ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۰۱ تا ۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۳۷۰۱.

رمان زندگینامه ای به مثابه ژانری تلفیقی با نگاهی به روایت قلندر و قلعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۶۴
رمان زندگینامه ای در جایگاه گونه ای مدرن در تاریخ پردازش های ادبی انسان، برونداد دگرگونی های اندیشگانی و تحولات اجتماعی بوده، روندی تطوری را پیموده است. پژوهش پیش رو، ضمن توجه به فرآیند گذار زندگینامه به رمان زندگینامه ای، بسترهای فکری فلسفی شکل گیری آن را تبیین می کند و در وهله بعد، برخی از ارزش های زیبایی شناختی رمان زندگینامه ای را معرفی می نماید. همچنین، پژوهش حاضر با بهره گیری از الگوی روش شناختی توصیف و تحلیلِ پیکره مورد مطالعه، نشان می دهد رمان زندگینامه ای در پرتو سرشت تلفیقی و خصلت میان رشته ای خود، گستره همکنشی های ادبیات با علم و هنر است به گونه ای که گاهی مفاهیم و نظام های فکری آن قلمروهای معرفتی، پیکره رمان را شکل می دهند و در نتیجه، مفهوم جدیدی با عنوان «ژانر تلفیقی» شکل می گیرد که همساز با جهان چندوجهی مدرن است. بر مبنای پژوهش حاضر، رمان زندگینامه ای در سطح محتوایی، ضمن چرخش از تاریخ به فرد، بر نقش انسان در ساختن تاریخ تأکید دارد و به این ترتیب، ارزش های زیبایی شناختی ویژه ای در آن رقم می خورند و با جایگزین کردن نمادپردازی به جای توصیف، امر ذهنی را به جای امر عینی می نشاند. در این سیاق، رمان قلندر و قلعه نوشته سیدیحیی یثربی به مثابه مصداقی بر رمان زندگینامه ای واکاوی شده است. در روایت موردمطالعه، ضمن کاربست رؤیاپردازی، شاعرانگی زبان که همساز با سرشت فلسفه اشراقی اند، نماد نیز در جایگاه عنصری مرکزی عمل می کند به گونه ای که تقابل نیروهای متعارض فکری در روایت به واسطه پردازش نمادها شکل می گیرد، نمادهایی که خود امتداد شبکه ای از تقابل های گفتمانی در لایه های عمیق تر روایت اند.
۳۷۰۲.

جایگاه مهدی اخوان ثالث در نیماپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۲۸
نیما یوشیج به سبب شیوه و قالب جدیدی که در شعر فارسی ایجاد کرد، «پدر شعر نو» لقب گرفت؛ اما نیما در مسیر دشوار رواج و تثبیت قالب تازه اش تنها نبود و دوستداران و پیروانی به یاری او شتافتند. مهدی اخوان ثالث یکی از شاخص ترین پیروان نیماست که در حوزه معرفی شعر نیما و ویژگی های آن به عقیده بسیاری از پژوهندگان دارای جایگاهی برجسته است. مقاله پیش رو می کوشد تا جایگاه واقعی اخوان ثالث را در این حوزه تبیین کند. برای رسیدن به این هدف، ابتدا با کاوش در نشریات چهار دهه نخست قرن چهاردهم به شناسایی شناسانندگان پیش از اخوان و بررسی مقاله ها و نوشته های آنان پرداخته شده است، سپس مقاله «نوعی وزن در شعر امروز فارسی» به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین مقاله اخوان درباره نیما واکاوی شده و دلایل اهمیت این مقاله و جایگاه برجسته آن در عرصه نیماپژوهی ذیل پنج بخش تشریح گردیده است. در پایان مشخص می شود با وجود گام های مؤثری که کوشندگان دیگر در راه شناساندن نیما و شعرش برداشته بودند، مقاله اخوان اقدامی بسیار مهم و تأثیرگذار در تئوریزه کردن و شناساندن شعر نیمایی، ظرایف و ظرفیت های آن بود و در توجه قشر دانشگاهی سنت گرا به این قالب نوظهور تأثیر قابل توجهی داشت.
۳۷۰۳.

کران بندی اصطلاح روایت جمعی: مطالعه نقش عامل روایی در انگاشت های اشتراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۳۰۲
با وجود اقبال جهانی به شیوه روایت جمعی که پس از پدیده چرخش روایی سیری پرشتاب یافته است، این گونه روایت در ایران به لحاظ تبیین نظری چندان مورد توجه قرار نگرفته است. خصوصاً در حوزه ادبیات علی رغم تعدّد نمونه های داستانی، مطالعات منسجم در حوزه این شکل روایی انگشت شمارند. این پژوهش بر اساس روش پساسنَت گرایانه در روایت شناسی قصد دارد با رویکردی التقاطی در وهله نخست، با بهره گیری از دیدگاه فلسفه ذهن و عمل، چیستی و حدود این شیوه را بازنمایاند و پس از آن تلاش می کند ضمن نشان دادن اَشکال متفاوت این شیوه روایی، ملاک هایی برای فاصله گذاری میان گونه های روایت معرّفی کند. نتیجه حاصل شده این است که تفاوت اوّلیه شکل های روایت جمعی در گرو کانون روایتگری است؛ کانون روایتگری می تواند خط فارق انواع روایت هایی که جمعی خوانده می شوند در مقابل روایت های دارای عامل روایت جمعی (به صورت مشخّص، ما-روایت ها) باشد. در نگاهِ ثانویه، گونه هایی که این پژوهش بر آن متمرکز هستند یعنی ما-روایت ها بر اساس دیدگاه روایی از یک دیگر متمایز می شوند. دیدگاه روایی معیّن کننده حدود دسترسی/عدم دسترسی به ذهن شخصیّت ها است و در نتیجه سطح وحدت صداهای تشکیل دهنده در روایت ما را تعیین می کند. در نهایت سعی شده است با طبقه بندی پیشنهادی برای سطوح مختلف ما-روایت بر اساس میزان برجسته سازی شخصیّت های تشکیل دهنده ما-راوی، افق روشنی از بافتار روایت جمعی با عامل روایی ضمیر اوّل شخص جمع نشان داده شود.
۳۷۰۴.

تحلیل غنایی داستان سلوک بر اساس نظریه ایلین بالدشویلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
پژوهش درباره رمان و داستان غنایی به عنوان زیرمجموعه ای از ادبیات غنایی، یکی از زمینه های مطالعاتی نوین در نقد داستان محسوب می شود که تاریخچه آن به دهه های اخیر بازمی-گردد. برای نخستین بار، ایلین بالدشویلر در مقاله ای در سال 1969 از عنوان داستان غنایی برای تعدادی از داستان هایی که واجد ویژگی های غنایی بودند، استفاده کرد؛ از آن پس، پژوهشگران برجسته ای چون رالف فریمن و جاناتان کالر، افق های دید این نوع مطالعه را گسترش دادند و بر غنای آن افزودند؛ در نتیجه امروزه معیارهای دقیق تر و علمی تری برای شناسایی و تحلیل آثار داستانی غنایی وجود دارد. نظریه بالدشویلر در اصل مختص به داستان کوتاه غنایی است؛ اما اصول و مولفه هایی که او ارائه کرده است، می تواند به رمان نیز تعمیم داده شود. نظریه وی، شامل تعدادی مصادیق اصلی و بدیع است: مانند «لحن شاعرانه»، «نمادپردازی» و «منحنی عاطفی»؛ همچنین وی، برخی آراء محققان پیش از خود را نیز اخذ کرده و آن را به عنوان یکی از مولفه های نظریه خود، گسترش داده است؛ مانند نظریه «هم پیوندی عینی» که در اصل، تی اس الیوت آن را در سال 1946 برای نخستین بار مطرح کرد. مقاله پیشِ رو، به دنبال بررسی و تحلیل داستان سلوک از محمود دولت آبادی برمبنای نظریه داستان غنایی بالدشویلر است. در مطالعه حاضر، این سوال مطرح است که وجود چه عناصر و مولفه هایی در این اثر باعث شده که یک رمان ِمدرنِ غنایی محسوب شود. نتایج حاکی از آن است که می توان سلوک را یکی از بهترین نمونه های رمان غنایی محسوب کرد؛ زیرا مهمترین ویژگی های داستان غنایی که در نظریه بالدشویلر مطرح شده، مانند نماد پردازی، لحن شاعرانه، منحنی عاطفی، هم پیوندی عینی، فرجام گشوده، پیرنگ نامتعارف، روایت غیر خطی، تنهایی و بیگانگی شخصیت ها، با کیفیت و کمیّت قابل ملاحظه در این اثر به کار رفته است.واژگان کلیدی: داستان غنایی ، سلوک ،محمود دولت آبادی، آیلین بالدشویلر
۳۷۰۵.

تحلیل غیریت سازی در گفتمانِ زبان حماسی و نقش آن در هم بستگی ملّی(نمونه مورد بررسی: بانوگشسب نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۳
حماسه ها، با تکیه و تأکیدی که بر زبان، تاریخ، پیشینه فرهنگی و مرزهای جغرافیایی یک ملّت دارند، بیش از دیگر گونه های ادبی، با هویّت ملّی و هم بستگی و وفاق جمعی در پیوند هستند. آن چه موجب چنین هویّت سازی و وفاق هژمونیکی در حماسه ها می گردد ، کاربستِ زبان به گونه ای ویژه است؛ این بدان معناست که شاعر حماسه سرا در زبان حماسی، با تکیه بر غیریت سازی، از گفتمانی پویا بهره می برد و بدین گونه، برتری سیاسی اجتماعی مورد نظر خویش را ایجاد می کند. در پژوهش پیش روی، با روی کرد تحلیلی توصیفی به بررسی بانوگشسب نامه می پردازیم و هم زمان به ارائه نمونه هایی از منطق هم ارزی و منطق تفاوت در این اثر حماسی خواهیم پرداخت؛ مقولاتی که در نهایت، غیریت سازی را محقق می نمایند. ضمن بررسی بانوگشسب نامه با این روش به این نتیجه می رسیم که برایندِ این غیریت سازی حاکم بر گفتمان زبان حماسی، پررنگ شدن مرزهای فرهنگی و برجسته سازی هویّت ایرانی است؛ مقوله مفهومی که درک و بازشناختِ آن در دوره تقابل فرهنگی و سیاسی قدرت ها در راستای احیای هویّت ملّی و دست یابی به سعادت جمعیِ یک ملّت، ضروری است.
۳۷۰۶.

تحلیل ارتباط کمال طلبی و اضطراب در آثار و اندیشه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
«کمال طلبی» به معنای تعیین استانداردها و معیارهای بسیار بالا و مطلق اندیشانه در ساحت های مختلف زندگی و فعالیت های انسانی است که برای نائل شدن به هدفی مشخص، در مسیری از پیش تعیین شده تعریف می شود. حرکت در مسیر سلوک عرفانی، مستلزم رعایت ضوابط و اصول مشخصی است تا کیفیت لازم برای رسیدن به فنا و حقیقت مطلق فراهم شود. عطار استانداردها و انتظارات بسیار بالا و دشواری برای سالک مشخص می کند و این حالت، تا ساحت زندگی فردی و اجتماعی سالک نیز گسترش می یابد. «اضطراب» و «کمال طلبی» ارتباط دوسویه و متقابل دارند و ریشه آن را می توان در اضطرابِ وجودیِ شاعر در برخورد با مسیر کیفی و انتزاعیِ سلوک دنبال کرد. «اضطراب» حاصل از هبوط، مطلق بودن ذاتی و همه جانبه خداوند، ناکامی آدمی در حفظ جایگاهش در بهشت و اضطرابِ وابستگی به پست ترین نقطه ممکن، به صورت تلاش برای جبران حدأکثری و اعاده حیثیت انسان در ساحتِ اندیشه عطار منعکس می شود. مهم ترین نتیجه «کمال طلبی» عطار، نگاه مقوله ای یا «همه یا هیچ» است که قرار گرفتن در میانه مسیر سلوک را نمی پذیرد و صرفاً رسیدن به نهایت سلوک را قبول دارد. وسواس مذهبی و تأکید بر اعمال عبادی که فراتر از احکام دینی است، از دیگر نتایج «کمال طلبی» است. عطار با روایت داستانِ «کمال طلبی» بزرگان عرفان و تصوف، دیدگاه اصلی خود را در کیفیت سلوک و چگونگی حرکت سالک، بازآفرینی می کند.
۳۷۰۷.

تحلیل سطوح گفتمانی و بلاغی در نوشتار صدیقه دولت آبادی در نشریه زبان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۴
گفتمان طبیعتی اجتماعی دارد، و این مهم در نوشته های ژورنالیستی واجد ماهیتی متمایزتر است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل ساختارها و مؤلفه های گفتمان مدار و وجوه زبانی و بلاغی در نوشته های صدیقه دولت آبادی مندرج در نشریه زبان زنان (1298) پرداخته است تا نشان دهد جهان بینی، نیت های اجتماعی، رابطه متن و گفتمان قدرت از طریق زبان، گاه مستقیم و گاه تلویحی صورت می پذیرد. روزنامه نگاری در ایران دوران مشروطه با بهره گیری از امکانات متعدد زبان توفیق یافت تا مسیر آگاهی و تجدد را در جامعه ایرانِ استبدادزده فراهم سازد. طیف وسیعی از نوشته های دولت آبادی، به موضوعات مربوط به زنان با محوریت برپایی دبستان برای دختران، مطالبه حقوق اجتماعی زنان، و انتقادات سیاسی تعلق دارد. مقالات او در این نشریه به دلیل اهمیت تاریخی آن در طرح این مطالب در دوره مشروطه و پس از آن قابل بررسی است دولت آبادی با گفتمانی ستیزنده و انتقادی و فراخوانی زنان به کنش اجتماعی، گفتمان تازه ای را در تاریخ اجتماعی زنان ایجاد کرد و گفتمان حاکم را به تغییرات اجتماعی ملزم ساخت. این مزیت مرهون قلمی است که از امکانات اندیشگی و ادبی(بلاغی) به فراخور مطالب سود جسته است. گفتمان انقلابی دولت آبادی در سال های آخر انتشار نشریه در گردشی گفتمانی در مسیر تایید گفتمان قدرت قرار گرفت. این گفتمان در سطح زبانی و بلاغی با جملات کامل و کوتاه، گاهی پرسشی و تاکید بر سره نویسی، با هدف آگاهی بخشی و کسب اعتبار اجتماعی بیان شده است.
۳۷۰۸.

الملامح الأنثویه فی الخطاب الشعری لسنیه صالح و فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
فی العصر الراهن، أحد المجالات التی تم بحثها فی مجال علم اللغه هو دراسه اللغه الأنثویه. مع التوسع فی فروع علم اللغه والدراسات التی أجریت فی مجال المرأه، قد استنتج علماء اللغه أن هناک اختلافات جوهریه بین لغه المرأه ولغه الرجل، وقد أدی هذه الاختلافات فی اللغه إلی اختلافات فی الکتابه. یعتقد اللغویون أن لدی النساء وجهات نظر مختلفه تجاه العالم بسبب معنویاتهن المختلفه ومزاجهن الممتازه؛ لهذا فإن استخدامهن اللغه وأسلوب کتابتهن مختلفان عن الرجال. تسعی هذه الدراسه البحث عن اللغه الأنثویه لکل من سنیه صالح و فروغ فرخزاد والحصول علی ملامحهما ورؤیتهما الأنثویه فی الخطاب الشعری معتمده علی المنهج الوصفی التحلیلی. تدل النتائج علی أن الشاعرتین قد وظّفتا فی أشعارهما السمات الأنثویه توظیفاً باهراً. فی مستوی الکمات، استخدم کلتا الشاعرتین مجموعه واسعه من الألوان والکلمات الأمومیه والترکیبات العاطفیه وما إلی ذلک للتعبیر عن نوایاهما بسبب سماتهما الشخصیه الخاصه. وفی المستوی النحوی فتنتمی الشاعرتان أکثر إلی استخدام الجمل الاستفهامیه والجمل المحذوفه والمقطعه وکذلک استخدام الجمل التعجبیه والندائیه وما إلی ذلک.
۳۷۰۹.

تحلیل متن - بافت در تصاویر شعر 23 از احمد شاملو به روش نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف این مقاله تحلیل متنی-بافتی تصاویر شعر «23» از شاملو با الگوی فرکلاف است. شعر «23» شعری سیاسی است و رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف از کارآمدی کافی در تحلیل گفتمانی این شعر برخوردار است. این شعر بیانی تمثیلی از اوضاع سیاسی زمان است. ابعاد بلاغی تصاویر در سطح توصیف بررسی شد و بافت موقعیتی و ساختارهای سیاسی-اجتماعی مؤثّر بر تصاویر، در سطوح تفسیر و تبیین تحلیل شدند. تصویر مرکزی شعر آشفتگی اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران آن زمان است. ابعاد ایدئولوژیک تصاویر در نوع، تعداد، چگونگی و کارکرد آن ها مستتر است. بافت موقعیتی تصاویر، راه پیمایی 23 تیر 1330 است که به کشته شدن تعداد زیادی از مردم انجامید. ساختار تأثیرگذار بر فضای تصاویر، نابسامانی اوضاع سیاسی، اختلافات آشکار و پنهان نهادهای قدرت، دخالت ها و رقابت های عوامل خارجی و ضدّیت تفکّر چپ با آمریکا و سرمایه داری است. کارکرد ایدئولوژیک تصاویر، در ابعاد هم زمانی سرایش شعر با واقعه، بیان صریح، واژگان سیاسی، گرایش چپ شاعر و مخالفت او با حکومت قابل ردیابی است.
۳۷۱۰.

طریق بکتی و حال محبّت با نظر بر رساله گیتا و مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
محبّت از جمله مفاهیم محوری در آثار عرفانی هندو و اسلامی است. در تعالیم رساله بگودگیتا به عنوان مهم ترین منبع الهام عرفانی هندو، بکتی به معنای رابطه عاشقانه و از سر ارادت و اخلاص با خدا به عنوان سهل الوصول ترین طریق نجات انسان مورد تأکید است. در مثنوی جلال الدّین محمد بلخی نیز که نمونه ای از آثار عرفانی اسلامی در عصر پختگی اندیشه های صوفیانه است، محبّت (عشق) جایگاهی ویژه دارد و از عالی ترین احوال عارف و از مهم ترین مبانی و اصول تصوّف بشمار می رود. مفهوم محبّت با معرفت نیز ارتباط تنگاتنگ دارد. مقاله حاضر با هدف مقایسه این مقوله در سنّت عرفانی اسلام و هندوئیزم نگاشته شده است. برداشتی از خدا و معرفت او، رابطه محبّت با معرفت خداوند، غایتی که مترتّب بر طریق بکتی یا احوال عاشقانه است و تأثیرات عشق ورزی بر شخصیت محب (بکته)، در رساله گیتا و مثنوی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که در عرفان هندو، معرفت الهی محصول طی طریق محبّت و در عرفان اسلامی خاستگاه آن است. غایت این هر دو، رستگاری (اتحاد یا قرب محب و محبوب) و تأثیر وجودی آن تحوّل اخلاقی محب است.
۳۷۱۱.

آیا تلفّظ مصوّت های زبان فارسی در دوران معاصر تغییر کرده است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
مبنای وزن عروضی شعر رسمی فارسی تمایز هجاهای کوتاه و بلند است. تعداد و ترتیب هجاهای کوتاه و بلند در همه مصراع های یک شعر باید یکسان باشد. کوتاهی و بلندی هجاها خود ناشی از کوتاهی و بلندی مصوّت هاست. مصوّت های بلند سه تا هستند: «ا» (â)، «و» (u) و «ی» (i) و مصوّت های کوتاه نیز سه تا هستند: « َ» (a)، « ُ» (o) و « ِ» (e). امتداد هر مصوّت بلند قاعدتاً باید دو برابر قرینه کوتاه آن باشد، امّا در زبان محاوره امروز مصوّت بلند می تواند کوتاه تلفّظ شود و مصوّت کوتاه، بلند تلفّظ شود بدون اینکه هر مصوّت با قرینه خود اشتباه شود؛ زیرا امروز مصوّت ها علاوه بر تفاوت امتداد از لحاظ واجگاه نیز با هم متفاوتند. در نتیجه، امروز وزن عروضی رسمی با زبان فارسی ناسازگار و بیگانه به نظر می رسد و این سؤال مطرح است که این ناسازگاری از آغاز شعر عروضی رسمی فارسی وجود داشته است یا بعدها در اثر تحوّلات دستگاه صوتی زبان فارسی به وجود آمده است؟ بعضی از پژوهشگران این عرصه به شق دوم معتقدند و نتایج مهمّ و وسیعی از این باور خود به دست می آورند که اکثراً نادرست به نظر می رسد. در مقاله حاضر این مسئله به روش تحلیلی-توصیفی مورد بررسی قرار گرفته و دلایلی در رد نظر این گروه از پژوهشگران عرضه شده است.
۳۷۱۲.

فیلم و زبان دوم؛ بررسی و تحلیل مؤلفه های فیلم سینمایی در آموزش زبان دوم (مورد مطالعاتی: آموزش زبان فارسی در کره جنوبی و چین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
از زمان اختراع سینما در دهه 1890، همواره فیلم به عنوان یکی از منابع آموزش، به ویژه آموزش زبان مورد توجه بوده است. پیشرفت های فناورانه قرون بیستم و بیست و یکم، عرصه های مختلف زندگی از جمله آموزش و به خصوص آموزش زبان دوم را تحت تأثیر قرار داده است. چنین تأثیری جنبه های گوناگون آموزش زبان همچون شنیدن، خواندن، نوشتن، دستور زبان، تلفظ و... را دربرمی گیرد؛ همچنین فنّاوری روزگار ما، ابزار آموزش زبان را تنوع بخشیده است، به گونه ای که هر روز با ابزار جدیدی در عرصه آموزش زبان روبه رو هستیم، ولی با وجود چنین تنوعی هنوز فیلم های سینمایی جایگاه خاصی در آموزش زبان دوم دارند. پژوهش حاضر براساس بررسی استقرائی تجربی تدریس زبان دوم (زبان فارسی) در کشورهای کره جنوبی و چین در پی آن است که به این پرسش پاسخ دهد که چرا با وجود تنوع روش ها و ابزارهای آموزشی، فیلم های سینمایی توانسته اند جایگاه خود را در فرایند آموزش زبان دوم تثبیت کنند و به عنوان یکی از منابع آموزش زبان دوم مورد توجه باشند. نتیجه پژوهش نشان می دهد مؤلفه هایی سبب شده است با وجود تنوع دیگر ابزارهای آموزشی، فیلم های سینمایی هنوز هم به عنوان یکی از منابع اصلی آموزش زبان دوم، جایگاه خود را تثبیت کند؛ از جمله این مؤلفه ها عبارت است از: 1. همسانی و شباهت فیلم سینمایی با زندگی واقعی (واقع نمایی)؛ 2. همزمانی جنبه های شنیداری و دیداری؛ ۳. توجه به جنبه های فرهنگی؛ 4. آموزش با کمک حرکات بدن و ژست؛ 5. توان حدس ساختارهای زبان براساس موقعیت؛ 6. توجه به موقعیت های کاربردی زبان؛ ۷. کاربرد همزمان زبان معیار و زبان روزمره و ۸. افزودن جنبه های هنری.
۳۷۱۳.

تحلیل روان شناختی کودک در مثنوی مولوی با رویکرد رشد شناختی ژان پیاژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۳
خوانش و نقد متون ادب فارسی بر اساس نظریه روان شناسان معاصر، دریچه تازه ای را به روی خواننده می گشاید و از پیوند آثار ادبی با علم روان شناسی پرده بر می دارد . مطابق این رویکرد، در نگرش روان شناسانه مولوی، هویت و شخصیت مستقل کودک با توجّه به ساحت بیرونی و درونی انسان، در دو بُعد رشد جسمی و رشد فکری به طور توأمان مطرح می شود که توقف غیر طبیعی رشد کودک در هر یک از این دو بُعد، موجب نقصان و کاستی بُعد دیگر خواهد شد؛ لذا این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد به نظریه رشد شناختی پیاژه، به تبیین اصول نظری و مراحل رشد پیاژه در مثنوی مولوی می پردازد و یک درک روانشناختی جدیدی از عواطف اولیه ، زبان غیرکلامی گریه ، نماد آفرینی ، طرح واره های اعمال جسمانی و فرآیند درون سازی ، بازی ، جاندارپنداری اشیاء و تقلید کودک را فراروی مخاطب قرار می دهد .
۳۷۱۴.

بررسی سطوح تبیینی و ویژگی های زبان عرفان در تمهیدات عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
تحلیل صحیح تجربه های عرفانی میسر نمی شود، مگر با شناخت زبان عرفان و آشنایی با شیوه های بیان تجربه های عرفانی. تجربه عرفانی، نوعی تجربه روحانی است که آن را آگاهی بدون واسطه از طریق ارداک شهودی می دانند و این آگاهی با عقل یا اراده ی فرد و جامعه به دست نمی آید، بلکه مستقیم و بدون واسطه این امور صورت می گیرد. عین القضات برای بیان تجربه های خویش از هردو زبان عبارت و اشارت استفاده کرده است اما تمایل وی به زبان اشارت که همان زبان سکر است و به آن رمز و اشارت و شطحیات گفته می شود، بیشتر است. در این مقاله سعی شده است تا با روش توصیفی-تحلیلی ویژگی های تجربیات عرفانی عین القضات ازجمله: تردید ناپذیری، بیان ناپذیری، تجزیه ناپذیری، واسطه ناپذیری، اطلاق ناپذیری و... با ذکر شواهد و مثال مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. همچنین نشان دادیم که عین القضات چگونه توانسته است با شیوه ها و شگردهای به خصوصی زبان عرفان خویش را در سطوح مختلفی ازجمله: سطح استدلالی، سطح استنادی، سطح تناقضی و سطح محاکاتی و رمزی،تبیین نماید و به تصویر بکشد. تحلیل ها و یافته ها حاکی از آن است که وی بیشتر از سطح تناقضی و محاکاتی یا رمزی بهره برده است. زیرا زبان عرفان بیشتر زبانی رمزی، اشاری و تناقضی است که با رمز و حکایت و تمثیل باید بیان گردد تا تاثیر گذار باشد.
۳۷۱۵.

خوانش لکانی مفهوم «درد» و «رنج» در اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۴
از مفاهیمی که در متون عرفانی، به ویژه در اندیشه و آثار مولوی جایگاه مهمی دارد، درد و رنج است. نیز باید اذعان داشت که در دانش روانکاوی و در اندیشه های ژاک لکان به دو مفهوم مذکور توجه ویژه ای شده است. لکان توانست با بازخوانی آرای فروید، تقریر نوینی از مفهوم فراسوی اصل لذت داشته باشد که با نام ژوئیسانس شناخته می شود. در این پژوهش کوشیده ایم مفهوم رنج و درد را در اندیشه مولوی با نظرداشت مفهوم ژوئیسانس به شیوه لکانی بازخوانی و نسبت بین ژوئیسانس و فالوس را با تکیه بر سالک به مثابه سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر یا مرشد به منزله سوژه مراقب و حضرت حق به منزله دیگری بازنمایی کنیم. این پژوهش به شیوه تحلیل کیفی انجام شده است و با توجه به قراین به دست آمده، نشان داده ایم نخست این که، سالک باید نفس خود را به مثابه اگوی بیگانه کننده شناسایی کند. دوم این که ژوئیسانس درد توأم با لذتی است که به صورت سیمپتوم ظاهر می شود. بستر بروز چنین تجربه ای شطحیات سالک و حیرت همراه با سکوت وی است. سوم این که گفتمان عرفانی بازنمایی کننده گفتمان ارباب است؛ زیرا سالک در این گفتمان ملزم به اطاعت از میل دیگری است. چهارم این که سالک به عنوان سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر به منزله سوژه مراقب اند.
۳۷۱۶.

تحلیل جایگاه شمس و مولانا در «کتاب سیاه» اثر اورهان پاموک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۳
«جلال الدین محمد بلخی» ملقب به مولانا از بزرگ ترین شاعران عارف ایران و جهان است که افزون بر شاعری، جزو متفکران جهان نیز به شمار می آید. افکار و جهان بینی مولانا مورد توجه اورهان پاموک رمان نویس معاصر کشور ترکیه قرار گرفته است . پاموک در رمان «کتاب سیاه»، به آثار، اندیشه ها، زندگی و انسان های پیرامون مولانا، به کرات اشاره کرده است.در پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوایی شیوه بهره مندی پاموک از احوال، آثار و اندیشه های مولانا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد پاموک رمان «کتاب سیاه» را بر اساس روابط «شمس» و «مولانا» آفریده و حوادث زندگی و تحولات روحی مولانا پس از ملاقات با شمس را با شرح و تفصیل به مخاطبانش بازنمایی کرده است. همچنین مفهوم عرفانی «دیگری شدن» و از خود فاصله گرفتن با تبعیتی از الگوی رابطه «شمس» و مولانا» به یک رویه مکّرر در این رمان بدل شده است. رمان «کتاب سیاه»، هر خواننده ای را به طور مستقیم و غیر مستقیم با مولانا و عرفانِ مولانا مواجه می کند و درباره زندگی و نزدیکان مولانا و ماجراهایی که مولانا در زندگانی خود تجربه کرده، به تأمل وامی دارد؛ حتی خوانندگانی که از پیش، مولوی را نمی شناسند، می توانند با خواندن این رمان، تا حدی با دنیای روحی و معنوی و نیز زندگی عینی مولانا آشنایی یابند، یا اینکه انگیزه ای برای شناخت و درک جهانبینی مولانا پیدا کنند.
۳۷۱۷.

تأویلات عرفا از وقایع و پدیده های طبیعی، تاریخی در رساله قشیریه، اسرارالتوحید و تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
مقوله «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوه های متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کم کم نگاه تأویلی خود را از حوزه آیات قرآن و احادیث فراتر برده اند و به تأویل سایر پدیده ها و وقایع روزمره طبیعی نیز پرداخته اند. ما در این مقاله تلاش کرده ایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رساله قشیریه، اسرار التوحید و تذکرهالاولیا، به بررسی آن بخش از تأویلات عرفا از امور غیر قدسی بپردازیم که عارف انواع رخداد های طبیعی و وقایع روزمره را از حالت طبیعی و نظام های قرار دادی متعارف خود خارج می کند و به وضع معنایی جدید مطابق با جهان بینی عرفانی خود می پردازد. برای تبیین هر چه بهتر تاویلات عرفا از آرای هرمنوتیکی مدرن غربی که نقش مهمی را برای فهمنده قائل است، نیز استفاده کرده ایم. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف درصدد انطباق همه امور و وقایع طبیعی با اندیشه های عرفانی و جهان فکری خود است و مدام در پی یافتن بهانه ای برای رفتن از جهان شهود به عالم غیب است .این تداعی ها تأویلی به صورت های گوناگون بلاغی همچون ایهام، اسلوب الحکیم، ایهام دوگانه-خوانی، ایهام تبادر، تشبیه و مجاز رخ می نماید و صوفی با این شیوه ها به توسع تجارب روحی و عرفانی خویش می پردازد.
۳۷۱۸.

بررسی موردی زیبایی شناسی صرفی اسم های معرفه و نکره در واژگان قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
زیبایی همان برانگیختن حس جذابیت ، لذت و جالب بودن در برخورد با یک شیء، پدیده یا یک اثر هنری است. در گذشته زیبایی شناسی یکی از شاخه های فلسفه بود که با گذشت زمان به عرصه هنر و ادبیات وارد شد. قرآن کریم تماما زیبایی است زیرا از سوی منبع زیبایی پروردگار متعال نازل شده است یکی از وجوه زیبایی آیات آن، زیبایی شناسی صرفی است در این بعد، ساختارها، گزینش و چینش آنها کنار یکدیگر سبب ایجاد نکات و معانی ظریفی که سرشار از زیبایی هستند، به وجود آمده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی اسمهای معرفه و نکره در علم صرف به ظرافتها و زیباییهای کاربرد آنها در آیات برسیم. در این تلاش علمی از روش توصیفی تحلیلی استفاده نموده ایم و به این نتیجه رسیدیم که دقت در گزینش و چینش اسمهای معرفه و نکره در قرآن کریم به فهم بهتر، صحیحتر و عمیقتر معانی و مفاهیم آیات قرآن و زیبایی شناسی الفاظ منجر می شود.
۳۷۱۹.

تطوّر معنایی واژه «بلد» و کاربردهای آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
گام نخست برای دست یابی به معارف قرآن، شناخت دقیق معانی واژگان آن است. معناشناسی بخشی از زبان شناسی امروزی، روشی است برای بررسی واژگان و ابزاری کارآمد برای کشف معانی جدید در متن است که از تاریخ تطور معنایی هر واژه پرده برداشته و جهان بینی حاکم بر زبان را بررسی می کند. واژه بلد یکی از واژگان قرآن کریم است که کاربردهای مختلفی دارد. این واژه نوزده بار در قرآن ذکر شده است. با در نظر گرفتن روش معناشناسی به عنوان روشی سودمند در بررسی واژگان قرآن جایگاه خاص این واژه و اهمیت آن مورد بررسی قرار می گیرد. درواقع در روش معناشناسی گاهی با در کنار هم قرار دادن واژگان مترادف و متضاد و جمع و مفرد واژه و همچنین ریشه یابی دقیق یک واژه می توان به لایه های متفاوت معنایی واژه دست یافت.در این مقاله به بررسی تطور معنایی واژه بلد در قرآن پرداخته می شود و معانی لغوی، معانی مفهومی و معانی مصداقی این واژه را موردبررسی قرار می دهیم. در واقع واژه بلد دارای کاربردهای مختلفی در قرآن است که در اینجا ذکر می شود و این که واژه بلد با واژه مدینه متفاوت است و به نوعی یک گسترگی جغرافیایی دارد. این واژه دارای شش کاربرد است که در آیات مختلف معانی متفاوتی دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ 1-به طور عام به معنای سرزمین2- به معنای زمین حاصل خیز و طیّب 3- به معنای شهر مکّه 4- شهر قوم سبأ اطلاق شده است 5- سرزمین فرعون و عاد و ثمود.  
۳۷۲۰.

نقد و بررسی کتاب خاطرات شفاهی«از کوه ها بپرسید» از دریچه اصالت متن و گویاسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۲۷۶
یکی از پدیده های نوینی که به کمک تاریخ آمده، خاطرات شفاهی است. خاطره قرن هاست در ایران و جهان نگاشته می شود، اما در خاطرات شفاهی، یک مصاحبه گر آگاه در تولید و بازروایی آن نقش ایفا می کند و ناگفته های راوی را با پرسش هایش پیش روی مخاطب می گذارد. به همین سبب اغلب خاطرات شفاهی، اهمیت بیشتری نسبت به نگارش خاطره به شکل سنتی دارد، اما ورود مصاحبه گر و نویسنده در روایت، ممکن است آسیب هایی نیز داشته باشد. یکی از این آسیب ها دخل و تصرف نویسنده در متن است، به گونه ای که برخی از خاطرات دست کم در بخش هایی وارد حیطه نثر ادبی می شود و یا از منابع تاریخی به جای داده های روایی استفاده می شود. در این مقاله نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که آیا در کتاب از کوه ها بپرسید اصالت روایت دچار خدشه شده است. همچنین با گویاسازی های روایت، خواننده ارتباط بهتری با متن برقرار می کند یا خیر؟ علاوه براین، چالش های گویاسازی کتاب «از کوه ها بپرسید» از جمله گویاسازی بدون متر و معیار و ارجاع به منابع نامعتبر، عدم ارجاع متن به اسناد و داده ها و دیگر روایت ها و عدم تکمیل مصاحبه نشان داده می شود تا مشخص شود نویسنده تا چه اندازه در گویاسازی متن موفق بوده است، و آیا میزان دخل و تصرف نویسنده، به اصالت روایتِ راوی آسیب زده است یا خیر؟ روش تحقیق در این پژوهش، روش تاریخی به شیوه توصیفی- تحلیلی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان