ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۰۱ تا ۳٬۵۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۳۵۰۳.

پلاستیک تهران در سه مقیاس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۵ تعداد دانلود : ۸۲۳
اینجا تهران است. گنجینه ای فراهم آمده از دویست سال مدنیت عصر جدید، که به سختی می توان تصویری مشخص، خاطره انگیز و بیادماندنی از آن را آن گونه که شایسته این شهر باشد به خاطر سپرد. سیمای تهران با معیارهای سودجویانه شکل گرفته است. جسمیت و ترکیب توده های ساختمانی، که بخشی از مورفولوژی شهر است تحت عنوان پلاستیک شهر قابل بررسی است. در این نوشته به ارزیابی چگونگی پلاستیک شهر تهران پرداخته شده و ادراکات برآمده از آن معرفی شده است.
۳۵۰۵.

چگونگی حضور نور طبیعی در معماری سنتی ایران، نمونه موردی خانه عامری ها کاشان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۱۴
در معماری سنتی ایران، نور طبیعی که به عنوان تنها منبع روشنایی روز بوده، به تأمین روشنایی محدود نشده و از نظری کیفیت بصری و زیبایی فضا نیز مورد توجه معماران بوده است. یکی از نمونه های خوب بازی نورپردازی طبیعی در معماری ایرانی را می توان در خانه های سنتی با فضاهای متفاوت آن یافت. وجود بازشوهای متنوع دیواری و سقفی در این نوع معماری شاهد این ادعاست. در این مقاله با اندازه گیری میدانی و شبیه سازی کامپیوتری، تلاش می کند تا با نحوه توزیع نور و میزان آن از طریق نورگیرهای قدیمی، در فضاهای مختلف خانه آشنا شده و ویژگی نورپردازی تعدادی از فضاهای منتخب این خانه که از نظر شکل هندسی فضا، وضعیت و موقعیت نورگیر، محل قرارگیری در مجموعه و کاربری فضا متفاوت هستند، بررسی شده و رابطه بین تصمیمات طراحانه معمار و کیفیت نورپردازی فضا معرفی می گردد. نتایج حاصله حاکی از آن است که در معماری مسکونی خانه های سنتی ایران، نور روز در کلیه تصمیمات طراحی اعم از انتخاب فضاهای پر و خالی، تناسبات و ابعاد حیاط ها و اتاق ها، جهت گیری هر فضا نسبت به خورشید، میزان دید هر فضا به حیاط و آسمان، عمق هر فضا و شکل و موقعیت نورگیر آن، اهمیت هر فضا از نظر دسترسی و کاربری و غیره نقش تعیین کننده ای داشته و یکی از مهم ترین ارکان طراحی محسوب می شده است راهکارهای طراحانه به کار رفته در این شیوه از معماری، امروز هم می تواند راهگشا و الهام بخش معماران معاصر باشد و امکان بهره مندی هر چه بیشتر از نعمات نورپردازی طبیعی درخانه و کاشانه مردم را فراهم کند.
۳۵۰۷.

بررسی ساخت اسکان موقت پس از سانحه در کشور آمریکا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۹۵
مردم پس از سانحه بیخانمان میشوند و نهفقط بی ساختمان، این به آن معنا است که خانوار در اثر وقوع یک سانحه هستی و اندوختهی مادی و معنوی سالیان خود را بهیکباره نابود شده میبیند. لذا جستجوی شیوههای سریع و مناسب اسکان در شرایط اضطرار و موقت به یکی از مهمترین مراحل بازسازی مبدل میگردد. هرچند اسکان موقت، دورهای کوتاه از مدتزمان بازسازی تا استقرار دائم و اسکان اضطرار دورهای بهمراتب کوتاهتر از آن را شامل میشود اما غفلت از کیفیت زندگی سانحه دیدگان در این دو مرحله میتواند عواقب نامطلوب و گاه جبرانناپذیری برآسیب دیدگان داشته باشد. مسکن موقت اجازه میدهد تا خانوادهها به بهبود زندگی خود برسند. در شرایطی که تعداد زیادی از خانهها از بین رفتهاند، بازسازی میتواند سالها طول بکشد؛ بنابراین، مسکن موقت برای بازسازی جوامع و اقتصاد بسیار مهم است. مسکن موقت مناسب باید از محیطزیست حمایت کند؛ ایمنی و امنیت شخصی، عزت، سلامت و رفاه، وظایف و مشاغل عادی خانوار را فعال نماید. از این منظر فضای سکونت اضطراری و موقت باید بهگونهای طراحی و آماده شود که ضمن حفاظت مردم از شرایط متغیر محیط طبیعی مانند گرما، سرما، باد، ریزشهای جوی و مانند آن ضامن حداقل شرایط آسایش و راحتی آنها نیز باشد. در این مقاله برخی از دستورالعملها برای طراحی مسکن موقت ارائه شده است و مسکن موقت EXO که در پی طوفان کاترینا در ایالاتمتحده آمریکا توسط مک دانیل طراحی گردیده تحلیل میگردد تا گامی در راستای ارائه طرحی برای مسکن موقت مناسب برای زلزلهزدگان در ایران فراهم گردد.
۳۵۰۸.

امکان سخن از نسبت معماری و دین در عصر جهانی شدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۲ تعداد دانلود : ۴۷۰
جهانی اندیشیدن، برای هر حوزه فکری، مستلزم تعامل میان ساحت درونی اندیشه و دیگر ساحت های بیرونی است. این تعامل، متکی بر بنیان های اندیشه درونی است و در عین حال به تناسب مقیاس تعامل بیرونی، نیازمند نظرگاه و اندیشه گسترده تری است. خروج از قلمرو درونی و ورود به محیط گسترده بیرونی، نیازمند توانایی گفتگو و مفاهمه است. گفتگو شاید با زبان مشترک امکان پذیر باشد، اما مفاهمه، بر پایه مفاهیم و پیش فرض های مشترک و بین الاذهانی امکان پذیر است. سخن گفتن و اندیشیدن درباره معماری اسلامی، در مقیاس جهانی، از این قاعده مستثنی نیست. تأمل بر مفهوم معماری و مفهوم اسلام، می تواند زمینه ساز مفاهمه بهتری در جهان امروز شود. این تأمل، از روش های مختلفی چون تصاویر ذهنی، رسانه های جمعی، مصادیق آشنا، امکان پذیر است. از جمله این روش ها مراجعه به تعریف است که در این مجال، با مراجعه به تعریف لفظی معماری، در دو زبان فارسی و انگلیسی، زمینه های ارتباط مفهومی آن با دینِ اسلام بررسی می شود. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که این تعاریف، معماری را فرایندی نظری- عملی در تعامل انسان و هستی می دانند که به دستاورد انسانی سازوار و متناسب با زندگی انسان می انجامد. از آنجا که زندگیِ واقعیِ انسان بر مبنای نظام باور اوست، نوعِ زندگیِ انسان، دین دارانه است و ضرورتاً معماری و معمار، نه تنها مفاهیمی در نسبت با دین، بلکه ماهیتاً دینی اند.
۳۵۱۰.

واکاوی تعامل بین گونه های شکلی مسکن سنتی و ارتباطات فضایی با استفاده از ابزار نحو فضا (نمونه موردی: خانه های سنتی کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۳ تعداد دانلود : ۷۵۷
شهر کاشان را می توان گنجینه ای از خانه های سنتی ایرانی دانست؛ خانه هایی که متعلق به دوره قاجار بوده و مقوله های اجتماعی فرهنگی و اقلیمی بیشترین تأثیر را در شکل گیری پیکره بندی فضایی این خانه ها داشته است . در ا ین پژوهش با محور قرار دادن ورودی، به تحلیل پیکره بندی فضایی در خانه های کاشان پرداخته شد. در مرحله اول، خانه ها به لحاظ شکلی و کالبدی در چهار دسته قرار گرفتند: خانه های تک حیاطه دوطرف حجم، تک حیاطه سه طرف حجم، خانه های تک حیاطه چهارطرف حجم و دوحیاطه چهارطرف حجم. در مرحله دوم تعداد ورودی ها، جایگاه ورودی ها به لحاظ افقی و عمودی و مسیر مستقیم و غیر مستقیم هنگام ورود به خانه ها مشخص شد، سپس به منظور تحلیل ورودی در هر دسته شکلی، از روش چیدمان فضا بهره گرفته شد. در همین راستا دو شاخص هم پیوندی و عمق قابل پیمایش (ارتباط بصری) در بستر این خانه ها مورد سنجش قرار گرفتند. در مرحله سوم نیز، عرصه بندی فضا های تابستان نشین و زمستان نشین خانه های هر دسته شکلی مبتنی بر نمودار توجیهی و تحلیل گراف نمایانی مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه های اصلی پژوهش حاکی از این است که خانه های هر دسته کالبدی شکلی، ارتباطات فضایی شبیه بهکدیگر را رقم زده است، سازمان فضایی عرصهه زیستی ساکنان خانه ها در فصول تابستان و زمستان متفاوت اند. به علاوه رابطه مجموعه ورودی و فضای خانه ها در هر دسته مورد بحث قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دسته کالبدی، تفاوت هایی به لحاظ پیکره بندی فضایی وجود دارد به طوری که در هر دسته، خانه های عمیق و کم عمق به لحاظ بصری دیده می شود، اما معانی اجتماعی فرهنگی مشابهی در هریک از پیکره های کالبدی قابل مشاهده است که مطابق با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی معماری ایرانی اسلامی در شهر کاشان شکل یافته است. همچنین، سازمان فضایی عرصه زیست ساکنان خانه ها در فصل تابستان و زمستان نیز متفاوت بود. در رابطه با ورودی در خانه های هر دسته، مشاهده شد که افزایش تعداد ورودی ها لزوماً موجب کاهش لایه بندی بصری خانه ها در هر دسته و در بین تمامی خانه ها نشده است.
۳۵۱۱.

قدرت و مقاومت در بازنمایی پیکره زن در آثار اعضای انجمن هنرمندان نقاش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۱ تعداد دانلود : ۸۲۱
تعاریف متعدد از "" قدرت "" ، دو رویکرد متفاوت برای آن در نظر می گیرد، رویکردی جهت دار و از بالا به پایین که در آن فاعل قدرت، عامل اعمال آن بر مفعول قدرت بوده و در مقابل، رویکرد فوکویی قدرت است که فاقد جهت بوده و سوژه در یک زمان می تواند فاعل و مفعول قدرت باشد. در این رویکرد، راه برای مقاومت در برابر قدرت باز است و این شکل از قدرت، شکل دهنده زندگی انسانی خواهد بود. در اعمال قدرت به ویژه قدرت جنسیتی می توان از ابزار متعددی بهره گرفت، یکی از این ابزارهای بسیار قوی، نگاه است. تئوری های خیره نگری که به بررسی چگونگی اعمال قدرت به ویژه قدرت مردانه بر پیکره زن می پردازند، بامطالعه نگاه خیره به ویژه نگاه خیره مردانه لذت جویانه، راهی برای چگونگی بیان قدرت در آثار بصری و تجسمی ایجاد می کنند. در این پژوهش، نگارندگان با استفاده از تئوری "" نگاهِ خیره "" و در نظر گرفتن رویکرد فوکویی قدرت، ضمن گردآوری اطلاعات اسنادی به تحلیل محتوا با کمک منابع دیجیتال متکی بر شیوه های کمی و کیفی پرداخته اند، تا با بررسی پیکره های زن بازنمایی شده در آثار اعضای انجمن هنرمندان نقاش ایران و مطالعه نگاه خیره در آثار، تحلیل چگونگی اعمال قدرت در بازنمایی پیکره زن انجام شود. هدف این پژوهش، پاسخ به پرسش اصلی چگونگی اعمال قدرت در بازنمایی پیکره زن در آثار نقاشی و نیز بررسی چگونگی بازنمایی زن در موقعیت قدرت و ارتباط آن با نگاه این پیکره به مخاطب است. بر مبنای فرضیه پژوهش، هنرمند نقاش با مقاومت در برابر سلطه نهاد قدرت ناظر، با دلایل فرهنگی و مذهبی با استفاده از تکنیک های تجسمی از سوژه کردن زن در برابر کلیشه های قدرت جنسیتی امتناع کرده است. در این پژوهش با مطالعه انواع نگاه خیره مطرح شده از سوی چندلر، در بازنمایی پیکره زن، ارتباط عوامل تجسمی، نگاه و قدرت و مقاومت بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، هنرمند نقاش، زن بازنمایی شده را به عنوان موجودی منفعل و تحت سیطره به تصویر نکشیده است، به این معنا که زن، سوژه کنشِ در معرض نگاه قرار گرفتن واقع نمی شود. در رویکردی که با مسئله مقاومت مطرح شده از سوی فوکو در روابط قدرت منطبق است، زن با بازگرداندن نگاه، به ویژه نگاه خیره به سوی مخاطب، در جایگاهِ فاعلِ قدرت قرار می گیرد. در این بازنمایی، هنرمند از کلیه عوامل و مبانی تجسمی بهره گرفته و به خصوص با قرار دادن زن در زاویه دید هم تراز با خود و مخاطب، او را در موقعیت قدرتی برابر قرار می دهد. اما رابطه هنرمند و مخاطب رابطه رایج قدرت است، مخاطب فرصتی برای اعمال قدرت بر هنرمند نداشته و این هنرمند است که با مهارت فنی خود، بیننده را به چگونه دیدن هدایت می کند. ممانعت های فرهنگی که متأثر از فرهنگ اجتماعی و مذهبی هنرمند است، از احساسات بصری لذت جویانه تأثیر بیشتری ایجاد می کند و باعث می شود علیرغم اینکه هنرمند، زن را اغلب بدون پوشش سر بازنمایی می کند، با نهاد قدرت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی ناظر بر فعالیت انجمن نقاشان هم راستا شده و از نمایش زن برهنه به عنوان سوژه نگاه لذت جویانه امتناع ورزد.
۳۵۱۸.

آسیب شناسی طرح های آماده سازی زمین و روندهای اجرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۵۴۷
آماده سازی زمین به عنوان یکی سیاست های اصلی توسعه یِ زمین در دهه 1360 در قوانین مرتبط با اراضی شهری تعریف شده و در پی آن تعاریف آماده سازی زمین و طرح آماده سازی در قوانین و دستورالعمل های مرتبط تبیین شده و مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. تحلیل اسناد و برنامه های موجود در زمینه یِ طرح آماده سازی زمین و روندهای اجرایی آن در ایران، از بی توجهی به تحولات مفهومی زمین و دگرگونی های یادشده و پیمودن مسیری غیرروش مند در تعیین و تحلیل اهداف و مشکلات حکایت دارد. مقصود اصلی پژوهش، ردیابی مشکل های ناشی از تهیه و اجرای طرح های آماده سازی زمین است و با توجه به ویژگی های مشکل هایی که عموماً این برنامه ها با آن ها روبرو هستند و تعدد و تنوع ذی نفعان درگیر در آن ها نیاز به اختیار روشی است که بتواند به ردیابی مشکل های مورد نیاز تمام ذی نفعان بپردازد. از این رو روش فرایند انتخابی مورد استفاده در این پژوهش مشکل یابی هدف مند است که در آن فرصت اعلام نظر ذی نفعان متفاوت فراهم می گردد و در این میان نقش پژوهشگر از یک سو جمع بندی و فراتحلیل نظرات ذی نفعان متفاوت در فرایند تهیه و اجرای آماده سازی است که با به کارگیری فنون گردآوری و تحلیل داده ها هم چون تحلیل محتوای موضوعی انجام می گردد و از سوی دیگر فراهم آوردن چارچوبی برای ابراز نظر و دستیابی به همرأیی است که از طریق تسهیل گری در فرایند منتخب میانجی گری مشارکتی انجام می شود. در نهایت آسیب های اصلی فرایند تهیه و اجرای آماده سازی مورد شناسایی قرار گرفته و در سه محور، پیشنهادهای کلان بر اساس روش مشکل گشایی گروهی ارایه شده است.
۳۵۱۹.

طراحی معیارها و شاخص های اندازه گیری ارزش گذاری خدمات فرهنگی اکوسیستم براساس مختصات بومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۹ تعداد دانلود : ۶۲۶
ﻣﻨﺎﺑﻊ زیﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ در ﺟﻬﺎن ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎیﻪﻫﺎی ارزﺷﻤﻨﺪی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ارزش واﻗﻌﯽ آن ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ ارزشﮔﺬار ی اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و زیﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ را ﺑﺮای ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ویﮋهای ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻫﺎی ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮر و ﻫﻤﯿﻦﻃﻮر ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﮐﺘﺸﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮان و ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻣﺮﺗﺒﻂ در ایﺮان و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش دﻟﻔﯽ، ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ، زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ و ﺷﺎﺧﺺﻫﺎیﯽ ﺑﺮای ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ایﺮان ﺗﺪویﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭘﺲ از ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺟﻮد و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎ، ۵ ﻣﻌﯿﺎر، ۱۷ زیﺮﻣﻌﯿﺎر و ۵۶ ﺷﺎﺧﺺ ﺑﺮای ارزیﺎﺑﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اكﻮﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺘﺨﺮاج و ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ۵ ﻣﻌﯿﺎر اﺻﻠﯽ ﺷﺎﻣﻞ زیﺒﺎیﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، ﺗﻔﺮج و ﺑﻮمﮔﺮدی، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﺎیﺖﻫﺎ و ﭘﺪیﺪهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ارزش ﻣﻌﻨﻮی و ﻣﻌﯿﺎر یﺎدﮔﯿﺮی و آﻣﻮزش ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻌﯿﺎر زیﺒﺎیﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺗﻨﻮع ﭼﺸﻢاﻧﺪازﻫﺎ، ﺣﯿﺎت ﻃﺒﯿﻌﯽ، ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻌﯿﻦ و اﻫﻤﯿﺖ ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ را ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﻌﯿﺎر ﺗﻔﺮج و ﺑﻮمﮔﺮدی زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﭘﺎرکﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ و اﻣﮑﺎﻧﺎت ﻃﺒﯿﻌﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﯿﺎر ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺳﺎیﺖﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻣﻨﺒﻊ اﻟﻬﺎم ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻫﻨﺮی، ﻣﮑﺎنﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ و رویﺪادﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﻌﺮیﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﯿﺎر ﺳﺎیﺖﻫﺎ و ﭘﺪیﺪهﻫﺎی ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ارزش ﻣﻌﻨﻮی ﺑﺎ زیﺮﻣﻌﯿﺎر ﺑﺎورﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ و در ﻧﻬﺎیﺖ یﺎدﮔﯿﺮی و آﻣﻮزش ﺑﺎ ۵ زیﺮﻣﻌﯿﺎر ﺷﺎﻣﻞ داﻧﺶ زیﺴﺖﺑﻮم، داﻧﺶ ﺳﻨﺘﯽ، ﻣﺪیﺮیﺖ داﻧﺶ، آﮔﺎﻫﯽ و داﻧﺶ ذیﻧﻔﻌﺎن و ﺗﺠﺮﺑﻪﮔﺮ ی در ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮای ﻫﺮ یﮏ از ایﻦ زیﺮﻣﻌﯿﺎرﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻧﺠﺎمﺷﺪه ﺷﺎﺧﺺﻫﺎیﯽ اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه اﺳﺖ.
۳۵۲۰.

معماری، به مثابه ذهنِ بسیط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۹ تعداد دانلود : ۷۶۷
نسبت و رابطه انسان و معماری، معمولاً در قالب علوم رفتاری سنجیده شده است؛ اما این پژوهش، با بهره گیری از رویکرد شناختی (4E) قصد دارد، معماری را به عنوان یک مؤلفهِ شناختی، بررسی کند. این امر، متفاوت از تأثیرگذاری محیط در شناخت است که عمدتاً تحت عنوانِ رویکرد برون گرایی و در قالب هایی مثلِ روان شناسی محیطی، تئوریزه می شود. این رویکرد، معماری را به عنوان بخشِ ضروریِ ذهن و شناخت، معرفی می کند. پرسشِ اصلی این تحقیق این است که چگونه معماری به عنوان مؤلفهِ سببیِ شناخت، عمل می کند؟ مهم ترین هدف این پژوهش فهم جدیدی از چیستیِ معماری و به تبع آن، گفتمانِ جدیدی است که با معماری می توان برقرار کرد، علی الخصوص در زمینه معماری های تعاملی و انطباق پذیر که عملاً به عنوان افزونهِ بدن (پروتز) عمل می کنند. روش این تحقیق در سطحِ راهبرد، آرایه منطقی است که در سطحِ تدابیر، پدیدارشناسیِ تن یافتهِ مرلوپونتی را به عنوان منطقِ بیرونی استدلال، مبنای تحلیلِ معماری، به عنوان ذهنِ بسیط، قرارداده است. در این پژوهش، از طریق اثباتِ نقش الزامیِ استعاره، در شناختِ تن یافته و آگاهی و پس از آن، نقش معماری در تولید استعاره های اولیه و مختلط، پرسشِ تحقیق، پاسخ می یابد. لذا در اینجا استعاره، نه یک صناعت ادبی، بلکه به عنوان زیربنایِ مفاهیم انتزاعی و به شدت وابسته به خصوصیاتِ تنِ عامل (شناسنده) و عملکرد تن، در محیط، فرض می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که معماری به عنوان کالبد، به مثابهِ بخشی از ذهنِ بسط یافته، یا به عنوان یک اگزوگرام عمل کرده و معماری به عنوان فضا، با واسطه رفتارهای حسی-حرکتیِ ما، پدیدآورنده، وزن دهنده و تغییردهنده استعاره های اولیه است، لذا به مثابه ذهن بسیط و ذهنِ چندبخشی، عمل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان