ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۶۱ تا ۷٬۹۸۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۷۹۶۱.

ارزیابی پیامدهای توسعه بخشی از منظر ساختار و اقتضائات درونی برنامه های توسعه ای (مطالعه موردی: کمپ B در بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۴
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری شهری و منطقه ای بدل شده و اغلب با هدف بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری های فضایی و ارتقای زیرساخت ها در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده است. با این حال، نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه ای در بسیاری از مناطق، به ویژه سکونتگاه های حاشیه ای، نشان از شکاف عمیق میان اهداف اعلام شده و پیامدهای واقعی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی، به واکاوی ساختار مفهومی و منطق درونی برنامه های توسعه در ایران می پردازد و تجربه زیسته ی محله کمپ B در بندر امام خمینی (ره) را به عنوان نمونه ای از بازتاب این ساختارها بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مطالعه موردی تفسیرگرایانه، از ترکیب تحلیل اسنادی برنامه های رسمی توسعه و مشاهده میدانی در کمپ B استفاده کرده است. در مرحله نخست، مجموعه ای از مؤلفه ها که نشانگر ضعف های ساختاری و مفهومی در برنامه ها هستند از جمله فقدان انسجام راهبردی، عدم انعطاف پذیری، مشارکت ناپذیری اجتماعی، غیبت عدالت فضایی و اجتماعی، ضعف نهادی و سیاستی، اقتصادگرایی افراطی و کم توجهی به خدمات انسانی و زیرساخت های پایه استخراج شدند و سپس، با وضعیت زیستی و اجتماعی محله تطبیق داده شدند. یافته ها حاکی از آن است که بحران های پایدار در کمپ B نه تنها نتیجه ضعف های اجرایی، بلکه بازتاب مستقیم همان مؤلفه هایی است که در ذات و منطق برنامه های توسعه ای نهادینه شده اند. در واقع، پژوهش نشان می دهد که شکست در این نمونه، بازتابی از یک قاعده فراگیر است که از درون ساختار برنامه ها تغذیه می شود. از این رو، تنها با بازنگری در بنیان های مفهومی و گذار از رویکردهای بالا به پایین به سمت برنامه ریزی زمینه محور، مشارکتی و عدالت محور، می توان به توسعه ای انسانی و پایدار امیدوار بود.
۷۹۶۲.

واکاوی اثرپذیری روند تحولات ساخت مسکن در مناطق مختلف شهر تهران از ضوابط و مقررات برنامه های توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
برنامه های توسعه شهری یکی از اصلی ترین تمهیدات نهادهای عمومی برای برنامه ریزی و سیاست گذاری درحوزه مسکن در مقیاس محلی است که آنان را قادر می سازد از طریق اجرا و نظارت بر ضوابط و مقررات پیش بینی شده، هدف گذاری درحوزه مسکن را محقق نمایند. پژوهش پیشِ رو با فرض آنکه ضوابط و مقررات طرح جامع و تفصیلی شهر تهران ملاک عمل شهرداری در صدور پروانه های احداث ساختمان های مسکونی بوده ، درصدد مطالعه اثرپذیری روند ساخت مسکن در شهر تهران از آن ها برآمده است. روش پژوهش در چارچوب روش های کمی و بر مبنای مطالعات «سنجش اثر» قرار دارد که از طریق مقایسه مقادیر دو دسته از شاخص های ساخت مسکن و توزیع آن (گروه A) و ویژگی های فیزیکی مسکن آن (گروه B) به مطالعه روند تغییرات آن ها هم در بعد زمان (دوره قبل از ۱۳۸۵ تا۱۳۹۰ و بعد از ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۷) و هم در بعد مکان (توزیع مکانی در میان مناطق) می پردازد. یافته ها نشان می دهد دوره بعد از اجرای طرح تفصیلی که مقارن با کاهش ساخت مسکن است، ضمن کاهش ریزدانگی قطعات مسکونی، با افزایش متوسط مساحت واحدهای ساخته شده در همه مناطق و کاهش تأمین تنوع مساحت مسکن و نیز افزایش سهم زیربنای غیرمفید همراه بوده است. از این رو می توان نتیجه گرفت ضوابط و مقررات این برنامه ها در هدایت ساخت وسازها به نفع تأمین مسکن توان پذیرتر و تنظیم شکل و نوع ساخت وسازها برای واحدهای مسکونی ارزان تر در مناطق مختلف شهر تهران ناکام بوده است.
۷۹۶۳.

ارزیابی محوطه باز فضاهای آموزشی با تاکید بر عوامل کالبدی، محیطی و انسانی مطالعه موردی: مدارس ابتدایی منطقه 9 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
فضاهای آموزشی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار بر روی رفتار و شخصیت افراد می باشند ولی بخش اعظم محیط آموزشی را فضای بسته تشکیل داده است. با توجه به ارزیابی به عمل آمده از محیط های آموزشی تمام توجهات معطوف به فضاهای درونی است و آنچه مغفول مانده است فضاهای باز شامل حیاط و یا باغچه ها هستند که به منظور کمک به اهداف این فضاها می باشد. در صورتی که فضاهای باز در مکان های آموزشی میدان شهری کودکان بوده و این پتانسیل را دارد که به عنوان یک مکان برای تجربه آزادی حرکت و بازی، خلاقیت، کشف و ارزش های اجتماعی دیده شود. این پژوهش به دنبال یافتن ارتقای دانش طراحی فضاهای باز سایت های آموزشی و تقویت این فضاها در یادگیری و آموزش استفاده کنندگان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از فن مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه مدارس ابتدایی منطقه9 استان تهران می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد از دیدگاه دانش آموزان عوامل محیطی بیش از دو عامل انسانی و کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز در رسیدن به یک طرح منظر موفق، تأثیرگذار است. بنابراین هر طرح برای ایجاد ارتباط صحیح با زمینه خود، می بایست با محدودیت ها و امکاناتی که شاخصه های محیطی در اختیار آن قرار می دهد، هماهنگ باشد. با چنین رویکردی، طراحی محیط و منظر از بستر و ویژگی های ذاتی آن برخاسته و در سازگاری با آن قرار می گیرد. هم چنین از نظر کاربران این فضاها، عوامل انسانی نیز بیش از عوامل کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز تأثیرگذار است که لزوم توجه به نظامی از ویژگی های رشد کودکان می تواند در جهت ارتقای کیفیت و با نشاط سازی حیاط مدارس در راستای اهداف متنوع آموزشی و پرورشی کارساز باشد.
۷۹۶۴.

کاربست نظریه قابلیت های محیط در طراحی فضاهای باز شهری به منظور ارتقا تعاملات اجتماعی در دوران پساکرونا (نمونه مطالعاتی: بوستان قیطریه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
نحوه ی طراحی فضاهای شهری به گونه ای که زمینه ساز تقویت تعاملات اجتماعی میان شهروندان باشد، همواره یکی از دغدغه های اساسی معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری به شمار می رود. با این حال، شیوع ویروس کرونا و اعمال محدودیت ها و قرنطینه های گسترده، موجب افزایش اضطراب، احساس ناامنی و ترس عمومی نسبت به حضور در فضاهای جمعی گردید و در نتیجه کاهش چشمگیر تعاملات اجتماعی و بروز اختلالات روانی در میان اقشار مختلف جامعه را در پی داشت. پژوهش حاضر با هدف ارتقای سطح تعاملات اجتماعی و اجتماع پذیری در فضاهای شهری پساکرونا از طریق بهره گیری از قابلیت های محیطی و ارتقای کیفیت فضایی انجام شده است. این تحقیق از نوع آمیخته (کمی–کیفی) بوده و با روش توصیفی–تحلیلی و پیمایشی صورت گرفته است. در گام نخست، با مرور مبانی نظری و شناسایی متغیرهای اصلی، چارچوب مفهومی تحقیق تدوین و سپس وضعیت موجود در بوستان قیطریه به عنوان مطالعه ی موردی، از منظر قابلیت های محیطی و میزان تعاملات اجتماعی کاربران تحلیل گردید. در مرحله ی دوم، بر اساس یافته های نظری و داده های حاصل از مشاهدات میدانی، پرسش نامه ای تخصصی میان ۵۰ نفر از جامعه ی آماری شامل معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری توزیع شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، آزمون فریدمن، تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SPSS22 و SmartPLS3 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که چیدمان انعطاف پذیر مبلمان شهری، سازمان فضایی پویا، استفاده از عناصر هویت مند و خاطره انگیز و طراحی فضاهای باز و بسته منطبق با الگوهای فرهنگی- اجتماعی، بیشترین تأثیر را در ارتقای تعاملات اجتماعی از طریق تقویت قابلیت های محیطی دارند.
۷۹۶۵.

بازنمایی اقتدار رضا شاه در چشم انداز یادبودی شهرهای عصر پهلوی دوم (نمونه مورد مطالعه: میدان رضا شاه شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۴
بیان مسئله: میدان و مجسمه رضا شاه دزفول، یکی از میادین متعدد رضا شاهی بود که در دوره پهلوی دوم، در مراکز شهری سراسر کشور توسعه یافتند. مسئله پژوهش این است که آیا می توان این میادین را به عنوان بیانیه هایی برای حضور، اقتدار و مشروعیت بخشی به پادشاهی پهلوی در چشم انداز شهری آن زمان محسوب کرد؟ این امر چگونه محقق شده است؟ هدف پژوهش: این پژوهش با خوانشی انتقادی نقش و جایگاه میدان رضا شاه دزفول و چگونگی بهره گیری از آن به عنوان یک یادمان مشروعیت بخش و تثبیت کننده قدرت را بررسی و تحلیل کرده است. روش پژوهش: با رویکردی متنی، میدان رضا شاه بررسی و به پیوندهای بینامتنی آن با فضای پیرامونی اش توجه شده است. سپس این چشم انداز یادبودی با بهره گیری از رویکرد شمایل نگارانه تحلیل شده است. نتیجه گیری: با بررسی تطبیقی می توان گفت میان ویژگی هایی که محمدرضا شاه از پدرش توصیف کرده است با ویژگی های نشانه شناختی میدان رضا شاه، مطابقت زیادی وجود دارد. در واقع تولید یک تصویر مقتدرانه از رضا شاه در دوران پادشاهی محمدرضا شاه، پاسخی به نیازهای شاهِ جوان برای ایجاد اقتدار و مقبولیت عمومی با استفاده از خاطره عمومی پدر و جایگاه نمادین او بوده است. این فرایند را می توان «وام گیری اقتدار» نامید؛ به این معنا که پهلوی دوم در دهه های آغازین حکومت خود برای تثبیت جایگاه متزلزلش، میادین رضا شاهی را تبدیل به کانون اصلی مشروعیت بخشی خود کرده بود تا تصویری منطبق بر نیازهای سیاسی آن دوران را به مردم ارائه کند.
۷۹۶۶.

نشانه شناسی آرایه های معماری شهر تاریخی ماسوله بر پایه نظریه چارلز سندرس پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
نشانه‌شناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکل‌گیری نمادها می‌پردازد. نشانه‌ها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسان‌ها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایه‌های معماری متنوعی است که از نمادها و نشانه‌های مختلفی تشکیل‌شده‌ است. پژوهش پیش‌رو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانه‌شناسی پیرس به مفاهیم شکل‌دهنده آرایه‌های معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسش­های پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایه‌های معماری شهر تاریخی برمبنای نشانه‌شناسی پیرس در چندین گونه دسته‌بندی می­شوند؟ چه معانی در شکل‌گیری آرایه‌های ماسوله مؤثر بوده‌اند؟ دستاورد پژوهش نشان‌دهنده آن است؛ آرایه‌های معماری ماسوله که در گونه­های؛ گره‌چینی، قواره‌بری، منبت‌کاری، قوس و مقرنس، گچ‌بری، کاشی‌کاری، کنده‌کاری، چشم‌نظر، خطاطی، معرق­کاری و آینه‌کاری دسته‌بندی می‌گردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سده­های پشت هم در این شهر شکل‌گرفته‌اند. نشانه‌های شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی به‌صورت محدود در قالب نگاره­های گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفته‌شده‌اند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارت‌دهنده هستند. همچنین نشانه‌های نمادین آرایه‌های ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژی‌های منفی و شیطانی دارند.
۷۹۶۷.

ارزیابی عدالت دسترسی به خدمات شهری با رویکرد ترکیبی فضایی- غیرفضایی (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
بیان مسئله: این پژوهش بر اهمیت رویکرد دووجهی به دسترسی خدمات شهری تأکید دارد و نشان می دهد تمرکز صرف بر معیارهای فضایی (مانند فاصله و تراکم) بدون درنظرگرفتن ابعاد غیرفضایی (مانند عدالت اجتماعی، نیازهای متنوع کاربران و حقوق مدنی) نمی تواند منجر به توزیع عادلانه خدمات شهری شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه مفهوم جدید در عدالت دسترسی با ادغام روش های فضایی و غیرفضایی است. روش پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد ترکیبی (فضایی و غیرفضایی) برای تبیین عدالت دسترسی به خدمات شهری در شهر ارومیه پرداخته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار GIS, GeoDa و SPSS استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهند تفاوت معناداری بین ابعاد فضایی و غیرفضایی دسترسی به خدمات شهری وجود دارد. با توجه به ضریب همبستگی 51/0بین این دو شاخص، تنها ۲۶ درصد از تغییرات دسترسی غیرفضایی توسط عوامل مکانی (دسترسی فضایی) تبیین می شود. این نتیجه حاکی از آن است که ویژگی های فردی و اجتماعی استفاده کنندگان (مانند وضعیت اقتصادی، سن، جنسیت و ترجیحات رفتاری) و همچنین کیفیت و تناسب امکانات، سهمی مهم در تعیین سطح دسترسی عادلانه دارند؛ عواملی که در تحلیل های صرفاً فضایی اغلب نادیده گرفته می شوند. این یافته ها اهمیت درنظرگرفتن هر دو جنبه دسترسی فضایی و غیرفضایی را در برنامه ریزی شهری برجسته می کند.
۷۹۶۸.

مطالعه تطبیقی تجارب جهانی الگوهای فضاهای نیمه باز مسکونی آپارتمانی در ارتباط با کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۱
یکی از معضلات پیش روی جوامع بشری، وجود شهرهای پرتراکم، فشرده و ساخت و ساز عمودی است. فضاهای باز و نیمه باز در این گسترش فراگیر عمودی سازی، جایگزین حیاط ها و باغ های سنتی به عنوان یک فضای خصوصی یا نیمه خصوصی مطلوب شده اند. فضای نیمه باز در کاربری های مسکونی فعلی تلفیقی از فضای بسته و باز است که نقش اساسی عملکردی همواره مورد توجه قرار گرفته است. به علاوه، تاثیرات این دست فضاها از جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که کلانشهر تهران به عنوان یکی از متراکم ترین کلانشهرهای دنی ا شناخته می شود، توجه به این فضا با نگاهی تخصصی تر و در راستای بهینه سازی آن از جنبه های مختلف بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. از این رو این پژوهش تلاش دارد تا با مطالعه و مرور منابع مختلف جهانی در زمینه به بینشی جدید نسبت به این فضای کلیدی معماری دست پیدا کند. در همین راستا، با استفاده از استاندارد مطالعات مرور سیستماتیک PRISMA ، که عبارت است از دستورالعملی به منظور شفاف و علمی سازی گزارش نویسندگان مقالات مروری، سعی بر گردآوری، تحلیل و ارائه راهکارها و استانداردهایی بر اساس تجارب جهانی بپردازد. در این راستا، در ابتدا جمع آوری منابع مرتبط با موضوع مورد مطالعه با جستجو در پایگاه های گوگل اسکولار ، ساینس دایرکت ، ریسرچ گیت و آکادمیا آغاز شد. بدین منظور کلیدواژه های "Balcony" "Residential Semi-Open spaces"، ،“ Residential Semi-Closed Spaces” ، Terrace”در این منابع مورد جستجو قرار گرفتند. در ابتدا 249000 نتیجه از این طریق یافت شد که با بررسی اولیه و فیلتر ، نتایج به دست آمده بر اساس زمینه و نوع مقالات (علمی-پژوهشی)، این رقم به 325 مورد کاهش پیدا کرد. در ادامه تصمیم بر آن شد که منابع باقیمانده به منظور ارتباط با موضوع پژوهش بررسی گردند.بنابراین، به بررسی چکیده و کلیدواژه های به کار رفته در منابع باقیمانده پرداخته شد که این امر باعث شد تا 112 منبع باقی بماند. پس از بررسی 76 منبع مختلف، با استفاده از چک لیست تحلیل کیفی مطالعات، از میان تمامی نتایج حاصل از جستجو در موتور جستجوی پایگاه های مختلف داده های علمی، راهکارهای مختلف در زمینه های ویژگی های کالبدی، ابعاد زیست محیطی و تنظیم شرایط محیطی دسته بندی شده و در نهایت در بخش نتیجه گیری راهکارهای مناسب طراحی و بهسازی فضاعای بالکن ارائه شده است.
۷۹۶۹.

نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.
۷۹۷۰.

بازنمایی هویت ملی و نقد اجتماعی در بستر مدرنیته سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: توفیق طارق، از نقاشان برجسته نسل رُوّاد سوری، با بهره گیری از سبک های آکادمیک و شرق گرایانه و تکنیک رنگ وروغن، به بازنمایی هویت تاریخی و ارائه نقد اجتماعی می پردازد. آثار او، در ظاهر محافظه کار اما در باطن هدفمند، به نقد انحطاط اجتماعی پرداخته و مخاطب را به مقاومت در برابر سلطه خارجی فرا می خوانند. تاریخ در آثار وی همچون آینه ای برای مسائل معاصر عمل می کند و او نه تنها پیشگام هنری بلکه هنرمندی متعهد در ابعاد تاریخی، اجتماعی و ملی محسوب می شود. همچنین با توجه به رویکرد مدرن، او در آموزش هنر و شکل دهی به خودآگاهی هنری و ملی در سوریه معاصر که از آموزه های فرانسه الهام گرفته است، آثار طارق ضمن بازتاب دغدغه های اجتماعی، بر هویت ملی و مقاومت فرهنگی تمرکز دارند. هدف پژوهش: این پژوهش با تمرکز بر هشت اثر منتخب توفیق طارق، نقاشی های او را در بستر مدرنیته معاصر سوریه تحلیل کرده و با ارائه جدول های تحلیلی و مستندات بصری، جایگاه او را در تاریخ هنر سوریه بازتعریف کرده و بر تداوم مضامین هویت و مقاومت تأکید می کند. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و از ابزارهایی چون تحلیل بصری و بررسی متون تاریخی بهره گرفته شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد آثار توفیق طارق با بهره گیری از سبک های آکادمیک، شرق گرایانه و رنگ وروغن، نقدی هدفمند بر انحطاط اجتماعی ارائه کرده و هویت تاریخی، خودآگاهی ملی و مقاومت فرهنگی را تقویت می کند. تعهد هنری او فراتر از زیبایی شناسی صرف، در خدمت نقد اجتماعی و شکل دهی مدرنیته در سوریه بوده و وی را به الگویی پیش رو در هنر متعهد جهان عرب بدل ساخته است.
۷۹۷۱.

بررسی جایگاه حکمت اسلامی در تزئینات گچبری محراب های دوره ایلخانی (نمونه موردی مسجد جامع ارومیه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
هنر دینی از ابتدا به دنبال محیطی برای گرد هم آوردن پیروان خود در آنجا بوده است که در واقع عامل اصلی آن عبادت می باشد؛ همچنین محلی برای تعاملات اجتماعی میان پیروان هر مکتب محسوب میگردید. معماری اسلامی یکی از بزرگترین حقایق هنری در بعد مادی محسوب می شود که الویت آن القای مفاهیم والای هستی با استفاده از مصالح، تکنیک های مختلف و پرداختن به موضوعات تمثیلی و تزئینی می باشد. در این پژوهش با بررسی مسجد جامع ارومیه و تزئینات و تناسبات به کار رفته در محراب، به این جنبه مهم از هنر اسلامی پرداخته شود و در پی پاسخ به این سوال می باشد که تزئینات گچکاری در محراب مسجد جامع ارومیه با توجه به حکمت و مفاهیم معنوی حاکم بر طراحی جزئیات آن، دارای چه نوع ویژگی هایی هست. محراب مسجد در زمان ایلخانان ساخته شده که از نظر گچبری و خطوط، شاهکاری در طراحی و اجرا محسوب می شود. نتایج حاصل نشانگر این است که تمامی کتیبه ها، آیات، احادیث و نقوش به کار برده شده در این محراب، به منظور ایجاد فضایی برای ارتباط با باری تعالی، طراحی گردیده است که دارای جنبه های روانی و اجتماعی نیز می باشد. هنرمند با به نمایش گذاشتن ارزش های دینی، توانسته با صرف نظر از جهان مادی، سبب ایجاد تحول در باطن شخص عبادتگر می گردد تا فرد متوجه این امر که نهایت همه زیبایی ها روح باری تعالی است، شود. همچنین در ساختار و روابط هندسی بر پایه نسبت های طلایی در قسمت های مختلف فرم کلی آن قابل مشاهده می باشد که باعث افزایش ارزش های بصری و زیبایی شناختی آن گردیده است.
۷۹۷۲.

تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در طراحی بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با رویکرد شهر ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
زیست پذیری شهری در بافت های فرسوده، به ویژه از منظر اجتماعی فرهنگی، یکی از چالش های اساسی برنامه ریزی شهری معاصر به شمار می رود و ارزیابی ساختاری آن می تواند مبنای تصمیم سازی مؤثر برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان باشد. هدف این پژوهش، تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با تأکید بر مؤلفه های برگرفته از رویکرد شهر ایرانی اسلامی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ادبیات نظری زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی اسلامی گردآوری شد. روایی محتوای پرسش نامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر از ساکنان بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، پس از اجرای آمار توصیفی و آزمون نرمال بودن، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای اعتبارسنجی مدل اندازه گیری و سپس از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کالبدی فضایی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، مدیریتی حکمرانی، زیست محیطی و هویتی فرهنگی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر زیست پذیری اجتماعی فرهنگی دارند. در این میان، بُعد هویتی فرهنگی با ضریب مسیر 0.74 بیشترین تأثیر را نشان داد. شاخص های برازش مدل (CFI، RMSEA و χ²/df) حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بودند. درمجموع، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت های فرسوده منطقه ۱۲ تهران مستلزم توجه هم زمان به مؤلفه های هویت محور شهر ایرانی اسلامی، بهبود کیفیت کالبدی فضا، تقویت تعاملات اجتماعی و ارتقای نظام مدیریت شهری است.
۷۹۷۳.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۷۹۷۴.

A Comparative Study of Open Spaces in Mixed and Linear Residential Complexes and Their Impact on Elderly Mental Health in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۹
Open spaces play a crucial role in enhancing the quality of life and supporting the mental well-being of older adults. This study examines both physical and non-physical differences in the open spaces of residential complexes designed according to two distinct patterns—mixed and linear—and investigates how these differences relate to the mental health of elderly residents. A mixed-methods approach was used, combining qualitative interviews with quantitative surveys. The study focused on two case examples in Isfahan: the Moshtagh Farhangian Residential Complex (a mixed pattern) and the Aftab Twin Towers (a linear pattern). The results show that several physical factors—such as accessibility to pedestrian and bicycle paths, environmental quality, safety of open spaces, and the presence of natural elements like greenery and water features—and non-physical factors—such as social interaction, individual and group participation, physical activity, and perceived security—have a significant impact on the mental health of elderly residents. However, the importance and effect of these factors differ between the two design patterns. Mixed-layout complexes offer better access, stronger social ties, and superior environmental quality than linear designs, which often suffer from repetitive layouts and poor indoor-outdoor integration, despite their visual appeal. Effectiveness depends on open space placement. These insights can help architects and urban planners design residential complexes that are more functional and supportive of the well-being of older adults.
۷۹۷۵.

تاثیر مولفه های فرهنگی در شکل گیری معماری بومی کردستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
در صورت داشتن مؤلفه های سنت می توان یک پدیده یا اتفاق بومی را سنتی نیز نامید ولی لزوماً اتفاقات سنتی بومی نیستند. هر محدوده جغرافیایی می تواند بستر وقایع بومی خود در طول تاریخ باشد. هر اتفاقی که در یک محدوده فیزیکی و جغرافیایی رخ می دهد می تواند یک اتفاق بومی باشد به شرط اینکه توسط عوامل محیطی و محلی آن جغرافیا روی دهد. هر اتفاقی که در زمان و مکان خاص روی دهد و در طول زمان تداوم پیدا کند تبدیل به سنت می شود هر چند در لحظه اولیه وقوع یک بدعت و نوآوری بوده باشد. هدف تحقیق حاضر تعیین میزان تأثیر مولفه های فرهنگی بر معماری بومی کردها در کرستان ایران می باشد. روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی بوده و روش بکار گرفته شده برای تحلیل، کیفی و کمی بوده است. مولفه فرهنگ به عنوان یکی از دو مولفه با بیشترین اثرگذاری در معماری بومی منطقه در سه ساختار کلان، میانه و خرد مورد تحلیل قرار گرفت. در هرکدام از دسته بندی ها سازمان کالبدی، فعالیتی و سیما و منظر بررسی شد. در نهایت مولفه های فرهنگی و زیر مولفه های اصلی آن در سازمانهای فضایی یاد شده با مثال های عینی موجود در محیط تطبیق داده شدند. بیشتر تحلیل ها با گفتمان رایج صاحب نظران موضوع راستی آزمایی شدند. نتیجه نهایی به این مهم اذعان دارد که هرچند مولفه های زیادی بر ساختار معماری بومی کردستان اثرگذار هستند اما فرهنگ یکی از مهمترین مولفه های اثرگذار به حساب می آید.
۷۹۷۶.

تبیین ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی شهر رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان، ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی رفسنجان را بررسی می کند. پژوهش درصدد پر کردن شکاف موجود میان مباحث نظری معماری محیط و کاربردهای مدیریتی می باشد روش توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها از روش اسنادی و مشاهدات میدانی و پرسش نامه و تحلیل داده ها از روش ترکیبی (کمی- کیفی) معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها نشان داد که میزان تاثیر هر یک از عوامل ویژگی های بصری محیط کار به ترتیب عوامل روانشناختی، فرهنگی، فیزیکی، تکنولوژیکی و محیطی می باشد، همچنین بین این عوامل و عملکرد شغلی و همچنین جو خلاقانه و عملکرد شغلی در شعب بانک های خصوصی شهر رفسنجان رابطه معناداری وجود دارد. در نتیجه عوامل تاثیر گذار در محیط کار بانک های خصوصی شهر رفسنجان بر اساس اولویت تاثیر در مدل پژوهش تبیین گردید.
۷۹۷۷.

تحلیل عملکرد تضاد فضایی در شکل گیری هویت مکانی با تکیه بر رویکرد کالبدی-ادراکی (مورد پژوهی: کاروانسرای رباط شرف و مجتمع خدماتی چناران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
شکل گیری هویت مکانی در فضاهای معماری سنتی و معاصر، تحت تأثیر روابط کالبدی، الگوهای فضایی و تجربه ادراکی کاربران قرار دارد. در دهه های اخیر، بحران هویت مکان در معماری معاصر به دلیل یکنواختی فضاها و گسست ارتباط میان انسان و محیط، به یکی از چالش های اصلی طراحی شهری بدل شده است. ازاین رو، بازشناسی مؤلفه های مؤثر بر تقویت حس تعلق و ادراک فضایی، ضرورتی انکارناپذیر دارد. این پژوهش با رویکرد کالبدی–ادراکی، به تحلیل نقش تضادهای فضایی در شکل دهی هویت مکان پرداخته و تلاش دارد ارتباط میان سازمان فضایی، تجربه کاربر و تثبیت ذهنی مکان را تبیین کند. روش تحقیق ترکیبی از تحلیل کمی و کیفی است. در بخش کمی، شاخص های هم پیوندی، عمق نسبی، اتصال، کنترل، پراکنش و نقاط دید با استفاده از نرم افزار DepthMap استخراج و بر پایه داده های میدانی و نقشه های پلان دو نمونه، شامل کاروانسرای رباط شرف به عنوان الگوی سنتی و مجموعه خدماتی چناران به عنوان نمونه معاصر، تحلیل شد. داده های حاصل امکان شناسایی مسیرهای اصلی و فرعی، فضاهای کلیدی و نقاط کانونی و ارزیابی ارتباط میان مؤلفه های فضایی و ادراک کاربران از هویت مکان را فراهم آورد. یافته ها نشان می دهد که در نمونه سنتی، تضاد میان فضاهای بسته و باز، مسیرهای طولی و حجره ها و ترکیب فضاهای میانی با حیاط مرکزی، تجربه فضایی غنی تری را ایجاد کرده و موجب تقویت حس تعلق می شود. در مقابل، در نمونه معاصر، تمرکز بر لابی ها و فضاهای مرکزی موجب کاهش تنوع فضایی و تضعیف ادراک هویت مکان شده است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که تضادهای فضایی، خوانایی مسیرها و هم پیوندی ساختاری از عناصر کلیدی در ایجاد تجربه مکانی معنادار و تثبیت هویت در ذهن کاربران هستند.
۷۹۷۸.

ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر با کاربست هوش مصنوعی: بررسی موردی فضاهای شهری مجموعه زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۸
ادراک بصری، نقش محوری در تجربه و رفتار افراد در فضای شهری ایفاء می کند. کاربست چارچوب های ترکیبی که برداشت های میدانی حسی را با ابزارهای محاسباتی پیوند دهد، سبب ارائه راهکارهای هدفمند طراحی شهری می شود. پژوهش حاضر با هدف توسعه و آزمون چارچوبی برای «ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر» و استخراج شاخص هایی جهت سنجش تجربه بصری افراد در فضاهای شهری؛ ارزیابی بصری و عملکردی فضاهای مجموعه زندیه شیراز به عنوان مطالعه موردی و بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در سنجش و هدایت مداخلات طراحی شهری است. پژوهش از نوع ترکیبی کیفی و کمی است و داده ها از طریق برداشت میدانی و حس گردی، ابزارهای هوش مصنوعی و پردازش تصویری و مصاحبه های عمیق گردآوری شده اند. برای تحلیل کمی از پردازش تصویر و استخراج ویژگی های بصری با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی و پردازش تصویر با استفاده از کد پایتون و روش های آماری برای مقایسه نواحی (A–E) بهره گرفته شده است. در مصاحبه های عمیق صورت گرفته (۳۳ مصاحبه شونده) داده ها به وسیله کد صوت به متن، به صورت نوشتار درآمد و سپس با نرم افزار اطلس تی آی، گروه بندی و کدگذاری و برای ارزیابی، تبیین معنا و اولویت های شهروندان تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که نواحی مطالعه شده در کیفیت ادراک بصری تفاوت معناداری دارند که در ارتباط مستقیم با مؤلفه های برآوردشدهاند. کاربرد الگوریتم های پردازش تصویر قادر به استخراج شاخص های ساختاری و مکانمند شد و تلفیق آن با برداشت های میدانی و نتایج حاصل از مصاحبه های عمیق، دقت تحلیل را افزایش داد. براین اساس، مداخلات طراحی پیشنهادی برای ارتقای تجربه بینایی در فضاهای تاریخی پیشنهاد شد.
۷۹۷۹.

ارزیابی و مدیریت هوشمند انرژی در ساختمان های شهر مریوان با استفاده از نقشه های انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
کشور ایران با چالش های اساسی در زمینه تولید وتأمین انرژی در مقیاس کلان مواجه است. ناترازی انرژی به چالش اصلی کشور تبدیل شده و بر کشاورزی، بازار، صنعت و حتی امنیت ملی هم تأثیر منفی گذاشته است. برآورد نیاز انرژی در مقیاس شهری بر اساس داد ه های واقعی یا شبیه سازی برمبنای بِنچ مارک (نشان)های انرژی، یک ابزار دقیق برنامه ریزی و مدیریت مصرف انرژی است. در این پژوهش مصرف انرژی شهر مریوان در سطح ساختمان برآورد شده و سپس بر اساس آنها نقشه های دقیق نیاز انرژی شهر تولید شده اند. محاسبات پس از انجام غربالگری و پایش داده های واقعی با استفاده از دو متغیر مستقلِ مساحت فضاهای کنترل شده و کاربری ساختمان و همچنین متغیر وابسته یعنی مصرف سالانه برق و گاز و مصرف سالانه کل انرژی (مجموع برق و گاز) با مدل سازی GIS نهایی شدند. نتایج نشان می دهد که هر ساختمان با کاربری مشخص، چه میزان انرژی برق وگاز نیاز دارد. نتایج نشان می دهد بیشترین میزان مصرف مربوط به بخش میانی شهر بوده و بخش شمالی کمترین انرژی را مصرف کرده است. در مجموع ساختمان های مسکونی ده برابر بیشتر از ساختمان های غیرمسکونی انرژی مصرف کرده اند. تحلیل نقشه ها نشان می دهد شهر مریوان سالیانه به 2032 مگاوات ساعت انرژی گاز و 117مگاوات ساعت انرژی برق نیاز دارد. بر اساس تحلیل های به دست آمده، بیشترین نیاز انرژی برق برابر 41 مگاوات ساعت مربوط به فصل تابستان و کمترین آن برابر 33 مگاوات ساعت مربوط به فصل بهار است. درحالی که بیشترین مصرف گاز 855 مگاوات ساعت در فصل زمستان بوده و کمترین مصرف 239 مگاوات ساعت در فصل تابستان بوده است.
۷۹۸۰.

حکمرانی هوشمند زمینه گرا ، رویکردی نو در حکمرانی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۰
رویکردها به حکمرانی شهری در حال تغییر است و حکمرانی هوشمند به دلیل نقش فزاینده فناوری در کارکردهای شهری، به عنوان راهکار مناسب برای مواجهه با موضوعات شهری مطرح می باشد. اگرچه توجه صرف به هوشمندسازی، امکان تحقق دستاوردهای مورد انتظار شهرها را فراهم نکرده و بی توجهی به زمینه و تعاملات پیچیده میان فناوری و ساختار اجتماعی و ناکارامدی در شناخت مطالبات درست محتوای شهر، باعث گردیده که پیاده سازی بروز ترین فناوری ها نیز، ناکام مانده و صرفا اتلاف سرمایه و نارضایتی بیشتر به همراه داشته باشد. هدف پژوهش، شناخت مولفه های ساختاری حکمرانی هوشمند شهری زمینه گرا به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه مدیریت شهری است. در این پژوهش، از روش تحقیق فراترکیب استفاده شده و اسناد کتابخانه ای از منابع معتبر داخلی و بین الملی بین سالهای 2010 لغایت 2024 بررسی گردیده است. مطالعات نشان می دهد غالب پژوهشها با رویکرد شهر هوشمند انجام و به زمینه به عنوان شاخص کلیدی در حکمرانی هوشمند شهری کمتر توجه شده است. یافته ها منجر به شناسایی 3 مضمون فراگیر(زمینه، اجزا و هدف) و 11 مضمون سازمان دهنده(بافت سیاسی، بافت فضایی،بافت اجتماعی، نهاد، فناوری، همکاری و مشارکت ،رهبری و شایستگی ها، سرمایه انسانی و موضوعات شهری) می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان