فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۰۱ تا ۴٬۴۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
فقدان سیستم ارزیابی عملکرد در سازمان ها، یکی از علل اصلی عدم تحقق برنامه ها و مأموریت های آن ها به شمار می آید.آسیب شناسی رویه های ارزیابی گذشته شهرداری تهران نشان می دهد تعداد بالای شاخص ها، کیفی بودن نحوه سنجش آن ها و برخورداری از رویکرد سنتی باعث عدم تحقق هدف اصلی ارزیابی بوده است.هدف از این پژوهش، بیان روش تدوین و اولویت بندی شاخص های عملکرد مناطق بیست ودوگانه شهرداری تهران با استفاده از روش دلفی فازی است تا زمینه لازم برای ارزیابی کارآمد بر اساس شاخص های اولویت بندی شده فراهم شود. این پژوهش از نوع کاربردی و جمع آوری داده ها به صورت تلفیقی است که با استفاده از نظرسنجی خبرگان بر مبنای روش دلفی فازی انجام شده است.مقاله ضمن جمع آوری شاخص های مهم و اثرگذار به منظور ارزیابی عملکرد شهرداری با استفاده از نظرات نخبگان و کارشناسان، اولویت بندی آنها را برای هر یک از مناطق شهرداری تهران ارائه می دهد.نتایج نشان داد میزان تحقق درآمد نقد، میانگین زمان صدور پروانه ساختمانی، میزان رضایت شغلی کارکنان، بهبود عملکرد سامانه اتوبوسرانی، وضعیت حمل ونقل و جمع آوری پسماند و خدمات نظافتی مکانیزه، وضعیت اجرای برنامه های فرهنگی و ملی و مذهبی، کیفیت رسیدگی به درخواست های شهروندان به ترتیب حائز بالاترین اولویت در میان حوزه های 7 گانه شاخص های ارزیابی عملکرد مناطق شهرداری تهران شدند.
ویژگی های اجتماعی-فرهنگی مسکن بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن انسان، صرف نظر از ابعاد فیزیکی و ضوابط طبیعی و اقلیمی، تحت تأثیر عوامل فرهنگیِ جامعه، باورها و الزامات فرامادی زندگی قرار دارد که سکونت انسان را معنا می بخشند. در معماری مسکونی، عوامل اجتماعی-فرهنگی مؤثر بر زندگی روزمره مردم و شیوه های زیست آنان، ضوابطی مهم بر شاکله مسکن اعمال می کنند که مطالعه ویژگی های مسکن بومی بدون تعمق در آن کم فایده است. تدقیق در خصوصیات فرهنگی معماری مسکونی مردمی و برشمردن کارکردهای مسکن از این حیث، منشعب از ویژگی های اجتماعی-فرهنگی، کنش های متقابل و تعاملات انسان، موضوع این مقاله می باشد. بدین سبب سوال اصلی مقاله این است که کدام الزامات اجتماعی-فرهنگی شاکله مسکن بومی را تحت تأثیر قرار داده است و به بیان دیگر، بایسته های فرهنگی مسکن بومی چیست؟ این مقاله که نوعاً نظری و برگرفته از نظریات آمس راپاپورت و ادوارد هال می باشد، در پارادایم پساساختارگرایی و کیفی و تدقیق در زندگی روزمره نوشته شده است. گردآوری اطلاعات این مقاله بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و بررسی در مشاهدات میدانی شکل یافته و راهبرد تحقیق، توصیفی و تحلیلی است. اطلاعات مقاله مستقل از مستندات عددی و در فرآیند قیاس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این مقاله مسکن از منظر الزامات فرهنگی، بررسی شده است. تأثیر و تأثر عوامل طبیعی، اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی بر یکدیگر و بر مسکن وابسته به زمان و مکان بوده و در مجموع روش های زیستی را شکل می دهند که یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری مسکن بومی است. نتیجه پژوهش، مبین تقسیم کارکردهای فرهنگی در ارتقای کیفیت زندگی، پاسخ گویی به نیازهای فرامادی و دربرگیری ویژگی های اعتقادی در بناهای بومی است.
تحلیلی بر سازه های چوبی شیبدار در ساختمان های صنعتی شمال ایران مربوط به دوران پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
۱۴۵-۱۲۸
حوزههای تخصصی:
اهداف: ورود معماران خارجی و بازگشت تحصیلکردگان ایرانی خارج از کشور، سبب ظهور شکل جدیدی از معماری شد. پوشش شیروانی با سازه های خرپایی از رهاوردهای معماری این دوران است. در بسیاری از ساختمان ها و حتی برای پوشش بناهای صنعتی نیز به واسطه پوشاندن دهانه های بزرگ از خرپا استفاده شد. پژوهش حاضر سعی دارد به تفاوت سازه های خرپایی ایرانی و غیرایرانی در بناهای صنعتی بپردازد. روش ها: گام اول پژوهش با اتکا به مطالعات کتابخانه ای و بازخوانی دوباره اسناد و متون برجای مانده، به نقد و بررسی موضوع می پردازد. در بخش دیگر از فرآیند پژوهش، بر پایه مشاهدات میدانی و عینی، شش نمونه از میان بناهای صنعتی اواخر قاجار و دوره پهلوی، منسوب به میراث مشترک ایران و آلمان، در دو استان گیلان و مازندران انتخاب و تحلیل شده است. یافته ها: از شش نمونه سازه شیب دار، دو مورد با خرپای ایرانی اجرا شده و در چهار نمونه دیگر خرپای غیرایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. گروه اول تنها سازه های شیبدار محسوب می شوند (فقط ظاهر خرپا) و گروه دوم در دسته سازه های خرپایی هستند. نتیجه گیری : بررسی دو گروه متفاوت از سازه های شیبدار در جریان تحقیق این مطلب را روشن کرد که خرپای ایرانی به لحاظ ترکیب قرارگیری اعضاء، برش چوب، اتصالات و توزیع نیروها، متفاوت از خرپای فرنگی است و آنچه ما در ایران خرپا می نامیم، تنها از جنبه شکلی مشابه خرپا هستند و به لحاظ سازه ای تفاوت های آشکاری را با یکدیگر دارند.
آفرینش شاعرانه در فضای شهری (واکاوی نشانه شناختی فضای شهری باغ بلند شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
67 - 78
حوزههای تخصصی:
شهر آکنده از دلالت های معنایی است که هم به واسطه طراحان آن و هم شهروندان رمزگذاری و توسط شهروندان، رمزگشایی می شود. بنابراین شهر را می توان به عنوان یک «متن» خواند. ازاین رو نشانه شناسی شهری روشی است برای بررسی زبان شناسانه فضای شهری که به واکاوی معنای فضای شهر می پردازد. این پژوهش در پی یافتن فنون و روش هایی است که می تواند منجر به فضاهای شاعرانه در شهر شود. ازاین رو با روش نشانه شناسی به واکاوی یک نمونه فضای شهری که دارای این ویژگی بوده پرداخته شده است. درنهایت پژوهش به بررسی مفاهیم نشانه شناختی مانند برجسته سازی ادبی، هنجار گریزی، خودکارشدگی و قاعده افزایی در یک نمونه موردی فضای شهری، باغ بلند شیراز، اثر مهرداد ایروانیان پرداخته است. در پایان پژوهش به روش هایی که وی برای ایجاد فضای شاعرانه به کار بسته است مانند آشنایی زدایی به واسطه انحراف از زبان معیار، ایجاد تعلیق و ایهام از طریق تصرف در محور هم نشینی دست یافته است.
Marginalization and Urban Crisis in City of Ilam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Banberz, Banbor, and Sabziabad neighborhoods are three residential districts on the periphery of Ilam city, and are facing a lot of problems namely social, economic, and physical, particularly in housing sector including low quality, poor housing, limited-quantity housing. In order to assess the sustainability of housing, 75 indicators and to rank districts, SPSS software (exploratory factor analysis) is used. On the basis of economic, social, educational, health, and environmental services and culture three districts (Banbarz, Banboor, Sabziabad) were selected as marginal neighborhood. Most houses, have been built away from without permission and building permits and engineering control in small scale measures. According to statistical models; most of household economic statuses are below the poverty line. According to the findings of the questionnaire, fabric and physical feature, type of building, materials applied, quality of building and density of residential units of most units out of any control and without engineering standards in small-scale piece of land, were built without a permit and building permit. Given the statistical models, the economic status of households indicate that more than 70 percent of them live below the poverty line.
بررسی تأثیر مقطع ساختمان های بلندمرتبه بر رفتار باد در پیرامون بنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با نگرش به عامل باد به عنوان یکی از عوامل آسایش اقلیمی، تأثیر تغییر فرم مقطع طولی ساختمان بر الگوی جریان باد در اطراف تک بنای بلندمرتبه (بالای 15 متر و به عبارتی بیش از پنج طبقه) را مورد تحلیل قرار می دهد. در این پژوهش، جمع آوری اطلاعات به روش مطالعه منابع کتابخانه ای و روش تحقیق، راهبرد شبه تجربی در ترکیب با شبیه سازی رایانه ای است. نتیجه گیری ها با استفاده از استدلال منطقی صورت گرفته است. گزینه های فرمی با مقاطع طولی متفاوت در محیط نرم افزار Gmabit 2.2 مدل سازی شد و شبیه سازی جریان باد با استفاده از نرم افزار Fluent 14 صورت گرفت و نتایج به صورت تصاویر شبیه سازی و نمودارها ارائه گردید. تحلیل های صورت گرفته نشان داد که الگوی جریان باد در اطراف ساختمانی با فرم مقطع زیگوراتی به کاهش حداکثری بادهای آزاردهنده در اطراف ساختمان می انجامد. در این میان جزئیات شکست و ترازهای تغییر فرم مقطع، بر چگونگی رفتار باد پیرامون بنا تأثیرگذار است. نتیجه این بررسی ها به عنوان الگوی کمک طراحی راهنمای عمل معماران در دستیابی به فرم هایی بهینه از نظر تأمین آسایش اقلیمی در اطراف بنا خواهد بود.
خود مردم نگاری متحرک به عنوان روشی برای فهم تجربه های زیسته از جابه جایی های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: با ظهور «چرخش جابه جایی» و به تبع آن شکل گیری «پارادایم جدید جابه جایی»، جریان ها و شیوه های متنوع جابه جایی به مثابه کنش های بر سازنده تجارب زیسته متفاوت فردی و جمعی در نظر گرفته می شود که تجربه جدیدی از مفاهیم بیان شده را از خلال تجارب متحرک ممکن می کند. بااینکه دو دهه از ظهور این پارادایم جدید و این مسئله معرفت شناسانه در حوزه علوم اجتماعی می گذرد هنوز روش شناسی جامع و متناسب برای درک و فهم این تجارب زیسته متحرک ارائه نشده است. مقاله حاضر به دنبال بسط روش شناسی موجود برای فهم و درک این تجارب زیسته متحرک است؛ روش هایی که بتوانند به معانی نهفته در این تجارب متحرک دست پیدا کنند. روش: این مقاله پس از بررسی این خلأ روش شناسانه، «خود مردم نگاری متحرک» را به مثابه روشی نو برای فهم این تجارب زیسته در حین حرکت تبیین و پیشنهاد می کند. یافته: روش خودمردم نگاری متحرک به محققهای حوزه مطالعات شهری امکان فهم معناهای زیسته در کنش های جابه جایی در محیط های زندگی روزمره را از خلال تجربه زیسته خود و دیگران در چارچوب پارادایم جدید جابه جایی فراهم می کند. نتیجه گیری: خود مردم نگاری که روشی نوظهور در مردم نگاری است و هدف آن فهم تجربه زندگی روزمره از خلال تجربه زیسته محقق است می تواند در ترکیب با روش های متحرک به روشی کارآمد در حوزه فهم تجربه های زیسته در جابه جایی های شهری در رشته های مطالعات شهری تبدیل شود.
مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دوم بهار و تابستان ۱۳۸۷ شماره ۲
69-79
حوزههای تخصصی:
بررسی روش های نوین در ساماندهی بافت های فرسوده شهری(نمونه موردی : شهر لامرد)
منبع:
شهرسازی ایران دوره سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴
140-157
حوزههای تخصصی:
The Role of Socio-Cultural Components on the Performance of Mosques in Urban Neighborhoods (Case Study: A Comparative Study of Three Districts of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The experience of Iranian-Islamic cities represents the role of mosques on physical and social organization in urban neighborhoods. It appears that this role has been changed during the contemporary era. The purpose of this paper is to exامینe the impact of social and cultural contexts on the performance of local mosques. The main question of this research is: “What is the relationship between social context and the performance of local mosques?” The research hypo thesis is that the reseems to be a significant relationship between the social factors and the performance of local mosques in urban neighborhoods. Methodology of the research has been based on analyticaldescriptive method. In order to exامینe this hypothesis, the or etical and practical definitions of the survey’s variables, “social component of mosques and their performance in urban neighborhoods", are provided applying the theory of social capital. Afterward, the indexes of each variable are determined and applied in questionnaire to be evaluated in case studies. The data of the study were analyzed through SPSS software and the hypothesis was confirmed with 95% confidence level.
Isfahan’s Organic and Planned Form of Urban Greenways in Safavid Period(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper reviews the experience of Persian designers and planners for creating the most livable and greenery capital city in the hole region of Middle East throughout the 17th Century. New concepts of urban green development emerged in that time. Some of these ideas where extremely creative and vanguard from there era and still some of them are the main theoretical basics of urban green planning in the modern world. This paper focuses on Isfahan’s greenway planning ideas and discusses how the city transformed to a sustainable city in Safavid period. The discussion is based on the combination of the organic and planned forms of greenway design, which was unique by that time and made the garden city of Isfahan. The Maddies1, which are the branches of water derived from the river and flowed inside the urban context, are studied as the bases of organic greenway and the Charbagh2 and Naghshe-Jahan Square are investigated as the planned green developments.
طرح بهسازی مسکن و الگوی بومی- سنتی مساکن روستایی (مطالعه موردی: دهستان آق آباد، شهرستان گنبدکاووس)
منبع:
معماری شناسی سال چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
149-156
حوزههای تخصصی:
مسکن بعنوان پناهگاه انسان، زاییده یکی از نیازهای اساسی جوامع بشری است که عناصر سازنده آن به طور توأمان از محیط طبیعی، شیوه های زیستی- معیشتی و روابط اجتماعی و فرهنگ جامعه مورد نظر تأثیر پذیرفته است. این اثرپذیری از شرایط محیطی و اکولوژیکی، در بناها و مساکن نواحی روستایی، بسیار محسوس است؛ به طوری که تحت تأثیر نیروها و عوامل محیطی، فرهنگ مادی- معنوی جوامع روستایی تکوین و طی روندهای زمانی تکامل یافته اند که از آن با عنوان «الگوی بومی مسکن» خاص آن منطقه یاد می شود. در این میان، توسعه روستاها و مقاوم سازی مسکن روستایی همواره یکی از مهمترین دغدغه های دولتمردان و برنامه ریزان روستایی بوده که طرح ویژه بهسازی و نوسازی مسکن روستایی یکی از مهمترین این طرح ها است. جامعه آماری تحقیق شامل 5922 خانوار روستایی بوده که به دو گروه وام گیرندگان طرح مسکن و وام نگرفتگان این طرح دسته بندی شده که در مجموع تعداد 200 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که غالب روستاییانی که از طرح بهسازی مسکن روستایی استفاده کرده اند، طبقه ضعیف و کارگری بوده است. بعلاوه، اجرای این طرح اگرچه نتایج مثبتی را در بین خانوارهای روستایی به دنبال داشته، لیکن در برخی از معیارهای الگوی بومی- سنتی مساکن روستایی منطقه از جمله نحوه استقرار و جانمایی خانه، الگو و جهت یابی خانه، کمرنگ شدن فضاها و عملکردهای اقتصادی مسکن و غیره، نتایج چشمگیری حاصل نشده است.
سنجش عملکرد عناصر اقلیمی خانه های سنتی بافت تاریخی شیراز با رویکرد آسایش حرارتی؛ مورد پژوهی: ایوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۰
89 - 115
حوزههای تخصصی:
با رجعت به گذشته و نگاهی بنیادین به زیستگاه ها و عناصر همخوان با طبیعت، پایداری اقلیمی را از ویژگی های اصلی خانه های سنتی می توان برشمرد. انسان ها در گذشته آموخته بودند که برای عملکرد حرارتی مناسب ترِ فضاهای سکونتی خود راهکارهای متفاوتی را اتخاذ کنند، لذا با خلق فضاهای بینابینی در حد فاصل فضای باز و بسته توانستند دمای محیط پیرامونی خود را کنترل کنند. غایت اصلی ایوان ها همانا عملکرد اقلیمی آن ها بوده است که با سایه اندازی در کنترل دما و ایجاد آسایش حرارتی نقش مهمی ایفا کرده اند. از مهم ترین اهداف این پژوهش، بررسی داده های اقلیمی ایوان ها و شناخت عملکرد حرارتی آن ها با توجه به تناسبات کالبدی است. سه بنای سنتی ایوان دار با موقعیت های مختلف جغرافیایی انتخاب شدند. سنجش داده های آب وهوایی با وسایلی همچون ترموپیرومتر و ترموهیگرومتر انجام و سپس توسط نرم افزار شبیه سازی Envi-met اعتبارسنجی شده اند و در نهایت با نرم افزار Bio-met شاخص آسایش حرارتی PET اندازه گیری شد. داده های آب وهوایی از طریق ضرایب همبستگی ارزش گذاری شدند. بر اساس نتایج حاصل شده و با وجود تمامی متغیر های فیزیکی مؤثر در حیاط پیرامونی ایوان ها نظیر مساحت، پوشش گیاهی، حوض آب، ارتفاع دیوارها و مصالح دیده شد که برای عملکرد حرارتی بهتر، نیاز به کاهش دمای متوسط تابشی در حیاط و ایوان ها هستیم، لذا با توجه به همبستگی بسیار قوی دمای متوسط تابشی و شاخص آسایش حرارتی در حیاط و ایوان این سه خانه دیده شد که به رغم اثرات محیطی مؤثر در حیاط پیرامونی، افزایش عرض ایوان ها، افزایش مساحت گشایش فضایی ایوان در نما و افزایش ارتفاع از سطح حیاط از یک طرف و سایه اندازی بیشتر در حیاط از دیگر سو از درجه اهمیت بالاتری برخوردارند. در نهایت شاهد بهینه تر شدن شاخص PET و در پی آن کاهش استرس حرارتی خواهیم شد. ضوابط به دست آمده در این پژوهش دریچه ای جدید برای بازیابی مفاهیم الگوهای کهن و کمک به حل مشکلات اقلیمی خواهند شد.
بررسی الگوی جدایی فضایی در مراکز تاریخی شهری با رویکردی اجتماعی - فضایی (نمونه موردی: مرکز تاریخی تهران و کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
137 - 144
حوزههای تخصصی:
شهر به عنوان سیستمی پویا دارای ساختار و منطق فضایی خاص خود است. به همین دلیل برای شناخت ویژگی های شهر، بایستی به بررسی ساختار شهر پرداخت. ساختار شهر با توجّه به پیچیدگی های آن، نیاز به روش هایی برای مدلسازی دارد. روش چیدمان فضایی چنین شکل و ترکیبی از فضا الگوهایی را شناسایی می کند که می توانند برای مطالعه ی ساختارهای شهری و رفتار انسان مورد استفاده قرار گیرند. یکی از اهداف این پژوهش فهم الگوی جدایی فضایی در مراکز تاریخی است. نتیجه پژوهش نمایانگر این موضوع است که چیدمان فضایی می تواند بر مبنای عامل دید و دسترسی که بوسیله گراف شبیه سازی می گردد فضاهای آسیب پذیر را شناسایی نموده و یا در بحث طراحی فضاهای شهری قبل انجام هرگونه مداخله می توان اثرات اجتماعی آن را بررسی نمود. به عبارت دیگر روش چیدمان فضایی بر مبنای ترتیبات فضایی می تواند به عنوان چارچوبی تحلیلی برای حل جنبه اجتماعی مشکلات و معضلات شهری مثل جدایی های فضایی، عدم نظارت اجتماعی و ... بکار گرفته شود. در این پژوهش دو نمونه موردی تهران شهری با مداخلات زیاد و گسترش بی رویه و کرمان شهری که مداخلات و گسترش کمتری نسبت به تهران دارد در دوره قبل از مدرنیسم و کنونی مورد بررسی واقع شده اند که نتایج نشان می دهند که فضاهای منزوی در مرکز شهر تهران در دوره کنونی به وجود آمده است و در شهر کرمان کنونی در مرکز تاریخی شهر فضاهای منزوی کمتری را شاهد هستیم.
شناسایی و ارزیابی اثر مولفه های محیطی- فردی- اجتماعی بر ادراک حرارتی جهت بهبود وضعیت در فضای اداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
259 - 279
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های متنوع آسایش در محیط های مصنوع، آسایش حرارتی است که تحت تاثیر مولفه های مختلفی میتواند تغییر یابد. محققان بر این مسئله تاکید می ورزند که مطالعات اولیه آسایش حرارتی با تکیه بر مولفه های اقلیمی تنها بخشی از نتایج را توجیه می نماید؛ از اینرو لازم است اثر سایر مولفه های نیز بررسی گردد. این پژوهش با هدف روشن نمودن مولفه های فردی و اجتماعی، علاوه بر محیطی، اثرگذار بر ادراک آسایش حرارتی صورت پذیرفته است تا بدین ترتیب راهکارهایی در جهت بهبود وضعیت طراحی و بهسازی فضاهای اداری ارائه نماید. بنابراین دو سوال مطرح است: یکی آنکه مولفه های اثرگذار بر ادراک آسایش حرارتی کدام اند؟ و دیگری کدام یک از پاسخ های حرارتی قابلیت پیش بینی بهتری توسط این نوع مولفه ها را دارا می باشند؟. در این راستا مطالعه ای میدانی (شامل پرسشنامه، مشاهده و ثبت داده های اقلیمی با استفاده از حس گرهای حرارتی) در ساختمان مدیریت دانشگاه شیراز در چهار روز کاری در زمستان 1397 انجام شده است. مولفه های فردی (شامل سن، جنسیت، فشار خون، ضربان قلب، دمای بدن، رنگ پوست، نرخ لباس، نرخ فعالیت و رفتارهای سازگاری خودآگاه) مولفه های اجتماعی شامل (رشته تحصلیی، سمت، سطح تحصیلات، وضعیت مصاحبت و وضعیت مراجعین) در قالب پرسشنامه و مشاهده توسط محقق سنجیده شده است. دمای هوا و رطوبت نسبی داخل به عنوان مولفه محیطی، نیز توسط دیتالاگرها ثبت شده اند. پاسخ های حرارتی افراد نیز در قالب مقیاس های احساس حرارتی، آسایش حرارتی، رضایت حرارتی، ترجیح حرارتی، پذیرش حرارتی و آسایش حرارتی کلی سنجش شده اند. نتایج مطالعه بر روی 108 کاربر در ساختمان اداری نشان می دهد تاثیر مولفه های اجتماعی قابل اغماض است اما توجه بدان ها در روند طراحی می تواند به بهبود وضعیت کمک نماید. در خصوص مولفه های فردی نیز شاخص توده بدن و نرخ لباس دو مولفه با بیشترین اثرگذاری می باشند. بنابراین وجود مولفه های اجتماعی کمک چندانی بر پیش بینی پاسخ های حرارتی نمی نماید. براساس مولفه های محیطی و فردی نیز، ترجیح حرارتی ضریب تعیین بالاتری را نشان می دهد. از آنجایی که ترجیح حرارتی زمینه ساز تغییرات لحظه ای و واکنش فرد در محیط می شود، از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید مورد توجه طراحان قرار گیرد.
گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
391 - 410
حوزههای تخصصی:
ویلیام ام پنا نظریه ماتریس یا جدول اطلاعات شبکه ای خود را در سال 1987 در کتاب مسئله کاوی تشریح نمود. این نظریه مکانیسمی جهت برنامه دهی معماری ارایه داده است. پارادایم پارامتریک در چهار دهه گذشته به صورت گسترده جنبه های مختلف معماری و نقد را به خود اختصاص داده است. پارادایم پارامتریک از پارامتریک فرمال در ده های اولیه به پارامتریک بیم و نهایتاً به پارامتریک اتوماسیون توسعه یافته است. پارامتریک اتوماسیون سطح گسترده و غیرقابل انکاری را در روند طراحی معماری و نقد را شامل می شود. این تحقیق سعی دارد بر مبنای پارادایم پارامتریک، ماتریس ویلیام ام پنا را گسترش داده و مکانیسمی پارامتریک جهت تحلیل پیچیده داده ها را در مقیاس بسیار وسیع برای کمک به طراحان و منتقدان ایجاد نماید. روش داده بنیاد استراوس و کوربین به کمک کدگذاری سه گانه بستر تحقیق را فراهم کرده است و در نهایت نظریه گراف ها به عنوان مکانیسم تحلیل پارامتریک تحت برنامه گفی، نسخه 0.9.2 مورد استفاده قرار گرفته است. مراحل تحقیق عبارتند از: 1- انتخاب ماتریس پنا و گسترش آن. 2- تکمیل محتواهای مرتبط با هر خانه ماتریس مبنا و ارتباطات یک طرفه خانه های آن 3- ارجاع اطلاعات جهت بازبینی به تیم متخصصان 4- ادامه تا رسیدن به سنجه اشباع نظری. 5- انتقال اطلاعات به نرم افزار گفی. 6- تهیه خروجی های مورد نیاز با استفاده از فیلترهای متعدد نرم افزار. 7-تحلیل خروجی ها در راستای پاسخ به سوال تحقیق بر مبنای کدگذاری انجام شده، خانه هایی با درجه و وزن بیشتر در محدوده تعریف شده و همچنین کوتاه ترین فاصله بین دو خانه بدست آمده و گراف های مرتبط ترسیم می گردند. با تکرار مکرر این مرحله قابلیت تحلیل شامل مقایسه، فراوانی و تحلیل آلترناتیوها امکان پذیر خواهد بود.
بازشناسی شبکه نقاط بالقوگی مکانی با استفاده از «کدهای مکان مند» بررسی موردی: بافت تاریخی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۶
23 - 47
حوزههای تخصصی:
مفهوم استفاده مجدد از فضاهای رها شده در طراحی شهری عمدتاً شامل فضاهایی بوده است که منتزع از شبکه شهری منسجم مورد بازطراحی قرار می گرفته اند. نمود عینی فضاهای حاصل از تخریب های تدریجی را می توان در بسیاری از بافت های تاریخی شهرهای ایران دید. این شکل نامطلوب از رهاشدگی فضاها و گسست درونی شبکه عناصر واجد ارزش، نشان از آن دارد که بالقوگی های موجود درون شهر نادیده گرفته شده است. بازطراحی این قطعه ها و توجه دوباره به شبکه نقاط بالقوگی مکانی، شامل کانون ها و راستاهایی که به شکل تاریخی ساختار منسجم بافت شهری را تکوین می داده اند، اندیشه ای است که در این مقاله و با تکیه بر مفهوم «کدهای مکان مند»، مطرح می شود. کدهای مکان مند که پیرو مطالعات کلارک در دهه هشتاد میلادی، توسط دی مونشو طی چند سال اخیر مطرح شده است، الگویی تازه از بازترکیب بالقوگی های فضایی را نمایان می سازد و با نگاهی یکپارچه و شبکه ای به شهر و شناسایی نقاط بالقوه مکانی در چرخه حیات شهری، دستیابی به ساختار شهری متوازن را جستجو می کند. این پژوهش آزمونی است در کاربست کدهای مکان مند که با تأکید بر وجه فرآیندی و بومی سازی آن، برای نخستین بار در زمینه شهر ایرانی به تحلیل شبکه ای بافت تاریخی شیراز پرداخته است. برونداد پژوهش، ساختار فضایی پنهان و کانون-راستاهای بافت تاریخی شهر شیراز را به عنوان عرصه ای برای بازطراحی شبکه منسجم شهری ارائه می نماید.
پایداری در استحکام بخشی: بازخوانی نحوه مستندسازی تحولات کالبدی بر اساس ویژگی های معماری حین مرمت؛ نمونه: سردر باغ ملی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
۱۳۳-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
اهداف: بنای سردر باغ ملی تهران که طی دهه های طولانی، عنوان نماد شهر تهران را یدک می کشیده است، وضعیت کنونی خود را محصولی از رویدادها، تغییر نگرش ها، تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می بیند. بسیاری از این تغییرات زیر لایه های تاریخی کالبدی بنا مدفون شده اند که در این مطالعات، با استناد به تجربه سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران، به خواناسازی اثر پرداخته می شود. روش ها: مطالعه حاضر از جنس توصیفی- تحلیلی و میدانی - اکتشافی است، به این ترتیب که تلاش شده است تا یافته های حین خواناسازی و گمانه زنی برای قرائت عناصر و ویژگی های نامشهود اثر را با مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسنادی همراه ساخته و تحلیل مناسبی از تحولات و عوامل تأثیرگذار بر این تحولات را ارائه دهد. یافته ها: بررسی های صورت گرفته حاکی از چهار دوره متمایز حیات برای اثر مذکور است: 1- مرحله اول، دوره شکل گیری به عنوان شاخص قدرت جدید اداره پایتخت با تمرکز بر جنبه یادمانی؛ 2- مرحله دوم، دوره توفق جریان توسعه و نوسازی شهر بر این اثر نمادین؛ 3- مرحله سوم، دوره فراموشی و افول؛ 4- مرحله چهارم، دوران شکوفایی مجدد و بازتعریف ارزش های تاریخی و نمادین. نتیجه گیری: مطالعات حاضر بدنبال پاسخ ابهامات پیرامون روند شکل گیری، تحولات و شکوفایی مجدد اثری یادمانی است که در دوره ای نماد تهران جدید بوده است و امروزه به عنوان نماد تهران قدیم شناخته می شود. در این بررسی ها نحوه خلق یک اثر و تبدیل آن به کانون توجهات و نهایتا افول آن براثر تحولات اجتماعی و سیاسی مشخص می شود.
Local Parking Positioning by Using the Linear Assignment Method (Case Study: Qazvin, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Concerning the population growth and urban development, significant growth in the rate of personal car usage has caused more transportation and thus growth in occupying the street areas for parking vehicles. This has caused much transporting problems and traffic. Hence concerning the parking issue is crucial in traffic and municipal management.The important issue is the suitable place for the parking areas. If there would not be any demand for assessment and evaluation of the traffic and municipal criteria, the constructed parking area would not be much usable and cause some difficulties in transferring lines,thus the expenses paid for building the parking will be wasted.Hence, in this article, the influential indexes for parking place in three different areas of Qazvin are introduced and discussed. Regarding the qualitative municipal criteria, we have used the multi-criteria linear assignment method for comparing and considering the indexes and region, and finally rating these regions for parking.
برنامه ریزی کاربری زمین در راستای توسعه پایدار محله ای با تأکید بر بهینه سازی مصرف انرژی (مطالعه موردی: محله دروس، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
5 - 18
حوزههای تخصصی:
با توسعه شهرها، کاربری اراضی به عنوان بخش مهمی از برنامه ریزی، محلات را دستخوش تغییرات کرده است. برای پاسخگویی به معضلات توسعه های جدید، نظریاتی نظیر توسعه محله ای پایدار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از چالش برانگیزترین بحث های توسعه محله ای پایدار، انرژی است. به دلیل نقش چیدمان کاربری ها در مصرف انرژی، برنامه ریزی کاربری با رویکرد توسعه پایدار محله ای و تأکید بر بهینه سازی مصرف انرژی می تواند موجب حفظ و ارتقا پایداری شود. پژوهش حاضر تلاشی جهت توسعه مفهوم محله پایدار، بهینه سازی مصرف انرژی و ارتباط آن با برنامه ریزی کاربری زمین است. دروس از محلات برنامه ریزی شده تهران است. روش تحقیق پژوهش، تحلیلی و مدل آن AHP1 است. با استفاده از پرسش نامه، مطالعات میدانی ، نرم افزار GIS2 و موارد دیگر زیرمعیارهای برنامه ریزی کاربری با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژی در دروس اولویت بندی می شوند. در قالب نتایج تحقیق، برنامه کاربری زمین محله و یافته های قابل تعمیم پژوهش ارائه شده است.