فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۴۱ تا ۵٬۸۶۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به این موضوع که مقاومت یک ساختمان در برابر موج انفجار بستگی به شکل و فرم ساختمان، تعداد دریچه ها و بازشوها و قدرت و جنس مصالح به کار رفته در ساختمان دارد، بنابراین مطالعه و ارزیابی نوع بازشوهای ساختمان در برابر پیامدهای ناشی از انفجار اهمیت می یابد. بازشو ضعیف ترین قسمت ساختمان در برابر امواج و ترکش های ناشی از انفجار است و با توجه به قرارگیری آن در جداره خارجی ساختمان می تواند نقش به سزایی در کاهش یا افزایش تأثیرات انفجار بر روی ساختمان داشته باشد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تعیین شاخص هایی جهت ارزیابی بازشوهای ساختمان در برابر اثرات انفجار است. در این زمینه ابتدا انواع بازشوها با استفاده از منابع کتابخانه ای شناسایی گردید و سپس با مصاحبه با افراد خبره در این زمینه کلیه شاخص مطرح برای بازشو ها استخراج گردید و در ادامه به منظور کسب نظرسنجی از خبرگان، پرسش نامه ای جهت وزن دهی به شاخص های مؤثر در معرض دید 28 فرد خبره قرار گرفت. سپس از طریق به کارگیری روش تصمیم گیری گروهی بر اساس الگوی مقایسات زوجی، درجه ضرورت وجودی هر یک از شاخص ها تعیین گردید. در نهایت به این نتیجه رسیده شد که از میان شاخص های مؤثر بر ارزیابی بازشوها، نسبت سطح بازشو به سطح دیوار مهمترین عامل بوده و سپس روش نورگیری در رتبه بعدی قرار گرفته است.
هندسه در معماری ای رانی پیش از اسلام و تجلی آن در معماری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
55-66
حوزههای تخصصی:
هندسه یکی از بنیان های هنر و معماری سنتی ایران است که در سراسرآثار فاخر به جای مانده از گذشته، می توان نمودهایی از آن را مشاهده کرد. این مهم در معماری اهمیت بیشتری می یابد زیرا مبنای کار معماری «ساختن» است و برای ساختن لازم است از یک هندسه و نظم دقیق استفاده شود. نه تنها آثار معماری سنتی ایرانی از دوره باستان تا دوران اسلامی از هندسه بهره برده اند، معماری معاصر ایران نیز خود را پای بند به این اصول معرفی می کند. این مقاله برآن است تا ضمن شناخت دقیق از اصول هندسی موجود در معماری سنتی و ریشه های فکری و مبانی نظری آن، تجلی آن را در آثار معماری معاصر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. پرسش اصلی این پژوهش به شناخت اصول هندسی معماری سنتی و کیفیت کاربرد آن در معماری معاصر مربوط می شود. به عبارت دیگر، سوال اصلی آن است که اصول هندسی به کار رفته در معماری سنتی کدامند؟ و تجلی این اصول در معماری معاصر ایران چگونه است؟ دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن هستند که استفاده از نظم هندسی در پلان همراه با بهره گیری از هندسه پنهان، و ایجاد درک هندسی با استفاده از احساس ایستایی، بیش از سایر مفاهیم هندسی معماری سنتی، در معماری معاصر مورد توجه قرار گرفته اند. علاوه برآن که بهره گیری از کهن الگوها و نقش مایه های معماری سنتی همواره مورد نظر معماران معاصر بوده است.
مستند سازی دانش بنیان میراث معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
79 - 90
حوزههای تخصصی:
مستندسازی دانش بنیان میراث معماری با ثبت صفات ابنیه تاریخی در فهرست های تحلیلی فراداده آغاز شده و دارای رویکردی همه جانبه است؛ بدین معنی که کالبد بنا را از آغاز پیدایش و در طول تحولات، نه تنها به صورت منفرد، بلکه در پیوند با محیط، رخدادها، افراد و یا سبک ها بررسی و دانش پایه را جهت شروع عملیات حفاظت ارائه می کند. این پژوهش به دنبال تهیه فهرست تحلیلی پایه و تفصیلی برای میراث معماری در ایران، به عنوان هسته مرکزی فرآیند مستندسازی است. در بررسی روش های مستندسازی درکشور، کمبود چالش برانگیز شناسنامه ابنیه تاریخی محسوس است. بنابراین استانداردهای جهانی فراداده مطالعه و فهرست پایه داده ها (وابسته به ایکوم) برای مستندسازی گونه های مختلفی همانند مسجد، خانه، کاروانسرا و یا بازار انتخاب شده است. در نتیجه برداشت های میدانی و کتابخانه ای ابنیه منتخب، فهرست پایه جهت ثبت شاخصه های معماری ایرانی تعدیل شده است. همچنین به منظور شرح تفصیلی خصوصیات بنا، اطلاعات محیطی و یا آسیب شناسی ابنیه، فهرست تفصیلی با الگوی دستورالعمل های ملی و جهانی ثبت آثار طراحی شده است. در پایان فهرست پایه و تفصیلی مقایسه و بر ایجاد سیستم های مدیریت دانش میراث معماری ایران تأکید شده است.
تعریف معماری در برداشت ما از زندگی نهفته است؛ در گفتگویی با دکتر محمدرضا نقصان محمدی
حوزههای تخصصی:
راهبردهای توصیفی در پژوهش منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
توصیف به مثابه یک راهبرد عینیت گرا و استقرایی از روش های پژوهش در معماری منظر است که مبنای بسیاری از راهبردهای پژوهشی دیگر نیز دانسته می شود. از آنجا که از مشاهده اغلب به عنوان نخستین گام در هر پژوهش یاد شده و کمتر به مثابه یک راهبرد مورد توجه قرار می گیرد، هدف این نوشتار تقویت بنیان های نظری لازم در تعمیق راهبردهای توصیفی در پژوهش منظر و ترویج بیشتر آن است. از این روی، راهبرد توصیفی در نوشته های دمینگ و سوآفیلد (2011) مورد بررسی قرار گرفته و ضمن اشاره به دسته بندی های چهارگانه آنها شامل مشاهده، توصیف ثانویه، توصیف پیمایش اجتماعی و توصیف پیچیده به برخی پژوهش های صورت گرفته در هر دسته نیز اشاره شده است. اسناد مکتوب، پرسشنامه، مشاهده مستقیم، مصاحبه، تصاویر، عکس ها، دست نگاره ها و مستندات تاریخی همگی به عنوان منابع پایه در راهبرد توصیفی هستند. سنجش اعتبار این نوع پژوهش ها متکی به پشتیبانی منابع مختلف از یکدیگر، نحوه استخراج داده ها و شیوه استقرای پژوهشگر و مبتنی بر دسته بندی، رتبه بندی و تفسیر می باشد.
اصطلاح شناسی عملکرد معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۸ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
57 - 68
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با رهیافت اصطلاح شناسی و واژه شناسی به بررسی اصطلاحات و واژگانی پرداخته ایم که در تاریخ نظریه پردازی معماری، بر مفهوم عملکرد معماری دلالت داشته یا در شرح آن به کار رفته اند. بر این اساس، در بخش نخست، با رجوع به متون نظری معماری، اصطلاحات دال بر مفهوم عملکرد و نیز واژگان مرتبط با آنها به مثابه واژه و اصطلاح بررسی شده است. در بخش دوم، مبتنی بر یافته های بخش نخست، تعابیر برآمده از دلالت های اصطلاحات و واژگان بررسی شده، هم از منظر معنای لغوی و کاربرد آنها در متون نظری و هم از منظر تعبیرهای مرتبط با معماری، بررسی و مقایسه شده است. این مقایسه نشان می دهد که این اصطلاحات و واژگان عموماً با چهار تعبیر در معماری مرتبط بوده که تعددشان تأثیر بسیاری بر تنوع مفهومی عملکرد معماری داشته است. بنابراین، تنوع اصطلاحات و معنای آنها از یک سو و تنوع خاستگاه ها و تعابیر آنها از سوی دیگر نشان می دهد که همه اصطلاحات و واژگان بر یک مفهوم دقیقاً واحد دلالت ندارد. پس برای رسیدن به تعریفی روشن تر از مفهوم عملکرد معماری، باید به پیوندهای آن با معماری به سان یک کل اندیشید و به نظر می رسد که تعریف واحد از عملکرد معماری تنها در چهارچوب تعریف واحد از معماری ممکن می شود
چیدمان شهر و معماری: ایجاد برابری جنسیتی در زندگی شهری؛ برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات بهتر برای همه
حوزههای تخصصی:
میزگرد «بررسی مسئله نوسازی شهری در ایران»؛ سبقت نوسازی از فرسودگی
حوزههای تخصصی:
بیش از یک دهه است که نوسازی شهری به عنوان یکی از موضوعات مهم پیش روی مدیریت شهری ایران است. کتاب ها و مقالات زیادی در این زمینه نوشته شده و اقدامات فراوانی جهت نوسازی بافت های فرسوده صورت گرفته است. در این میان علی رغم حجم زیاد برنامه هایی که نوسازی شهری را هدف خود قرار داده اند، شکاف بین روند رشد بافت های فرسوده و نوسازی این بافت ها، که از طریق مدیریت شهری و سازمان های دولتی انجام می شود، در حال افزایش است و شاهد رقابت نفس گیر دو جریان فرسودگی و نوسازی هستیم ولی همچنان سرعت رشد فرسودگی از اقدامات نوسازی بیشتر است. این میزگرد به بحث پیرامون علت این جریان اختصاص یافت. در این میزگرد آقایان دکتر محمد سعید ایزدی، مدیر عامل شرکت عمران و بهسازی، دکتر فریبرز رئیس دانا متخصص اقتصاد و دکتر سید امیر منصوری سر دبیر مجله در دو بخش به بحث درباره موضوع پرداختند
دانش طراحی شهری در ایران و چالش های پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۵
37 - 48
حوزههای تخصصی:
نقش دلبستگی به مکان در هویت بخشی به میدان های شهری (نمونه موردی : میدان آرامگاه شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلبستگی به مکان، نقطه تلاقی عناصر کالبدی، فعالیت ها و مفاهیم ذهنی نسبت به مکان است. این حس دلبستگی موجب تبدیل فضا به مکانی با ویژگی های حسی و رفتاری خاص برای افراد میشود. میدان با ابعاد مختلف معنایی، کارکردی و کالبدی می تواند نقش مهمی در ارتقای کیفی فضاهای شهرهای امروز ایفا کند. در این میان، توجه به عوامل مؤثر در دلبستگی افراد به میدان های شهری می تواند نقش مؤثری در هویت و مطلوبیت میدان ها داشته باشد. با توجه به اهمیت دلبستگی به مکان در ارتقای کیفیت محیط، این تحقیق ضمن بررسی مفهوم دلبستگی و ابعاد آن، با تبیین شاخص های دلبستگی به مکان، نقش دلبستگی به مکان را در ایجاد مطلوبیت و هویت میدانهای شهری بررسی میکند.
اساس این مقاله متکی بر یافته های تحقیقی در مورد آزمون دلبستگی به مکان در ارتباط با یکی از میدان های مهم واقع در مرکز شهر همدان، به نام میدان آرامگاه بوعلی سیناست. پژوهش مذکور با روش مطالعه نمونه موردی و مطالعات میدانی و مصاحبه های حضوری با شهروندان همدانی و بازدیدکنندگان از میدان مذکور و تحلیل آن با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی انجام شده است. تحقیقات ثابت میکند ارزیابی بسیاری از شاخص های دلبستگی به این میدان بالاست و همین امر ذهنیت افراد را بر روی هویت آن مؤثر میسازد. از این رو مقاله استدلال میکند بین دلبستگی به مکان و هویت آن، رابطة مستقیم وجود دارد که این امر میتواند در طراحی میدان های شهری مورد توجه قرار گیرد. در بین عوامل مهم دلبستگی به میدان از جمله میتوان به وجود آرامگاه بوعلی با معماری فاخر آن در مرکز میدان، امکان دسترسی مناسب به میدان، وجود عوامل و عناصر محیطی نظیر درختان و فضای سبز مناسب در میدان، فضاهای تجاری و روزمره اطراف میدان، جانمایی مناسب میدان به لحاظ موقعیت مرکزی در شهر، مناظر ذهنی و عینی مناسب میدان نام برد. نتایج این تحقیق می تواند راهبرد مناسبی برای طراحی میدان های شهری مطلوب در شهرهای معاصر فراهم کند.
Sustainable Criteria Evaluation of Neighbourhoods Through Residents’ Perceived Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Following the changes in the paradigm of urban studies in recent years, sustainability has become an increasingly important issue in the neighborhood’s planning and designing. However, this concept has originally been developed for American and European neighborhoods’ planning, it could also be customized for other neighborhoods’. Additionally, in the neighborhood scale, the quality parameter factors are more sensible and understandable. Therefore, attention to use these parameters may have better results for neighborhood sustainability concept. This paper claims that if subjective indicators that customized with local context and derived from residents’ perception about sustainable neighborhood are being used, significant differences between residents’ valuing on subjective criteria of sustainability from one neighborhood to another would be found. For this claim, the paper has studied the two neighborhoods of Tehran, as a metropolis with different socio-economic and socio-cultural diversity in its neighborhoods. The findings show that the resulted criteria in the neighborhoods of Tehran, in comparison to each other, have meaningful differences.
سنجش تطبیقی تصویر ذهنی شهروند و شهرساز به مفهوم کیفیت محیط شهری (مطالعه موردی: بافت فرسودة شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیستگاه انسانی هنگامی میتواند بیشترین مطلوبیت را برای انسان حاصل کند،که انتظارات وی را برآورده سازد. این انتظارات در قالب ابعاد مختلف زیستمحیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و... معنا پیدا میکند. چنانچه هریک از این عوامل در محیط زندگی یک فرد فاقد کیفیات مطلوب باشد، بر ادراک و احساس وی از فضا و در نتیجه بر سطح رضایتمندی او از محیط زندگی تأثیرگذار خواهد بود. همانطور که میدانیم بافت فرسوده شهری به عرصههایی از محدوده قانونی شهرها اطلاق میشود که به دلیل فرسودگی و سطح نازل کیفیت محیطی در آنها مسایل و مشکلات خاصی را برای شهرها به وجود آوردهاند؛ و همواره شاهد این موضوع هستیم که در این بافتها توقعات شهروندان در ارتباط با کیفیت محیط سکونت خود تحقق نیافته و رضایت ساکنین از فضای زندگی در سطوح پایینی قرار دارد. شاید بتوان علت این مطلب را در عدم همسویی انگارههای شهروندان از یک فضای زیستی مطلوب ـ که به رضایتمندی آنان از محل زندگیشان میانجامد ـ با رویکردهای شهرسازان در ساماندهی اینگونه بافتها یافت.
این پژوهش با هدف کاربردی و در راستای ارتقای کیفیت محیط در بافتهای فرسوده شهری در پی پاسخ دادن به این سؤال است که اولویت معیارها و شاخص های کیفیت محیط در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر تصویر ذهنی شهروندان از یکسو و نگاه مسئولان و کارشناسان امور شهری از سوی دیگر کدامند؟ در این راستا، با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با به کارگیری نرم افزار SPSS در تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه (Oneway) و آزمون دانکن در گروه بندی (HSD) سعی دارد به ارزیابی و رتبه بندی این مؤلفه ها بپردازد. نتایج حاصل بیانگر آن است که شهروندان اولویت پایین بودن سطح کیفیت زندگی در این بافت ها را در عدم توجه به مسایل فیزیکی و کالبدی محیط بافت های فرسوده شهری و سطح پایین وضعیت اقتصادی ساکنان میدانند؛ در حالیکه در رویکرد شهرسازان به بافت های فرسوده شهری معیارهای محیطی، مدیریتی به نسبت بیشتری از سایر مؤلفه ها دچار نابسامانی هستند.
سخن سردبیر: زیبایی شناسی برج
حوزههای تخصصی:
Structural Analysis of the City Semiology (Case study: Yazd City)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Integration and coherence within a city’s physical structure have become an issue for towns and cities as they rapidly expand, incorporate new elements, and undergo incessant changes. At present, we are facing an extensive accumulation of signs and traits in modern urban patterns; many unaccustomed to and incongruous are affecting the socio-cultural and physical characters of cities. Here, we will be discussing whether it would be feasible to create a system of domestic signs which would reflect domestic social values and mental images held and entertained by citizens, and thus to re-create the sign system of cities. We will also discuss factors involved in interpretation of signs and symbols within a city structure. To prevent emergence or exacerbation of contradiction and disunity within syntagmatic urban structures which have been formed through centuries, we must acquire the knowledge and skill necessary to contain the newly adopted elements and assimilate them into a meaningful and coherent whole. In line with this goal, we have conducted a study of changes of physical structures of the city of Yazd through time (a diachronic analysis) with the aim of identifying sustainable parts of the city’s sign system and with an emphasis on the extent in which it has been formed. The questions which were the motivations behind this work and which we will be trying to answer are: Can the sign system within a city be used as a means for creating an alternative structure within the city’s physicality? Is the sign system (as a tool) characterized by specific patterns on whose identification the coherence of the physical structure of a city depends? How can we achieve an appropriate paradigm within an urban sign system? Here we will try to identify processes of integration of modern urban structures into a city structure, and we will do it through combining views held by semiologists with the ideas of urban incongruity and contradiction, which arise as a result of introduction of modern structures into old cities. To transform the medley into a coherent entity, we need to be aware that cities possess markedness. To this end, we have employed the structuralist analytical method with an emphasis on identification of syntagmatic structures (identifying the structural elements and their relative positions within a city) and of paradigmatic patterns (the ways in which elements substitute for or replace one another). Our main aim here is to extend the scope of studies of urban semiology and introduce analytical tools including the use of structuralism theory in the analysis of urban patterns. We have conducted an in-depth analysis of subjective and objective causes of appearance of signs within cities. We have then conducted case discussions as well as discussions about backgrounds and have tried to establish past and current trends of these signs and symbols in Yazd. Extended data were analyzed based on theoretical notions, paradigms and principles governing systems of signs and symbols have been sought.
طراحی باغ مستوفی به سبک ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
تهران بود و باغ هایش؛ تهران در دوره قاجار عرصه باغ های بسیاری بود که در ادامه الگوهای اصیل باغ ایرانی ساخته شده بودند. ارتفاعات شمال تهران مملو از این باغ ها بوده است که با رشد روزافزون شهر در زیر سلطه ساختمان ها از بین رفته اند. باغ مستوفی الممالک در منطقه سه تهران که بخشی از آن به نام «باغ ونک» با وضعیت نسبتاً مناسبی از لحاظ پوشش گیاهی در اختیار شهروندان قرار دارد، از جمله باغ های بزرگ دوره قاجار بود. در شرایط فعلی تنها سرمایه باغ، درختان کهنسالی است که مسیرهای اصلی باغ را تا حدی به نمایش می گذارد.
تخریب و تغییر کاربری باغ ها در تهران و نبود الگویی مناسب از باغ ایرانی در تهران معاصر، مسئولین را به این تصمیم واداشت که باغ ونک را با الگوی باغ ایرانی بازسازی و به معرض دید مخاطبین در مقیاس فراملی قرار دهند. از این رو طراحی باغ با ارایه ویژگی های اصیل باغ ایرانی در دستور کار قرار گرفت. مقاله حاضر تاریخچه باغ، تنگناها و معضلات طراحی و در نهایت چگونگی تأثیر ویژگی های باغ ایرانی را در طراحی و اجرای باغ بیان می کند.
چیدمان نقد هنری: جستاری در مشابهات معماری و ادبیات
حوزههای تخصصی:
معماری و ادبیات به عنوان دو شاخه از هنر، مانند بسیاری از هنرهای دیگر، در ابعاد مختلف معنا و صورت تشابهات زیادی دارند و این مشابهات به ویژه در کاربرد لفظی واژگان و مصطلحات نمودی خاص دارد. بدون تردید شناخت این موارد مشابه و کیفیت کاربرد آن در هر یک از علوم که ریشه در پیوستگی تاریخی و بعضاً مذهبی دارد، ما را در برداشت صحیح و کامل تر این مفاهیم یاری می رساند.
در این جستار تلاش شد تا تعدادی از واژگان و اصطلاحات که کاربرد لفظی مشترکی در ادبیات و معماری دارد مورد بررسی قرار گیرد و کاربرد لفظی و معنایی هر یک تعیین گردد.
فیروزه، نگین مساجد (با نگاهی به مسجدهای گوهرشاد مشهد و کبود تبریز در سده نهم هجری قمری/ پانزدهم میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان بینی مذهبی و تفکّرات عرفانی ایرانیان که از دیرباز ریشه عمیقی در هنر و فرهنگ آنان داشته، در یکی از مهم ترین ابعاد هنری اسلام، یعنی معماری مسجدها، نمود یافته است. در چنین عرصه ای، هر عاملی که به کار گرفته می شود و هر فنّی که مایه زایش و آفرینش اثر هنری است، از جهان علوی نشان دارد و هر نقش و رنگ در مقام نماد و سمبل، بیانگر چیزی از همان عالم است. رنگ های به کار رفته در مسجدهای ایرانْ جنبه های نمادینی دارند که در به کار گیری آن ها به جز خصلت تزئینی، معنی های دیگری نیز منظور بوده است. علی رغم نگاه عرفانی در منابع متعدد به مفاهیم و ارزش های آرمانی متعالی در معماری مساجد، تا کنون در زمینه شناسایی و علل به کار گیری رنگ فیروزه ای در تزئینات مسجدْ پژوهش جامعی انجام نشده؛ لذا ضروری است با بهره گیری از منابع عرفانی، به سنخیت میان رنگ فیروزه ای و کاربرد آن در برخی از قسمت های مسجد از نگاه انسان اندیشمند و دل آگاه پرداخته شود. در این جستار سعی شده است با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، مفاهیم نمادین رنگ فیروزه ای در مسجدها، از دیدگاه عرفانی و با رویکردی به مسجدهای گوهرشاد و کبود- که از نخستین مسجدهای برجسته سده نهم هـجری قمری/ پانزدهم میلادی به شمار می ورند- ارائه شود. به کار گیری رنگ فیروزه ای- که برخاسته از عمق اعتقاد و بینش اسلامی ماست- در برخی از اجزای مسجد، از مهم ترین نمادهای عرفانی جهان اسلام تلقی می شود. انگیزه اصلی حرکت در عرفان، رسیدن به حق، تعالی، از طریق شهود قلبی عارف یا هنرمندی است که احوالات درونی ش را از طریق نمادها بیان می کند. همچنین کوشیده ایم به این دو پرسش پاسخ دهیم که علل به کار گیری رنگ فیروزه ای در تزئین مسجدها چیست و بنیان های نظری فرهنگ اسلامی چه تأثیری در استفاده از رنگ فیروزه ای داشته است؟ هدف از انجام پژوهش نیز بررسی مفاهیم نمادین رنگ فیروزه ای در مسجدها و بررسی ارتباط بین رنگ و عرفان است.
بازی انگیزی، راهبرد طراحی محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری بازی محور، از رویکردهای نوین به مقوله ی یادگیری است که در آن با رجوع به مفهوم کودکی کردن، یادگیری را کسب تجربه از جنبه های گوناگون بازی تعریف م یکنند. در این رویکرد بازی، ابزار یادگیری است زیرا یادگیری (ایجاد تغییر پایدار در رفتار) بر تجربه استوار است و برای کودک مطمئن ترین ابزارِ کسب تجربه، بازی است. از طرفی یادگیری به جنبه اکتسابی رشد می پردازد، پس محیط و کیفیت آن بر یادگیری مؤثرند. در مطالعه حاضر فرض این است که با وارد کردن مؤلفه های مناسب، محیط به ابزار مؤثری برای یادگیری تبدیل میشود. مسأله اینجاست که چگونه کیفیت معماریِ فضاهای یادگیری، اهداف یادگیری جاری در فضا را تقویت می کند؟ اساس این پژوهش، یافتن کیفیت هایی در فضای معماری است که کالبد محیط یادگیری را به عاملی تحریک کننده برای کودک تبدیل کند. چون عمده تجربیات کودک در خلال بازی کسب میشود، مطلوب است این تحریکات نیز از مجرای بازی دریافت گردد به ویژه که امروز کودکان کمتر به بازی های کودکانه می پردازند و تشویق کودکان به بازی با تأمین زمان، نرم افزارها و سخت افزارهای مناسب ضروری است. در این مطالعه با مروری بر ادبیات موضوع، دامنه ی مطالعه تا بازدید از نمونه محیط های یادگیری خاص برای بررسی فضا و برنامه های جاری در آنها، مطالعه ی راهبردها و اهداف سازمان های مشوق بازی در سایر کشورها و جستجویی در نتیجه ی مطالعات مراکز دانشگاهی و اجرایی گوناگون کشیده شد.
با نگاهی به مفهوم بازی و تجربیات حاصل از طراحی اسباب بازی ها، زمین های بازی و فضاهای شهری دوستدار کودک، کیفیتی در محیط های یادگیری معرفی می شود که بازی انگیزی نام دارد.