز محور قرآن است و حضرت به مقتضای شرایطی که در آن قرار گرفته برای ابراز حقانیت الهی طریقه گفتگو را برگزیده است. بنابراین زبان و ارتباط کلامی در این داستان نقش محوری دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس به شناخت هر چه بیشتر نشانه شناسی داستان حضرت یوسف (ع) در گستره گفتگو میان شخصیت های اصلی و فرعی داستان، پرداخته است. نتایج حاصله از تحقیق گویای آن است که کنشگر اصلی حضرت یوسف (ع) است که از دیدگاه منِ شخصی، ایفای نقش می کند و گفتمان منسجمی با کاربست عنصر زبان و گفتگو در داستان برقرار می سازد. با توجه به نظریه هابرماس گفتمان حضرت یوسف (ع) از مشخصه هایی چون ترغیب، استقامت، مستندگویی و ... برخوردار است و اثبات حقیقت وجود خداوند با بیان براهین عقلی از جانب شخصیت محوری داستان بیان می شود. عنصر ترغیب برای برانگیختن احساس درونی مخاطب جهت گرایش به راستی بیشترین کاربرد را دارد. کنش ارتباطی نسبت به کنش نمایشی و هنجاری بسامد بالایی داشته و کنش های هنجاری از قبل سازماندهی شده و به سوی هدف اصلی جهت یافته اند.
۵۲۹۵۰.

تأثیر قدرت بر نثر دوره صفوی بر اساس جامعه شناسی زبان با تکیه بر کتاب عالم آرای عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
زبان یکی از برجستهترین و مهمترین عناصر سبکی در مطالعات و بررسیهای ادبی به شمار میآید. هر نوع تغییر و تحول در فرم و محتوای زبان یک اثر ادبی، نشان دهنده سیر تحولات و تطورات نگرشی و دانشی خالق اثر و جامعه مؤثر بر پدید آمدن آن است. گاه زبان بر پدید آمدن سبکهای ادبی و شیوههای نوشتاری تأثیر مستقیم دارد و گاه به صورت غیرمستقیم در قالب اشکال گوناگون اعمال قدرت میکند. گاهی نیز سبکهای ادبی بر زبان چیرگی یافته و باعث تغییرات و تحولات اساسی در این حوزه میشوند. در تاریخ تحولات ادبی مشاهده میکنیم که گاهی قدرت حکومتی بر زبان و سبک ادبی تأثیرات فراوانی دارد و حتی به آن سمت و سو میدهد. حکومت صفوی در تاریخ ایران بر اساس یک ایدئولوژی مذهبی به قدرت رسید و این قدرت که از سه ضلع اصلی 1- شاهان صفوی، 2- قزلباشان و 3- علمای دینی تشکیل می شد بر سبک و سیاق متون ادبی آن دوره تأثیر گذاشت. مطالعه رابطه کاربردی زبان در آثار ادبی و مناسبات قدرت، پژوهشهای ادبی را با علوم اجتماعی و زبانشناسی پیوند میدهد. این پژوهش به گفتمان تأثیر قدرت بر آثار منثور دوره صفوی از منظر جامعهشناسی زبان با تکیه بر کتاب عالم آرای عباسی می پردازد و مشخص میکند که کدام قدرتها با چه بسامدی بر نثر آن دوره تأثیر گذاشتهاند.
۵۲۹۵۱.

تفسیر و تحلیل سبک نگارش اوصاف الاشراف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۹
آثار عرفانی در ادب فارسی چه پیش از قرن هفتم و چه در قرن هفتم و چه بعد از آن هر کدام متأثر از اوضاع و احوال اجتماعی و فراز و نشیب های متعددی است که نویسندگان آن خواسته و ناخواسته در گذر زمان از آن عبور کرده اند. یکی از این آثار ارزشمند عرفانی، اوصاف الاشراف خواجه نصیرالدین توسی است. او در این کتاب، یافته های سلوک مدارانه خود را در قالبی نو و با سبک وسیاقی روشن، مبتنی براستشهادات قرآنی ملهم از احادیث متعدد به شیوه ای ساده وروان ارایه کرده است. مقاصد عرفانی و مبانی معرفتی در اوصاف الاشراف بر اساس یک دسته بندی منظم و متوالی تدوین شده است. نثر این کتاب در عین سلاست و روانی و ایجاز و اختصار حاوی نکات اساسی و دقایق ظریف عرفانی است. همچنین خواجه سعی کرده پیوندی از شریعت و طریقت را در این کتاب نمایان سازد که در نوع خود هم از نظر سبک نگارش و هم از منظر محتوا روشی مستقل به شمارمی رود. روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر یافته های کتابخانه ای است و می توان به این نتیجه دست یافت که اوصاف الاشراف هم از دیدگاه عرفانی و هم از نظر سبک و روش نگارش و هم از نظرگاه مضمون و مفهوم و هم از منظر اتکا بر موازین شریعت و توجه به مبانی طریقت، به شیوه ای بدیع نگاشته شده است.
۵۲۹۵۲.

بررسی سیر ابهام در بلاغت اسلامی و تحلیل انواع آن در متون ادبی (مطالعه موردی؛ غزلیّات حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
ابهام یکی از عناصر مهم در ادبیّت متون به حساب می آید و نقش مهمی در ارزیابی آثار ادبی مختلف ایفاء می کند. با توجّه به همین موضوع و اهمّیتی که ابهام در ادبیّات دارد، در این جستار تلاش شده تا به بررسی سیر ابهام در بلاغت اسلامی و همچنین تحلیل انواع آن و مصادیق و عوامل جمال شناسانه آن ها پرداخته شود. این پژوهش بر آن است تا با ارائه آراء و نظرات اهل بلاغت راجع به ابهام، به نحوه نگاه و تعریف آن ها از ابهام هنری و تمایزی که بین آن و ابهام غیرهنری قائل شده اند، دست پیدا کند و همچنین به شناسایی مصادیق انواع ابهام هنری و جنبه های زیبایی شناسانه آن ها اقدام نماید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که علمای بلاغت هرچند با تعقید، پیچیدگی و اغلاق مخالفت داشته و آن را مورد نکوهش قرار می داده اند، امّا برخی از آنان همچون عبدالقاهر جرجانی با پیش کشیدن بحث هایی در مورد نقش ابهام در انگیزش مخاطب در خوانش متن ادبی و حظّ و لذّت مخاطب از آن، به درک و دریافت دقیقی از ابهام هنری و ابهام غیرهنری رسیده بودند که بعدها کمتر مورد توجّه بلاغیون متأخّر واقع گشته است. بررسی وجوه ابهام و مصادیق آن در شعر حافظ نیز نشان می دهد که وجه موسیقیایی، زبانی و وجه تصویری ابهام، تأثیر بسیاری در جلب مخاطب و همچنین افزایش زیبایی شناختی اثر ادبی دارد و شاعر بزرگی چون حافظ توانسته است با استفاده از نبوغ و خلاقیّتی که دارد، با کاربرد انواع ابهام هنری، شعر خود را در متعالی ترین شکل، به مخاطبان عرضه کند.
۵۲۹۵۳.

بررسی و تحلیل اسکاز در اشعار روایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
بسیاری از نظریه های نقد ادبی، بر اساس دانش های دیگری چون زبان شناسی شکل گرفته و تا حدودی ماهیت میان رشته ای دارند. یکی از این نظریه ها، فرمالیسم است که تأثیر شگرفی بر مطالعات ادبی داشته است. اسکاز از اصطلاحات مهم نقد فرمالیستی است که بر تفاوت صدای نویسنده و راوی تأکید دارد و تمایز این دو را برجسته می کند. دیالوگ محوری، دو زبانی، توجه به زبان شفاهی، محدودیت افق فکری، فقدان سانسور و ابهام در زبان، از مؤلفه های اسکاز به شمار می آید. توجه به عنصر روایت و ترکیب زبان کهن و روزمره از ویژگی های شعر مهدی اخوان ثالث است که سبب شده برخی اشعار روایی او از منظر اسکاز قابل بررسی باشد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، هجده شعر روایی اخوان ثالث بر اساس مؤلفه های اسکاز بررسی و تحلیل شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز تا چه اندازه در اشعار روایی اخوان ثالث، نمود یافته و کدام یک از ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز در شعر او غالب است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در اشعار روایی اخوان، ویژگی های ساختاری اسکاز یعنی روایت، دو زبانی، دیالوگ محوری و زبان شفاهی بر ویژگی های محتوایی آن یعنی محدودیت افق فکری، عدم سانسور و ابهام غلبه دارد.
۵۲۹۵۴.

توظیف الصور الفنیه للقرآن الکریم فی شعر ابن الرومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۹
الهدف من هذه الدراسه هو معرفه مدى اهتمام ابن الرومی بالقرآن الکریم وأثره فیه، فبالرغم من أنه لم یکن عربیاً فی الأصل إلا أنه کان یفهم القرآن الکریم جیداً ویتقن اللغه العربیه.تم إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی.أجری هذا البحث فی مجالین: الأول فی مجال القرآن الکریم، والثانی فی مجال شعر ابن الرومی؛ القرآن الکریم کتاباً مقدساً بأسلوبه الرائع ومحتواه المتمیز، وشعر ابن الرومی بالاتجاهات المتعدده التی تناولها الشاعر.تحتوی هذه الدراسه على نتائج، ویمکن أن نذکر هنا بعض النتائج المهمه منها:سعه الثقافه لدى الشاعر، بما فی ذلک إلمامه بالتراث الإسلامی الأصیل وفی مقدمته القرآن الکریم.عبقریه الشاعر وأثره فی الألفاظ والمفاهیم القرآنیه وتوظیفها لأغراض شعریه مختلفه.استخدام الشاعر للقصص القرآنیه فی شعره، وکذلک استخدام النص السردی من حیث الأحداث والبناء الزمانی والمکانی، مما أدى إلى توسیع أفق الشاعر وربطه بالنصوص القرآنیه، وهذا دلیل من قدرته اللغویه وفهمه العمیق لنصوص القرآن الکریم.وفی شرح الصور الشعریه یستخدم الشاعر المعجم القرآنی فی أشکال مختلفه من الاستعاره والتشبیه المستوحاه من القرآن الکریم.إن استخدام الصور الحسیه (السمعیه والبصریه) فی النصوص الشعریه دلیل على أن الشاعر کان متمکناً من اللغه العربیه ومهتماً بها واستطاع الجمع بینها وبین القرآن الکریم.
۵۲۹۵۵.

Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۹
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
۵۲۹۵۶.

رفتارشناسی شخصیّت های داستان بیژن و منیژه بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
بررسی شاهنامه فردوسی، بر پایه نظریه های روان شناسی، یکی از روش های بایسته برای آشنایی بیشتر با ابعاد متنوع این اثر بزرگ است. موضوع این پژوهش، بررسی رفتار شخصیت های داستان بیژن و منیژه برمبنای تئوری انتخاب ویلیام گلسراست. پرسش بنیادین این مقاله آن است که چگونه می توان خوانشی روان شناختی، بر پایه تئوری انتخاب از رفتار شخصیت های این داستان داشت؟ هدف این پژوهش بررسی رفتار شخصیت ها، بر پایه ارکان اساسی این رویکرد؛ یعنی، نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری و واقعیت پذیری است. همچنین، نقش فردوسی را به عنوان یک راوی قدرتمند در طرح موقعیت های پاسخگو به نیازهای اساسی مورد تحلیل قرار خواهیم داد. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی رفتار در شاهنامه، مبتنی بر انتخاب و مسئولیت، از زاویه دید نظریهعلمی خاص، در پی برخورد علمی با مقوله ای به نام ادبیات است. ضرورت انجام این پژوهش، مدیون آن است که بررسی و تحلیل رفتار شخصیت های یک اثر ادبی از منظر تئوری انتخاب، به واسطه امکان همذات پنداری مخاطبان با این شخصیت ها، بی تردید سبب آشنایی درست با نیازها، خواسته ها، ادراک، رفتار و مسئولیت پذیری و درنهایت خودکنترلی می شود. بنا بر این نتایج، شاهنامه بازتابی از تمام نیازهای بشری است که شخصیت ها با شناخت و درک واقعیت برای رسیدن به هدف، دست به انتخاب می زنند.
۵۲۹۵۷.

بررسی تکثر معنا و لایه های پنهان در حکایت «در سبب ورود حدیث الکافر یاکل فی سبعه امعاء و المومن یأکل فی معا واحد» با رویکرد نظام رمزگان روایی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
حکایت «در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یاکل فی سبعه امعاء و المومن یاکل فی معا واحدا» اولین حکایت از دفتر پنجم مثنوی شریف است. این حکایت در مذمت حرص و آز آورده شده و تأکید دارد که ایمان صرفاً در لفظ نیست و مؤمن واقعاً ویژگی هایی دارد که در ظاهر و اعمال او هم نمود پیدا می کند و…. پژوهشگر در تحلیل این حکایت مثنوی، برای کشف ویژگی های خلاقانه و لایه های پنهان حکایت از رمزگان روایی رولان بارت بهره برده است. برای تحلیل دقیق حکایت های ژرف مثنوی، قطعاً به کارگیری روش های علمی و ساختارمند در حوزه خوانش و نقد ادبی بسیار حائز اهمیت بوده و یکی از این روش های عالمانه و دانشگاهی، بهره گیری از شیوه رمزگان رولان بارت است. در این شیوه، بارت متون را به خواندنی و نوشتنی تقسیم می کند. متن نوشتنی متنی است حائز اهمیت و درجه اول، برخلاف متن خواندنی که بیشتر سرگرم کننده است و نه تأمل برانگیز. پژوهشگر برای بررسی حکایت مذکور از این روش استفاده کرده تا دریابد که مثنوی با ویژگی های فوق الذکر طبق تعاریف بارت در کدام یک از دو متن می گنجد؟ بررسی حکایت در سبب ورود این حدیث… با شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس رمزگان پنجگانه بارت نشان می دهد نظر به فراوانی همه رمزگان های پنجگانه، این حکایت نه تنها شنیدنی که نوشتنی هم هست و دو رمزگان نمادین (تقابل ها) و فرهنگی در این حکایت بسیار پرکاربرد هستند. نکته حائز اهمیت این پژوهش این است که باوجوداینکه حکایات مثنوی معنوی به صورت شفاهی و آموزشی برای انتقال مفاهیم مدنظر مولانا سروده شده، اما متن این حکایت برخوردار از بالاترین نمودارهای مرتبط با متن نوشتنی است. همچنین ازآنجاکه عرفان به نوعی مقوله ای است که بر تضادها و تفاوت ها استوار است، شاهد تقابل های معنایی و مفهومی قابل ملاحظه ای در این حکایت هستیم. ضمن اینکه اصطلاحات عرفانی و دینی و به کارگیری معانی نو و ترکیبات ادبی موجب شده است رمزگان فرهنگی نیز در این حکایت از بسامد بالایی برخوردار باشد.
۵۲۹۵۸.

جام فیروزه ای؛ روایتی متفاوت و نویافته از جام جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
در مورد جام جهان نمای جمشید و ویژگی های آن، مقالات و گزارش های متعددی چاپ شده که اغلب با تکیه بر منابع ادبی، تاریخی، داستانی و عرفانی فراهم آمده اند. در منابع خطی و کتب گوهرشناسی نیز اسنادی وجود دارد که از نگاه ادبا و محققین پوشیده مانده است اما پرداختن به آنها می تواند نکات و گواهی های تازه ای را درخصوص جام جمشید آشکار سازد. رشیدای تبریزی در مثنوی جواهرالاسرار، ضمن معرفی برخی از گوهرها به اقتضای موضوع به تعریف داستان و حکایت پرداخته است. یکی از این حکایات، روایت مربوط به آلب ارسلان و تسخیر شهر اصطخر و پیدا شدن جام فیروزه ای و گنجنامه منتسب به جمشید است. در این داستان برای نخستین بار با توصیف ویژگی ها و شکل و شمایل بسیار دقیق و جدیدی از جام جمشید روبرو می شویم. همچنین به نظر می رسد توصیف شرایط زمانی و مکانی دیدار آلب ارسلان با جام، خصلتی تاریخی به جام جمشید بخشیده و آن را از دنیای اسطوره به روزگار تاریخی کشانده است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام یافته است؛ تلاش شده ضمن بررسی کتب معتبر گوهرشناسی و منابع تاریخی و ادبی، به تحلیل ادعای رشیدای تبریزی بپردازیم. بررسیِ مستندات و شواهد موجود در گوهرنامه ها و کتب تاریخی، روایت ارائه شده در مثنوی جواهرالاسرار رشیدای تبریزی از جام جم را محتمل می داند. بنا بر این روایت، جام جمشید از جنس فیروزه بوده، با ظرفیت دو من و مزین به مهری زرین با تصویری از چهره جمشید بر بالای آن و در شهر استخر نگهداری می شده است.
۵۲۹۵۹.

دوبیتی های باباطاهر در خلاصه الاشعار تقی الدین کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
خلاصه الاشعار و زبده الافکار (مورخ حدود 1007 ق) تقی الدین کاشانی پس از جنگ موزه قونیه (مورخ 848 ق) دومین منبعی است که در آن 33 دوبیتی کهن و اصیل باباطاهر آمده است. نگارنده پس از بررسی این دوبیتیها آنها را از نظر مشکلات زبانی و معنایی به 3 دسته ساده (5 دوبیتی)، متوسط (16 دوبیتی) و مشکل (12 دوبیتی) تقسیم کرده و در این مقاله به خوانش و گزارش 9 دوبیتی مشکل پرداخته است. در این خوانش و گزارش نخست تصحیح علمی انتقادی، آوانگاری و ترجمه فارسی هریک از دوبیتیها انجام شده و سپس وزن هجایی و عروضی، قافیه و ردیف و شرح واژگان و اصطلاحات، آموزه های اساطیری، مباحث مربوط به فرهنگ مردم و نکته های تطبیقی و ... شاهدها و مثالهای متنوعی از متون مختلف و گفتار مردم آمده است. پیرو بررسیهای انجام شده در این مقاله نتایج زیر به دست آمده است: 1) زیرساخت زبانی دوبیتیهای باباطاهر گورانی است که تحت تأثیر کردی، لکی، لری و فارسی قرار گرفته و در سایه اشراف بر زبانهای ایران باختری ابهامی در خوانش و فهم آنها باقی نمی ماند. 2) پیرو سنت شعری گورانی وزن دوبیتیها نیز هجایی است که در اثر دستکاریهای کاتبان و راویان به وزن عروضی نزدیک شده است.
۵۲۹۶۰.

تحلیل لالایی های شمال خراسان بر اساس نظریه مکتب فرانکفورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
لالایی یکی از انواع ترانه های عامیانه است که مردمان اولیه برای بیان احساسات خود به کار گرفته اند. این نوع ادبی چون مطابق با باور، فرهنگ، و شرایط اجتماعی و سیاسی مردم شکل گرفته است می تواند انعکاس دهنده ابعاد مختلف فرهنگ، ساخت های اجتماعی و فرهنگی و فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر زمانه باشد. به همین جهت نگارندگان به روش تحلیلی - توصیفی و با کمک نظریات متفکران مکتب انتقادی فرانکفورت به تحلیل لالایی های شمال خراسان پرداختند که نتیجه پژوهش چند ویژگی برجسته را در این آثار آشکار می کند. نخستین ویژگی پدرسالاری است. در صدای لالایی مادران قدرت زنان به چشم نمی خورد و قدرتی نمایان است که فقط از آن مردان می باشد و زنان در این لالایی ها کم منزلت اند و کار پدر، مستقیم ترین نمایش اقتدار سرمایه است. عنصر بعدی سلطه است که لالایی ها نشان می دهد باورهای فرهنگی رشد روانی زنان را متزلزل کرده و آنها را سلطه پذیر و وابسته گردانیده است و این نوع سلطه در وجود زنان نهادینه شده است. موضوع بعدی چندهمسری که زنان نمی توانند به صورت مستقیم به آن اعتراض کنند و لالایی ها، اعتراض منفعلانه و خشم خاموش آنها را منعکس می کنند زیرا در حکومت مطلقه مرد، سازمان دهی تعداد افراد تحت قدرت رئیس خانواده است. نکته آخر این است که این نوع لالایی ها با وجود بیان اعتراض منفعلانه زنان، به عنوان بخشی از فرهنگ عامه اساساً فاقد هرگونه توان بالقوه رهایی بخش هستند و در آنها هیچ استقلال فکری و ابتکار جدیدی بروز پیدا نمی کند و در خدمت تحکیم روابط سلطه و تفاوت طبقاتی هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان