ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۸۱.

بررسی سنت نمونه برداری در نگارگری ایرانی - اسلامی بر پایه نگاره های «جوان زانوزده»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: در سنت نگارگری ایرانی، نمونه برداری از آثار شاخص استادان نه تنها شیوه ای رایج، بلکه ابزاری برای انتقال سبک و تداوم مکاتب هنری بوده است. یکی از نمونه های برجسته، کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» است که هنرمندان ادوار مختلف از دوره صفویان تاکنون بارها از آن به صورت خلاقانه نمونه برداری کرده اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که نمونه برداری های انجام شده از آثار شاخص، چگونه در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی قابل تفسیرند؟ هدف پژوهش: این پژوهش در پی آن است با بررسی نمونه های بازتولیدشده کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» و تحلیل جایگاه آنها در سنت نمونه برداری در نگارگری، به علل تقلیدهای انجام شده در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی دست یابد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. بدین منظور ابتدا نسخه های نمونه برداری شده، شناسایی، گردآوری و سپس براساس مقایسه سبک شناختی و محتوایی تحلیل شده اند. جمع آوری داده ها براساس شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است. نتیجه گیری: بررسی نگاره های «جوان زانوزده» نشان می دهد که نمونه برداری در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی، برخلاف برداشت های رایج در نظریه های هنر مدرن غربی، صرفاً بازتولید کورکورانه آثار پیشینیان نبوده، بلکه فرایندی میان ذهنی، خلاقانه و آموزشی میان هنرمند، استاد و سنت هنری محسوب می شده است. نسخه های نمونه برداری شده نه تنها محصول نهایی، بلکه محملی برای بازخوانی، بازآفرینی و تفسیر عناصر بصری و معنایی هستند و امکان انتقال سبک ها، مکتب ها و مفاهیم زیبایی شناسانه را فراهم می آوردند. هر نسخه با حفظ ساختار اصلی، با تغییرات جزئی در ترکیب بندی، رنگ و تزیینات، نشانگر خلاقیت هنرمند و تعامل پویا با سنت پیشین است و بیانگر نقش کارگاه ها به عنوان مراکز آموزش و ارتقای مهارت های هنری است.
۱۸۲.

قیاس شاخص های معنایی منظر شهری تاریخی و معاصر با بهره گیری از روش طرح متوالی اکتشافی (موردپژوهی: منظر شهری شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از مهم ترین چالش های شهر در دوران معاصر، معنا و رابطه متقابل انسان و محیط است. امروزه به دلیل نبود دانش بصری کافی در کنار تأثیرات مدرنیسم، ناهنجاری بصری در شهرها دیده می شوند. تغییرات انجام شده در منظر شهر در دوران معاصر و به کاربردن رویکردهای اثبات گرایی منجر به بی توجهی نسبت به جنبه های نرم و فازی محیط مانند «معنی» شده است. این پژوهش در نظر دارد تا به مقایسه معنای منظر تاریخی و معاصر بپردازد و روشی را برای مقایسه معنا در زمینه های مشابه و سایر شهرها ارائه دهد. در این مسیر، منظر شهری کلان شهر شیراز در کشور ایران به دلیل گسست موجود میان منظر تاریخی و معاصرش، به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شد. پارادایم تفسیرگرایی و رویکرد استفهامی اتخاذ شد و با درنظرگرفتن طرح متوالی اکتشافی در روش های ترکیبی در گام اول، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل محتوا شدند، سپس به کمک خروجی گام اول ماتریس افتراق معنایی تنظیم و به بررسی کمّی تفاوت های معنایی دو متن منظر شهری تاریخی و معاصر پرداخته شد. نتایج نشان داد که در مقایسه منظر شهری تاریخی و معاصر، شهروندان به ابعاد و مؤلفه های مختلفی در دسته بندی های «اقلیم»، «احساس نسبت به بافت»، «کارکرد»، «زیرساخت»، «مسکن»، «جمعیت»، «مردم»، «فرهنگ» و «امنیت و حس تعلق» اشاره کردند و صفات توصیف کننده منظر شهری معاصر به ترتیب شامل «پیچیده»، «رمزآلود»، «ناراحت کننده»، «فاقد هویت»، «تنش زا»، «آشفته»، «پویا»، «جدیدتر» و «شلوغ» و صفات توصیف کننده منظر شهری تاریخی به ترتیب شامل «دارای هویت»، «قدیمی تر»، «آرامش دهنده»، «خوشحال کننده»، «قابل درک (خوانا) »، «ساده»، «منظم»، «ایستا و آرام» هستند.
۱۸۳.

بررسی تطبیقی معماری معاصر چین و ایران: تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر تحولات طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش به بررسی تطبیقی تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر معماری معاصر ایران و چین می پردازد و در پی تحلیل تفاوت ها و شباهت های میان این دو کشور در زمینه طراحی معماری است. مسئله اصلی تحقیق آن است که این عوامل چگونه بر شکل گیری فرم، سبک و محتوای معماری معاصر در ایران و چین تأثیر می گذارند. سؤالات پژوهش بر محور نحوه تأثیرگذاری این عوامل و تفاوت های میان آن ها متمرکز هستند. فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که زمینه های فرهنگی و اجتماعی، به ویژه ریشه های تاریخی و فلسفه های مذهبی، در هر دو کشور نقشی کلیدی دارند؛ در حالی که فناوری های نوین و ساختارهای اقتصادی-اجتماعی تفاوت هایی در مصالح، فرم ها و گرایش های طراحی ایجاد کرده اند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی تلفیق سنت و مدرنیته در معماری معاصر این دو کشور است. همچنین نقش رشد طبقه متوسط شهری، تغییر سبک زندگی و گرایش به نوآوری در شکل دهی به فضاهای عمومی و مسکونی بررسی شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته بوده و شامل تحلیل داده های کمی و کیفی است که از طریق پرسشنامه و مشاهده میدانی گردآوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهند که در حالی که هر دو کشور از مصالح نوین بهره می برند، ایران به حفظ عناصر سنتی در بستر مدرن توجه بیشتری دارد، و چین بیشتر بر فناوری های پیشرفته و فرم های نوگرایانه متمرکز است. نتیجه گیری تحقیق بر نقش غالب عوامل فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری معماری تأکید دارد.
۱۸۴.

تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۲۱
مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان می پردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی به عنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامه ریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا می کند. شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه می دهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگی های جمعیت شناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویت های مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیط های انعطاف پذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیل های کمی و کیفی استفاده شده و داده ها از طریق پرسش نامه و مشاهدات میدانی جمع آوری گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمه عمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطاف پذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگی های جمعیت شناختی نظیر سن و مدت زمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. به عنوان مثال، خانواده های بزرگ تر به فضاهای انعطاف پذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان می دهند، در حالی که افراد جوان تر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمه عمومی اولویت می دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل های چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیط های مسکونی متناسب با سبک های زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه می کند.
۱۸۵.

به کارگیری مدل دیفیوژن پنهان، مبتنی بر شبکه های عصبی در ارائه الگویی برای تولید مدارک معماری (شکل زایی طرح مسکونی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
اهداف: شکل زایی چیدمان فضای معماری، یکی از اولین و طولانی ترین مراحل در فرآیند طراحی معماری است، هدف از این پژوهش، ارائه الگوی نوین شکل زایی مدارک معماری و به طور خاص تولید پلان مسکونی، با استفاده از مدل دیفیوژن پنهان است که برخلاف نمونه های موجود قابلیت اعمال محدودیت های ورودی متنوع را فراهم می کند. روش ها: رویکرد محاسباتی این الگو یک شبکه دیفیوژن پنهان شامل سه شبکه عصبی شبکه پیچشی، کاهش دهنده نویز(UNET) ، شبکه رمزگذار خارجی(VAE) ، شبکه رمزگذار محدودیت ها(Clip) است. برای آموزش این مدل، از یک مکانیزم تنظیم دقیق استفاده شده است. روش انجام این پژوهش از منظر اجرا مبتنی الگوریتم نویسی، با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون است. یافته ها: ارزیابی های پژوهشگران، براساس معیارهای پی.سی.ای، اس.وی.ام، خوانش نمونه های تولید شده و مقایسه عملکرد مدل با مدل های مبتنی برداده موجود نشان می دهد که گردش کار و الگوی پیشنهادی این پژوهش پیشرفت قابل توجهی در زمینه تولید پلان های طبقه نسبت به روش های مبتنی برداده فعلی نمایان کرده است. رویکردی که در آن معمار می تواند نقش فعالی در روند تولید ایفا کند. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند، فرآیند کاری معماران را تسهیل کند و موجب آزادی عمل معماران و بروز خلاقیت بیشتر در طراحی پلان های طبقه شود. مسأله مهم، توجه به نقش مهمی است که معمار می تواند برای ارائه فضاهای اجتماعی، منصفانه و محیطی مسئولیت پذیرتر ایفا کند. چنین رویکردهایی می تواند منجر به ایجاد نقش های جدید و معاصر برای معماران در فرآیند شکل زایی پروژه های معماری شود.
۱۸۶.

منظر به مثابه منبع توسعه (حفاظت از منظر روستا، گامی مهم در فرایند توسعه، مورد مطالعه: روستاهای شهرستان کوهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۶
تحولات معاصر در عرصه توسعه، منظر روستاهای ایران را دستخوش دگرگونی های بنیادین کرده است؛ دگرگونی هایی که نه تنها ساختار کالبدی و کارکردی، بلکه معنا و هویت منظر روستایی را نیز متأثر ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر رویکرد مکان محور و مفهوم منظر به مثابه منبع، در پی آن است که نشان دهد چگونه بی توجهی به ابعاد معنایی و فرهنگی مکان در طرح های توسعه ای، موجب تضعیف بنیان های هویتی و تخریب منظر روستایی می شود. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل پدیدارشناسانه سه مطالعه موردی در شهرستان کوهدشت (روستاهای پای آستان، خسروآباد، ابوالوفا و سرخ دم لکی) در شهرستان کوهدشت است. داده ها از طریق مشاهده میدانی، تحلیل اسناد طرح های توسعه گردآوری و با رویکرد تحلیل تفسیری بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که طرح های توسعه در این روستاها عمدتاً با نگاهی کالبدی و بخشی نگر، بدون درک هستی شناسانه مکان، موجب گسست در پیوند میان عناصر تاریخی، فرهنگی و طبیعی شده اند. در نتیجه، شاخص های مکان ساز همچون «روابط نظام مند عناصر میراثی»، «رویدادپذیری فضاهای جمعی»، «مرکزبودن عناصر قدسی»، «دید و منظر» و «ارگانیک بودن» در روند توسعه نادیده گرفته شده اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که حفاظت از منظر روستایی، امری صرفاً زیباشناختی یا میراثی نیست، بلکه بنیانی برای تحقق توسعه ای پایدار و درون زاست؛ توسعه ای که از درک مکان به مثابه منبع و از خوانش هستی شناسانه فضا برمی خیزد. در این چارچوب، توجه به مفهوم منظر به عنوان منبع در سیاست گذاری توسعه، می تواند الگویی بومی و مقاوم در برابر روندهای یکسان ساز و غیرزمینه مند توسعه فراهم آورد.
۱۸۷.

گفتمان فقر شهری در ایران: تحلیل گفتمان تحولات سیاست های دولتی و بازنمایی های ایدئولوژیک بین دولت های سوم تا سیزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
فقرشهری در ایران همواره پدیده ای چندوجهی و متأثر از بافت های سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی بوده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه های تحلیل گفتمان انتقادی با الهام از نظریات لاکلاو و موفه ، به مطالعه گفتمان های دولتی پیرامون فقرشهری در جمهوری اسلامی از دولت سوم تا سیزدهم می-پردازد. این مطالعه همچنین به بررسی عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر موفقیت یا ناکامی گفتمان های فقرزدایی می پردازد و نشان می دهد چگونه تکنیک های گفتمانی و چارچوب های نظری خاص هر دوره، در تصمیم گیری ها و توزیع منابع اقتصادی تأثیرگذار بوده است. به منظور گردآوری داده ها، اسناد رسمی دولتی، بیانات سیاست گذاران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که در دوره های مختلف، تفسیرها و پیامدهای سیاسی-اجتماعی متفاوتی از مفهوم فقر شکل گرفته است؛ چنان که در برخی دوره ها، تأکید بر دفاع و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، امکان اجرای گسترده سیاست های رفاهی را محدود ساخت و در دوره های دیگر، رویکردهای عدالت توزیعی و حمایت های اجتماعی برجسته شدند. در مجموع، نتایج نشان می دهد گفتمان فقر نقشی کلیدی در ساختاردهی به سیاست های عمومی داشته، و طرز تلقی دولت از ریشه ها و راهکارهای فقر را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.
۱۸۸.

تحلیل ویژگی های بصری گل و مرغ های میرزا آقا امامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از نقاشان مشهور دوره معاصر میرزا آقا امامی بوده که در زمینه های مختلف نگارگری از جمله گل ومرغ سازی فعالیت داشته است. آثار گل و مرغ میرزا آقا نمایشی از دو شیوه گل ومرغ سازی دوره قاجار و معاصر بوده است. پژوهش حاضر تلاش نموده تا با شناخت ویژگی های بصری آثار گل و مرغ میرزا آقا امامی تمایزات دو شیوه گل ومرغ سازی در آثار وی را شناسایی نماید. با توجه به مطالب ذکر شده در بالا این سؤال مطرح است که ویژگی های بصری نقوش گل و مرغ در آثار میرزا آقا در دو دوره قاجار و پهلوی چیست؟ روش تحقیق توصیفی تحلیلی و روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و میدانی بوده؛ از نتایج به دست آمده چنین می نماید که فرم، رنگ و ترکیب بندی در دو شیوه گل ومرغ سازی وی تفاوت هایی داشته که این دو شیوه اجرا را از یکدیگر متمایز کرده است. عناصر به کاررفته در گل و مرغ های میرزا آقا به شیوه قاجار درشت تر و رنگ ها محدود به رنگ های نقاشی دوره قاجار بوده، در زمینه ترکیب بندی موازنه ای میان شکل و زمینه و دارای فضاهای خالی میان عناصر گل و مرغ بوده و روی وسایل کاربردی نقاشی شده است. اما شیوه اجرای دوم گل و مرغ میرزا آقا از نظر فرم عناصر ریزنگارانه تر، رنگ ها متنوع تر و فاصله عناصر با یکدیگر کمتر است و ترکیب بندی در قالب بیضی شکل گرفته است و کمتر روی وسایل کاربردی نقاشی شده بلکه بیشتر به صورت تابلو بوده که به دیوار آویزان شده است.
۱۸۹.

بررسی رویکرد گردشگری تجربه محور در انطباق پذیری و استفاده مجدد میراث صنعتی؛ موردپژوهی: کارخانه نخ ریسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
در سال های اخیر، حفاظت و استفاده مجدد از میراث صنعتی در بسیاری از شهرهای جهان به عنوان رویکردی مهم در توسعه پایدار، مورد توجه قرار گرفته است. چالش های بسیار در یافتن منطبق ترین کاربری، بالابودن هزینه های اقتصادی استفاده مجدد و عدم بازگشت سریع سرمایه، این امر را به فرآیندی پیچیده مبدل کرده است. یکی از جدیدترین رویکردها در مدیریت و بازاریابی، مفهوم اقتصادتجربه است که با کاربست آن در استفاده مجدد میراث میتوان فارغ از نگاه موزه ای درجهت ارزش بخشی و توانمندسازی مجدد میراث تلاش کرد. سایت های صنعتی به دلیل ویژگی های ارزشمند تاریخی و زیبایی شناختی خود، مکان های منحصربه فردی هستند که در صورت انتخاب درست کاربری و ایجاد صحنه های خاص، میتوان تجربه های به یادماندنی را در آنها رقم زد و به شکلی پایدار از آنها بهره برداری کرد. از این رو روش تصمیم گیری چندمعیاره برای انتخاب مناسب ترین کاربری درفرآیند استفاده مجدد نمونه موردی(کارخانه نخ ریسی مشهد) مورد بررسی قرار گرفته است. روش این پژوهش در مرحله بررسی ادبیات موضوع و شناخت نمونه موردی، کیفی است که از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. در مرحله ارزیابی معیارها و گزینه های پیشنهادی ،رویکرد کمی دارد و از ابزار پرسشنامه و نرم افزار expert choice استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که رویکرد"گردشگری تجربه محور" می تواند به عنوان ابزاری برای عملکرد مجدد، احیا و ارزش گذاری مجدد میراث صنعتی متروکه مورد استفاده قراربگیرد تا میراث بتواند بدون وابستگی به هیچ سازمانی به حیات خود ادامه دهد و به توسعه پایدار کمک کند. نتایج نشان می دهد کاربری بدست آمده از روش تصمیم گیری چندمعیاره(هاب نوآوری و خلاقیت نخ ریسی) و طراحی آن طبق اصول اقتصاد تجربه و مدل چهارقلمرو پاین و گلیمور، ضمن پاسخگویی به نیازهای ذینفعان با ارائه تجربه ای متفاوت و به یادماندنی سبب ادامه حیات این مجموعه میراثی شده و آن را برای آیندگان حفظ می کند.
۱۹۰.

نقش وقف در طرحهای توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران: ارائه یک چارچوب تبیین گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
عامل مذهبی و وقف دو عامل واجد اهمیتی می باشند که در ساختار اصلی شهرهای اسلامی و به خصوص ایران تأثیر به سزایی داشته است و عام المنفعه ترین انفاق جهت توسعه شهری در شهرهای اسلامی وقف می باشد. با توجه به اینکه امروزه هدایت و توسعه شهرها تحت عنوان طرح های توسعه شهری صورت می پذیرد و این طرح ها از اسنادی محسوب می شوند که به مدیران کمک می نمایندکه با نگاهی بلند مدت در پی ساختن چشم اندازی مطلوب از شهر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب تبیین گر در خصوص نقش وقف در طرح های توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران صورت پذیرفته و برای انجام آن چهار گام طی گردیده است: در گام اول شناسایی و بررسی مقالات و رساله های مرتبط با موضوع پژوهش و سپس در گام دوم جایگاه وقف در طبقه بندی نهادها مورد بررسی قرار گرفته است، در گام سوم نهادهای رسمی و غیر رسمی وقف شناسایی گردیده و در گام آخر به تأثیر این نهادها در مراحل تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه شهری مورد واکاوی قرار گرفته است. لذا این پژوهش، پژوهشی کیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق تحلیل پژوهش های صورت گرفته که به صورت سیستماتیک انتخاب گردیده حاصل شده است لذا در دسته فراتحلیل قرار گرفته و از نظر کاربست نتایج جز پژوهش های کاربردی محسوب می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وقف در ابتدا به صورت یک سری هنجارها و آداب و رسوم مذهبی بوده که کم کم به صورت یک نهاد رسمی تبدیل شده و در زیر مجموعه نهادهای حاکمیتی قرار گرفته است. هرچند در دید اول نقش نهادهای رسمی به دلیل پشتوانه قانونی و اجرایی در مراحل مختلف این طرح ها مهمتر به نظر می رسد ولی نمی توان نقش نهادهای غیر رسمی وقف را در مراحل مختلف طرح های توسعه شهری انکار نمود در نتیجه کلیه نهادهای رسمی و غیر رسمی در مراحل مختلف طرح های توسعه مؤثر می باشند.
۱۹۱.

تحلیل ساختارتزئینات مناره های آجری خراسان در دوران غزنوی و سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
تزئینات؛ جز جدانشدنی‌و عمده در معماری اسلامی است.تزئینات آجری در سده 2 و 3 هجری شروع شد ودر عصر سلجوقی و غزنوی در حیطه جغرافیائی خراسان به اوج عظمت خود رسید. در این پژوهش به دو سؤال پاسخ داده میشود:الف:ساختار وویژگی بصری‌تزئینات آجری مناره­های، ایاز، کرات، فیروز‌آباد و خسروگرد در خراسان چیست؟ ب- وجود افتراق و اشتراک تزئینات بصری مناره‌های دوره غزنوی و سلجوقی در خراسان چیست؟ در این دوره آمود (پوسته روئی بنا) و زمود(جداره اصلی) با هم اجرا شده است. در دوره سلجوقی فرم های‌تزئینی در دیواره‌ها و پوشش‌ها، سقف‌ها و مناره‌ها ابداع شد که مهم‌ترین ویژگی آن یکی شدن آمود و‌زمود است که در این پژوهش به تحلیل فرم و تکرار نقوش مشابه در کاربرد معنایی در مناره های راهبر با فاصله جغرافیایی متفاوت است. هدف پژوهش، مطالعه تزئینات مناره­های آجری خراسان در دوره غزنویان و سلجوقیان است. رویکرد تحقیق، کیفی بوده و‌روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و تاریخی است. روش تحقیق بر پایه‌ بازشناسی‌نقوش، تحلیل وارزیابی تزئینات آجری مناره‌های ذکرشده استوار است.بنابراین‌تزئینات آجری مناره‌های فیروزآباد، ایاز، خسروگرد، کرات مورد مطالعه وتحلیل است که نقوش آن‌ها از نظر بصری و تجسمی دست‌مایه شناخت خواهد‌بود.جمع آوری داده ها، کتابخانه‌ای و به ویژه میدانی شامل عکاسی و برداشت میدانی است. یافته ها و‌نتایج نشان می‌دهد که ساختار کلی مناره‌ها را می توان در عناصرس سازنده: تاج، ساقه، پایه، حمیل ها وشرفه ها بررسی نمود. تزئینات آجری در‌عناصر شکل‌دهنده مناره‌ها اجرا شده است. تکنیک مورد استفاده، چیدمان و گل‌انداز‌های متنوعی از آجرکاری عصر سلجوقی و غزنوی است.‌مصالح مورد استفاده منحصرا به آجرمحدود است.تزئینات در تاج مناره‌ها شامل‌: گل‌انداز‌های مرکب، شرفه، خطوط کوفی‌بنائی و در ساقه شامل: حمیل‌ها، رگ‌چین‌ها، قطب‌نما و در پایه مناره: آجرچینی‌های هفت رجی هستند.
۱۹۲.

نقش جریان موسیقی غربی بر فرهنگ کافه ای تهران با تمرکز بر مفاهیم روشنفکری، هویت و صنعت موسیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
بیان مسئله: این پژوهش تقابل دو هویت انتسابی و هویت مقاومتی حین مواجهه با مؤلفه های موسیقایی و پیراموسیقایی، در شکل گیری هویتی فرهنگی و متمایز در فضای کافه های تهران را بررسی می کند و همچنین به فهم و توضیح پیچیدگی های حفظ یک هویت مستقل درون فضایی تجاری شده می پردازد. هویتی انتسابی که از روشن فکری، استقلال و آلترناتیو ریشه گرفته، در مقایسه با هویتی مقاومتی که متشکل از مقاومت در برابر مؤلفه های موسیقی عامه پسند و دوری جستن از بدنه جریان حاکم بر صنعت موسیقی ایران است، صحت سنجی می شود.  هدف پژوهش: پرسش این پژوهش بررسی میزان پایبندی جریان موسیقی مستقل نسبت به هویت منتسب شده به آن است.  روش پژوهش: این پژوهش به روش کیفی، تطبیقی و تحلیل محتوا انجام شده است. روش گردآوری داده ها به صورت میدانی و نیز کتابخانه ای بوده که میدان پژوهش شامل تهران و نیز اتریش (به صورت مجازی) در زمستان سال ۱۴۰۱ است.  نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر نظریه های استوارت هال، تئودور آدورنو و تیموتی رایس، آنتونی گرامشی و میشل فوکو؛ تعامل میان هویت فرهنگی، کالایی شدن و تأثیر موسیقی غربی بر فضاهای موسیقی شهری ایران را نشان می دهد. یافته ها نشان دهنده هم پوشانی ماهوی جریان مستقل موسیقی در سال های اخیر با جریان موسیقی عامه پسند است که می بایست تناقضی بزرگ در رسیدن به هدف غایی استقلال در صنعت امروزی موسیقی ایران ارزیابی شود.
۱۹۳.

ارزیابی تطبیقی تاب آوری و خوداتکایی در خانه های سنتی و معاصر بندرعباس با روش TOPSIS فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
بیان مسئله: خانه های سنتی بندرعباس، به دلیل بهره گیری از مصالح بومی و سازوکارهای منطبق با اقلیم گرم و مرطوب منطقه، همواره به عنوان الگویی در زمینه تاب آوری و خوداتکایی مطرح بوده اند. در مقابل، ساخت وسازهای معاصر عمدتاً بر فناوری های مدرن تکیه دارند و در برخی موارد، به علت عدم هماهنگی با شرایط اقلیمی و زمینه اجتماعی، سطح تاب آوری و خوداتکایی پایین تری نشان می دهند. بکارگیری اصول معماری تاب آور در طراحی مجتمع های مسکونی بندرعباس به طور معنی داری منجر به افزایش خوداتکایی ساکنین می شود. هدف پژوهش: ارزیابی تطبیقی میزان تاب آوری و خوداتکایی در خانه های سنتی و معاصر بندرعباس و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن است.  روش پژوهش: ابتدا با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان، مؤلفه های مهم تاب آوری (شهری، کالبدی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی) و خوداتکایی (پایدار، اجتماعی و مدیریتی) شناسایی شد. سپس، برپایه این مؤلفه ها، پرسشنامه هایی با طیف های فازی طراحی و میان جامعه ای از ساکنان و متخصصان توزیع شد. داده های گردآوری شده درنهایت با روش TOPSIS فازی تحلیل شد تا میزان نزدیکی هر خانه به راه حل ایده آل (از نظر تاب آوری و خوداتکایی) تعیین شود.  نتیجه گیری: خانه های سنتی، به دلیل طراحی هماهنگ با اقلیم، استفاده از مصالح بومی، مدیریت بهتر منابع آب و شکل گیری فضاهای اجتماعی مؤثر، در اغلب ابعاد تاب آوری و خوداتکایی از خانه های معاصر پیشی می گیرند. در مقابل، برخی خانه های معاصر که بر فناوری های جدید متکی اند، به ویژه در حوزه های اجتماعی و مدیریتی با چالش مواجه اند. این امر خود را در امتیازات پایین تر تاپسیس فازی نمایان کرد. نتایج حاکی از آن است که به کارگیری اصول معماری سنتی در کنار نوآوری های مدرن، نه تنها مصرف انرژی و هزینه های نگهداری را کاهش می دهد، بلکه تاب آوری و خوداتکایی ساکنان را نیز ارتقا می بخشد. بر این اساس، پیشنهاد می شود در طراحی های آتی، از راهکارهای بومی بهره گرفته شده و بر جنبه های مشارکتی و مدیریتی نیز تأکید بیشتری صورت گیرد.
۱۹۴.

بررسی نیازها و ترجیحات زنان در فضای نیمه عمومی مجتمع های مسکونی بلندمرتبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۰۴
بیان مسئله: بررسی مفهوم سبک زندگی به عنوان مجموعه ای کامل از فعالیت ها و الگوی زندگی افراد می تواند منجر به شناخت نیازها و ترجیحات ساکنان در برنامه ریزی فضایی و طراحی محیط های مسکونی شود. با توجه به این موضوع که نیمی از جمعیت هر جامعه ای را زنان تشکیل می دهند بررسی سبک زندگی آنان از آن جهت حائز اهمیت است که می تواند بینشی را در مورد روش هایی که محیط مسکونی ممکن است بر سلامت جسمی و روانی آنها تأثیر بگذارد، ارائه دهد و به کاهش نابرابری های مبتنی بر جنسیت و بهبود کیفیت زندگی آن ها کمک کند. بااین حال بررسی رفتارهای مسکن مبتنی بر سبک زندگی زنان در ادبیات موضوع به ندرت بررسی شده است. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش شناسایی نیازها و ترجیحات زنان در فضای نیمه عمومی مجتمع های مسکونی بلندمرتبه است که با توجه به سبک زندگی آنها تعیین می شود. روش پژوهش: مطالعه خودمردم نگاری به عنوان روش تحقیق انتخابی در پاسخ دهی به چیستی الگوی فعالیت زنان و شناخت ترجیحات آنان در محیط مسکونی در نظر گرفته شد و به منظور تحلیل داده های کیفی، متن گزارش ها کدگذاری شد و با روش تحلیل تماتیک مضامین اصلی استخراج شد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که محدودیت فضا در واحدهای آپارتمانی و محدودیت در زمان و مکان استفاده از فضاهای عمومی خارج از ساختمان، بسیاری از فعالیت ها را با مشکل مواجه کرده است. در نتیجه اغلب زنان به دنبال محیط مسکونی هستند که بتواند از فعالیت های اجتماعی، فراغتی و کاری آنان پشتیبانی نماید. همچنین نیاز به مدیریت اشیا در فضا، مدیریت ازدحام و شلوغی، مدیریت تردد حیوانات خانگی و برخورداری از امکانات و تدابیر امنیتی از دیگر ترجیحات زنان بوده است. در نتیجه بهره گیری از فضای نیمه عمومی برای یکپارچه سازی زندگی روزمره و امتداد سبک زندگی در بیرون از واحد شخصی در کنار نقش ارتباطی فضای نیمه عمومی می تواند کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی را در سطوح مختلف ارتقا دهد.
۱۹۵.

سیر تحولات منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان از عصر قاجار تا پهلوی اول (1796 الی 1931 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
ذر آن می توان به ردپای انگاره های منظرین و فراتر از آن به افکار و ایده های یک ملت دسترسی یافت و ذهنیت مردمی را که در یک مقطع تاریخی خاص در فضای زیست ملت ی دیگ ر زندگی کرده اند، بازسازی کرد. ذهنیتی که جدا از تأثیرپذیری شخصیت نگارنده و تمایلات شخصی وی در نگاهی وسیع تر با اوضاع و شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و حتی تمایلات استعمارجویانه ارتباط دارد. شناخت منظر ذهنی بر مبنای تفاوت شناختی میان «من» (سفیر: معمولاً اروپایی) و «دیگری» (فرد تهرانی و یا مکان: شهر تهران) شکل می گیرد. براین اساس، این پژوهش با ذکر این سؤال که منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان (از سال 1796 الی 1931 میلادی) چیست، به دو دسته بندی رویکرد کل نگر و رویکرد جزء نگر دست یافته است. در این دسته بندی، مشخص شد خاورشناسان از دوره فتحعلی شاه قاجار به بعد، نگاهشان به مقوله منظر سبز معطوف به اجزاست و توجه آنان به نظام کلی منظر سبز به مثابه یک کل منسجم، قابل درک و بازگویی نیست و تعداد کمی از آنها صرفاً با اشاره کردن به نظام اقلیمی تهران که منجر به زندگی کوچ نشینی می شد، گرته برداری سطحی از کل منسجم منظر سبز شهر تهران داشته اند. به نظر می رسد، توجه به جزئیات منظر سبز به جهت تجربه تجدد اروپایی شدن در تهران با توجه به نظام های کلان برون متنی اعم از قدرت های سیاسی دولت های بیگانه و یا علاقه دولت مردان ایرانی به غرب، توجه خاورشناسان را چه به صورت دستوری- حاکمیتی و چه به صورت سیاسی- فرهنگی بیش ازپیش، معطوف به جزئیات منظر کرده است.
۱۹۶.

بازشناسی روند آپارتمان نشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۸
روند آپارتمان نشینی به عنوان یکی از پیامدهای توسعه شهری معاصر، ضمن پاسخ گویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالش هایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتمان نشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقع گرایی اسلامی» می پردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسان ها و حقوق خلقت زیست محیطی استوار است که برگرفته از آموزه های اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانه های سنتی و آپارتمان های معاصر گردآوری شده اند. علاوه بر این، از ابزارهای پژوهش حاضر می توان به پرسشنامه ها و مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. به منظور واکاوی عینی چالش های آپارتمان نشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقه یک شهر تبریز به عنوان مطالعه موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان می دهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامی ایرانی با کاستی های جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگی های الگوی سکونت اسلامی ایرانی، روند آپارتمان نشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدول های ارزیابی، تفاوت ها و کاستی های آپارتمان ها نسبت به خانه های سنتی و ارزش های اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که آپارتمان نشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینه هایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدی معنوی سکونت، با ضعف های اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعه سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامی ایرانی است. این رویکرد زمینه ساز تحقق شهری انسان محور، عدالت محور و متعادل با محیط زیست در چهارچوب واقع گرایی اسلامی است.
۱۹۷.

Analysis of Social Housing Policies in Iran Using Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
Housing is a fundamental human need, yet rapid urbanization and macroeconomic instability have intensified affordability pressures for low-income groups in Iran. This study employs a grounded theory (GT) qualitative design, based on expert interviews, to evaluate the effectiveness of major state-led initiatives, including the National Housing Plan, the Mehr Housing Project, and the Worker Housing Project. GT enables concepts and categories to emerge inductively from empirical evidence, providing a context-specific understanding of policy dynamics. Findings indicate persistent structural deficiencies: weak site selection, inadequate infrastructure and services, limited stakeholder participation, and insufficient attention to macroeconomic conditions. These shortcomings, together with the spatial concentration of disadvantaged groups, have undermined policy outcomes. In a comparative perspective, participatory models backed by sustainable finance and clear governance, such as Public-Private Partnerships (PPPs), used in several developed countries, contrast with Iran's centralized approach. The study contributes to the housing policy literature by integrating interview-based evidence with international frameworks and by highlighting the need for multi-sectoral, transparent, and financially resilient strategies. Policy implications include strengthening inter-agency coordination and municipal roles, adopting mixed financing mechanisms, integrating infrastructure and services at the planning stage, and designing dispersion and inclusion measures to reduce socio-spatial segregation.
۱۹۸.

تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
۱۹۹.

بررسی اولویت فضای باز و نیمه باز در ساماندهی فضایی مدارس سنتی ایران (نمونه های مطالعاتی: مدرسه غیاثیه، مدرسه چهارباغ، مدرسه خان شیراز و مدرسه حاج صفرعلی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۹
مدرسه به عنوان شاخص ترین فضای آموزشی در طی زمان در بخش ها یی ازجمله معماری دستخوش تحولات متعددی شده است . یکی از مهم ترین تغییراتی که در معماری معاصر روی داده است، تضعیف جایگاه فضای باز و نیمه باز در طراحی این فضاها است . این پژوهش قصد دارد به بررسی نسبت و تناسب فضای باز و بسته در مدارس سنتی ایران بپردازد . در این مدارس، معماران از حیاط به عنوان قلب ارتباطی مجموعه و عنصر مهم در ساماندهی فضایی استفاده می کردند . پژوهش حاضر با توجه به اهمیت فضای باز (حیاط ها) و نیمه باز در ساماندهی فضاهای آموزشی، به ویژه مدارس، در نظر دارد تا با بررسی چهار نمونه الگوی رایج (پروتوتایپ در مکاتب خراسانی، اصفهانی، آذری و شیرازی) مدارس سنتی ایران، کمیت و کیفیت فضاهای باز و نیمه باز را در این مدارس مورد بررسی قرار دهد . راهبرد انجام این پژوهش مصداق پژوهی است و بررسی اسناد کالبدی بنا ها و تحلیل آن ها با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است . اطلاعات دراین پژوهش غالباً از طریق اسناد کتابخانه ای گردآوری شده اند. مطالعات، تحلیل و بررسی های انجام شده در این پژوهش، نشان می دهند که فضاهای باز و نیمه باز نقش بسیار مهمی در ارتقا کیفیت فضای مدارس سنتی داشته اند که مهمترین آن ها عبارت هستند از: ایجاد یک نظم و ساماندهی مرکزی به نحوی که فضای باز در قلب مجموعه قرار گرفته و سایر فضاها متناسب با کاربری های خود، در اطراف، جانمایی شده اند، پشتیبانی از فعالیت های متنوع آموزشی در قالب اجتماعات بزرگ، گروه های کوچک و انفرادی، بستر ایجاد تعامل با طبیعت در سه درجه کیفیت از طریق حیاط ها، ایوان ها، ایوانچه ها و بازشوها، کمک به ایجاد آسایش حرارتی و ایجاد ظرفیت بهره برداری در شرایط خاص . از نگاه کمّی نیز نسبت این فضاها به مساحت کل فضای آموزشی مدارس سنتی ایران، مقدار قابل توجهی است و در برخی موارد مساحت فضاهای باز و نیمه باز با فضاهای بسته برابری می کند .
۲۰۰.

بررسی رابطه بین مؤلفه های مؤثر بر نشاط اجتماعی در فضای باز مساجد با بهره گیری از تکنیک نحو فضا (مطالعه موردی: مساجد شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
مسجد مظه ر وحدت، زندگ ی و منب ع نمادی ن اعتق ادات اس ت. حضور اف راد و تقویت تعاملات اجتماعی آنها در مسجد باعث تقویت پوی ایی و نشاط اجتماعی در جامعه می شود. مسجد به عنوان یک عنصر محوری و هویتی درجامعه اسلامی همواره تصویری ثابت درذهن و خاطر عموم داشته است که معاصرسازی این تصویر سنتی درجهت ایجاد نشاط اجتماعی، از چالش های مهم معماری معاصر محسوب می شود. با در نظر گرفتن این نکته که فضاهای مذهبی مانند مسجد علاوه بر تأمین نیازهای مذهبی و آگاه کردن مردم، توسعه فرهنگ و رشد همه جانبه اقشار مختلف یک جامعه، همچنین می تواند نقش بسزایی در جهت ایجاد و ارتقاء نشاط اجتماعی که امروزه یکی از اهداف شهرداری ها نیز است داشته باشد. یکی از عناصر مهم مساجد، صحن و حیاط است که به دلیل پیروی از طرح و نقشه اولین مسجد جهان(مسجد النبی) فرم مربع یا مستطیل دارد و فضایی آزاد و روحانی را برای واردین به مسجد ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های اثرگذار بر نشاط اجتماعی درمساجد است و بر مبنای این بررسی به ارائه راهکارهای طراحی پرداخته خواهد شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش سنجش ترجیحات مردمی را می توان، کلیه شهروندان شهر اصفهان دانست که در مساجد حضور می یابند. اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ها، جمع آوری، کدگذاری و وارد رایانه شده و با استفاده از نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. طبق بررسی ها مشارکت اجتماعی و رویداد مداری با ضریب 961/0 بیشترین و همبستگی اجتماعی و ارزش های فردی با ضریب 15/0 کمترین میزان تاثیر گذاری رابر نشاط اجتماعی دارند. با درنظر گرفتن هر مؤلفه که جمع بندی و ذکر شده است جهت فعال تر و زنده کردن محیط مسجد می توان عواملی چون، کانون ها و فضاهای فرهنگی، تفریحی و عمومی که باعث ایجاد تعاملات اجتماعی و مشارکت جوانان و افراد محله را درنظر گرفت. باتوجه به مؤلفه های بدست آمده از مرحله قبل به بررسی پلان چهار مسجد رحیم خان، مسجد سید اصفهان، مسجد جامع اصفهان و مسجد شیخ لطف الله با استفاده از دو نرم افزار AGraph و Depth Map پرداخته می شود. درآنالیز پلانی سه مسجد رحیم خان، مسجد سید اصفهان و مسجد جامع دیده شد، بیشترین میزان رویداد پذیری برای مشارکت ها و حضور جوانان در حیاط میانی صورت می گیرد. آنالیز هاحیاط میانی را دارای بیشترین هم پیوندی و مؤثر بر ارتقاء نشاط اجتماعی دانسته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان