پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره 1 پاییز 1402 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی استعاره های هستی شناختی با حوزه مبدأ آب در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
وجود مفاهیم و تجارب انتزاعی در حیطه درک و شناخت عرفانی، عارفان سخن ور را بر آن داشته تا برای تفهیم، تفاهم و بیان دنیای غیرملموسِ «حال» از مفاهیم ملموس و عینیِ «قال» کمک بگیرند. این تمهیدِ عارفان سخن ور در چارچوب نظریه استعاره مفهومی قابل طرح و بررسی است. مطابق آنچه در این نظریه مطرح می شود، استعاره صرفاً شگردی زبانی برای زیبایی آفرینی نیست، بلکه شیوه ای برای اندیشیدن و درک جهان هستی است. جستار حاضر برآن است تا در چارچوب نظریه استعاره مفهومی به بررسی استعاره های هستی شناختی (یکی از انواع استعاره های مفهومی) با حوزه مبدأ آب و واژگان مرتبط با آن (نظیر دریا، رود، باران و...) در مثنوی معنوی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که در مثنوی حوزه مبدأ آب و واژگان مرتبط با آن در بیان کدام حوزه های مقصد به کار رفته اند؟ نویسندگان برای پاسخ گویی به این پرسش ، ابتدا متن مورد نظر را واکاوی و شواهد مرتبط با پژوهش حاضر را استخراج کرده، سپس به شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی داده های پژوهش پرداخته اند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مولوی در مثنوی با بهره گیری از حوزه مبدأ آب مفاهیم انتزاعی متعدد و متنوعی چون رحمت، جان، عقل، دل و... را مطرح و گاه با استفاده از واژگان مرتبط با آب تلاش کرده است نگرش ها و برداشت های متفاوت نسبت به این امور انتزاعی را نیز تبیین کند.
۲.

دور تعلیم المتلازمات اللفظیة فی تعلّم اللغة العربیة لدی الناطقین بغیرها (المتلازمات العطفیة وفق الترکیب القواعدی فی «المعجم العربی الأساسی» نموذجًا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
اللغه العربیه کسائر اللغات تتمیّز بمیزات عدیده منها الحبک أو الانسجام النّصی الذی یلعب دورًا مهمًّا فی خلق التراکیب والمعانی المتنوعه حسب الظروف المختلفه. من العلوم اللغویه التی تسهم فی إماطه اللِّثام عن المعنی هو علم الدلاله الذی یعرف بأنه الدراسه العلمیه للمعنی. هناک علاقات دلالیه عدیده فی علم الدلاله منها ما تسمّی ب «التلازم اللفظی» وهو ترابط بین کلمتین أو کلمات بشکل دائم أو ثابت حسب السیاقات المختلفه أو ما یعرف بأنه میل بعض الألفاظ إلی مصاحبه ألفاظ معینه أخری دون غیرها. ینوی هذا البحث إلی تصنیف «المتلازمات العطفیه» ودراستها وتحلیلها فی « المعجم العربی الأساسی» الصادر عن المنظمه العربیه للتربیه والثقافه والعلوم، وفق الترکیب القواعدی وعلی أساس المنهج الوصفی-التحلیلی. لا شک فی أنّ المتلازمات اللفظیه فی اللغه العربیه لها مکانه بارزه وتنوع کبیر؛ لذلک اهتمّ الباحث بجمعها ودراستها دراسه وصفیه- دلالیه؛ لأنّ توظیف علم الدلاله فی دراسه المواضیع اللغویه ومنها المتلازمات اللفظیه أو التراکیب والتعابیر الشائعه الکثیره الاستعمال یسهّل عملیه تعلیم اللغه؛ لهذا بعد جمع المتلازمات، تمّ تصنیفها تصنیفًا قواعدیًا مع الإشاره إلی العلاقات الدلالیه بین المتلازمات وبیان دلالاتها الضمنیه. دراسه المتلازمات اللفظیه لها دور أساسی وهامّ فی تعلیم اللغه العربیه المعاصره من جانب وإیجاد صله وثیقه بین اللغه العربیه المعاصره والقدیمه والتراث العربی الإسلامی من جانب آخر.
۳.

معنادهی به زندگی، با صبرِ معطوف به عشق، در منطق الطیر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
ویکتور فرانکل، پزشک اتریشی، بعد از پست سر نهادنِ تجربه وحشتناک اردوگاه های کار اجباری و کوره های آدم سوزی، نظریّه «معنای زندگی» یا «لوگوتراپی» را بنیان نهاد. او در این مکتب، به «ماهیّت و ارزش زندگی»، «مسأله مرگ» و «هم چنین روی کرد آدمی» میان این دو اتّفاق بزرگ، که از دل مشغولی های انسان در جهان معاصراست، پرداخت. این روان شناس به موضوعاتی هم چون معنویّت، عشق، رنج، لذّت و مرگ، نگاه متفاوتی داشت و آن ها را از عوامل پویایی و هدف مندی انسان برشمرد. او زندگی بدون معنا را در معرض فرسودگی و ملالت می دید. فرانکل عقیده داشت انتخاب آزادانه و خوداستعلایی انسان، تحمّل رنج ها را آسان می سازد. شاعران ایران زمین با بهره گیری از هویّت ایرانی اسلامی، ناب ترین آموزه های فکری رفتاری را رقم زده اند. عطّار به عنوان یکی از شاعران تأثیرگذار در عرفان عاشقانه، مشقّت های عشق و بی تابی های عاشقانه را یکی از راه کارهای تعالی می داند و صبوری در مقابل تندی های معشوق و رنج و درد عشق را طریقی برای نیک زیستن و معنابخشیدن به زندگی معرفّی می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و به شیوه کتاب خانه ای در صدد نقل و بررسی شاخصه-های معنای زندگی با تکیه بر صبوری عاشقانه، در منطق الطیر عطار است. یافته های تحقیق نشان می دهد اگر عاشق درد و رنج عشق را در راستای هدفی مقدّس بداند، گامی در استعلای خود برداشته است.
۴.

دلالة المجاز بالاستعارة الأصلیة فی القرآن الكریم الأجزاء الخمسة الأخیرة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
الدلاله علم اهتم به الفلاسفه و اللغویون و البلاغیون منذ القدم تحت عنوان علاقه اللفظ و المعنی، و تناولوها فی بحوثهم متشتتاً، و لم تکن عندهم کعلم مستقل. لکن المحدثین أکسبوها هویه جدیده تسمَّی «علم الدلاله»، و وفق التعاریف التی عرضها اللغویون المحدثون ، هو فرع من فروع علم اللغه، و علمٌ لدراسه المعنی، فیستعمل للکشف عن المعانی الموجوده فی المفردات و الجمل بطرق مختلفه. و بما أن الآیات القرآنیه و مباحثها و إعجازاتها بحاجه إلی التفسیر، فعلی المحدثین استخدام علم الدلاله للکشف عن أسرارها. یحتاج علم الدلاله إلی أشیاء کثیره منها الاستعاره؛ لأن الاستعاره من طرق التعبیر عن المعنی و هی تسبب إیجاد معنی المعنی فی الجمله، و للکشف عن معنی المعنی نحتاج إلی علم الدلاله، الذی یدرس المعنی من وجهاته المختلفه. قام هذا البحث بدراسه الاستعارات الأصلیه الموجوده فی الأجزاء الخمسه الأخیره علی أساس علم الدلاله، و من خلال البحث ظهر لنا أن الاستعارات التصریحیه الأصلیه فی الآیات التی قمنا بدراستها تدل علی الثبوت، و استخدم سبحانه و تعالی الاستعاراتِ فی هذه الأجزاء علی الإطلاق للتعبیر عن المسائل الأخرویه غالباً.بما أن الله سبحانه تعالی یستعمل کل شیءٍ فی القرآن للتعبیر عن مقاصد خاصه مع دقائقه و لطائفه فی المعنی و اللفظ، فلا یمکن أن تستعمل الاستعاره للتزیین فقط. و أن یستعیر شیئاً لشیٍ دون اعتبار معناه الأصلی فی مادته، بل بین اللفظ و المعنی ارتباط دقیق و لطیف یکشفه الذوق السلیم.
۵.

تطوّر معنایی واژه «بلد» و کاربردهای آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
گام نخست برای دست یابی به معارف قرآن، شناخت دقیق معانی واژگان آن است. معناشناسی بخشی از زبان شناسی امروزی، روشی است برای بررسی واژگان و ابزاری کارآمد برای کشف معانی جدید در متن است که از تاریخ تطور معنایی هر واژه پرده برداشته و جهان بینی حاکم بر زبان را بررسی می کند. واژه بلد یکی از واژگان قرآن کریم است که کاربردهای مختلفی دارد. این واژه نوزده بار در قرآن ذکر شده است. با در نظر گرفتن روش معناشناسی به عنوان روشی سودمند در بررسی واژگان قرآن جایگاه خاص این واژه و اهمیت آن مورد بررسی قرار می گیرد. درواقع در روش معناشناسی گاهی با در کنار هم قرار دادن واژگان مترادف و متضاد و جمع و مفرد واژه و همچنین ریشه یابی دقیق یک واژه می توان به لایه های متفاوت معنایی واژه دست یافت.در این مقاله به بررسی تطور معنایی واژه بلد در قرآن پرداخته می شود و معانی لغوی، معانی مفهومی و معانی مصداقی این واژه را موردبررسی قرار می دهیم. در واقع واژه بلد دارای کاربردهای مختلفی در قرآن است که در اینجا ذکر می شود و این که واژه بلد با واژه مدینه متفاوت است و به نوعی یک گسترگی جغرافیایی دارد. این واژه دارای شش کاربرد است که در آیات مختلف معانی متفاوتی دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ 1-به طور عام به معنای سرزمین2- به معنای زمین حاصل خیز و طیّب 3- به معنای شهر مکّه 4- شهر قوم سبأ اطلاق شده است 5- سرزمین فرعون و عاد و ثمود.  
۶.

بررسی و تحلیل معنایی دو رمان رئال و سورئال براساس مؤلفه های وجه و مشاهده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
یکی از مواردی که در روایت پردازی به آن توجه شده است، بحث کانون روایت است؛ و در تحلیل توانمندی ها و شگردهایی که داستان پرداز برای شکل دادن به حکایت های خویش از آنها بهره گرفته است، اهمیت فراوان دارد. با توجه به اهمیت بحث تحلیل کانون روایت در شناخت بهتر و دقیق تر آثار روایی، در این پژوهش، دو داستان «شازده احتجاب» اثر «هوشنگ گلشیری» با سبکی سوررئال و «جای خالی سلوچ» اثر «محمود دولت آبادی» با سبکی رئال از حیث کانون روایی براساس دو مؤلفه: وجه و مشاهده به شیوه توصیفی- تحلیلی مقایسه و بررسی شده است؛ تا دریابد که با توجه به تفاوت سبکی این دو اثر، در بحث کانون روایت بر پایه ی مؤلفه های وجه و مشاهده چه تفاوت های معناداری بین آنها وجود دارد؟ با توجه به سبک های متفاوت شازده احتجاب و جای خالی سلوچ، فرض بر این است که تفاوت معناداری در استفاده از مؤلفه-های وجه و مشاهده کانون روایت بین این دو اثر وجود دارد. پس از بررسی و تحلیل های انجام شده در خصوص میزان بهره مندی از مؤلفه های کانون روایت در دو اثر، چنین حاصل شد که رئال و سورئال بودن این دو رمان، تأثیر چندانی در به کارگیری یا عدم استفاده از مؤلفه های کانون روایت نداشته است؛ در نتیجه تفاوت معناداری نیز در این دو اثر دیده نمی شود می توان نتیجه گرفت که تفاوت سبک برای استفاده از مؤلفه های کانون روایت، چندان محسوس نبوده، و بدین ترتیب به نظر می رسد، که رئال بودن جای خالی سلوچ و سوررئال بودن شازده احتجاب، ارتباط چندانی به استفاده از مؤلفه های کانون روایت نداشته و فرضیه ی ما در این خصوص رد می شود.