گشتاسب، از پادشاهان نامدار کیانی است. او براساس منابع زرتشتی، گسترنده دین بهی و پادشاهی پسندیده است. همسر او در اوستا و متون پهلوی، هوتس نام دارد که دختری ایرانی و از نژاد نوذر دانسته شده است. اما تفاوتهای آشکاری میان شخصیت گشتاسپ و همسرش در اوستا و متون پهلوی با آنچه در شاهنامه فردوسی درباره این شخصیتها آمده است، وجود دارد. در شاهنامه، گشتاسپ چهره ای منفی دارد. همچنین برخلاف این متون، نام همسر او در شاهنامه، کتایون است که طی سفر گشتاسپ به روم ماجرای پیوندشان شکل می گیرد. در این مقاله سعی شده است تا ضمن معرفی شخصیت گشتاسپ و همسرش به بررسی دوگانگیهای میان متون مختلف از اوستا تا شاهنامه پرداخته شود.
شعر دوران مشروطه، شعری با مفاهیم و طرحهای تازه است که با رویکردهای انتقادی، سیاسی و اجتماعی تا حد زیادی مردمی شده و مخاطبان فراوانی یافته است؛ اما به لحاظ روساخت و شکل، همچنان همانندیهای زیادی با شعر دوران کلاسیک دارد که یکی از وجوه آن استفاده از زبان عربی در اشعار این دوران است. دهخدا نیز یکی از شاعران دوران مشروطه است که به نظر می رسد عربی مابی به عنوان یک ویژگی عمده، شعر او را در شکل و ساختار به شعر گذشتگان شبیه کرده است. بسامد فراوان کلمات، عبارات، مصرعها و ابیات عربی یکی از دلایل مهم چنین شباهتی است. در این مقاله سعی می شود با دسته بندی موضوعی اشعار دیوان دهخدا، که در آنها لغات و عبارات و ابیات عربی به کار رفته، نوع استفاده دهخدا از زبان عربی مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود این عربی مابی تا چه اندازه با مضامین و اندیشه جدید در شعر دوران مشروطه هماهنگ است و تا چه حدی تحت تاثیر اندیشه و شعر دوران گذشته قرار دارد.
پیشینه ادبیات تطبیقی، بنا بر اسناد و مدارک، به گذشته های دور می رسد؛ اگرچه به طور رسمی، واژگان ادبیات تطبیقی را پیشینیان برای موازنه و سنجش ادبیات و دانش های تطبیقی به کار نبرده اند.اما سال 1828م. را برخی محققان ادبیات تطبیقی آغاز پیدایش این دانش می دانند که در دانشگاه سوربن فرانسه، در درس تاریخ ادبیات فرانسه، ویلمن ارایه کرده است. دانشی که چشم انداز تازه ای از بررسی و تحقیق برروی مطالعه ادبیات باز کرده، به سنجش آثار، عناصر، انواع، سبک ها، دوره ها، جنبش ها و چهره های ادبی و به طور کلی، مقایسه ادبیات در مفهوم کلی آن در دو یا چند فرهنگ و زبان مختلف می پردازد.مقاله حاضر، بررسی تطبیقی اجمالی شعر فارسی و اردو در دوره مشروطه است؛ که در آن، نگارنده سعی کرده است باتوجه به مقایسه دو شاعر فارسی زبان و اردوزبان - ملک الشعرای بهار و فیض احمد فیض - گذشته ادبیات فارسی و تاثیر آن در ادبیات اردو را به اختصار توضیح دهد و روند تکاملی این حرکت را در شعر دوره مشروطه و بعد از آن بیان کند. ضمنا در موارد گوناگون، نمونه هایی از این نزدیکی ها و شباهت ها و نحوه تاثیرپذیری شعر اردو از شعر فارسی از گذشته تا حال ارایه شده و به ویژه تلاش بر آن بوده است که بیشتر از نظر محتوایی موارد تطبیقی عنوان شود.چکیده عربی:تصل خلفیة الأدب المقارن وفقا للمستندات والوثائق إلی حقب بعیدة بالرغم من عدم استخدام مصطلح الأدب المقارن عند القدماء للمقارنة بین الآداب. ویعتقد البعض أن هذه النزعة الأدبیة بدأت منذ عام 1928م عندما أبدعها فیلمن عند تدریسه تاریخ الأدب الفرنسی بجامعة سوربون. ومنذ ذلک الحین أنشئت نزعة أدبیة فتحت نافذة جدیدة من الدراسات والبحوث علی الآداب حیث تعالج النتاجات الأدبیة، وعناصرها کما تتطرق إلی الأنواع الأدبیة، وأسالیبها، والأعصر المختلفة، والنزعات المتنوعة، والوجوه الأدبیة، وبشکل عام تقارن بین الآداب فی مفاهیمها الکلیة فی ثقافتین أو أکثر وبلغتین مختلفتین أو لغات مختلفة.ونظرا إلی الدراسة المقارنة بین الشاعرین الفارسی والأردی؛ ملک الشعراء بهار، وفیض أحمد فیض، یدرس هذا المقال الأشعار الفارسیة والأردیة فی عهد ثورة الدستور دراسة مقارنة؛ إذ حاول فیه الدارس التطرق إلی تاریخ الأدب الفارسی وتأثیره علی الأدب الأردی باختصار وتطویر هذه النزعة فی شعر ثورة الدستور وبعدها. والمقال یقدم نماذج لهذا التقارب والتشابه وطریقة تأثّر الشعر الأردی بالشعر الفارسی منذ القدم حتی الآن. وکان الترکیز علی تقدیم تلک النماذج من حیث المضامین.
نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده که فریدریش دورنمات (1990- 1921) در سال 1955 آن را به رشته تحریر درآورد، ازسوی بسیاری از منتقدان ادبی به عنوان بهترین اثر وی شناخته و سبب شد تا این نویسنده شهیر سوئیسی شهرتی جهانی کسب کند. در این مقاله، با کاربرد تحلیل ساختاری روایت و به طور خاص رویکرد رولان بارت فرانسوی در این باب، به تحلیل روایی این نمایشنامه پرداخته و ضمن کاوش در کارکردها و کنش های- این نمایشنامه به منزله یک روایت- لایه های زیرین این روایت، کنکاش و دلالت ها و معانی پنهان آن کشف و آشکارسازی می شود؛ آنچه رولان بارت در تحلیل روایت در پی آن است. در واقع آنچه پس از خوانش این روایت رویت پذیر میشود، منفعت جویی و سست بودن باورهای افراد جامعه است؛ افرادی که برای سود اقتصادی، به راحتی اصول اخلاقی را زیر پا می گذارند و بدین منظور، برخلاف آنچه در ظاهر می گویند، در پی کسب منفعت و نفع شخصی، حتی حاضر می شوند دست به جنایت بزنند.چکیده عربی:اعتبر کثیر من نقاد الأدب مسرحیة زیارة السیدة العجوز من أکثر نتاجات فردریش دورنمارت (1912ـ1990) جودة.کتب دورنمارت هذه المسرحیة عام 1950 وأحرز هذا الکاتب السویسری، شهرة عالمیة بعد کتابتها. یقوم هذا المقال بالتحلیل الروائی لهذه المسرحیة باستخدام أسالیب النقد البنیوی للروایة، ووفقا لمدرسة رولان بارت النقدیة.وبعد أن یدرس ما تؤدیه هذه المسرحیة کروایة، یدرس المقال الطبقات السفلیة لها، لتوضیح معانیها الخفیة الکامنة. وفی الحقیقة ما یمکن رؤیته بعد قراءة هذه الروایة هو اهتمام أفراد المجتمع بالمنافع الشخصیة، وضعف العقائد عندهم؛ هؤلاء هم الذین لایقیمون وزنا للأصول الأخلاقیة لأجل المقاصد الاقتصادیة بل یرتکبون أبشع الجرائم فی سبیل تلک الأغراض المادیة خلاف ما یقولون فی الظاهر.
ذهن حافظ غالبا در ابداع صور خیال، ترکیب گر است، یعنی صور خیال برگرفته از طبیعت را - با نام و نشان، و رنگ و بویی که دارند - در زمینه متنی مناسب کنار هم می نشاند و تابلوهای خیال انگیز «به تحریر کارگاه خیال» پدید می آورد که همه مناظر را در آن باید یک جا تامل کرد و گرنه در نگرش انتزاعی، نازک خیالی های خواجه در ایجاد تناسبات میان آن پرده های خیال، از نظر به دور می ماند. از آن جا که حافظ پژوهان - تا آن جا که ما می دانیم - هر یک از صور خیال را بطور انتزاعی مورد بررسی قرار داده و از ظرایف و دقایق ترکیبی آن به تسامح گذشته اند، در این مقاله سعی شده که تودرتویی صور خیال در شعر حافظ، در ابیاتی چند با نگرش ترکیبی مورد بررسی قرار گیرد.
گرایش های دینی در مثنوی چندان گسترده نیست که بتوان مولوی را به مثابه دانشمندی دینی فرض کرد که در مثنوی خود به شرح و تفسیر آیات و روایات پراخته است، اما گسترده معلومات مولوی شامل مسایل فقهی هم می شود.یکی از مباحثی که مورد توجه ایشان واقع شده، بحث نماز است. ضرورت عبادت و نماز و مقدمات و شرایط قبولی و کمال و ارکان و واجبات و برخی اسرار نماز و نماز جماعت و نماز جمعه و برخی احکام دیگر فقهی نماز، که مبتنی بر شریعت می باشد، در این مقاله از دیدگاه مولانا مورد بررسی، و استنادات قرآنی و روایی آن ها مورد اشاره واقع شده است.
در میان حماسه هایی که پس از شاهنامه ی فردوسی به نظم درآمده اند، «برزونامه» نسبتا رواج بیشتری در میان عامه ی مردم داشته است. طرح داستانی ساده و عامه پسند، زبان روان و خالی از آرایه های دشوار بیانی و بدیعی، زودیاب بودن موقعیت های داستانی، بافت حماسی و سرگرم کننده و... سبب شده است این داستان بیش از دیگر حماسه های ملی و تاریخی پس از شاهنامه در اندیشه ی مردم برخی از مناطق ایران جای گیر شود و با حفظ ویژگی های حماسی خود در ردیف داستان هایی مانند امیر ارسلان نامدار و حسین کرد شبستری، در حافظه ی تاریخی مردم رخنه کند و بماند.
رواج این متن در گوشه و کنار ایران سبب شده است که در گذر زمان، روایت نخستین این منظومه دست خوش دگرگونی شود و روایت های شفاهی گوناگونی از آن در میان مردم پدیدار شود که گاه با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند.
در این جستار کوشش شده است، نخست روایتی شفاهی از این منظومه که در منطقه ی کوهمره سرخی رواج دارد، معرفی و سپس به واکاوی شباهت ها، تفاوت ها و بررسی تطبیقی این روایت و روایت مکتوب و منظوم موجود، پرداخته شود
نظرهای گوناگونی درباره اصل موسیقی، در جوامع گوناگون بشری دیده می شود، بومیان آمریکا، موسیقی را از موهبتهای الهی می دانند، برهما، موسیقی را به عنوان ودای پنجم بر روی زمین آورد، پیروان فیثاغورث، آن را لحن موسیقیِ خلقت دانسته اند و آن را برگرفته از بانگ گردشهای چرخ شناخته اند و این نظر را حکما و فلاسفه یونانی و اسلامی پذیرفته اند. عطار آن را «لحن موسیقی خلقت» و مولوی «زبان هاتف غیبی» می شناسد.
امروزه تاثیر موسیقی را در کودکان شیرخواره، حیوانات و گیاهان به صورت تجربی دریافته اند و بر روی بیماران نیز تجربه کرده اند و بعضی از امراض را نیز به وسیله آن درمان بخشیده اند، داستانها و حکایاتی وجود دارد که در گذشته، حکیمان و طبیبانی بوده اند که نه تنها بیماران را به وسیله موسیقی شفا می داده اند بلکه مرده ای را که در اثر سکته قلبی از جهان رفته بود با بعضی نغمات موسیقی، به زندگی برگردانده اند.
به دلیل اهمیت آب در باروری و زایندگی طبیعت، بخش مهمی از اساطیر به این عنصر حیاتی اختصاص یافته است. آب و ابرهای باران زا در گستره اساطیر، گاه به شکل زن و گاو پدیدار شده است که اژدهایی (نماد خشکسالی) با حبس آنها، مانع طراوت و زایندگی طبیعت می شود. سپس پهلوانی با شکست اژدها و آزادی گاوها یا زن های در حبس (آب و ابرهای باران زا) دوباره زایندگی و سرسبزی را به طبیعت باز می گرداند. در این جستار، اهمیت آب و پردازش نمادین آن در هیات گاو یا زن در اسطوره های ضحاک، اسفندیار و گشتاسپ در ایران و ایندرا و رامایانا در هند نقد و بررسی و این نتیجه حاصل شده است که همه اسطوره های یادشده، ژرف ساختی بارورانه دارند و آب در آنها نقشی اساسی دارد.
سیف الدین اسفرنگی شاعر پارسی گوی کم شناخته به اقرب احتمالات در سدة ششم هجری دیده بر جهان گشود. زادگاه او به گواهی نامش و اتفاقِ تذکره نویسان اسفرنگ یا اسفره از توابع سمرقند است و از این نگاه دیوان او در بررسی زبان حوزة فرارود (= ماوراءالنهر) پایگاه و جایگاهی ویژه دارد.
سیف در صناعت شاعری به بسیاری از پیشینیان و هم روزگارانِ خود چشم داشته و قصاید آنان را نمونه قرار داده و استقبال کرده است؛ از خیلِ منظورانِ او می توان به مسعودسعد، امیرمعزّی، عثمان مختاری، عمعق بخاری، سنایی، انوری، مجیر بیلقانی، خاقانی و ظهیر فاریابی اشاره کرد که از این میان اقبال او به شعر خاقانی نظرگیرتر و از لونی دیگر است.
در این مقاله شماری از همانندی های واژگانی و معنایی میان ابیات سیف اسفرنگی و خاقانی را به دست داده ایم؛ این همانندی ها می تواند نشان از آن داشته باشد که سیف دیوان خاقانی را از نظر گذرانده است.
مقاله حاضر در دو بخش تدوین شده است، در بخش اول به ارائه نتیجه بررسی سابقه حضور تصویرهای پارادوکسی در شعر فارسی پرداخته شده است و سپس با ارائه شواهد متعدد این فرضیه مطرح شده که چیستان، یکی از نخستین تجلی گاه های تصویرهای پارادوکسی در شعر فارسی است؛ از آنجایی که مشهور شده که تصاویر پارادوکسی به معنای دقیق کلمه، با سنایی و شعر مغانه او به قلمرو شعر فارسی وارد شده است، کوشیده ایم نمونه های شاهد از شعر شعرای پیش از سنایی و شاعرانی که نزدیک به دوره او بوده اند، ارائه شود. در بخش دوم برای پاسخ به این سؤال که میان تصویرهای پارادوکسی این چیستان ها و تصویرهای پارادوکسی متن های دیگر-به ویژه متن های عرفانی- چه رابطه ای وجود دارد؟ مقایسه ای میان این دو از دیدگاه های مختلف انجام گرفته است. در این مقایسه شعر بیدل که نماینده تمام عیار حضور تصویرهای پارادوکسی در شعر فارسی است، مورد توجه قرار گرفته است.