ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۱۴۱.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۱۴۲.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۱۴۳.

بازآفرینی هویت شهری از طریق میراث معماری: مطالعه کمّی و کیفی تجربه بازدیدکنندگان از عمارت های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
با وجود نقش مهم میراث معماری در شکل دهی هویت شهری، شناخت تجربه زیسته بازدیدکنندگان و تأثیر آن بر برداشت آنان از شهر همچنان محدود است. این پژوهش با رویکرد آمیخته هم گرای موازی، به تحلیل تجربه بازدید از خانه های تاریخی تهران و اثر آن بر نگرش و احساسات بازدیدکنندگان می پردازد. داده های کمی از ۹۹ بازدیدکننده (۷۰.۸درصد زن، میانگین سنی ۳۶ تا۴۰ سال) با پرسش نامه اعتبارسنجی شده گردآوری شده و با آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. داده های کیفی نیز از ۷ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا اشباع نظری، جمع آوری شده و از طریق تحلیل مضمون به آن پرداخته است. یافته های کمی نشان داد ۹۷.۹درصد تمایل به بازدید مجدد دارند، ۸۰.۲درصد بازدید را به دیگران توصیه می کنند و رضایت از راهنمایی تور بسیار زیاد (میانگین ۴.۶۴ از ۵) است. تحلیل کیفی شش مضمون اصلی را آشکار کرد: ۱. محوریت روایتگری مؤثر؛ ۲. تحول نگرش و تعمیق آگاهی؛ ۳. پیوند عاطفی، هویتی و غرور تاریخی؛ ۴. انگیزش برای کشف بیشتر؛ ۵. حس مسئولیت اجتماعی و نگرش انتقادی و ۶. اهمیت کیفیت طراحی و اجرا. ترکیب نتایج نشان داده است تمایل زیاد به بازدید مجدد (یافته کمی)، عمدتاً از پیوند عاطفی و تحول نگرشی ناشی از روایتگری غنی (یافته کیفی) سرچشمه می گیرد. این پژوهش داشته که سیاست های حفاظت و معرفی میراث شهری، فراتر از اقدامات فیزیکی، باید بر تجربه سازی های روایی و احساسی تمرکز کنند تا به تقویت معنادار هویت شهری بینجامد.
۱۴۴.

کیفیت زندگی شهری: معیارهای زیست پذیری در شهرهای امروز با تأکید بر شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
تنزل کیفیت زندگی در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاران تبدیل شده است. کیفیت زندگی شهری یکی از مباحث کلیدی در برنامه ریزی شهری است که ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی را در بر می گیرد. این پژوهش با هدف تبیین چهارچوب نظری مستخرج از نظریات و اسناد بین المللی، تلاش بر تبیین مؤلفه های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی و متأثر از آن، بررسی شاخص های زیست پذیری در شهرها دارد. در ایران، روند پرشتاب شهرنشینی، تمرکز جمعیت در کلان شهرها، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات و فشار بر زیرساخت های شهری موجب شده است که بسیاری از شهرهای کشور با کاهش کیفیت زندگی و افت شاخص های زیست پذیری روبه رو شوند. بررسی تجارب نشان می دهد که ضعف در نظام حمل ونقل عمومی، گسترش بافت های ناکارآمد، آلودگی محیطی و چالش های اقتصادی از مهم ترین عوامل مؤثر بر وضعیت کیفیت زندگی در ایران به شمار می روند. این مطالعه با تدوین چهارچوب نظری به دنبال سنجش کیفیت زندگی در شیراز است. مطالعه حاضر براساس چهارچوبی جامع از شاخص های جهانی و داخلی، ابعادی همچون محیط زیست و پایداری، حمل ونقل و دسترسی، رفاه اقتصادی و اجتماعی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، خدمات عمومی، امنیت، کیفیت مسکن و فضاهای شهری، آموزش، سلامت و حکمرانی شهری را بررسی می کند و تمرکز ویژه آن بر کلان شهر شیراز است. یافته ها نشان می دهد که شیراز به واسطه جایگاه فرهنگی تاریخی خود از ظرفیت های ویژه ای برای ارتقای کیفیت زندگی برخوردار است. بااین حال، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات، ضعف حمل ونقل عمومی، وجود بافت های ناکارآمد و فشارهای اقتصادی بر خانوارها، مسائلی هستند که شهروندان شیرازی از آن رنج می برند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که بهبود کیفیت زندگی در شیراز نیازمند رویکردی جامع و عدالت محور است که ضمن بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، بر توسعه زیرساخت ها، تقویت حمل ونقل عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و تدوین سیاست های بومی متناسب با ویژگی های زمینه ای شهر تمرکز داشته باشد.
۱۴۵.

گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.
۱۴۶.

نقش هندسه فضا بر ساختار مجموعه های حکومتی در شهر دوره صفویه (نمونه موردی: مجموعه سعادت آباد قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۵
نظام شکلی بافت تاریخی شهرهای ایرانی به صورت تدریجی و با هندسه ای ارگانیک و خودجوش شکل گرفته اند. در دوره صفویه، شهرهای مهم مانند پایتخت ها، نظامی هندسه مند و از پیش اندیشیده شده داشتند. این طراحی، مبتنی بر قواعد و بر پایه حضور برخی عناصر خاص شکل می گرفت. محور باغ ایرانی در دوره صفوی، الگوی ایجاد خیابان در مقیاس شهری شد و عنصر خیابان در کنار میدانگاه حکومتی نقشی اصلی در ایجاد چیدمان متنوع، منسجم و هندسه مند کاربری های گوناگون در اطراف خود داشتند. این پژوهش با استفاده از روش تاریخی– تحلیلی، با بررسی مکتوبات و اسناد تصویری و تاریخی موجود در مورد خانه ها، باغ های ایرانی و شهرسازی در عهد صفویه از یک سو و مقایسه تطبیقی نمونه های هم عصر از سوی دیگر، سعی در شناسایی هندسه عمومی و اولویت بندی فضاها و عناصر این هندسه دارد. جمع آوری اطلاعات نیز از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت پذیرفته و شیوه تجزیه و تحلیل نیز کیفی بوده است. یافته ها نشان می دهد که میدان های حکومتی در دوره صفویه در شهرها، اولویت بالایی از جهت حفظ هندسه داشتند و سایر عناصر و ابنیه از قبیل مساجد، بازار، حمام و کاروانسراها در تعامل با آنها می بایست در درون کالبد خود از طریق فضاهای واسط تغییراتی ایجاد می کردند و به صورت عمود بر میدان در بیایند تا هندسه میدان تحت تاثیر قرار نگیرد. مساجد و ابنیه دیگر با حفظ هندسه مستقیم الخط حیاط خود از طریق هشتی ورودی و سایر تکنیک ها با میدان در تعامل بوده اند و باغ ها نیز با حفظ هندسه کلی حصار بیرونی خود، از طریق چرخش و تغییر زاویه در راستای میدان قرار می گرفته اند. از این رو با بررسی این سلسله مراتب در میدان نقش جهان اصفهان به بازخوانی هندسه باغ سعادت آباد به عنوان فضای مجاور میدان شاهی در قزوین و نحوه ارتباط آن با خیابان سپه به عنوان یک کل پرداخته شده است.
۱۴۷.

مطالعه CFD تاثیر فرم ساختمان بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی و افزایش سرعت تهویه درون ساختمان در بافت خطی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
یکی ازمهم ترین عوامل تاثیرگذار بر آلودگی هوا در شهرها، آلودگی ناشی از ترافیک شهری است. این در حالی است که تاثیر ذرات معلق ناشی از ترافیک بر کیفیت هوای داخلی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از سویی مورفولوژی ساختمان­ها تاثیر زیادی بر الگوی توزیع آلاینده­ها در یک بافت شهری دارد. بر همین اساس در این پژوهش به نقش مورفولوژی ساختمان­ها در یک بافت شهری بر نحوه توزیع آلاینده های ناشی از ترافیک در فضای داخلی ساختمان پرداخته می­شود. فرایند پژوهش به این صورت انجام گرفت که در ابتدا با استفاده از نرم افزار grasshopper و پلاگین wasp، و با کمک الگوریتم Aggregation، 100 نمونه فرم تولید شد که از میان آن ها 3 فرم اصلی که با فرم های ساختمانی موجود در بافت شهری منطقه یک شهر شیراز همخوانی داشتند انتخاب شد. سپس با چرخش هریک از فرم ها در چهار جهت به طور کلی 12 نمونه بافت شهری تولید شد. یک ساختمان در مرکز هرکدام از نمونه­های موردی به عنوان ساختمان هدف انتخاب و کیفیت هوا شامل سرعت هوا و غلظت آلاینده­ها درون آن مورد سنجش قرار گرفت. در این تحقیق نمونه ها با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) شبیه سازی شدند. جریان ثابت سه بعدی ( steady 3dimentional flow) با استفاده از مدل آشفتگی SST-Kω جهت شبیه سازی نمونه­ها استفاده شد که به صورت عددی بر اساس معادلات رینولدز میانگین ناویر استوکس (RANS) حل شده است. نرم افزار CFD مورد استفاده در این تحقیق در مقایسه با آزمایشات تونل باد، اعتبارسنجی شد که نتایج قابل قبولی به همراه داشت. نتایج نشان داد که فرم ساختمان­های موجود در بافت تاثیر قابل توجهی بر کیفیت هوای درون ساختمان­ها دارد. همچنین بر اساس نتایج روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس، بهترین و بدترین الگوی فرمی ساختمان به ترتیب مربوط به فرم L و فرم پلکانی شکل است.
۱۴۸.

The Role of Form Structure in the Formation of Place Identity and the Emergence of Social Interactions in Qazvin Bazaar(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
The transformation of urban living patterns and the decline of social interactions in contemporary urban spaces have heightened the urgent need to reassess the role of formal structure in creating meaning and strengthening place identity. This study aims to explore how the components of formal structure contribute to enhancing the significance of social interactions that stem from place identity. The importance of this research lies in recognizing that formal structure, beyond its physical dimension, holds perceptual, cultural, and behavior-oriented potentials for generating meaning, shared experiences, and collective memory. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with a descriptive-analytical framework, data were collected through field studies, technical surveys, and analyzed statistically using SPSS software. The historic Qazvin Bazaar, with its rich historical and social identity, was selected as the representative case study. The findings reveal that seven dimensions of formal structure—centrality, functionality, movement, visual and sightlines, physical form, spatial connections, and spirituality—significantly influence social interactions and the overall sense of belonging to place. Furthermore, the results demonstrate that the interrelation between physical form, spatial legibility, and perceptual experience provides a fertile and dynamic ground for the reproduction of collective memory. In this respect, historic spaces such as the Qazvin Bazaar are capable of sustaining cultural values while simultaneously playing a more active role in strengthening and revitalizing social interactions. Consequently, attention to the qualitative and multidimensional aspects of formal structure should be regarded as a fundamental strategy for future urban planning and design, positioning it as a key factor in enhancing place identity and ensuring the long-term sustainability and vitality of urban life.
۱۴۹.

ارزیابی کیفی شاخص های کالبدی-فضایی سکونتگاه های شهری به روش نحوفضا (مطالعه موردی: خانه های ویلایی1 مسجدسلیمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
نفت، نیروی محوری توسعه شهرهای صنعتی مدرن، به ویژه در خوزستان، تحولات عمیقی در معماری معاصر ایران ایجاد کرد. این کشف، علاوه بر تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ساختار فضایی-کالبدی شرکت شهرها را بازآفرینی کرد و الگوهای نوینی در معماری آن ها پدید آورد. پرسمان محوری این پژوهش، مسئله کاهش کیفیت کالبد و فضای زیستی در مناطق شهری است و هدف آن شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر ساختار کالبدی-فضایی و ارزیابی کیفیت این بنگله ها در شرکت شهر مسجدسلیمان بر مبنای روش نحو فضاست. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و تفسیری، داده های کمی را از طریق پرسشنامه های میدانی گردآوری و با استفاده از تکنیک چیدمان فضا به تحلیل کیفی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بنگله های شرکت شهر مسجدسلیمان، طراحی شده توسط معماران حرفه ای بریتانیایی، با بهره گیری از نوآوری های معماری غربی، توانسته اند ضمن انطباق با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی، معیارهای ایرانی همچون محرمیت و تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی را در ساختار خود جای دهند.
۱۵۰.

تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۸
تاب آوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری، نقش مهمی در مواجهه با بحران ها و نوسانات اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی، به صورت مطالعه موردی در شهر بروجرد انجام شده است. بروجرد با ویژگی های خاص فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی، بستری مناسب برای بررسی ظرفیت های حکمروایی هوشمند فراهم آورده است.این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی_کیفی) طراحی شده است. جامعه آماری شامل 380 نفر از شهروندان بروجردی بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. همچنین ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران شهری و صاحب نظران حوزه حکمرانی انجام گرفت. داده های کمی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.نتایج نشان داد که حکمروایی هوشمند شهری تأثیر مثبت و معناداری بر تاب آوری اجتماعی در بروجرد دارد (ضریب مسیر: ۰.۶۲). مؤلفه های مشارکت شهروندی (۰.۳۵)، شفافیت مدیریتی (۰.۲۸) و پاسخگویی نهادی (۰.۱۹) بیشترین نقش را در ارتقای ظرفیت اجتماعی ایفا کرده اند. فناوری های نوین شهری مانند سامانه های ارتباطی دیجیتال و ابزارهای تصمیم گیری الکترونیک نیز با ضریب ۰.۴۵ به عنوان عوامل تقویت کننده شناخته شدند.در بروجرد با وجود برخی محدودیت های زیرساختی، تمایل شهروندان به مشارکت الکترونیک رو به افزایش است. با این حال چالش هایی مانند ضعف پوشش اینترنت، مقاومت فرهنگی در برابر فناوری های نو و تمرکزگرایی در تصمیم گیری، مانع تحقق کامل حکمروایی هوشمند هستند. ترکیب راهبردهای حکمروایی مطلوب با فناوری های نوین، ظرفیت تاب آوری اجتماعی را تا ۳۵ درصد افزایش داده است.در پایان توسعه بسترهای مشارکت الکترونیک، استقرار سامانه های هوشمند مدیریت بحران و ارتقای پاسخگویی دیجیتال به عنوان راهکارهای عملیاتی برای شهر بروجرد پیشنهاد شده اند. این مطالعه الگویی تجربی برای هدایت سیاست گذاری شهری در مسیر تاب آوری، مشارکت محوری و پاسخگویی ارائه می دهد.
۱۵۱.

آشکارسازی ساخت و سازهای غیرمجاز شهری با تلفیق تصاویر سنتینل 1 و2 (منطقه امام شهر یزد در بازه زمانی 2015 تا 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
ساخت وساز غیرمجاز از چالش های اساسی در توسعه شهری به شمار می رود. بیشتر ساخت وسازهای غیرمجاز در شهرهای بزرگ ایران، مربوط به تخلفات ارتفاعی و احداثی، پروانه ساخت و مربوط به کاربری های تجاری است. روش های رایج جهت کنترل ساخت وساز زمان بر و پرهزینه است. ازاین رو هدف اصلی این پژوهش ارائه چارچوبی جهت برآورد سریع و کم هزینه، در نظارت و آشکارسازی ساختمان های غیرمجاز و تخلفات ارتفاعی منطقه امام شهر یزد به دلیل تراکم جمعیت، ساخت وساز و پتانسیل بالای مهاجر پذیری، با استفاده از تلفیق تصاویر ماهواره راداری سنتینل 1 و اپتیک سنتیل 2 در بازه زمانی 2015 تا 2020 است. بدین منظور پس از تصحیحات هندسی و رادیومتریک تصاویر با استفاده از نرم افزارهای SNAP و ENVI ،برای جداسازی و تفکیک ساختمان ها بر اساس ارتفاع، نخست با استفاده از ویژگی های بافتی شامل میانگین ، واریانس و نبود تشابه در پلاریزیشن VV،VH باهم در یک دسته قرارگرفته و با استفاده از روش طبقه بندی شبکه عصبی مصنوعی، سطوح نفوذناپذیر شهری و ارتفاع ساختمان ها و استفاده از تصاویر اپتیکی برای شناسایی سایه ساختمان ها استخراج گردید. نتایج پردازش ها، میانگین ضریب کاپا و دقت کلی تصاویرسنتینل -1با پلاریزیشن VV برابر 16/77و 5/79 درصدو در پلاریزیشن VH برابر 16/79 و 66/80 درصد و برای نقشه طبقه بندی شبکه عصبی تصاویر سنتینل -2، 73و66/75درصد ؛ هم چنین تعداد و مساحت ساخت وسازهای غیرمجاز نشان داد که درسال 1394محدوده مورد مطالعه بیشترین میزان ساخت و ساز غیرمجازنسبت به سایر سال های مطالعاتی به سبب ضعف در بازدید میدانی پلیس ساختمان ، خلا قانونی برخورد با متخلفین و نحوه رسیدگی یا عوامل تخلف(شهرداری،شهروند) اشاره دارد.
۱۵۲.

رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
۱۵۳.

بررسی سنت نمونه برداری در نگارگری ایرانی - اسلامی بر پایه نگاره های «جوان زانوزده»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
بیان مسئله: در سنت نگارگری ایرانی، نمونه برداری از آثار شاخص استادان نه تنها شیوه ای رایج، بلکه ابزاری برای انتقال سبک و تداوم مکاتب هنری بوده است. یکی از نمونه های برجسته، کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» است که هنرمندان ادوار مختلف از دوره صفویان تاکنون بارها از آن به صورت خلاقانه نمونه برداری کرده اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که نمونه برداری های انجام شده از آثار شاخص، چگونه در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی قابل تفسیرند؟ هدف پژوهش: این پژوهش در پی آن است با بررسی نمونه های بازتولیدشده کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» و تحلیل جایگاه آنها در سنت نمونه برداری در نگارگری، به علل تقلیدهای انجام شده در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی دست یابد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. بدین منظور ابتدا نسخه های نمونه برداری شده، شناسایی، گردآوری و سپس براساس مقایسه سبک شناختی و محتوایی تحلیل شده اند. جمع آوری داده ها براساس شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است. نتیجه گیری: بررسی نگاره های «جوان زانوزده» نشان می دهد که نمونه برداری در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی، برخلاف برداشت های رایج در نظریه های هنر مدرن غربی، صرفاً بازتولید کورکورانه آثار پیشینیان نبوده، بلکه فرایندی میان ذهنی، خلاقانه و آموزشی میان هنرمند، استاد و سنت هنری محسوب می شده است. نسخه های نمونه برداری شده نه تنها محصول نهایی، بلکه محملی برای بازخوانی، بازآفرینی و تفسیر عناصر بصری و معنایی هستند و امکان انتقال سبک ها، مکتب ها و مفاهیم زیبایی شناسانه را فراهم می آوردند. هر نسخه با حفظ ساختار اصلی، با تغییرات جزئی در ترکیب بندی، رنگ و تزیینات، نشانگر خلاقیت هنرمند و تعامل پویا با سنت پیشین است و بیانگر نقش کارگاه ها به عنوان مراکز آموزش و ارتقای مهارت های هنری است.
۱۵۴.

بررسی تطبیقی معماری معاصر چین و ایران: تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر تحولات طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به بررسی تطبیقی تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر معماری معاصر ایران و چین می پردازد و در پی تحلیل تفاوت ها و شباهت های میان این دو کشور در زمینه طراحی معماری است. مسئله اصلی تحقیق آن است که این عوامل چگونه بر شکل گیری فرم، سبک و محتوای معماری معاصر در ایران و چین تأثیر می گذارند. سؤالات پژوهش بر محور نحوه تأثیرگذاری این عوامل و تفاوت های میان آن ها متمرکز هستند. فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که زمینه های فرهنگی و اجتماعی، به ویژه ریشه های تاریخی و فلسفه های مذهبی، در هر دو کشور نقشی کلیدی دارند؛ در حالی که فناوری های نوین و ساختارهای اقتصادی-اجتماعی تفاوت هایی در مصالح، فرم ها و گرایش های طراحی ایجاد کرده اند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی تلفیق سنت و مدرنیته در معماری معاصر این دو کشور است. همچنین نقش رشد طبقه متوسط شهری، تغییر سبک زندگی و گرایش به نوآوری در شکل دهی به فضاهای عمومی و مسکونی بررسی شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته بوده و شامل تحلیل داده های کمی و کیفی است که از طریق پرسشنامه و مشاهده میدانی گردآوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهند که در حالی که هر دو کشور از مصالح نوین بهره می برند، ایران به حفظ عناصر سنتی در بستر مدرن توجه بیشتری دارد، و چین بیشتر بر فناوری های پیشرفته و فرم های نوگرایانه متمرکز است. نتیجه گیری تحقیق بر نقش غالب عوامل فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری معماری تأکید دارد.
۱۵۵.

تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان می پردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی به عنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامه ریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا می کند. شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه می دهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگی های جمعیت شناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویت های مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیط های انعطاف پذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیل های کمی و کیفی استفاده شده و داده ها از طریق پرسش نامه و مشاهدات میدانی جمع آوری گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمه عمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطاف پذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگی های جمعیت شناختی نظیر سن و مدت زمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. به عنوان مثال، خانواده های بزرگ تر به فضاهای انعطاف پذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان می دهند، در حالی که افراد جوان تر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمه عمومی اولویت می دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل های چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیط های مسکونی متناسب با سبک های زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه می کند.
۱۵۶.

به کارگیری مدل دیفیوژن پنهان، مبتنی بر شبکه های عصبی در ارائه الگویی برای تولید مدارک معماری (شکل زایی طرح مسکونی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
اهداف: شکل زایی چیدمان فضای معماری، یکی از اولین و طولانی ترین مراحل در فرآیند طراحی معماری است، هدف از این پژوهش، ارائه الگوی نوین شکل زایی مدارک معماری و به طور خاص تولید پلان مسکونی، با استفاده از مدل دیفیوژن پنهان است که برخلاف نمونه های موجود قابلیت اعمال محدودیت های ورودی متنوع را فراهم می کند. روش ها: رویکرد محاسباتی این الگو یک شبکه دیفیوژن پنهان شامل سه شبکه عصبی شبکه پیچشی، کاهش دهنده نویز(UNET) ، شبکه رمزگذار خارجی(VAE) ، شبکه رمزگذار محدودیت ها(Clip) است. برای آموزش این مدل، از یک مکانیزم تنظیم دقیق استفاده شده است. روش انجام این پژوهش از منظر اجرا مبتنی الگوریتم نویسی، با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون است. یافته ها: ارزیابی های پژوهشگران، براساس معیارهای پی.سی.ای، اس.وی.ام، خوانش نمونه های تولید شده و مقایسه عملکرد مدل با مدل های مبتنی برداده موجود نشان می دهد که گردش کار و الگوی پیشنهادی این پژوهش پیشرفت قابل توجهی در زمینه تولید پلان های طبقه نسبت به روش های مبتنی برداده فعلی نمایان کرده است. رویکردی که در آن معمار می تواند نقش فعالی در روند تولید ایفا کند. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند، فرآیند کاری معماران را تسهیل کند و موجب آزادی عمل معماران و بروز خلاقیت بیشتر در طراحی پلان های طبقه شود. مسأله مهم، توجه به نقش مهمی است که معمار می تواند برای ارائه فضاهای اجتماعی، منصفانه و محیطی مسئولیت پذیرتر ایفا کند. چنین رویکردهایی می تواند منجر به ایجاد نقش های جدید و معاصر برای معماران در فرآیند شکل زایی پروژه های معماری شود.
۱۵۷.

گفتمان فقر شهری در ایران: تحلیل گفتمان تحولات سیاست های دولتی و بازنمایی های ایدئولوژیک بین دولت های سوم تا سیزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۳
فقرشهری در ایران همواره پدیده ای چندوجهی و متأثر از بافت های سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی بوده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه های تحلیل گفتمان انتقادی با الهام از نظریات لاکلاو و موفه ، به مطالعه گفتمان های دولتی پیرامون فقرشهری در جمهوری اسلامی از دولت سوم تا سیزدهم می-پردازد. این مطالعه همچنین به بررسی عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر موفقیت یا ناکامی گفتمان های فقرزدایی می پردازد و نشان می دهد چگونه تکنیک های گفتمانی و چارچوب های نظری خاص هر دوره، در تصمیم گیری ها و توزیع منابع اقتصادی تأثیرگذار بوده است. به منظور گردآوری داده ها، اسناد رسمی دولتی، بیانات سیاست گذاران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که در دوره های مختلف، تفسیرها و پیامدهای سیاسی-اجتماعی متفاوتی از مفهوم فقر شکل گرفته است؛ چنان که در برخی دوره ها، تأکید بر دفاع و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، امکان اجرای گسترده سیاست های رفاهی را محدود ساخت و در دوره های دیگر، رویکردهای عدالت توزیعی و حمایت های اجتماعی برجسته شدند. در مجموع، نتایج نشان می دهد گفتمان فقر نقشی کلیدی در ساختاردهی به سیاست های عمومی داشته، و طرز تلقی دولت از ریشه ها و راهکارهای فقر را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.
۱۵۸.

بررسی رویکرد گردشگری تجربه محور در انطباق پذیری و استفاده مجدد میراث صنعتی؛ موردپژوهی: کارخانه نخ ریسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
در سال های اخیر، حفاظت و استفاده مجدد از میراث صنعتی در بسیاری از شهرهای جهان به عنوان رویکردی مهم در توسعه پایدار، مورد توجه قرار گرفته است. چالش های بسیار در یافتن منطبق ترین کاربری، بالابودن هزینه های اقتصادی استفاده مجدد و عدم بازگشت سریع سرمایه، این امر را به فرآیندی پیچیده مبدل کرده است. یکی از جدیدترین رویکردها در مدیریت و بازاریابی، مفهوم اقتصادتجربه است که با کاربست آن در استفاده مجدد میراث میتوان فارغ از نگاه موزه ای درجهت ارزش بخشی و توانمندسازی مجدد میراث تلاش کرد. سایت های صنعتی به دلیل ویژگی های ارزشمند تاریخی و زیبایی شناختی خود، مکان های منحصربه فردی هستند که در صورت انتخاب درست کاربری و ایجاد صحنه های خاص، میتوان تجربه های به یادماندنی را در آنها رقم زد و به شکلی پایدار از آنها بهره برداری کرد. از این رو روش تصمیم گیری چندمعیاره برای انتخاب مناسب ترین کاربری درفرآیند استفاده مجدد نمونه موردی(کارخانه نخ ریسی مشهد) مورد بررسی قرار گرفته است. روش این پژوهش در مرحله بررسی ادبیات موضوع و شناخت نمونه موردی، کیفی است که از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. در مرحله ارزیابی معیارها و گزینه های پیشنهادی ،رویکرد کمی دارد و از ابزار پرسشنامه و نرم افزار expert choice استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که رویکرد"گردشگری تجربه محور" می تواند به عنوان ابزاری برای عملکرد مجدد، احیا و ارزش گذاری مجدد میراث صنعتی متروکه مورد استفاده قراربگیرد تا میراث بتواند بدون وابستگی به هیچ سازمانی به حیات خود ادامه دهد و به توسعه پایدار کمک کند. نتایج نشان می دهد کاربری بدست آمده از روش تصمیم گیری چندمعیاره(هاب نوآوری و خلاقیت نخ ریسی) و طراحی آن طبق اصول اقتصاد تجربه و مدل چهارقلمرو پاین و گلیمور، ضمن پاسخگویی به نیازهای ذینفعان با ارائه تجربه ای متفاوت و به یادماندنی سبب ادامه حیات این مجموعه میراثی شده و آن را برای آیندگان حفظ می کند.
۱۵۹.

نقش وقف در طرحهای توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران: ارائه یک چارچوب تبیین گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
عامل مذهبی و وقف دو عامل واجد اهمیتی می باشند که در ساختار اصلی شهرهای اسلامی و به خصوص ایران تأثیر به سزایی داشته است و عام المنفعه ترین انفاق جهت توسعه شهری در شهرهای اسلامی وقف می باشد. با توجه به اینکه امروزه هدایت و توسعه شهرها تحت عنوان طرح های توسعه شهری صورت می پذیرد و این طرح ها از اسنادی محسوب می شوند که به مدیران کمک می نمایندکه با نگاهی بلند مدت در پی ساختن چشم اندازی مطلوب از شهر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب تبیین گر در خصوص نقش وقف در طرح های توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران صورت پذیرفته و برای انجام آن چهار گام طی گردیده است: در گام اول شناسایی و بررسی مقالات و رساله های مرتبط با موضوع پژوهش و سپس در گام دوم جایگاه وقف در طبقه بندی نهادها مورد بررسی قرار گرفته است، در گام سوم نهادهای رسمی و غیر رسمی وقف شناسایی گردیده و در گام آخر به تأثیر این نهادها در مراحل تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه شهری مورد واکاوی قرار گرفته است. لذا این پژوهش، پژوهشی کیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق تحلیل پژوهش های صورت گرفته که به صورت سیستماتیک انتخاب گردیده حاصل شده است لذا در دسته فراتحلیل قرار گرفته و از نظر کاربست نتایج جز پژوهش های کاربردی محسوب می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وقف در ابتدا به صورت یک سری هنجارها و آداب و رسوم مذهبی بوده که کم کم به صورت یک نهاد رسمی تبدیل شده و در زیر مجموعه نهادهای حاکمیتی قرار گرفته است. هرچند در دید اول نقش نهادهای رسمی به دلیل پشتوانه قانونی و اجرایی در مراحل مختلف این طرح ها مهمتر به نظر می رسد ولی نمی توان نقش نهادهای غیر رسمی وقف را در مراحل مختلف طرح های توسعه شهری انکار نمود در نتیجه کلیه نهادهای رسمی و غیر رسمی در مراحل مختلف طرح های توسعه مؤثر می باشند.
۱۶۰.

تحلیل ساختارتزئینات مناره های آجری خراسان در دوران غزنوی و سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۸
تزئینات؛ جز جدانشدنی‌و عمده در معماری اسلامی است.تزئینات آجری در سده 2 و 3 هجری شروع شد ودر عصر سلجوقی و غزنوی در حیطه جغرافیائی خراسان به اوج عظمت خود رسید. در این پژوهش به دو سؤال پاسخ داده میشود:الف:ساختار وویژگی بصری‌تزئینات آجری مناره­های، ایاز، کرات، فیروز‌آباد و خسروگرد در خراسان چیست؟ ب- وجود افتراق و اشتراک تزئینات بصری مناره‌های دوره غزنوی و سلجوقی در خراسان چیست؟ در این دوره آمود (پوسته روئی بنا) و زمود(جداره اصلی) با هم اجرا شده است. در دوره سلجوقی فرم های‌تزئینی در دیواره‌ها و پوشش‌ها، سقف‌ها و مناره‌ها ابداع شد که مهم‌ترین ویژگی آن یکی شدن آمود و‌زمود است که در این پژوهش به تحلیل فرم و تکرار نقوش مشابه در کاربرد معنایی در مناره های راهبر با فاصله جغرافیایی متفاوت است. هدف پژوهش، مطالعه تزئینات مناره­های آجری خراسان در دوره غزنویان و سلجوقیان است. رویکرد تحقیق، کیفی بوده و‌روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و تاریخی است. روش تحقیق بر پایه‌ بازشناسی‌نقوش، تحلیل وارزیابی تزئینات آجری مناره‌های ذکرشده استوار است.بنابراین‌تزئینات آجری مناره‌های فیروزآباد، ایاز، خسروگرد، کرات مورد مطالعه وتحلیل است که نقوش آن‌ها از نظر بصری و تجسمی دست‌مایه شناخت خواهد‌بود.جمع آوری داده ها، کتابخانه‌ای و به ویژه میدانی شامل عکاسی و برداشت میدانی است. یافته ها و‌نتایج نشان می‌دهد که ساختار کلی مناره‌ها را می توان در عناصرس سازنده: تاج، ساقه، پایه، حمیل ها وشرفه ها بررسی نمود. تزئینات آجری در‌عناصر شکل‌دهنده مناره‌ها اجرا شده است. تکنیک مورد استفاده، چیدمان و گل‌انداز‌های متنوعی از آجرکاری عصر سلجوقی و غزنوی است.‌مصالح مورد استفاده منحصرا به آجرمحدود است.تزئینات در تاج مناره‌ها شامل‌: گل‌انداز‌های مرکب، شرفه، خطوط کوفی‌بنائی و در ساقه شامل: حمیل‌ها، رگ‌چین‌ها، قطب‌نما و در پایه مناره: آجرچینی‌های هفت رجی هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان