فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۱۴۱ تا ۲۸٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
دنیای کاغذی (قسمت دوم)
نقد و بررسی کتاب: گزیده ای از سیاست نامه و قابوس نامه، گزینش جعفر شعار؛ نرگس روان پور، چاپ هشتم
نقد و بررسی کتاب: لطایقی از قرآن کریم (گزیده ای از کشف الاسرار میبدی)؛ محمدمهدی رکنی یزدی، چاپ هشتم
فقر و غنا از دیدگاه هجویری و خواجه عبدالله انصاری
حوزههای تخصصی:
فقر وغنا در ادبیات ایران و به خصوص در آثار عرفانی، سابقه ای کهن و جایگاهی والا دارد. «فقر» در لغت به معنای درویشی و نداری و «غنا»، نقطه مقابل آن و به معنی توانگری، بی نیازی و دولتمندی است.
از دیدگاه هجویری و خواجه عبدالله انصاری، غنا در معنی توانگری و دولتمندی حقیقی، خاصّ حق است و غنای خاصّ خلق، غنای دل، در معنای توانگری قلب است. توانگری قلب مقامی است که بنده در آن، خود را از همة جهان و جهانیان بی نیاز می داند و چون حقّ را یافته، التفاتی به ماسوی الله نمی کند.
از سوی دیگر، فقر نیز در معنای درویشی، همانا نیازمندی به خدای ـ تعالی ـ است. درویش در این نیازمندی به هیچ سببی از اسباب دنیایی تعلّق خاطر ندارد. وی با رسیدن به مرتبة حقیقت فقر یعنی از دنیا برهنه گردیدن و به فنا فی الله رسیدن، به توانگری راستین یعنی ایمن بودن به خدای ـ تعالی ـ می رسد.
در این مقاله با استناد به سخنان بزرگان طریقت، غنای دل، یافتِ ولی نعمت و نفی نعمت، و فقر، نفی اسباب و اثبات مسبب ـ قادر متعال ـ است. بنابراین این مقاله با تفسیر و توضیح فقر و غنا و مراتب آن، کوششی است برای اثبات آنکه این دو واژه مرادف یکدیگر و گویای دو مقام و درجه در عرفان با یک معنا و مفهوم مشترک از دیدگاه عرفانی است.
نوع ادبی مناجاتهای منظوم فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ناقدان ادب ، شعر را به چهار نوع اصلی تقسیم می کنند که عبارت است از : 1-شعرحماسی 2- شعر نیمایی 3- شعر غنایی 4- شعر تعلیمی . برای تعیین نوع ادبی مناجات به تعریف آن ، توجه می کنیم که عبارت است از : " راز و نیاز بنده و بیان عجز و نیاز او به پیشگاه خداوند که با صفای قلب و رقت احساس ، انجام می شود ". از آنجا که از راز و نیاز با خداوند ، مایه های قوی احساسی و عاطفی وجود دارد ، ماهیت مناجات از دیدگاه انواع ادبی " غنایی" است ؛ اما با توجه به آنکه مناجاتهای منظوم فارسی بیشتر با نوعی آموزش ، همراه است ، آن را غنایی – تعلیمی می نامند . عواطف حاکم بر مناجات های فارسی ، همان احساس عجز و نیاز در برابر خداوند و امید به عفو و رحمت اوست .
عشق در عرفان اسلامی از دیدگاه عبدالرحمان جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق و محبت از اساسی ترین مباحث عرفان نظری و عملی است . در واقع ، تجلی عشق است که تمام مراتب خلقت را ایجاد می کند و به ظهور می رساند ، و در مسیر کمالیه موجودات به سوی حق نیز همین عشق است که ایجاد حرکت و کمال می کند و مرتبه به مرتبه ، آنها را تا خود حق می رساند . پس می توان عشق را یک بار در قوس نزول و یکباردر قوس صعود نگریست . در این مقاله با استخراج و تحلیل آراء جامی از مجموعه آثارش – نه فقط در یک غزل یا قصیده یا متن عرفانی – دیدگاه عرفانی وی نسبت به عشق ، این عنصر مهم در عرفان اسلامی مشخص می گردد .
بستی و امثال وحکم در دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همانطور که در مقاله پیشین گفته آمد ، شاعران حکیم ، در اشعار خود ، به بیان حکمت های الهی و انسانی در بلندای زندگانی این جهانی ، برای نیکوتر شدن حال آیندگان در طول زمان ، کوشیده اند و در مضامین شعر عربی و فارسی مشترکاتی را می نگریم که می رسانند این معانی در شرق رواج داشته و پارسی گویان و تازی پردازان حکمت آموز ، در هر سرزمینی که بوده اند بدان معنی توجه داشته اند . و شاعرانی چون شیخ ابوالفتح البستی و دقیقی و ابو الطیب المتنبی و موسی الحداد البلخی و افصل المتکلمین سعدی شیرازی ، زبان به سحر حلال گشوده اند و بر جلوه آن حقائق فزوده اندکه ان من الشعر الحکمة و ان من البیان لسرحا نگترنده نیز به ترجمه و شرح و تحلیل منثور و منظوم این حکمت ها پرداخته است تا کواکب آن معانی زیبا در آسمان دلها فروزانتر گردد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
نقد و بررسی روشها در طبقه بندی جناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بدیع و کتابهای فنون بلاغت و صنایع ادبی روشهای پراکنده و نامنسجمی در طبقه بندی انواع مختلف جناس وجود دارد . برخی از این روشها ماهیت ترجمه ای داشته و از ادبیات عرب بر گرفته شده است . بخشی دیگر از گونه های جناس نیز بر پایه اواشناسی و واج شناسی طبقه بندی شده اند . نگارنده در این مقاله کوشیده است پس از بررسی روشهای معمول در طبقه بندی جناس ، روشهایی نو و علمی را ارائه نماید .
حدیقه الحقیقه، مثنوی معنوی، رمان کوری و نمایشنامه کوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دغدغه شناخت و تلاش انسان برای دست یابی به دانایی و آگاهی از رموز آفرینش هستی، تم و نهاد مایه ای است که از گذشته تا حال، پیوسته در آثار بسیاری از نویسندگان جهان انعکاس یافته است. مثنوی معنوی؛ حدیقه الحقیقه؛ رمان کوری و نمایشنامه کوران از جمله این آثار است که با انعکاس این مساله، زمینه ساز شکل گیری نوعی نگاه فلسفی به زندگی شده است.تم مشترک؛ یعنی شناخت ناقص انسان ها از هستی؛ شیوه بیانی سمبلیک و نمادین این آثار و وجود برخی عناصر داستانی مشترک- که فرضیه تاثیرپذیری ساراماگوو مترلینگ از اندیشه ایرانی مولانا وسنایی را قوت می بخشد- انگیزه نویسنده برای پژوهش و نگارش این مقاله را فراهم ساخته است.به این منظور نویسنده با انتخاب و گزینش تمثیل فیل [در تاریکی] - که نمونه بارز این اندیشه از سوی مولانا و سنایی است- تلاش می کند تا چگونگی رویکرد داستانی این تمثیل را در مقایسه با نمونه های خارجی آن؛ یعنی رمان کوری ژوزه ساراماگو و نمایشنامه کوران (نابینایان) موریس مترلینگ به خواننده نشان دهد.
شاخصه های انتقام در تراژدی «فدر» نوشته راسین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر در اشکال مختلف خود، محل انواع جنایات و انتقام جویی هاست. ادبیات نیز از این مقوله مستثنی نیست. در قرن 17، الگوهایی که راسین در تراژدی های خود به نمایش می گذارد اکثرا چهره واقعی کینه جویی ها، جنایات و انتقام جویی ها را منعکس می کنند. در این مقاله برای بسط مطلب، دو نمونه از متن نمایشنامه «فدر» انتخاب شده است تا به طور واضح استراتژی ها و مکانیسم هایی که گفتمان انتقام جویانه شخصیتهای راسین بر آن استوار است به واسطه آن گفتمان خودشان را توجیح می کنند نشان داده شود. چگونه از نظر علم معانی و بیان و استدلال، گفتمان شخصیتهای مختلف موضوع انتقام را به بحث می کشند و احساسات، عقلانیت، اخلاق و بالاخره جبر چه جایگایی در تار و پور روایت این اثر دارند. از خلال همه این موارد، شاخصه های اصلی انتقام - یا نوع شناسی انتقام که انعکاس زبان خاص راسین است و به وضوح لمس خواهد شد.
زن در داستان های صادق هدایت
سنگ های آوازخوان
مرگ مولف در نظریه های ادبی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات نقد ادبی در کشور ما جایگاه تعیین کننده ای است که در بررسی متن برای مولف قایلیم. اکثر مقالات نقد، خواه نقد آثار ادبی معاصر و خواه به ویژه نقد آثار کلاسیک، با این پیش فرض نوشته می شوند که برای فهم معنای این متون ناگزیر باید با شرح حال مولف آشنا بود، زیرا متن از ذهن نویسنده تراوش کرده است و بدون داشتن اطلاعاتی از قبیل اینکه سابقه خانوادگی مولف چه بوده، در کجا دوره کودکی و نوجوانی را سپری کرده، چه مرامی داشته نمی توان معنای آثار او را دریافت. به سخن دیگر، در روش شناسی رایج در مطالعات ادبی در کشور ما، متن هنوز حاشیه ای بر شخصیت نویسنده محسوب می گردد. به عبارتی، سرچشمه یا خاستگاه معنا شخصیت مولف است نه خود متن. به تبع این دیدگاه، نقد ادبی هم غالبا تحویل می شود به بازگویی واقعیاتی ظاهرا قطعی و مناقشه ناپذیر درباره احوال نویسنده و تلاش برای اثبات اینکه دانستن این واقعیات چقدر خواندن و فهم متون نوشته شده به قلم آن نویسنده را بر خواننده تسهیل می کند. توجه به جایگاه مولف در نظریه و نقد ادبی مسبوق به سابقه ای بسیار طولانی است و قدمت آن به بیش از سه قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. افلاطون نخستین فیلسوفی بود که این توجه را در قالب نظری ای (محاکات) تدوین کرد و در رساله جمهوری به بحث درباره آن پرداخت که شاعر کیست و شعر گفتنش در حکم انجام دادن چه کاری است. از این رو، می توان گفت بیش از دو هزار سال پیش نظریه ادبی با عطف توجه به مولف آغاز شد و، از آن زمان تا به امروز، نظریه پردازان گوناگون در هر نظریه جدیدی که درباره ماهیت و کارکرد ادبیات یا نحوه بررسی متون ادبی مطرح کردند، به نحوی ازانحا، به همین مساله بنیادین پرداختند و دیدگاهی راجع به آن نشان دادند.
زبان عامیانه در غزل حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برآنیم که عناصر عامیانه غزلیات حافظ را باز شناسیم و نشان دهیم. با توجه به اینکه غزل حافظ نمونه درخشان این نوع در شعر فارسی شمرده شده، شاید در نظر اول جستجوی عناصر عامیانه در آن بیهوده به نظر آید. اما، پس از بررسی اشعار شاعر شیراز به قصد یافتن این عناصر در آن، مشخص می گردد که خواجه در آفرینش هنری خود تا حد زیادی به زبان عامیانه توجه داشته و به عنوان یکی از مصالح اصلی زبان هنری از آن بهره گرفته است. نتیجه دیگری که از این مطالعه به دست خواهد آمد تعیین درجه امکان هم نشینی این دو جنبه زبانی یعنی زبان ادبی و زبان عامیانه در یک اثر و کیفیت آن است- دو جنبه ای که تا حدودی متباین به نظر می رسند. ضمنا، در این بررسی، سعی خواهد شد پیوند این دن مرتبه زبانی و میزان وابستگی زبان ادبی به زبان عامیانه در روند آفرینش غزلیات حافظ مشخص گردد.
نوآوری در غزل
منبع:
خرداد ۱۳۸۵ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
پیام شاعران: درنگی در ساحت باطنی شعر و زندگی
منبع:
تابستان ۱۳۸۵ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی: