ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۰۴۱ تا ۸٬۰۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
۸۰۴۱.

گونه شناسی آرایه های معماری ایوان های ستوندارِ خانه های قاجاری شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: خانههای دوره قاجارِ شهر تبریز از جمله آثار ارزشمندی هستند که بخش مهمی از بافت تاریخی را تشکیل داده اند؛ این خانههای تاریخی با معماری ویژه، تفاوت های شکلی با خانههای تاریخی دیگر نقاط جغرافیایی ایران دارند. بخش مهمی از کالبد خانههای مورد مطالعه ایوان بوده که تاکنون پژوهش مستقلی در مورد شاکله و آرایه های آنها انجام نشده است؛ براین اساس، مسئله اساسی پژوهش حاضر گونه شناسی آرایه های معماری ایوان خانه های قاجاری تبریز است. هدف پژوهش: بررسی ویژگی های معماری، طبقه بندیِ گونه های متنوع آرایه های ایوان ها و جریان های تأثیرگذار در شکل گیری آنها اهداف مهم پژوهش پیشِ رو است. روش پژوهش: روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و در دو بخش کتابخانهای و میدانی اطلاعات مربوط به آن گردآوری شده است؛ ابتدا از تمامی ایوان خانه های مورد مطالعه عکاسی، طراحی و توصیف دقیق به عمل آمده، پس از آن کلیه اسناد مرتبط با خانه های قاجاری تبریز در کنار بررسی های میدانی به منظور دستیابی به نتایج منسجم گردآوری و مطالعه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که ایوان های مورد مطالعه با طاق های قوسی، ستون های چوبی با سرستون های پرکار گچی، پایه ستون های چند ضلعی سنگی و پیشانی هایی با گچبری های متنوع مزین شده اند. آرایه های به کار رفته، آجرکاری در نما و گچبری بوده که با تأثیرپذیری از هنر غرب، ایران باستان و هنر بومی رنگ و بوی قاجاری به آنها داده شده است. گچبری سرستون ها با فن کُرنتی و با نقوش گیاهی در انواع برگ کنگری مشابه نمونه های غربی و نقوش گیاهی پیشانی با پالمت های چند لبی و برگ تاک برگرفته از هنر ساسانی نمایش داده شده اند. پایه ستون هایِ چند ضلعی، مشابه انواع رایج به کار رفته در منطقه آذربایجان به ویژه مساجد ستوندار چوبی دوره قاجار است. علاوه بر آن ترکیبِ فن نگینِ گچی با آینه و ایجاد گره مربع قناس در طرح های ترنجی، سقف و نماهای داخل ایوان ها را آراسته است. 23 طرح آجرکاری در انواع آبشاری (خفته راسته)، گل انداز، هره چینی، دندان موشی، حصیری و پوزگوی، سایرِ آرایه های برجسته خانههای مورد مطالعه هستند.
۸۰۴۲.

شرایط و زمینه های اصلی اثرگذار در ساماندهی محلات حاشیه نشین (نمونه مورد مطالعه، شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۲
یافته های تجربی نشان داده است که ساماندهی مناطق حاشیه نشین بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و شکل گیری محیط فعال ممکن نیست. برای رفع این مشکل این بررسی به روش کیفی انجام شد. محدوده مورد مطالعه در این بررسی شهر مشهد انتخاب گردید که یکی از بالاترین نسبت های حاشیه نشینی را دارد. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. این داده ها به طریق تحلیل تم تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که الگوی مناسب ساماندهی مناطق حاشیه نشین، دارای سه عنصر اساسی می باشد که عبارتند از زیرساخت-های اجتماعی، مدیریت و شرایط انسانی مناسب. هر یک از این عناصر باید به عنوان یک نماد ریاضی در معادله ساماندهی وارد شود. ارزش و مقدار هر یک از عناصر اگر صفر در نظرگرفته شود، پاسخ نهایی را معادل صفر خواهد کرد. بنابراین، تا زمانی که این عناصر با هم و با ارزش متناسب در روند ساماندهی حاشیه ها مدنظر نباشد، بهبودی در این عرصه ها حادث نخواهد شد.
۸۰۴۳.

صورت بندی روندها و شکاف های پژوهشی در جابه جاسازی مسکن شهری: مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۳
پدیده ی جابه جاسازی مسکن شهری در دهه های گذشته عمدتاً در چارچوب گفتمان اعیانی سازی مورد بحث قرار گرفته است. اگرچه پژوهش های انجام شده سهم مهمی در فهم ابعاد جابه جاسازی داشته اند، اما اشکال فراگیرتر جابه جاسازی که خارج از بستر اعیانی سازی رخ می دهند، تا مدت ها نادیده گرفته شوند. تشدید فشار بازارهای اجاره و عمیق تر شدن بحران استطاعت پذیری، ضرورت مطالعه جامع تر این پدیده را افزایش داده است. این پژوهش با تمرکز بر جابه جاسازی مستأجران در بستر بحران اجاره بها، تلاش می کند تصویری منسجم از چشم انداز معرفتی این حوزه ارائه دهد. جستجویی نظام مند در پایگاه های داده Scopus ،Google Scholar ، پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی (SID) و Magiran برای بازه ی زمانی ۲۰۰۵ تا اکتبر ۲۰۲۵ انجام شد. پس از غربالگری عنوان و چکیده و بررسی کامل متون، 118 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. در قالب روش تحلیل مضمون، مطالعات شناسایی شده کدگذاری و در هشت مضمون خرد خوشه بندی شدند. سپس مضامین خرد در قالب چهار مضمون اصلی ادغام و نام گذاری شدند. بر این اساس، چارچوبی مفهومی توسعه یافت و روابط میان این حوزه ها و نهایتاً چگونگی کنش و مداخله، ترسیم گردید. این مرور دامنه ای با یکپارچه سازی ادبیات پراکنده، شکاف های موجود را آشکار می کند و مسیرهای پژوهشی آینده در حوزه جابه جاسازی مستأجران را روشن می سازد.
۸۰۴۴.

تحلیل تحول مفهومی سلامت در شهرها با تمرکز بر شهر 15 دقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۲
شهرهای وابسته به خودرو پیامدهای مخربی نظیر گسترش بی رویه، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته اند. مدل شهر ۱۵دقیقه ای به عنوان راهکاری نوین، بر بهبود کیفیت محیط ساخته شده و ارتقای عدالت فضایی از طریق کاهش وابستگی به خودرو، تقویت پیاده مداری و دوچرخه سواری تأکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی تحول مفهوم سلامت عمومی با تمرکز بر نقش مدل شهر ۱۵دقیقه ای در ارتقای پایداری شهری در دوران پساکرونا انجام شده است. مطالعه از نوع مرور سیستماتیک بیبلیومتریک است و با تحلیل ۱۵۶ مقاله منتشر شده در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، از ابزارهایی مانند VOSviewer و SciMAT برای تجزیه وتحلیل داده ها و روندهای موضوعی استفاده کرده است. تحقیقات به سه دوره زمانی تقسیم شده اند. دوره اول (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰) ؛ تأکید بر تشویق فعالیت بدنی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، دوره دوم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸) ؛ گسترش عدالت اجتماعی و برنامه ریزی محله محور و دوره سوم (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵) ؛ اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش عوامل فرهنگی در توسعه پایدار است. همچنین، تحلیل ها پنج خوشه موضوعی کلیدی شامل شهر پانزده دقیقه ای و دسترس پذیری شهری، محیط ساخته شده و روان شناسی محیطی، سلامت عمومی و ریسک های مرتبط، فعلیت فیزیکی و سلامتی، حمل ونقل و سیاست گذاری را شناسایی کردند. این تحقیق نشان می دهد که مدل شهر ۱۵دقیقه ای می تواند با ادغام رویکردهای سلامت عمومی و برنامه ریزی شهری، نابرابری ها را کاهش و پایداری شهری را در همه ابعاد ارتقا دهد. پیشنهاد می شود تا مطالعات بیشتری درباره تأثیر بلندمدت این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی و تحلیل موانع اجرایی آن صورت گیرد.
۸۰۴۵.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۸۰۴۶.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۸۰۴۷.

بازخوانیِ مفهومی حفظ و احیا سازه های میراث صنعتی بر اساس دیدگاه های حفاظت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
میراث به جای مانده از فرهنگ صنعتی شدن کشورها جز آثار بسیار شاخص در دولت‌هاست. این آثار دارای ویژگی‌های گوناگونی در ساختار بوده که به همراه رشد تکنولوژیکی در کشورهای مختلف خودنمایی می‌کنند. این دسته از آثار گویای ورود صنعت به جوامع بوده و حفظ و احیا آن‌ها امری درخور توجه است. هدف از پژوهش پیش رو شناخت مولفه‌های موثر در حفظ و احیا مجدد سازه‌های میراث صنعتی و تبیین مدل مفهومی حفاظت یکپارچه در این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات اسنادی و خوانش قوانین و منشورهای حوزه حفاظت و میراث صنعتی استفاده شده است. در پژوهش سعی گردیده تا این مفهوم و دیدگاه به آن از ابتدای بحث در حوزه حفاظت به بررسی گذاشته شود و مولفه های مورد توجه از بستر اسناد واکاوی گردد. یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که در این اسناد مولفه‌های مانند ارزش تاریخی، ارزش زیباشناختی، ارزش اجتماعی و ارزش اقتصادی در حوزه حفاظت ارزشی و ویژگی کالبد فیزیکی، ویژگی تکنولوژیکی و بستر و بافت محیطی در حوزه حفاظت کالبدی- کارکردی از معیارهای موثر در حفظ و احیا بوده که شناخت آن‌ها در فرایندهای حفاظت و احیا می‌تواند حفاظتی یکپارچه را در این حوزه به همراه داشته باشد. بنابراین زمانی که مداخلات در میراث صنعتی با توجه به ارزش‌ها در تعامل با بستر محیطی و ویژگی‌های تکنولوژیکی و کالبدی صورت می‌پذیرد بهترین رویکرد در جهت حفظ و احیا مجدد میراث صنعتی در گذر زمان خواهد بود.
۸۰۴۸.

مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر محمودآباد مازندران به پیاده راه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: بخش مرکزی شهرها معمولاً به عنوان نقاط کلیدی برای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند. سه راه مرکزی شهر به دلیل بافت و تراکم قدیمی، ازیک طرف با سرعت توسعه شهری و ازدیاد فشردگی کاربری ها و به روز نشدن زیرساخت ها تاب آوری منطقه را به چالش کشیده و باعث معضلاتی برای شهروندان شده است. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر به پیاده راه شهری در محله محمودآباد مازندران انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی است و داده های پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی (مصاحبه) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق 28 نفر از متخصصان، اساتید و مدیران در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای در شهر محمودآباد مازندران بود که داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد پیاده راه ها به عنوان فضاهای شهری می توانند به تقویت تعاملات اجتماعی، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و همچنین افزایش امنیت و آرامش شهروندان کمک کنند. براساس نتایج مؤلفه های اقتصادی با عدد 142 بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه های زیست محیطی با عدد 84 کم ترین تأثیرگذاری را در تبدیل بخش مرکزی به پیاده راه شهری در شهر محمودآباد مازندران دارند. به این ترتیب، ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی شهری احساس می شود تا بتوان به بهبود شرایط زندگی در این بخش کمک کرد و تاب آوری آن را افزایش داد.
۸۰۴۹.

نقش مؤلفه های معماری میان افزا در ارتقاء هویت محله ای بر اساس تعامل فضای نو و میراث کالبدی (موردپژوهی: ساختمان چیذری و نیماد در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
توسعه کالبدی معاصر در بافت های تاریخی، در صورت بی توجهی به ساختارهای زمینه ای، به گسست فضایی و تضعیف هویت محله ای می انجامد. معماری میان افزا به عنوان رویکردی مؤثر، با حفظ انسجام فضایی و ارتقاء کیفیت محیطی پیوند گذشته و حال را بازتعریف می کند. هدف این پژوهش، بررسی نقش معماری میان افزا در تقویت هویت محله ای است و بر اساس سه فرضیه نظری انجام شد که بر تأثیر سازگاری زمینه گرا بر انسجام کالبدی، نقش ابعاد روانشناسی محیطی در ادراک ذهنی و کارکرد توسعه و حفاظت در ایجاد توازن میان فضاهای نو و میراث کالبدی تأکید دارند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و ماهیت کاربردی انجام شده است؛ در مرحله نخست، مؤلفه های نظری با تحلیل محتوای کیفی ادبیات و با استفاده از نرم افزا مکس کیو دی ای (MAXQDA) استخراج شدند. سپس برای سنجش متغیرها و استخراج راهبردها، یک پرسشنامه بازپاسخ در میان متخصصان توزیع و نتایج به تدوین پرسشنامه ای ساختاریافته انجامید. در ادامه، داده های کمی بر اساس طیف لیکرت از ساکنان و همان متخصصان گردآوری شد. همچنین، دو بنای چیذری و نیماد در تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. در این بخش، داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و از طریق آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس ارزیابی شدند. درنهایت، پژوهش نشان داد معماری میان افزا از طریق انطباق با الگوی زمینه گرا و پاسخ به مؤلفه های روان شناختی، توازن معناداری میان ابعاد عینی و ذهنی هویت محله ای برقرار کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی در بافت های تاریخی می شود.
۸۰۵۰.

تاریخ نگاری هنر و شیوه مطالعه ابنیه در مطلع الشمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
محمدحسن اعتمادالسلطنه ملقب به صنیع‌الدوله، از مورخان عصر ناصری است که دارای رویکردی نوین در نگارش تاریخ‌ عمومی و جغرافیا بوده و با انجام پژوهش‌هایی درباره ابنیه تاریخی و آثار باستانی ایران و ثبت‌وضبط ماحصل آن‌ها‌‌ در تالیفاتش، در حوزه تاریخ‌نگاری هنر ایران نیز نقشی به‌سزا داشته است. از جمله مکتوبات او که در حوزه مطالعات تاریخی ابنیه و آثار معماری ایران به نگارش درآمده، مجموعه سه جلدی مطلع‌الشمس است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، شناخت شیوه‌های تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد اعتمادالسلطنه و چگونگی مطالعه ابنیه تاریخی و آثار معماری مشهد در این کتاب بوده است. پژوهش با راهبرد کیفی و به شیوه تفسیری- تاریخی انجام شده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، اعتمادالسلطنه در این کتاب در راستای نگارش تاریخچه شکل‌گیری شهر مشهد و شناخت جغرافیای آن، بیش از همه بر رسانه معماری و هنرهای وابسته به آن متمرکز بوده است. او در مورد بخش‌های مختلف حرم رضوی و سایر ابنیه و مساجد مشهد به شرح کلیاتی در رابطه با اجزای بنا، ویژگی‌های معماری‌‌گونه و مخصوصا کتیبه‌ها و محتوای مندرج در آن‌ها پرداخته است. همچنین با بررسی شیوه مطالعه ابنیه در این کتاب مشخص شد که اعتمادالسلطنه رویکردی تاریخ‌مند اتخاذ نموده و بیش از هر چیز در پی استخراج و مستند نمودن پیشینه بنا‌ها و اطلاعات تاریخی مستتر در کتیبه‌های آن‌ها بوده است. چنان­که وجوه هنرهای بصری اعم از طرح، نقش و رنگ کاشی‌کاری‌‌ها و یا نقوش منبت‌کاری شده در الحاقات بنا همچون منبر مساجد برای او در مرتبه بعدی اهمیت قرار داشته است. در واقع مولف به بنا و کتیبه‌های آن به منزله اسناد و مدارکی مصور که دربردارنده اطلاعات تاریخی اماکن مشهد هستند، نگریسته است. در همین راستا، کتیبه‌ها اصلی‌ترین منبع‌ تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد او در این کتاب بوده است.
۸۰۵۱.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۸۰۵۲.

نقش وقف در طرحهای توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران: ارائه یک چارچوب تبیین گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
عامل مذهبی و وقف دو عامل واجد اهمیتی می باشند که در ساختار اصلی شهرهای اسلامی و به خصوص ایران تأثیر به سزایی داشته است و عام المنفعه ترین انفاق جهت توسعه شهری در شهرهای اسلامی وقف می باشد. با توجه به اینکه امروزه هدایت و توسعه شهرها تحت عنوان طرح های توسعه شهری صورت می پذیرد و این طرح ها از اسنادی محسوب می شوند که به مدیران کمک می نمایندکه با نگاهی بلند مدت در پی ساختن چشم اندازی مطلوب از شهر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب تبیین گر در خصوص نقش وقف در طرح های توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران صورت پذیرفته و برای انجام آن چهار گام طی گردیده است: در گام اول شناسایی و بررسی مقالات و رساله های مرتبط با موضوع پژوهش و سپس در گام دوم جایگاه وقف در طبقه بندی نهادها مورد بررسی قرار گرفته است، در گام سوم نهادهای رسمی و غیر رسمی وقف شناسایی گردیده و در گام آخر به تأثیر این نهادها در مراحل تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه شهری مورد واکاوی قرار گرفته است. لذا این پژوهش، پژوهشی کیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق تحلیل پژوهش های صورت گرفته که به صورت سیستماتیک انتخاب گردیده حاصل شده است لذا در دسته فراتحلیل قرار گرفته و از نظر کاربست نتایج جز پژوهش های کاربردی محسوب می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وقف در ابتدا به صورت یک سری هنجارها و آداب و رسوم مذهبی بوده که کم کم به صورت یک نهاد رسمی تبدیل شده و در زیر مجموعه نهادهای حاکمیتی قرار گرفته است. هرچند در دید اول نقش نهادهای رسمی به دلیل پشتوانه قانونی و اجرایی در مراحل مختلف این طرح ها مهمتر به نظر می رسد ولی نمی توان نقش نهادهای غیر رسمی وقف را در مراحل مختلف طرح های توسعه شهری انکار نمود در نتیجه کلیه نهادهای رسمی و غیر رسمی در مراحل مختلف طرح های توسعه مؤثر می باشند.
۸۰۵۳.

واکاوی مشکلات بافت های تاریخی در ایران در نگاهی جامع به کمک نرم افزار اطلس تی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
بافت‌های تاریخی هر شهر دارای ارزش‌های منحصربه‌فرد تاریخی و فرهنگی بوده و از مهم‌ترین بخش‌های هویتی هر جامعه محسوب می‌شوند. شناسایی مشکلات این محدوده‌ها و ارائه مدلی جامع از مشکلات به‌عنوان گام اول در بررسی معضلات بافت‌ها و رفع مسائل آن‌ها بسیار حائز اهمیت است. این مقاله باهدف شناسایی «مشکلات بافت‌های تاریخی در ایران»، به بررسی و تحلیل پژوهش‌های صورت‌گرفته در 10 سال اخیر در این حوزه با رویکردی کیفی پرداخته است تا به این پرسش پاسخ دهد که مشکلات بافت‌های تاریخی در ایران در نگاهی جامع شامل چه مواردی هستند و چه ابعادی را پوشش می‌دهند. بدین منظور بعد از تحلیل محتوای مقالات و منابع منتخب، مشکلات بافت‌های تاریخی در نرم‌افزار اطلس‌تی‌آی هشت به کمک کدگذاری باز و محوری استخراج شدند. تعداد 97 کد تعیین‌شده در قالب 11 گروه یا مقوله کلی دسته‌بندی گردید و در انتها مدل جامعی از مشکلات بافت‌های تاریخی در ایران ارائه شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده به ترتیب؛ 1) نبود مدیریت یکپارچه در مرمت و بهسازی، 2) نبود شرایط مناسب زیست در محلات بافت تاریخی، 3) از بین رفتن انسجام ساختاری، 4) مشکلات دسترسی و تردد در بافت، 5) ناکارآمدی کاربری‌ها و خدمات شهری، 6) نبود پایداری فیزیکی، 7) وجود مشکلات اقتصادی، 8) افت سطح اجتماعی، 9) نبود امنیت کافی، 10) فرسودگی و وضعیت نامناسب منظر بافت و 11) کمرنگ شدن هویت و فرهنگ تاریخی، یازده مشکل بافت‌های تاریخی هستند که شناخت آن‌ها قبل از هر اقدامی در این محدوده‌ها ضروری بوده و تضمین‌کننده نتیجه بخشی طرح‌های بازآفرینی شهری، مرمت و بازسازی خواهد بود.
۸۰۵۴.

بازتعریف مفاهیم و عوامل مؤثر بر مسکن صنعتی معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی و اجتماعی (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش به تبیین مفاهیم و مولفه های اثرگذار بر طراحی مسکن صنعتی معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی-اجتماعی می پردازد تا مدل مفهومی بومی محور برای توسعه مسکن در شهر اهواز ارائه دهد که علاوه بر پاسخ به نیازهای مسکونی، هویت و فرهنگ منطقه را حفظ کند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مولفه های اثرگذار در طراحی مسکن صنعتی معاصر با رویکرد هویت فرهنگی و اجتماعی در کلانشهر اهواز است. در این پژوهش. پس از استخراج اطلاعات، تحلیل داده ها با استفاده از روش آنتروپی شانون انجام می گیرد تا اهمیت و وزن مولفه ها مشخص شود. همچنین، از نرم افزار SPSS و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل نتایج و بررسی پایایی استفاده می شود تا اعتبار نتایج افزایش یابد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که مولفه های اجتماعی در طراحی مسکن معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی و اجتماعی، از اهمیت بالایی برخوردارند. مولفه اجتماعی-کارکردی-عملکردی با وزن 0.75 بر ضرورت پاسخگویی مسکن به نیازهای کارکردی و تسهیل فعالیت های اجتماعی ساکنان تأکید دارد. مولفه اجتماعی-سیاسی-هویت ملی با وزن 0.89 نیز نشان دهنده نقش برجسته هویت ملی و فرهنگی در فرآیند طراحی مسکن است، به طوری که مسکن را فراتر از یک سازه فیزیکی، به عنوان نمادی از هویت اجتماعی معرفی می کند. همچنین، مولفه های اجتماعی-زیست محیطی و اجتماعی-کارکردی با وزن های 0.77 و 0.83 بر اهمیت تعاملات اجتماعی، پایداری زیست محیطی، و ایجاد حس تعلق ساکنان تأکید دارند. این یافته ها نقش کلیدی مسکن در ارتقای کیفیت زندگی و تقویت انسجام اجتماعی را در شهر اهواز برجسته می کند. نتیجه گیری نهایی این پژوهش نشان می دهد که طراحی مسکن صنعتی در اهواز باید به طور جدی به مولفه های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی توجه کند. اهمیت بالای مولفه های مشخص شده بیانگر این است که مسکن معاصر نه تنها باید نیازهای اقتصادی را برآورده کند، بلکه باید هویت ساکنان را نیز حفظ و تقویت نماید.
۸۰۵۵.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۸۰۵۶.

فرآیند آموزش طراحی مشارکتی (موردپژوهی: آتلیه طراحی معماری مقطع کارشناسی ارشد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
شناختِ نیاز کاربران، از اصول فرایند طراحی است. مطالعات نشان می دهد، طراحی مشارکتی روشی مستند برای فهم بهتر نیاز کاربران فضا است. مقاله حاضر درصدد است تا ضمن مرور پژوهش های مرتبط با مشارکت کاربران در طراحی، تجربه واقعی کارگاه آموزش طراحی به 11 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد معماری را مستند نموده و قابلیت ها و محدودیت های کاربرد روش طراحی مشارکتی در آموزش طراحی معماری را گزارش نماید. در این راستا، مسئله طراحی، از حیث موقعیت زمین، نیاز کاربران و کارفرما و موضوع طرح، به مانند فرایندهای حرفه ای طراحی تعیین گردید و از دانشجویان درخواست شد فرایند طراحی مرکز دانشجویی- فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی را بر اساس مشارکت کاربران طی نمایند. بهره مندی ازاین روش، باعث افزایش سطح همکاری دانشجویان و تقویت رقابت، احساس مسئولیت و تعلق نسبت به طرح و در نتیجه مشارکت فعال در آتلیه و ایجاد تعامل پویا با کاربران شد. نتیجه این پژوهش می تواند ضمن تدوین پیش نویسی برای برنامه آموزشی مبتنی بر طراحی مشارکتی، طراحان و معماران را متوجه ضرورت اعتنا به نیاز کاربران و لزوم حضور ایشان در فرایند طراحی نماید. فرآیند مشارکتی نسبت به روش های رایج آموزش طراحی زمان بیشتری نیاز دارد که لازم است در برنامه زمانی کارگاه طراحی منظور شود.
۸۰۵۷.

تحلیل نقش دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در چارچوب حکمروایی بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
چارچوب حکمروایی شهری به عنوان یکی از متاخرترین رویکردها در زمینه مدیریت بازآفرینی شهری مطرح است. با توجه به تنوع کنشگران و پیچیدگی روابط میان نهادهای عمومی و اجتماعات محلی در بازآفرینی شهری، در این زمینه، حکمروایی محلی نقش مهمی در مدیریت تعاملات میان کنشگران مختلف ایفا می کند و نهادهای محلی، بستر مناسبی را برای این ارتباطات فراهم می آورند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در چارچوب حکمروایی بازآفرینی شهری است. پژوهش حاضر مبتنی بر روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. داده های پژوهش از تحلیل محتوای اسناد و قوانین مرتبط و 22 مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته با کنشگران حوزه بازآفرینی شهر تهران در سطوح مختلف، به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در پنج حوزه اصلی نقش آفرینی می کنند: میانجی گری میان کنشگران مختلف، تسهیل مشارکت ساکنین، توانمندسازی آن ها، زمینه محوری و رهبری سیاسی. اگرچه دفاتر دارای پشتوانه های قانونی قوی هستند اما اجرای این قوانین با چالش هایی مواجه است. با توجه به چالش های موجود سه عاملِ آگاهی های اجتماعی و میزان مطالبه گری ساکنین، تغییرات مدیریتی و رویکردها در سطوح کلان و پویایی و خلاقیت مدیران دفاتر در پیشبرد شرح خدمات، تأثیر به سزایی بر اثربخشی این دفاتر در فرآیند بازآفرینی دارند.
۸۰۵۸.

تأثیر عوامل کالبدی برسرزندگی فضای عمومی در بازار قیصریه: مطالعه ای با رویکرد لاندری در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۸۰
سرزندگی شهری یکی از شاخص های کلیدی کیفیت فضاهای عمومی است که نقش مهمی در تجربه و رضایت شهروندان دارد. بااین حال، در بسیاری از بازارهای سنتی، عوامل کالبدی مؤثر بر سرزندگی به طور نظام مند شناسایی نشده و این امر خلأی پژوهشی ایجاد کرده است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی این عوامل در بازار قیصریه اصفهان بر اساس رویکرد لاندری است. روش پژوهش کمی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد. پرسشنامه میان شهروندان و بازدیدکنندگان توزیع و نتایج با نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که شاخص های «خوانایی» و «امنیت» بیشترین نقش را در ارتقای سرزندگی بازار دارند. خوانایی شامل وضوح طراحی، دسترسی پذیری و قابلیت جهت یابی و امنیت مبتنی بر نظارت اجتماعی و احساس ایمنی محیطی است. نتیجه گیری آن است که تقویت این دو عامل می تواند به طور معنادار پویایی و جذابیت بازارهای سنتی را افزایش داده و سرزندگی شهری را ارتقا بخشد.
۸۰۵۹.

فراتر از هوشمندی، کاوشی در گذار از «هوشمندی فناورانه» به «هوشمندی واقعی» در مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۴۷
بیان مسئله: در سال های اخیر، مفهوم خانه های هوشمند با پیشرفت فناوری های دیجیتال دگرگون شده است. بااین حال، بسیاری از خانه های هوشمند بیش از آن که بر ابعاد پیچیده تر هوشمندی مانند یادگیری، سازگاری و تعامل معنادار تمرکز داشته باشند، اولویت را به خودکارسازی و کارایی می دهند. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تفاوت میان «هوشمندی» و «هوش واقعی» در حوزه مسکن معاصر است. این مطالعه با تحلیل سه پروژه مسکونی، تعادل میان نوآوری فناورانه و طراحی انسان محور را بررسی و مسیر دستیابی به «هوش واقعی» در مسکن را واکاوی می کند. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی تطبیقی، میان دو مفهوم «هوشمندی فناورانه» و «هوشمندی واقعی» در مسکن تمایز قائل می شود و سه پروژه جهانی، Babcock Ranch (ایالات متحده)، Bosco Verticale (ایتالیا) و مسکن Masdar (امارات)، را تحلیل می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر پایه نظریه «هوش های چندگانه» هاوارد گاردنر بنا می شود و در عین حال، ابعاد مختلف هوش انسانی، جمعی و مصنوعی (AI) را نیز ارزیابی می کند. نتیجه گیری: نتایج تحلیل راداری نشان می دهد که Babcock Ranch در تمامی ابعاد، به ویژه در زمینه های هوشمندی انسانی و جمعی، عملکردی پایدار و برتر دارد که این امر ناشی از بهره گیری از پلتفرم های مدنی و نظام های سازگار آن است. Bosco Verticale در طراحی زیست گرایانه و فضایی ممتاز است، اما ازنظر پاسخ گویی دیجیتال ضعف دارد. مسکن Masdar نیز اگرچه در سازگاری مبتنی بر هوش مصنوعی و محیطی عملکرد مطلوبی نشان می دهد، در دریافت بازخورد کاربران و تعامل بیانی دچار کاستی است. این پژوهش چارچوب ارزیابانه نوینی بر پایه ی نظریه ی «هوش های چندگانه» گاردنر ارائه می کند تا نشان دهد چگونه محیط های مسکونی می توانند از هوش های شناختی، اجتماعی، فضایی و وجودی ساکنان پشتیبانی کنند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از صرف «هوشمندبودن» به سوی طراحی هایی انسان محور، یکپارچه و واقعاً هوشمند در محیط های سکونتی آینده تأکید می کند.
۸۰۶۰.

ادراک زمان در قلمرو فضا و مکان (بر مبنای مطالعه تطبیقی اندیشه های نظریه پردازان فلسفه زمان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۸
زمان، یکی از ویژگی های اساسی فرآیندهای رفتاری و تفسیر الگوهای شنیداری یا دیداری است. به گونه ای که درک فرآیند زمان بندی می تواند آگاهی ما را از دیگر پدیده های رفتاری افزایش دهد. پیشرفت در توضیح روابط تجربی و توسعه نظریه های زمان بندی رفتاری، بیان گر اهمیت تأثیرات زمان در قلمرو معماری است. مطالعات یافته های زمان تحت تأثیر احساسات، بر مبنای ادراک زمان در مدت گذر محدود قرار گرفته است. داده ها در ادبیات ادراک زمان، ماهیت ذهنی و متضاد یافته های مختلف را نشان می دهند. توجه به درک فواصل منفصل و مستمر، اثرات محرک، نگرش و شرایط فیزیولوژیکی، نشان می دهد که چگونه تحریک و غلبه هیجانی بر ایجاد تمرکز در تقاطع زمان و احساسات تعامل می کنند، بر قضاوت زمان تأثیر می گذارند، در حافظه محرک ثبت می گردند و عناصر متمایز ادراک زمان را در یک تجربه زمانی در تفاوت بین فضاهای پر و خالی پدی د می آورند. این پژوهش، با هدف بازخوانی تطبیقی اندیشه های متفکرین مؤلفه زمان و شناخت نقاط مشترک نظریات آنان، ضمن مطالعه مروری ادبیات تحقیق به روش هدفمند و با گردآوری داده ها به صورت کیفی و از طریق مشاهدات و دسته بندی و بازنمایی پیشینه تحقیق بر اساس مطالعات صرف کتابخانه ای و مستندات اسنادی و استنادی و با تمرکز بر پرسش اولیه تحقیق و اتخاذ پیش فرض های مبتنی بر اطلاعات زمینه ای و توصیف و تطبیق راهکارها با نتایج به دست آمده، با بررسی مقایسه ای به روش توصیفی، به دنبال پاسخ این پرسش است که ادراک و احساس، چگونه تصویر ما را از زمان رنگ می کند؟ به نظر می رسد تغییرات، در تخمین و بازتولید فواصل و بر گذر زمان در رویکرد ذهنی جریان زمان، از زمانی به زمان دیگر رخ می دهد و آن چه محل اختلاف نظر است، در احساس ذهنی از زمان است؛ و نه در درک آن.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان