فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
نقش جهان سال ششم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
38-50
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر اغلب مهندسین سازه در فرایند طراحی، دیوارها را به عنوان عناصر غیرساز های به شمار آورده و تنها جرم آ نها را در محاسبات مدنظر قرار می دهند. از طرف دیگر معماران نیز، مشخصات دیوارها را بدون توجه به عملکرد لرزه ای آن ها تعیین میکنند. در حالی که تجربیات زلزله های گذشته نشان میدهد دیوارها میتوانند آثار مثبت یا منفی بر رفتار ساختمان داشته باشند. هدف از این مقاله شناسایی نقاط ضعف دیوارها و آثار آن ها بر عملکرد لرزه ای ساختمان به شیوه ای مفهومی میباشد. در این تحقیق از مشاهده خسار تهای زلزله های گذشته به عنوان یک آزمایشگاه با مقیاس یک به یک استفاده شد ه است. نتیجه مطالعات نشان میدهد رفتار لرزه ای دیوارها در یک نمودار شامل سه سطح و هر یک در دو جهت مثبت و منفی قابل تحلیل است. در سطح یک از عملکرد نامطلوب، تنها دیوار دچار آسیب میگردد، در سطح دو، احتمال وارد شدن آسیب به دیگر عناصر ایجاد می گردد، در سطح سه، دیوار موجب آسیب دیدن سازه ساختمان میگردد. در سطح یک از عملکرد مطلوب، دیوار پایدار باقی می ماند، در سطح دو، دیوار آسیبی بر عناصر دیگر وارد نمیکند، در سطح سه، دیوار میتواند موجب پایداری سازه های غیرمقاوم در برابر زلزله گردد یا پتانسیل اضافی برای سازه های مقاوم در برابر زلزله به وجو دآورد.
Investigating the Effect of Changing the Transmitted Light’s Color on Thermal and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
1-14
حوزههای تخصصی:
Thermal comfort is one of the key factors for achieving energy saving in the buildings. In the survey of thermal comfort, psychological aspects are as important as the physical parameters such as temperature and relative humidity. If thermal comfort could be achieved by using non–physical parameters, a significant energy and cost would be saved. The aim of this study is to investigate the effect of changing the color of inward daylight (into cool/warm), on sensation of thermal and visual comfort. This study was conducted to answer these questions: to what extent can the lights, which are traditionally called cool and warm, cause the real sensation of cold and heat? What is their influence on thermal and visual comfort? And what is the effect of changing the color of transmitted light on the occupant’s sensation of illumination? Research method is descriptive–analytical; in this study, thermal and visual effects of changing the color of inward light from the windows is surveyed, by using questionnaires, in three naturally ventilated high–schools; and the results were compared with the outputs of PMV simulation analysis. The results show that changing the inward light to a cool color (blue) and a warm color (red) resulted in a difference of 0.33°C in the sensation of thermal comfort. Moreover, the AMV in all cases had a neutral temperature below the PMV’s neutral temperature which was simulated by the software. In lower illuminance levels (lower than 300 lux) blue light aroused more visual satisfaction; but in higher illuminance levels (more than 300 lux), simple windows produced the best visual satisfaction. Red light produced the least visual satisfaction amongst these three. While, blue and red glazing generated better distribution of light in the room, than the witness group.
جایگاه تحولات جمعیت و حریم در شهر اسلامی و الزامات مدیریتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
73-85
حوزههای تخصصی:
فرا شهرنشینی که در کشورهای جنوب باعث ایجاد مادرشهرهای چند میلیون نفری می شود، نشان دهنده ی ژرفای ناخوشی ساخت های اجتماعی اقتصادی است. یکی از مسایلی که در رابطه با سازمان یابی کالبدی- فضایی مادرشهرهای ایرانی - اسامی مورد توجه می باشد، دگرگونی کانون های روستایی و مرا کز شهری واقع در حریم آنها، در پیوند با شهر مرکزی است. از آنجا که رشد شهرنشینی به عنوان یک پدیده جمعیتی تا حدودی در ارتباط با نوع فعالیت ها در شهر صورت می گیرد، بایستی ساماندهی و صیانت از است و توسعه مرزهای کالبدی شهر با توجه به انباشت جمعیت در آن حریم مادرشهرها براساس مطالعه روابط متقابل میان اسکان جمعیت و اشتغال در چارچوب حریم تبیین گردد. پژوهش حاضر از الگوی پس رویدادی و تکوینی بهره گرفته و از نظر روش شناسی، از روش کیفی با رویکرد متکی به توصیفی- تحلیلی استفاده کرده است. این پژوهش، نخست به بررسی وضعیت موجود فعالیت و جمعیت در حریم مادرشهر تهران پرداخته و بینی جمعیت و روش های برآورد فعالیت، تحولات آتی آن ها را تشریح نموده است. سپس با استفاده از مدل های پیش نتایج پژوهش نشان می دهد که رشد جمعیت و فعالیت در گستره حریم مادرشهر تهران به صورت مسمتر ادامه دارد و کاهش تعداد سکونتگاه ها و مرا کز فعالیت در برخی از دوره های زمانی، به معنای مهاجر فرستی، زوال کانون های جمعیت و ایستایی مرا کز فعالیت نیست؛ بلکه به دلیل گسترش محدوده مادرشهر تهران، پدیده شهرشدگی زودهنگام نقاط روستایی، ادغام آنها و تغییر محدوده های آماری در سرشماری هاست. بدین ترتیب تکوین نواحی شهر- بنیاد جدید با مشکلاتی ای نزدیک، دور از انتظار نیست؛ در پایان نیز مشابه مادرشهر تهران، در سایر شهرهای بزرگ واقع در پیرامون تهران، در آینده و بر اساس یافته های پژوهش، راهبردهای مناسب به منظور مدیریت جمعیت و فعالیت در حریم SWOT با استفاده از روش مادرشهر تهران استخراج گردید.
نقش مصالح بومی در معماری پایدار از دیدگاه زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۶
۴۸-۲۹
حوزههای تخصصی:
امروزه افزایش ساخت و سازهای ساختمانی موجب تولید نخالههای فراوان شده است که در حاشیه شهرها انباشته شده و یکی از آلوده کننده ترین عوامل محیط زیست به شمار میآید. ساختمانهای امروزی به ویژه در شهرها از مصالح جدید ساخته شده اند. برای تهیه مصالح جدید، انرژی زیادی صرف میشود. در جهت کاهش خطرات زیست محیطی ناشی از مصالح ساختمانی، بایستی چرخه حیات مصالح از زمان استخراج از طبیعت، تا بازگشت دوباره به طبیعت و انرژی مصرفی در این چرخه مورد بررسی قرار گیرد. مسئله این تحقیق؛ مشکلات زیست محیطی ساخت و ساز امروزین است که به دلیل استفاده نا مناسب از مصالح جدید در ساختمانسازی پدید آمده است. در این پژوهش ویژگی های ممتاز مصالح بومی از نگاه زیست محیطی بررسی شده و استفاده از مصالح بومی به عنوان یک راهکار سالم و مفید و کم هزینه پیشنهاد میشود. فرایند تولید مصالح از استخراج تا بازگشت آن به طبیعت و تأثیر آن در آلودگی محیط زیست، اعم از مصالح جدید و مصالح بومی، مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است. نمودار چرخه حیات مصالح، الگویی حاصل از دیگر نمودارها و جداول گوناگون زیستمحیطی است که به صورت جامع تری، عوامل گوناگون در آن دیده شده است. هر مرحله از حیات مصالح در این الگو تشریح میشود. با بررسی و مقایسه مصالح بومی و مصالح جدید، مشخص میشود که مزایای استفاده از مصالح بومی به مراتب بیشتر است. عدم تخریب طبیعت در برداشت، کمترین آلودگی در تولید، پایین بودن مصرف انرژی در تولید، صرفهجویی در انرژی حمل و نقل، کاهش مصرف انرژی در بهرهبرداری، کاهش هزینههای تمام شده و از همه مهمتر بازگشت سریع به طبیعت و عدم تخریب محیط زیست از مزایای مصالح بومی به شمار می رود. البته به کارگیری مصالح بومی شرایط خاص خود را دارد.
تحلیلی بر ضرورت وجودی دوره کارشناسی شهرسازی در دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
5 - 12
حوزههای تخصصی:
با توجه به ماهیت بین رشته ای شهرسازی یکی از سؤالات کلیدی در آموزش شهرسازی ضرورت وجود یا عدم وجود مقطع کارشناسی در شهرسازی است؟ دیدگاه های موافق و مخالف زیادی در این ارتباط وجود دارد. در حالی که بعضی از مقطع کارشناسی ارشد حمایت می-کنند، عده ای با توجه به عملکرد خوب فارغ التحصیلان کارشناسی شهرسازی، ضرورت انتخاب رشته شهرسازی از 18 - 19 سالگی و مشکلات مالی دانشگا هها بر ضرورت وجودی مقطع کارشناسی تأکید دارند. در این مقاله این سؤال را در ارتباط با شرایط ایران مورد بحث قرار گرفته و از روش تحقیق آمیخته )پرسش نامه و مصاحبه( برای پاسخ استفاده شده است. مجموعاً 187 پرسش نامه توسط سه گروه دانش آموختگان کارشناسی شهرسازی، اساتید رشته و کارفرمایان )مدیران شهرسازی( تکمیل شده است. همچنین 12 مصاحبه ساختاریافته با استادان و حرفه مندان مطرح در حوزه شهرسازی انجام شده است. نتایج حاصل از مقاله نشان می دهد که اکثریت پرسش-شوندگان و مصاحبه شوندگان از وجود این دوره رضایت داشته و آن را برای کشور ضروری می دانند.
بازطراحی فضاهای جمعی و خصوصی مسکن در ساختار شهر ایرانی - اسلامی مطالعه موردی مجتمع بهارستان 2 سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
36-47
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر به بازطراحی فضاهای جمعی و خصوصی مجتمع بهارستان 2 سنندج با رویکرد ارتقاء سامت اجتماعی در از کوچک و دلگیر » مجتمع بهارستان « ساختار شهر ایرانی - اسامی می پردازد. مطالعات بیانگر آن است که اغلب سکنه بودن فضاها، نادیده انگاری تباینات فرهنگی و اجتماعی و در نتیجه تجانس و همگرائی کم فضاهای خصوصی و عمومی ناراضی هستند. از این رو،کاهش نسبی مشکلات، ارتقاء زیست اجتماعی سا کنین و طبعاً افزایش سازگاری با رویکرد طراحی معماری هدف اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. مطالعه موجود به روش پیمایشی انجام گرفت و 30 خانوار به عنوان افراد نمونه به روش تصادفی در دسترس انتخاب شدند. عاوه بر پرسشنامه، بررسی مدارک، نقشه ها و برقراری جلسات نقد با تعدادی از سا کنین ساختمان از ابزارهای دیگر روش مطالعه بود. پس از تبیین دقیق مسائل و مشکلات، با استفاده از نقشه های دو بعدی، گزینه های مختلف ارائه و پس از بحث و بررسی و برگزاری جلسات متعدد، گزینه نهائی در چارچوب شهر ایرانی-اسامی انتخاب شد و در نهایت نسبت به طراحی جزئیات فضاها اقدام گردید. به عنوان نتیجه بر این نکته تأ کید شد که لازمه طراحی و معماری سالم توجه خاص به نیازها، خواسته ها، الگوهای اجتماعی و عمومی سا کنین به عنوان صاحبان اصلی مجتمع مسکونی می باشد. طبیعی است که با گفتگو و ایجاد تفاهم و برجسته نمودن مشترکات می توان به سهم خود به توسعه جامعه ایرانی-اسامی کمک نمود.
معماری در نقاشی مکتب هرات
حوزههای تخصصی:
نقاشی مکتب هرات به دلیل توجه خاص به انسان و محیط زندگی وی، به وفور از عناصر معماری استفاده کرده است. معماری در نقاشی مکتب هرات عنصری است که در فضای نگاره گسترده شده و به ساختار آن نظم می دهد و جایگاهی مناسب برای حضور شخصیت های نگاره می آفریند. مقاله حاضر در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی عناصر معماری در مکتب نگارگری هرات به این سؤال اصلی پاسخ دهد که عناصر معماری چه جایگاهی در نقاشی مکتب هرات داشته و نقش آنها در ساختار تجسمی آثار چگونه بوده است؟ نمونه های مطالعاتی تحقیق از میان آثار برجسته دو دوره آغازین و پسین نگارگری تیموری انتخاب شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که ترسیم عناصر معماری در نگاره ها از ابتدایی ترین حالت آن که فقط شامل نمایی از یک بنا بوده، آغاز و رفته رفته تکمیل شده تا در نگارگری مکتب هرات به اوج تکامل خود رسیده است و بر مبنای نتایج این تحقیق، تبدیل به فضایی زنده و پویا گشته که ساختار ترکیب بندی کلی را تحت تأثیر قرار داده است. نوعی عمق نمایی ویژه به مدد عناصر معماری و نیز استفاده مکرر از تغییر زاویه دید و نمایش هم زمان فضاهای مختلف یک بنا از ویژگی های مکتب تیموری می باشد. بناهای تصویر شده در مکتب هرات شامل طیف وسیعی از بناهای مذهبی همچون مسجد تا بناهای مدنی نظیر استحکامات نظامی و حمام می باشد. تحولات حاصل از کادربندی و پلان بندی در نگاره، گسترش پهنای دید، واقعی تر شدن نحوه دید به معماری، به کار بردن جزئیات و تزئینات در سطوح معماری و تغییر در سلیقه انتخاب متون مصور شده، از عواملی است که نگارگری مکتب هرات را در نمایش معماری به پختگی رسانده است و جنبه کاربردی تری را در صفحه بدان بخشیده است. مقایسه ی انواع بنا در دو مرحله ی پیشین و پسین مکتب هرات نشانگر این موضوع است که نقاشی تیموری به چه بخشی از عناصر معماری توجه بیشتری نموده است.
