مشخصات نسخه شماره ۶۰۰ از مجموعه وارنر در کتابخانه دانشگاه لیدن در گزارشی که استاد دانش پژوه درباره برخی از نسخ خطی فارسی این کتابخانه نوشته اند، ذکر شده است. نگارندگان در جریان تصحیح زاد اخرت اثر ابوحامد محمد غزالی (۴۵۰- ۵۰۵ ق.)، به این دست نویس رجوع کرده و پس از دست یابی به نسخه و بررسی دقیق ان دریافته اند که اطلاعات ان مرحوم اگرچه در نوع خود مفید است، از خطا برکنار نیست. از جمله ایشان در ذکر تاریخ نسخه و ترتیب قرار گرفتن متون مختلف در ان اشتباه کرده اند. در این مقاله ضمن معرفی کامل نسخه لیدن، اطلاعات استاد دانش پژوه تکمیل و در مواردی اصلاح شده است. همچنین اطلاعات جامعی درباره دو اثر مکتوب در این نسخه یعنی رساله ذکریه اثر میر سیدعلی همدانی (۷۱۴- ۷۸۶ ق.) و زاد اخرت ارایه و متن چاپی اثر اخیر با متن نسخه لیدن مقایسه شده است تا برخی ویژگی های نحوی و زبانی و احتمالاً کاربردهای کهن در نسخه لیدن شناسانده شود. مهم ترین اثر موجود در این مجموعه، رساله ذکریه است، چرا که تقریباً کامل است و تاریخ کتابت ان (۸۱۱ ق.) به زمان حیات مؤلف بسیار نزدیک و بر اساس فهرست ها گویا کهن ترین نسخه شناخته شده از این اثر است. با این وجود تا کنون در چاپ های مختلفی که از رساله ذکریه منتشر شده، از این دست نویس استفاده نکرده اند.
غزل های نظامی و مولوی دارای اشتراکات فکری و زبانی قابل توجه ای است که نظریه ارتباط متون را مطرح می کند و در دو بخش برون متنی و درون متنی قابل بحث و بررسی است.در بخش برون متنی، تضمین مولوی از نظامی و استفاده وی از وزن دوری و ضرب آهنگ یکسان با بهره گیری از قالب و قافیه های مشابه و استفاده از واژگان و ترکیبات یکسان، اشتراکات زبانی مولوی و نظامی را می توان مشاهده کرد. در بخش ارتباط درون متنی، غزلهای این دو شاعر نیز دارای اشتراکات فراوانی است که در حوزه واژگانی و معنایی قابل بررسی است ، در این بخش، استفاده از تلمیحات مشابه، و نیز بهره گیری از تصاویر و تعابیر مشترک، بیانگر ارتباط نزدیک میان غزلهای این دو شاعر است .همچنین تقلید خلاقانه در کنار تقلید ضعیف و بدون خلاقیت از مولانا ، اشتراکات فکری و زبانی دیگری را رقم می زند که نشان دهنده اثر پذیری مولوی از نظامی است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و کتابخانه ای انجام شده است که پژوهشگر در آن ابتدا شواهد شعری از هر دو شاعر را استخراج نموده و سپس به بحث و بررسی درباره اشتراکات فکری و زبانی آنها پرداخته است.
حیوانات، همواره در زندگی انسان، نقش و جایگاه ویژه ای داشته اند به طوری که گاهی اوقات به عنوان موجودی مقدس و اساطیری، مورد ستایش و توجه ویژه قرار گرفته اند. گاو، یکی از حیواناتی است که از آغاز شکل گیری تمدن، در جای جای جهان، مورد توجه بشر قرار گرفته و در ایران باستان نیز یکی از نمودهای خاص حضور ایزدان بوده و سیمای اساطیری ویژه ای داشته است. شاهنامه به عنوان نامه ی نسل های ایرانی و سرو سایه فکن فرهنگ و ادبِ کهن بوم و بر ایران، توجه ویژه ای به اساطیر و باورهای ایرانی داشته است. در این جستار، سیمای تمثیلی و اساطیری گاو، در شاهنامه مورد بررسی قرار گرفته است که می توان در نتیجه، عنوان کرد که فردوسی در راستای پردازش حماسه ها و داستان های شاهنامه، از نقش اساطیری این حیوان، با چهره ای تمثیلی بهره برده و در واقع اسطوره را با تمثیل درآمیخته است.
This paper aims to study the process of identity shaping of a teenager in a family from the perspective of Subjectivity theories. The process of identity formation has been one of the main concerns for various critical approaches in human sciences in general, and the psychoanalytical and Marxist approaches in particular. The case study of the present research is the character of Alyosha from Andrey Zvyagintsev’s film, Loveless (2017). Since there is no particular theory for the contentual analysis of Film, critics in the analysis of the films’ content, take advantage of various literary, sociological and psychoanalysis theories. Therefore, the Conceptual Framework of the present study concentrates on the critical approaches of Structural psychoanalysis and Structural Marxism; particularly definitions of the Unconscious, Repressed Desire, the Name of the Father by Lacan, the Ideology, ISAs, RSAs by Althusser, and the Žižekian concept of Lack of Language. This investigation in the process of identity formation can play a significant role in demonstrating the covert motives of the character’s suicidal act. It will illustrate the way Alyosha as a subject inherits his parents’ repressed desires and lack of language caused by ideology. The application of considering concepts indicates the central role and inevitable impact of the familial discourse at the emergence of subjectivity within the family.
گفتمان های اعتقادی-اجتماعی بنا معرفت شناسی قطبی گرایانه، جهان معرفتی را در قالب نظام تقابلیِ متن و حاشیه سامان داده؛ سپس حاشیه را سرکوب و به غیاب می فرستند. این رویه به اغلب نظام های دِلالی از جمله به ژانرهای ادبی نیز تسرّی یافته است. از میان ژانرهای ادبی بخشی از کلان ژانر عرفان ایرانی-اسلامی ذیل عنوان عرفان عاشقانه مواجهه دیگری با برساخت حاشیه و نظام تقابلی حاکم بر آن در پیش گرفته است. در این نوشتار ضمن معرفی برساخت حاشیه و مصداق-های آن در گفتمان های اعتقادی-اجتماعی رایج، قرائت های متمایز عرفا از آنها به همراه دلایل هرکدام طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که عرفا در یک سطح با قرائتی واسازانه سه دسته از حاشیه های تثبیت شده، شامل انسان در معنای عام، سجده گریزان و عقل گریزان را ذیل گفتمان وحدت انگارانه عرفان عاشقانه و با دلایلی همچون الزام هستی شناختی وجود و حضور حاشیه ها، ضرورت های رابطه عاشقانه همچون واسطه ستیزی و مواردی مشابه از وضعیت حاشیگی خارج و به هم نشینی با متن می رساند؛ سپس در سطحی دیگر با خوانشی مکالمه ای و تعلیق کنش ابژه سازی؛ از بازی تقابلی متن و حاشیه در می گذرد. مبنای تعلیق ابژه سازی در بازنمایی های عرفا بر یکسان انگاری مصداق های متن و حاشیه همچون برابری کفر و دین، دنیا و آخرت و غیره استوار است. اگرچه کارکرد خوانش های مذکور در بافت اجتماعی تغییر نوع و جهت رابطه با دیگری به عبارتی دیگر ایجاد هم حضوری هستی شناختی انسان ها یا همترازی اجتماعی طرفین تعامل است، در تلقی عرفا به مثابه کنش هایی نمادین است که به قصد صفر کردن فاصله انسان با معشوق یا رسیدن به حال حضور انجام می شود .
زیبایی شناسی انتقادی مهم ترین دستاورد مکتب فرانکفورت است. به اعتقاد زیباشناسان انتقادی هنر اصیل باید بتواند از قید شباهت ها و همسانی های القاء شده توسط سیستم حاکم خلاصی پیدا کند و در جهانی که ماهیت معنا در آن دست خوش ویرانی ست، آزادی معناسازی را محقق نماید. در این مقاله هنر شاملو با چنین رویکردی، به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده؛ بدین ترتیب که ابتدا شواهد از متن استخراج و سپس به یاری نظریه تحلیل شده است. از آنجایی که اشعار او پیوندی تنگاتنگ با بافت موقعیتی برقرار می کنند بررسی آنها با رویکردی جامعه شناسانه ضروری می نماید. در این مختصر، نگاه متفاوت شاملو به هنجارهای معناشناختی مرسوم و نقص ها و کاستی های جامعه مدرن ذیل عناوینی دسته بندی و بررسی شده است. پربسامد ترین هنجارشکنی های معناشناختی او در حوزه باورهای مرسوم ایدئولوژیک، تقابل های دوتایی و مظاهر جامعه مدرن رخ می دهد و پربسامدترین اعتراض های صریح او ارزش های حاکم بر جوامع مدرن را نشانه می گیرد. بدین ترتیب ساختار منسجم فکری شاملو که در پس اشعارش حضور مطلق دارد به تصویر کشیده می شود تا به کشف ایدئولوژی اثر و ترسیم جهان بینی شاعر یاری رساند.