فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
حدود یک قرن است که نورپردازی در شهر به عنوان بستر و حوزه ای از هنر شهری مورد توجه قرار گرفته است .امروز نورپردازی شهری همگام با پیشرفت های تکنولوژیکی و مطرح شدن نظریه های اجتماعی و شهرسازی در حوزه های گوناگون مورد آزمایش قرار می گیرد و به منظر شهر تنوع می بخشد. در این زمینه یکی از حوزه های نوین شهرسازی و جامعه شناسی شهری، حوزه طراحی تعاملی و مشارکتی است که تنها طراحی و یا برنامه ریزی از پیش تعیین شده منظر شبانه شهر را شکل نمی دهد، بلکه میزان و نحوه حضور مردم در فضای شهری تعیین کننده است. این رویکرد با سرعت و شیوه های خلاقانه در مقیاس های متنوعی از نورپردازی شهر در حال توسعه است. اگرچه حوزه طراحی نورپردازی تعاملی هنوز در دوران و سطح ابتدایی از تجربیات قرار دارد، با این وجود همین تجربه جسته گریخته نشان از پتانسیل بالای این شیوه در شکل دادن به منظر شهر و پویایی فضایی شهری دارد. در این زمینه توجه به رابطة بین فضا و نور با مخاطب ورود به عنوان عاملی که می تواند در نورپردازی فضا نقش آفرین باشد، درک متفاوتی از نور به عنوان یکی از عوامل تعریف کننده منظر ارایه می دهد.
این نوشتار ضمن معرفی و تحلیل پروژة نورپردازی تعاملی به تحلیل پروژة «Light Scraper»1 در شهر ملبورن می پردازد. در این طرح نگاه ویژة طراح به نقش مخاطب است که بسته به حرکت او مناظر مدیا و موسیقی خاص متناسب در فضا ایجاد می شود. به طوری که نحوة تأثیر مخاطب به عنوان عامل سوم در نورپردازی فضاهای شهری، فضایی جمعی را در شهر شکل می دهد که درک شهروندان از فضا و شهر را در ابعاد مختلف به چالش می کشد.
بررسی تطبیقی دگرگونی جمعیت، خانوار، سکونت و شهرگرایی ایران، فرانسه، رومانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد منظرین، راهکاری برای معماری آینده؛ مروری بر نظریات و رویکردهای مانوئل پالرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
معماران به معماری به عنوان شی و به منظر به عنوان زمینه می نگرد که صرفاً شی روی آن قرار می گیرد و کارکردی جز پس زمینه بودن ندارد می نگرند و در فرایند ساخت و ساز جایی که معماری تمام می شود را شروع منظر می دانند. برخلاف اکثر هنرها که شاهد دور شدن از جسمیت هستیم، در معماری شی گرایی را می بینیم. امروز این نوع نگرش در حال تغییر است و توجه به ارجحیت فضا و مکان بر توده منجر شده است تا بسیاری از معماران به منظر و رویکرد منظرین روی آورند. منظر به ایده های مرتبط به فضا نظم می دهد.
در این میان مانوئل پالرم، معمار و نظریه پردازی است که در گستره فراتر از معماری ساختمان، با تآکید بر ساخت منظر، پیچیدگی های دنیای امروز را تعریف می کند. وی در بستر منظر برای معماری معنا قایل است و در منظر نه به دنبال کالبد، بلکه ارتباط آن با انسان است. پالرم تعریف جدیدی از فضا و مفهوم آن ارایه می کند و از آن به عنوان پیامد تحولات خاص یاد کرده که نیاز به ابزارهای ویژه تجزیه تحلیل و چارچوب های ادراکی جدید دارد و پارامترهای جدیدی را فراتر از پارامترهای اقلیدوسی و دکارتی برای فهم آن بیان می کند.
وی تجربیات متفاوتی در زمینه های معماری، برنامه ریزی شهری، منطقه ای و منظر داشته و بر موضوع ساخت منظر به عنوان سنتزی از اقدامات مجزای حفاظت و دگرگونی سرزمینی تمرکز کرده است. اکثر کارهای مطالعاتی و اجرایی او در جزایر قناری است. وی معتقد است پیچیدگی های اجتماعی، انسان شناختی، فرهنگی و طبیعی خاصی در این جزایر نهفته که فعالیت در آن را برای او جذاب می سازد. نتیجه تمرکز او بر چیزی که او ""پدیده فرهنگی"" این جزایر می داند، وی را به دستاوردهای متفاوتی قیاس با سایر نظریه پردازان رسانده است. سکوت و بعد از سکوت، عدم قطعیت، فضا، رابطه دوسویه انسان و طبیعت مهمترین رویکردها و دیدگاه های پالرم هستند که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است.
آیینهکاری در معماری دوره قاجار
حوزههای تخصصی:
تکیه دولت
حوزههای تخصصی:
مطالعه تطبیقی نقش اسفنکس در هنر هخامنشی و هنر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم مهر ۱۳۹۷ شماره ۶۴
53 - 70
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : اسفنکس از انواع نقوش جانوران ترکیبی است که انسان پیشین آن را با ذهن و تخیل خودش آفرید و در طی ادوار مختلف تاریخی، با مفاهیم و ظواهر متفاوت پرورش داد. این نقش در ایران هم نمود پیدا کرد و در دوران باستانی و اسلامی مورد استفاده قرار گرفت. با وجود کاربرد و اهمیت اسفنکس در دوره های تاریخی ایران، این نقش کمتر مورد بررسی و قیاس قرار گرفته و کماکان با نقاط مبهمی روبروست. لذا در این تحقیق به بررسی نقش اسفنکس به عنوان نقشی پرکاربرد در دو دوره تاریخی ایران، هخامنشیان در دوران باستانی و سلجوقیان در دوران اسلامی پرداخته شده است. هدف : هدف از این پژوهش، یافتن تفاوت ها و شباهت های مابین نقش اسفنکس در دو دوره هخامنشی و سلجوقی با رویکردی تطبیقی است. روش پژوهش : در راستای دستیابی به هدف، تصاویر اسفنکس ها در دوره هخامنشی و سلجوقی و مفاهیم مرتبط با آن، جستجو و با تکیه بر روش توصیفی به توصیف مشخصات هر یک در جداولی جداگانه پرداخته، مهم ترین ویژگی های ساختاری نقوش، مشخص شد و با رویکرد تحلیلی دلایل و منابع احتمالی کاربرد آنها مورد بحث و تحلیل قرار داده شده است. علاوه بر این، از منظر بصری آنها را مورد بررسی قرار داده و در انتها با یکدیگر تطبیق داده شدند. نتیجه گیری : نتایج حاصل از این پژوهش نمایانگر وجوه اشتراک و افتراق نقش اسفنکس در این دو دوره است. به طور کلی می توان گفت در اغلب موارد، نقش اسفنکس در دو هنر هخامنشیان و سلجوقیان از لحاظ ویژگی های ساختاری متفاوتند ولی از لحاظ مفاهیم و نقش کاربردی آن با یکدیگر نقاط اشتراک زیادی دارند. در بررسی بصری نیز مشخص شد که هر دوی آنها از منظر ترکیب بندی، ریتم و نوع خط به یکدیگر شباهت دارند. این نقش در دوره هخامنشی نماد خورشید، قدرت شاهنشاهی، محافظ درخت زندگی و نگهبان کاخ بوده، در دو طرف درخت مقدس با مفهوم نیایش در ارتباط بوده و در دوره سلجوقی، نماد خورشید، برکت، وجوه عرفانی، صور فلکی، سحر و جادو، نگهبان قصر، محافظ درخت زندگی، و در دو طرف درخت زندگی با مفهوم نیایش مرتبط است.
قنات قاسم آباد )همدان)، دریچه ایی به معماری زیرزمینی
حوزههای تخصصی:
قناتهای بسیاری در شهرهای مختلف کشور وجود دارد که سالیان متمادی نیازهای آب شرب و یا بخش کشاورزی را برای مردم برطرف ساخته اند. در سالهای اخیر و به مرور زمان این هنر ارزشمند ایرانی با بی توجهی در حفظ و نگهداری واستفاده مجدد روبرو شده است . قناتها اگر چه زندگی را برای این سرزمین به ارمغان آوردند امّا با استفاده بیش از حد و بهره برداری غیر اصولی و عدم مدیریت وهمچنین کم آبی های مکرّر در سالهای اخیر بازسازی و عدم رسیدگی ، قناتها رو به فراموشی نهاده واین هنر و میراث گرانبهای گذشتگان در سالهای اخیر روبه افول و ویرانی رفته است . برخی از قناتها از نظر موقعیت جغرافیایی در اطراف شهرها و روستا ها قرار دارند و میتوان با استفاده از پتانسیل آنها و با توجه به ویژگیهای ساختاری و مکانیزم های هدایت جمعیتی و کنترل شهری از آنها استفاده های قابل ملاحظه ای نمود. رشد و گسترش گردشگری با هدف شناساندن فرهنگ و هنر مهندسی نیاکان دارای اهمیت بسزایی میباشد.قنات قاسم آباد به عنوان یکی از عوامل جذب گردشگر می تواند با به کارگیری معماری سنتی و با اهداف توسعه ایی درجهت افزایش فرصت های درآمدی و ارتقای کیفیت زندگی اهالی بومی گام اساسی برداشت و از رشد معضلات مختلف اجتماعی جلوگیری نماید . این نوشتار در پی تأکید بر ضرورت و توجه به حفظ و احیای قنات و بلاخص قنات قاسم آباد و همچنین توجه به اکوتوریسم ، معماری بومی و توسعه ی پایدار در روستای قاسم آباد و شهر همدان با قدمت چند هزار ساله در جهت رشد و گسترش زمین گردشگری و ایجاد سکونتگاه های غیررسمی میباشد که نیازمند تحلیل، تفسیر و تبیین ساختار ویژه و علل پیدایش این فنون مهندسی باستانی و استفاده ی بهینه از پتانسیل های جانبی در راستای تقلیل مشکلات اداری و نهایتاً به ارائه راهبرده هایی برای بهرمندی اقتصادی اهالی در جهت ارتقای کیفیت زندگی در آنها خواهد گردید. بازشناسی موارد مذکور از طریق بیان چارچوبهای نظری، فنی و تجربی معماری بومی و سکونتگاه های غیررسمی، تبیین نقشه توسعه ی پایدار و رشد سرانه درآمدی در قالب راهبردهای اقتصادی و راهبردهای حوزه گردشگری و شناخت بیشتر قنات روستای قاسم آباد صورت گرفته است.
امکان سنجی پیدایش معماری التقاطی متأثر از معماری اقلیمی سنتی ایران و معماری سبز غرب
حوزههای تخصصی:
معماری التقاطی در ایران پیشینه ای تاریخی دارد. معماران با استفاده از سبک های التقاطی در پی خلق بناهایی نوین با کارآیی مناسب تر در فضاهای معماری و شهرسازی بوده اند. سبک های معماری مدرن به دلیل تعدد، تأثیر بسزایی در تنوع کالبدی ساختمان ها و فضاهای شهری گذاشته اند. معماران ایرانی دوره قاجار و پهلوی از این نوع معماری در التقاط با معماری سنتی استفاده کرده اند که در پیدایش سبک و خلق بناهای شاخص این دوران به خوبی مشهود است. یکی از مهم ترین دغدغه های انسان عصر جدید وجود پیامدهای منفی جهان صنعتی، نظیر آلودگی روزافزون محیط زیست، کاهش منابع طبیعی و سوخت های فسیلی می باشد. معماری سبز با جست وجوی راه حلی برای به حداقل رساندن اثرات منفی ساختمان ها بر محیط زیست است. بدین جهت این نوع معماری، با اصول و مبانی منطبق با ویژگی های طبیعت و انرژی های پاک، اثرات نامطلوب آلودگی های زیست محیطی را کنترل نموده و به مناسب ترین طریق در ساختمان ها مورداستفاده قرار می گیرد و موجب پیدایش معماری پایدار می گردد. معماری اقلیمی سنتی ایران نیز، راهکارهای مناسبی متناسب با شرایط اقیلمی هر منطقه و مهار عوامل مخل جوی داشته است. گرچه استفاده از عوامل جوی و بهره برداری از تابش خورشید و جریان هوا، رایج ترین نوع کاربرد انرژی های بی زیان در معماری سنتی ایران است. در این مقاله سعی بر آن است تا با مطالعه و تحلیل معماری اقلیمی سنتی ایران و معماری سبز غرب، امکان التقاط این دو سبک از معماری در ایران مورد بررسی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب کتابخانه های علمی تخصصی معماری و مطالعه وب سایت های علمی پژوهشی بوده است.
سازمان فضایی شهر ساسانی بیشاپور
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۶ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
ایوان تخت مرمر
مدرسه جعفرآباد بنایی ناشناخته از دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرسه جعفرآباد در فاصله 50 کیلومتری شمال اصفهان در دشت باستانی برخوار قرار گرفته و برای اولین بار، توسط نگارندگان شناسایی شده است. تحقیق حاضر به منظور پاسخ به پرسش هایی همچون تعیین زمان ساخت بنا، دلیل ساخت مدرسه در جعفرآباد و تعیین ارتباط مدرسه با سایر ابنیه و علت قرارگیری مدرسه در بافت فعلی جعفرآباد انجام شده است. روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی تحلیلی است؛ بر همین اساس، پس از بررسی سطحی باستان شناختی آثار و مواد فرهنگی جعفرآباد، مدرسه مورد مطالعه به دقت ثبت و مستند سازی شده و در مرحله بعد با مطالعه متون و منابع مکتوب تاریخی، به ویژه سفرنامه ها، متون جغرافیایی محلی و برخی تواریخ مرتبط با دوران صفوی و قاجار و برخی کتب و منابع دوره معاصر و همچنین بررسی ارتباط جعفرآباد با سایر سکونت گاه های دشت برخوار، پاسخ گویی به سؤالات مطرح شده مورد نظر بوده است. بر این اساس، مشخص شد که مدرسه جعفرآباد در اواخر دوره صفوی و احتمالاً زمان سلطان حسین صفوی ساخته شده و دلیل ساخت آن در این مکان، به واسطه اهمیت شهری جعفرآباد و همچنین در نتیجه موقعیت مکانی ویژه آن، در بین سکونت گاه های عهد صفوی دشت برخوار بوده است. قرارگرفتن مدرسه در بافت فعلی، توسعه شهری جعفرآباد در عهد صفوی را نشان داده و تمهیدی در راستای بالابردن ظرفیت های اقتصادی، به منظور تأمین هزینه های مدرسه و تداوم حیات آن بوده است.
جایگاه دانش روان شناسی محیطی در ساختمان های بلندمرتبه با رویکرد معماری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
چیدمان لباس: مبانی طراحی مد
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به معرفی و تحلیل کتاب «مبانی طراحی مد» پرداخته و در آن به صورت اجمالی عناصر کلیدی طراحی مد، از نخستین مفاهیم برای ایجاد مد تا در انتها درک نهایی در شکل سه بعدی یعنی لباس مورد بررسی قرار گرفته است.
در این کتاب، ابتدا نحوه جستجوی طرح، چگونگی تهیه و به نتیجه رساندن آن با مواد و متریال های مناسب و سپس نحوه شکل گیری یک مجموعه و در نهایت یک بینش درونی از آنچه در صنعت مد رقم می خورد، بیان شده است.
رویکرد این مقاله با هدف ثبت یافته هایی در زمینه مبانی طراحی مد انجام شده است و اهمیت موارد ذکر شده در این زمینه را مشخص ساخته است. مطالعه کتاب حاضر را به تمام افرادی که علاقه مند به آگاهی در زمینه گرایش های صنعت مد و چگونگی اجرای آن می باشند، توصیه می گردد.
بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر اهواز (مطالعه موردی: محله گلستان)
حوزههای تخصصی:
امروزه، جرم و احساس ناامنی در برابر آن، در محلات شهری، از دغدغه های اصلی شهروندان به شمار می رود و در رشد آسیب های اجتماعی مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح امنیت در فضاهای عمومی شهر است. مؤلفه های «حس مکان»، «هویت مکان»، «خاطره انگیزی»، «خوانایی و تصویری روشن از محیط»، «ادراک عمومی و لذت بصری» و «فرم و ریخت» به عنوان شاخص های منظر شهری برای سنجش احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهری به دست می آیند. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری پژوهش، کتابخانه ای و در بخش مطالعات میدانی از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. و روش علّی و همبستگی جهت تحلیل روابط میان «احساس امنیت» و «منظر شهری» به کار گرفته شده است. نتایج بررسی انجام شده نشان می دهد که علی رغم وجود امنیت، احساس امنیت در محدوده مورد مطالعه از دید ساکنین، پایین تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. با توجه به شش معیار هویت مکان، خاطره انگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری، میانگین اساس امینت در دو معیار هویت مکان و خاطره انگیزی بالاتر از میانه نظری و چهار معیار دیگر پایین تر از میانه نظری ارزیابی شده است. بنابراین شهروندان محله گلستان شهر اهواز، دو مؤلفه هویّت مکان و خوانایی را در ایجاد احساس امنیت مؤثرتر می دانند. مشارکت شهروندان در نگهداری از فضا، توجه به اماکن تاریخی، ایجاد محیطی مأنوس، استفاده از آب، درخت، نور، مبلمان و ... از جمله راهکارهای مطرح شده جهت افزایش احساس امینت در سطح محله هستند.
نقش شهرسازی مدرن در تخلفات ترافیکی پیاده بافت قدیم تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی نقش شهر سازی مدرن در بروز تخلفات ترافیکی عابرین پیاده بافت قدیم شهر تبریز می پردازد . روش این مطالعه ‘ علاوه بر مطالعات کتابخانه ای در بر گیرنده مشاهدات محلی‘ تطبیق نقشه موجود بافت و تحلیل های عقلانی می باشد . بررسی ها حاکی از آن است که در این بافت ‘ تخلفات عابرین پیاده به گسستگی بافت فیزیکی‘ تراکم فعالیت های شهری ناشی از موقعیت مرکزی‘ تحدید قلمرو فضایی و مکانی واحد های زیستی ‘ پیوستگی ضعیف شبکه های پیاده و نظایر آن بستگی دارد . از آنجا که بروز تخلفات‘ پیش از آنکه ناشی از فرهنگ تخلف باشد عمدتا به طراحی غیر اصولی بافت و عدم انطباق شبکه های قدیم شهر برمی گردد . بنابراین وجود آنها نه تنها امری طبیعی بلکه غیر قابل اجتناب نیز می باشد . بر اساس نتایج این بررسی ‘ لازمه اصلاح یا کاهش فرهنگ تخلف در وهله اول انجام اصلاحات طراحی و در مراتب بعدی آموزش و فرهنگ سازی می باشد .