نقش فضای عمومی شهری در افزایش ایمنی اجتماعی (مطالعه موردی: محله ساغریسازان و گلسار رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۷
5 - 16
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ارتباط ابعاد حسی دریافت شده از فضاهای شهری و ایمنی اجتماعی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد بین اطلاعات دریافتی از محیط و سلامتی انسان رابطه مستقیم وجود دارد. چون افراد از طرق مختلف، فضاهای شهری را درک می کنند و خوشایندی یا ناخوشایندی، امن و ناامن بودن آنها می تواند نقش تعیین کننده ای بر سلامت روانی ساکنان داشته باشد. این مقاله قصد دارد با تشریح رو شهای انتقال و درک عام محیطی، تأثیر آنها بر ایمنی اجتماعی را بررسی کند. روش بررسی، آمیخته ای از روش های کمّی و کیفی است. بدی نصورت از منابع مختلف نظری، داده های کیفی استخراج و با تحلیل آنها معیار های کمّی برای تدوین پرسش نامه تعیین شدند. پاس خهای دریافتی از پاسخگویان در محله های ساغری سازان و گلسار رشت جهت سنجش تأثیر مؤلف ههای مؤثر بر امنیت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد و پیشنهادهایی برای ارتقاء ایمنی در ساغری سازان که از این نظر نامناسب بود، ارائه گردید.
بازشناسی مفهوم و اصول هویت در اثر معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۲۵
15 - 26
حوزههای تخصصی:
مفهوم هویت یکی از پیچید ه ترین مباحث حوزه علوم انسانی است که ریشه های آن را بایستی در علومی چون فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی جستجو کرد. از طرفی مفهوم هویت در آثار معماری نیز ارتباط عمیقی با تعریف مفهوم هویت در انسان داشته به گون های که یک اثر، به عنوان نمادی از شخصیت فرد به شمار می آید. علی ر غم تناقضات گوناگون در رابطه با کاربرد این مفهوم در حوزه معماری، اغلب نظریه پردازان تعریف آن را به عنوان معنا یا سطحی از معنا پذیرفت هاند. این معنا، مرتبط با میزان تعامل میان فرد و محیط مصنوع بوده و در کنش متقابل میان آنها تعریف م یگردد. در پژوهش حاضر، این کنش متقابل در یک مدل ارتباطی میان معمار، اثر معماری و مخاطب تعریف گردیده و بر مبنای تحلیل محتوای متون ب هدست آمده از روش کتابخانه ای، معیارهایی مشخص به عنوان اصولی برای هویت بخشی به آثار معماری تعیین گردیده است.
Providing Empirical Suggestions for Rehabilitation of Deficient Urban Parks Based upon Users' Preferences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main purpose of this study is to investigate the preferences of urban dwellers for various elements of urban parks in order to provide some important suggestions for rehabilitation of urban deficient parks. In this regard, this study has conducted a survey in one of the oldest parks in خرمabad, Iran, to reveal the overall satisfaction of the park situation and to explore the preferences of users regarding the characteristics of appropriate hard and soft landscape elements of the park. This paper uses five independent combined analyses covering elements of the urban park, including locational, functional, physical, visual and the vegetation characteristics in order to provide the most preferable elements for rehabilitation of this park. For finding significant results, questionnaires are distributed among 100 park users during spring 2014. Findings of the research show general dissatisfaction regarding the existing condition of the park and provide some key points that can be helpful for improvement of the quality of the park based on visitors' ideas.
تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة کلان شهرها بر محیط طبیعی پیرامون : رویکردی ویژه به منطقة کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله : شهرهای بزرگ یا کلان شهرها در جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته، به منظور بهره مندی از صرفه های ناشی از مقیاس تشکیل شده و در پی آن، با ایجاد پیوندهای فضایی- کارکردی با حوزه های پیرامون، منطقه های کلان شهری شکل می گیرند. این در حالی است که افزایش تمرکز و تشدید فعالیت ها (مسکونی و غیرمسکونی) در این منطقه های کلان شهری، همواره رابطة مستقیمی با افزایش صرفه های ناشی از مقیاس ندارد و آستانه های جمعیتی و اکولوژیکی، ظرفیت تمرکز و میزان گسترش آنها را تعیین می کنند. گذر برنامه ریزی نشده از این آستانه ها در بسیاری از منطقه های کلان شهری، منشأ شکل گیری و انباشت مشکلهای فضایی بسیار، به ویژه در عرصة محیط طبیعی شده است. در بسیاری از تجربه های جهانی به ویژه در جوامع کمتر توسعه یافته ای که دارای سیستم و سازوکار برنامه ریزی و مدیریت شهری کارآمد نیستند، گسترش کلان شهرها به سوی محیط های پیرامون، برنامه ریزی نشده است و اثرات آن بر محیط طبیعی، نه از پیش تدبیر شده است و نه اندیشیدن و تدبیر شیوه ها و راه های رویارویی با چنین مشکل هایی، در نظر گرفته شده است. چنین اغماض مهمی، به تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجایی چون اغتشاش فضایی (با توجه به تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سازمانی و کالبدی) و تشدید یا بازتولید مشکل های از پیش موجود، و موجب اتلاف منابع حیاتی جوامع و نیز اتلاف سرمایه هایی چون سرمایه های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی یا طبیعی شده است و می شود. هدف: هدف این مقاله پرداختن به بحث عدم برنامه ریزی برای فضاهای شکل گرفته در اثر گسترش کلان شهرها در منطقه های کلان شهری و در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله، یعنی منطقة کلانشهری تهران، و نیز اندیشیدن در مورد پیامدهای چنین گسترشی در فرایندهای برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان شهرها و منطقه های کلان شهری است؛ با این مقصود که بتوان با تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجا در این زمینه رویارویی کرد. بر پایة تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن است که می توان به تولید پیشنهادهایی (در سطوح راهبردی و عملیاتی یا تاکتیکی) با ماهیت دوگانة محتوایی و روندکاری به منظور سیاست گذاری و استقرار رهیافت و سازوکاری تدبیرشده برای برنامه-ریزی و مدیریت چنین منطقه هایی پرداخت. روش تحقیق : به منظور شناسایی و تحلیل تغییرات ناخواسته و منفی ایجاد شده در محیط طبیعی، ناشی از گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در این مقاله روش کاری متشکل از فرایندی سه مرحله ای اختیار شده است. در مرحلة نخست پایه های نظری مرتبط با موضوع بازبینی و تجربه های جهانی جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته مورد مقایسه قرار می گیرند. در مرحلة دوم روش های ارزیابی اثرات زیست محیطی بازبینی می شود. و در مرحلة سوم، به کمک اصول راهنمای به دست آمده، اثرات گسترش منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن، مورد شناسایی و تحلیل قرار می گیرند. دستاورد : دستاورد اصلی این مقاله، تحلیل اثرات منفی گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران و بر پایة چنین تحلیل هایی، تأکید بر بایستگی استقرار سازوکار تدبیرشدة برنامه ریزی، سیاست گذاری، و مدیریت منطقه های کلان شهری، به ویژه در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله است تا از طریق استقرار چنین سازوکاری، زمینه ای برای کاهش یافتن، گشوده شدن و پیشگیری از تشدید و بازتولید مشکل ها فراهم شود.
چیدمان کتیبه نگاری: نگاهی به آثار خوشنویسان ایرانی در کتیبه های عتبات عالیات
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
مقدمه: ایرانیان از دیرباز مورد توجه ویژه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) بوده اند. در احادیث بسیاری، اسلام ایرانیان با اهمیت تلقی گردیده و از ملت ایران به عنوان وفادارترین ملت ها به اسلام یاد شده است. به گفته شهید علامه مطهری: «ایرانیان بیش از هر ملت دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام و اهل بیت (علیهم السّلام) قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند، در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی رسد.» هنر قدسی و فاخر خوشنویسی از دانش هایی بود که ایرانیان مسلمان در ایجاد و رشد آن نقش مهمی داشته اند. بنیان گذاران اقلام ستّه –که هنوز هم توسط خطاطان در سراسر جهان اسلام نوشته می شوند- غالباً ایرانی بوده یا نژاد ایرانی داشته اند؛ کسانی چون ابن مقله، ابن بواب، اسدالله کرمانی، عبدالله مروارید، محمد مؤمن کرمانی، عبدالله صیرفی، بایسنغر میرزا، عبدالله طبّاخ، کمال الدّین هروی، علاء الدین تبریزی، عبدالباقی تبریزی، میرعماد، علیرضا عباسی، محمدرضا امامی و دیگران که آثارشان باقی و چشم نواز دیده بینندگان است. خطاطان ایرانی، هنر خود را با کیمیای مهر و محبت اهل بیت (علیهم السّلام) درآمیخته و در جهت خدمت به عرض ارادت به ساحت قدسی آل الله، آثار فراوانی از خود برجای نهادند که بخش عمده ای از این آثار در قالب کتیبه نویسی و کتابت نسخه های قرآن کریم یا کتب ادعیه برای قرائت در مشاهد شریفه، خلق شده اند.
بازشناسی فرم معماری کاخ هشت بهشت تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیرامون مطالعات تاریخ معماری اسلامی، تحلیل فضایی و گونه شناسیِ کاربری های غیر مذهبی از جمله «کاخ»، شامل فضایی به جهت ترفیع زیاده خواهی های شاهانه، به دلیل ماهیت آن، با ابهاماتی مواجه بوده است. نتایج به دست آمده از نوآوری های معماری ایرانی، ابداع کاخی با طرح «هشت بهشت» را مربوط به دوران صفویه دانسته اند، در حالی که بر اساس متون تاریخی، نخستین گونه از سبک مزبور، ضمن شکل گیری ترکمانان در تبریز، به سایر نقاط ایران و مرزهای همجوار سرایت کرده است. این تحقیق بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی متون به تبیین فرم کاخ هشت بهشت تبریز و تأثیرپذیری کاخ های ایرانی و غیر ایرانی از آن بپردازد. پیرو نتایج به دست آمده، شکل گیری طرح هشت بهشت تبریز، با کوچ اجباری هنرمندان و معماران شمال غرب ایران توسط تیمور به آسیای مرکزی و تجربة چادرنشینی اقوام مزبور مرتبط بوده است؛ به گونه ای که با انتقال پایتخت ترکمانان به تبریز، گونه هشت بهشت ابداع و طیِ دوره صفویه، نمونه های قزوین و اصفهان را تأثیرگذاشته است. به نظر می رسد، موقعیت جغرافیایی آذربایجان و تنش های سیاسی مداوم با دولت عثمانی در انتشار فرم معماری هشت بهشت و بازتاب آن در چینیلی کوشک موُثر بوده است؛ همچنین، حضور نمایندگان هند در ایران و روابط حسنه آنان بادولت صفویه، ناقل فرم هشت بهشت در شبه قاره هند بوده است.
بررسی پروژه طراحی فضای شهری حاشیه رودخانه بابلرود و موانع تحقق پذیری آن
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر ابتدا به معرفی پروژه طراحی فضای شهری بابلرود و بررسی آن در اسناد فرادست موجود، بیان اهداف کلان و اهداف عملیاتی پروژه پرداخته، سپس با عنایت به اینکه یکی از مهمترین اهداف کلان هر پروژه از جمله پروژه مذکور‹‹تحقق پذیری›› می باشد، پس از ارائه مقدماتی مختصر در خصوص عوامل تاثیرگذار در تحقق پذیری پروژه های شهری، به بررسی موانع تحقق پذیری این پروژه پرداخته می شود. تحقییق حاضر بر این فرض استوار است که ضعف مدیریت شهری، عدم مشارکت پذیری مردم و همچنین موانع و مشکلات حقوقی موجود، از مهمترین موانع تحقق پذیری این پروژه می باشد. روش گردآوری اطلاعات جهت بررسی فرضیه این پژوهش، روش میدانی(با استفاده از مصاحبه و تهیه پرسشنامه های متعدد) و همچنین روش کتابخانه ای (با استفاده از منابع مکتوب و الکترونیک)می باشد.
عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه های دانشجویی (نمونه موردی: خوابگاه دانشگاه سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن دانشجویی ضروری ترین نیاز دانشجویان غیر بومی می باشد. این دانشجویان با ورود به خوابگاه و دوری از خانواده، بخش زیادی از حمایت های اجتماعی خانواده و جامعه بومی خود را از دست می دهند و دچار احساس تنهایی، غربت، عدم تعلق و دلبستگی به محیط جدید می شوند. در این میان، توجه به عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به محیط جدید خوابگاه می تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت روحی، عاطفی و عملکردی آنها داشته باشد. با ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه، تطبیق دانشجویان با محیط جدید بهتر صورت می گیرد و اشتیاق آنها برای زندگی با دیگران افزایش می یابد. هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان، در خوابگاه های دانشجویی است. برای دستیابی به اهداف فوق، پس از مطالعات کتابخانه ای، از روش مطالعه میدانی ( مشاهده، پرسشنامه و عکس ) استفاده شده است و به عنوان نمونه، خوابگاه پردیس دانشگاه سمنان مورد بررسی قرار گرفته است. داده های بدست آمده از مطالعات میدانی به روش کمی مورد تحلیل قرار گرفته است . نتایج نشان می دهد عوامل انسانی، عوامل مکانی و عامل زمان عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان می باشند و رابطه معناداری میان آنها و دلبستگی به مکان وجود دارد. از میان عوامل مکانی، عوامل اجتماعی مکان، عوامل کالبدی مکان ، عوامل فعالیتی مکان و عوامل معنایی مکان به ترتیب، موثرترین عوامل در ایجاد دلبستگی به خوابگاه می باشند . از میان مولفه های عوامل اجتماعی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به رعایت حریم شخصی در مکان و در مولفه های عوامل کالبدی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به امکان انعطاف پذیری مکان می باشد.
تبیین ضرورت ایجاد نظام مدیریت و حکمروایی ویژه برای منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال 1374 که اولین بار الزام اتخاذ رویکردی منطقه ای در قبال مناطق کلان شهری کشور در قالب تهیه طرح های مجموعه شهری و پیشنهاد ایجاد نظام های مدیریت متناظر با آنها مطرح شد، درباره عقلانیت بنیادین نظام های مدیریت و حکمروایی کلان شهری مطالعه ای مستقلی صورت نگرفته است. سوال اصلی این مقاله درباره استدلال هایی است که می تواند موجه کننده و مبیِّن منطقه گرایی کلان شهری در تهران باشد. بر اساس مرور استدلال هایِ سه نظریه اصلی مرتبط با موضوع (منطقه گرایی سنتی، انتخاب عمومی و منطقه گرایی نوین)، پنج قضیه و استدلال اصلی موجه کننده منطقه گرایی کلان شهری مورد بحث قرار گرفته و کفایت هر یک با توجه به بافتار خاص منطقه کلان شهری تهران مورد تحلیل قرار گرفت. روش تحقیق استفاده شده در بخش هایی از کار که به ارزیابی کفایت استدلال های نظری در بافتار تهران می پردازد، بازنگری تحقیق و فراتحلیل، و در مورد ارائه شواهد تفصیلی برای استدلال پنجم، که به نظر عقلانیت مبنایی برای تبیین منطقه گرایی کلان شهری به حساب می آید، روش تحلیل داده های ثانویه است. بر اساس یافته مقاله حاضر، زمینه سازی برای«افزایش ظرفیت برخورد استراتژیک با مسایل منطقه ای و ارتقای اثربخشی سیاستی»، نیرومندترین استدلال برای تبیین عقلانیت ایجاد ساختارهای ویژه مدیریت و حکمروایی منطقه ای در تهران است.
تأثیر احساس امنیت بر رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی هزار دستگاه نازی آباد تهران بر اساس مدل ((C.P.T.E.D(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
67 - 78
حوزههای تخصصی:
امنیت، یکی از مهم ترین نیازهای بشر است. محققان بر این باورند که تامین و احساس امنیت به گونه ای تنگاتنگ با مشخصه های کالبدی محیط و میزان رضایتمندی از آن در رابطه است. مطالعه حاضر بر مبنای مدل CPTED و با هدف بررسی تاثیر احساس امنیت بر میزان رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی هزار دستگاه نازی آباد تهران انجام شده است. پژوهش بر اساس مطالعه موردی و روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت و 240 خانوار ساکن در مجتمع مسکونی هزاردستگاه از طریق پرسشنامه که بر اساس اصول و مولفه های پیشنهادی در رویکردCPTED تنظیم گردید مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی، آزمون تی مستقل، کای اسکوئر، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که احساس امنیت ساکنان در سطح متوسط اما رضایت مندی سکونتی آنان در سطح پایین است. همچنین بین احساس امنیت و عوامل محیطی (در متغیرهای روشنایی و تهویه، دید و منظر) و بین احساس امنیت و عوامل اجتماعی در ساکنان بدون رضایت مندی در متغیر روابط همسایگی رابطه مثبت و معنی دار، اما در متغیرمدیریت و نگه داری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. بطور کلی نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار بین احساس امنیت و رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی است.
تحلیلی مقایسه ای بر خوانش مدرنیستی و پسامدرنیستی اثر معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نقد اثر معماری" با بررسی خود بنا آغاز میشود؛ اما خاستگاهش، در بنیانهای نظری معماری است. با دانستن این مهم که "نقد" و "نظریه"، دو مقوله مرتبطند، هدف نقد بهعنوان زیرمجموعه تئوری، تفسیر و ارزیابی آثار برمبنای نظریه می باشد. علی رغم مطالعات زیادی که تاکنون بر روی مبانی طراحی « مدرن » و « پسامدرن » و تفاوت هایشان انجام شده؛ اما، تدقیقی بر تفاوت های مبانی و روش شناسیِ خوانش و نقد، و قواعد ارزیابی اثر معماری در این مکاتب صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با مطالعه مبانی نظری «مدرن » و « پسامدرن »، ویژگی های « خوانش اثر معماری » و « قواعد نقد » در دو مکتب را مورد تحلیل، واکاوی و قیاس قرار داده است. این پژوهش با ماهیتی کاربردی، و سامانه جستجوی کیفی، با رویکردی تفسیرگرا به تفسیر و تحلیل معنایی داده ها که مشتمل بر نظریات و آراء معتبر نظریه پردازان « مدرن » و « پسامدرن » با محوریت مفهوم نقد است می پردازد. محققان، با روشی توصیفی- تحلیلی و شیوه تحلیل تطبیقی و مقایسه ای، داده های گردآوری شده از طریق مطالعه اسنادی را تحلیل و مقایسه کرده اند؛ در نهایت با ارائه نمونه هایی از نقد آثار معماری به شیوه های مدرن و پسامدرن، تفاوت های خوانش معماری در دو مکتب، به صورت کلّی بازشناخته شده است. یافته های تحقیق، حاکی از تک معنایی و قطعیتی بلاتردید در روند خوانش مدرنیستی اثر است در حالیکه در نظریه های پسامدرنیستی، شاهد عدم قطعیت در داوری به دلیل تکثرمعانی هستیم. خوانش مدرنیستی، کنشی خطی و منطقی با مرکزیت متن و دلالت های صوری و با روند استدلال منظم، خلاصه نگر و تک لایه است و مواجهه محصولگرایانه با اثر دارد، درحالیکه خوانش پسامدرنیستی با مواجهه فرآیندگرایانه، به مثابه یک بازی غیرخطی با محوریت خواننده و دلالت های ضمنی حول لایه های متعدد شکل میگیرد. تفاوت آشکار بین دو خوانش در پژوهش نشان داد که با تکیه برنظریه « بازی های زبانی 1 » ویتگنشتاین، به منظور داشتن نقدی منصفانه تر، وجود تناسب بین اثر معماری و شیوه خوانش آن امری مطلوب به نظر میرسد که منتقد معماری باید بدان آگاه باشد.
سنجش میزان راندمان عملکردی فضا در انواع سازمان فضایی بناهای درمانی با استفاده از تکنیک نحو فضا (نمونه ی موردی: سنجش موقعیت ایستگاه پرستاری در بخش بستری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزان راندمان عملکردی هر فضا تاثیر مستقیمی بر الگوی های رفتاری- حرکتی کاربران آن فضا دارد. این میزان در انواع کاربری ها متغیر است و در اولویت بندی طراحی، جایگاه متفاوتی دارد. در بناهای درمانی، توجه به میزان راندمان عملکردی فضا به دلیل نوع کاربری خاص آن و ایجاد حداکثر میزان راندمان عملکردی در ترکیب فضایی بنا از ضروریات طراحی به شمار می رود. هدف از این پژوهش، سنجش الگوی رفتاری پرسنل ایستگاه پرستاری در ارتباط با بخش بستری است که با بررسی سه الگوی مرکز درمانی به عنوان نمونه های موردی تحقیق، در راستای انتخاب مناسبترین ترکیب فضایی و به منظور دستیابی به حداکثر میزان راندمان عملکردی انجام شده است . مبانی نظری مورد نیاز در ارتباط با تعریف شاخص های تبیین کننده راندمان عملکردی بخش بستری در فضاهای درمانی، از دو شیوه بررسی ادبیات تخصصی در این خصوص و نیز بررسی محتویات نشریه مربوط به بخش درمانی سازمان برنامه ریزی کشور به دست آمده است. در ادامه پس از معرفی نمونه های موردی، در ابتدا با استفاده از داده های نرم افزار Depthm و سپس ارزیابی نمونه های موردی با استفاده از بندهای مربوط به حالت بهینه ی ترکیب فضایی موقعیت ایستگاه پرستاری مندرج در نشریه مذکور، به معرفی مناسب ترین الگوی پلانی دست می یابد. نتایج تحقیق نشان داد که با توجه به مبانی ذکر شده در رابطه با راندمان فضا و چیدمان آن، الگو ی "خطی " و بعد از آن الگوی "حیاط مرکزی" به ترتیب از راندمان عملکردی مناسب تری جهت مکان یابی و استقرار موقعیت ایستگاه پرستاری در بخش بستری برخوردار هستند.
تغییر ادراک معنا از حرم امام رضا (ع) در نسبت با زمان
حوزههای تخصصی:
امروزه جایگاه بین المللی شهر مشهد به عنوان یکی از قطب های مذهبی و فرهنگی جهان اسلام، ضرورت برجسته کردن حرم مطهر، توجه به بافت پیرامونی و در نتیجه ساماندهی آن را به روشنی نمایان می سازد. عدم توجه به احیا و ساماندهی این بافت می تواند سبب کاهش جذب گردشگر، جابجایی جمعیت ساکن، رکود وضعیت اقتصادی و مهمتر از همه، از بین رفتن هویت و نقش مذهبی- فرهنگی آن گردد. در مقابل آشکار است که افزایش کیفیت معنایی و بصری عرصه های شهری می تواند عامل مهمی در جذب گردشگران مذهبی از سرتاسر نقاط جهان به شهر مشهد و همچنین حفظ ابعاد هویتی و خاطره ای نزد ساکنین و زوار محلی باشد . در پژوهش حاضر سعی بر آن بوده تا به این پرسش که کدام یک از ابعاد ادراک محیط حرم درگذر زمان دستخوش تغییر شده ، پاسخ داده شود. قلمرو مکانی این پژوهش خیابان های منتهی به حرم بوده و در تحقق آن از راهبرد اسنادی و پیمایش اجتماعی استفاده شده است. تأکید این جستار بر تغییر وجوه معنایی ادراک منظر بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع) درگذر زمان بوده و ارزیابی آن در ابعاد شناختی، احساسی، تفسیری و ارزش گذاری انجام یافته است. تعداد اعضای نمونه مرحله نظرسنجی 105 نفر می باشد که به روش تصادفی انتخاب و پرسش نامه ای شامل سؤالات باز و بسته میان آنان توزیع شده؛ همچنین تحلیل داده ها با استخراج ضریب رگرسیون میان متغیرهای مستقل و وابسته در نرم افزار SPSS 16 و Exel ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می دهند که به سبب ظرفیت پایین بافت کنونی پیرامون حرم، بیشترین تأثیر بر تمایل افراد به تغییر محیط به ترتیب متوجه بعد شناختی، تفسیری، ارزشی و در نهایت بعد احساسی است که این نشان دهنده عدم توجه به ابعاد ادراکی، معنایی و به ویژه در بعد شناختی است که در معنادار شدن بیشتر محیط کمک مؤثری می نماید.