فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۸۱ تا ۱۶٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
اضافه اسمی و اضافه وصفی (اتحادیه اروپا یا اتحادیه اروپایی؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بایزید بسطامی در شبه قاره ی هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه های بایزید را نخستین بار هجویری، در قرن پنجم هجری در شبه قاره منتشر کرد. پس از آن سلسله های صوفیه ی هند مثل سهروردیه و چشتیه و نقشبندیه و شطاریه و قادریه هر یک به نوعی از اندیشه های بایزید تأثیر پذیرفتند و برخی از آن ها، بایزید را در سلسله ی سند خود جای دادند. مهمترین مسأله ی صوفیان شبه قاره در قبال بایزید، شطحیات او بود. هجویری نخستین کسی است که به تفسیر و تبیین شطحیات بایزید در شبه قاره دست زده و سنتی از خود به جای گذاشته که سایر صوفیه بعد از او در شبه قاره، تقریباً پا جای پای او گذاشتند. پس از هجویری، اکثر صوفیان در برابر او، حالت انفعالی به خود گرفتند و در آثار خود، جز آن چه در کتب پیشینیان درباره ی بایزید موجود بود، چیز تازه ای ارائه ندادند و برخی همچون احمد سرهندی نیز در عین احترام والایی که برای او قائل بودند، به نقد حالات و اقوال، خصوصاً شطحیات او پرداختند. این پژوهش در پی بررسی و تحلیل سنت به جا مانده از بایزید در شبه قاره است.
نقدی بر شیوه مقدمه نویسی مقالات رشته ادبیات فارسی؛ نمونه موردی: مجله ادبیات فارسی دانشگاه آزاد خوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از معیارهای اساسی ارزشیابی مقالات اعم از علمی ـ پژوهشی و علمی ـ ترویجی، اهمیت و ضرورت مقدمه نویسی بر آن است. در این زمینه، صاحب نظران عرصه تحقیق و پژوهش به یافته ها و تجربه های ارزشمندی دست یافته اند که رعایت و به کارگیری صحیح این اصول می تواند به بهبود کیفیت ساختاری و روش نظام مند مقدمه نویسی و در نهایت مقالات منجر گردد. از جمله این اصول در حوزه مقدمه نویسی می توان به ارائه زمینه ها و دیدگاه درباره موضوع و اهمیت آن، مروری کوتاه بر متون علمی موجود، بیان منطق منجر به انجام پژوهش و بیان هدف مطالعه اشاره کرد . پایبندی به این معیارها و رعایت آن به مهارت و دقت فراوان نیاز دارد که نگارنده میزان این توجه را در شش شماره آخر مجله ادبیات فارسی دانشگاه آزاد خوی که جمعاً 53 مقاله را دربرمی گرفت، مورد بررسی قرارداد و نتیجه آن شد که اکثر آن ها فاقد معیارهای یادشده است.
مقاله انگلیسی: ابعاد اسلام گرایی اقبال لاهوری در کلیات اشعار فارسی (Dimensions of Iqbal Lahori’s Islamism in Kolliyat of Persian Poetry)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقبال لاهوری از شخصیت های شاخص و پیشرو اسلامگراست که آموزههای قرآن کریم، سنت نبوی، میراث فرهنگی و مدنی تمدن اسلامی در آثارش اهمیت ارجاعی زیادی دارد. اسلامگرایی او از سویی واکنشی بود در مقابل عملکرد غرب(فرنگ)، و مکاتب فکری و فلسفی آن و از سوی دیگر بازخوانی آرمانشناختی(ایدئولوژیک) احکام دینی، رفتارهای نبوی و بازیابی میراث فکری تمدن اسلامی و خلاصه بازگشتی آگاهانه و نواندیشانه به خودی (خویشتن) دینی، فرهنگی و تاریخی. در این خوانش، اسلامدین فطرت است و نه تنها مایه ی رهایی و عزّت مسلمانان بلکه نسخه ی رهایی همه انسان ها ستو مبانی اجتهادی آن با اقتضائات زمانی سازگار میباشد. بخش مهمی از اندیشههای اسلامگرایانه ی اقبال در کلیات اشعار فارسی این شاعر متعهد به اسلام تجلی یافته است. اسلامگرایی اقبال را در کلیات اشعار فارسی میتوان در پنج محور دستهبندی کرد:
1)محوریت قرآن کریم و پیامبر اسلام 2) اهتمام به وحدت و اخوّت اسلامی 3) خویشتنیابی و توجه اصولی به میراث تمدن اسلامی 4) نواندیشی و بازخوانی آرمانشناختی احکام دینی 5) مبارزه با سازمان فکری و سلطة فرهنگ فرنگ
بررسی تطبیقی اسطوره ی آب در اساطیر ایران و هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره، تفکر و واکنش نخستین انسان، در برابر وقوع حوادث طبیعی است و چون این مردم در شناخت عوامل این حوادث دچار ابهام بودند، عکس العمل آن ها نسبت به آن وقایع، همراه با ترس بوده است. همین ترس باعث میشد که آنان برای هر پدیدهای خدایی فرض کنند تا با پناه بردن به آن، از شرّ حوادث ایمن شوند. شکل گیری اسطورهها در جوامع بشری بر مبنای همین اصل استوار بوده است و به همین دلیل در اسطورههای ملل مختلف، شباهتهایی دیده میشود. در میان اسطورههای ملل، اساطیرایران و هند به دلیل وجود اشتراکات فرهنگی، دارای بیشترین شباهتها هستند. در این پژوهش سعی شده است که عنصر آب در اسطوره های ایران و هند به طور تطبیقی بررسی شود. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که آب در اسطورهی آفرینش هر دو قوم، جزو نخستین آفریدههای مادی است و این به خاطر اهمیت این عنصر حیات بخش در زندگی آنان بوده است.
بررسی وضعیت انتشار داستان های بازنویسی شده از شاهنامه و مثنوی برای کودکان و نوجوانان از سال 1369 تا 1389(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین وضعیت انتشار داستان های بازنویسی شده از شاهنامه و مثنوی برای کودکان و نوجوانان از سال 1369 تا 1389 در ایران به منظور شناسایی کاستی های موجود در این زمینه است. روش: پژوهش حاضر توصیفی است و به روش کتابخانه ای انجام گرفته است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از سیاهه وارسی استفاده شده است. نمونه آماری شامل 63 داستان مثنوی و 171 داستان شاهنامه است که با استفاده از نمونه گیری از بین 594 عنوان کتاب انتخاب شده است. یافته ها: بررسی سال انتشار آثار بازنویسی شده نشان داد که با گذر سال ها بر تعداد داستان های بازنویسی افزوده شده است. بیشترین شمارگان داستان های شاهنامه و مثنوی بین 3000 تا 5000 بوده است. 2/84 درصد کتاب ها در تهران و 8/15 درصد در شهرستان ها و 84 درصد کتاب ها تنها یک بار چاپ شده اند. 4/65 درصد کل کتاب ها دارای تصاویر رنگی هستند. 8/43 درصد از کتاب ها تا 20 صفحه و 6/8 درصد از کتاب ها نیز بیش از 150 صفحه دارند. تنها 18 کتاب شاهنامه و 6 کتاب مثنوی دارای ویراستار هستند. برای گروه سنی «الف» هیچ کتابی از شاهنامه به چاپ نرسیده است و تنها 1 کتاب از مثنوی برای این گروه سنی چاپ شده است. 145 داستان شاهنامه و 44 داستان مثنوی به شیوه بازنویسی ساده و 26 داستان شاهنامه و 19 داستان مثنوی به شیوه خلاق نوشته شده است. بیشتر داستان های بازنویسی شده شاهنامه از بخش پهلوانی و بیشتر داستان های بازنویسی شده مثنوی از دفتر اول و سوم گرفته شده است. اصالت/ارزش: از آن جایی که در سال های اخیر بازنویسی از متون کهن برای کودکان و نوجوانان از نظر کمی رشد قابل ملاحظه ای داشته است؛ لازم است تا ارزیابی های دقیق تری بر این نوع متون صورت گیرد. به نظر می رسد در این زمینه پژوهش های چشمگیری صورت نگرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی وضعیت انتشار این نوع آثار، کاستی ها را شناسایی نماید و پیشنهادهایی به مسؤلان و نویسندگان ادبیات کودک ارائه دهد.
بررسی و تحلیل ساختار مناسبات خانوادگی در رمان های اجتماعی دهة شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ادبیات داستانی رشد و پیشرفت چشمگیری یافت، به گونه ای که دهه شصت را در ایران، دهه ورود به رمان می دانند. اغلب رمان های این دهه، درونمایه ای اجتماعی دارند. برخی از این داستان ها به مناسبات کلان اجتماعی و سیاسی پرداخته و بحران های اجتماعی را زمینه کار خود قرار داده اند و برخی دیگر مناسبات و روابط میان فردی در درون خانواده را مورد نظر قرار داده اند. مسئلة اصلی این پژوهش، شناخت و بررسی ساختار و مناسبات درون نهاد خانواده در رمان اجتماعی و واقع گرای دهه شصت است.
خانواده، اولین نهاد اجتماعی است که روابط و مناسبات میان اعضای آن، معمولاً دست مایه تصویرسازی و خلق هنری در فضای داستان قرار می گیرد. در این مقاله با بررسی نمونه هایی از چهار جریان مطرح رمان نویسی در دهة شصت، الگویی تحلیلی از بازآفرینی مناسبات و روابط خانوادگی در رمان های این دهه عرضه می گردد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل تصویری است که از این نهاد اجتماعی در ادبیات داستانی بازتولید می شود تا گفتمان و روایت خاص ادبی این دهه را در رابطه با این نهاد ارزیابی کنیم.
روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانه ای است. نتیجة این پژوهش نشان می دهد که در این دهه، نویسندگان با پرداختن به مناسبات خانوادگی، الگویی از مناسبات کلان اجتماعی را بازتاب می دهند و تضادها و چالش های زندگی اجتماعی را با ایجاد یک همبستگی درونی و با درنظرگرفتن پیچیدگی های روابط انسانی در مناسبات خانوادگی بازتولید می کنند. روابط خانوادگی در رمان های این دهه بازتعریفی از روابط سنتی است.
مقاله به زبان عربی: دلایل اختلاف آراء نحوی نزد پیشینیان (أسباب تباین الرّأی النّحوی عند القدماء)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین ویژگی قواعد زبان عربی, گستردگی و تعدد آن است به گونه ای که فراگیری همه این قواعد و تسلط بر آن برای زبان آموز دشوار است. عوامل مختلفی در شکل گیری این تعدد نقش داشته اند. یکی از این عوامل, برخاسته از ویژگی خاص زبان عربی است؛ چه این زبان، زبانی است اشتقاقی که قابلیت گسترش و اخذ کلمات از دیگر زبان ها و تغییر آن بر اساس قابلیت های زبانی گویشوران خود را دارد. برخی دیگر از این دلایل نشئت گرفته از دستوریان زبان است؛ چرا که ایشان در طول زمان دستخوش عواملی چون فراموشی، توهم، اشتباه و یا تغییر اندیشه شده اند که خود در تعدد قواعد تأثیر داشته است.
علاوه بر دلایل ذکر شده، دلایل کلی تری نیز وجود دارد؛ از جمله اختلافات فرهنگی و تغییرات حاصل از تصحیف و تحریف که در بسیاری از آراء دستوریان می توان نمونه های آن را مشاهده کرد، هم چنین است نقش موسیقی کلام. گاه نیز این تعدد آراء ناشی از اختلافات مذهبی و فقهی است که به علت اختلافات سیاسی و مصلحت اندیشی اجتماعی بین افراد یک جامعه به وجود آمده است, و همواره بین افراد بشر موجود است.
این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی تلاش دارد همه جوانب این تعدد و اختلاف در قواعد دستور زبان عربی را بررسی کند و از مهم ترین نتایج آن می توان به تأثیرپذیری زبان عربی و قواعد آن از شرایط فرهنگی، اجتماعی و مذهبی جامعه و نیز اثرپذیری آن از فرهنگ و گرایشات دینی ـ مذهبی دستوریان و اینکه این تاثیرپذیری همچون شمشیری دو لبه است اشاره کرد؛ چه از یک سو موجب غنا و گستردگی زبان شده و از سوی دیگر موجبات پیچیدگی و دشواری یادگیری آن را برای زبان آموزان فراهم می سازد.
مقاله به زبان فرانسه: بررسی علل قتل اینس دو کاسترو، ملکه مرده (La Reine morte L'analyse des motifs du meurtre d'Inès de Castro)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمایشنامه «ملکه مرده» در سال 1942 توسط هانری دو مونترلان به نگارش درآمد. در این نمایشنامه نویسنده از عناصر درام تاریخی لوییز ولز دو گوارا (1644-1579) با عنوان «سلطنت پس از مرگ» بهره گرفته است. با این حال، اثر مونترلان در آنچه که مربوط به جزییات شناخت روان انسانها می شود، در قیاس با نمایشنامهی گوارا از ظرافت های بیشتری برخوردار است. چارچوب این نمایشنامه بر پایه روابط سه شخصیت اصلی- فرانت پادشاه پرتغال، پرنس پدرو پسر پادشاه و همسرش اینس دوکاسترو- شکل گرفته است.
در پایان «ملکه مرده» همانند نمایشنامهی ولز دو گوارا به قتل اینس دو کاسترو می انجامد، چرا که ازدواج پدرو و اینس - زنی خارج از طبقه ی اشراف- در بی خبری مطلق پادشاه رخ داده است واین پیوند پدر را بسی ناگوار می آید. با وجود این، فرانت در گرامیداشت اینس کوتاهی نکرده و حتی به حمایت از او در مقابل درباریان می پردازد. ولی همانطور که اشاره شد در نهایت اینس به مرگ محکوم می شود درحالیکه پدرو که از نظر پدر شخصی بی کفایت، ضعیف و بی اراده محسوب می شود، بدون شک مقصر اصلی ماجراست.
مونترلان در دیگر نمایشنامه های خود نیز مانند «پسر هیچکس»، «فردا روز خواهد شد» و «ارباب سانتیاگو» روابط تنش آلود بین پدر و فرزند را مدنظر قرار می دهد. در این مقاله سعی بر آن است تا با کند و کاو اندیشه های مونترلان و نیز تحلیل روش فکری فیلسوفانی که در شکل گیری شخصیت های «ملکه مرده» موثر بوده اند، به بررسی دلایل قتل اینس دو کاسترو توسط فرانت بپردازیم.
معماری به روایت فردوسی
نمادپردازی معراج در خسرو و شیرین نظامی بر اساس نظریه کهن الگوی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معراج سفری روحانی از دنیای ناسوت به جهان لاهوت است و در ادبیات شرق و غرب، خاستگاه های کهن الگویی عمیقی دارد. مهم ترین رکن اساطیری در معراج، کهن الگوی صعود است. معراج روایت نمادین سیر انسان به سوی کیهان و سفری درونی، از کثرت خودآگاه به سوی وحدت ناخودآگاه جمعی است. در این سیر و سفر، ادراک جزئی انسان تبدیل به ادراک کلی می شود. در بازگشت از این سیر و سفر، فرد پالایش یافته و به کمال رسیده با پشت سر گذاشتن مراحل مرگ ارادی و تولد دوباره و دست یافتن به رستاخیزی نو به انگاره انسان کلی یا کهن الگوی خود دست می یابد.
نظامی با بیان شاعرانه معراج پیامبر در پایان منظومه خسرو و شیرین، نقش همین بازگشت را نمادینه کرده است. در این مقال ضمن بررسی فرایند تحول مزبور، به تحلیل معراج پیامبر در خسرو و شیرین نظامی و نمادهای موجود در آن از دیدگاه نقد کهن الگویی یونگ پرد اخته شده است.
پیش درآمدی بر مطالعة روایت و روایت پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روایت شناسی که از عمر آن بیش تر از چند دهه نمی گذرد، نظریه پردازان روایت را وسیله ای جهت انتقال دانش و معرفت دانسته و دامنة آن را بسی گسترده تر از قبل تعریف کرده اند. این شاخه از پژوهش ادبی ناظر بر تحلیل روایت و خصوصاً اشکال و انواع راوی و مطالب دیگر است و به عنوان نظریه ای مدرن عمدتاً با ساختارگرایی اروپایی مرتبط است، هرچند بررسی های قدیمی اشکال و صنایع روایی از دوران بوطیقای ارسطو را نیز از آثار مربوط به علم روایت و روایت پژوهی می توان دانست. در این مقاله هدف ارائه تعریفی از روایت، ماهیت، کارکرد و پیشینة تاریخی آن به همراه معرفی برخی نظریه پردازی های جدیدی است که در چهارچوب آن می توان انواع روایت را بررسی کرد.
مقاله به زبان عربی: بررسی جایگاه خلیفه در شعر الأخطل (صورة الخلیفة فی شعر الأخطل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی جایگاه خلیفه اموی در شعر الأخطل التغلبی – شاعر امویان – می پردازد و نقش این جایگاه را با تمامی مظاهر آن بررسی خواهد کرد. الأخطل در شعر خود بطور قابل توجهی به خلیفه اموی توجه داشته و از او مکرر در شعر خود یاد کرده است، این جایگاه از سه منظر قابل تأمل است:
جایگاه دینی
جایگاه سیاسی
جایگاه سنتی
بطور کلی الأخطل، خلیفه اموی را دارای جایگاهی دینی معرفی می کند که با سیاست نیز پیوند دارد و این پیوند را می توان از رهگذر دلایل باطلی که درباره اثبات حق امویان در خلافت اقامه می کند، دریافت. پژوهشگر با تکیه بر توصیف و تحلیل و در برخی موارد با کمک از تاریخ، به توضیح و تبیین رویدادهایی که متن در آن خلق شده، پرداخته است.
مقاله به زبان عربی: تحلیل و بررسی ساختار روایی منظومه های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی بر اساس خویشکاری شخصیت های اصلی آن (مطابق با نظریه پراپ) (تحلیل البنیة السردیة لدیوانی ""خسرو وشیرین""، و""لیلی ومجنون"" لنظامی الکنجوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرصه پهناور ادبیات داستانی، منظومه های غنایی نظامی گنجوی با جنبه های داستانی بی نظیر خود از جمله آثار کلاسیک ادب فارسی است که با توجه به ساختار و بن مایه های داستانی هر یک می توان آنها را مطابق با اصول و موازین ساختارگرایی مورد نقد و بررسی قرار داد .
در این پژوهش منظومه های ""خسرو و شیرین"" و ""لیلی و مجنون"" به عنوان نمونه ای از دل انگیزترین و زیباترین منظومه های عاشقانه ادب فارسی مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است، بنابراین پس از ذکر نکاتی پیرامون مقوله روایت و عناصر و واحدهای آن، به بررسی و مقایسه عناصر روایی این دو منظومه - از منظر روایت شناسی ساختارگرا که اساس کار ولادیمیر پراپ نظریه پرداز روسی، در تحلیل ریخت شناسی قصه های پریان است - پرداخته ایم. از این روی با تبیین شخصیت ها یا به گفته پراپ نقش مایه های داستان و نیز کارکردها و خویشکاری های قهرمان های قصه به تحلیل ساختارروایی دست زدیم. بدین منظور مقولاتی نظیر پیرنگ، شخصیت، زمان بندی روایت، نظم و ترتیب ، تداوم، راوی (راوی دانای کل، روایت سوم شخص محدود، من روایت/اول شخص) در این آثار مورد بررسی قرار گرفت تا به این نتیجه دست یابیم که این عناصر در ترکیب نحوی خود چگونه از شکل خام داستان یا به تعبیر فرمالیست ها، فابیولا، به طرح روایی (به تعبیر فرمالیست ها، سیوژه) تغییر می کند و در این شیوه بیان محتوای غنایی داستان بر این عناصر روایی چه تأثیری داشته است.
مقاله به زبان عربی: نقد و تحلیل دو رنگ سیاه و سفید در اشعار بدر شاکر سیاب (دراسه نقدیة لعنصر اللون فی أَشعار بدر شاکر السیّاب؛ الأسود والأبیض نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ به عنوان برجسته ترین عنصر درحوزه محسوسات از روزگاران پیشین توجه انسان را به خود معطوف کرده و همواره روح انسان را مسحور قدرت خویش کرده است، در این میان شاعران بیش از دیگران به رنگ ها توجه کرده و سخت مجذوب آن گردیده اند، شاعران معاصر هم به دلیل آگاهی از تنوع رنگ ها و تاثیر آن ها در روح و روان انسان با رنگ ها ارتباط برقرار کرده و در تصاویر شعری خود آن ها را به کمک طلبیدند.
با توجه به حضور جدی دو رنگ سیاه و سفید در اشعار سیاب در مقاله حاضر تلاش شده ضمن بیان اهمیت این دو رنگ، به دلالتهای آن دو در اشعار این شاعر به تفصیل اشاره شود، و ضمن پرداختن به اسباب حضور این دو رنگ، از حالات روحی و روانی شاعر پرده بردارد.
از مهم ترین دستاورد این مقاله این است که این دو رنگ در مفهوم مقابل خیر و شر، و جنگ و صلح در اشعار سیاب به کار رفته اند. رنگ سیاه از بالاترین بسامد در اشعار او برخوردار هستند که از غلبه حزن و اندوه بر روح و روان شاعر خبر می دهد اما بسامد نسبتا بالای رنگ سفید از امید شاعر به آینده پرده بر می دارد.
مقاله به زبان عربی: نقد و بررسی مقامات همدانی وحریری (مطالعه مورد پژوهانه: مقامه خمریه و رملیه) (فی التحلیل الفنّی لمقامات الهمذانی والحریری ""الموازنة بین الخمریة والرملیة نموذجاً"")(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقامه نویسی یکی از مهم ترین فنون ادبی در ادبیات عربی قلمداد می گردد. اصلی ترین عامل این اهمیت و ارزشمندی را باید در هدفی جستجو نمود که نویسنده مقامه در پی آن است و آن چیزی جز آموزش و یاد دادن شیوه های بیانی نیست؛ شیوه هایی که در کنار بهره مندی از معادلات لفظی و تقابلات صوتی و ریتم موسیقایی، به انواع آراستگی های مختلف بدیعی مزین است. در کنار موارد مذکور نباید نقش بسزای ساختمایه های روایی و داستانی را در تحقق اهداف مختلف تعلیمی و بیان مسائل اجتماعی، فرهنگی، فولکلور، و ... از یاد برد. معروف ترین مقامه نویسان در ادب عربی بدیع الزمان همدانی- مبدع و مخترع فن مقامه- و حریری می باشند. بعدها با گسترش دایره مقامات عربی و خروج از چهارچوب عربی، این فن با تمامی ابعاد داستانی، تعلیمی، فنی، و ... بر ادب فارسی نیز تأثیر فراوانی نهاد و سرانجام در مقامات حمیدی تجلی یافت. در این نوشتار، نویسنده بر آن است تا با بررسی تطبیقی ابعاد گوناگون روایی، فنی، مضمونی، تعلیمی، فرهنگی، اجتماعی، ادبی، صوتی، و موسیقایی، فولکلور و ... در مقامه خمریه همدانی و رملیه حریری به عنوان دو نمونه از مقامات عربی، توانمندی هنری و ادبی این دو ادیب را در مقامه نویسی مقایسه و مشخص نماید.
مقاله به زبان عربی: مقایسه جایگاه زن در ویس و رامین و بیژن و منیژه از دیدگاه زن سالارانه (الموازنة بین مکانة المرأة فی منظومتی ""ویس ورامین"" و""بیجن ومنیجه"" من منظور النسویّة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهیابی به دنیای درون زن و کنکاش در شخصیت و خلق و خوی او، همواره توجه دانشمندان و ادیبان هر عصری را به خود جلب کرده است. شناخت جایگاه زن در فرایند تکاملی بشر نیازمند بررسی های جامعی است، زیرا باید بتواند پرده از ابهاماتی که باعث پیش داوری هایی درباره زن شده و او را به عنوان یک ""گناهکار ازلی"" معرفی کرده بردارد.
ما در ایران باستان با زنان کاردانی مواجه ایم که اهانت، بی توجهی و تحقیر را نه تنها برنتافته اند بلکه بعضا چنان عکس العملی نشان داده اند که تمام ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه را متزلزل کرده اند. هدف این پژوهش شناساندن چهره واقعی زنانی است که با اراده راسخ خود توانستند در مقابل سرنوشتی که دیگران برایشان رقم زدند بایستد.
در این مقاله سعی بر این است که ابتدا شخصیت اصلی زن در دو منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و بیژن و منیژه فردوسی مورد بررسی قرار گرفته و سپس جایگاه زن در دو منظومه با توجه به زمان وقوع آنها که دوره اشکانیان است، از دیدگاه زن سالارانه مقایسه شود.