ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۳۵۹ مورد.
۲۱.

مطالعه ی گونه شناسی و سبک شناسی فلزکاری دیلمیان (مطالعه ی موردی: گنجینه ی سیمینه موجود در موزه ی ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
فلزکاری به عنوان یکی از شاخص ترین هنرها در دوره ی پیش از اسلام شمرده می شد. با نفوذ اسلام در ایران و بنا به دستورات مؤکد دین جدید، هنر فلزکاری شرایط متفاوتی را نسبت به سایر هنرها طی کرد. با توجه به شعائر و اصول دین اسلام نسبت به ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی، تغییرات بنیادی در خلق آثار فلزی رخ داد، اما با این حال، هنرمندان ایرانی مسلمان نسبت به سنت های گذشته ی خود در ساخت اشیا فلزی وفادار ماندند. یکی از این مجموعه ها ظروف سیمین موجود در موزه ی ملی ایران است؛ گنجینه بی نظیر از هنر فلزکاری دیلمیان که گفته شده متعلق به امیری دیلمی مربوط به قرن چهارم هجری و شامل 11 قطعه ظروف کاربردی برای استفاده ی روزانه بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی فنآوری ساخت و تزیین این مجموعه آثار صورت گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی تکنیک ساخت و تزیین این مجموعه اشیا بپردازد. سؤال اصلی این پژوهش عبارتند از: ساخت و تزیین مجموعه ظروف سیمینه بر مبنای چه شیوه هایی (تکنیک های ساخت و تزیین) شکل گرفته است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها از روش تاریخی و توصیفی_تحلیلی بهره گرفته شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی از طریق مراجعه به موزه ی ملی ایران و عکس برداری از آثار است. روش تجزیه و تحلیل با توجه به موضوع تحقیق کیفی است. نتایج تحقیق نشان می دهد این آثار شامل مجموعه ای از ظروف کاربردی سیمین هستند که با روش چکش کاری سرد ساخته شده و تکنیک های تزیین آن ها شامل کنده کاری و سیم سوخته با نقوش نوشتاری به زبان عربی و خط کوفی می باشد.
۲۲.

تأثیر «تازه جلوه کردن» بر ارزش گذاری مجدد پوشاک سنتی زنان بلوچ: مطالعه ای در حوزه ی بازاریابی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
پوشاک سنتی زنان بلوچ به عنوان سرمایه ای فرهنگی، بازتاب دهنده ی جلوه های بصری، هویت اجتماعی و ارزش های فرهنگی این قوم است. اصلی ترین خصیصه آن هنر سوزن دوزی است. بر اساس نظریه انتشار نوآوریِ راجرز، در فرآیند تصمیم گیری و گسترش یک محصول تازه، پنج عامل پیچیدگی، قابلیت سازگاری، رؤیت پذیری، قابلیت استفاده و مزیت نسبی نقش دارند. هدف این پژوهش بررسی نوآوری در پوشاک زنان بلوچ و میزان پذیرش آن در جامعه بر پایه نظریه ی انتشار نوآوریِ راجرز می باشد. پرسش اصلی آن است که راهکارهای مؤثر برای ترویج پوشاک بلوچ، در قالب فرم و سوزن دوزی، با رویکرد نظریه ی نوآوری راجرز چیستند؟ مطالعه ی پیش رو با روش تحلیلی توصیفی و تاریخی انجام شده و داده ها به شیوه ی اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند؛ از نظر هدف، پژوهش کاربردی و جامعه ی آماری پوشاک بانوان بلوچ است. پژوهش حاضر به دلیل فقدان مدل تحلیلی مبتنی بر نظریه ی انتشار نوآوری راجرز جهت تبیین فرآیند پذیرش طرح های احیا شده در پوشاک سنتی بلوچ ضروری است. این پژوهش با تأکید بر «تازه جلوه کردن» به عنوان محرک اصلی پذیرش، راهکارهای عملی برای گذار از میراث فرهنگی به محصول پایدار اقتصادی را ترسیم می کند و شکاف میان اصالت فرهنگی و الزامات بازار مدرن را پر می سازد. یافته ها نشان می دهند، میان ابعاد نوآوریِ راجرز در پوشاک بلوچ و پذیرش اجتماعی آن رابطه ای معنادار وجود دارد. ارزیابی پنج شاخص، برتری این پوشاک را از منظر کیفیت، اصالت و قابلیت هم نشینی با مد روز نشان می دهد. سازگاری فرهنگی، تطبیق آن با سلایق را ممکن ساخته و رؤیت پذیری با حمایت رسانه ای سبب شناخت عمومی می شود. تجربه پذیری فرصت تماس مستقیم مصرف کنندگان را فراهم می سازد و پیچیدگی تولید با فناوری های نو کاهش می یابد. پیوند هوشمندانه ی سنت و نوآوری می تواند این هنر را از سطح محلی به برند ملی و بین المللی ارتقا داده و موجب رونق فرهنگی و اقتصادی گردد.
۲۳.

روانشناسی رنگ در لباس پیکره های نگاره ی ساختن کاخ خُوَرنَق اثر کمال الدین بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
کمال الدین بهزاد، از برجسته ترین نقاشان دوره ی تیموری و صفوی، در آثار خود از عنصر رنگ برای بیان بصری بهره گرفته است. یکی از مهم ترین نگاره های او، ساختن کاخ خورنق است. این اثر، به دلیل تنوع رنگ در لباس شخصیت ها، امکان مطالعه از دیدگاه روانشناسی رنگ ماکس لوشر را فراهم می کند. مسئله ی پژوهش حاضر تحلیل روانشناسی رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های نگاره ی مذکور بر اساس نظریه ی فوق است. در این پژوهش، ابتدا نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر به تفصیل شرح داده می شود و سپس اثر یادشده از این منظر تحلیل می شود. هدف پژوهش شناخت اندیشه های روانی بهزاد در ترسیم لباس پیکره های موجود در نگاره ی ساختن کاخ خورنق بر اساس نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر است. این مقاله کوششی است برای پاسخ به این پرسش: رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های موجود نگاره ی ساختن کاخ خورنق از لحاظ روانشناسی رنگ در اندیشه های بهزاد دارای چه مفاهیم روانی هستند؟ این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش اجرا کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش فیش برداری صورت گرفته است. روش نمونه گیری هدفمند و متناسب با تعدد حضور عنصر رنگ در لباس پیکره های نگاره ی مذکور در تطابق با نظریه ی حاضر تعیین شده است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر از سه گروه زوج رنگی بعلاوه، ضربدر و مساوی برای پوشش لباس پیکره ها استفاده کرده است. رنگ های آبی و سبز بیشترین کاربرد رنگی در نگاره ی حاضر را دارند که این از نظر روانشناسی رنگ جسارت و پشتکار بهزاد در بیان مفهوم رنگ ها را آشکار می کند. او دارای ویژگی های روانی همچون درک شرایط، آرامش طلبی و نشان دادن توانایی های خود به دیگران است.
۲۴.

گونه شناسی و گاه شناسی تطبیقی آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه، اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
تنوع و پیشرفت در اجرای آرایه های آجرکاری، گچ بری و کاشی کاری عموماً در قرون میانی اسلامی به ویژه در دوره های سلجوقی و ایلخانی رخ می دهد. وجود انواع طرح های هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه به صورت مجزا یا در ترکیب با یکدیگر در بدنه ی بناهای مختلف این دوره ها اعم از بناهای مذهبی و غیرمذهبی حاکی از این ادعاست. مسجد جامع هفتشویه از جمله بناهای مهم قرون میانی اسلامی است که تاکنون در ارتباط با گونه شناسی آرایه های آن مطالعه ی منسجمی انجام نشده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از میراث نوشتاری، رجوع در محل به منظور مستندسازی، عکاسی و طراحی از آرایه ها و مطالعه ی تطبیقی با نمونه های مشابه به گونه شناسی آرایه های معماری آن پرداخته شود. سؤال مهم پژوهش حاضر عبارت است از: آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه به چندگونه تقسیم می شوند و گاه شناسی آن ها بر مبنای مطالعات تطبیقی چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که آرایه های کاشی کاری (پنج گونه)، آجرکاری (سه گونه) و گچبری (شش گونه) عمده ی آرایه های مسجد را به خود اختصاص داده اند و با توجه به مطالعات تطبیقی با نمونه های مشابه تاریخ گذاری آن ها عموماً به دوره ی ایلخانی و در مواردی از جمله برخی نمونه های آجرکاری به دوره ی سلجوقی و برخی نمونه های کاشی به دوره ی صفوی منسوب می شوند.
۲۵.

الگوی نقد ارزیابانه ی برون نگر درآثار نقاشی، بر مبنای حرکت جوهریه، مستخرج از حکمت متعالیه ی صدرالدین شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۸
با تفکیک نقد هنری و تاریخ هنر از یکدیگر، نقد هنری در دوران معاصر در سایه ی رویکردها در پارادایم های مختلف رشد نموده و با نظریه ها و روش ها در علوم انسانی پیوند یافته است. عدم وجود دستگاه نظری در نقد هنری، بر ضرورت تقاضا برای بهره گیری از رویکرد ها در منابع فلسفی بومی تأکید می نماید. کتب فلسفی صدرا که تحت الگویی پژوهشی، آغاز و انجام نفس را در حرکت ذاتیه ی جوهریه در چهار سفر توضیح می دهد، پیوندی است میان روش عقلانی و سلوک عرفانی، در معرفت شناسی صدرا و نمونه ی مناسبی جهت رفع این نیاز می باشد. هدف پژوهش حاضر نیز ارائه ی یک مدل علمی از نقد هنری (نقاشی) است که در آن اثر هنری (نقاشی) حرکت در جوهر را از محسوس به معقول و از کثرت به وحدت در بستر نقد آغاز نموده و در نهایت مورد ارزیابی در فرم و محتوا قرار می گیرد. پژوهش حاضر به چگونگی استخراج الگوی نقد ارزیابانه ی برون نگر از آراء صدرا در اسفار اربعه، خواهد پرداخت. پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای به انجام رسیده است. الگوی نقد نقاشی (ارزیابانه ی برون نگر) بر مبنای الگوی پژوهشی صدرا، در مرحله ی اول (امور عامه) به تشریح ماهیت کلی ذاتی و عرضی و نیز علل ناقصه و در مرحله ی دوم مطابق با سفر دوم (علم طبیعی)، به مقولات کَم، کیف، وَضع، اَین، مَتی، ملک، اَن یفعل، اَن ینفعل در اثر نقاشی پرداخته و در مرحله ی سوم به تحلیل دستاورد های مراحل پیشین و حصول علم و ایجاد و انشاء ماهیت به نحو قیام صدوری با حصول به «فرضیه ی وحدت بخش» و کشف «غایت» در اثر می پردازد. در مرحله ی چهارم به ارزیابی اثر در ارتباط با فرضیه ی وحدت بخش و غایت پرداخته و هر آنچه در اثر دارای ارزش است آشکار شده و به این ترتیب، ارزش دریافتی مخاطب با ارزش دستاوردی اثر، برابر یا نزدیک خواهد شد.
۲۶.

تحلیل آیکونولوژیک کاشی نگاره ی نبرد انسان با شیر در کاخ گلستان: بازنمایی گفتمان مشروعیت بخشی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
دوران قاجار را می توان آخرین دوره ی به کارگیری گسترده ی مضامین ادبی، تاریخی و مذهبی در کاشی کاری ایران دانست؛ در این دوران طراحان کاشی با بهره گیری از داستان های حماسی، غنایی، مذهبی و روایات تاریخی، سطوح بناهای مذهبی و غیرمذهبی را آراسته و مفاهیم فرهنگی و سیاسی را منتقل می کردند. نمونه ای شاخص از این آثار، قاب های کاشی دیواره ی شرقی و جنوبی حیاط کاخ گلستان است که صحنه ی نبرد سوارکار با ببر و شیر را نشان می دهد. این نقش که ریشه در کهن الگوهای تمدن های بین النهرینی دارد، در هنر ایرانی با عنوان نبرد بهرام با شیر شناخته می شود و شرح آن در منابع تاریخی و ادبیات حماسی و غنایی به تفصیل آمده است. با توجه به ارزش و جایگاه مفهومی آن، این شمایل تا عصر قاجار به صورت های گوناگون توسط هنرمندان ایرانی اجرا شده است. قاب کاشی بزرگ دیواره ی شرقی، که حدفاصل عمارت اصلی و ساختمان شمس العماره قراردارد، علاوه بر جنبه ی تزیینی احتمالاً حاوی پیامی خاص بوده است. هدف اصلی پژوهش علاوه بر معرفی و شناخت مجلس نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره ی شرقی حیاط کاخ گلستان، تحلیل و تفسیر آن بر اساس اسناد و منابع تاریخی برای دست یابی به ارزش های نمادین پنهان آن است. سؤال اصلی پژوهش این است که مجلس روایی نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره شرقی حیاط کاخ گلستان چه ویژگی هایی داشته و حاوی چه ارزش های نمادینی است؟ این پژوهش با بهره گیری از الگوی سه گانه ی توصیف، تحلیل و تفسیر آیکونولوژیک اروین پانوفسکی، و به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مضمون نبرد بهرام با شیر در هنرهای تزیینی قاجار، به ویژه از عصر فتح علی شاه، با اهداف سیاسی و نظامی و به منظور مشروعیت بخشی به سلطنت به کار گرفته شده است. این مفهوم نمادین به تدریج در متون تاریخی نیز بازتاب یافت و لقب بهرام و اشاره به نبرد او با شیر، به تدریج برای توصیف و ستایش فتح علی شاه و برخی دیگر از شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفت.
۲۷.

مطالعه ی تطبیقی حاشیه نگاری در سنت کتاب آرایی ایران اسلامی (مطالعه ی موردی: کتاب آرایی مکاتب تبریز ایلخانی، هرات تیموری و تبریز صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۹
حاشیه نگاری در فرهنگ تصویری ایران دارای جایگاه و اهمیت ویژه ای است. در تمامی آثار هنری شاهد حضور این عنصر بصری هستیم؛ از جمله در نقوش برجسته، ظروف سفالی و فلزی، فرش، پوشاک، منسوجات، معماری و تزیینات وابسته به آن مانند کاشی کاری و به ویژه در هنر کتاب آرایی ایران. حاشیه نگاری در آثار هنری ایران دارای هویت مستقل و کارکردهای گوناگون بوده و در دوره های مختلف تحولاتی داشته است. هدف از انجام این پژوهش دستیابی به قابلیت های زیباشناسانه ی حاشیه نگاری در سنت کتاب آرایی عصر اسلامی ایران و به ویژه در هنر کتاب آرایی دوره های ایلخانی، تیموری و صفوی است و در پی پاسخ به این پرسش است که با بررسی تطبیقی حاشیه نگاری در سنت کتاب آرایی دوره های ایلخانی، تیموری و صفوی چه قابلیت های زیباشناختی را می توان شناسایی کرد؟ این پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی است و با رویکردی تحلیلی_تطبیقی انجام شده و همچنین گردآوری اطلاعات آن به روش اسنادی و کتابخانه ای است. نتایج حاصل از بررسی ها حاکی از آن است که حاشیه نگاری یک مفهوم زیباشناسانه و یکی از عناصر مهم هنر ایران است که برگرفته از اصول و اندیشه های حکمی و عرفانی آن است و ریشه در باورها و جهان بینی شرقی دارد. از جمله ی این مفاهیم و شاخص ها می توان به ایجاد حریم امن، برجسته کردن موضوع و تأکید بر آن و معطوف کردن نگاه بیننده به درون قاب اشاره کرد. همچنین با بررسی ویژگی های این عنصر بصری به پایبندی هنرمند به اصولی چون اصل نحوست تربیع، اصل سلسله مراتبی و پیروی از نظام رنگی خاص پی بردیم که همگی از اصول زیباشناسانه ی هنر ایران اند و هدف از به کارگیری آن ها همانا بهتر دیده شدن اثر، آماده کردن نگاه مخاطب برای ورود به متن اصلی، ایجاد فضایی برای سکون و سکوت بصری و رابط و اتصال دهنده ی نگاه بیننده و اثر بوده است.
۲۸.

کاربرد تزیینی آرایه های هندسی در شاهنامه طهماسبی (نمونه مطالعاتی: نگاره های داستان زال و رودابه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
نقوش هندسی یکی از مهم ترین جلوه های بصری هنر اسلامی به شمار می آیند که با بهره گیری از قواعد دقیق ریاضی و اصول ترکیب بندی منظم، نقش بسزایی در خلق زیبایی و نظم بصری ایفا می کنند. این نقوش در شاخه های مختلف هنرهای اسلامی از جمله معماری، کاشی کاری، گره چینی و به ویژه نگارگری، حضوری پررنگ و ماندگار داشته اند. در نگارگری ایرانی، بهره گیری از آرایه های هندسی خصوصاً از دوره تیموری به بعد افزایش یافته و در دوره صفوی به اوج خود رسید. نسخه مصور شاهنامه طهماسبی به عنوان یکی از نفیس ترین نسخه های شاهنامه، نمونه ای برجسته از تلفیق روایت های اسطوره ای با جلوه های بصری هنر اسلامی است که در بهره گیری از نقوش هندسی در فضاهای معماری نگاره ها تجلی یافته است. این پژوهش با هدف شناسایی، طبقه بندی و تحلیل انواع گره های هندسی موجود در نگاره های داستان زال و رودابه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نگاره است که 13 نگاره به صورت هدفمند متناسب با موضوع و از بین آن ها، 6 نگاره نمونه های مورد مطالعه به صورت گزینشی انتخاب شده اند. این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها در این پژوهش بازشناسی گره ها و بازطراحی به شیوه خطی با نرم افزار فتوشاپ است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نقوش هندسی به کاررفته عمدتاً مبتنی بر ساختارهای سه ضلعی، چهار ضلعی و شش ضلعی اند و تکنیک های آجرکاری و کاشی کاری در شبیه سازی آنها به کار رفته است. این نقوش افزون بر کارکرد تزیینی، بازتاب دهنده نظام نمادین و هندسی در هنر اسلامی نیز هستند.
۲۹.

بررسی و مقایسه ی نقوش چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران و الهام گیری از آن ها در طراحی لباس بانوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
هنر چاپ باتیک و قلمکار از اصیل ترین هنرهای سنتی ایران هستند که با نقش مایه های متنوع در زمره ی صنایع دستی قرار می گیرند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، معرفی، طبقه بندی و مقایسه ی انواع نقش مایه های به کاررفته در دو هنر مذکور و بهره گیری از این نقوش ارزشمند در طراحی لباس بانوان است؛ تا ضمن حفظ اصالت نقوش، در آثار نوین احیاء شوند. ضرورت این پژوهش از آن جا ناشی می شود که قبلاً پژوهشی با رویکرد طبقه بندی و مقایسه ی نقوش دو چاپ مذکور انجام نشده است تا مورد استفاده ی هنرمندان ایرانی و طراحان خلاق لباس قرار گیرد. مقاله ی حاضر به طرح این پرسش ها می پردازد که شاخص ترین نقش مایه های چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران کدامند و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین نقوش آن ها وجود دارد؟ و چگونه می توان از هنر چاپ و نقوش آن ها با رویکردی مدرن برای طراحی مجموعه لباس بانوان ایرانی بهره جست؟ پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی و به روش کتابخانه ای-میدانی و جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مشاهده ی مستقیم آثار در کارگاه های چاپ است. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که نقش مایه های به کاررفته در چاپ های مذکور، بسیار متنوع بوده و شامل نقوش گیاهی، گیاهی-حیوانی، حیوانی، انسانی، انتزاعی و هندسی می باشند. نقوش گیاهی در این دو هنر گران بها بسیار مورد توجه هنرمندان قرار گرفته اند، به طوری که بسیاری از نقوش را دربرمی گیرند؛ از این رو، نقوش شاخص در هر دو هنر نیز از نقوش گیاهی اند. آرایه های تزئینی مذکور با توجه به گوناگونی و تنوع، دارای پتانسیل بالایی جهت به کارگیری در طراحی لباس ِبانوان ایرانی هستند.
۳۰.

الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
۳۱.

تبیین ویژگی های هنری و فنی منبت چوب قرون هفتم و هشتم هجری قمری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
پس از حمله مغول، آبادی ممالک ایران رو به زوال نهاد، واقعه ای که پس از ایلغار دوم مغول، ایلخانان متوجه آن شدند و در نتیجه فرهنگ شهری و صحرانشینی به هم آمیخت. وزیران ایرانی تفوق قلم بر شمشیر را رقم زدند و هنرها رو به معمور نهادند. پانزده اثر چوبی در قالب صندوق، در، منبر و رحل از زنده بودن هنر منبت در بین مردمان حکایت دارند. تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان از سویی و گرویدن غازان خان به اسلام از سوی دیگر باعث رونق امور در صنوف مختلف، ازجمله فعالیت درودگران و نقاران در ساخت اسباب و اثاثیه مذهبی گردید. نوشتار حاضر در پی آن است که به تبیین ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری دست یازد و در پی پاسخ بدین پرسش است که ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری چیست؟ روش تحقیق با هدفی بنیادی، ماهیتی توصیفی   تحلیلی دارد و جمع آوری داده های آن کتابخانه ای و به ویژه میدانی است. نمونه گیری، تمام شماری شامل پانزده اثر چوبی متعلق به این بازه زمانی است. یافته ها نشان می دهد هنر منبت ایرانی در این دوره، قوام یافته است. کتیبه ها به اقلام رقاع، ثلث و نسخ بوده و گره های هندسی با عناصر گیاهی تلطیف شده اند. عناصر گیاهی عمدتاً اسلیمی های بسیار ظریف هستند که نقشی شبه دکمه را به وفور نشان داده اند. بهره گیری از سرو و چراغدان، احتمالاً در مسیر رونق تصوف بوده و در برخی نقوش، متأثر از ایران باستان است. شیوه روسازی در آثار، بیش تر محدب است، اگرچه آژده کاری های شبه گچی نیز مشاهده شدند. از اواسط قرن هشتم هجری قمری عناصر گیاهی، فراوانی قابل ملاحظه ای یافته و زمینه را برای عصر طلایی هنر منبت ایران در سده های نهم و دهم هجری قمری رقم زده اند.
۳۲.

مطالعه مؤلفه های ساختاری و معنایی قالی سنه مربوط به منطقه کردستان ایران، مطالعه موردی قالی شانه ای الوان منطقه کردستان محفوظ در موزه فرش تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
دوره قاجار به دلیل گسترش و رواج قالی‌بافی در شهرها و روستاها دوره رواج قالی‌هایی با طرح‌های ساده‌تر نسبت به دوران صفوی است. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ نقوش و زیبایی‌شناسی قالی شانه‌ای الوان متعلق به منطقه سنه بین قالی‌های نفیس این منطقه موجود در موزه فرش ایران است. ازاین‌رو پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است چه ویژگی مشترکی بین قالی‌های منطقه سنه در موزه فرش تهران وجود دارد؟ نمادهای موجود در قالی شانه‌ای الوان به چه پیشینه تاریخی در منطقه کردستان باز می‌گردد؟شانه‌های پرتکرار نماد چه هستند؟ پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تاریخی به تجزیه‌وتحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی پرداخته است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که شانه‌ها در این فرش نماد مردان هستند که با توجه به پرتکرار بودن این نقش در سرتاسر ترنج بزرگ و تأکید بر آن و رایج بودن دین ارامنه در دوران ناصری در شهر سنه و تطبیق این شانه با نقاشی‌های سنت بلیز مقدس، معتقد است که نقش شانه‌ در متن فرش نماد سنت بلیز مقدس یکی از اسقفان ارامنه است که نماد او شانه و حامی پشم‌بافان است . همچنین نقش دوست‌کومی در حاشیه اصلی و نقوش تسبیحی در حاشیه‌های فرعی داخلی و بیرونی فرش نقش محافظت از شانه‌ها و ماهی‌های درهم موجود در متن اصلی را بر عهده دارند که در آن زمان از پرتکرارترین نقوش رایج در منطقه بوده‌اند.
۳۳.

مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۹
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی   تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
۳۴.

مطالعه و تحلیل تحولات تاریخی هنر - صنعت دستیِ موتابی در شهرستان میبد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
به تابیدن موی بز برای تولید محصولات مستقیمی چون قاتمه، طناب، بارپیچ و محصولات غیرمستقیمی مانند لتِ سیاه چادر، خورجین، جُل گاو، رونکی الاغ، و جهاز شتر، موتابی گفته می شود. قدمت این هنر - صنعت دستی در بفروئیه که یکی از کانون های اصلی آن در کشور می باشد را می توان دست کم بیش از دو قرن دانست. مسئله اصلی این پژوهش، نشان دادن سیر تحولات تاریخی این هنر - صنعت در بفروئیه میبد می باشد. هدف از این تحقیق که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، علاوه بر شناخت بهتر موتابی و تحولات تاریخی آن، هویت بخشی به اصحاب این هنر - صنعت و فراهم نمودن مقدمات رونق مجدد آن در اشکال و صورت های به روزتر می باشد. یافته های این پژوهش که داده های آن به روش های میدانی و کتابخانه ای و با ابزار مشاهده، مصاحبه، عکاسی و فیش برداری فراهم آمده است، نشان می دهد که از حدود دههٔ 40 خورشیدی و با ورود انرژی برق، ماشین آلات و اتومبیل به بفروئیه، به تدریج همهٔ محورهای مربوط به موتابی از جمله چگونگی تهیهٔ موی بز، حمل ونقل آن، فرایند تولید، محصولات تولیدی، بازارهای مصرف، نرخ اشتغال و جایگاه آن در اقتصاد، پایگاه اجتماعی شاغلان به این هنر - صنعت و اعتبار شهر بفروئیه دچار دگرگونی شده است. تقویت روحیه و اعتماد به نفس موتاب های بفروئی، کمک به شفاف شدن این نکته که موتابی هنوز هم صفت دستی بودن خود را به طور کامل داراست و هم چنین کمک به فراهم آوردن مقدمات ثبت بفروئیه به عنوان شهر ملی موتابی را می توان از دستاوردهای این پژوهش دانست.
۳۵.

بررسی نظام مند پژوهش های علمی حوزه صنایع دستی ایران در سال ۱۴۰۱: موضوعات، رویکردها و روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۲
  این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کمّی، به بررسی نظام مند مقالات علمی منتشرشده در حوزه صنایع دستی ایران در سال 1۴01 پرداخته است. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: وضعیت پژوهش های علمی در حوزه صنایع دستی ایران از نظر موضوعات، رویکردها و روش های به کار رفته چگونه است و چه نقاط قوت و ضعفی در این زمینه وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش شامل 1۶ نشریه معتبر مصوب وزارت علوم در حوزه هنر بود که از مجموع ۶۱۱ مقاله منتشرشده، 188 مقاله مرتبط با صنایع دستی شناسایی شدند. هردو نشریه «هنرهای صناعی اسلامی» و «هنرهای صناعی ایران» با 70 درصد بیش ترین سهم در تولید مقالات مرتبط در این حوزه را دارا هستند، هم چنین در این پژوهش ها 12 موضوع و 1۵ رویکرد پژوهشی عمده شناسایی شدند. موضوعات «نگارگری» و «فرش و دست بافته ها» به ترتیب با ۵۹ و 28 مقاله، بیش ترین توجه را به خود اختصاص داده اند، در حالی که موضوعاتی مانند «آبگینه» و «لاکی کاری» هر کدام با ۲ مقاله سهم اندکی از این مطالعات داشته اند. از نظر رویکرد پژوهشی، «بررسی طرح، نقش، ساختار و محتوا» با ۵۵ مقاله بیش ترین سهم را داراست و پس از آن رویکردهای «تاریخی و سیر تحول» و «معنا و مضمون شناسی» به ترتیب با 28 و 2۵ مقاله در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. علاوه بر آن یافته ها نشان دادند که استفاده از پژوهش های کیفی و روش توصیفی تحلیلی و هم چنین منابع کتابخانه ای در این مقالات غالب بوده و پژوهش های کمّی با ۱ مقاله و میدانی با ۴ مقاله حضور بسیار محدودی داشتند. این پژوهش ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، پیشنهادهایی برای توسعه پژوهش های چندوجهی، کاربردی و نوآورانه در این حوزه ارائه می دهد. 
۳۶.

بررسی و تحلیل تزیینات وابسته به معماری در خانه های دوران قاجار و پهلوی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
بافت قدیم شهر اردبیل با توجه به دارابودن آثاری در حوزه معماری و شهرسازی اسلامی، یکی از مهم ترین موارد در زمینه مطالعات شهرسازی اسلامی است. یکی از عناصر اصلی باقی مانده از این بافت، خانه های تاریخی ارزشمندی بوده که در سال های اخیر تعدادی از آن ها طی طرح های عمران شهری و تغییر سبک زندگی و غیره، از بین رفته و یا تغییر شکل داده شده اند؛ بنابراین شناخت این بناها، به ویژه تزیینات آن ها، امری ضروری است تا شاید در جهت حفاظت و نگهداری این خانه ها اقدامات بیشتری صورت گیرد. به این منظور، هدف اصلی این پژوهش بررسی و مطالعه تزیینات وابسته به معماری در خانه های دوران قاجار و پهلوی شهر اردبیل و عوامل مؤثر بر این تزیینات بوده است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و روش جمع-آوری یافته ها ترکیبی از دو شیوه میدانی و کتابخانه ای است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هاست: مهم ترین ویژگی تزیینات نما و سردر خانه های تاریخی شهر اردبیل چیست؟ چه ارتباطی بین تزیینات خانه ها و مؤلفه های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد در دوره قاجار فضاهای مهم مثل ورودی ها، نماهای اصلی و تالار اصلی (شاه نشین) خانه ها تزیین می شدند و در آن ها از انواع تزئینات شامل طرح های آجرکاری، گچ بری، مقرنس کاری، کتیبه نگاری، آیینه کاری، تزیینات چوبی، ارسی، قواره بری، نقاشی دیواری و غیره، بهره می گرفتند. سردر خانه های دوره قاجار به صورت سردری با مقیاس متوسط تا کوچک، دارای دری معمولاً دولته با دو کوبه بوده است. در بالای آن یک طرح آجری به صورت طاق نمای تزیینی کار شده است. همچنین تزیینات منفردی چون طرح های آجرکاری به شکل گل نیلوفر، نصب مجسمه های سنگی در دو قسمت ورودی و قراردادن حلقه و کوبه، در تعدادی از خانه های این دوره نیز مشاهده می شود. در سردر خانه های دوره پهلوی از تزیینات کاسته شده و بیشتر در نمای ساختمان، معطوف شده است. در این دوره معمار کوشیده است انواع طرح های آجرکاری را به صورت ساده در پیشانی نماها به کار گیرد. همچنین وضعیت طبقات اجتماعی و فرهنگی با تزیینات خانه ها در ارتباط بوده است. الگوهای فرهنگی، مانند به کارگیری و نصب کوبه ها و حلقه ها، اصل نفوذپذیری بصری، با به کارگیری بازشوها، اصل محرمیت را به خوبی در خانه های سنتی شهر اردبیل نشان داده است؛ ولی در دوره پهلوی خانه ها از اصل محرمیت دور شدند. همچنین رتبه بندی اجتماعی و طبقاتی صاحب خانه ها، با تزئیناتی پرتکلف و یا ساده نشان از وضعیت آن هاست.
۳۷.

مطالعه تطبیقی نقوش سوزن دوزی در پوشاک زنان ایل سنگسر و ترکمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
پوشش از دیرباز به دلیل بافت و ساختار اجتماعی، فرهنگی و موقعیت جغرافیایی در بین اقوام گوناگون دچار تغییر و تحولاتی شده است که به مرور زمان هر قومی پوشاک سنتی خود را به عنوان هویت بومی حفظ کرده اند. سوزن دوزی از جمله هنر های سنتی ایرانی است که تنوع بی شماری داشته؛ و در هر اقلیمی به شکلی خاص ظهور یافته است. هنر سوزن دوزی اقوام سنگسر و ترکمن با قدمت دیرینه به عنوان عنصر مهمی در تزیینات پوشاک سنتی بانوان این دو قوم بوده است. چراکه همواره این نوع خاص از پوشاک به عنوان یکی از بستر های اصلی سوزن دوزی، در بازه وسیعی آرایه های تزیینی را در خود جای داده و به عنوان هنری مصور با حفظ اصالت بومی مورد توجه بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که وجوه شباهت و تفاوت در نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان سنگسر و ترکمن کدامند؟ هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان سنگسر و سپس تطبیق با ویژگی های نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان ترکمن، جهت دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق آن ها و در نهایت، توسعه دانش نظری در خصوص پوشاک سنتی اقوام ایرانی است. نوع تحقیق توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی از نوع مضمونی است. شیوه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که ویژگی های مشترک بسیاری در نقوش هر دو قوم از قبیل طبیعت، فرهنگ، هویت، عقاید، باورها و غیره در محدوده جغرافیایی در این نوع هنر بومی قابل شناسایی است که بی شک جنسیت هنرمند در خلق این نقوش در هر دو قوم بسیار تأثیر گذار بوده است. وجود فرم های برگرفته از طبیعت مانند طرح های هندسی، حیوانی، گیاهی، انتزاعی و همچنین کاربرد محدود نقوش انسانی، توجه به نکات ظریف و جزئیات در سوزن دوزی پوشاک سنگسر و ترکمن با استفاده از نخ ابریشم متمایز کننده از دیگر نقوش هستند که با گذر زمان این نقوش به صورت نماد هایی با مفاهیم و هویت بومی درآمدند.
۳۸.

بررسی منظره پردازیِ سه نگاره از لیلی و مجنون (خمسه نظامی) بر اساس اصل تناظر عالم کبیر و عالم صغیر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
در نگرش سنتی یعنی نگرش برآمده از سنن و وحی الهی باور بر این بود که عالم و آدم هر دو جلوه حق و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق میان عالم کبیر و عالم صغیر است. بر اساس آموزه های وحیانی و تفاسیر دینی و عرفانی، جهان دارای سلسله مراتب و هر یک از مراتب به عنوان رمز مرتبه بالاتر، هم جزئاً و هم کلاً دارای مطابقت هستند. مسئله تحقیق این است که نگاره های نگارگری ایرانی و اسلامی از منظر چنین نگرشی که به تناظر عوالم صغیر و کبیر معتقد است، چگونه دیده و تبیین می شود؟ همه تصورات نگارگر اعم از عقلی و خیالی و دریافت های حسّی، همه و همه چیزی جز جلوات حق نیست. نگارگر عارف، به دلیل حضور در زیست جهان سنتی خواسته یا ناخواسته متأثر از این روح دست به آفرینش گری می زند و نگاره او به نحوی دلالت به حق دارد. در این پژوهش سعی برآنست تا از این منظر به تحلیل سه اثر از نگاره های مکتب تبریز دو که با داستان لیلی و مجنون در ارتباط اند بپردازیم. هدف پژوهش حاضر، شناخت و ارائه مؤلفه های تصویری در تناظر بین عالم کبیر و عالم صغیر نگارگر تعلیم یافته در مکتب عرفان اسلامی برای تحلیل نگارگری ایرانی و یافتن نتایج نوین از آن است. این تحقیق از حیث چیستی، کیفی و از لحاظ ابزار، عِلّی و تفسیری است و تعلیل و تفسیر هم مبتنی بر آموزه های ابن عربی است. شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. نتایج حاصله نشان می دهد که اکثر نگاره ها صرفاً انعکاس جهان بیرونی و یا روایت نیست، بلکه به ارتباط بین «انسان- عالم طبیعت- خداوند» اشاره دارد. گویی نگارگر، آیینه گردانی این دو عالم در برابر هم و سریان عشق را در ارکان هستی به تصویر می کشد. آنجاست که خیال انسان به پدیدههای محسوس در منظره پردازی ها به دیده رمز می نگرد و نگاره ها مانند خواب، تعبیر و تفسیر می شود.
۳۹.

تحلیل رفتار اجرایی نوازندگان، بر اساس نشانه های نوازندگی در منابع مکتوب و مواد فرهنگیِ قرون میانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
کم وبیش تمامی یافته های فرهنگی که از لایه های باستان شناسی پدیدار می گردند، در بیان اندیشه و تفکر ویژه ی آدمی وارد میدان تحلیل می شوند. یافته های آراسته به نشانه های موسیقی دربردارنده ی مفاهیمی چون مورفولوژی، سازشناسی، چگونگی شیوه های اجرایی ابزارهای موسیقایی و مسائل دیگر هستند. ازاین رو این نوشته در راستای سبک ها و ساختارهای نوازندگی کهن ِمکتوم مانده، با یک تسلسل تاریخی کارآمد و با دو رویکرد باستان شناسی موسیقی و آیکونوگرافی موسیقی سمت وسو گرفته است. امروزه در امر نواختن تقریباً تمامی نوازندگان برای ارائه ی سُنُریته ی ویژه، نوازندگی خاصی را اجرا می کنند. بدین گونه پژوهش حاضر برای دستیابی به ساختار نوازندگی ها در قرون 3 تا 7 ه.ق، داده های باستان شناسانه و منابع دست اول موسیقی را در اولویت بررسی خود قرار داده است. هدف پژوهش، نگاه موسیقایی به داده های فرهنگی، شناسایی تفاوت ها در نوع نوازندگی و استخراج سبک های مکاتب گوناگون در قرون میانی اسلامی است. پرسش اصلی پژوهش این است که واقع-گرایی ِشیوه های اجرایی سازهای موسیقایی بر ماده های فرهنگی، در گستره ی دید تصویرگر تا چه اندازه صحیح و با واقعیت تطابق دارد که بتواند تفاوت های اجرایی نوازندگان را آشکار کند؟ پژوهش حاضر تقریباً با استفاده از تمامی داده ها (نه صرفاً نسخ خطی) به شیوه های اجرایی نوازندگان در قرون نامبرده پرداخته که تاکنون در نهاد داده های فرهنگی محفوظ بوده اند؛ چنانکه 41 یافته از میان 98 داده ی باستان شناسی که از نوع کاسه، بشقاب، بطری، مرکبدان، قالب سفالی و گچی، مجسمه، کاشی و نسخ خطی هستند، آثار مادی این پژوهش را تشکیل می دهند. این داده ها با روش های کتابخانه ای و موزه ای گردآوری شده و با دیدگاه تاریخی، توصیفی-تحلیلی و تطبیقی-کاربردی مورد موشکافی و تحلیل قرارگرفته اند. نتایج نشان می دهد موسیقی و اصول نوازندگی موسیقی دانان در طول قرون میانی اسلامی باوجود محدودیت هاییْ هیچ گاه متوقف نشده و در قالب هنرهای دیگر معرفی شده اند. نوآوری و تفکر موسیقایی نوازنده در ارائه ی صدادهی اختصاصی چنان برازنده و سزاوار ظاهرشده که افراد عالی رتبه و عام، هنرمندان سلطنتی و کوچه بازاری ِتحت تأثیر را تشویق و تحریک به ثبت رفتار اجرایی اش بر مواد خام باارزش کرده است.
۴۰.

تحلیل بصری نگاره «شاپور صورت خسرو را به شیرین نشان می دهد» با شیوه آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
در نگارگری ایرانی می توان تفسیر هنرمند از متن ادبی را از طریق بررسیِ متون مصور با مضامین ثابت که توسط نگارگران به تصویر کشیده شده، تحلیل کرد. نگارگران در ترسیم نگاره های خمسه طهماسبی در واقع معنای دیگری را در نگاره ها خلق کرده اند. یکی از نگاره هایی که نگارگر به عنوان مؤلف یک اثر، معنای افزوده ای را ایجاد کرده، تصویر نگاره «شاپور صورت خسرو را به شیرین نشان می دهد» اثر میرزاعلی در نسخه خمسه طهماسبی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی معنای لایه های پنهانی در نگاره فوق به روش آیکونولوژی شکل گرفته است و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسنادی به طرح این پرسش می پردازد که چه لایه های معنایی پنهان در نگاره مورد نظر وجود دارد؟ نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که این نگاره از نظر بصری وفادار به متن ادبی داستان نبوده و برخلاف خط داستانیِ متن ادبی نظامی، در این نگاره خبری از شادی، رقص، عیش و نوش شیرین و ملازمان نیست؛ و چهره ها با حالت نگران و متعجب به تصویر کشیده است و با وجود تأکید نظامی در متن مبنی بر عدم وجود نامحرمان، میرزاعلی افرادی نامحرم را در اثر نمایان کرده و در نتیجه فضای عاشقانه و تغزلی داستان، تبدیل به فضای خشک، رسمی و درباری در این نگاره شده است. در حقیقت نگارگر با توجه به شروع تدریجی آشفتگی های اجتماعی، بی عدالتی و ظلم حاکمان به مردم در قلمروی ولایت خود و فسادهای درباری در دوره شاه طهماسب صفوی، بر اساس دیدگاه اجتماعی و سیاسی خود با استفاده از عناصر تصویری از قبیل پوشش افراد، مردانی با کلاه تاج حیدری، طبقه کارگری و کشاورزی، کوشک سلطنتی و حالات دسیسه آمیز درباریان، داستان عاشقانه را به یک اثر سیاسی و اجتماعی مربوط به دوران شاه طهماسب صفوی تبدیل کرده است تا به صورت باطنی و غیرمستقیم پیام های هشدارآمیزی مبنی بر نابودی سلطنت در صورت ادامه آشفتگی های اجتماعی را به شاه انعکاس دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان