فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۲
۹۰-۷۷
حوزههای تخصصی:
ابرپروژه ها به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت شهری برای ایجاد فرصت های رشد اقتصادی، کارآفرینی و جذب سرمایه های ملی و بین المللی در بسیاری از کشورهای بیشتر و کم تر توسعه یافته مطرح شده اند. این دست پروژه ها دامنه اثر وسیعی دارند و گروه های اجتماعی زیادی را تحت تأثیر قرار می دهند: جابه جایی های جمعیتی به دلیل خروج برخی از ساکنان و استقرار گروه های جدید، تغییر هویت محله ها و ایجاد محیط کالبدی بیگانه برای ساکنان، اثرگذاری بر نوع و کیفیت اشتغال محدوده و یا وعده های تحقق نیافته حل بحران های اجتماعی و از دست رفتن اعتماد به بخش عمومی. پروژه بین الحرمین شیراز نیز با انگیزه متوازن نمودن خدمات شهری و ایجاد فضاهای با کیفیت شهری در هماهنگی با بناهای تاریخی، مذهبی مجاور، یعنی دو حرم مطهر حضرت احمدبن موسی (ع) و حرم مطهر سید علاءالدین در دستور کار شهرداری شیراز قرار گرفت. این مقاله اثرهای اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیط زیستی اجرای این پروژه بر ساکنان دو محله مسکونی پیرامونی، اسحاق بیگ و لب آب را بر پایه پرسش از ساکنان این محلات ارزیابی می کند. این پرسش ها برای گردآوری داده های مورد نیاز بر پایه نظریه اثر برنامه و نیز پژوهش های پیشین تعیین شدند و 375 نفر از ساکنان به آن ها پاسخ دادند. پاسخ ها با انتخاب مدل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتیجه تحلیل بیانگر این است که تمام 25 شاخص به کاررفته در مدل تحلیل پژوهش دارای رابطه معنادار با معیارهای سطح بالاتر هستند و کفایت لازم در پوشش معیارهای مورد نظر را دارند. بیشترین اثر در بعد کالبدی و در معیار دسترسی به امکانات و تسهیلات بوده است، اما این پروژه در شاخص هایی چون افزایش ساخت وساز و بهبود کیفیت بناها- که جزئی از اهداف ساخت این پروژه نیز بوده اند- کم ترین اثر را داشته است. این پروژه در بعد اجتماعی و در مواردی چون افزایش اعتماد به شهرداری و نهادهای دولتی و سازمان های مردمی و تمایل به همکاری با آن ها، وجود مکان یا واقعه خاطره انگیز، تمایل به ماندگاری، رابطه با همسایگان و هم محلی ها و استفاده از فضاهای عمومی کم ترین اثر مثبت را داشته است.
گونه شناسی طارمه در معماری بافت تاریخی بندر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۲
۱۱۹-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
معماری بومی بافت تاریخی بندر بوشهر به دلیل دورن گرایی و برون گرایی توأمان و نیز بهره گیری از انواع فضاهای نیمه باز درونی و بیرونی نمونه ای شاخص و متفاوت در معماری ایران برشمرده می شود. یکی از این فضاهای نیمه باز طارمه نام دارد. این پژوهش با هدف گونه شناسی طارمه از روش تحقیق کیفی و از ابزار بازید میدانی و مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مدارک فنی بناهای تاریخی این بندر، برای جمع آوری داده های بناهای دارای طارمه بهره برده است. مطالعات و بررسی های میدانی و کتابخانه ای انجام شده بر روی 29 عمارت طارمه دار بوشهری نشان می دهد که طارمه ها را براساس محل استقرار در بنا می توان به سه گونه «بیرونی»، «میانی» و «درونی» تقسیم نمود که نمونه پرکاربرد آن طارمه درونی شناسایی گردید. گونه شناسی طارمه براساس میزان محصوریت به سه گونه طارمه «ازیک طرف باز و از سه طرف بسته»، «از دو طرف باز و از دو طرف بسته» و «از سه طرف باز و از یک طرف بسته» منجر گردید که از این میان، طارمه های بیرونی غالباً از نوع دو طرف باز و دو طرف بسته، طارمه های درونی یک طرف باز و سه طرف بسته و تمامی طارمه های میانی دو طرف باز و دو طرف بسته می باشند. همچنین طارمه های بوشهری از نظر شکلی به چهار دسته «خطی» (مستطیل، ذوزنقه و غیرمنتظم)، «ال شکل»، «یو شکل» و «چهار بر» قابل تقسیم هستند که گونه خطی مستطیل شکل گونه غالب برشمرده می شود. همچنین مشخص گردید که جهت غالب طارمه ها رو به جنوب و غرب است و در تمامی بناهای جداره ساحلی حداقل یک طارمه دید به دریا دارد که این امر بر نقش اقلیم و دریا در جهت گیری طارمه تأکید می نماید. این پژوهش در انتها مبتنی بر گونه شناسی انجام شده براساس محل استقرار در بنا، میزان محصوریت، نوع پلان و مسقف یا غیرمسقف بودن، تعریفی اصلاح و تکمیل شده از طارمه بوشهری ارائه می نماید.
ارائه الگوی جامع طراحی بیمارستان با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰
111 - 124
حوزههای تخصصی:
بیمارستان ها یکی از مهمترین مراکز شهرها هستند، لذا لازم است این اماکن به گونه ای طراحی گردند که بتوانند در کلیه شرایط، قابل بهره برداری بوده و نیاز مندی های شهروندان در حوزه درمان را پاسخگو باشند. مطالعه حاضر بر اساس روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایشی-مقطعی است. در بخش نخست براساس مطالعات کتابخانه ای و سپس مصاحبه های تخصصی به شناسایی معیارهای برنامه ریزی طراحی بیمارستان با رویکرد پدافند غیر عامل مبادرت ورزیده شده است که پس از مرحله تحلیل کیفی به توزیع پرسشنامه و گردآوری داده ها از خبرگان و کارشناسان ، پژوهش وارد فازی کمی می شود. بنابراین از این منظر، مطالعه حاضر یک پژوهش آمیخته می باشد . براساس الگوی پیشنهادی مهم ترین معیار ، معیار دسترسی شناسایی گردید که بر دیگر معیارها تأثیر گذار است. دسترسی، یکی از مهم ترین مسائلی است که باید در مکان یابی بیمارستان مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از موارد عدم دقت در مکان یابی سبب شده تا حتی با وجود برنامه ریزی و تأمین امکانات و تسهیلات در بیمارستان، امکان دسترسی به بیمارستان و به ویژه خدمات اورژانسی با مشکلات و تأخیر انجام شود. این موضوع به اندازه ای حائز اهمیت است که می تواند تاثیرات مخرب و نامطلوبی بر وضعیت فیزیکی یا روانی بیماران داشته باشد و یا حتی منجر به مرگ بیمار شود. بنابراین بررسی و تحلیل مسیرهای دسترسی و را ههای ارتباطی به سایت و همچنین بررسی حمل و نقل عمومیِ اطراف سایت و طرح های مصوب شهری در آن منطقه، از عوامل اصلی در تعیین مکان مراکز درمانی می باشند.
الزامات پدافند غیرعامل در طراحی اماکن ورزشی با هدف بهره برداری چند منظوره در مواقع بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱۱
80 - 98
حوزههای تخصصی:
امروزه فعالیت های ورزشی و تفریحی جزء لاینفک زندگی محسوب می شود و بیشتر استفاده کنندگان از اماکن ورزشی چه برای مسابقات رسمی و چه ورزش های همگانی مردم هستند . تأسیسات ورزشی علاوه بر استفاده در شرایط عادی، مورد توجه و مهم برای استقرار جمعیت در شرایط بحرانی و حوادث هستند که اگر تمامی الزامات پدافندی در آنها رعایت و مورد توجه قرار گیرد، بهترین محل برای استفاده در زمان خطر و در هنگام حملات و تهدیدات دشمن برای مردم می باشند. لذا در پژوهش حاضر سعی شده است با شناسایی دارایی های اماکن ورزشی و تهدیدات و آسیب های متصور ، به روش تنظیم پرسشنامه، توزیع و گردآوری نتایج آن با استفاده از تکنیک AHP در نرم افزار Expert Choice ضمن استخراج نتایج به تدوین اصول و ملاحظات طراحی معماری اماکن ورزشی با هدف بهره برداری چند منظوره در مواقع بحران با رویکرد پدافند غیر عامل پرداخته شده است.هدف اصلی این پژوهش چندمنظوره سازی اماکن ورزشی است، یعنی به گونه ای طراحی شوند که در زمان های مختلف، کاربری متفاوتی داشته باشد. کاربری در زمان صلح بصورت عادی باشد و در زمان اضطرار بصورت فضای پناهگاهی عمل نماید و تغییر کاربری دهد. که این امر منجر به کاهش اسیب پذیری و ارتقاء پایداری مجموعه در بلند مدت می شود.
اولویت بندی شاخصه های مبتنی بر کاهش آسیب پذیری مراکز حیاتی با استفاده از تحلیل شبکه ای (نمونه مطالعاتی: منطقه پنج شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
کشور ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی که دارد، همواره در معرض مخاطرات طبیعی به خصوص سیل و زلزله قرار دارد. به همین علت، حفظ و مراقبت از ساختمان های بااهمیت حیاتی در شهرها موردتوجه ویژه ی مدیران و برنامه ریزان شهری هستند. در پژوهش حاضر به کمک نمونه مطالعاتی، مراکز حیاتی منطقه پنج شهر تهران از لحاظ اولویت بندی مبتنی بر کاهش آسیب پذیری، مورد واکاوی و ارزیابی قرار گرفتند، معیارهای موردبررسی شامل: معیار بعد مکانی- منطقه (کالبدی، فیزیوگرافی، بافت) و بعد ساختار فیزیکی (ارتقاء، زیربنا، سازه، مصالح و نحوه جهت گیری در منطقه) است. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی بوده، اطلاعات جمع آوری شده در ابتدا به صورت کتابخانه ای-اسنادی و تهیه لایه های اطلاعاتی از سازمان نقشه برداری و بازدیدهای میدانی صورت پذیرفت، سپس با بهره گیری از تکنیک دلفی متغیرها به صورت زوجی با هم مقایسه و امتیازدهی شدند. جامعه آماری این تحقیق را 20 نفر از خبرگان حوزه معماری، شهرسازی، برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران تشکیل داده و افراد نمونه به صورت هدفمند انتخاب گردیده اند. روایی محتوایی مدل و مولفه های آن با بهره گیری از نظرات خبرگان حاصل شد و به دلیل وجود رابطه ای درونی برخی از متغیرها از روش تحلیل شبکه ای(ANP) و برای وزن دهی به شاخص ها از نرم افزار SUPER DECISION بهره گرفته شد. در ادامه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و اعمال وزن به لایه های بعد مکانی منطقه، محدوده هایی که در معرض خطر قراردارند شناسایی، و مراکز با اهمیت حیاتی قرارگرفته در این محدوده مشخص و از نظر آسیب پذیری پس از اعمال وزن، اولویت بندی شده و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق از طرفی بیانگر اقدامات پیشگیرانه، قبل از وقوع مخاطرات طبیعی، برای کاهش خسارات مالی و جانی در ساختمان های حیاتی منطقه، و مکان هایی که این تلفات از بقیه نقاط بیشتر است را نشان می دهد. همچنین نتایج بیانگر استفاده از اصول معماری، شهرسازی و برنامه ریزی متناسب با مخاطرات به منظور کاهش آسیب های مخاطرات طبیعی در ساختمان های حیاتی منطقه در جهت رسیدن به مدیریت مطلوب شهری است.
بررسی امکان تفسیر و گونه شناسی شهرهای ایرانی-اسلامی بر اساس نظریه روح مکان شولتز، تعریف روح مکان شهرهای ایرانی- اسلامی و جستجو آرمان شهر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به دیدگاه نوربرگ شولتز، هویت معماری شهرهای باستانی بین چهار الگوی کیهانی، رمانتیک، کلاسیک و مرکب تقسیم و روح مکان شهرهای اسلامی در گستره شهرهای کیهانی قرار می گیرد. اما آیا شهرهای ایرانی-اسلامی همه داری روح کیهانی هستند؟ الگوی آن ها با توجه به الگوی ساختاری نظریه شولتز چیست؟آیا ابعاد فرهنگی و معنایی ناشی از بستر محیطی را هم می-توان در محیط های اسلامی پذیرفت و تسری داد؟ در این تحقیق تلاش شده با بازنگری در نظریه روح مکان و بررسی شهرهای ایران الگوی آن ها کشف و بومی سازی شود. در فرایند طراحی استفاده از الگوهای بومی منطقه کمک شایانی به باززنده سازی هویت مکان می کند، هویتی که امروزه با توجه به گسترش طراحی های غیر مربوط در حال کمرنگ تر شدن است. پژوهش حاضر با بهره گیری از مطالعات میان رشته ای به صورت کیفی، پدیدارشناسی و کتابخانه ای و ارتباط با مطالعات اقلیمی، منظر، شهرسازی و تأثیر روانشناسی بر این مؤلفه ها تلاش می کند روح مکان موجود در شهرهای ایرانی-اسلامی را معرفی و بدین ترتیب تئوری شولتز را مورد بازبینی قرار دهد. در این پژوهش شهرهای ایرانی در چهارچوب نظریه شولتز بررسی و گونه شناسی این شهرها از دو منظر موضع شناسی و سیماشناسی صورت می گیرد؛ در حقیقت ساختار این نظریه ظرفی برای تعریف هویت اسلامی شهرها است. نتایج حاکی از آن است که هر چهار الگو در شهرهای ایرانی- اسلامی قابل تعریف است و تحت تأثیر عواملی چون اقلیم شهر، اعتقادات و فرهنگ، تمدن و شهرسازی گذشته شکل گرفته است. در این میان باغشهر صفوی با داشتن روح مکان مرکب، به عنوان یک آرمانشهر برای شهرهای ایرانی- اسلامی الگو است.
تاثیر رویکرد اگزیستانسیالیسم بر آثار کامران دیبا (نمونه های موردی: پارک شفق، شهر شوشتر و موزه هنرهای معاصر)
حوزههای تخصصی:
باوجود اینکه معرفت شناسی در میان مباحث فلسفی، یکی از اصول اندیشیدن درباره نظام آموزش است؛ تاثیر آن در فرآیند طراحی معماران کمتر دیده شده است. علاوه بر آن امروزه بخش فرآیند، نظریه ها و روش های طراحی در درس طرح دانشجویان معماری و همین طور از نظر معماران به هنگام طراحی، مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل در مقاله حاضر به بررسی معرفت شناسی فلسفه اگزیستانسیالیسم در آثار شاخص کامران دیبا که مطالعات وسیعی توسط ایشان در دوران دانشجویی بر روی این فلسفه انجام شده و در آثارشان اصول طراحی رویکرد اگزیستانسیالیسم قابل مشاهده می باشد، پرداخته شده است. علاوه بر آن، دیبا یکی از معماران معروف معاصر ایرانی محسوب می شود، که آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است. به همین دلیل بررسی آثار ایشان در فرآیند طراحی معماری، می تواند منبع الهام ارزشمندی برای طراحان باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که دیدگاه کامران دیبا در طراحی بیشتر به سمت شناخت شناسی است تا هستی شناسی. هدف کلان معمار در آثارش، طراحی متناسب با انسان است و اصول رویکرد اگزیستانسیالیسم در پارک شفق بیشتر از دیگر آثارش مورد استفاده قرار گرفته است.
ارتباط هنر و هندسه در معماری و اهمیت نظام سازه ای در طراحی
حوزههای تخصصی:
در سیستم سازه ای ، ساختمان ها بایستی با نمای خود و سایر ساختمان ها همخوانی داشته باشند. این سیستم عملکرد ساختمان را از طریق فهمیدن ابعاد هندسه سه بعدی فضا و ادراک آن از طریق روابط درون متن مشاهده می کند. در بررسی تاریخی سبک های معماری، پیوستگی بین معماری و هندسه، در دوره های کلاسیک و تاریخی اروپا بسیار مشهود است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. هدف از این پژوهش آن است که نشان دهد معماری و هندسه از طریق تاریخ به هم پیوند خورده و بسیاری از سبک های معماری به خصوص معماری اروپا متأثر از آن بوده است. در این پژوهش نمونه های متقاعدکننده ای از توسعه هماهنگ هندسه و معماری در سبک رنسانس و مقاطع زمانی پس از سده هجدهم مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است.
Campus Wind Environment Evaluation (Case Study: North China University of Technology)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۰, Issue ۱ - Serial Number ۳۵, Winter ۲۰۲۰
59 - 66
حوزههای تخصصی:
Wind environment in the populated built area especially in campus is important. This s tudy tes ted 57 crossroad spots over of the whole campus in North China University of Technology (NCUT). The data of wind speed and direction were measured at fixed time and fixed place. The average, maximum values as well as the speed variation scale were calculated. Wind comfort criteria were adopted to examine the spots of s till wind zone, wake flow zone and risky zone. The overall measured data in wind scale map was analyzed to find out the changes of wind speed and direction in different seasons and in different locations of the school. Research and analysis show that The results show that the overall wind environment of the campus is good, the average wind speed is between 0.04-4.8, the average wind speed in spring (1.38m/s) is slightly larger than that in autumn (0.87m/s). However, the overall frequency of campus wind comfort location measurement is not high (52% and 30% in spring and autumn respectively). Finally, with analysis results, some sugges tions were given to improve the wind environment of NCUT campus. Additional CFD simulations are undertaken in order to help identifying the wind risky points.
ارزیابی پیامدهای ناشی از تجمیع سکونتگاهای روستایی (مطالعه موردی: طرح تجمیع روستاهای شرق استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۴ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۱
75 - 86
حوزههای تخصصی:
بشر همواره در زندگی خود با مخاطرات طبیعی مواجه بوده و سعی در کاهش جبران خسارت های جانی و مالی آن داشته است. در این میان ارزیابی اقدامات گذشته از اهمیت بالایی برخوردار است تا امکان اتخاذ بهترین تصمیمات را در مورد سوانح آتی با توجه به سانحه خیزی کشور ایران فراهم سازد. هدف این پژوهش، ارزیابی پیامدهای ناشی از بازسازی و جابه جایی روستاها پس از سیل 1384 شرق استان گلستان می باشد. این پژوهش، از نوع کاربردی و به صورت ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی و پیمایش مقطعی درمرحله کمی است. جامعه آماری این پژوهش از ساکنان شهر فراغی (تجمیع 11روستا) و روستاییانی که به روستاهای قدیم بازگشته اند می باشد. برای مقایسه پیامدهای بازسازی در نمونه های مورد مطالعه، از آزمون t نمونه های مستقل استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ساخت سکونتگاه جدید علی رغم کاهش آسیب پذیری کالبدی با افزایش پدیده هایی چون افزایش مهاجرت به شهرها و بازگشت به روستاهای قدیم همراه بوده است.
Maharishi Vedic Architecture and Quality of Life: An International Mixed Methods Study of Lived Experience(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The histories of architectural design and town planning are replete with references to creating a better quality of human life. One of the approaches to enhancing human existence is Vāstu Vidyā , the knowledge of design and building from the ancient Vedic tradition. More recently, Vāstu Vidyā has been repurposed to include not only architectural practice and construction but also considered in light of the consciousness of the designer and builder and the need for a more ‘enlightened’ approach to design. Such a consideration is called Maharishi Vedic Architecture (MVA). Some of the features of MVA include a concern for orientation of the building to cardinal east, the position and proportion of rooms within the dwelling, and considerations of slope and relation to the early morning sun. Such features are said to enhance the creativity, health, and happiness of occupants. The purpose of the present study is to explore the experiences of individuals who reside in homes designed according to the principles of MVA. Triangulated quantitative and qualitative results from an international mixed-methods survey of 158 individuals in 14 countries indicate this approach to architectural design contributes to individual and family quality of life, specifically as it has been operationalized to mean changes in well-being, health, personal development, and success. On a quality-of-life scale, the study found a statistically significant difference between those living in MVA for more than three years compared to those living in MVA for less than three years ( F = 1.89, p = .02), however no difference was observed between experiences for people living in different locations.
Explanation of the Architectural Education Patterns with a Focus on Increasing Creativity(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۰, Issue ۴ - Serial Number ۳۸, Autumn ۲۰۲۰
29 - 38
حوزههای تخصصی:
Architectural education requires efficient methods to demonstrate its efficiency to meet the quantitative and qualitative needs derived from modern socio-economic development. In architectural education, the ability to design is an essential part and the main goal of education. Looking at the various methods and patterns related to architectural education and the type and content of instruction in architecture, one can observe the necessity of choosing or designing a model of thinking to teach skilled courses, including practical workshops in schools of architecture, institutions, and colleges. In this study, the relationship between emotional intelligence and creativity has been examined. Depending on the educational system structure, this examination can improve the educational infrastructure, because the main function of the educational system is self-awareness of students regarding their personality. Students, by recognizing multiple intelligences, can gain the necessary confidence to be creative and self-fulfilling. Although less attention has been paid to identifying and developing creativity in our education system, it is necessary to scrutinize the processes of emotional intelligence and creativity and to examine the effective factors. In the present study, the standard tools for measuring and collecting information, were the Torrance Creativity Questionnaire Test, Gardner's Multiple Intelligence Test, and the Academic Improvement Test before and after training. In order to analyze the data and test the hypothesis, the methods used were Delphi's expert method, correlation test, covariance, and T-test in SPSS software.
واکاوی پادآرمان شهر در قرآن کریم و تطبیق آن با مدینه های غیر فاضله فارابی و شهر معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
37 - 49
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : ترسیم، تصور و تفکر درباره ی آرمان شهر از گذشته تا امروز مورد توجه نظریه ورزان و اندیشمندان حوزه شهری و غیر شهری بوده است. اصولاٌ اندیشمندان حوزه آرمان شهری از وضعیت موجود شهرها شکایت داشته و دارند و برای بهتر شدن وضعیت شهرها به دنبال راهکاری تحت عنوان آرمان شهر می گردند و به ترسیم خیالی یا حقیقی ویژگی های ارمان شهری می پردازند. کمتر کسی در این حوزه وجود دارد که به ترسیم پادآرمان شهر بپردازد و از طریق غیر مستقیم بخواهد ویژگی های ارمان شهر را تبیین کند. هدف: هدف این مقاله، بررسی پادآرمان شهر قرآنی است تا بتوان از این طریق به ویژگی های آرمان شهر قرآنی با جزئیات بیشتری پی برده شود. روش: در این مقاله برای کاوش در مفهوم آرمان شهر قرآنی از روش معکوس(برهان خلف) استفاده شده است یعنی از طریق بررسی پادآرمان شهر به ویژگی های آرمان شهر خواهد رسید. همچنین برای فهم و تحلیل ویژگی های قرآنی شهر و مقایسه آن با نظریات فارابی از روش تحلیلی- تطبیقی استفاده گردیده است. نوع تحقیق نظری است و مهمترین منبع مورد استفاده در این پژوهش قرآن و تفسیر المیزان است. یافته ها: در این پژوهش چهار مفهوم(بلد، قریه، مدینه و مصر) ازکتاب مبین برای شهر استخراج گردید که واژه قریه با واژه پادآرمان شهر مترادف می باشد و بلد به آرمان شهر تعلق می گیرد که از قرارگیری این دو در کنار هم، می توان آرمان شهر قرآنی را تبیین کرد. ویژگی های استخراج شده از این دو مفهوم با ویژگی های شهر معاصر(ایرانی) و همچنین مدینه های فارابی(فاضله، جاهله، فاسقه و ضاله) مقایسه و تطبیق گردید. نتیجه گیری: با توجه به بررسی های بعمل آمده ویژگی هایی که فارابی برای پادآرمان شهرهای خود برشمرده است با ویژگی های قرآنی پادآرمان شهر هماهنگی و تناسب دارد . همچنین از تطبیق شهرهای معاصر با ویژگی های پادآرمان شهر قرآنی این نتیجه بدست آمد که شهرایرانی معاصر در یک سیر نزولی در حال حرکت است و این سیر رو به سوی قریه دارد.
گونه شناسی نظریه های مصرف شهری در شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
19 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در طول چند دهه ی اخیر پژوهش گران و اندیشمندان با تخصص ها و رویکردهای مختلفی به مطالعه و بررسی شهر معاصر و سازوکارهای حیات آن پرداخته اند. با وجود تنوع در جهت گیری های پژوهشی، آن چه تمامی این پژوهشگران بر آن اتفاق نظر دارند، تحول گسترده، عمیق و پرشتاب شهر معاصر نسبت به نمونه های پیشین آن یعنی مصرف-محور شدن شهر معاصر است. این درحالی است که از زمان وقوع انقلاب صنعتی، همواره نقش تولیدی شهرها برسایر خصایص آن ها تفوق داشته است. تاکنون و به خصوص در طی 50 سال گذشته، طیف بسیار متنوعی از نظریات (از رشته های علمی مختلف) به بررسی جامعه ی معاصر از این دیدگاه پرداخته اند. شناخت و تجزیه و تحلیل این مجموعه ی گسترده از مطالعات به خصوص برای پژوهش گران شهری کاری بس دشوار است که لزوم انجام یک پژوهش از جنس گونه شناسی را در این حوزه مشخص می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف گونه شناسی مجموعه ی نظریه های مطرح در این حوزه انجام شده است. روش: برای تحقق هدف فوق ب راهبرد پژوهش کیفی، به دنبال ارائه ی چارچوبی روشن برای طبقه بندی نظریه های مصرف که در علوم مختلف مطرح شده اند، متناسب با موضوع هریک به کار گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر حاکی از قابلیت کلاسه بندی نظریه های مصرف و شهر به سه طبقه ی کلان اقتصادسیاسی مصرف، جامعه شناسی مصرف و رویکرد ترکیبی، و چهل و سه طبقه ی خرد است. نتیجه گیری: نتایج می تواند برای پژوهشگرانی که قصد نظریه پردازی و یا ورود به این نوع مطالعات را دارند، بسیار راهگشا باشد. در انتها نیز تلاش شده است تا نظریاتی که مستقیما در دانش شهرسازی کاربرد داشته اند با دقت بیش تری مورد بررسی قرار گیرند.
واکاوی جایگاه برنامه ریزی توسعه شهری مشارکتی و چالش های فراروی آن در اندیشه نهادگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
37 - 62
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در متون سیاست گذاری عمومی و برنامه ریزی دهه های اخیر، مشارکت عمومی به منزله ی یک خیر مطلق یا نوعی کنش اعتقادی رایج در نظر گرفته شده است که به ندرت مورد تردید و پرسش واقع می شود. بااین وجود، شواهد اندکی مبنی بر کارایی بلندمدت کاربست رهیافت های مشارکتی در بهبود شرایط مادی آسیب پذیرترین گروه ها یا موفقیت آن ها در ایجاد تغییر اجتماعی وجود دارد. درعین حال، ازآنجاکه مباحث مرتبط با انگاشت مشارکت به شدت متأثر از نظریه های نونهادگرایی هستند و از سوی دیگر، فرایندهای مشارکتی خود توسط قواعد تشکیل و تنظیم می شوند، شناسایی موانع و چالش های برنامه ریزی مشارکتی به تفکیک سطوح نهادی و قواعد نهادی مؤثر بر هر دسته از این موانع برای برون -رفت از آن ضرورت می یابد. هدف: بررسی علل عدم دستیابی رهیافت های مشارکتی به اهداف نخستین آن ها به عنوان یک مشکل در کنش جمعی، از طریق ردیابی علل و عوامل رفتارهای غیرهمکارانه در فرایندهای مشارکتی منجر به شکست و تدوین چارچوب تحلیل نهادی فرایندهای مشارکتی برای به غلبه بر این مشکل. روش:پژوهش حاضر با رویکرد تبیینی- اکتشافی و در چارچوب استراتژی پژوهش استفهامی، با به کارگیری فنون مختلفی همچون بررسی و تحلیل محتوای سیستماتیک و تحلیل کیفی استنتاجی متون به پاسخ به پرسش های پژوهش می پردازد. یافته ها: پس از شناسایی چالش های نهادی مطرح در خصوص انگاشت مشارکت در حیطه ی نظری با تأکید بر انتقادات محتوایی در مسیر کاربست رهیافت های مشارکتی و با بهره گیری از چارچوب توسعه و تحلیل نهادی معرفی شده توسط الینور استروم، شناسایی قواعد نهادی هفت گانه ی تنظیم کننده ی فرایندهای مشارکتی در حیطه ی برنامه ریزی توسعه شهری و در نهایت، تبیین مدل مفهومی «چارچوب تحلیل نهادی برنامه ریزی توسعه شهری مشارکتی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: چارچوب تحلیل معرفی شده در این پژوهش، در پژوهش های کاربردی آتی، در سه سطح عملیاتی برای تولید برآمدهای عملی برنامه ریزی مشارکتی، سطح سیاست گذاری برای تصمیم گیری و خط مشی گذاری در قالب محدودیت ها و قواعد انتخاب جمعی تأثیرگذار بر ساختار موقعیت های کنش برنامه ریزی مشارکتی و در سطح قانونی برای تعیین ترکیب مشارکت کنندگان ذی صلاح سیاست گذاری و قواعد تعیین کننده در این راستا، قابل توسعه و بهره برداری خواهد بود.
ارزیابی طراحی معماری مدارس با رویکرد پدافند غیرعامل (نمونه موردی: مدرسه متوسطه امام حسین (ع) شهر مشهد)
حوزههای تخصصی:
پدافند غیرعامل به عنوان یکی از موثرترین و پایدارترین روش های دفاع در مقابل تهدیدات همواره مدنظر اکثر کشورهای جهان بوده و هست. بکارگیری اقدامات پدافند غیرعامل موجب زنده ماندن و ادامه حیات و بقای نیروی انسانی می گردد که با ارزش ترین سرمایه یک سازمان بوده و منشاء قدرت ملی کشور است. اقدامات پدافند غیرعامل در بخش طراحی شهری و معماری در دو بخش برنامه ریزی و معماری صورت می گیرد. توجه به جایگاه معماری در طراحی مدارس دوره متوسطه منجر به کاهش آسیب پذیری در هنگام وقوع حادثه و کاربری مناسب بعد از وقوع حادثه می گردد. هدف از انجام این مطالعه بررسی الزامات پدافند غیرعامل در طراحی معماری مدارس دوره متوسطه می باشد. در ابتدا با بهره گیری از روش مطالعه کتابخانه ای، الزامات پدافند غیرعامل در طراحی معماری مدارس منطقه ثامن مشهد مطالعه گردید و سپس این الزامات در یک نمونه انتخابی با استفاده از روش مطالعه موردی، مورد بررسی قرار گرفت. همچنین یافته های حاصل از مطالعه موردی حاکی از آن بود که در برخی از اصول و ضوابط تطابق قابل قبولی بین وضعیت فعلی مدرسه با الزامات مربوطه وجود دارد. در انتها پس از واکاوی نقاط مثبت و منفی، راهکارهایی در جهت بهبود مدرسه از نقطه نظر طراحی معماری بر اساس الزامات پدافند غیرعامل ارائه گردید. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که با رعایت الزامات پدافند غیرعامل در خصوص طراحی محوطه و حجم ساختمان، طراحی فضاهای امن و پناهگاه، ضمن ایجاد آمادگی در مواقع بحران، می توان به افزایش سطح عملکرد ایمنی دانش آموزان و کاهش خسارات ساختمان در برابر تهدیدات نظامی می توان کمک نمود.
روش ها و الگوریتم های بهینه سازی در طراحی معماری و شهرسازی، راهکارهای ریاضی پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
205-217
حوزههای تخصصی:
طراحی ساختمان فعالیتی کاملاً پیچیده و چندوجهی است که در آن تیمی از طراحان تلاش می کنند بین پارامترهایی متنوع و متضاد که خود تابعی از قیدهای متنوع هستند تعادل برقرار کنند. به دلیل همین پیچیدگی، ابزارهای شبیه سازی عملکرد ساختمان ابداع شده اند و به دنبال آن، استفاده از روش های بهینه سازی، عموماً به عنوان ابزار تصمیم گیری آغاز شده است. پژوهش حاضر مروری بر روش ها و الگوریتم های بهینه سازی مورد استفاده در طراحی ساختمان است و تلاش می کند تا علت انتخاب آنها را کشف کند، مسایل عملی و قابلیت های آنها را نشان دهد و خصوصیات کلیدی آنها را معرفی نماید. عدم شناخت معماران نسبت به این موضوعات و عقب ماندگی آنان نسبت به سایر رشته های مربوط به طراحی و نگهداری ساختمان، اهمیت موضوع را دوچندان می کند. مهم ترین اصل برای انتخاب استراتژی بهینه سازی مناسب، طبقه بندی الگوریتم های بهینه سازی و همچنین انتخاب الگوریتم مناسب برای یک مساله مشخص است. به همین دلیل پژوهش های متعددی در این حوزه بررسی شده اند و براساس آن، الگوریتم های بهینه سازی طراحی معماری به سه دسته تکاملی، جست وجوی مستقیم و ترکیبی تقسیم بندی شده اند. یافته ها نشان می دهد الگوریتم های تکاملی و به خصوص الگوریتم ژنتیک کاربرد بیشتری از سایر الگوریتم ها در بهینه سازی داشته است. در این پژوهش ها متغیرهای کلی طراحی نیز مصالح ساختمانی، فرم و جهت ساختمان، طراحی و ساختار سایه اندازی و نیز سیستم تهویه متبوع، بوده اند. در ضمن، تعداد مقالات پژوهشی که از این الگوریتم ها برای بهینه کردن طراحی ساختمان استفاده کرده اند، هنوز در مقابل تعداد مقاله های بهینه سازی کنترل ساختمان، خیلی کم است.
تبیین تأثیرگذاری ویژگی های مدیریت بحران بر عملکرد مدیران بحران با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (مطالعه موردی: استان های جنوب شرق کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۲
۱۴۵-۱۳۶
حوزههای تخصصی:
بحران، پدیده ای با احتمال وقوع کم و تأثیرگذاری زیاد است که نظم سیستم اصلی یا قسمت هایی از آن را مختل نموده و پایداری آن را به هم می زند؛ لذا مدیریت صحیح آن، نقش اساسی در بهبود و پیشرفت جامعه خواهد داشت. درواقع، تدبیر در مدیریت بهینه ی بحران ها به موفقیت در لایه های متعددی بستگی دارد که ویژگی های مدیریت بحران مدیران یکی از این لایه ها است؛ لذا توجه کافی به این عامل نقش تعیین کننده ای در مدیریت بهینه ی بحران ها و عملکرد مطلوب مدیران بحران خواهد داشت. هدف این پژوهش، تبیین تأثیرگذاری ویژگی های مدیریت بحران بر عملکرد مدیران بحران با استفاده از مدل ساختاری معادلات ساختاری (مطالعه موردی: استان های جنوب شرق کشور) است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی اطلاعات لازم گردآوری گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای ستاد مدیریت بحران استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، خراسان جنوبی و یزد که تعداد آن ها در سال 1398 حدوداً بالغ بر 100 نفر بود؛ می باشد که با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان و کرجسی، تعداد 80 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون فریدمن) استفاده شد. نتایج این پژوهش، ضمن اینکه مدل ویژگی های مدیریت بحران مؤثر بر عملکرد مناسب مدیران بحران استان های جنوب شرق کشور را مورد تأیید قرار داد؛ نشان داد که بین ویژگی های مدیریت بحران مدیران بحران تفاوت معنادار وجود دارد (05/0p<) که دراین بین بالاترین رتبه را فرهنگ خطاپذیری دارد و پس از آن تعهد مدیریت ارشد در رتبه ی دوم قرار دارد. مدیریت صحیح بحران ها، زمانی فراهم می گردد که ویژگی های مؤثر بر مدیریت بحران ازجمله ویژگی های مدیریت بحران مدیران را شناخته و متناسب با ویژگی های ذاتی و مهارتی، وظایف را به مدیران محول نموده و انتظار عملکرد مطلوب را از آن ها داشت. با توجه به نتیجه به دست آمده، پیشنهاد می شود به ویژگی های مدیریت بحران مدیران بحران توجه شود و با فراهم کردن محیطی که مدیران در آن احساس تعهد و پایبندی بیشتری به امور داشته باشند، زمینه را برای ایجاد عملکرد مطلوب و مناسب آنان فراهم نمود.
رویکرد منظرین در تعامل کوه و شهر؛ رابطه شهرتهران و کوه های البرز از نگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم فروردین ۱۳۹۹ شماره ۸۲
33 - 42
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شواهد بسیاری نشان می دهد که رابطه شهر تهران و کوه های البرز، دارای مطلوبیت نیست و شهر تهران و مردم آن نمی توانند از مواهب و ظرفیت های کوه های شمال آن به خوبی بهره مند شوند. تحقیقات صورت گرفته پیرامون رابطه شهر تهران و البرز نیز نشان می دهد عموم مردم شهر تهران نسبت به کوه های البرز دچار بی تفاوتی شده اند. نگارندگان مقاله بر این باورند که مسئله بی تفاوتی ساکنین شهر تهران نسبت به کوه های پیرامون، به یکباره اتفاق نیفتاده و با از بین رفتن کارکردهای کوه در گذر زمان، این عنصر طبیعی بسیار مهم در ذهن مردم کمرنگ شده است. نظر به چندبعدی بودن مسئله، یکی از روش های بررسی موضوع بررسی موضوع، ازنگاه خبرگان است. هدف و روش پژوهش: این مقاله برآن است با هدف یافتن چرایی این رابطه نامطلوب، نظر خبرگان را جویا شود. لذا برای تحلیل یافته های به دست آمده از مصاحبه های نیمه ساخت یافته با رویکردی اکتشافی از خبرگان، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از مصاحبه خبرگان نشان می دهد براساس طبقه بندی سلسله مراتبی یافته ها، چهار مضمون (دلایل عدم مطلوبیت رابطه شهر تهران و کوه های البرز) اصلی: کاهش جایگاه ذهنی و معنایی کوه، شناخت نادرست کوه و ظرفیت های آن، رویکرد عینی و کالبدی به کوه، و مسائل فرهنگی و 11 مضمون فرعی: ورود مذهب، ورود تکنولوژی، ورود مدرنیته، نظام برنامه ریزی، نگاه جزء نگر و محیط زیستی صرف به کوه، رویکردهای اقتصادی، قابل دسترس شدن کوه، تغییر سبک زندگی مردم، تغییر الگوی معرفت شناسی مردم، باورهای عامیانه مردم، و کاهش تعلق خاطر مردم، که زیرمجموعه مضمون های اصلی قرار می گیرند، به دست آمده است.
واکاوی خاستگاه فلسفی آموزش به اجتماع در فرآیند مشارکت پذیری شهروندان از منظر روش رئالیسم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت امری مهم در برنامه ریزی شهری است؛ یکی از عوامل ناموفق بودن اجرای پروژه های توسعه محلات شهری در ایران عدم توجه به نقش ساکنان است. این مهم، حاصل فقدان برنامه ریزی لازم برای جلب مشارکت حداکثری ساکنان و آموزش آن ها است. هدف این پژوهش، تدوین چارچوب مفهومی متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی اسلامی برای ارائه الگوی بومی آموزش ساکنان مبتنی بر فلسفه رئالیسم اسلامی است. برای نیل به این هدف، جایگاه آموزش در فرایند جلب مشارکت مردمی مبتنی بر مبانی فلسفی اندیشه اسلامی درباب آموزش، با توجه به نقش اجتماع و به تبع آن مشارکت، تحلیل شده است تا ماهیت اندیشه اسلامی در باب آموزش اجتماعی و رفتار اجتماعی در جامعه، اهداف، اصول، روش و محتوای آموزش متأثر از اندیشه اسلامی، ارائه شود. این پژوهش از منظر هدف، تحقیق بنیادی و براساس ماهیت موضوع و حیطه مورد پژوهش در علوم اجتماعی، توصیفی–تحلیلی محسوب می شود. تبیین ویژگی های آموزش به اجتماع براساس فلسفه رئالیسم اسلامی در مقایسه با آن دسته از نظریه های مشارکت در شهرسازی و برنامه ریزی شهری که بر پایه آموزش به اجتماع تدوین شده اند، به عنوان نتیجه تحقیق نشان می دهند، آموزش از جامعه و آموزش برای جامعه اصل است، و نه آموزش به جامعه. در این جامعه، ارزش ها براساس انسان شناسی تبیین می شوند. به این معنی که در جامعه اسلامی، اهداف و نیازهای آموزشی طی فرایندی دوطرفه و با اهمیت بخشی به نقش اجتماع در این فرایند، براساس خواست های جامعه تدوین و در قالب برنامه ریزی شده به جامعه ارائه می شوند.