بررسی استعاره های هستی شناختی با حوزه مبدأ آب در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود مفاهیم و تجارب انتزاعی در حیطه درک و شناخت عرفانی، عارفان سخن ور را بر آن داشته تا برای تفهیم، تفاهم و بیان دنیای غیرملموسِ «حال» از مفاهیم ملموس و عینیِ «قال» کمک بگیرند. این تمهیدِ عارفان سخن ور در چارچوب نظریه استعاره مفهومی قابل طرح و بررسی است. مطابق آنچه در این نظریه مطرح می شود، استعاره صرفاً شگردی زبانی برای زیبایی آفرینی نیست، بلکه شیوه ای برای اندیشیدن و درک جهان هستی است. جستار حاضر برآن است تا در چارچوب نظریه استعاره مفهومی به بررسی استعاره های هستی شناختی (یکی از انواع استعاره های مفهومی) با حوزه مبدأ آب و واژگان مرتبط با آن (نظیر دریا، رود، باران و...) در مثنوی معنوی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که در مثنوی حوزه مبدأ آب و واژگان مرتبط با آن در بیان کدام حوزه های مقصد به کار رفته اند؟ نویسندگان برای پاسخ گویی به این پرسش ، ابتدا متن مورد نظر را واکاوی و شواهد مرتبط با پژوهش حاضر را استخراج کرده، سپس به شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی داده های پژوهش پرداخته اند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مولوی در مثنوی با بهره گیری از حوزه مبدأ آب مفاهیم انتزاعی متعدد و متنوعی چون رحمت، جان، عقل، دل و... را مطرح و گاه با استفاده از واژگان مرتبط با آب تلاش کرده است نگرش ها و برداشت های متفاوت نسبت به این امور انتزاعی را نیز تبیین کند.