"یکی از کتب مهم در زمینه شرح اصطلاحات رمزی و استعاری صوفیان، کتاب رشف الالحاظ فی کشف الالفاظ تالیف شرف الدین حسین بن الفتی تبریزی، تصحیح استاد نجیب مایل هروی است. محتوای این کتاب که مشتمل بر شرح 300 اصطلاح عرفانی است، به دو نویسنده دیگر هم منسوب است. یکی در ضمیمه دیوان فخرالدین عراقی، تصحیح سعید نفیسی با نام من اصطلاحات فخرالدین عراقی آمده است و دیگری با نام کتاب لغات و اصطلاحات عرفا به عزیز نسفی منسوب است.
شباهت فراوان مطالب این سه کتاب، چه در تقسیم بندی مطالب و چه در مدخل ها و معانی ذکر شده، اندیشه را به یکی بودن سه کتاب سوق می دهد. گویا یک نسخه اصل بوده و نسخه های دیگر با کمی تغییر در مقدمه یا تحریف و تصحیف لغات نوشته شده است. لذا در صحت انتساب کتاب به نویسندگان فوق تردید است. به هر ترتیب تا یافتن نسخه های منقح و رفع شبهه با شواهد و براهین کافی، نمی توان در خصوص نام مولف این کتاب حکم قطعی صادر کرد. همچنین توجه به مندرجات دو کتاب دیگر در کنار نسخه های اساس، می تواند امکان تصحیح دقیق تری از کتاب رشف الالحاظ فراهم کند.
"
"چگونگی هبوط روح آدمی از عالم علوی و نزول آن در قفس جسمانی، از مباحث غامض فلسفی و عرفانی است. دوگانگی میان جان لطیف و جسم کثیف از موضوعات مورد بحث در بیشتر مکاتب فکری - فلسفی و عرفانی است. در این زمینه ابن سینا با دفاع از نظریه «دوگانگی روح و تن» مانند بسیاری عرفای مسلمان، از پیشگامان تصویر هبوط روح در جسم به صورت نمادین است. قصیده عینیه ابن سینا نیز در بین آثار اندیشمندان مسلمان، در زمره آثاری به شمار می آید که با زبان نمادین به تبیین دوگانگی روان و بدن می پردازد.
این نوشتار به بیان رمزپردازی، چگونگی شکل گیری آن و عوامل موثر در پیدایش داستان های رمزی - عرفانی در آثار متفکران مسلمان می پردازد. مطالعه منشاهای گنوسی، نوافلاطونی و اخوان الصفا در قصیده و تاثیر آن بر مفاهیم عرفانی و تطبیق بیان نمادین این قصیده با مفاهیم صوفیانه عارفان مسلمان در کنار پردازش تعلق روح به عالم بالا، هبوط غیرارادی آن و بیان دوگانگی تن و جان و چگونگی رابطه آن دو با هم، از دیگر موضوعات مورد بحث در این مقاله است. در پایان به بررسی راه های رهایی نفس لطیف باقی، از اسارت زندان جسم فانی خواهیم پرداخت."
پیدایش شیوه های تازه روایت در دو قرن اخیر، موجب پیشرفت روزافزون علم روایت شناسی در دهه های اخیر شده است. از جمله این مباحث، مقوله زمان در روایت است. یکی از محققانی که به چگونگی زمانمندی در روایت پرداخته، ژرار ژنت فرانسوی است که نظر خود را در قالب سه مبحث «نظم، تداوم و بسامد» مطرح کرده است. از آنجا که مطالعه دقیق عناصر سازنده یک روایت و بازنمود قوانین حاکم بر آن، ما را در شناخت بهتر سازوکار و روابط درونی عناصر روایی یاری می دهد؛ در این مقاله بر اساس نظریه ژنت، نشان می دهیم که چگونه مولانا، به عنوان یک داستان پرداز کلاسیک، از تمام ظرفیت های ادبی- روایی عنصر زمان در حکایت «پادشاه و کنیزک» در مثنوی بهره می برد و در مسیر حرکتش از زمان تقویمی به زمان روایی، با استفاده مناسب از تغییر در نظم خطی زمان پی رنگ و تفصیل و تکرار در شرح برخی کنشها، نوع خاصی از زمانمندی را ایجاد می کند که ارتباطی مستقیم و معنادار با القای حس تعلیق و انتظار در مخاطب داستان دارد.
سروده های قیصر امین پور که در هشت مجموعه شعری گردآمده اند، سروده هایی زنده، جاندار و پویا هستند. سروده هایی که عناصر طبیعت در آن ها، زبان به گفتگو باز می کنند؛ صفات یا حالات انسانی به اشیاء، پدیده های طبیعت و مفاهیم انتزاعی رسوخ می کنند و به گونه ای هم زاد و هم نفس با انسان، ظهوری تشخیص مآبانه دارند.
تشخیص یا جاندارپنداری به نوعی با تفکر «کودک پیش عملیاتی» هماهنگی دارد. اگر کودک در سنین قبل از هفت سالگی همه چیز را جاندار می پندارد، در اینجا شاعر در شعر به کودکی خود بازگشت می کند و تجلی این بازگشت گاهی به صورت جاندارپنداری یا تشخیص ( personification) متجلی می شود.
نویسندگان این مقاله با بررسی آرایه تشخیص در سروده های قیصر امین پور به این نتایج دست یافته اند:
1. یکی از پر کاربردترین آرایه ها در سروده های قیصر امین پور، آرایه تشخیص است.
2. آرایه تشخیص در سروده های قیصر امین پور، بیشتر با آرایه مراعات نظیر همراه می شود.
3. در دو دفتر شعری «به قول پرستو» و «مثل چشمه، مثل رود» شاعر از زنده شدن طبیعت در بهار بهره می گیرد تا این ویژگی را به پدیده های طبیعت نسبت دهد.
4. دو مجموعه شعری «گل ها همه آفتاب گردانند» و «تنفس صبح» بیشترین موارد آرایه تشخیص را به خود اختصاص داده اند.
5. از میان پدیده های طبیعت؛ زمین، آسمان و باد؛ و از میان مفاهیم انتزاعی؛ دل و عشق بیشترین موارد آرایه تشخیص را دارا هستند.
اسب؛ برای خاندا نهای پهلوانی و جنگاوران هندواروپایی از ارزش توتمی دیرپایی برخوردار بوده، به همین دلیل در شاهنامه که اثری حماسی است، پرتکرارترین نمادینه جانوری را ب هوجود آورده است که نمادینگی آن را تنها باید در ارتباط با که نالگوی قهرمان بررسی کر د. این نماد جانوری که در پیوند با آب و دریا (ارتباط با نیروی سرشار زمین و طبیع ت) کامل م یشود، در حقیقت،تجسم قدرت غریزی ناخودآگاه اوست که که نالگوی قهرم ان، با را مکردن آن (مهار غریزه خو د)، مسیر پیکار برای کمال و پیروزی را پش تسر م یگذار د. از این دیدگاه نمادینگی اس بهای شاهنامه را در ارتباط با که نالگوی قهرمان میتوان به چهار بخش تقسیم کرد:
1. تفسیرهای اساطیری از را مکردن اسب؛ 2. توتم اسب در خاندا نهای پ هلوانی؛
3. شخصیت انسا نگونه اس بهای پهلوانان و نقش مکمل آ نها در تکوین قهرمان؛ 4. اس بهای نمادین هکننده فره.